عماد افروغ: درس عبرت عاشورا، حق نظارت مردم بر صاحبان قدرت و حق زیر سوال بردن آنهاست
چکیده :درس حق امر به معروف و نهی از منکر در سطح مردم با دولت در عاشورا یعنی مردم حق نظارت بر صاحبان قدرت و به سوال کشیدن آنان را داشته باشند. حق دادن به مردم به منظور زیر سوال بردن سیاست و رفتارهای صاحبان قدرت درسهای زیادی را از لحاظ فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی به دنبال دارد و در واقع عبرتگاهی است که عبرتهای زیادی باید برای انسان حاصل شود و حداقل توجه کنیم که امروز عاشورا و کربلای ما کدام است....
عماد افروغ، جامعه شناس و استاد دانشگاه، قیام و خروج امام حسین (ع) را به دلیل انحرافهای بزرگی که ایجاد شده بود، یک حرکت اصلاحی در جهت عمل به سیره پدر و جدشان از طریق امر به معروف و نهی از منکر دانست و گفت: با توجه به وجود حکومت فاسد، مهمترین رکن و مرتبه امر به معروف و نهی از منکر که امام حسین (ع) به حق تشخیص داد، امر به معروف و نهی از منکر در سطح مردم با حکام بود که در این مورد مردم حق داشتند بر رفتارها و سیاستهای صاحبان قدرت نظارت کنند؛ از این رو خون و قیام امام حسین (ع) انتقال یک پیام بود و پیام حضرت زینب (س) بسط و نشر آن پیام با بیان بود.
وی در گفتوگو با شفقنا محور اصلی حرکت اصلاح گرایانه امام حسین (ع) را امر به معروف و نهی از منکر دانست و گفت: مسلماً حرکت امام حسین (ع) جنبه اصلاحی داشته است منتها ممکن است از «اصلاح»، تعابیر و معانی مختلفی برداشت شود. مطالبی که امام حسین بیان میکنند حکایت از اصلاح است. ایشان میفرمایند “إنما خرجت لطلب الإصلاح في امة جدي (ص) أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر و أسیر بسيرةجدي و أبی علي بن أبی طالب” که به فلسفه قیام بر میگردد؛ اینها نشان از حرکت امام حسین در جهت اصلاح است به این معنا که انحرافها و زاویههای بزرگی ایجاد شده و قیام و خروج امام حسین برای ایجاد یک اصلاح در جهت عمل به سیره پدر و جدشان است که از طریق امر به معروف و نهی از منکر صورت میگیرد و این امر به معروف و نهی از منکر محور اصلی حرکت اصلاحگرایانه امام حسین (ع) است.
حرکت امام حسین (ع)، اصلاح با محوریت امر به معروف و نهی از منکر است
او ادامه داد: همه حرکتهای بزرگان ما از جمله امام حسین (ع) در جهت اصلاح با محوریت امر به معروف و نهی از منکر است منتها مهمترین تجلی و سطح امر به معروف و نهی از منکر که امام حسین انجام میدهد، در ارتباط با وظیفهای است که به اصطلاح بزرگان، نخبگان و مردم نسبت به حکام دارند.
مهمترین رکن امر به معروف، نظارت و تذکر مردم به صاحبان قدرت بود
این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی، به چهار مرتبه امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرد و گفت: امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتبی از جمله مردم با دولت، دولت با دولت، دولت با مردم، مردم با مردم است و مهمترین مظهر امر به معروف و نهی از منکر امام حسین (ع)، مردم با حکام است.
او ادامه داد: حکومت آن زمان فاسد شده بود و در این شرایط دیگر نباید به دنبال ردیابی سایر سطوح و مرتب امر به معروف و نهی از منکر باشیم، باید زمان شناس و مکان شناس بوده و به سطح امر به معروف و نهی از منکر توجه کنیم. با توجه به وجود حکومت فاسد مهمترین رکن و مرتبه امر به معروف و نهی از منکر که امام حسین (ع) به حق تشخیص داد، امر به معروف و نهی از منکر مردم با حکام بود.
