سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آقای ولایتی! اگر قصد مذاکره نداشتید، در آمریکا چه می کردید؟...
» فرافکنی رسانه های امنیتی و هشدار روزنامه دولت درباره تکرار ماجرای مک فارلین

آقای ولایتی! اگر قصد مذاکره نداشتید، در آمریکا چه می کردید؟

چکیده :هرگونه مذاکره با آمریکا و یا هرگونه توافق سرنوشت ساز از سوی حاکمیت، باید با اطلاع مردم و به طور شفاف انجام گیرد. این کار ممکن است؛ حتی اگر حاکمیت خود را به پنهان کاری و عدم صداقت با ملت معتاد کرده باشد. این اعتیاد باید ترک شود. حق طلبان و آزادی خواهان کشور، همانطور که میرحسین هم تاکید کرده بود، اجازه نخواهند داد حاکمیت "در خفا برای تامین منافع کوتاه مدت خود بر سر منافع عالی ملی تن به سازش های خفت بار دهد." اما در مقابل، سران حاکمیت نباید تردید کنند که اگر کوچکترین قدمی در جهت نجات کشور بردارند و قصد حرکت شفاف و مردمی برای تعامل خارجی داشته باشند، اولین کسی که به یاری کشور خواهد آمد، همین جنبش سبز است....


کلمه – سید مهرداد طباطبایی:

1 . یک هفته قبل، کلمه از تحرکات حاکمیت در بالاترین سطوح برای حرکت به سمت مذاکره با آمریکا خبر داد و درباره علت حضور علی اکبر ولایتی در خاک آمریکا پرسش هایی را مطرح کرد و خواستار شفافیت و روراستی حاکمان با مردم درباره مسائل حیاتی و مرتبط با سرنوشت آنها شد. یک روز بعد هم مطلب دوم کلمه در این باره منتشر شد، که حاوی جزئیاتی از آخرین تلاش ها برای زمینه چینی مذاکره مستقیم ایران و آمریکا و گزارش های متعدد رسانه های بین المللی در این باره بود و ابعاد گسترده تحرکات صورت گرفته از طرف حاکمیت فعلی برای زمینه سازی تعامل با آمریکا را نشان می داد. اما پس از سه روز سکوت، مجموعه رسانه های وابسته به حاکمیت، به نقل از مصاحبه سایت امنیتی مشرق با ولایتی، این خبر را تکذیب کردند؛ تکذیبی آنچنان مبهم که حتی همفکران ولایتی هم باورش نکردند. جالب اینجا بود که در این مصاحبه که در ساعت 23 روز شنبه در مشرق منتشر شد، ادعا شده بود که گفت و گو با ولایتی به صورت حضوری و در حالی انجام شده که او تنها نیم ساعت وقت داشته و می خواسته به دعای عرفه برسد! حال آنکه خبر کلمه در ساعت 2 بعدازظهر روز پنجشنبه (روز عرفه) و تقریبا همزمان با زمان برگزاری مراسم دعای عرفه منتشر شده بود، و اگر فرض را بر راستگویی سایت مشرق بگذاریم، جالب است که مصاحبه مورد ادعا که دو ماه برایش انتظار کشیده اند، به سرعت ساعت و دقیقه هماهنگ می شود تا به خبر حضور ولایتی در آمریکا واکنش نشان داده شود. هرچند به نظر می رسد انتشار گزارش تکمیلی روز جمعه در کلمه و استنادات متعدد موجود در آن، انتشار واکنش ولایتی را تا بیش از 24 ساعت بعد به تعویق انداخت و به این دو سوال و جواب کوتاه محدود کرد:
آیا جمهوری اسلامی ایران، تصمیمی بر مذاکره مستقیم با آمریکا دارد؟
تا آنجا که من از تصمیمات نظام اطلاع دارم چنين چيزي صحت ندارد.
در برخی خبرهای منتشرشده از سوی رسانه‌های غربی ادعا شده است که شما مذاکرات مستقیمی با طرف آمریکایی داشته‌اید..
از پایه و اساس دروغ است.

