شورای حل اختلاف و تذکرهای خصوصی جواب نداد؛ رهبری هشدارعلنی داد
چکیده :رهبری در سخنانی بی سابقه از واژه خیانت استفاده کرد و اینبار در حالی از سران قوا می خواست که اختلافات خود را علنی نکنند که اینبار رعایت وحدت را نه در یک جلسه خصوصی با روسای قوا که در یک سخنرانی عمومی هشدار داد. رهبری در حالی اختلافات سران سه قوه را عادی می خواند که پیش از این برای حل اختلافات سه قوا، هیات حل اختلاف و تنظیم روابط سه قوه تشکیل داده و بارها نسبت به پرهیز از جنجال تذکر داده بودند....
کلمه – گروه سیاسی:
در حالی که طی هفته گذشته نامه نگاری سران قوا به یکی از موضوعات اصلی محافل سیاسی و رسانه ای تبدیل شده است، آیت الله خامنه ای از آنان خواست که از علنی شدن اختلافات خودداری کرده و اولتیماتوم داد که از امروز تا روز انتخابات، هر كسى احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار بگيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده.
درخواست آیت الله خامنه ای بلافاصله مورد اجابت برادران لاریجانی قرار گرفت و روسای قوه مقننه و قضاییه با ارسال نامه های جداگانه ای بر لزوم پیروی از رهمنودهای رهبری تاکید کردند.
رهبری در سخنانی بی سابقه از واژه خیانت استفاده کرد و در حالی از سران قوا می خواست که اختلافات خود را علنی نکنند که این بار رعایت وحدت را نه در یک جلسه خصوصی با روسای قوا که در یک سخنرانی عمومی هشدار داد. رهبری در حالی اختلافات سران سه قوه را عادی می خواند که پیش از این برای حل اختلافات سه قوا، هیات حل اختلاف و تنظیم روابط سه قوه تشکیل داده و بارها نسبت به پرهیز از جنجال تذکر داده بودند.
همچنین تاکید رهبری در جهت پرهیز از اختلافات در ظرف زمانی انتخابات نشان از آن دارد که مساله انتخابات کماکان برای رهبری بعنوان مساله امنیتی تلقی می شود و ایشان در صدد است تا بار دیگر با امنیتی کردن فضا، یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را هم پشت سر بگذارد.
در این سخنان که به مناسبت سالگرد سیزده آبان در جمع دانش آموزان برگزار شد، وی با لحنی عتاب گونه به برادران لاریجانی و احمدی نژاد گفت: هشدار مي دهم، مراقب باشند. نه اينكه اين نامهنگارىها خيلى مهم باشد؛ نه، صد تا نامه بنويسند؛ كار خودشان را بكنند، اختلافات را به ميان مردم نكشانند، چيزهاى جزئى را مايهى جنجال و هياهو و استفادهى تبليغاتى دشمن و خوراك تبليغاتى راديوهاى بيگانه و تلويزيون هاى بيگانه نكنند، صد تا نامه بنويسند؛ نامه اهميتى ندارد. مهم اين است كه همهى ما بدانيم مسئوليتى داريم، همهى ما بدانيم موقعيت حساسى داريم.
رهبری که تاکنون بارها بر لزوم وحدت و پرهیز از اختلافات تذکر داده است، باز هم از سران سه قوه خواست که اختلافات را علنی نکنند و از هر گونه جنجال پرهیز نمایند، هر چند مجلس شورای اسلامی بارها به علت توصیه های رهبری طرح استیضاح و سوال از وزیران و رییس هیات دولت را به تعویق انداخته است، اما رییس قوه مجریه کمتر به این توصیه ها توجه می کند.
رهبری با بیان اینکه اختلافات بين مسئولان مضر است، به میان آمدن این اختلافات به میان مردم را “بدتر” دانست و هشدار داد.