تجلی عملی فردی وارسته و آزاده در گرو یک عمل آزاد است
افروغ، به صبر و تحمل امام حسین (ع) به منظور تمام شدن حجت برای قیام اشاره کرد و افزود: به منظور اینکه قیامی صورت بگیرد حتماً باید بیعت و حضور از طرف مردم باشد کما اینکه این حضور اتفاق افتاد و حجت بر امام حسین تمام شد ولی قطع نظر از محذوریتهایی که امام حسین برای قیام داشت فردی با آن عظمت، وارستگی، آزادگی و حریت از تمام تمنیات نا موجه درونی آزاد میشود و به یک وصل قابل قبولی میرسد و منزلت و جایگاه ویژهای پیدا میکند و مطمئناً هر انسانی که به این مرتبت برسد به دنبال تجلی عملی آن میگردد و این تجلی عملی در گرو یک عمل آزاد است و فقط به دنبال عرفان نیست که تصور کند اکنون که به خدا رسیده بنابراین یک گوشه عزلتی را اختیار کند؛ اینگونه تفکرات در حرکت بزرگان ما توجیه ندارد. صبر، تحمل و سکوت امام حسین در آن شرایط، مشاهده مانور ظالمانه حکومت آن زمان و انتظار برای دریافت نامهها تا حجت تمام شده و قیام آغاز شود که این بر امام حسین (ع) بسیار سخت گذشته است.
تأخیر در قیام امام حسین (ع) به علت توجه به مصالح امت، شرط مقبولیت و بیعت بوده است
او تصریح کرد: هر فردی اگر اتصال و عبودیت امام حسین (ع) را داشت، همان ابتدا قیام میکرد اما امام حسین محذوریتهای دیگری دارد؛ محذوریتهایی که امام علی و امامان دیگر هم داشتند و یکی از این محذوریتها رسیدن مردم به یک درجه از آگاهی است چون امامان مصلحت حفظ اسلام و قید و بندهای شرعی را در نظر میگیرند. اگر یک انسان عادی به جای امام حسین بود، محذوریت حفظ اسلام را نداشت و تنها دغدغه او جنگیدن با چنین حکومتی است و همان ابتدا قیام میکرد اما این جنبه شخصی دارد و مصلحت مصالح اسلام و امت اسلامی در نظر گرفته نشده است؛ از این رو اگر قیام امام حسین به تأخیر افتاده صرفاً از باب توجه به مصالح امت و شرط مقبولیت و بیعت بوده است.
حرکت امام حسین (ع) اصلاح مبنای فکری و سیاسی در سطح صاحبان قدرت بود
این استاد دانشگاه، قیام امام حسین را از نظر انسان شناسی فلسفی مورد تحلیل قرار داد و گفت: هرگاه یک انسان آزاده شویم به دنبال عمل آزاد خود میگردیم و خواستاریم قید و بندها را برداریم و آن قابلیتها و ظرفیتهای ما متجلی شود و از یک طرف دیگر ظلم، خفقان و انحراف از دین را میبیند، انسانشناسی فلسفی معتقد است که قیام نه تنها جایز است بلکه واجب است. بنابراین حرکت امام حسین اصلاح گرایانه است در واقع اصلاح مبنای ریشهای، فکری و حتی سیاسی در سطح جابه جایی صاحبان قدرت و در برخی موارد ساختاری است، اما همه اینها با یک قاعده صورت میگیرد یک قاعده عقلی و شرعی به نام امر به معروف و نهی از منکر که مهمترین مرتبه آن همان مرتبه مردم با دولت است. نباید حرکت امر به معروف و نهی از منکر امام حسین را به مرتبه مردم با مردم به عنوان مثال برخورد و تذکرهای خیابانی تقلیل بدهیم و در زمان تشریح فلسفه قیام امام حسین برای مردم باید به این نکته توجه کنیم.
عاشورا یک قیام تاریخی بی نظیر است
او حرکت و قیام امام حسین (ع) را کاملاً عقلی و شرعی عنوان و اظهار کرد: مهمترین مرتبت امر به معروف و نهی از منکر که در انقلاب اسلامی هم شاهد آن بودیم سطح مردم با دولت است؛ سطح نظارت بر حقوق مردم است و امام حسین باید بین بیعت و کارزار انتخاب میکرد و در واقع نبرد و مصاف بین حقانیت و ناحقانیت است؛ بیعت با چنین حاکم و حکومتی جایز نیست. نامهها دریافت میشود و وجه مقبولیت نیز اعطا شده و به حقانیت اضافه میشود و قیام صورت میگیرد، نامهها پس گرفته میشود و امام، بیعت را جایز نمیداند و وارد جنگ میشود. امام حسین کاملاً عقلانی و شرعی عمل کرد و مانند یک آزاده وارد صحنه کارزاری شد که یکی از مثال زدنی ترین و در واقع بی مانندترین و منحصر به فردترین قیام های تاریخ در آنجا رقم زده شد و مصیبتی خلق شد که به تعبیر زیارت عاشورا “مُصيبَةً ما اَعْظَمَه وَ اَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِسْلامِ وَ فى جَميعِ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ” یعنی فقط اسلام نیست. در تمام سماوات و عرض بگردید چنین مصیبتی را نخواهید دید و واقعاً یک مصیبت تاریخی بی نظیر است.
