سخنان آیت الله دستغیب در شب اول محرم/ شرط بخشیدن شدن به واسطه امام حسین(ع): فطرت پاکی که به ظلم آلوده نشده باشد
چکیده :ويژگى منحصر به فرد حضرت ابا عبدالله اين است كه هر كس، حتّى اگر كافر و مشرك و گناهكار باشد ـ به شرط آن كه فطرت خود را در اثر ظلم آلوده نكرده باشد ـ وقتى متوجّه ايشان مىشود و دلش مىشكند، گناهانش مىريزد و بخشيده مىشود....
آیت الله دستغیب، مرجع تقلید مقیم شیراز، در سخنانی در شب اول محرم به فضائیل عزاداری برای اباعبدالله اشاره کرد و گفت: ويژگى منحصر به فرد حضرت ابا عبدالله اين است كه هر كس، حتّى اگر كافر و مشرك و گناهكار باشد ـ به شرط آن كه فطرت خود را در اثر ظلم آلوده نكرده باشد ـ وقتى متوجّه ايشان مىشود و دلش مىشكند، گناهانش مىريزد و بخشيده مىشود.
مشروح سخنان ایشان را به نقل از وب سایت حدیث سرو بخوانید:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
امام صادق عليه السلام فرمود:
«هر كس نام ما نزد او برده شود و چشمش گريان شود، ولو به قدر بال مگس، خداوند گناهان او را مىآمرزد، ولو به اندازه كف درياها باشد.»
شب اول محرّم 1391 – 1434
ثواب گريه بر امام حسين عليه السلام
مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى در منتهى الآمال نزديك به چهل روايت درباره گريه بر امام حسين عليه السلام آورده است. آيت الله العظمى نجابت رحمت الله عليه در سال 1353 به خاطر شيوع بعضى شبهات و انكار گريه بر امام حسين عليه السلام ـ مانند اين كه آن حضرت با شهادت، به درجات عالى كمال رسيد و گريهى بر او بىمعنا است و بايد بساط شادى و طرب، به خاطر اين فيض عظيم برپا كرد ـ به جمعآورى رواياتى درباره فضيلت گريه بر امام حسين عليه السلام همّت گماشت و آنها را به همراه مباحث علمى و اجتهادى مستدلّ، در كتاب كلمه طيبه ارائه كرد و به شبهاتى كه گاه از سوى بعضى روحانيون در اينباره وارد مىشد، پاسخ داد.
جناب ابن قولويه نيز در كامل الزيارات، روايات صحيح و مستندى درباره گريه بر امام حسين عليه السلام آورده است. اين كتاب به حدّى معتبر است كه مرحوم آيت الله العظمى خويى تا مدّتها در مباحث فقهى، وقتى از راويان كامل الزيارات روايتى نقل مىشد، آن را قبول مىكرد و معتبر مىدانست.
ذكر چند روايت از كتاب كلمه طيبه
امام صادق عليه السلام فرمود :
«مَنْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ الذُّبَابِ غَفَرَ اللهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ» (محاسن، 1، 63)
«هر كس نام ما نزد او برده شود و چشمش گريان شود، ولو به قدر بال مگس، خداوند گناهان او را مىآمرزد، ولو به اندازه كف درياها باشد.»
از آنجا كه سخن از گريه به ميان آمده است، معلوم مىشود كه منظور از ياد، مجالس روضه و ذكر مصائب حضرات معصومين است، وگرنه صرف ذكر فضائل ايشان موجب گريه و اندوه نخواهد شد.
فضيل بن يسار گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: آيا به دور هم مىنشينيد و از ما ياد مىكنيد؟ گفتم آرى، فدايت شوم. فرمود :
«اِنَّ تِلْكَ الْمَجَالِسَ اُحِبُّهَا فَأحْيُوا أمْرَنَا يَا فُضَيْلُ فَرَحِمَ اللهُ مَنْ أحْيَا أمْرَنَا يَا فُضَيْلُ مَنْ ذَكَرَنَا أوْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِثْلُ جَنَاحِ الذُّبَابِ غَفَرَ اللهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ أكْثَرَ مِنْ زَبَدِ الْبَحْرِ» (بحار الأنوار، جلد 44، روایت 282)
«به راستى من اين گونه مجلسها را دوست دارم. آرى، امر ما را زنده كنيد. اى فضيل! خدا رحمت كند كسى را كه امر ما را زنده مىكند. اى فضيل! هر كس ما را ياد كند، يا نزد او يادى از ما بشود و به اندازه بال مگسى اشك از ديدهاش روان گردد، خداوند گناهان او را، هر چند از كفهاى دريا بيشتر باشد، مىآمرزد.
«امرنا» (امر ما)، هم شامل اعتقادات و مخصوصآ ولايت ائمه اطهار عليهم السلام مىشود و هم شامل احكام دين.
