از وبلاگ ها/ اقتصاد کشور به کدام سمت می رود؟
چکیده :معنای سادۀ این ارقام این است که اقتصاد ایران در رکود است و درآمدهای خانواده ها از محل فعالیتهای اقتصادی بسیار کمتر از تورم است. اگر دولت بخواهد به سیاستهای مخربش مثل کنترل قیمت کالاهای تولیدی، ممنوعیت صادرات کالاهای تولید داخل و بستن بازار ارز ادامه بدهد، باید انتظار رکودی سنگین را داشته باشیم. طولی نخواهد نکشید که ناتوانی دولت در پرداخت یارانه گسترده و در نتیجه افت شدید رفاه خانواده ها آشکار خواهد شد و وارد شرایطی خواهیم شد که آرزوی وضعیت کنونی را خواهیم داشت. ...
آمارگیری هزینه و درآمد خانوارها در سال 1390، اولین سال بعد از طرح پرداخت یارانۀ نقدی، در حدی کلی اثرات طرح و وضعیت خانواده ها را نشان می دهد.
هزینۀ متوسط خانوارهای شهری در سال 90 در حدود 16.7 درصد بیشتر از سال 89 بوده است. با توجه به تورم 21.5 درصدی در این سال، چنین افزایشی به معنای کاهش حدود پنج درصدی قدرت خرید خانوارهای شهری است. این امر همچنین سبب شده است که خانواده های شهری هزینه های غیر خوراکی را به نفع هزینه های خوراکی کاهش دهند.
تغییر جهت هزینه های خوراکی به سمت هزینه های غیر خوراکی در روستاها هم دیده می شود. ولی در روستاها متوسط هزینه ها یک درصد بیش از تورم افزایش یافته است که به معنای افزایش یک درصدی قدرت خرید است.
در بیشتر سالهای 1384 به بعد منفی بودن افزایش هزینه های واقعی بخشی از واقعیت اقتصاد ایران بوده است. خانواده های ایرانی به طور متوسط تفاوت سال 90 با سالهای قبل این است که در شرایط بد اقتصادی معمولاً خانواده های روستایی بیشتر از خانواده های شهری قدرت خرید خود را از دست می دهند، در حالیکه در سال 90 عکس این پدیده اتفاق افتاده است. به احتمال زیاد پرداخت یارانه نقدی علت این پدیده بوده است. پرداختن یارانۀ مساوی قدرت خرید اقشار کم درآمد را بیشتر از اقشار با درآمد متوسط و بالا افزایش می دهد.
جدول زیر قدرت خرید خانواده های شهری و روستایی را در سالهای 1383 تا 1390 نشان می دهد (ارقام را برای سال 1383 نرمالایز کرده ام). به زبان ساده خانواده ای که در سال 1383 می توانسته مثلاً صد عدد سیب مصرف کند، در سال 1390 مصرفش به 90 (شهری) و 87 (روستایی) تنزل کرده است. نکات زیادی می توان در این جدول دید که به خوانندگان می سپارمشان.
|
شهری |
روستایی |
|
|
1383 |
100.00 |
100.00 |
|
1384 |
102.70 |
99.77 |
|
1385 |
102.66 |
97.33 |
|
1386 |
104.75 |
96.60 |
|
1387 |
96.81 |
85.15 |
|
1388 |
91.99 |
84.35 |
|
1389 |
93.71 |
86.63 |
|
1390 |
90.05 |
87.44 |
اما بخش درآمدها گویای تغییر منابع درآمدی را در بر دارد. جدول زیر نرخ رشد انواع درآمدهای خانواده های شهری و روستایی را نشان می دهد.
|
نوع درآمد |
شهری |
روستایی |
|
حقوق بگیری |
% 9 |
% 10 |
|
مشاغل آزاد |
% 7 |
% 9 |
|
متفرقه |
% 37 |
% 84 |
|
کل |
% 23 |
% 34 |
رشد درآمد خانواده های شهری در سال 90 بالاترین نرخ سالهای اخیر و 1.5 درصد بیش از تورم بوده است (13 و 6 درصد برای دو سال قبل). ولی درآمد خانواده ها از محل دستمزد و مشاغل آزاد رشد زیادی نداشته و بخش اصلی افزایش درآمد از محل درآمدهای متفرقه بوده است.
همین تصویر با شدت بیشتری در مورد درآمد خانواده های روستایی هم صادق است. خانواده های روستایی افزایش درآمد 34 درصدی داشتند که سهم رشد درآمد متفرقه 84 درصد بوده است.
معنای سادۀ این ارقام این است که اقتصاد ایران در رکود است و درآمدهای خانواده ها از محل فعالیتهای اقتصادی بسیار کمتر از تورم است. اگر دولت بخواهد به سیاستهای مخربش مثل کنترل قیمت کالاهای تولیدی، ممنوعیت صادرات کالاهای تولید داخل و بستن بازار ارز ادامه بدهد، باید انتظار رکودی سنگین را داشته باشیم. طولی نخواهد نکشید که ناتوانی دولت در پرداخت یارانه گسترده و در نتیجه افت شدید رفاه خانواده ها آشکار خواهد شد و وارد شرایطی خواهیم شد که آرزوی وضعیت کنونی را خواهیم داشت.
