جمعی از خانواده زندانیان سیاسی: هموطنان! نسبت به این همه ظلم بی تفاوت نباشید
چکیده :خانواده های زندانیان سیاسی ضمن ابراز انزجار از قتل یک انسان بی گناه دیگر در پشت درهای بسته زندان از هم وطنان خود خواسته اند تا نسبت به ظلمی که به زندانیان و خانواده های آنان می شود، بی تفاوت نباشند و اگر هیچ کاری برای توقف این مظالم از دستشان برنمی آید لااقل دایره اطلاع رسانی را گسترش دهند. ...
جمعی از اعضای خانواده های زندانیان سیاسی با انتشار بیانیه ای قتل ستار بهشتی توسط شکنجه گران پلیس فتا را محکوم کردند.
خانواده های زندانیان سیاسی ضمن ابراز انزجار از قتل یک انسان بی گناه دیگر در پشت درهای بسته زندان از هم وطنان خود خواسته اند تا نسبت به ظلمی که به زندانیان و خانواده های آنان می شود، بی تفاوت نباشند و اگر هیچ کاری برای توقف این مظالم از دستشان برنمی آید لااقل دایره اطلاع رسانی را گسترش دهند.
صادر کنندگان این بیانیه همچنین با ابراز نگرانی شدید از وضعیت رهبران محصور جنبش سبز، حفظ سلامت کامل آنان و همه آزادگان دربند را وظیفه حاکمیت خوانده و اعلام کرده اند مسئولیت هرگونه مخاطره برای آنها را به عهده مسئولان قضائی، رئیس قوه قضائیه و مقامات عالی نظام است.
متن کامل این بیانیه که در اختیار نوروز قرار گرفته است در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله
نزدیک سه سال و نیم از کودتای انتخاباتی ۸۸ می گذرد و در تمام این سال ها و ماه ها و روزها ننگ و سیاهی این حادثه منحوس بر در و بام خانه های شهر و دیارمان نشسته و هیچ باران بهاری و پاییزی و برف زمستانی و آفتاب تابستانی آن را نزدوده است. گویی کودتاگران برآنند که از این کودتا به آن کودتا بربام های خانه های دیار سبزمان خیمه بزنند و قهقه مستانه پیروزی سر دهند به واسطه سلاح آتشین غافل از آن که پیروزی در سایه سلاح تنها شکستی مفتضحانه است در عصر حاکمیت دموکراسی!
خداوند متعال در همه این سال ها و ماه ها و روزها از حال ما خانواده های زندانیان سیاسی آگاه بوده است و از احوال عزیزان آزاده دربندمان نیز. او خود به ما توان ایستادگی در برابر ستم داده تا روح سرکشی کافران و طاغیان را در مصاف با پایمردی های عزیزان مظلوم و صبوری خانواده هایشان قاهرانه در هم شکند. کیست که نداند قاتل در هیچ کجای عالم آرامش ندارد حتی اگر آدم کشی حرفۀ او و نان سر سفره زن و بچه اش بشود و نردبان ترقی مادی اش بشود و مدال و ارتقا برایش بیاورد. کیست که نداند شکنجه گر خواب راحت ندارد و همه سیاه کاری های روزش کابوس های شبش خواهد بود. می دانیم که نقاب مسلمانی و سپر ولایت پذیری تنها ابزار ماندگاری چند صباح ستمکاران بدنهاد است اما کیست که نداند در طول تاریخ سخت ترین سپرها و مرغوب ترین نقاب ها هم در مصاف حق و باطل کارکرد خود را از دست داده اند. ما از محرم و کربلا و عاشورا آموخته ایم که رمز بقای انسانیت نه دین داری بلکه آزادگی است. و آزادگی را فقط در خانه شرفا می توان یافت.
ما خانواده های زندانیان سیاسی که بارها و بارها به ستم هم پای عزیزانمان احضار و بازجویی و بازپرسی و محاکمه و محکوم به جرم ناکرده شده ایم، در آستانه سه سال و نیمه شدن تبعات انتخاباتی بدآهنگ و بدفرجام قصد تحلیل اوضاع و شرایط امروز را نداریم و آن را به حوزه و دانشگاه و کوچه و معبر و دکّان و اتوبوس و مترو نزد عالم و عامی وامی گذاریم. قصد ما از این بیانیه و بیانیه های بعدی تنها شرح حال خانواده بزرگ خودمان است که گاه در سایه تورم و گرانی و فقر و فلاکت و بدحالی عامّه به دست نسیان سپرده می شود. خانواده بزرگی که انگار هیبت و عظمتش را کودتاگران نیز دوست دارند که تا عزیزی از بند رها می شود جای خالی اش را در زندان بلافاصله چند زندانی سیاسی جدید پر می کنند تا جمع ما خدای نکرده بی رونق نشود و بیرق حق طلبی مان به اهتزاز درآمده بماند. مبادا که همسایه ها یادشان برود در ام القرای مسلمین چه نان و حلوایی تقسیم می شود در میان جماعت حق طلب آزادی خواه!