وی در این سخنان به “حمایت” خود از سران قوا اشاره کرد و گفت: باز هم حمايت مي كنم – مسئولند، بايد كمكشان كرد – امروز دشمن به خاطر حوادث شمال آفريقا، به خاطر پيشرفت علمى ايران – البته آنها مي گويند پيشرفت هستهاى، ليكن دروغ مي گويند؛ عمدهى مشكل آنها پيشرفت علمى شماهاست – به خاطر تأثيرى كه ملت ايران بر روى ملت هاى ديگر گذاشته است، به خاطر اين بيدارى اسلامى كه پيدا شده، ناراحت و عصبانى است.
پیش از این آیت الله خامنه ای در نماز جمعه بعد از انتخابات بیست و دو خرداد با حمایت قاطع از احمدی نژاد گفته بود که نظرات رییس هیات دولت به نظرات او نزدیک تر است. تاکنون خبری از حمایت مستقیم رهبری از برادران لاریجانی رسانه ای نشده است.
آیت الله خامنه ای ایجاد اختلاف را از کارهای بیگانگان دانست و آن را موذیانه و موریانه وار خواند و اظهار داشت: اين جزو كارهاى رائج اينهاست، اين كار را از قديم انجام مي دادند. البته متبحر و كارشناس كامل اين كار، انگليسىهاى خبيثند؛ آنها در زمينهى ايجاد اختلاف، از همه كارشناسترند؛ آمريكائىها پيش آنها شاگردى مي كنند، از آنها ياد مي گيرند! ايجاد اختلاف از راههاى نفوذ، مثل موش هاى دزد، مثل موريانه، وارد شدن و نفوذ كردن؛ اينها جزو كارهاى متعارف آنهاست. ما بايد حواسمان جمع باشد. بايد اختلافات به حداقل برسد.
در حالی که تعداد زیادی از شهروندان و فعالان سیاسی صرفا به خاطر اختلاف نظر در زمینه نحوه ی اداره کشور در زندان و محدودیت هستند، رهبری اظهار داشت که البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هيچ اشكالى هم ندارد – دو نفر مسئولند، رفيقند، اختلاف نظر هم دارند؛ هميشه هم بوده است – اما اختلاف نظر نبايد به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاى گوناگون، به اختلاف علنى، به گريبانگيرى، به مچگيرى در مقابل چشم مردم منتهى شود؛ چون آن اختلافات آنقدر اهميت ندارد.
رهبری که از علنی شدن این اختلافات انتقاد کرد و گفت: يك وقت يك چيزهاى مهمى است، خب مردم بايد مطلع شوند؛ اما اين اختلافاتى كه انسان مىبيند بين اين حضرات هست، چيزهائى نيست كه اينقدر اهميت داشته باشد كه حالا با ادعاهاى گوناگون، ما اينها را بزرگ كنيم، جلوى چشم مردم نگه داريم، به اينها اهميت بدهيم؛ كه اهميتى هم ندارد.
رهبری در خاتمه در لحنی آمرانه اظهار داشت: اختلافات را نبايد علنى كرد؛ اختلافات را نبايد به مردم كشاند؛ احساسات مردم را نبايد در جهت ايجاد اختلاف تحريك كرد. از امروز تا روز انتخابات، هر كسى احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار بگيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده.
پیش از این نیز محمد یزدی با انتقاد از علنی کردن اختلافات از موضع رییس قوه قضاییه دفاع کرده بود.














اینطور به نظر میاید که”رهبری” سعی دارد شخصا کودتا کند و حکومت “ولایی” را به سلطانی تمام عیار تبدیل کند.
کور خوانده!!!
راه نجات!
مجلس مصلحت نظام وظیفه دارد در این اوضاع حساس عمل کند!
سلب رهبری.
انحلال مجلس خبرگان.
برداشتن حصر.
آزادی زندانیان سییاسی.
و زمینه انتخابات آزاد را فراهم کند.