2 . ولایتی البته به زعم خود دروغ نگفته است. در واقع مذاکره مستقیمی صورت نگرفته بود؛ چرا که اساسا کار به این مرحله نرسیده بود و آنگونه که گفته می شود، تلاش های طرف ایرانی برای متقاعد کردن دولت آمریکا به تعامل جدا از 1+5 با ایران هم ظاهرا به نتیجه نرسیده است. طبعا ایشان با خود اینگونه توجیه کرده که در عرف دیپلماتیک، مذاکره مفهومی ویژه و متفاوت با دیدار و گفت و گو دارد و وقتی دستور کار مشخص و پروتکل های از قبل تعیین شده وجود نداشته باشد، “مذاکره” محقق نشده است. کلمه هم در یادداشت خود ادعایی درباره وقوع مذاکره مستقیم مطرح نکرده بود و از مراوده و سفر و تلاش و زمینه چینی برای مذاکره سخن گفته بود. تا اینجای کار مشکلی وجود ندارد، جز اینکه آقای ولایتی به یک خبر واکنش نشان نداده و سایت امنیتی مصاحبه کننده هم از او در این باره چیزی نپرسیده است: بالاخره علی اکبر ولایتی، مشاور امور بین الملل رهبری، در آمریکا چه می کرده و علت سفرش و برنامه های او در این سفر چه بوده است؟!

3 . مشاور رهبری، اگر بنای توضیح داشته باشد، می تواند درباره چند موضوع دیگر هم توضیح بدهد؛ از جمله درباره طرف صحبت خود در دیدارهای اخیر، خانم والری جارت، مشاور اوباما که متولد ایران است و سال های آغازین کودکی خود را در شیراز گذرانده است. او همچنین می تواند درباره چگونگی صدور ویزای ورود به آمریکا برای همراهان خود و انتخاب مسیر دوبی برای سفر به ایالات متحده و اینکه چه شده که این سفر از طریق متحد دیرین ایران – عمان – و واسطه مراوده اخیر – قطر – انجام نشده، نیز توضیح دهد. او همچنین – اگر صلاح دید – می تواند درباره علت حضور نیافتن خود در محل کارش (بیمارستان مسیح دانشوری) برای مدت بیش از یک هفته نیز توضیح دهد؛ و لازم است علاوه بر اینها، ولایتی حتی پیش از ملت ایران به وجدان خود توضیح دهد که چرا به دروغ گفته است: “تا آنجا که من از تصمیمات نظام اطلاع دارم چنين چيزي صحت ندارد.”

4 . مشاور رهبری در امور بین المللی بد نیست درباره اظهار نظر دو مقام دیگر نظام هم توضیح دهد که به ادعای او، برخلاف سیاست های کلی مورد نظر “نظام” سخن گفته اند. اولی رئیس قوه مجریه که در سفر پیشین خود به نیویورک، صراحتا برای مذاکره با آمریکا اعلام آمادگی کرد، و دومی رئیس قوه مقننه که روز دوشنبه گفت: “در مرحله بسیار حساسی قرار داریم و اگر آمریکایی ها با توجه به اهداف و سیاست هایشان یک مقدار جلو بروند کار سخت می شود، ما باید در همین جا با آنها تعیین تکلیف کنیم و آنها متوجه شوند که دوران امپراطوری دروغین تمام شده و امیدواریم جمهوری اسلامی ایران نیز در این وضعیت ظرفیت های داخلی خودش را باور کند. موضوع هسته ای ایران برای غربی ها و آمریکایی ها بهانه ای بیش نیست. ما باید در این شرایط طرح های اقتصادی، دیپلماتیک و سیاسی خود را به طور متوازن پیش ببریم .” معنای این سخنان علی لاریجانی و اظهارات قبلی احمدی نژاد، چیزی جز آمادگی نظام برای ورود به مرحله تعامل با آمریکا است که به ادعای ولایتی، مغایر با تصمیم نظام است؟

5 . ولایتی اما با همه تجربه خود، ظاهرا در آمریکا بی تجربگی به خرج داده است. او باید حدس می زد که دولت اوباما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری حاضر نخواهد شد امتیاز مهمی به ایران بدهد و به خیال استراتژیست های وطنی از این موضوع به عنوان یک حربه انتخاباتی استفاده کند؛ چه رسد به اینکه پیشنهادی را که قبلا در مذاکره با 1+5 مطرح و کنار گذاشته شده بود، دوباره به عنوان دستور کار توافق مستقیم با ایران بپذیرد. تعلیق در برابر تعلیق، پیشنهاد دیروز سعید جلیلی به قدرت های جهانی بود و کاری از پیش نبرد. تکرار این پیشنهاد در برابر آمریکا، آن هم با قید پنج سال برای تعلیق غنی سازی، و در عوض درخواست تعلیق دفعی همه تحریم ها، از زبان یک دیپلمات باتجربه واقعا خنده دار نیست؟ آن روزها که دلسوزان انقلاب، اصلاح طلبان و سیاسیون مستقل هشدار می دادند که تحریم ها کاغذ پاره نیست و با رفتن پرونده به شورای امنیت، کشور در خطر جدی و در موقعیت بی بازگشت قرار می گیرد، همین آقای ولایتی و دیگر مشاوران رهبری نبودند که به آنها اتهام خودباختگی و ناتوانی از درک قدرت ملی می زدند؟

