سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

عبرت‌هایی چند؛ برای اهل پند

چکیده :یکی از گرفتاری‌های فعالان سیاسی خارج از کشور (و با کمال تاسف حتی داخل کشور) این است که نظام اعتقادی شان به روز نمی‌شود و اظهارات و انتقادات و تجزیه و تحلیل‌هایشان مبتنی بر نظام اعتقادی کلاسیکی است که از قبل در ذهنشان بوده است و به سختی حاضرند بپذیرند که تحولات جدید، آرایش سیاسی را به هم زده و مناسبات تازه‌ای میان بازیگران حاکم شده است. رقبای قدیم، لزوما همچنان در کمپ قبلی باقی نمانده و ممکن است به مرزهای دوستان نزدیک شده باشد. آنها که پیشتر دشمن دموکراسی تلقی می‌شدند این روزها ممکن است در اردوگاه دموکراسی خواهان حضور داشته باشند و تقویت آنها تقویت گفتمان دموکراسی باشد. بالعکس آنها که زمانی مدافع حقوق بشر تلقی می‌شدند ممکن است فرصت طلبی شان هویدا شده باشد....


سجاد سالک

پیرمردهای سلطنت طلبی که بیشتر از سه دهه است از کشور خارج شده و ایران را همچنان بر مبنای رخدادهای انتهای دهه 50 تفسیر می‌کنند، یکی از کمیک ترین پدیده‌های عالم سیاست به شمار می‌روند. این دسته از افراد، عبارات و تکه کلام‌های ثابتی دارند، ناسزاهای مشخص و کلیشه‌ای وردکلامشان بوده و هرگز حاضر نیستند بپذیرند درک اشتباهی از اوضاع و احوال امروز ایران داشته و مناسبات طیف‌های سیاسی متفاوت با آن چیزی است که در ذهن دارند.

از نظر این دسته از افراد، همه ماجراها و اختلاف نظرها در داخل کشور نمایش حکومت بوده، همه اتفاقات و رویدادها از بالا هدایت شده بوده و هرمنتقدی که حرف متفاوتی می‌زند (به اصطلاح) «از خودشان» است.

هرچه از این دسته پیرمردها فاصله گرفته و جلوتر می‌آییم با اکتیویست‌های به نسبت به روزتری مواجه می‌شویم؛ آن‌گونه که فعالان سیاسی منتقدی که در سه سال گذشته کشور را ترک کرده‌اند، حرف‌های متفاوتی برای عرضه داشته و در نخستین روزهای مهاجرت با ارج و قرب فراوانی در خارج مواجه شدند. با این حال تجربه نشان داده که بخش قابل توجهی از نسل‌های متاخر نیز در نهایت به حال و روز دیگر خارج شدگان دچار شده و همگام با تحولات داخلی پیش نمی‌روند و هریک با شدت و ضعف مخصوص به خود در فضای ذهنی قبلی باقی مانده و ادبیاتشان به نسل اول مهاجرین نزدیک تر می‌شود.

مشکل از کجا است؟ ماجرا چیست؟ آیا این آسیب، کنشگران داخلی را تهدید نمی‌کند و در داخل کشور با چنین فعالان سیاسی دور شده از فضایی مواجه نیستیم؟

پاسخ به این پرسش‌ها از این جهت اهمیت دارد که در آستانه انتخابات، سیر تحولات در داخل کشور بسیار سریع بوده و نسل اول و دوم فعالان سیاسی (چه در داخل و چه در خارج) که این روزها کمی از دنیای سیاست فاصله گرفته‌اند در معرض این آفت قرار دارند که همگام با تغییر و تحولات پیش نرفته و ممکن است درکی ناصحیح از روند امور داشته باشند.

حقیقت این است که ماجرا ربطی به داخل و خارج از کشور ندارد. مثالی که در بالا ارائه شده نمونه‌ای حاد از عقب ماندگی سیاسی است که ممکن است در قلب تهران یا کیلومترها دورتر، گریبان افراد پرمدعا، اما کم مطالعه را بگیرد.

در این رابطه همه چیز به «نظام اعتقادی افراد» برمی‌گردد. افراد عموما دارای نظام اعتقادی باثباتی هستند و هرگونه اطلاعات و مواد خام جدیدی که با منطق این نظام اعتقادی سازگار نباشد وارد فرآیند پردازشی ذهن نمی‌شود و در نتیجه داده‌های قدیمی مبنای تحلیل‌های جدید قرار گرفته و پیشنهادات هم با همان قالبی سنتی (که در عالمِ واقع نشانی از آن وجود ندارد) طرح می‌شود.

