آذر منصوری: اصولگرایان باید بگویند چه جوابی برای مردم دارند
چکیده :مسلم است که تندرویها در این سالها هزینههایی داشته است و نتیجه هفت سال اجماع سراسری اصولگرایان، واقعیتی است که وجود دارد، واقعیتی که باعث شده شرایط بهگونهای بشود که برخی از مدافعین دولت فعلی از وضعیت موجود انتقاد میکنند و حتی برخی از اصولگرایان نقد اصولگرایی را آغاز کردهاند و دوست ندارند ضعفهای دولت به آنها منتسب بشود ولی در شرایط فعلی با توجه به برخی عملکردهای دولت، این اصولگرایان هستندکه باید به این سوال پاسخ دهند برای نجات و خلاصی از مشکلات پیش رو چه چشماندازی پیش رویشان هست و اساسا اگر بنا بر حذف اصلاحطلبان باشد، برنامه مستقیم اصولگرایان چیست. این سوال، سوال خیلی جدیای است که در درجه اول اصولگرایانی که با اجماع حداکثری خودشان تلاش کردند اصلاحطلبان را از دایره قدرت خارج کنند و دولت فعلی را مستقر کنند، باید پاسخ دهند که چه برنامهای برای حل مشکلات دارند. اگر برنامهای دارند چرا در این هفت، هشت سال عملی نشد و درنهایت اینکه چه جوابی دارند به مردم بدهند....
آذر منصوری، فعال سیاسی اصلاحطلب این روزها تنها به تحلیل اتفاقات سیاسی میپردازد و در کنار فعالیتهای مطالعهای خود، گهگاه تحلیلهای مختلفی از شرایط پیشرو ارائه میکند و بیشتر از هر چیز به این مسئله تاکید میکند که اصلاحطلبان پیش از هر چیز باید موقعیت خودشان را بسنجند و بدانند در کجای معادلات سیاسی کشور ایستادهاند سپس برای هر اقدامی تصمیم بگیرند.
وی در گفتگو با روزنامه ی آرمان می گوید: مسلم است که تندرویها در این سالها هزینههایی داشته است و نتیجه هفت سال اجماع سراسری اصولگرایان، واقعیتی است که وجود دارد، واقعیتی که باعث شده شرایط بهگونهای بشود که برخی از مدافعین دولت فعلی از وضعیت موجود انتقاد میکنند و حتی برخی از اصولگرایان نقد اصولگرایی را آغاز کردهاند و دوست ندارند ضعفهای دولت به آنها منتسب بشود ولی در شرایط فعلی با توجه به برخی عملکردهای دولت، این اصولگرایان هستندکه باید به این سوال پاسخ دهند برای نجات و خلاصی از مشکلات پیش رو چه چشماندازی پیش رویشان هست و اساسا اگر بنا بر حذف اصلاحطلبان باشد، برنامه مستقیم اصولگرایان چیست. این سوال، سوال خیلی جدیای است که در درجه اول اصولگرایانی که با اجماع حداکثری خودشان تلاش کردند اصلاحطلبان را از دایره قدرت خارج کنند و دولت فعلی را مستقر کنند، باید پاسخ دهند که چه برنامهای برای حل مشکلات دارند. اگر برنامهای دارند چرا در این هفت، هشت سال عملی نشد و درنهایت اینکه چه جوابی دارند به مردم بدهند.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
برای انتخابات پیش رو برنامه خاصی دارید؟
بههر حال ما از جریان اصلاحات جدا نیستیم و تصمیمی جداگانه برای انتخابات نخواهیم گرفت. در انتخابات گذشته هم اگر دقت کرده باشید، تمام تاکید ما بر اجماع اصلاحطلبان بود یعنی چنانچه قرار است تصمیمی بگیرند، با اجماعی حداکثری صورت بگیرد و این اجماع حداکثری با این هدف است که مشارکت مردم در بالاترین حد خود ایجاد بشود و بهطور کلی گمان میکنم الان خیلی زود باشد که بخواهیم درباره انتخابات صحبت کنیم. فکر میکنم در درجه اول باید بدانیم کجا هستیم و به کجا قرار است برسیم. این نکته مهمی است و به اعتقاد من مهمتر از نام بردن از فلان کاندیدا یا فلان نماینده است. در درجه اول لازم است اصلاحطلبان موقعیت را در زمینههای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و بینالمللی و… بهخوبی درک کنند و با توجه به این درک، موقعیت خودشان را بسنجند تا دریابند در کجای معادله سیاسی کشور هستند. قدم بعدی باید این باشد که با توجه به شرایط موجود، باید بدانند میخواهند در انتخابات به کجا برسند.
