مرزبندی خودی و غیر خودی و جای خالی روزنامه های مستقل در نمایشگاه مطبوعات
چکیده :با ديدن این غرفه ها جاي خالي بسياري از همکاران روزنامهنگارانم را حس می کنم. روزنامهنگارانی كه بعد از اتفاقات سال 88 در زندان هستند و يا انبوهي از روزنامه نگاراني كه مجبور به مهاجرت و ترک وطن شده اند و البته روزنامه نگاراني كه پس از توقيف روزنامه هايشان خانه نشين شده اند. جاي خالي همه آنها در اینجا احساس ميشود.جایی که روزی قرار بود متعلق به همه روزنامه نگاران باشد نه طیفی خاص و وابسته به حکومت ....
مصلاي تهران، اين روزها ميزبان نوزدهمين نمايشگاه بين المللی مطبوعات و خبرگزاريهاست. از 7 آبان تا 13 آبان ماه، اين نمايشگاه با غرفههاي مختلف نشريات روزانه، هفتگي، ماهانه، دانشجويي، شهرستان ها و خبرگزاريها فعاليتهاي مطبوعاتي ايران را به نمايش ميگذارد.
پنج شنبه بعدازظهر نمايشگاه مطبوعات روز شلوغي را پشت سر ميگذارد. هم سالن اصلي نمايشگاه شلوغ است و هم بيرون سالن. قبل از ورود به سالن صف بلندي توجهات را جلب ميكند. اين، صف طويل دريافت بن مطبوعات است. به ازاي نشان دادن كارت ملي و پرداخت هزار تومان 10 هزار تومان بن ميگيري و اگر دانشجو باشي با نشان دادن كارت دانشجويي به ازاي پرداخت دو هزار تومان 20 هزار تومان بن مطبوعاتی را عايد خود ميكني.دختر جواني كه انتهاي صف ايستاده؛ قصد خريد چند مجله تخصصي آشپزي را دارد. ميگويد:” كمي تحمل مي كنم چون هم دلم ميخواهد مجله آشپزي را داشته باشم و هم قدرت خريد آنها را ندارم.” ورودي اصلي نمايشگاه، دو خانم پشت ميزي نشسته اند؛ با چادرهاي سياه رنگ و به كساني كه حجابشان بد است تذكر ميدهند. البته تذكري آرام. برعكس دورههاي قبل كه ونهاي گشت ارشاد به اصطلاح بدحجابان را دستگير ميكرد؛ اين بار خبري از ونهاي سبز رنگ آنها نيست. فضاي مقابله با این نوع برخوردها از جمله به گفته دولت برخورد با بدحجابي عوض شده. آيا به خاطر نزديكي انتخابات رياست جمهوري است؟
در دو طرف راهروي اصلي نمايشگاه، غرفههاي رنگي با دكوراسيون هاي متفاوت به چشم ميخورد. نامهاي آشناي روزنامه های همشهري، جام جم، ايران ،كيهان، جمهوري اسلامي و حتي نامهاي کمتر آشناي خورشيد،وطن امروز،ملت ما،جام نيوز،موسسه راهبردي ديده بان مركزي براي مفابله با جنگ نرم و همچنین خبرگزاري های فارس، مهر و ايسناو .. ديده ميشوند. نقشه نمايشگاه نام تمامي غرفه هاي حاضر در نوزدهمين نمايشگاه مطبوعات را نوشته است. دنبال غرفه هاي روزنامه هاي اعتماد، آرمان و مغرب ميگردم. آنها را در راهروهاي فرعي و دور از راهروي اصلي می یابم.
چيدمان غرفههاي مطبوعات و خبرگزاريها سوال يكي از بازديدكنندگان نمايشگاه است؛ ميگويد:” نشريات همسو با دولت و يا حكومت در غرفه هاي بزرگ و شيك فعال هستند در حاليه كه نشريات كمي منتقد را در جاهاي پرت گذاشتهاند. حتي در چيدمان هم تبعيض دیده می شود.”