افروغ، مصیبت عظیم عاشورا را از چند وجه مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: از چند حیث میتوان عظمت این مصیبت را بررسی کرد یک وجه آن این است که بزرگترین، پاکترین و حرترین مردم زمانه به مصاف کثیفترین مرد زمانه میرود وجه دوم این است که با خانواده، فرزند، کودک و اقوام خود به جنگ میرود و میداند ممکن است زنان او گرفتار چه قومی شوند و از طرف دیگر امام حسین وارث پیامبر و جانشین امام علی است و مردم از این بزرگان شناخت دارند. امام حسین(ع) به رغم همه این موارد احساس میکند که باید به وظیفه خود عمل کند و خداوند نگهدار خانواده ایشان خواهد بود.
تأکید امام حسین (ع) بر روی رعایت قواعد، اصول، دین، اخلاق و گذشت بود
او در مورد نحوه برخورد امام حسین با مخالفان خود گفت: امام حسین دعوای شخصی حتی با یزید ندارد بلکه تأکید ایشان بر روی قواعد، اصول، دین، اخلاق و گذشت است و امام حسین (ع) تا آخرین لحظه میخواهد امر به معروف و نهی از منکر خود را پیش ببرد و حرکت اصلاحگرایانه خود را هدایت کند و وجدان انسانها را بیدار و حجت را تمام کند که در واقع هم به اصل دینی و شرعی پایبند بوده و هم جنبه اخلاقی و حقانی قضیه را لحاظ کرده باشد و تا جایی که امکان پذیر است، گرفتاری افراد را تا آخرت کم کند. این قیام اصلاحی است بنابراین ابزار این قیام هم اصلاحی است و حتی امام حسین (ع) وقتی احساس میکند ممکن است آنان دین هم نداشته باشند صحبت از یک اصل فطری بشری به نام حریت به میان میآورد که اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید.
نبرد امام حسین (ع) در واقع نبرد عرض تاریخ علیه طول تاریخ است
این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی، قیام امام حسین (ع) را نبرد میان خون و شمشیر بیان و تصریح کرد: امام حسین (ع) حسب امر به معروف و نهی از منکر تا آخرین لحظه وظیفه شرعی و اخلاقی خود را مطرح میکند تا وجدان افراد بیدار شود کما اینکه حرکت امام حسین (ع) بر روی بسیاری از افراد تأثیر داشت که نمونه بارز آن حر است. وقتی دشمن غرق در دنیا طلبی و منفعت طلبی میشود چیزی را نمیبیند و مصاف حق و باطل شکل میگیرد و امام حسین هم یک مصاف نرم افزارانه به ظاهر سخت افزارانه انجام میدهد و در واقع مؤید، معرف و متجلی پیروزی عرض تاریخ بر طول تاریخ میشود. امام (ره) نیز در این مورد فرمودند پیروزی خون بر شمشیر؛ خون، عرض تاریخ و شمشیر، طول تاریخ است. در واقع نبرد نرم افزاری به نام خون با سخت افزاری به نام شمشیر است.
نبرد امام حسین در واقع نبرد عرض تاریخ علیه طول تاریخ است و نتیجه آن پیروزی کوخی بر کاخ است به عبارتی پیروزی چیزی که دیده نمیشود بر چیزی که دیده میشود. این درس بزرگی است و امروزه میبینیم که همان مصاف است که نام حسین را زنده نگه داشته و نام یزید را با لعن و نفرین همراه کرده است.