در روايت ديگرى رسول خدا صلّى الله عليه و آله به فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود :«كُلُّ مَن بَكى عَلى مُصابِ الحُسَين أخَذْنَا بِيَدِه وَ أدْخَلْناهُ الجَنَّة» (بحار الأنوار، جلد 44، روایت 293)
«هر كس بر مصائب حسين عليه السلام گريه كند، روز قيامت دستش را مىگيريم و به بهشت داخلش مىكنيم.»
امام باقر يا امام صادق عليهما السلام فرمودند :
«اِنَّ البَاكي لِلْحُسَينِ عليه السلام يَفْرَحُ عِنْدَ المَوت فَرحَةً تَبْقى فِي قَلْبِه اِلى يَوْمِ القِيامَة فَاِنَّهُ يَخْرجُ مِن قَبْرِهِ وَ السُّرور عَلى وَجْهِه وَ المَلائكَة تَتَلَقّاهُ بِالبِشارَةِ بِمَا اَعَدَّ اللهُ لَه»
«گريه كننده بر حسين عليه السلام در هنگام مرگ فرحى احساس مىكند كه تا روز قيامت برايش باقى مىماند. همانا او از قبر خارج مىشود در حالى كه آثار شادى در صورتش نمايان است و ملائكه با بشارت او را ملاقات مىكنند، به خاطر آنچه خداوند برايش آماده كرده است.»
امام رضا عليه السلام فرمود :
«فَعَلى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ فَإنَّ الْبُكَاءَ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ (امالى، 128«گريه كنندگان، براى مثل حسين عليه السلام گريه كنند كه گريهى بر او گناهان بزرگ را مىريزد.»
ابو هارون مكفوف در ضمن روايتى طولانى از امام صادق عليه السلام چنين نقل مىكند :«مَنْ ذُكِرَ الْحُسَيْنُ عليه السلام عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ يَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّةِ» (كامل الزيارات، 100)«كسى كه يادى از حسين عليه السلام نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگسى اشك خارج شود، اجر او بر خدا است و حق تعالى به كمتر از بهشت براى او راضى نيست.»
علّامه مجلسى در جلد 44 بحار الأنوار، باب 34، 38 روايت درباره گريه بر مصيبت امام حسين عليه السلام و مصائب ساير ائمه اطهار عليهم السلام نقل مىكند. در آنجا اين حكايت نقل شده است :
در بعضى از كتابهاى علماى شيعه، از سيّد على حسينى حكايت شده كه گفت: من با گروهى از مومنين در جوار حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام مجاور بودم. وقتى روز عاشورا فرا رسيد يكى از ياران ما كتاب مقتل امام حسين عليه السلام را مىخواند تا رسيد به اين روايت كه حضرت امام محمّد باقر عليه السلام مىفرمايد: كسى كه چشمانش در مصيبت امام حسين عليه السلام اشك بريزد، ولو به اندازه بال يك مگس باشد، خدا گناهان او را مىآمرزد، ولو به قدر كف دريا باشند.
در آن مجلس شخصى بود كه داراى جهل مركّب (جهل مركّب آن است كه انسان نمىداند كه نمىداند. اين جهل را بدين جهت جهل مركّب ناميدهاند كه از دو جهل تركيب شده: يكى اين كه نمىداند و ديگرى اين كه نمىداند كه نمىداند) بود و ادّعاى علم مىكرد ولى علم و دانشى نداشت. وى گفت: اين حديث صحيح نيست و عقل به آن معتقد نمىشود. درباره اين موضوع بين ما قيل و قالهايى شد تا اين كه از آن مجلس پراكنده شديم، ولى آن شخص در تكذيب اين حديث اصرار داشت.
آن مرد در آن شب خوابيد و در عالم خواب ديد كه گويا قيامت قيام كرده و مردم همه در يك زمين محشور شدهاند. ميزانها نصب گرديده؛ صراط گسترده شده؛ محاسبات آمادهاند؛ نامههاى اعمال گشوده شده؛ دوزخ شعلهور گرديده و بهشت زينت شده است. او در اين بين به شدّت عطشان و طالب آب بود ولى آب نبود. وقتى به طرف راست و چپ خود توجّهى نمود، با حوضى مواجه شد كه فوق العاده طويل و عريض بود. مىگويد: من با خودم گفتم: اين همان حوض كوثر است و داراى يك آبى است كه از برف سردتر و از عسل شيرينتر است.
ناگاه ديد، دو نفر مرد و يك زن نزد آن حوض هستند كه نور آنان بر خلايق مىدرخشد! با اين حال سياه پوش و گريان و محزون بودند! راوى گويد: من گفتم: اينان كيانند؟ در جوابم گفته شد: اين آقا محمّد مصطفى، اين آقا، على مرتضى و اين بانو، فاطمه زهرا سلام الله عليهم اجمعين هستند. گفتم: پس چرا لباس سياه پوشيدهاند و گريان و محزون هستند؟ به من گفته شد: آيا امروز روز عاشورا نيست كه روز قتل امام حسين عليه السلام است؟ ايشان بدين لحاظ محزونند.