6 . پاسخ دولت آمریکا به این پیشنهاد روشن، و البته قابل حدس و پیش بینی بوده است: “ایران کتبا این پیشنهاد را به گروه 1+5 اعلام کند و موضوع از آن طریق پیگیری شود، ما آماده ادامه گفت و گوها هستیم”! این پاسخ، در این طرف، به درستی تحقیرآمیز و از موضع بالا و به معنای پاسخ منفی به درخواست مذاکره مستقیم ارزیابی شده است. اما آیا همین ارزیابی و پیش بینی آن، پیش از این ممکن نبود؟ این فکر ساده انگارانه، چطور به سر طرح ریزان تحرکات اخیر زده بود که ممکن است آمریکا متحدان اروپایی خود را دور بزند و مستقیما با ایران وارد معامله شود؟ آن هم در آستانه انتخابات آن کشور و در شرایطی که زمان آشکارا در خدمت اثرگذاری تحریم ها و در نتیجه به ضرر ایران است! اینجاست که هشدار میرحسین و دیگر دلسوزان در اذهان زنده می شود که می گفتند و در خفا و آشکار می گویند از السابقون انقلاب کمک بگیرید و دست تنها و خودمحورانه کشور را به مهلکه های بین المللی نبرید و لااقل در حد مشاوره و نظرخواهی از مدیران کارکشته و باتجربه پیشین کمک بخواهید. اگر در همین مورد و موارد مشابه به موقع و به درستی از یاران امام و انقلاب نظرخواهی می شد، راههای بهتری پیش پای حاکمیت نمی گذاشتند؟

7 . ناکامی موقت تلاش های در جریان برای ایجاد بستر مذاکره، باعث شد که رسانه های قارچ گونه ی وابسته به نهادهای امنیتی تلاش کنند از سویی قصد ابتدایی حاکمیت برای تعامل با آمریکا را انکار کنند و از سویی دیگر علاقه به مذاکره با آمریکا را به دولت احمدی نژاد و جریان انحرافی نسبت دهند. جالب اینجاست که به شکلی مشکوک و عجیب، برخی سایت های مورد علاقه مجاهدین خلق و سلطنت طلبان نیز در تشکیک در خبر مذکور با رسانه های حکومتی همصدا شدند؛ نکته ای که خود به طور مستقل قابل تحلیل است. اما امروز روزنامه دولت به فرافکنی های اصولگرایانه واکنش جالبی نشان داد که نشان می داد خبر تحرکات ولایتی به دولتی ها هم رسیده است. روزنامه ایران از قول مدیرکل نهاد ریاست جمهوری نسبت به احتمال “تکرار سناریوی مک‌فارلین از سوی محافل خارجی و بعضی گروه‌های داخلی” ابراز نگرانی کرد و هشدار داد! در واکنش، یکی از سایت های جریان مقابل هم در یادداشتی که به طور زنجیره ای در دیگر سایت های این مجموعه تکثیر شد، نوشت: “با وجود تکذیب مکرر مقامات رسمی کشور و اعلام صریح مخالفت رهبر فرزانه انقلاب با هر مدل گفت‌وگو با آمریکا، جریان منحرف لانه کرده در دولت تلاش فراوانی می‌کند تا همسو با رسانه‌های غربی بر وجود مذاکره پنهانی میان ایران و آمریکا تاکید کند.”