باید پیام عاشورا را حفظ و درک کنیم و ثواب انگیزهای برای این منظور است
افروغ در مورد فلسفه عزاداری برای شهدای کربلا و موضوع ثواب این عزاداری گفت: من به یادآوری یک حماسه و عبرت گیری و استمرار یک حادثه میاندیشم که شاید قالب ثواب، انگیزهای باشد که آن امر محتوایی صورت بگیرد وگرنه ثواب فی نفسه اصالت ندارد و اصالت به این است که ما یاد امام حسین (ع) را همیشه زنده نگه داریم و یادمان نرود “کل یوم عاشورا و کلارض کربلا” در واقع برای استمرار بخشیدن و درس و عبرت گرفتن است. در واقع ما باید پیام عاشورا را حفظ و درک کنیم و ببینیم وظیفه امروز ما چیست. در زیارت عاشورا داریم “اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ” من با کسی در آشتی هستم که با تو در آشتی است و با کسی در جنگ هستم که با تو در جنگ است یعنی به زمان حال اشاره میکند و تأکید دارد کسی که امروز با تو در جنگ است و اینها کسانی هستند که اسلام را نمیشناسند یا علیه اسلام شمشیر کشیدند و مستقیم و غیر مستقیم کمر بر نابودی حقیقت بستهاند و این صرفاً مربوط به برهه تاریخی مربوط به آن زمان نبود و نفرین ما به کسانی که در آن زمان خاص دشمنی کردند تعلق میگیرد و فقط محدود به یزید و شمر نیست بلکه قابل گسترش به شمرها، یزیدها و کسانی است که همین امروز با اصل، قاعده و با رفتاری به نام حسین در ستیز هستند؛ در واقع ستیز ما با کسانی است که با الگویی به نام حسین درگیر هستند از این رو پاسداشت این حماسه پاسداشت حق و راه حسین است بنابراین باید به ثواب پاسداشت توجه کرد و اگر ثوابی هم هست به خاطر اعمال و رفتار ماست و هر اندازه حسینی تر، علویتر و زینبی تر شویم ثواب بیشتری نیز خواهیم برد.
فلسفه سیاسی عزاداری امام حسین (ع) مردم سالاری دینی است
او فلسفه سیاسی عزاداری را مردم سالاری دینی دانست و افزود: نظامی مشروع است که هم حقانیت داشته باشد و هم از پشتوانه مردمی برخوردار باشد. یزید، حقانیت، شرعیت و مقبولیت دینی نداشت چرا که مقبولیت از طریق فریب، زور و تهدید نیست بلکه اقناعی است. یزد دارای مقبولیتی نبود که قلبها و نفوذ در قلبها را نشانه گرفته باشد اما امام حسین (ع) مقبولیتی از جنس مقبولیت اقناعی و نفوذ بر قلبها پیدا کرد و با توجه به اینکه امام حسین (ع) محور حقانیت است، حجت بر او تمام شد و قیام کرد و زمانی که مردم بیعتشان را بر میدارند امام حسین تکلیفی به لحاظ مردم سالاری دینی ندارد اما زمانی که امر بین حقانیت و نا حقانیت دایر میشود، جانب حقانیت گرفته میشود و آن حماسه بزرگ و جاودانه تاریخی شکل میگیرد.
اصل عزاداری، گریه نیست بلکه فهم و معرفت عاشورایی را باید بالا برد
این استاد دانشگاه در مورد شکل صحیح عزاداری برای شهدای کربلا گفت: در وهله اول باید پیام قیام عاشورا و فلسفه سیاسی این قیام و گفتههای امام حسین (ع) از ابتدا تا انتهای قیام تبیین و گفته شود. سینه زدن احساسی و هیجانی و به هر قیمتی اشک گرفتن جوابگو نیست بلکه اینها قالب است و از این قالب باید به شکل صحیح استفاده شود؛ به گونهای که هیچگونه خرافهای در آن نباشد. اگر گریهای گرفته میشود متناسب با متن و واقعیت باشد اما اصل بر گریه نیست اصل بر فهم است و معرفت عاشورایی را باید بالا برد و امر به معروف و نهی از منکر را در مرتبت های مختلف، تشریح و سپس بیان کرد که امروز کربلا و عاشورای ما کجاست؛ یعنی ما باید حسین شناسی کنیم و راه حسین را که در واقع تمامی ندارد و قرار نیست که در یک مقطع خاص تعریف شود را باید بفهمیم و به مردم و مخاطبانمان و به ویژه جوانانمان منتقل کنیم. مانند حسین عمل کردن مقطع و تاریخ ندارد بلکه آن درکی است که ما از حقیقت و اصول داریم ما باید در واقع اصول مرتبط با زندگی حسینی را به مردم منتقل کنیم و کسی که میخواهد این زندگی حسینی را منتقل کند باید خود یک وارستگی و حریتی داشته باشد و این کار را خالص و پاک انجام دهد و دنبال منافع دنیوی و موهبتهای مختلف نباشد.