ما خانواده های زندانیان سیاسی هربار که پیک شوم بدخبر از حوالی اوین و دیگر بازداشت گاه های به نام و گمنام به سمت و سوی ما می آید، دلمان می لرزد که این بار قرعه به نام کدام مظلومی افتاده است که باید نامش یادآور عیوب حاکمان بی خرد ما شود. هر روز خبری شوم از حوالی زندان به ما می رسد. رفتارهای زننده و غیرانسانی بازجو و مأمور و زندان بان، عکس العمل های طبیعی عزیزان مظلوم دربند ما را به دنبال دارد که ته مانده حق شان را در پشت میله ها با تنها ابزار دراختیارشان، «جان شان»، طلب می کنند. هر روز فریادی و فغانی تازه و دریغ از یک عذرخواهی ساده! گویی ما هر روز باید منتظر جسم سختی باشیم که فرزند عزیزی خود را به آن بکوبد تا دیوانه خودباخته فرمان بری ترفیع بگیرد! نام زهرا کاظمی در کنار نام قربانیان قتل های زنجیره ای که کارشان به محکمه و محبس نکشید و حکم قتلشان را مفتیان خوارجی امر کردند و عاملان عقل و دین باخته اجرا کردند و اقشای این فجایع ننگین در دوره اصلاحات و اقرار وزارت اطلاعات وقت به این جرائم بزرگ و برائت جویی از آن انگار تازه کینه آمرین بی مقدار و عاملین بیچاره را برانگیخت تا در پی کودتای انتخاباتی ۸۸ همه آن چه می خواستند بکنند و فرصت و مجال و جرأتش را نیافتند، تلافی کنند.
ما خانواده های زندانیان سیاسی هرچند که در مقام انسانیت خویش، انسان را عزیز و کریم و شریف می خواهیم و هرگونه مهیا کردن اسباب ذلت و حقارت و مسکنت او را عملی شیطانی فرض می کنیم اما اینک اولویت را به پی گیری اوضاع مظلومان دربندمان می دهیم که جز خدا دادرسی ندارند و غم نان هم وطنان را و فقر و بیکاری و بیماری و خواری آنان را به دیگرانی می سپاریم که ورود به این حوزه و دفاع از حق مظلوم را پرهزینه می پندارند و جرأت نام بردن از عزیزان نام آور ما و مردان و زنان بی نام و گمنام محبوس در زندان ها را به جرم جستجوی رأیشان که حقشان است، ندارند! بگذار دردهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی این دیار را اطبای نفس و جامعه و سیاست و فرهنگ شماره کنند، ما در این بحبوحه بلا وظیفه شتربانی خود را داریم و نجات آنان را از مهلکه نزول ابابیل و سنگباران!
متأسفیم که هنوز پس از سال ها و ماه های هول انگیز پس از کودتا، ما باید نگران جان زندانیان خود در سلول ها و بندها و انفرادی ها و عمومی ها باشیم. باید نگران تبعیدی هایمان باشیم که با زندانیان عادی هم بند و هم سفره اند. باید نگران جان آنان باشیم که در بندهای عمومی یا انفرادی ها ناگهان جسم سخت را نشانه نروند و کبودی ها را پزشک قانونی بعدها علائم بیماری های عادی که هر انسانی در درون و بیرون زندان می تواند به آن مبتلا شود ارزیابی نکند!ما باید نگران جان عزیزانمان باشیم که دادگاه نمایشی و حکم های فرمایشی برایشان کافی نبوده و در زمان اجرای حکم هم باید شکنجه های روحی و آزارهای جسمی شان ادامه داشته باشد تا کینه جویان نفسی تازه کنند و به تئوری پردازان تریبون دار اطمینان دهند که دشمنان را سخت شکسته اند و هیچ ملالی نیست!
