میزان شیوع بیماریهای روانی در کشور چقدر است
چکیده :بر اساس آخرین تحقیق وزارت بهداشت که بعد از ۱۰ سال انجام شد، ۲۶.۵ درصد زنان و ۲۰.۸ درصد مردان در طول یکسال به یک نوع اختلال روانی مبتلا میشوند که رتبه اول بیماری های زنان را دارد....
بر اساس آخرین تحقیق وزارت بهداشت که بعد از ۱۰ سال انجام شد، ۲۶.۵ درصد زنان و ۲۰.۸ درصد مردان در طول یکسال به یک نوع اختلال روانی مبتلا میشوند که رتبه اول بیماری های زنان را دارد.
به گزارش کلمه، آنطور که مدیرکل سلامت روان وزارت بهداشت گفته، آخرین بررسی شیوع شناسی بیماریهای روانی در کشور بعد از 10 سال طی سالهای 89 و 90 در سراسر کشور و در جمعیت 15 تا 64 انجام شد که نتایج نهایی آنه به تازگی جمع بندی شده است.
خبرگزاری فارس به نقل از عباسعلی ناصحی نوشت: این تحقیق فقط بار کلی بیماریهای روانی را در بین مردان و زنان برآورد کرد و بار تک تک بیماریهای روان مانند روانپریشی، افسردگی، اضطراب، وسواس، دوقطبی، اسکیزوفرنی و … را به تفکیک نشان نمیدهد.
ناصحی ادامه داد: نتایج این تحقیق نشان میدهد که به طور متوسط شیوع بیماریهای روانی در جامعه ما 23.6 درصد است که این میزان در زنان 26.5 درصد و در مردان 20.8 درصد است که البته نسبت به آمار 20 سال قبل رشد چندانی را نشان نمیدهد.
مدیرکل سلامت روان وزارت بهداشت تأکید کرد: این بررسی همچنین نشان داد که بیماریهای روانی در زنان کشور رتبه اول بار بیماریها را دارد و در مردان بعد از حوادث عمدی و غیر عمدی که عمدتاً حوادث ترافیکی است دومین بار بیماریها را از نظر مرگ و ناتوانی باعث میشود.
وی گفت: البته تحقیقات وزارت بهداشت نشان میدهد که در بین مردان بیماریهای قلبی نیز همردیف بیماریهای روانی در رتبه دوم بار بیماریها قرار دارد.
ناصحی افزود: به طور کلی بیماریهای روانی حدود 14 درصد کل بار بیماریهای کشور را به خود اختصاص میدهند.
پیش از این ایلنا به نقل از وزیر بهداشت و درمان گزارش داد که بیش از ۵۰ درصد از دلایل بیماریها مربوط به عوامل اجتماعی همچون فقر، تبعیض، سکونت جغرافیایی و… است در حالی که عوامل ژنتیکی ۲۵ درصد از دلایل بیماریها را تشکیل میدهد.














من این آمار را قبول ندارم حداکثر 20 درصد مردم مشکل روانی دارند و مابقی بالکل روانیند.
افسردگی سیاسی
به جز کلیه بیماری ها و ناهنجاری های موجود یک نوع افسردگی بسیار غم انگیز و تلخی هم وجود دارد که نام آن را “افسردگی سیاسی” می گذارم. تصور کنید جوانان کشور در سال 57 روی هوا و در میان ابرها در سرخوشی کامل بسر می بردند: عدالت، آزادی، توسعه سیاسی، پیشرفت، عدل علی، رشد فکری و فرهنگی، سربلندی و…، اما پس از مدتی متوجه شدند که زیر پایشان خالی است و با مخ خوردند زمین. از همان زمان نشاط سیاسی جای خود را به افسردگی سیاسی داد. کسانی که با جان و دل در خیابان ها در جنب و جوش بودند، پس از پیروزی چشمهایشان را باز کردند و دیدند که اگر تا دیروز آزاده و تک هویتی بودند امروز با انواع اتهام ها باید خانه نشین شوند و برای خود هویت های چندگانه بسازند تا در امان باشند. انسان چند هویتی که اندیشه و هویت اصلی خود را پنهان می کند، همواره افسرده است، چرا که او دیگر خودش نیست. وقتی خودش نیست بالنده و با نشاط نیز نیست. روح آزاد و سبک آنها سنگینی کرد، آنها هر روز از خانه گناهکار خارج می شوند. همه خلایق در ایران امروز پرونده دارند و همه از نگاه نظام گناهکارند. غباز غلیظی همه را فرا گرفته نفس ها تنگی می کند و نشاط مرده است.