من نزديك حضرت زهراى اطهر رفتم و به او گفتم: اى دختر رسول خدا! من عطشانم. ناگاه ديدم آن حضرت با حالى خشمناك به من نگريست و فرمود: تو آن شخصى هستى كه منكر ثواب و فضيلت گريه كردن در عزاى فرزندم حسين مىباشى؟ همان حسينى كه جان قلب من و نور چشم من و سيّد و بزرگ شهيدان است، همان حسينى كه به خاطر ظلم و دشمنى به قتل رسيد! خدا آن افرادى را كه در حق حسينم ستم كردند و او را شهيد نمودند و مانع آب آشاميدن وى شدند، لعنت كند! راوى مىگويد: من در حالى از خواب بيدار شدم كه دچار جزع و خوف شده بودم و فراوان استغفار مىكردم و از تكذيب آن حديث پشيمان شدم. آن گاه نزد آن رفقايى آمدم كه با آنان بودم و پس از اينكه خواب خود را نقل كردم توبه و انابه نمودم.
همهى ما تشنهى فهم اسرار عالم و بندگى خدا هستيم. هر كس در اين عالم، اين بندگى را آموخت و به حسين عليه السلام متّصل شد، ديگر عطشى نخواهد داشت و خود، تا حدّى حوض كوثر مىشود، هرچند همه ما محتاج عنايات آن بزرگواران هستيم.
همان طور كه خداوند همراه همه است، حسين بن على عليهما السلام نيز همراه همه است. در واقع همهى معصومين اين چنينند، امّا ويژگى منحصر به فرد حضرت ابا عبدالله اين است كه هر كس، حتّى اگر كافر و مشرك و گناهكار باشد ـ به شرط آن كه فطرت خود را در اثر ظلم آلوده نكرده باشد ـ وقتى متوجّه ايشان مىشود و دلش مىشكند، گناهانش مىريزد و بخشيده مىشود.
علّت فضيلت گريه بر امام حسين عليه السلام
اگر كسى كودك يتيمى را ببيند كه بىگناه در حال كتك خوردن است، سعى مىكند به هر شكل ممكن او را نجات دهد. هر كس گريه و مظلوميت آن كودك را ببيند، متأثر و غمگين مىشود، مگر آن كه اثرى از انسانيت نداشته باشد. علّت آن اين است كه قلب، محل فطرت است. باطن قلب، همان روح و وجود آدمى است و خداوند آن را محل رحم و شفقت قرار داده است.
وقتى مصائب امام حسين عليه السلام گفته مىشود، هر كس با حواس جمع و حضور قلب، بدون وسوسه و خيال، آنها را بشنود؛ وقتى مظلوميت مولا را كه با هفتاد و دو نفر، در آن شرايط سخت و تشنگى و گرسنگى، در مقابل حداقل سى هزار نفر دشمن ايستاد، در ذهن خود تصوّر كند، ناخودآگاه دلش مىشكند و اشكش جارى مىشود. اين به خاطر وجود صفت رحم در قلب است و منشأ آن از پروردگار است
علاوه بر اين در وجود همهى افراد بشر ـ به جز كسانى كه در اثر ظلم خوى درندگى گرفتهاند ـ مايهى محبّت و عشق نهاده شده است. مؤمنينى كه در تمام عمر دم از اميرالمؤمنين و فرزندان ارجمند او مىزنند، وقتى سخنى از رسول خدا يا اهل بيت گرامى او عليهم السلام مىشنوند، به ديدهى احترام و اطاعت در آن مىنگرند. اين اثر محبّت است و موجب حركت آنها مىشود. ذكر حسين عليه السلام باعث فوران محبّت مىشود و انسان را در وجود خداى تعالى غرق مىكند. شكستگى دل در مصيبت امام حسين عليه السلام انسان را به درياى رحمت خداوند متّصل و در آن غرق مىكند. در اين صورت حتّى اگر كسى دهها و صدها سطل نجاست درونش باشد، به خاطر اتّصال به دريا، پاك مىشود و هرگز دريا اثرى از نجاسات او نمىگيرد و بد بو نمىشود.