8 . واکنش عجولانه برخی منابع در انکار اصل ماجرا هم رفته رفته در حال اصلاح است؛ از جمله سایت بازتاب که بلافاصله پس از انتشار خبر حضور ولایتی در آمریکا، خبر کلمه را “مهمترین شایعه امروز در فضای مجازی” خواند و با استدلال هایی ضعیف به رد اصل خبر پرداخت؛ استدلال هایی که از سوی کاربران این سایت هم رد شد. البته بازتاب به فاصله چهار روز به تغییر موضع پرداخت و با انتشار یادداشتی شبیه موضع ابتدایی کلمه مبنی بر لزوم شفاف سازی و پاسخگویی به افکار عمومی، تصریح کرد: “می توان باور نمود که چنین ملاقاتهایی صورت پذیرفته باشد و در صورت وجود چنین ملاقاتهایی نیز افکار عمومی انتقادی به چرایی ملاقاتها نخواهند داشت ،به شرطی که باشفافیت بیشتری حقایق چنین ملاقاتهایی برای مردم تشریح شود،ولی اگر به هردلیلی شفاف سازی نشود، سوالات ناگواری در ذهن افکار عمومی درمورد چرائی این ملاقاتها صورت خواهد پذیرفت ،چه اینکه مردم خواهند گفت دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را…. آنچه به نظر واقعی می آید، این است که همچنانکه پیامبر(ص)  در صلح حدیبیه برای سالیانی متمادی منافع کلان امت اسلامی را تضمین نمودند، امروز نیز امت پیامبر می تواند با ابتکاری که  مخفی ازمردم نباشد و مردم هم درجریان خبرهای مهم اینچنینی بوده باشند، درجهت دوام وتضمین منافع ملی اسلامی حرکت نماید، تنها خطری که در بطن چنین خبرهایی می تواند وجود داشته باشد ،این است که  برای تضمین منافع تیمی بدون اطلاع مردم، تصمیماتی صورت پذیرفته باشد که در این صورت چنین مذاکراتی ،به مصلحت منافع کلان ملی اسلامی نخواهد بود.”

9 . مشکلی وجود ندارد که برخی نزدیکان ولایتی که برای حضور او در انتخابات آتی ریاست جمهوری تلاش می کنند، بخواهند مطرح شدن چهره ولایتی به عنوان عامل حل مشکلات سیاسی با آمریکا و تنها فرد مورد اعتماد رهبری برای این کار را برگ برنده او بدانند تا فضا را برای حضور او در نقش چهره ای نجات بخش در انتخابات آتی مهیا کنند. مشکل از آنجا آغاز می شود که حتی در موضوعی تا این حد مربوط به سرنوشت ملت، نقش دو عنصر مردم و صداقت ندیده گرفته می شود. همانگونه که پیش از این هم کلمه هشدار داده بود، مذاکره پنهانی و بدون اطلاع ملت، کاری از موضع ذلت خواهد بود و به چیزی جز باج دادن و حراج سرمایه های وطن نمی انجامد. این عین اتفاقی است که این بار و در موارد قبلی هم بارها افتاده است و اگر همین رویه پنهان کاری و مخفی نگه داری برقرار باشد، باز هم رخ خواهد داد.

10 . موضع جنبش سبز، اصلاح طلبان و منتقدان حاکمیت فعلی درباره این گونه مذاکرات مشخص است؛ هیچ ابهامی وجود ندارد و هیچ سوء تفاهمی هم نباید وجود داشته باشد. هرگونه مذاکره با آمریکا و یا هرگونه توافق سرنوشت ساز از سوی حاکمیت، باید با اطلاع مردم و به طور شفاف انجام گیرد. این کار ممکن است؛ حتی اگر حاکمیت خود را به پنهان کاری و عدم صداقت با ملت معتاد کرده باشد. این اعتیاد باید ترک شود و در این زمینه، تمام مفاد یادداشت پیشین قابل تاکید است. نظام نمی تواند پنهانی و غیر مردمی با غرب به توافقی برسد؛ به دو معنا: هم نمی تواند، یعنی چنین تلاشی به نتیجه نخواهد رسید و تجربه اخیر هم آن را نشان داد؛ و هم نمی تواند، یعنی حق ندارد. حق طلبان و آزادی خواهان کشور، همانطور که میرحسین هم تاکید کرده بود، اجازه نخواهند داد حاکمیت “در خفا برای تامین منافع کوتاه مدت خود بر سر منافع عالی ملی تن به سازش های خفت بار دهد.”
اما در مقابل، سران حاکمیت نباید تردید کنند که اگر کوچکترین قدمی در جهت نجات کشور بردارند و قصد حرکت شفاف و مردمی برای تعامل خارجی داشته باشند، اولین کسی که به یاری کشور خواهد آمد، همین جنبش سبز است که مظلوم اما مقتدر، همچنان بر مواضع خود ایستاده و تحقق یک به یک هشدارهای خود را به نظاره نشسته است. امروز نجات کشور و جلوگیری از خطر، حرف اول و آخر جنبش سبز است. این دغدغه ای از موضع منافع ملی و قابل درک و توجیه برای آحاد ملت است. مردم سبز اندیش نیز فراموش نخواهند کرد که همانگونه که میرحسین در یادداشت خود در سال 89 تاکید داشت “قصد از تحریم ها صرف به زانو درآوردن دولت نیست. تجربه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنوشت تلخ عراق و افغانستان در زمان معاصر پیشاروی ماست و هشیاری مضاعف آنکه چه بسا بخشی از دولتیان شانس بقای خود را در ادامه این بحران و تشدید مخاصمات و حتی تشویق دشمنان برای تعرض نظامی ببینند.
موسوی اینها را گفته بود و سپس به درستی تاکید کرده بود: “بر جنبش سبز است که بین پایداری بر اصول و هویت خود و مقابله با این خطر روشن وفاقی ایجاد نماید. ما باید عنصر مقاومت در مقابل تهدید و تعرض خارجی را به عنوان یک ضرورت در کنار سایر مطالبات خود بنشانیم و نشان دهیم که راه خروج از این بحران و خطر در برگشت به اصول و راه حل هایی است که جنبش سبز در یک سال عمر سر افراز خود همواره منادی آن بوده است. جنبش سبز باید از تمام توان بین المللی خود استفاده کند تا به قدرتهای خارجی نشان دهد به آنها اجازه نمی دهد از ضعف و عدم مشروعیت دولت کنونی استفاده و به استقلال، تمامیت ارضی و منافع عالی کشور آسیب رسانند.


