جبهه مشارکت: حاکمیت استراتژی «صلح داخلی» و «آشتی ملی» در پیش بگیرد
چکیده :ادامه روند موجود بالاخص در شرايط كنوني كشور و اوضاع داخلي و فشارهاي بينالمللي، با تكيه به نهادهاي نظامي، انتظامي و امنيتي و ايجاد رعب و وحشت و دستگيري و زندان و امنيتي كردن فضاي كشور، و يا فشار تبليغات و جوسازيها و دروغپردازيها و وارونه جلوه دادن واقعيتها توسط دستگاههاي تبليغي و رسانهاي حکومتي، راه به جايي نبرده و جز به تعميق بيشتر شكاف دولت- ملت، و افزايش تهديدها توسط دول خارجي، نميانجامد. ...
جبهه مشارکت ایران اسلامی در بیانیه ای تصریح کرد که روند مخرب تعميق شكاف بين حاكميت و مردم؛ پس از بر ملا شدنِ غير واقعي بودنِ برنامهها و شعارهای چند سال اخير بالاخص پس از انتخابات 88 و شكست استراتژي دنبال شده توسط اقتدارگرايان در حوزههاي كلان اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ريزش بسياري از مردم و هواداران حاکمیت را در پي داشته و ظرفيت و گسترهي نيروهاي اجتماعي و اصلاحطلب را افزايش داده است.
این حزب اصلاح طلب در ببانیه خود پیشنهاد “هم به منظور رفع تهديدهاي خارجي و هم پيشگيري هر چه عاجلتر از روند مخرب تعميق شكاف بين حاكميت و مردم… حاكميت استراتژي « صلح داخلي » و «آشتي ملي » را اتخاذ نموده و در گام نخست با شکستن حصر خانگی سران جنبش سبز آقايان موسوي و كروبي ، سر کارخانم رهنورد، آزادی همه زندانيان سیاسی ، آزادي فعاليت احزاب و نهادهاي مدني- اجتماعي، مطبوعات، آزادي بيان، و با ايجاد بستري جديد و ساز و كاري شفاف براي انتخابات آزاد، خطر فشار خارجي و تهديدهاي آنان را نيز منتفي سازد.”
متن کامل این بیانیه که در سایت نوروز منتشر شده، در ادامه می آید:
به نام خدا
«و لا تفسدوا في الارض بعد اصلاحها ذلكم خير لكم ان كنتم مؤمنين» (اعراف/85)
در خرداد ماه 1388 و بلافاصله پس از انتخابات، عدهي كثيري از فعالان سياسي دستگير شدند و سپس در پي اعتراض گسترده و ارام مردم نسبت به نتيجهي انتخابات، كه تبلور اوليهي آن در راهپيمايي 25 خرداد با حضور بيش از سه ميليون تن از شهروندان تهراني صورت گرفت، خيل ديگري روانهي بازداشتگاهها و زندانها شده و به اتهامات واهي به حبسها و محروميتهاي غيرمنصفانه و ظالمانه محكوم گرديدند.
اينك بسياري از نيروهاي سياسي و اصلاحطلب در زندانها و در شرايط سخت توأم با فشارها و محدوديتهاي بسيار، دورههاي سنگين محكوميت را سپري ميكنند. در اين ميان بسياري از اعضاي جبهه مشاركت ايران اسلامي از دبيركل آن تا ساير اعضاي حزب نيز تاوان ايستادگيها و مقاومتهاي اصولي خود را در جهت تحقق اصول اصلاحطلبي كه همان معنويت، عدالت، آزادی و ایران برای همه ایرانیان است، مي پردازند. در اين ميان بسياري از دوستان برغم اين فشارها، كماكان در درون زندان، بر مواضع اصلاحطلبانهي خود و اعتراض به روندهاي مخرب گوناگون سياسي، اجتماعي و صنفي، چه نسبت به اوضاع دادرسيها تا صدور حكم، و چه نسبت به اوضاع داخلي زندانها و شرايط اسفبار آن، و چه نسبت به فضاي سياسي حاكم بر كشور و فضاي شكل گرفتهي بينالمللي عليه ايران، پاي ميفشارند و به بيان ديدگاههاي خويش ميپردازند. اين زندانيان حركت اصلاحگري و بازگشت حاكميت به روند اصلاحي در تمامي زمينهها را وجهه همت خويش قرار دادهاند، و برخي از آنان، همچون برادرمان مصطفي تاجزاده، چنانكه از زندان نوشتههاي او هويداست بر اساس استراتژي اصلاحطلبان، كماكان بازگشت به اصلاحات توسط حاكميت و گشايش سياسي را راه نجات كشور مي داند. او نشان داده است كه اصلاحطلب واقعي در هر كجا كه باشد اصلاحطلب است، چه در حاكميت، چه در جامعه مدني و حضور در احزاب و چه در زندان. وي با مبارزه مدني خويش با بيعدالتيها، و در جهت احياء و حفظ حقوق شهروندي، و حق انتقاد و تذكر و ارايهي انديشهي اصلاحي حتي از درون زندان، و تأكيد بر آزادي بيان، عملا اثبات كرده است كه زندان الزاما نميتواند مانع حركت يك اصلاحطلب براي ادامه مبارزه با كژيها و بيقانونيها باشد.
