زندان و حصر خانگی؛ الگوی چینی سرکوب مخالفان
چکیده :لیو شیائوبو که یک چهره دانشگاهی است، دو سال پیش برنده جایزه صلح نوبل شد. اما او عملا هیچگاه این جایزه را دریافت نکرد، چرا که در موقع اعطای جایزه در حصر خانگی بود و هنوز هم به جرم تلاش برای براندازی در آنجاست. همسر او و دو برادرش برای دیدار، هر بار باید درخواست مجوز کنند. آنها اجازه ندارند با هم به ملاقات او بروند. هر بار فقط یک نفر اجازه ملاقات دارد، و در تمام طول ملاقات پلیس هم حضور دارد. آنها حق ندارند درباره چیزی جز مسائل خانوادگی صحبت کنند....
حاکمان کمونیست چین سعی میکنند با تحت فشار گذاشتن همسر برنده زندانی جایزه صلح نوبل، او را وادار کنند از کشور خارج شود.
خبرنگار بیبیسی در چین گزارش کرده که حال همسر آقای لیو مساعد نیست. یک منبع نزدیک به خانواده آقای لیو گفته که لیو شیائوبو حاضر به ترک چین نیست، زیرا معتقد است این کار باعث به حاشیه رانده شدنش میشود.
اما این منبع اضافه کرده که لیو شیا، همسر لیو شیائوبو، دچار “ناراحتی روحی” است، چرا که دو سال به طور غیرقانونی در حصر خانگی بوده و حبس او همچنان ادامه دارد. درست دو سال پیش بود که لیو شیائوبو، که یک چهره دانشگاهی است و زبان تندی هم ندارد، برنده جایزه صلح نوبل شد. این جایزه به خاطر تلاشهای آقای لیو در جهت ایجاد اصلاحات سیاسی مسالمتآمیز در چین به او اعطا شد.
البته او عملا هیچگاه این جایزه را دریافت نکرد، چرا که در موقع اعطای جایزه در زندان بود و هنوز هم به جرم تلاش برای براندازی در آنجاست. لیو شیا، همسر او نیز که شاعر و عکاس است و زبانش حتی از شوهرش هم نرمتر است، وادار به سکوت شده و در آپارتمانش در پکن محبوس است.
این وضعیت از دو سال پیش تاکنون ادامه دارد. خانم لیو چند روز بعد از اینکه شوهرش برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۱۰ شد، در حصر خانگی قرار گرفت.
به نظر میرسد کشور نروژ هم همچنان بخاطر این موضوع در حال تنبیه شدن است. دولت نروژ نقشی در تعیین برنده جایزه ندارد، اما به گفته دیپلماتهای دیگر کشورها، چین همچنان به وزرا، دیپلماتها و سیاستمداران نروژی بیاعتنایی میکند.
کنترل سفت و سخت
اما بیبیسی با فردی صحبت کرده که با خانوادههای لیو شیائوبو و لیو شیا در تماس است و اطلاعات جدیدی از وضعیت این زن و شوهر ارائه کرده است. این فرد که خواسته نامش فاش نشود، گفته که وضعیت جسمانی لیو شیائوبو نسبتا مساعد است، اما مشکل معدهاش “در حال بدتر شدن است.”
به گفته این منبع، مقامات چینی تنها به سه نفر اجازه میدهند در زندان جینژو با لیو شیائوبو ملاقات کنند: دو برادرش میتوانند هر شش ماه یک بار او را ببینند، و همسرش که اجازه دارد هر دو سه ماه به دیدن این برنده جایزه صلح نوبل برود. البته آنها هر بار باید درخواست مجوز کنند و منتظر دریافت آن باشند.
این منبع میگوید: “آنها اجازه ندارند با هم به ملاقات او بروند. هر بار فقط یک نفر اجازه ملاقات دارد، و در تمام طول ملاقات پلیس هم حضور دارد. آنها حق ندارند درباره چیزی جز مسائل خانوادگی صحبت کنند. پلیس نمیخواهد خانواده لیو شیائوبو از بیرون برای او اطلاعات بیاورند.”
البته دو برادر آقای لیو یک بار در سپتامبر سال گذشته (شهریور ۱۳۹۰) همزمان با او ملاقات کردند، اما آن بار قرار بود خبر فوت پدرشان را به او بدهند. سپس به آقای لیو اجازه داده شد سری به خانه بزند و به پدرش ادای احترام کند، و بلافاصله هم به زندان برگردانده شد.
از طرف دیگر، لیو شیا، همسر او، مرتکب هیچ جرمی نشده، اما در خانهاش در حبس است. منبع ما میگوید: “دو مأمور پلیس زن با او در آپارتمانش زندگی میکنند، و عده زیادی مأمور لباس شخصی هم پیوسته مجتمعی که خانم لیو در آن سکونت دارد را زیرنظر دارند”.