46 پاسخ به “آقای ولایتی! اگر قصد مذاکره نداشتید، در آمریکا چه می کردید؟”

  1. Nashenaas گفت:

     n                                          مواظب باشیم قبل از کودتا را محکمتر کنند! 
    راه نجات!

    مجلس مصلحت نظام وظیفه دارد در این اوضاع حساس عمل کند!

    سلب رهبری.

    انحلال مجلس خبرگان.

    برداشتن حصر.

    آزادی زندانیان سییاسی.

    و  زمینه انتخابات آزاد را فراهم کند.

    • سیب گفت:

      اینی که گفتی یعنی ج.ا پر 

      :))

      • Hassan Norani گفت:

                                           “این حکومت نه اسلامیست و نه جمهوریست”
        ما با حکومتی سر و کار داریم که از سلطنت هم بدتر است!
        رفراندوم اجباریست!
        و امیدوارم که مردم برای جمهوری اسلامی تصمیم بگیرند!
        در غیر این صورت به  ری مردم  باید  احترام گذاشت اگر چه مخالف ری من است!

        • 000000 گفت:

          شما که معتقدی این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی , چطور ازش انتظار داری که تن به رفراندوم بدهد؟ متاسفانه تجربه نشان داده که حکومتهائی مثل رژیم حاکم بر ایران جز با زور تن به هیچ کاری حتا اصلاحات هم نخواهند داد…….در ضمن متعقدم که این حکومت دست خامنه ای هم نیست, خامنه ای فقط یک عامل فعل است و بس……….یادمان رفته که اینها به خمینی هم ایراد میگرفتند که ” امام از خط خودش خارج شده “…..

          • Hassan Norani گفت:

            قدرت مطلقه را فقط با قدرت میتوان مهار کرد!
            حکومت شاه هم نه جمهوری و نه اسلامی بود،ولی‌ به رفرندم تمکین کرد.
            ما باید حکومت را به این تغییر مجبور کنیم.

    • Rambod گفت:

      آقای هاشمی قدرتی ندارد خبرگان هم اگر بخواهند ندارند. پول و توپ و تانک همه دست یک نفره چه اهرم اجرایی دست مجمع تشخیص و اصلا خبرگان هست؟

      • Hassan Norani گفت:

        عملا آنچه شما گفته اید درست است!
        اما تئوری ولایت فقیه”نظام” این اجازه را به مصلحت نظام میدهد!

    • Mnbry گفت:

      چی گفتی؟ چی داداش؟

  2. Alimohmad_d گفت:

    واقعا سایت بهتر از سایت کلمه ندیدم.
    نه مثل بازتاب که یکی به نعل میزنه یکی به میخ!
    این ماجرای ولایتی هم بعد از اینکه تکذیب کرد دیگه باید مطمئن شد که کاملا خبر درست بوده چون توی حکومت خامنه ای هر چی رو تکذیب کردن ، بدونید اون خبر صحت داره.
    من گاهی که اینترنتم قطع میشه. میرم  روزنامه جوان رو میخوانم و هرچی میگی رو برعکسش میکنم و از این طریق اخبار رو پیگیری میکنم.