خانمي كه مسئول غرفه نشریه تخصصي تهويه مطبوع است مي گويد:”تهويه مطبوع مجله اي تخصصي درباره تاسيسات است و چرا بايد در جايي از نمايشگاه غرفه داشته باشد كه بيربط به ساير غرفه ها باشد؟” اين نشريه روربري جامعه بسيج خواهران است. چشم انداز ديگرش پرچم زرد رنگ حزب الله لبنان و نيز غرفه فكه است.

فضاي مدرن اما سرد و بی روح
“آفتابه لگن هفت دست،ولي شام و ناهار هيچي” اين ضرب المثلي است كه مسئول غرفه مجله اي تخصصي در حوزه انديشه ميزند و تعبيرش از نوزدهمين نمايشگاه مطبوعات “فضاي شيك اما سرد” است.
روزنامهنگاري كه سالها در روزنامههاي اصلاح طلب مينوشته و حال در نشريه ي تخصصي … مشغول فعاليت است؛ از زاويه نگاه اقتصادي ميگويد:” بودجه اين غرفه هاي شيك از كجا آمده؟ و يا هداياي نفيسي كه غرفه اي به نام جام نيوز بين مردم پخش ميكند از كجا آمده؟”
خودش فوري بعد از طرح اين سوال ميگويد:” شنيده ام كه جام نيوز اين هداياي نفيس را از بودجه اي كه براي مقابله با جنگ نرم اختصاص داده اند؛ تهيه كرده است.”
بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 مسوولان نظام جمهوری اسلامی که با ظهور تعدادی سایت مخالف دولت روبرو بودند تصمیم گرفتند با این فضا مقابله کنند آنها بودجه های کلانی را برای این کار در نظر گرفته اند و آن را مقابله با جنگ نرم دشمن نامیدند که منظورشان مقابله با فضای مجازی شکل گرفته منتقد دولت است .
نگاهي به غرفه هاي سالن اصلي مي اندازم؛ مقابله با جنگ نرم در بيشتر غرفه ها به شكل هاي مختلف ديده مي شود. خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران(ايرانا) روي سر درش از قول رهبر ایران نوشته است:”ايرنا دست بزن نظام جمهوري اسلامي در مصاف خبري با دشمن است.”
گفته هاي رهبري به تاكيد در غرفه ها ديده مي شود و عكس او نيز در خيلي جاها با اندازه هاي مختلف خودنمايي مي كند. چه در بيرون از سالن كه تصوير بزرگي از او به نمايش گذاشته شده و چه در داخل كه جز تصوير، پيام هاي او نيز ديده مي شود. نشريه حيات كه خود را هفته نامه تخصصي ولايت،ايثار و شهادت معرفي كرده است در تمامي شماره هایش تصويری از رهبر ایران دارد.
شعار امسال نمايشگاه مطبوعات اين است:” رسانه، كلام صادقانه،نگاه منصفانه” اما چقدر اين شعار در نوزدهمين نمايشگاه مطبوعات رعايت مي شود؟ خبرگزاري فارس همان رنگ زرد و نارنجي لوگوي خود را در چيدمان غرفه اش به كار بسته است. غرفه اي بزرگ كه به قسمت هاي مختلف تقسيم شده. بخشي را به نشست ها، بخشي را براي بازديدكنندگان و بخشي را به عرضه ساير محصولات فرهنگي اختصاص داده است. از جمله كتابهاي اين موسسه مطبوعاتي” محيط امنيتي ايران با نگاهي به انتخابات رياست جمهوري امريكا”، “مستنداتي از سير حوادث،اظهارات و اعترافات متهمان وقايع پس از انتخابات در دو جلد” ،” بي بي سي فارسي و انتخابات ايران” و … است. كتاب ها را مرور ميكنم و همزمان صداي پسري جوان از غرفه خبرگزاري فارس را ميشنوم كه پشت بلندگو فرياد ميزند:” البته كه ما بايد از لبنان حمايت كنيم و ….” همه اینها مرا ياد يكي از اصول حرفه ای روزنامه نگاری مي اندازد: يعني اصل بي طرفي.