برخی اصلاحطلبان مطرح میکنند که فضا باید برای حضور آمده باشد. منظورشان چیست؟
اینها مسائلی است که باید منتظر ماند و دید در آینده چه پیش خواهد آمد. به صورت طبیعی اگر احساس اصلاحطلبان این باشد که از لحاظ اقتصادی و… در شرایط خوبی نیستیم و این حضور میتواند از فشارها کم کند و همچنین از مخاطرات دور شویم و تاثیر خاصی بر سیاستهایی که درحال حاضر اعمال میشود، داشته باشند، قطعا عقیده مشترک اصلاحطلبان همین است که با حضورشان کمک کنند. البته بازهم تاکید میکنم آن دو فرض اولی مقدم است، یعنی باید خوب بدانیم جایگاه اصلاحات چیست. البته این حرفها تنها بهعنوان نظر شخصی من است چراکه من سخنگوی اصلاحات نیستم و تحلیل و نظر شخصی خودم را بیان میکنم. در هر صورت گمان میکنم باید منتظر شرایط بعدی بود تا بشود تصمیمگیری بهتری کرد.
این شرایط دقیقا یعنی چه؟ اینکه اصلاحطلبان کنار بکشند و منتظر باشند چه میشود؟
بارها گفتهام حضور در انتخابات حق هر ایرانی است و هرکس بهعنوان شهروند که در کشور زندگی میکند، حق دارد در انتخابات شرکت کند، هم به عنوان انتخابکننده و هم به عنوان انتخابشونده که این هم در قانون اساسی ما به صراحت آمده است. اصلاحطلبان تمام تلاششان را میکنند که روزنههایی برای حضور انتخابات باز کنند. حرکت مجمع اصلاحطلبان را هم در همین بستر میتوان بررسی کرد تا درنهایت شرایط برای حضور آنها فراهم بشود. همه اینها قدمهایی است که اصلاحطلبان نشان میدهند کشورشان را دوست دارند و میخواهند مشکلات حل شود. آنچه مسلم است، قدمها برداشته شده و قطعا با برنامههایی که وجود دارد، در آینده این حرکتها ادامه مییابد. از سویی، حقیقتی که وجود دارد این است که فضا برای حضور در انتخابات باید فراهم بشود، بهعنوان مثال ممکن است اصلاحطلبان بر سر کاندیدای واحدی به اجماع برسند ولی این کاندیدا با رد صلاحیت مواجه بشود یا اینکه خیلی از دوستان اصلاحطلب در انتخابات گذشته هم به دنبال مشارکت حداکثری مردم بودند و الان با مشکلاتی مواجه هستند یا احزابی که فعال بودند و امروز با مشکل فعالیت روبهرو هستند. اینها مسائلی است که مستقیم به شرایط باز میگردد یعنی وقتی ما صحبت از شرایط میکنیم یقینا با یک واقعیت روبهرو هستیم که آن واقعیت هم زمینه و بستری است که باید فراهم بشود. اصلاحطلبان عقبه اجتماعی و پایگاهی مردمی دارند و به هر حال، سالها تلاش شده تا این پایگاه حاصل بشود و اگر در قدمهایشان نتوانند پایگاه اجتماعی را همراه خودشان نگه دارند و موفق نشوند هواداران را اقناع کنند، طبیعی است که قدرت تاثیرگذاری ندارند. فکر میکنم تحرکات اصلاحطلبان تاکنون رغبت آنها را نشان داده است و همچنین این نکته را بهخوبی نشان داده که آنها جدا از بحثها و دغدغههای حزبی به دنبال منافع ملی هستند بنابراین مطمئن باشید در زمان باقیمانده هم تلاش اصلاحطلبان ادامه مییابد و اصلاحطلبان به دنبال فراهم کردن شرایط مناسب هستند. بههر حال هدف اصلاحطلبان از حضورشان در انتخابات مشخص است. آنها همیشه به دنبال افزایش مشارکت مردمی و شور و هیجان دادن به انتخابات بودهاند تا بتوانند درنهایت مردمسالاری را بیش از پیش افزایش بدهند، تثبیت کنند و در این راه اکثر دوستان اصلاحطلب زحمات شبانهروزی کشیدهاند بنابراین امیدواریم شرایطی پیش بیاید که رقیب با اصلاحطلبان با سعهصدر بیشتری برخورد کند.
مجمع بزرگ اصلاحطلبان که قرار است برگزار شود، به هر حال گام بزرگی است. این را نمیشود بهعنوان شرایطسازی از سوی اصلاحطلبان تلقی کرد؟
آنچه مسلم است اینکه مرزبندی اصلاحطلبان با جناحهای دیگر و تفکرات دیگر کاملا مشخص است. همچنین مرزبندی و مقابله اصلاحطلبان با کسانی که به دنبال براندازی هستند، هم امری بسیار واضح و روشن است. بر همین اساس اعلام میکنیم اگر حضور اصلاحطلبان میتواند در روند جاری تاثیر مثبت داشته باشد یا میتواند برخی مشکلات را حل کند، قطعا اصلاحطلبان دست روی دست نمیگذارند و در انتخابات حضور فعال خواهند داشت. این جمعبندی باید ابتدا در خود مجموعه اصلاحطلب صورت بگیرد و درواقع باید مشخص شود این حضور در چه درجهای باید صورت بگیرد. به هر حال اینها بحثهایی است که مجموعه اصلاحطلب در ادامه به آن بیشتر خواهند پرداخت اما درکل باید بگویم همین که تمامی طیفهای اصلاحطلب به دنبال اجماعی در بین خودشان هستند و به دنبال برگزاری انتخاباتی رقابتی هستند و این فصل مشترکی است که در بین این مجموعه وجود دارد و همچنین گمان میکنم دغدغهای است که در تمام جامعه وجود دارد و درنهایت این امیدواری را داریم که همین دغدغهها و همین تلاشها منجر به حضور فعال اصلاحطلبان و اجماع آنها برای به دست آمدن نتیجهای مطلوب بشود چراکه به نظر من نتیجه این بحث، مسئله کلی برای اصلاحطلبان است.