امام حسين عليه السلام به خاطر آن كه همه چيز خود را فداى خدا كرد، خدايى شد؛ لذا هر كس ياد او مىكند، به حسينى كه خدايى شده، متّصل مىشود. در وجود هر مؤمنى، شعلهاى از محبّت امام حسين عليه السلام نهاده شده است؛ «اِنَّ في قُلُوبِ مَنْ والاهُ حَرارةٌ مَكْنُونه»
همان طور كه خداوند همراه همه است، حسين بن على عليهما السلام نيز همراه همه است. در واقع همهى معصومين اين چنينند، امّا ويژگى منحصر به فرد حضرت ابا عبدالله اين است كه هر كس، حتّى اگر كافر و مشرك و گناهكار باشد ـ به شرط آن كه فطرت خود را در اثر ظلم آلوده نكرده باشد ـ وقتى متوجّه ايشان مىشود و دلش مىشكند، گناهانش مىريزد و بخشيده مىشود. مگر نه اين است كه هر گنهكارى، به محض آن كه توبه كند، بخشيده مىشود و هر مشركى، با اظهار ايمان، اهل بهشت مىگردد، بدون آن كه نياز به جبران تكاليف فوت شده باشد؟ آيا بعيد است كه گريه بر امام حسين عليه السلام اثر توبه يا اثر ايمان آوردن داشته باشد؟ همان طور كه «الاسلام يَجُبُّ ما سَبَقْ» (اظهار اسلام گذشته را جبران مىكند) گريه بر امام حسين عليه السلام نيز لغزشهاى گذشته را جبران مىكند.
زكريّا بن ابراهيم مىگويد: من مسيحى بودم ولى مسلمان شدم و به خانه خدا مشرّف شدم. در آنجا خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم و سرگذشتم را تعريف كردم. امام به من فرمود: «چه چيزى در اسلام ديدى؟»
گفتم: اين آيه قرآن را :«ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ اْلإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُورآ نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا» (شورى، 52)«اى رسول ما! تو آن نبودى كه بدون وحى بفهمى كتاب قرآن و ايمان چيست، ولى ما آن را نورى قرار داديم كه از ميان بندگانمان هر كس را بخواهيم با آن هدايت مىكنيم.»
امام فرمود: «خداوند تو را هدايت كرده است». آنگاه سه مرتبه فرمود: «بار پروردگارا او را هدايت فرما!» بعد فرمود: «هر سوالى دارى، بپرس».گفتم: پدر و مادر و همهى خانوادهام مسيحى هستند. آيا از اين به بعد با آنها زندگى كنم و در ظرفهاى آنها غذا بخورم؟ فرمود: گوشت خوك مىخوردند؟ گفتم: نه. فرمود : اشكالى ندارد. با آنها همغذا باش. در ضمن مراقب مادرت باش و به او نيكى كن. وقتى هم كه از دنيا رفت، خودت عهدهدار امور او باش. به كسى هم نگو مرا ديدهاى تا انشاءالله در منی دوباره مرا ببينى.در منى نيز امام را ديدم در حالى كه مردم دورش را گرفته بودند و همانند كودكانى كه از معلّمشان سوال مىكنند، هركس چيزى از او مىپرسيد.
پس از آن به كوفه برگشتم. از آن پس به مادرم خدمت و مهربانى كردم؛ غذا در دهانش مىگذاشتم و به نظافت لباسها و بدنش رسيدگى مىكردم. يك روز مادرم به من گفت : پسرم! تو كه مسيحى بودى، با من چنين رفتارى نداشتى. از وقتى به مكّه رفتى و برگشتى، رفتارت عوض شده است. به مادرم گفتم: مردى از فرزندان پيامبر ما چنين دستورى به من داده است. مادرم گفت: آن مرد پيامبر است؟ گفتم: نه، ولى پسر پيامبر است. مادرم گفت: پسرم! اين سفارشها، توصيهى پيامبران است. به مادرم گفتم: مادر جان! بعد از پيامبر ما پيامبر ديگرى نيست ولى اين مرد پسر او است. مادرم گفت: پسرم! دين تو بهترين دين است. آن را به من نيز بياموز.
دين اسلام را به مادرم عرضه كردم و او مسلمان شد. آن روز نماز را فرا گرفت و نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند؛ ولى همان شب حالش بد شد. به من گفت: پسرم! دوباره دينى را كه پذيرفتم به من عرضه كن. من هم شهادتين را برايش بازگو كردم و او اقرار كرد و از دنيا رفت. صبح كه شد مسلمانان بدنش را غسل دادند و خودم بر جنازهاش نماز خواندم و او را در قبرش گذاشتم.
ظاهرآ وقتى كه خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و وضع مادر خود را بيان كرد، حضرت فرمود: او در بهشت است.














“هيچ چيزي به انتقام خداوندي نزديكتر و از نظر
نتايج وخيمتر و براي نابود كردن نعمت خداوندي مؤثرتر و براي منقرض ساختن
روزگار دولت، قاطعتر از خونريزي به ناحق وجود ندارد.”امام علی (علیه السلام)
این حکومت خامنه ای خون های بسیار ریخته است که به گفته امام علی (ع) همینها برای منقرض ساختن
روزگار این حکومت کافیه.