خرافهها تصویری از عزاداری حسینی به دست میدهند که متناسب با آموزههای دینی نیست
او در مورد انجام برخی از حرکتهای نامعقول در زمان عزاداری امام حسین گفت: یکی از مسایلی که باید نسبت به آن حساس بود، خرافه است. ما نباید خرافاتی را در دهه عاشورا منتقل کنیم که دیگر زدودنش در یک سال امکان پذیر نباشد از این فرصت مغتنم باید استفاده شود و خرافه زدایی ریشهای صورت گیرد و معرفت عاشورایی منتقل شود. امام (ره) در فتوایی قمه زنی را به صراحت نهی کردند چرا که تصویری از عزاداری حسینی به دست داده میشود که این تصویر متناسب با آموزههای دینی نیست و ربطی به دین ندارد. در هیچ کجای دین و در هیچ آیه و روایتی نامی از قمه زنی نیامده است اینها سنتهای تاریخی غلطی است که به نام دین جا افتاده است؛ از این رو در این موارد باید فرهنگ سازی شود، اگر ما اصل را بر متن (قرآن و سنت) بگذاریم بدون فراموشی عقل و منابع دیگر اینها هیچ جایگاه و محملی ندارد.
عقل و قرآن نمیپذیرد که انسان در زمان عزاداری به خود آسیب وارد کند
این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی ادامه داد: عقل نمیپذیرد که انسان برای عزاداری خوب به خود آسیب وارد کند البته باید توجه داشت به سر و سینه زدن در زمان عزاداری یک مساله متعارفی است در تمام دنیا و وقتی انسان، عزیزی را از دست میدهد بر سر و سینه خود میزند که این طبیعی است و نه تنها اشکال ندارد بلکه توصیه هم میشود چون باید نشان دهیم که ما عزاداریم اما برخی حرکات غیر معقول جایگاهی ندارند، فضیلت اسلام را زیر سوال میبرند و معرفی خوبی از اسلام و بزرگان ما نیست.
او در مورد اشعار و آهنگهای انتخابی برای عزاداری امام حسین (ع) معتقد است: تمام آهنگهایی که ساخته میشود آهنگهای غلطی نیستند. موسیقی مطرب و طرب انگیز اشکال دارد. موسیقیهای مرتبط با عاشورا حرام نبوده است و استنباط من از آهنگهایی که شنیدم این بوده که ما را به واقعیت و معنا نزدیک کرده است و احساس طرب انگیزی هم به ما دست نداده است. بنابراین نظرم نسبت به موسیقیهایی که شنیدم منفی نیست و این مبحثی است که نظر افراد مختلف نسبت به آن متفاوت است.
مردم در عزاداریها باید با فلسفه، پیام و عبرتهای قیام حسینی آشنا شوند
افروغ بر لزوم استفاده درست از پتانسیل این عزاداریها تأکید کرد و افزود: مردم باید با فلسفه، پیام و عبرتهای این قیام آشنا شوند و این مقدمهای باشد برای تاریخ شناسی، یزید شناسی و آشنایی با اینکه در عاشورا چرا چنین اتفاقاتی افتاده است. به عقب رجوع کنند و ببینند در زمان پیامبر و بعد از ایشان و در دوران امام علی چه اتفاقی افتاده است. بسیاری معتقد هستند که اتفاقاتی که در دوره حکومت امام حسن (ع) افتاد به این دلیل بود که یزید فسق آشکار داشت اما من احساس میکنم که قضیه را باید در خود معاویه جست و جو کرد یعنی اگر امام حسن (ع) عده داشت کار را تمام کرده بود و آنجا که فسق آشکار نیست، کار سخت تر و واجبتر است.
وقتی عده نیست مجبور به انتظار میشوند تا فسق غیرعلنی به فسق علنی تبدیل شود و معتقدم اگر کسانی مصلحت را به امام علی (ع) تحمیل نمیکردند، داستان در همان صفین باید تمام میشد؛ اگر آن عقده در صفین کنده میشود و مانع این ریشه کن شدن غده نمیشدند کار به قیام نمیرسید؛ بنابراین قیام امام حسین (ع) به داستان صفین بر میگردد. اگر خوارج به ظاهر دیندار اما در باطن غیردیندار، قرآن را بر سر نیزه نمیزدند و امام علی (ع) را همراهی میکردند هیچگاه ما شاهد حادثهای به نام کربلا نبودیم و امام علی (ع) این غده سرطانی را در همان جا ریشه کن میکرد.
