طرح سبز/ سیمای گلی دربند؛ 27 روز پس از اعتصاب غذا در زندان
چکیده :در حالی که بیست و شش روز از اعتصاب غذای نسرین ستوده می گذرد، روز گذشته فرزندان این زندانی سیاسی پس از چهار ماه محرومیت با مادر خود ملاقات حضوری داشتند....

روزشمار اعتصاب:
اعتصاب غذای یک مادر، برای رسیدن به حقوق ابتدایی کودکان خود
درخواست عروس آیتالله منتظری از نسرین ستوده برای پایان دادن به اعتصاب غذا
انتقال نسرین ستوده به بهداری زندان یک هفته پس از اعتصاب غذا
نامه حسین رونقی از زندان اوین به نسرین ستوده؛ چگونه از ظلم و ستمی که بر تو می رود دل خون نباشیم؟
نامه خانوادههای زندانیان سیاسی به صادق لاریجانی: بیعدالتی و بیقانونی تا کجا
لغو سفر هیات پارلمانی اروپا به ایران، پس از رد درخواست دیدار با دو زندانی سیاسی سابق و فعلی
فعالان حقوق زنان: دستگاه قضایی را مسئول پیامدهای اعتصاب غذای نسرین ستوده می دانیم
انتقال نسرین ستوده به بند امنیتی ۲۰۹
پوستر سبز/ بیست و دومین روز اعتصاب غذا؛ نسرین ستوده در زندان اوین
سه ساعت و نیم چشم انتظاری بی نتیجه فرزندان نسرین ستوده برای ملاقات
ملاقات حضوری فرزندان نسرین ستوده با مادر پس از چهار ماه محرومیت














او کیست؟
تفسش عیسایی است!
نگاهش محمدی است!
صبرش ایوبی است!
شالش موسایی است!
او پیامبر نیست.
او کیست؟
کلامش دلنشین ، روشنگر است!
او حافظ نیست!
سخنش عاقلانه ، منطقی است.
او سقراط ،مارکس یا هگل ،
هیچکدام نیست!
او کیست؟
در میدان تک تاز ، شکست ناپذیر است!
او سزار یا رستم دستان نیست !
او کیست؟
سلامش امید میبخشد، دلها را مرحم مینهد.
سکوتش آرامش میدهد .
او تنها نیست!
قلبها در پنهان برایش میتپند ، چشمها در انتظارش مینگرند.
او مهدی نیست!
او کیست؟
یاد تو بخیر ای گل نسرین
که با تو زنده بود بهار و فروردین
تویی که مهربان بودی با هر غمگین
خزان هم از تو شد هم بهار آگین
اگر گلی هراسان بود ز باران
تو دادی پناهش
شکست اگر نهالکی به طوفان
تو شستی گناهش
اگر چلچه ای زخمی
زجفت خود جدا مانده وتنها، خون افشان گم می شد
اگر کبوتری خسته
ز سنگ فتنه وا مانده
تنها، در طوفان گم می شد
چه هراس باد و باران
گل نسرین
تو که سرپناه هر گمشده بودی
در میان سیل و طوفان
گل نسرین
تو چراغ راه هر گمشده بودی
سوزدم دل از غمت که بینوا
همه زیر چترت ایمن از بلا
تو ولی
خودت اسیر ماجراها
وای از این ستم خدایا
همه ما به یمن تو
ولی تو تنها
وای از این ستم خدایا
ناگهان خروش باد و خشم طوفان
که تو گم شدی میان باد و باران
بی که دستی آردت کسی به یاری
یا شود کسی دچار بی قراری
گل نسرین گل پر پر نگاری
تو به چنگ باد و بار اسیر نفرین
غیر نفرین اما چیزی نشنیدم
وای از این ستم خدایا
از پی رهاندنت دستی ندیم
وای از این ستم خدایا
یاد تو بخیر ای گل نسرین
که با تو زنده بود بهار و فروردین
تویی که مهربان بودی با هر غمگین
خزان هم از تو شد هم بهار آگین…..
بیاد نسرین…. بانویه استوار…..
Dar pasokh, be yade hameye madarane dar band
besiyar ziba, amma
Nasrine sotudeh vojud darad, va hamcho koohi ostovar, va hamcho shiri gorran
va sanbole zanano mardane mobarez ke yek nezame sarkubgar ra istadegi kardeh