این فرد میگوید: “وضعیت سلامتی لیو شیا زیاد خوب نیست. او از نظر روحی رنج زیادی میکشد، چرا که آزادیاش را از دست داده و نگران شوهرش است که در زندان است. او تنها اجازه دارد به دیدن مادرش برود و یکی از نزدیکترین دوستانش را حدودا هر ماه یکبار ببیند، آنهم در حالی که مأموران پلیس دائما همراهش هستند.او حق ندارد به هیچ جای دیگری برود، حتی به پارک یا مغازه. هیچکس حتی حق ندارد به مجتمع مسکونی او نزدیک شود، چه برسد به اینکه بخواهد به دیدنش برود.”
او میافزاید: “رفتار دولت با لیو شیا غیرقانونی است. آنها مرتبا این کار را با دگراندیشان میکنند تا مانع حرف زدن آنها با رسانهها شوند و به این ترتیب جلوی لکهدار شدن چهره دولت را بگیرند. شوهر او الان مشهورترین دگراندیش چین است. به همین خاطر هم بیش از سایر دگراندیشان تحت کنترل است.”
‘بسیار ظالمانه’
جاشوا روزنتسوایگ که یک محقق حقوق بشر در دانشگاه چینی هنگکنگ است، حرفهای این منبع را تأیید میکند و میگوید از “وجود هیچگونه توجیه قانونی برای محدود شدن آزادیهای لیو شیا” اطلاعی ندارد.
او میگوید: “خانم لیو عمدا در این وضعیت قرار داده شده، چرا که اگر عنوان و توضیح قانونی برای حبس او ارائه نشود، حتی نمیتوان چنین اقدامی را نزد مراجع قانونی به چالش کشید. به این ترتیب لیو شیا چه به عنوان انسان و چه به عنوان یک موضوع، عملا وجود خارجیاش را از دست میدهد.”
دولت چین اصرار دارد که لیو شیا برخلاف میلش در خانهاش نگهداری نمیشود. اما آقای روزنتسوایگ میگوید هدف دولت ساکت کردن لیو شیا، شوهرش و خانواده آنها است، و دولت میخواهد هیچ خبری درباره این زندانی منتشر نشود.
او میگوید: “یکی از معدود راههای جهان خارج برای مطلع شدن از حال زندانیان در چین، سوال از بستگان آنهاست که هر از گاهی به ملاقات زندانیان میروند. نمیدانم لیو شیا آخرین بار چه زمانی به دیدن شوهرش رفته، اما مطمئنم هرگونه ارتباط میان آنها مشروط به این بوده که او سکوتش را ادامه دهد. اگر این استراتژی رسمی حکومت برای مقابله با نفوذ لیو شیائوبو باشد، باید گفت تا به حال موفق بوده است. با تداوم بیخبری از یک نفر، رفته رفته علاقه به اخبار مربوط به او کم میشود. برای همین هم تیترهای خبری چندانی در مورد بیاطلاعی از وضعیت این برنده جایزه صلح نوبل دیده نمیشود.”
دوست خانوادگی لیو شیائوبو که با بیبیسی صحبت کرده، میگوید که دولت چین با سختگیری در مورد همسر آقای لیو، تلاش میکند او را وادار کند تبعید در خارج از کشور بپذیرد. او میگوید: “دولت سعی میکند با محدود کردن آزادیهای شخصی همسر لیو شیائوبو، او را وادار به ترک چین کند. در عین حال دولت، خانواده هر دوی آنها را تهدید کرده که در صورتی که با رسانهها صحبت کنند و هرگونه اطلاعاتی در اختیار آنها قرار دهند، حق ملاقات با لیو شیائوبو را از آنها سلب خواهند کرد. این کار بسیار ظالمانه است و خانواده آنها را وادار به سکوت کرده است.”
اما این دوست اضافه میکند که با وجودی که بر اساس حکم دادگاه، لیو شیائوبو باید تا سال ۲۰۲۰ در زندان بماند، اما او حاضر به ترک چین نخواهد شد. او میگوید: “دولت همواره خواهان این بوده که لیو شیائوبو چین را ترک کند، زیرا صرف زندانی بودن یک برنده جایزه صلح نوبل، مرتبا یادآور وضعیت بد حقوق بشر در چین است. دگراندیشان دیگری که از چین رفتند، به مرور نفوذشان را از دست دادند و صدایشان محو شد. لیو شیائوبو هم به همین علت به ماندن در کشور اصرار دارد، حتی اگر این برایش به معنای ماندن در زندان باشد. برای او مساله اصلی ماندن در چین است.”














واقعا نمی دانم که ما چرا از اینجا سردرآوردیم!!!! تحلیلگران باید تحلیل کنند. اما فی الواقع خیلی شبیه نظام کمونیستی چین شده ایم!
الگوبرداری بله اما تبعیت از جای دیگری است
در زمان شاه سازمان سیا به ساواک آموزش شکنجه و زندانی کردن را می داد و از طرف دیگر کارتر از حقوق بشر حرف می زد. ممکن است از چین و شوروی الگوبرداری شود، اما چین و شوروی با ما در صحنه سیاست بین المللی کار می کنند. زندانی کردن به دستور سیا است تا داستان اجتماعی دیگری که همه را آچمز می کند، برایمان پیاده کنند.