جاي خالي روزنامهنگاران
اما با ديدن این غرفه ها جاي خالي بسياري از همکاران روزنامهنگارانم را حس می کنم. روزنامهنگارانی كه بعد از اتفاقات سال 88 در زندان هستند و يا انبوهي از روزنامه نگاراني كه مجبور به مهاجرت و ترک وطن شده اند و البته روزنامه نگاراني كه پس از توقيف روزنامه هايشان خانه نشين شده اند. جاي خالي همه آنها در اینجا احساس ميشود.جایی که روزی قرار بود متعلق به همه روزنامه نگاران باشد نه طیفی خاص و وابسته به حکومت .
در محوطه اصلي كتابچه اي به رايگان در اختيار بازديدكنندگان قرار داده مي شود:” شاخص هاي آماري مطبوعات و پايگاههاي خبري و اطلاع رساني”. كتابچه اي با رنگ سبز مغز پسته اي در 85 صفحه و كاغذهاي با كيفيت گلاسه. كتابچه را ورق مي زنم. كارنامه مطبوعاتي دولت احمدي نژاد از سال 1384 تا شهريور سال 1391 است. آمارهاي تعداد مجوزهاي صادرشده،تعداد متقاضيان نشريه به تفكيك جنسيت،تعداد متقاضيان اخذ امتياز نشريه، تعداد جلسات هيات نظارت بر مطبوعات و … را با نمودار نمایش می دهد . اما نمودار تعداد روزنامه نگاراني كه از سال 1384 به بند كشيده شده اند و يا تعداد روزنامه نگاراني كه به اجبار خانه نشين شده اند و يا تعداد نشرياتي كه توقيف شده اند در هیچ جای این کتابچه دیده نمی شود؟
در غرفه روزنامه ايران،ويدئوي آخرين گفتگوي جوانفكر، مشاور رسانه اي احمدي نژاد؛مدير مسئول روزنامه ايران قبل از رفتن به زندان به نمايش در ميآيد. كه در آن سعي دارد بگويد توهيني به رهبري نكرده است و تمام حرف او اين است كه استوانه هاي واقعي نظام آحاد مردم هستند.

بحث تورم و گرانی در نمايشگاه مطبوعات
روز پنج شنبه شاهد حضور وزير اقتصاد هستيم كه طبيعي است كه اين روزها به خاطر شرايط بد اقتصادي زير فشار و مورد پرسش است. خبرنگاري جوان كه خود را از خبرگزاري بسيج دانشجويي معرفي مي كند از وزير مي پرسد:” آيا سير صعودي دلار به خاطر سياست هاي اقتصادي دولت است يا تحريم ها؟” وزير در جواب مي گويد:” مثل اين است كه از شما بپرسند خبرنگار خوبي در حرفه تان هستيد يا خبرنگار بدي هستيد؟ بهتر است اين را از مردم بپرسيد.”
خبرنگار جوان همان جا همان سوال را از مردم مي پرسد. بازديدكننده اي در پاسخ مي گويد:” بهتر است بپرسيد تقصير دولت است يا سياست هاي كلي نظام؟ و بعد ادامه مي دهد:” سكه تقلبي هر دو رويش تقلبي است.” پيرمردي آن طرف تر از مردم عادي سر وزير داد مي كشد كه با اين اوضاع وحشتناك اقتصادي او و خانواده اش چگونه اموراتشان را بگذرانند؟ و به وزير معترض است.
غرفه هاي ورزشي يا بهتر است بگويم غرفه هاي فوتبالي و روزنامه هاي وابسته به دو باشگاه پرطرفدار پرسپوليس و استقلال پر ازدحامند. تلويزيوني جلوي غرفه،به طور مستقيم بازي يكي از اين تيم ها را پخش مي كند. به گفته يكي از تماشاگران بازي، اين غرفه ها فانتزي هميشگي قرمز و آبي را كه در جامعه مستتر است بازنمايي مي كند درست مثل فضاي نمايشگاه كه مطبوعات حوزه هاي متفاوت نظير آشپزي، مد،گردشگري، خودرو،سياست،فرهنگ، اقتصاد و .. را شامل مي شود؛ بازتوليد مي كند.