فکر میکنید این ظرفیت هنوز وجود دارد که تندروی ادامه پیدا کند؟
مسلم است که تندرویها در این سالها هزینههایی داشته است و نتیجه هفت سال اجماع سراسری اصولگرایان، واقعیتی است که وجود دارد، واقعیتی که باعث شده شرایط بهگونهای بشود که برخی از مدافعین دولت فعلی از وضعیت موجود انتقاد میکنند و حتی برخی از اصولگرایان نقد اصولگرایی را آغاز کردهاند و دوست ندارند ضعفهای دولت به آنها منتسب بشود ولی در شرایط فعلی با توجه به برخی عملکردهای دولت، این اصولگرایان هستندکه باید به این سوال پاسخ دهند برای نجات و خلاصی از مشکلات پیش رو چه چشماندازی پیش رویشان هست و اساسا اگر بنا بر حذف اصلاحطلبان باشد، برنامه مستقیم اصولگرایان چیست. این سوال، سوال خیلی جدیای است که در درجه اول اصولگرایانی که با اجماع حداکثری خودشان تلاش کردند اصلاحطلبان را از دایره قدرت خارج کنند و دولت فعلی را مستقر کنند، باید پاسخ دهند که چه برنامهای برای حل مشکلات دارند. اگر برنامهای دارند چرا در این هفت، هشت سال عملی نشد و درنهایت اینکه چه جوابی دارند به مردم بدهند.
بهطور مشخص منظورم این است که اصولگرایان به این نتیجه رسیدهاند که هفت سال در اختیارداشتن همه نهادهای اجرایی سودی که مطلوب آنها بوده نداشته است. اینطور نیست؟
فکر میکنم بخشهایی از اصولگرایان به این نتیجه رسیده و فهمیدهاند که یکدستی برای کشوری که متشکل از تفکرات گوناگون است، پیامدهای منفی دارد. تجربه سالهای دولتهای نهم و دهم نشان داد که یکدستی نتیجه خوبی نداشته است. بهطور کلی سوال شما را اینگونه جواب میدهم که بخشهایی از اصولگرایان این نتیجه را بهدست آوردهاند اما مهمتر از نتیجهگیری آنها، این است که چه تلاشی برای حضور تمام سلیقههای مختلف در جنبه مشارکتی دارند.
فکر میکنید بخشهای تاثیرگذاری هستند؟
فکر میکنم این مسئله کاملا مشخص نیست و در آینده معلوم خواهد شد. ظاهرا، در بخشی از جریان اصولگرا علائم و شواهدی وجود دارد که این فضا حاصل شده است و این مسئله از نوع انتقادهای آنها مشخص است. اینکه تا چه حد بتوانند تاثیرگ ذار باشند، برای من هم مشخص نیست و باید منتظر ماند تا دیده شود تاثیرگذاری این عده تا چه حد میتواند باشد بهطور کلی این مسئله امری است که برای خیلی از دوستان اصلاحطلب هم وجود دارد و این سوال مطرح است که چه تاثیری وجود دارد.
یعنی فکر میکنید میتوانیم میانهروی را شاهد باشیم؟
با توجه به تجربههای این چند سال، قطعا اگر آن بخش واقعبین جناح اصولگرا بتواند تاثیرگذار باشد، شاهد میانهروی خواهیم بود ولی چنانچه این اتفاق نیفتد و بخواهد همین روند را ادامه بدهند، پیشبینی میانهروی مشکل است. از طرفی نهتنها در کشور ما بلکه در دنیای امروز، پیشبینی آینده، کاری بسیار دشوار است بنابراین فقط میتوانیم بگوییم امیدواریم این اتفاق بیفتد و شاهد میانهروی باشیم.














سالی که نکوست از بهارش پیداست.همان کاری را که در این 33 سال گذشته را سفید و خود را سیاه کردنندواز این هم سیاه تر.ودر نهایت تجزیه گشور همانطور که ملت را تجزیه کردنند عده ای بخارج و……..
anha migooyand ma darim aslamo hefz mikonim