سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از وبلاگ ها/ ما یازده امام را کشتیم، دوازدهمی هم بیاید…...

از وبلاگ ها/ ما یازده امام را کشتیم، دوازدهمی هم بیاید…

چکیده :همان ملاکهایی که ناصران سیّدالشّهدا را حسینی کرد و لشکر عمربن‌سعد را یزیدی، همچنان وجود دارد و صرف داشتن نام و عنوان شیعه، تضمینی برای هیچ‌کس نیست که حسینی باشد. آن شخص - و بنا به قرینه‌ی توصیه‌ی آن بزرگ تقریباً تمام افراد- کم یا بیش در زندگی خود کار یزیدی نیز می‌کنند پس به هنگام لعن ظالمان اهل بیت پیامبر، لعن به خودشان هم برمی‌گردد. اینجا بود که دلیل تندی مرحوم بهجت را در برخی سخنانشان دانستم. ایشان در گزین‌گفته‌های خود که پیش از درس خارج بیان می‌کردند- آن هم خطاب به فضلای روحانی- به آنان می‌گفت که مگر یازده امام در میان ما نبودند و آنها را کشتیم، دوازدهمی هم بیاید با او همین می‌کنیم!...


شنیده بودم که خواندن زیارت عاشورا چوب دارد امّا چرایش را نمی‌دانستم. چوب‌داشتن اصطلاحی است مانند لرز پای خربزه، یعنی در کنار برکاتش کمی آدم را به زحمت می‌اندازد که البتّه آن هم برکت است ولی بعضی را خوش نمی‌آید. کسانی که اهل حشرونشر با اهل معرفت یا آثار آنان باشند می‌دانند که تقریباً به جز چند استثنا، ذکر یا عملی که در کنار فوایدش گوش آدم را نگیرد نداریم. این از مقدّمه‌ی اوّل.

در سیر مدام ِعالم به سوی مبدأ، به تناسب ظرفیّت ِموجودات، آنان خداگونه می‌شوند، تشخّص می‌یابند، زنده می‌شوند و جان می‌گیرند. این را انسان بعدها و پس از مرگ می‌بیند و کسانی که در این جهان مرده‌اند تا ملکوت آسمانها را ببینند در همین جهان می‌بینند که هر ذرّه‌ای می‌گوید که سمیع و بصیر و خوش است و فقط با نامحرمان خامش. وقتی هر عضو انسان و روز و مکان –بلکه هر «جای‌گاه»ی- تشخّص می‌یابد و روز واپسین به آنچه دیده و شنیده شهادت می‌دهد، تکلیف متونی حیّ و حیات‌بخش مانند قرآن روشن است که «اگر قرآنی بود که با آن کوهها به حرکت در می‌آمدند و زمین به آن پیموده می‌شد و با مردگان به آن تکلّم می‌شد –همین قرآن بود-…» (رعد -۳۱). حکایت زیارات و ادعیه که قرآن صاعد و شبیه‌ترین متون به قرآنند همين است. از جمله‌ی آنان زیارت عاشوراست که برخی به دلیل توضیح همراه آن که تا تضمین اجابت خداوند بالا می‌رود، آن را قدسی دانسته‌اند. این از مقدّمه‌ی دوّم.

در گفته‌های یکی از عرفای عامی (غیرمعمّم و مکتب‌نرفته) که خوشبختانه یا متأسّفانه خیلی شناخته‌شده نیست، علّت چوب‌داشتن زیارت عاشورا را خواندم. می‌گفت دیده که مردی زیارت عاشورا می‌خواند و لعنهای زیارت به خودش برمی‌گشت. به همین دلیل توصیه می‌کرد که دو رکعت نماز و زیارت پس از آن ترک نشود تا مانعی باشد برای عواقبش. توضیحش این است که همان ملاکهایی که ناصران سیّدالشّهدا را حسینی کرد و لشکر عمربن‌سعد را یزیدی، همچنان وجود دارد و صرف داشتن نام و عنوان شیعه، تضمینی برای هیچ‌کس نیست که حسینی باشد. آن شخص – و بنا به قرینه‌ی توصیه‌ی آن بزرگ تقریباً تمام افراد- کم یا بیش در زندگی خود کار یزیدی نیز می‌کنند پس به هنگام لعن ظالمان اهل بیت پیامبر، لعن به خودشان هم برمی‌گردد. اینجا بود که دلیل تندی مرحوم بهجت را در برخی سخنانشان دانستم. ایشان در گزین‌گفته‌های خود که پیش از درس خارج بیان می‌کردند- آن هم خطاب به فضلای روحانی- به آنان می‌گفت که مگر یازده امام در میان ما نبودند و آنها را کشتیم، دوازدهمی هم بیاید با او همین می‌کنیم! همیشه می‌گفتم که چرا جای بنی‌عبّاس و بنی‌امیّه را با شیعه عوض می‌کند، مگر ما قاتل آنان بودیم؟

اسم، لقب، شغل، منصب، لباس، جایگاه، پندار و ادّعای هر شخص درباره‌ی خود یا حتّی باور همگانی پیرامون او دلیلی بر این نیست که در جبهه‌ی خیر است؛ گفتن این حرف حتّی به زبان نیز ساده نیست.

منبع: ایمایان


یک پاسخ به “از وبلاگ ها/ ما یازده امام را کشتیم، دوازدهمی هم بیاید…”

  1. Ermia گفت:

    ميان مطالب سياسي اگر چنين مطالب با بار مذهبي بيشتر آورده شود جا دارد