يوتيوب و فيس بوك در غرفه خبرگزاري فارس
در خبرگزاري فارس چند فيلمساز جوان به عنوان ميهمان اين خبرگزاري حضور داشتند كه از سوي بازديدكنندگان مورد پرسش قرار ميگيرند. يكي از فيلمسازان كه فيلم ساخته شده را در يوتيوب و فيس بوك گذاشته است؛ مي گويد:” در اين فيلم من مستقيما به احمدي نژاد فحش داده ام دانشجوي جوان بيرون از غرفه مي گويد:” فحش دادن به احمدي نژاد كه ديگر جرات نمي خواهد.”
البته در سالن تعبيه شده اي كه مختص ميزگردهاست نام فيس بوك و يوتيوب شنيده ميشود.اصحاب رسانه هاي تصويري در اين سالن در جلسه پرسش و پاسخ ها شركت ميكنند. شيلا خداداد يكي از بازيگران به عنوان ميهمان از كساني گلايه دارد كه صفحه او را در فيس بوك ساخته اند و سعي در انكار حضورش در اين شبكه اجتماعي دارد و يا بازيگر ديگري كه به نحو ديگري از اين شبكه اجتماعي سخن مي گويد.
غرفه هاي مهجور نشريات دانشجويي
اما در طبقه دوم نمايشگاه، غرفه هاي نشريات دانشجويي و آن طرف تر نشريات بين المللي برقرار است. اين طبقه خالي از جمعيت و مهجور به نظر مي رسد. بازديد كننده ها به زحمت به تعداد انگشتان دست می رسند و حتي خود صاحبان غرفه ها نيز در تعدادي از غرفه ها حضور ندارند. غرفه نشريات دانشجويي دانشگاه چمران اهواز نظرم را جلب ميكند. اين غرفه متفاوت از ساير غرفه هاست. دو صندلي خالي در ورودي غرفه قرار گرفته در ميان انبوهي از روزنامه هاي مچاله شده كه به گفته غرفه دارش اين اعتراضي است به وضعيت جايگاه نشريات دانشجويي در نمايشگاه مطبوعات كه در جايي دور از دسترس قرار گرفته است.
غرفه دار نشريات دانشجويي دانشگاه تبريز نيز ميگويد:” هيچ گونه تبليغاتي مبني بر حضور ما در طبقه دوم نمايشگاه نشده است و اگر بازديدكننده اي به طور اتفاقي طبقه بالا بيايد از وجود ما مطلع مي شود.”
در بخش بين الملل هم رسانه هاي تركيه، اوگاندا،ونزوئلا، لبنان،نيجريه،سريلانكا ديده ميشوند . غرفه هايی خالي از بازديدكننده و نيز خالي از غرفه دار. فقط نامي از اين كشورها بر سر در ورودي غرفه ها زده شده و جمعيتي در آنها نيست.
بحران كاغذ براي نشريات مستقل
روزنامه جمهوري اسلامي اطلاعيه اي تحت عنوان اعتذار نوشته و در معرض ديد يازديدكنندگان قرار داده است:” از اينكه نمي توانيم همچون سالهاي گذشته روزنامه جمهوري اسلامي را در اين غرفه به شما هديه دهيم عذرخواهي ميكنيم. اين مشكل ناشي از بحران كاغذ است. متاسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز كمكي به حل اين بحران نكرده و مشكل همچنان باقي است.”
فردي كه در غرفه اين روزنامه نشسته است با گلايه از وضعيت بحراني كاغذ ميگويد:” به دليل اين بحران تعداد صفحات روزنامه را از 16 به 12 و روزهاي پنج شنبه از 12 به هشت صفحه تقليل داده ايم.”
ادامه مي دهد:” كمر روزنامه هاي مستقل و روزنامه هايي كه به جايي وابسته نيستند شكسته است. براي مقابله با بحران كاغذ از تقليل صفحات آغاز مي كنند و سپس با تعديل نيرو مي خواهند اين كمبودها را جبران كنند. قيمت كنوني كاغذ ساعتي تغيير مي يابد.”