بنده خدا باشید تا بنده شیخ و شاه نباشید! بنده خدایی باشید که فقط خدایی میکند نه سلطنت یا ولایت! بنده خدایی باشد نه حکومت میکند نه قضاوت! بنده خدایی باشید نه لشکر دارد نه سپاه! بنده خدای باشید که خدای زندگی تان باشید نه بنده ای شخصی که خدای زندگی تان شود! دستان خدای را بوسه بزنید که دستانش برای بوسه زدن به سمت کسی دراز نکرده است! بنده خدایی باشید که خالق هست و متواضع نه مخلوق است و متکبر! بنده خدایی باشید که دشمنی ندارد نه بنده شخصی که با همه دشمنی دارد! بنده خدایی باشید که با ساندیس و سیب زمینی خدایی نمیکند! بنده خدایی باشید که دیده نمی شود تا از او بیلبوردها و مجسمه های بزرگ ساخته شود! بنده خدایی باشید که زاد روزی ندارد تا برایش جشن تولد آنچنانی گرفت! بنده خدایی باشید نه تاج دارد نه عبا و عمامه ! بنده خدایی باشید که پس از سی سال نخواهید عبای ولایت با ردای سلطنت عوض کنید! پس خدا پرست بودن بهتر از آخوند پرستی یا شاه پرستی است …
“بنده خدایی باشید که دیده نمی شود تا از او بیلبوردها و مجسمه های بزرگ
ساخته شود! بنده خدایی باشید که زاد روزی ندارد تا برایش جشن تولد آنچنانی
گرفت!”
آفرین دوست عزیز
این تفکرات که همه ندانند فقط ما بدانیم تا بتوانیم مردم را سر کسیه کنیم درست نیست همه باید بدانند و همه باید در مورد آینده کشورشان مسئول باشند این تفکرات کمونیستی لنینی است همه مسوولند … این بی حرمتی به آزادی و اراده مردم و مهندسی کردن انتخابات است این که سران سه قوه به جان هم افتادند به خاطر خلاف کاریهای خودشان و زیر دستانشان می باشد حکومت فساد باید برچیده شود.
جالب است رهبري هميشه براي سر كوب منتقدين خود و نظام ولاييش از واژگاني چون برانداز ، فتنه و انحرافي ها و …. استفاده مي كرد و اما امروز كه نوبت به خودي هايش رسيده از واژه ي خيانت بهره مي برد !
يك بررسي در گفتارهاي رهبري نشان مي دهد كه ايشان به جاي آنكه يك فرد مذهبي باشد يك فرد سياسي است كه از هر ابزاري و نيرنگي بهره مي برد تا پايه هاي ديكتاتوري خود را پابر جا تر و يا به گونه ايي استوارتر گرداند و هيچ ترس و هراسي از فتنه خواندن يا ورانداز خواندن مخالفين خويش نيز ندارد و هم چنين تمام گفته هاي ايشان بيشتر سياسي است و نه همانند يك رهبر ديني هيچ گونه سخن يا گفتاري پيرامون دين و آيين مردم و يا گرفتاري هاي مردم ندارند تنها و تنها به حكومت مي انديشد تا آنجا كه در آينده ايي نه چندان دور بيم آن مي رود كه چون احمدي نژادها را نيز قرباني خواسته هاي نادرست خود كند و همه ي بدبختي ها را به دوش احمدي نژاد بياندازد !
دلیل اصلی اینکه خامنهای این حرفها را میزند، او وحشت از این دارد که اوضاع را نتواند مدیریت کند و کنترل اوضاع کاملا از چنگ او در آید، تا آن حد که حتّی سپاه هم نتواند اوضاع را کنترل کند، و حرفهایی که زده میشود انتقادات از خود او را گسترش دهد، و وجهه سیاسی و مذهبی او بشدت کاهش پیدا کند.
کدام وجهه؟ منظورتون وجه باتومشان هست؟
این شخص قربانی نهادی شد که در سال 1358 ساخته شد و در سال 1368 خیلی مهیبتر شد. هر انسان راستگو و شریفی که قدرت مطلقه بیابد بعد از مدتی فاسد می شود. خامنهای پیش از انقلاب مرد بزرگی بود ولی حیف. آقای رفسنجانی باعث این بدبختی برای کشور شد.