دادخواهی و فرآیند حق و عدل عالم، ویژگی های خطبه حضرت زینب (س) هستند
او در ادامه به ویژگی اصلی خطبه حضرت زینب (س) اشاره کرد و افزود: ارکان کاخ یزید با خطبه حضرت زینب (س) به لرزه افتاد که بخشی از آن به خاطر عمق، دادخواهی و از روی سوز دل بیان شدن آن است و بخشی از آن هم مربوط به اصل فرآیندی معطوف به حق و عدل عالم است.
حرکت تاریخ به سمت حق و عدل است و این بسیار مهم و قابل توجه است. ممکن است در یک مقطعی عدهای متوجه این موضوع نشوند اما زمانه بسیاری از مسایل را ثابت و روشن میکند. باطل، کف روی آب و حق، ماندنی است؛ در واقع باطل مانند کف روی آب به سوی حق و عدل عالم حرکت میکند و این یک واقعیت است. اگر کسی عمق این موضوع را درک کند به استقبال آن میرود و اگر درک نکند حق به سراغش خواهد آمد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: بهتر است انسانها آمادگی این را داشته باشند که به سراغ حق برود نه اینکه حق سراغ او بیاید چرا که طبق اصل بازگشت، عمل در راستای حق گریبانگیر انسان خواهد شد بنابراین بهتر است که عالم را بشناسیم و بدانیم این عالم در هم تنیده با حق و عدل است از این رو به استقبال آن برویم و رفتار حق مدار و عدل مدار از خود نشان بدهیم و اگر رفتار باطل از خود نشان دهیم مطمئن باشیم کیفر آن را در همین دنیا خواهیم دید.
خون حسین(ع) انتقال یک پیام و نطق زینب (س)، بسط و نشر آن پیام با بیان بود
افروغ به نقش حضرت زینب (س) در زنده نگه داشتن کربلا اشاره و تصریح کرد: اگر حضرت زینب (س) نبود پیام عاشورا به خوبی منتقل نمیشد. درست است که مسیر حق بسیاری از مسایل را روشن میکند اما نقش آگاهی و روشنگری و وظیفه ما چه میشود؟ این نقش بسیار بزرگی است و از ما سلب وظیفه نمیکند مثل این میماند که انسانها دست روی دست بگذارند و بگویند خدا هر کاری خواست به وقت آن انجام میدهد در صورتی که خدا در قرآن میفرماید اگر ما میخواستیم، خیلیها را مؤمن میکردیم، اما قرار نیست این اتفاق بیفتد بلکه ما باید تکلیف و مسوولیت خود را ادا کنیم. خون و قیام حسین (ع) انتقال یک پیام بود و پیام حضرت زینب (س) نیز بسط و نشر آن پیام با بیان بود بنابراین مسوولیت هر دو انتقال پیام در یک جهت است که وظیفه و مسوولیت کمی نیست. تمام معقولات از جمله اندیشه، اراده، انتقال پیام، آگاهی بخشی و روشنگری مرتبط با جایگاه بالای حضرت زینب (س) است.
حضرت زینب (س) زیبایی را در عشق به خدایی میبیند که بالاترین زیباییهاست
او درباره زیبا دیدن واقعه عاشورا از نگاه حضرت زینب (س) گفت: این زیبایی از جنس زیباییهای دنیوی نیست بلکه از جنس زیبایی ایمان و اتصال به خدا، عبودیت، غرق شدن در خدا، ادای تکلیف و فنای فی الله شدن است و اوج زیباییهای این عالم را باید در این زیباییها جست. همه حمدها به خدا برمیگردد از این رو این مهمترین تجلی حمد این دنیاست. اگر ما خدا را محور و اصل قرار دهیم، همه ما فرع بر او هستیم و با توجه به اینکه این قیام کاملا با نیت الهی، استقرار و غرق شدن بزرگی خدا صورت گرفته است زیباتر از این نمیتوان جست و جو کرد.
با توجه به اینکه ما زیبایی را یک استعارهای در خدمت حق میبینیم بنابراین استعاره گرایانه برخورد نمیکنیم به عبارتی زیبایی برای زیبایی نیست بلکه زیبایی برای حقیقت است. حضرت زینب (س) در واقع هنر، زیبایی و عشق میبیند و از عشق به خدایی سخن میگوید که بالاترین زیبایی است.