“پيام دريا” نشريه تخصصي كه سازمان كشتي راني منتشر ميكند نيز در شرايط بحران كاغذ از ماهنامه به دو ماهنامه بدل شده است. روزنامه ملت ما متعلق به محسن رضايي نيز در چنين شرايطي تعداد صفحات روزنامه اش را تقليل داده است. ملت ما از 16 صفحه به 12 صفحه كاهش يافته است.
مجله بخارا نيز آخرين شماره خود را كه قرار بوده خرداد ماه منتشر شود؛ به تازگي موفق به چاپش شده است. برادر صاحب امتياز مجله بخارا در غرفه اين مجله در نمايشگاه مطبوعات نشسته است. با لحني اعتراض آميز از وضعيت نشر مي گويد:” بخارا از سال 1368 تا 1385 تقريبا با نرخي يكسان و ميانگين سه هزار تومان به فروش مي رسيد؛ اما به دليل بحرانهاي اخير كاغذ قيمت ها علي رغم ميل باطني مان افزايش يافته به طوري كه قيمت آخرين نسخه مجله بخارا 12 هزار تومان است.”
به گفته دهباشي قيمت برگه آ-چهار كه چند ماه پيش بسته اي سه هزار تومان بود به بسته اي 17 هزار تومان رسيده است و در چنين شرايطی چه انتظاري مي توان داشت؟
ميگويد:” مخاطبان بخارا سه دسته اند. دسته اول كلكسيون بازند و قيمت برايشان مهم نيست. دسته دوم كساني هستند كه بخارا برايشان مهم است و به هر طريقي حتي با قيمت بالا تهيه اش مي كنند و دسته سوم دلالان مجله هستند كه نسخه هاي كمياب را گران مي فروشند. مثلا شماره هاي 13 و 14 مجله را كه ناياب شده از دلالان به مبلغ هر كدام 60 هزار تومان خريديم.”
به گفته او فردي در يكي از شعبات شهر كتاب اقدام به فروش دوره كامل مجله بخارا به مبلغ يك ميليون تومان كرده است. اين كار كاملا غير قانوني است اما كجا قانون رعايت مي شود؟”
نوزدهمین نمایشگاه مطبوعات در فضایی کاملا امنیتی و جایی که در آن نشریات خودی و غیر خودی کاملا از یکدیگر جداشده اند فردا به کار خود پایان خواهد داد.
منبع: خبرنگاران ایران














همین مرز بندی های را کردند و افراد را به “خودی” و “نخودی” تقسیم کردند که حال این رژیم حدود پنج میلیون طرفدار بیشتر ندارد و آنها هم کسانی هستند که به نحوی دستشان به آلاف و الوفی بند است. حتی خانواده شهدا هم از اینها دل بریده اند. اگر این رژیم احیانا بخت ادامه راهش را داشته باشد، پس از مدتی علی میماند و حوضش. مثل داستان مک کارتیزم است درآمریکای سالهای پنجاه که اول به عده مشکوک شدند به عنوان کمونیست و آنها را کنار گذاشتند بعد کار به جایی رسید که شروع کردن خودشان را هم تصفیه کردن. حال قضیه اینهاست. به اینهایی که بعنوان زندانی امنیتی!!!! در زندانهای ما عمرشان تلف می شود نگاه کنید. اینها روی مصدر کار بودند. چطور یکباره زندانی امنیتی شدند و قصد انداختن این حاکمیت را پیدا کردند؟ درد این انحصار طلبان آنست که میگویند هرکه با من نیست برمن است. من هرچه میگویم اگر گفتی به چشم امر امر مبارک است خوب این بابا نوکرخوبی است و گرنه اگر پرسید چرا بندازینش زندان که از این غلط ها نکند. با این وضع روزی ممکن است این بابا مستخدم دم درش را بگوید بفرستینش زندان و به این ترتیب رژیم از درون در حال پوسیدن و ازبین رفتن است. البته من به سهم خودم خوشحالم زیرا اینها وسایل سقوط خود را خودشان فراهم میکنند و روزی با مخ به زمین گرم خواهند خورد.
اين كه خوبه اگر يه ناخودي مثل بنده خدا نوري زاد هم بخاد بياد توي اين غرفه ي خودي ها با اهانت و ضرب و شتم رو به رو مي شود !