دوستان عزیز سایت کلمه امروز به نوری زاد عزیز در نمایشگاه مطبوعات حمله شده و مشخصا کار لباس شخصی ها بوده لطفا مشخصات این افراد بیشرف را با عکسهایشان کار کنید مخصوصا اسم و محل کارشان
الان فقط قوه پلیسی- نظامی درلباش میش حاکم است واین نامه پراکنی ها٬ آنطور که سیدعلی هم میداند٬ تئاتر بد کارگردانی شده او بین سه قوه است که کاری برای انجام دادن ندارند و تنها سپاه حکومت را عهده داراست.
هرچند عمرچنین خلقت ها طولانی نمیتواند باشد چون٬ نه توان٬ سواد و یا پشتیبانی ملت را داراست. حالاهرچه روند تحریمها گسترده تروطولانی٬ حوصله چانه زدن کم تر.
مشگلات ایران بس پیچیده تراز چیزیست که امروز بتوان علاج اش دردین یافت. آنچه ازسه دهه عیان است نیازبه بیان نیست.
کسانیکه امروزپوشاندن لباس عقل به دین را تجویز میکنند٬ آگاهانه مروج طولانی کردن بیراهه ۱۹۷۹ هستند. مدعیان که معتقد اند دین اسلام بیش از ج.ا. است٬ خود را به فراموشی پیری زده اند٬ که کمی اش به اندازه کافی فاجعه آمیز بود.
اما چند نکته:
۱- با انتخابات رییس ج.ا.٬ هرچند آزاد٬ رییس جمهور درحد تدارکچی قادر به حل مشگلات نخواهد بود. تمرکز قدرت دردست او منطقی نیست. یک جایگاه تشریفاتی برای او کافیست وهزینه انتخاب مستقیم برای چنین تشریفاتی باید صرف چیزدیگری شود. ولی فقیه وسایرارگانهای شعبانی قانون اساسی که رل تشریفاتی دارند٬ شورای نگهبان٬ خبره رهبری وکذا باید برچیره شوند. اینها به مشگلات افزوده اند و فرهنگ بازاری٬ وهابی ودیکتاتوری رواج دادند٬ تا اینکه کم کنند. کمااینکه شورای حل اختلاف تبدیل به شورای تولید اختلاف شد.
۲- برای برخورد با مشگلات٬ باید مرکز ثقل را بطرف پارلمان برد٬ چون هم دمکراتیک است و هم نماینده ملت بهترمیتواند نیازها را در راه درست کانالیزه کند. کشور باید سیستم پارلمانی را تقویت کند. البته پی فرج نباید بود. مصری ها که مبارک را به مرسی ترجیح دادند٬ روزنامه Die Welt آلمان در تحلیلی خیلی بدبین بود. چون معتقد بودند باید آداب پارلمانی جا بیافتد.
۳- مسله دیگرپاکسازی روحانیت و قوه قضایی است که بدتراز چرنوبیل آلوده اند. ملت باید متوجه رل روحانی شود که ازحوزه بدنیا می آید وبداند چیست؟ تحریک ملت برای انقلاب یا همفکری برای کاهش مشگلات ملت؟
واقعاً چه بر سر رئیس جمهور مکتبی و محبوب که معظم له به نزدیکی با او افتخار می کرد آمده است ، که با این همه بصیرت به خرج دادن مقام معظم رهبری برای رئیس جمهور کردن و رئیس جمهور نگه داشتن ایشان از قبیل ؛ دزدیدن آراء مردم ، قتل سهراب ها و نداها و هاله ها، تجاوزها در کهریزک ، زندانی کردن فعالان سیاسی و مذهبی و ملی ، اجازه تاراج بیت المال و درآمدهای نفتی ، حصر و شکنجه ی راهبران فتنه سبز ، نابود کردن پول ملی و صدها بصیرت ریز و درشت دیگر ، کار به جایی رسیده که به ایشان خیانت می کند.
دو نکته به نظرم می رسد که خوب است دوستان بدانند.
1. اکنون بهترین موقع حملات جنبش سبز به کودتاگران است. حملاتی از جنس حملاتی که بعد از کودتا تا ماهها خواب راحت را از چشم آنها ربوده بود. در همین جهت، نامه اخیر بانو محتشمیپور به دختر حداد عادل یک حرکت سنجیده بود. لازم است که سایر فعالان جنبش سبز نیز این دست اقدامات را در دستور کار قرار دهند.