  3. “چطور به سر طرح ریزان تحرکات اخیر زده بود که ممکن است آمریکا متحدان اروپایی خود را دور بزند و مستقیما با ایران وارد معامله شود؟ ”
    1 ـ جناب طباطبایی امرزوه نه تنها امریکا اروپا را دور نمیزند بلکه ابر قدرت منطقه یعنی قطر و سپس دوبی و عربستان را هم دور نمیزند! این کشورها هم در اِعمال تحریم فعال بوده و «حق» خود را میخواهند.
    2 ـ  گاردین چند روز پس از سقوط قذافی از نامه ای پرده برداشت که او چند روز پیش از حمله نیروهای ائتلاف به لیبی برای دیوید کامرون نوشته بوده و طی آن تسلیم طلبانه اظهار آمادگی هرگونه همکاری با غرب را کرده بوده است. گاردین نوشت دیوید کامرون باتصمیم ناگهانی خود، پس از دریافت این نامه، برای تسریع هرچه سریعتر حمله به لیبی که خیلی ها در دولت او با آن مخالف بودند، همه را حیرت زده کرد. گاردین مینویسد کامرون از نامه تسلیم طلبانه قذافی و اینکه او نوشته بوده است که حاضر است کس دیگری کشور را اداره کند ولی به او اجازه داده شود تا مثل یک چهره صوری و نمادین و بی اختیار بعنوان «رهبر» لیبی در جایگاه رهبری تا آخر عمر بماند، به این نتیجه رسید که قذافی روحیه اش را باخته است لذا تصمیم گرفت از این حالت ضعف و تسلیم آمیز و روحیه باختگی قذافی حد اکثر استفاده را برده و ضربه را غافلگیرانه وارد کند. 
    چند روز بعد قذافی با صدای غرش جت های ناتو و صدای انفجار بمبهای آن از خواب برخواست.
    آقای ولایتی و مقام معظم با اعزام این سفیر صلح به امریکا کاری نکردند جز اینکه به رهبری آمریکا پیام دادند تحریمها کار خود را کرده است فشار را تشدید کنید! 

  4. az diar fars گفت:

    نكنه آقاي ولايتي سيگار كشيدنش بعد از پذيرش قطعنامه ي 598 در سازمان ملل را فراموش كردند !شايد لازم شد دوباره همون كار رو تكرار كنيد آقاي ولايتي !
    راستي اگر ايشون و چون ايشون پختگي و كياست و زيركي در كار سياست داشتن ، حال و روز كشور ما اين چنين نبود كه به التماس پيش پاي اوباما بيفتيم !

  5. Mnbry گفت:

    چقدر ما ایرانی ها ذهن های خلاقی داریم. ولی نمی دونم چرا تا به حال یه جایزه نوبل ادبی نبردیم؟

  6. علی ایرانی گفت:

    با سپاس از شما 
    در مورد اینکه حضور آقای ولایتی را در آمریکا دارند لاپوشانی می کنند  در آن شکی نیست اما آن کسی که باید از طرف ایران با دولت آمریکا مذاکره و گفتگو کند نماینده ای از دولت می باشد آنهم دولتی که تمام مردم ایران آن را تایید کرده باشند.آقای ولایتی نماینده یک فرداست نامی از ملت ایران در میان نیست .
    صدور ویزای ایشان بدین صورت تنها یک دلیل دارد رابطه دیپلماتیک ایران با کشورهای عربی همسایه بسیار در التهاب است و مردم این مطلب را بدانند اگر ایران با آمریکا رابطه مستقیم برقرار کند منافع کشورهای عربی و همسایگان غربی ما به خطر می افتد . دیپلماسی غلط ما با اکثر ابرقدرتها، باعث شده بیشتر بر ضرر خودمان و برای منافع دیگران کار کنیم .دستگاههای دولتی از حالت سیستم های پویا خارج شدند و توان سیاست گذاری و اداره مملکت را دیگر ندارد برای همین سران این قوه ها و مشاورانشان نمی توانند اطلاعات درستی از وضع موجود بدهند برای همین می بینیم مسوولین در پشت تریبون های سیاسی دایما در حال تناقض گویی هستند.
    آقای ولایتی برای ریاست جمهوری آینده اصلا مناسب نیستند اگر می خواهند فردی با کاریزمای نجات بخشی کشور درست کنند و به خورد مردم بدهند این اشتباه بزرگی است جامعه کشور ما هر روز که می گذرد عقلانی تر می شود درست است که سطح زندگی و فکری مردم بدتر شده است ولی مردم سعی می کنند به سوی عقلانیت پیش بروند.