متأسفیم که رکورد اعتصاب غذا در زندان های جمهوری اسلامی توسط مسلمانان متشرع و پای بند به احکام اسلامی در شرایطی کاملا اضطراری شکسته است. متأسفیم که بدیهی ترین حقوق یک زندانی در زندان های جمهوری اسلامی به هیچ انگاشته می شود. از مرخصی ها و ملاقات های حضوری و کابینی و امکان تماس تلفنی روزانه هم که بگذریم از انفرادی های بی دلیل در دوره اجرای حکم و شکنجه های روانی با انتقال چند روزه به بند عمومی و بازگشت به انفرادی ها نمی توان گذشت. متأسفیم که بازجو در دوره اجرای حکم هم چنان برای به قول خود متهمش خط و نشان می کشد و زشت تر از آن با ورود به حریم خصوصی او و خانواده اش امنیت روانی آنان را سلب می کند. نام بازجو که بر صفحه گوشی همراه خانواده نقش می بندد انگار دست نشانده ابلیس حامل پیام شومی است! متأسفیم که هر روز بیمارستان ها باید تخت هایی را به زندانیان بیمار شده در زندان های کشورمان اختصاص دهند و رکورد بستری نیز در این دوره بشکند. متأسفیم که امروز نام شاکیان از کودتاگران نظامی و دیگر زندانیان در اوین و رجایی شهر و دیگر زندان ها، با بیماری های عجیب و ناشناخته پیوند خورده و در نهایت «جان» کالای بی ارزشی شده که در دست های کثیف عاملان و مأموران به حراج گذاشته می شود برای سرسلامتی یک انسان دیگر که بنابه نظر گروه خوارجی حاکم هر مقام والایی هم که داشته باشد بری از قربانی خواستن است در عصر حاکمیت دموکراسی!
باری ما خانواده های زندانیان سیاسی این بارنیز ضمن ابراز انزجار از قتل یک انسان بی گناه دیگر در پشت درهای بسته زندان، هرچند گزارش های کذب، ستّار عیوب و ذنب و گناه مرتکبین آن باشد، از همه مقامات مسئول می خواهیم به این همه بی اعتنایی به حقوق انسان ها در کشور خود پایان دهند و نگاهشان فقط به اقصی نقاط دنیا نباشد که خطاهای استکبار جهانی و بلاد کفر را شماره کنند برای حساب رسی های سیاسی. و از همه انسان های متعهد و آگاه می خواهیم که فارغ از گرایش سیاسی و لباس و مقام و جایگاهشان دست از ملاحظه کاری و مصلحت اندیشی برداشته برای «جان انسان» در کشور خود ارزش قائل شوند و بیش از این اجازه ندهند سرمایه های اجتماعی این مرز و بوم در زندان های رسمی و غیررسمی و توسط آدم های بی سواد و بی ریشه به باد روند.
امروز ما در آستانه عاشورایی دیگر با همه مسئولان اتمام حجت می کنیم که گذشتن از حقوقمان تنها در صورت جلوگیری از تضییع حقوق بیشتر ممکن است و گذشتن کریمانه از گذشتۀ شوم و نگاه به آینده تنها در گرو تغییر رفتار حاکمیت شدنی است و ادامه زشت کاری ها تنها شرایط را سخت تر و عبور از آن را ناممکن تر خواهد کرد.
و با هم وطنان خود اتمام حجت می کنیم که نسبت به ظلمی که به عزیزان دربندمان و خانواده های آنان می شود، بی تفاوت نباشند و اگر هیچ کاری برای توقف این مظالم از دستشان برنمی آید لااقل دایره اطلاع رسانی را گسترش دهند تا در زمانه ای که دستگاه های تبلیغاتی حاکمیت بیش از هر رسانه خارجی آب به آسیاب دشمن می ریزد، حقایق را به گوش مردم برسانند. از وضعیت رقبای انتخاباتی محصور رئیس دولت در آستانه اتمام دوره ریاستش تا وضعیت همه فعالان سیاسی و انتخاباتی دربند و خانواده هایشان که به جرم پی گیری حقوق حقه عزیزانشان، محکوم مجازات های سنگین می شوند و حکم اخیر خواهر عزیزمان خانم معصومه دهقان همسر دکتر عبدالفتاح سلطانی نمونه آشکار آن است!
در پایان بار دیگر نگرانی شدید خود را از وضعیت رهبران محصور جنبش سبز اعلام می داریم و حفظ صحت و سلامت کامل آنان و همه آزادگان دربند را وظیفه حاکمیت می دانیم و همین جا اعلام می کنیم که مسئولیت هرگونه مخاطره برای عزیزانمان که اسیر دستان ستم شده اند در شرایطی که درب زندان ها برای هرگونه بازدید و دریافت گزارش صحیح و واقعی از وضعیت زندانیان بسته است، به عهده مسئولان قضائی، رئیس قوه قضائیه و مقامات عالی نظام است.