منبع: وبلاگ مجله اقتصادی














سایت بازتاب: جمعه 19 ابان
این روزها در بانک ها چه خبر است؟ بحران اعتماد، مهمتر از بحران ارزی!
گزارش هایى که روزانه به دست روسای بانک ها می رسد، نشانگر سقوط هولناک در تعاملات بخش بازرگانی و صنایع کوچک هستند و بحران در کسب و کارهایی است که کارشان به کالاها و مواد اولیه وارداتی بستگی دارد.
با وجود آن که بحران ارزی که اکنون دیگر کشدار شده و بعد از دو ماه مردم هم تا حدی به تحمل آن عادت کرده اند، از دست رفتن اعتماد مردم به تصمیمات و اقدامات دولت، بحران پرآسیب تری به نظر می رسد.
به گزارش سرویس اقتصادی «بازتاب»؛ رضا – میم، کارمند بانک که خود رفتارهای مردم در وضع بی ثبات اقتصادی را مشاهده کرده، در یادداشت ارسالی خود می نویسد:
این روزها، مسئولان بانکهای کشور مجبورند با کاهش بی سابقه ارزش ریال دست و پنجه نرم کنند؛ برخی از نمایندگان مجلس مدعی اند که دولت تسلط بر امور اقتصادی را از دست داده است؛ اما به نظر می رسد علاوه بر بحران ارزی، مشکل اینجاست که ناکامی مستمر دولت در تثبیت نرخ ارز، باعث شده که مردم نسبت به اقدامات احتمالی دولت بدبین باشند.
گویا سقوط ارزش ریال در این مدت زمان کوتاه، غیر قابل پیش بینی بوده و مسئولان را نیز بشدت غافلگیر کرده و سرعت این روند هیچ فرصتی برای واکنش در دست بانک مرکزی باقی نگذاشته است. مرور روزانه “اخبار اقتصادی” نشان می دهد که دولت توان مهار تورم را ندارد و اقتصاد ایران و مردم در حال پرداخت تاوان این شرایط اند.
مشکلات پرداخت بموقع تعهدات و التماس مردم برای به تعویق انداختن سررسید وام هایشان و اینکه بانک ها با مشکلات عظیم عدم پرداخت بموقع، مواجه هستند، حالا دیگر بیش از آن که «اخبار اقتصادى» باشند جزو حوزه «اخبار اجتماعى» به شمار مى آیند.
گزارش هایى که روزانه به دست روسای بانک ها می رسد، نشانگر سقوط هولناک در تعاملات بخش بازرگانی و صنایع کوچک هستند و بحران در کسب و کارهایی است که کارشان به کالاها و مواد اولیه وارداتی بستگی دارد.
در سال اخیر، گرانی روز افزون و پی در پی باعث کاهش بیش از 30 درصد ارزش حقوق مردم شده و با توجه به اخراج های پیاپى و نیز اخبار اخراج هاى مترقبه هفته های آینده، ممکن است شاهد واکنش های زنجیره ای دیگری باشیم که وضعیت را وخیمتر خواهند ساخت.
سیستم بانکی ایران در وضعیت بسیار حساسی قرار دارد. بانکهای تجاری وابستگی مطلق به دریافت مستمر وجه از بانک مرکزی دارند؛ عکس العمل رؤساى بانکها، نشانگر آن است که آنها در اصل هیچ راهکاری برای غلبه کردن به این بحران را ندارند . دست اندرکاران در حال حاضر در صدد سنجش اقدامات جدى تری برای جلوگیری از رسیدن به آن مرحله ای هستند که بعد از ان سیستم بانکی متلاشی شود.
با توجه به رویدادهای اخیر و تقاضای زیاد ارز، برداشت ریال به میزان بیش از حد، باعث تعمیق کسری در بانکها و ایجاد بحران نقدینگی در سیستم بانکی شده و مى شود. اکنون بانک مرکزی مانند گذشته از بانکهای تجاری پشتیبانی می کند، اما این وضعیت تا کى مى تواند ادامه داشته باشد؟ به نظر مى رسد در آینده و در صورت تداوم این وضعیت، بانک مرکزی دیگر قادر نخواهد بود چنین وجوهی را به بانکهای تجاری واریز کند.
بحران شدید اعتبار همراه با چیزی که بیشتر شبیه یک بحران نقدینگی عمیق است؛ سیستم بانکی را به نقطه فروپاشی نزدیک میکند؛ با این همه آیا کسی به هزینه سنگین “سلب اعتماد عمومى” به درایت دولت در مهار بحران ها مى اندیشد؟
………..
حیف که نمیخواهم یاداشت بازتاب را با کامنت خودم طولانی تر کنم والی برای مشاهده علائم ورشکستگی سیستم بانکی چند نشانه بر این یاداشت می افزودم. برداشت بانکها از بانک مرکزی مدتهاست ادامه دارد و تازه بازتاب بدان رسیده است. بخش زیادی از نقدینگی مهیب کشور از طریق بانک مرکزی برای جبران کسر درآمد دولت از یکسو و کسر وصولی های بانکها و ممانعت از اعلام ورشکستگی آنان از سوی دیگر کانالیزه میشود. در نتیجه پولی باقی نیست تا به بخش تولید وام داده شود. در بخش دلالی «فزونی» نقدینگی انفجار ارزی و در بخش تولید «کمبود» آن قحطی منجر به مرگ ایجاد کرده است.
واقعا تکان دهنده ست.