خوبی این حرکت این است که کودتاگران که اکنون خود را از یک جبهه (طیف احمدینژاد) مورد حمله میبینند، ناگهان از طرف دیگر نیز خود را در خطر دیده و توان مقابله آنها کمتر میشود. ضمن اینکه احتمال خاموش کردن احمدینژاد کمتر شده و در چنین حالتی دو طرف یکدیگر را ضعیفتر میکنند.
2. در رفتارهای اخیر رهبر دیده میشود که نقش دروغگوییهای علنی را که پیش از این به احمدینژاد سپرده بود، و خود بیشتر نقش ناصح و مشفق را بازی میکرد، پس از فاصله گرفتن او، خود شخصا بر عهده گرفته و دروغهای بزرگی را میگوید که هر شنوندهای به راحتی کذب بودن آنها را تایید میکند. به نظرم این رفتار نیز قابل تامل است.
آره دیگه اختلاف وجود داره مثلا اونا بوسیله بانک ملی اختلاس میکنن اینا از طریق بانک صادرات اونا دلار بالا میکشن اینا یورو ، اونا خودشون میرن پای میز مذاکره با شیاطین، اینا ولایتی رو با اسمشو نبر میفرستن، اونا پارس جنوبی رو سر میکشن اینا ذخایر خزر رو و………… خلاصه که این اختلافا هست ولیییییییییییی مهم همون اتفاق عمله که عملا سرشون با هم تو یه آخوره و مثل زالو اینقدر میخورن تا بالاخره بترکن بیچاره مردم که نصیبشون از سرمایه های مملکت میشه بوی تعفن ناشی از انفجار حضرات مختلف السلیقه ی همسان عمل!!!!!
اقای خا منه ای که قبل از انقلاب ادای روشنفکری و مردمی بودن و از ازادی می گفت !!!!11 امروز به این جا رسیده که باید ازادی های مردم را تا انجا که می توانیم سلب کنیم و تا می توانیم از مردم پنهان کاری کنیم و ان ها را هیچ انگاریم و تا می توانیم ارگان هائی را که مستقیم مردم انتخاب می کنند را اخته و بی خاصیت بکنیم و مزدور در ان جا ها بگماریم و تا می توانیم نخبگان و روشنفکران جا معه را سر کوب کنیم و تا می توانیم جهل خرا فات و خشونت ترس ایجاد کنیم و مانند مصباح ها و شریعت مدار ی های کیهان شکنجه گر و شعبان بی مخ های مزدور و سر کوبگر ان رانت خور سپاه و بسیج و مزدورانی مانند نقدی و رادان را ازاد بگذاریم تا خوب جا معه را فلج و نابود کنند که صدای کسی در نیاید و یک کره شمالی تمام عیار درست کنیم و سلطنت موروثی به پا کنیم و مجتبی و فر زندش و فر زند فر زندش را هم برای حکو مت کردن ارثی زمینه سازی کنیم . این بود نتیجه ان انقلاب 57با ان همه رنج ها و ارزو ها و شهید دادن ها در مبارزه با شاه و صدام . عجب خیانتی این مرد به تاریخ ایران کرد که باید داستان ها ایند گان بخوانند و تحلیل کند که چه چه بر سر این انقلاب امد توسط ادم های مریض و خود رای و مستبد و دزد و رانت خوار
چرا همه دید گاه ها را نمی گذارید . علت را توضیح دهید و مردم را مسخره نکنید . این همه وقت می گذارند و دید گاه خود را می نویسند و شما کامنت ها را نمی گذارید
دو خلبان نابینا که هر دو عینکهای تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند، در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت میکرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند. در همین حال، زمزمههای توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است. اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده میشد چرا که میدیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، میرود. هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه میداد و چرخهای آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند. اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری گفت: «یکی از همین روزها بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن میکنند و اونوقت کار همهمون تمومهدر این لحظه شما پس از خواندن این داستان کوتاه، با شیوه مدیریت دولتی در ایران آشنا شدهاید… تبریک