او اينك حبس در قرنطينه را ميگذراند، وي از زماني كه در اعتراض به روند غيرقانوني نگهداري و برخورد با زندانيان و نحوه رفتارهاي توهين آميز با خويش، روزه گرفت- كه اينك دو سال از آغاز روزهاي اعتراضي وي مي گذرد- نشان داد كه زندان نميتواند اراده و احساس مسؤوليت انسانهاي آزاده و متعهد را بشكند. همچنانكه بسياري از زندانيان سياسي اينگونه بوده و هستند.
ما با اعلام قدر داني، حمايت و پشتيباني از كليهي زندانيان سياسي، بالاخص دستگير شدگان پس از انتخابات 88، اعلام مي داريم، رئوس دكترين اصلاحطلبي كماكان همان رئوس اعلامي گذشته است و اين حركت با پيشتازي اسیران زنداني و كليهي اعضا و هواداران حزب، بدون هيچگونه انحرافي ادامه خواهد داشت. حركت اصلاحي، حركتي قانونمدار، مردمسالار، مسالمتآميز- چنانكه آقاي مهندس موسوي در بيانيه شماره 17 خود اشاره كردند بدون خشونت- منطقي، توأم با مسؤوليت و البته منتقدانه، آزاد، صريح و بدون مماشات با قانون شكنيها، ظلمها، بيانصافيها و تجاوز به حقوق شهروندان و بالاخص زندانيان سياسي بوده و خواهد بود.
ما اعلام مي داريم كه ادامه روند موجود بالاخص در شرايط كنوني كشور و اوضاع داخلي و فشارهاي بينالمللي، با تكيه به نهادهاي نظامي، انتظامي و امنيتي و ايجاد رعب و وحشت و دستگيري و زندان و امنيتي كردن فضاي كشور، و يا فشار تبليغات و جوسازيها و دروغپردازيها و وارونه جلوه دادن واقعيتها توسط دستگاههاي تبليغي و رسانهاي حکومتي، راه به جايي نبرده و جز به تعميق بيشتر شكاف دولت- ملت، و افزايش تهديدها توسط دول خارجي، نميانجامد. بنابراين هم به منظور رفع تهديدهاي خارجي و هم پيشگيري هر چه عاجلتر از روند مخرب تعميق شكاف بين حاكميت و مردم- كه قاعدتا پس از بر ملا شدنِ غير واقعي بودنِ برنامهها و شعارهای چند سال اخير بالاخص پس از انتخابات 88 و شكست استراتژي دنبال شده توسط اقتدارگرايان در حوزههاي كلان اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ريزش بسياري از مردم و هواداران حاکمیت را در پي داشته و ظرفيت و گسترهي نيروهاي اجتماعي و اصلاحطلب را افزايش داده است- لازم است حاكميت استراتژي « صلح داخلي » و «آشتي ملي » را اتخاذ نموده و در گام نخست با شکستن حصر خانگی سران جنبش سبز آقايان موسوي و كروبي ، سرکارخانم رهنورد، آزادی همه زندانيان سیاسی ، آزادي فعاليت احزاب و نهادهاي مدني- اجتماعي، مطبوعات، آزادي بيان، و با ايجاد بستري جديد و ساز و كاري شفاف براي انتخابات آزاد، خطر فشار خارجي و تهديدهاي آنان را نيز منتفي سازد.
آزادي زندانيان، احزاب، نهادهاي مدني، بيان و مطبوعات و هر آنچه كه از لوازم مردمسالاري محسوب مي گردد، اگر چه شايد هزينههايي را براي حاكميت به دنبال داشته باشد، ولي بهره و سود آن براي نجات كشور و ملت و نظام جمهوري اسلامي ايران قطعا به مراتب بيشتر خواهد بود.
«ما بجز اصلاح چيزي نمي خواهيم»
جبهه مشاركت ايران اسلامي














سرکوب در داخل بخش تفکیک ناپذیری از تدارک برای تسلیم به خارج است. حاکمیت فکر میکند اگر بتواند صدای انتقاد را کاملاً در داخل خفه یا بی انعکاس کند میتواند با امتیاز دهی به بیرون و اثبات اینکه در ایران مخاطب و طرف تعامل دیگری بجز آن نیست، هم مشکل را با منتقدین داخلی با قلع و قمع آنان حل کند و هم با اجماع جهانی علیه خود.
این استراتژی با بافت و ساخت این حاکمیت عجین است. این سیاست همان سیاستی است که بشار اسددر سوریه تعقیب کرد و حاکمیت ما نیز اگر طراح اصلی آن نبود در طراحی آن هم نقش کمی نداشت.
تلاش جبهه مشارکت هم در این سمت تلاشی بی ثمر است که جز ایجاد فاصله بین آن و توده جان به لب رسیده نتیجه ایی نخواهد داشت. وقت برای اصلاحات مدتهاست که سپری شده است. آقای تاجزاده هماگر بر همان مواضع اصلاحات است بیخود زندانی میکشد.
راه نجات!
مجلس مصلحت نظام وظیفه دارد در این اوضاع حساس عمل کند!
برداشتن حصر.
آزادی زندانیان سییاسی.
انحلال مجلس خبرگان
و زمینه انتخابات آزاد را فراهم کند.