این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی ادامه داد: زیبا دیدن این حادثه از نگاه حضرت زینب (س) میتواند عبرت آموز باشد در واقع ایشان زیبایی این حادثه را به خاطر وجه عرفانی، عبودیت و عشق ورزی ناب آن میبیند و جمله بسیار زیبایی است و از یک واقعیت حکایت میکند که فقط از اولیای خود بر میآید؛ از این رو زیباییها، عشقها و هنرها را باید با محوریت عبودیت، اتصال به خدا و غرق شدن در خدا تعریف کرد و در واقع وصل شدن به حضرت حقی که بالاترین مرتبت عرفان است.
حریت مهمترین درس عاشوراست
افروغ به آموزها و درسهای عاشورا اشاره و بیان کرد: از عاشورا میتوان درسهای بسیاری از جمله درس تسلط بر نفس، اتصال به حضرت حق، رسیدن به حقیقت، زیر بار ظلم نرفتن، شناخت، معرفت، فلسفه سیاسی، حق امر به معروف و نهی از منکر در سطح مردم با دولت را گرفت که مهمترین درس عاشورا حریت است که مساله بسیار مهمی است.
او در پایان گفت: درس حق امر به معروف و نهی از منکر در سطح مردم با دولت در عاشورا یعنی مردم حق نظارت بر صاحبان قدرت و به سوال کشیدن آنان را داشته باشند. حق دادن به مردم به منظور زیر سوال بردن سیاست و رفتارهای صاحبان قدرت درسهای زیادی را از لحاظ فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی به دنبال دارد و در واقع عبرتگاهی است که عبرتهای زیادی باید برای انسان حاصل شود و حداقل توجه کنیم که امروز عاشورا و کربلای ما کدام است و بتوانیم از این منبع و سرچشمه، عبرت لازم را بگیریم.














واقعا متاسف ام به خاطر اخبار یک جانبه و تیتر های مسخره تان دیگه وقتم را تلف نمی کنم
1) اقای افروغ در تحلیل واقعه عاشورا سخنان خوبی ایراد کرده اند! تازه نیست اما دوباره تحلیل او و پیوند ان با زمان حال کاری ستودنی است! مقال و گفتار قدری طولانی است! و اگر موجز و خلاصه ایراد میشد، در نفس مخاطب بهتر واقع میشد! به قول بزرگان بدیع ، ” اوقع فی النفوس” میشد و موافق با طبع! به هر روی ” جزاه الله خیر الجزاء ” ! 2) این فراز از زیارت عاشورا : ” انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم” (من با کسی در آشتی هستم که با تو در آشتی است و با کسی در جنگ هستم که با تو در جنگ است! ) یک اموزه ی ماندگار برای تمام دورانهاست! یعنی ما با ازادگان تمام دوران – که راه و رسمشان حسینی (ظلم ستیزی) – است در صلح و اشتی هستیم! و با یزدیان و ظالمان تمام دوران (دشمنان تمام دوران حسین(ع) ) در جنگ و ستیزیم( عدم بیعت )! فرقی نمیکند یزید زمان در لباس سلطنت باشد یا ملبس به لباس دیانت! تازه انکه در لباس دین است مبارزه با او بسی دشوارتر و ارزشمنتر است! چرا که دین خدا از چنگ او رهایی میابد و امور امت به سامان ، اصلاح میابد!. بنابر دیدگاه بسیاری از عالمان دین از متقدم تا متاخر(معاصر) زیارت عاشورا یک حدیث “قدسی” است! یعنی کلام خداوند است! البته نه در قالب وحی و قران! 3) امشب شب پنجم محرم است! از خدوند عادل متعال میخواهم! الها ظلم ظالم را به خودش باز گردان ! معبودا میر سبزمان ، شیخ مظلوم و همه ی زندانیان بی گناه را از چنگ یزدید زمان رها بگردان! پروردگارا به ملت ما اراده ای عطا کن تا حسین گونه بلای ظلم را از سر خود کوتاه کنند! خدایا دعای ما را مستجاب بگردان! ” یا ارحم الراحمین” .
درس عبرت عاشورا، حق نظارت مردم بر صاحبان قدرت و حق زیر سوال بردن آنهاست. +