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی
۳۰ آبان ماه ۱۳۹۱














زندانی سیاسی و داشتن آن یکی از جنایات غیرقابل بشری است. مگر میتوان کسی را که خلاف ما فکر می کند، به زندان افکند. آقاجان از سیستم حکومتی شما خوشش نمی آید و هرچه به نظرش می رسد درقالب گفتار یا نوشتار به آگاهی بقیه میرساند و راجع به عقیده اش تبلیغ می کند. آیا این اشکالی دارد. من به عنوان نمونه بهیچ وجه با یکی بدون دین و سیاست موافق نیستم، از ابتدا هم موافق نبوده ام وهروقت توانسته ام با آن مبارزه کرده و علیه آن نوشته ام. باید مرا گرفت و برد و زندانی کرد و ازبسیاری مزایای مملکتم محروم ساخت؟ چرا؟ این رسم باقیمانده زمانی است که انسان وحشی یا نیمه وحشی بود و عقیده مخالف را برنمی تافت. تمام زندانیان سیاسی باید آزاد شوند و اصولا داشتن زندانی سیاسی بی معناست. البته اگر کسی بمبی ترکاند، مسلسلی به دست گرفت و یا بدتراز آن عده ای را نه خیر حتا یک نفر را کشت یا زخمی کرد، آن حسابش جداست. از همین روی ای خانواده زندانیان سیاسی من تا زمانی که نفس دارم و قلم در دستم است و زبانم میگردد، هرجا باشم هرکاری از دستم برآید حتما برای ثابت کردن ظلمی که بر این زندانیان رفته و نیز آزادی آنان تلاش خواهم کرد. اینها عزیزان ما هستند که بخشی از عمر و سرمایه های مادی و معنوی خود را در راه سعادت ما و رساندن حق به حقدار اینگونه فدا کرده اند. البته هرکاری از دستم برآید و از دستمان برآید باید برای آنها بکنیم. کمااینکه برای همین کسانی که حالا سوار یابوی قدرت شده اند وزمانی خود زندانی شاه بودند، کردیم. اما حال که آن سوی میز هستند، از قرار فراموش کرده اند.
دوباره دستهای ما …
کنون علاج دردمان، زخممان شود
نگاه کن سپیده دم
رسیده منتظر کنار ایوان توست
من دوست ندارم بی تفاوت باشم
اما نمیدونم چه کاری میتونم برای این عزیزان انجام بدم که در آخرت هم شرمندشون نباشم
چه اگر بی تفاوت بودند دیگر به خود شیعه حسین نگویند و مگر انکه منظوراز شیعه بودن همان تناول غذای نظری و روی دسته رقیب را کم کردن و دور هم بودن باشد.
باید در سایتهای اینترنی فراخوانهای اعتراضی و اعتصابی را به صورت گسترده
پخش کنیم. هر ماه فراخوان و در خواست برای اعتصاب از قشر خاصی ازجامعه و
اینکار باید تداوم داشته باشد.
کوشا
دوست وهمراه عزیز ساده ترین راه واولین قدم مبارزه منفی “عدم پرداخت قبض های اب وبرق وگاز و تلفن و مالیاتهای مستقیم وحرایم وموارد مشابه وبطور کلی عدم استقبال از طرحهای دولتی وحکومتی ودر عین حال کم خطر ترین راه مبارزه میباشد واین شرایط را سهل تر میکند ومنحر به اتحاد مردم وسراغاز حرکات بعدی میتواند باشد موفق باشید (بایدیکی شویم ) این درد مشترک ماست
براستی که دیکتاتوری منفورترین نوع حکومت است وبدترین درد است درد بی تفاوتی بی دردان هنگامی که برای گفتن یا نوشتن یک جمله که احساس وظیفه به گفتن وادارت میکند وبعد ….در هنگام رفتن به دادکاه یا زندان انسانهای مسخ شده را درکنارت !! همچون مرده های متحرک !! فریاد از این همه اهمال وبی تفاوتی ؟؟؟ غارت غارتگران شد مال بیت المال ما با چنین غارتگرانی وای بر احوال ما اذن غارت را به این غارتگران داده است این سستی واهمال ما (فرخی یزدی) از ماست که بر ماست (باید یکی شویم) این درد مشترک ماست
انسان بی تفاوت با حیوان هیچ فرقی ندارد
سپاسگزارم دوست گرامی وفهیم بله میتوان برای انها که پس انداز دارند و در نهایت نپرداختن اقساط انهایی که اقساط بانکی دارند وموارد مشابه پیشناد دارم که در همین جا این را (عدم پرداخت قبض های اب وبرق وگاز ومالیاتهای مستقیم وجرایم و بستن حسابهای بانکی و..) به رای بگذاریم وموافقین رای بدهند که ببینیم شعار (باید یکی شویم ) این درد مشترک ماست محقق میشود؟
من دستی و دلی جزمشغول دعا برای آزادی زندانیان سیاسی وآزادیخواهان دربند ندارم چون پاهایم دردفاع مقدس قطع شده است ،وبدون اغراق بگویم که هیچ روزی بدون یاد شما وعزیزان دربندتان برمن و خانواده ام نگذشته است