  7. ali گفت:

    مرسی از کلمه عزیز،داشتم به این فک میکردم که شاید بهتره که این جور مسائل مخفی بمونه تا شاید به یه جایی برسه این مذکرات ولی کاملا قبول دارم که میگی:”همانگونه که پیش از این هم کلمه هشدار داده بود، مذاکره پنهانی و بدون
    اطلاع ملت، کاری از موضع ذلت خواهد بود و به چیزی جز باج دادن و حراج
    سرمایه های وطن نمی انجامد. این عین اتفاقی است که این بار و در موارد قبلی
    هم بارها افتاده است و اگر همین رویه پنهان کاری و مخفی نگه داری برقرار
    باشد، باز هم رخ خواهد داد.”

  8. سبز گفت:

    این سیستم چون چوپانیست دروغگو , غربیها این رژیم را بهتر میشناسند کسیکه خون ملت و مملکتش را میمکد به آمریکایی و غربی هم وفا نخواهد کرد(به یاد آورید هیتلر و حزب نازی آلمان را ,هیتلر خود را خدا میدانست و این حق را برای خود قائل بود در کار خدا هم دخل و تصرف کند :جان دهد – بکشد و….. این همان فاشیست مذهبی افراطیست)روزگار غریبیست نازنین , خدای را پستوی خانه نهان باید کرد.

    • i گفت:

       اجازه دهید توضیح کوتاهی در باره پیشوای رایش سوم٬ Hitler بدهم.

      ایشان فرد مذهبی نبودند و رابطه چندانی با کلیسا و مذهب مسیحیت نداشتند (در مقایسه٬ Benito Mussolini ابتدا atheist بودند و در ۱۹۲۷ کاتولیک شدند).

      حزب معروف او NSDAP اگر منکر خدا نبود٬ کمتر هم نبود. رایش سوم سعی کرد از کلیسا٬ واتیکان و دین برای ایده هایش استفاده ابزاری نماید.

      تحقیقات بسیار زیادی به انگلیسی٬ آلمانی در این باره وجود دارد. به فرانسوی٬ ایتالیایی همچنین.

  9. i گفت:

    در ظاهر برای تماشای دوئل elephant و donkey رفته بودند.

  10. Ehsankhradmandi گفت:

    حق با شماست کارهایی که با حذف عامل اصلی قدرت ملی یعنی مردم و با پشت پا زدن به منافع آنها و صرفا برای اثبات خویش و منافع تیمی صورت پذیرد نتیجه ای جز تسلیم و بر باد دادن سرمایه های ملی نخواهد داشت ولی سابقه ی جمهوری اسلامی نشان دهنده ی موارد بیشماری از اینگونه معاملات پنهان است از جمله در موضوع معامله ی آقای خمینی بر سر گروگانها که برای منافع گروهی میلیاردها سرمایه ی ملی را برباد دادند و آقای بهزاد نبوی هم به مردم گفت چرتکه نیندازید فقط خدا را شکر کنید که فیصله پیدا کرد یعنی هر کاری ما کردیم فقط بگویید تکبیر

  11. Mohsmmsd-sadegh گفت:

    اینان چون گدایان بی آبرو و پنهان از چشم مردم از آبرو و ثروت مردم خرج می کنند و دست از پا دراز تر به آغوش خامنه ای باز می گردند. نشست های دوباره و دو باره . باز ترفندی دیگر می ریزند و هیاهویی دروغین راه می اندازند و به خورد مردم انبوهی از بافته های دروغین و صحنه سازی های نمادین نشان می دهند تا افکار مردم را در پی نقشه های خائنانه خود بکشانند.غافل از آنکه هم آغوشی با ستمکاران خود ستمگری است. ولایتی و امثال ولایتی بدانند ناچارند روزی در برابر تاریخ بایستند و شرح خیانت ها وخوش خدمتی های خود را باز گویند.آن وقت روسیاه تر از همیشه در زمین گم می شوند .         والعاقبه للمتقین