از همین رو باید گفت وقتی در میان فعالان سیاسی یک کشور، نسبت به پدیده‌ها تصاویر مطلقی وجود داشته باشد، طراحی، بازنگری و ارزیابی مجدد بی معنا بوده و طبیعی است که وقتی ادراکات ثابت بماند، تحلیل و تفسیر نیز به روز نشده و مواد خام جدید اساسا جدی گرفته نمی‌شود و خروجی چنین سیستم فکری ممکن است مضحک به‌نظر بیاید.

چنین است که یکی از گرفتاری‌های فعالان سیاسی خارج از کشور (و با کمال تاسف حتی داخل کشور) این است که نظام اعتقادی شان به روز نمی‌شود و اظهارات و انتقادات و تجزیه و تحلیل‌هایشان مبتنی بر نظام اعتقادی کلاسیکی است که از قبل در ذهنشان بوده است و به سختی حاضرند بپذیرند که تحولات جدید، آرایش سیاسی را به هم زده و مناسبات تازه‌ای میان بازیگران حاکم شده است. رقبای قدیم، لزوما همچنان در کمپ قبلی باقی نمانده و ممکن است به مرزهای دوستان نزدیک شده باشد. آنها که پیشتر دشمن دموکراسی تلقی می‌شدند این روزها ممکن است در اردوگاه دموکراسی خواهان حضور داشته باشند و تقویت آنها تقویت گفتمان دموکراسی باشد. بالعکس آنها که زمانی مدافع حقوق بشر تلقی می‌شدند ممکن است فرصت طلبی شان هویدا شده باشد.

این هنر یک سیاستمدار است که خود را در معرض داده‌های جدید قرار دهد و از به هم ریختن و تغییر نظام اعتقادی‌اش هراس نداشته باشد. در غیر این صورت سرنوشتی چون سالخوردگان شبکه‌های ماهواره‌ای سلطنت طلب دور از انتظار نخواهد بود.

این روزها که به بزنگاه دیگری در تاریخ سیاسی کشور نزدیک می‌شویم و طیف‌های سیاسی در حال سبک سنگین کردن‌های خود برای فعالیت سیاسی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار دارند اهمیت به روز شدن «نظام اعتقادی» بیشتر از قبل خود را نشان می‌دهد. آنها که همچنان در میانه دهه هفتاد گیر کرده‌اند و اسیر دوگانه خیر و شر محافظه کار – اصلاح طلب هستند و یا با فضای انتخابات 88 زندگی می کنند، احتمالا نمی‌توانند خود را با واقعیات جدید تطبیق دهند.

در کنار هراس از تحلیل‌های دور از واقعیت باید نگران پدیده‌ای به نام «اصلاح طلبان پانگلوسی» هم بود. پانگلوس شخصیت خوش‌بینی است در داستان «کاندید» اثر ولتر که فضای موجود را بهترین فضای ممکن می‌داند و هر اتفاق و هر پدیده‌ای را به بهترین شکل ممکن تفسیر می‌کند.

اصطلاح پانگلوسی به فرد یا گروهی از افراد گفته می‌شود که نظام اعتقادی شان همیشه یک دهم پر لیوان را می‌بیند و ساده دلانه نشانه‌های منفی را منکر شده و همواره ظرفیت‌های مغفولی را یادآور شده و با خوش‌بینی اظهار امیدواری می‌کنند که شاید خیری نهفته باشد و شاید این بار اتفاق مثبتی رخ دهد.

اگر قرار باشد در کنار هشدار اول به جریانات سیاسی (به روز نبودن نظام اعتقادی) هشدار دومی هم طرح کرد باید این دسته از اصلاح طلبان پانگلوسی را مدنظر قرار داشت که با حسن نیت اما ساده دلانه نسخه‌هایی تجویز می‌کنند که نسبتی با واقعیات روز و پالس‌های جریان حاکم نداشته و به خاطر خوش‌بینی بی پایه، سرخوردگی‌های بعدی را به دنبال خواهد داشت.

خلاصه اینکه آنهایی که نظام اعتقادی خود را به روز نکرده، با همان تصاویر قدیمی زندگی می‌کنند مواد خام قدیمی جایش را به داده‌های نوین نمی‌دهد و با مطلق گرایی تمام، اتفاقات را تحلیل کرده و برای تحول خواهی نسخه‌های تاریخ گذشته یا امیدواری‌های پانگلوسی ارائه می‌دهند اگر به فکر نباشند، آینده بهتری از همان پیرمردهای سلطنت طلبِ کمیک پیدا نخواهند کرد.

منبع: ماهنامه صنعت و توسعه، شماره 57


یک پاسخ به “عبرت‌هایی چند؛ برای اهل پند”

  1. Ajskd گفت:

    اگر با این حرفا می خواهید کسی مثل احمدی نژاد را در طیف دمکراسی خواه قرار بدید باید با یک نه قاطع از طرف ما مواجه بشید