  12. ایرانی گفت:

    جنبش سبز خودش را دست کم گرفته، مخصوصا بزرگان اصلاح طلب. حگومت در اوج ضعف قرار دارد ولی جبش سبز نظاره گر وقوع هشدارهایش است!
    باید قیام کرد. همه باید به زندان برویم. مثل خزعلی. خاتمی باید آنقدر مبارزه کند که به زندان برود…

    خامنه ای همه گزینه ها را دارد با هم پیش میبرد. از اقتصاد مقاومتی گرفته تا علم کردن ولایتی و لینک زدن با هاشمی و دم دست نگه داشتن اصلاح طلبان و … و همه اینها به خاطر انفعال جنبش سبز است. و مقصر این انفعال، خاتمی و سیار بزرگان اصلاح طلب و رسانه های جنبش سبز اند.

  13. Rezatibari گفت:

    صددرصد نفوزی هستند

  14. Sonic198752 گفت:

    احتمال ميدم رفته بوده زيارت !
    مثل آقاي حداد كه انگليس رفته بود.
    واقعا ما را چه نياز به سفر به كشورهاي شما ؟!

  15. Asdf گفت:

    لطفا گزارشی هم از فساد گسترده ای که گریبانگیر پروزه های دولتی شده  بنویسید.
    طبق قانون برگزاری مناقصات، شرکتهای دولتی ملزم اند پروژه های بالاتر از 55 میلیون تومانی خود را با برگزاری مناقصه به پیمانکاران واگذار کنند اما الان چندین دلال ذر کشور فعالند که لیستی از پروزه های دولتی از 1 میلیارد تومان تا 300 تا 400 میلیون دلار را در دست دارند. این پروژه ها به شکل صوری در قالب مناقصه واگذار می شود اما در حقیقت در پشت پرده، یکی از پیمانکاران که حاضر به پرداخت مبلغ ریزش (مبلغ ریزش معمولاً بین 4 تا 10 درصد مبلغ قرارداد پروژه است) به کارفرما و دلال شده، برنده پروژه معرفی می شود. در این موارد دلال مربوطه قبل از برگزاری جلسات تعیین برنده مناقصه، همراه با نماینده کارفرما با نماینده پیمانکار وارد مذاکره می شوند و حق السهم می‌گیرند. متاسفانه دامنه  این فعالیت غیرقانونی برخی افراد دولتی، به یک دو پروژه محدود نمی شود الان دلالان پروزه لیست بزرگی از صدها پروژه مناقصه ای را در دست دارند که هریک با هماهنگی کارفرمای مربوطه، به صورت پشت پرده و با دور زدن قانون برگزاری مناقصات انجام میشود. حتی سندسازی مناقصه و برگزاری جلسات کمیسیون مناقصه هم به شکلی انجام میشود که ردپایی ار این دزدی آشکار بر جای نماند. به این ترتیب پیمانکاران صادق و متعهد، همیشه بازنده اند و الان خیلی از پیمانکاران در رشته های مختلف مثل آب، تاسیسات، ابنیه و نفت و گاز، به دلیل این دلال‌بازی ها، اعتمادی به مناقصات و واقعی بودن نتیجه آنها ندارند. 

  16. Saba گفت:

     “هرگونه مذاکره با آمریکا و یا هرگونه توافق سرنوشت ساز از سوی حاکمیت، باید
    با اطلاع مردم و به طور شفاف انجام گیرد. این کار ممکن است؛ حتی اگر
    حاکمیت خود را به پنهان کاری و عدم صداقت با ملت معتاد کرده باشد”دیگ
    به دیگ میگه روت سیاه، سه پایه میگه صل علی/ چاپ این مطلب در روزنامه کلمه
    ارگان طرفداران موسوی، نشان میدهد که وقاحت طرفداران “بازگشت به دوران
    طلایی !!!امام”، حد و اندازه ندارد! تا زمانی که، آقای موسوی و دوستانش،
    دست به روشنگری نسبت به “اکتبر سورپرایز” نزنند و پرده از ملاقاتهای پنهانی
    با مک فارلین و معامله کیک و کلت برندارند، اینگونه شعارهای زیبا و عوام
    فریبانه مصداق “منع رطب کردن” توسط “رطب خوردگان” سابق نظام ولایی است که
    نه از سر دلسوزی برای آگاه نگاه داشتن مردم، که بخاطر حسرت از جایگاه
    امروزی مافیای غالب رژیم است که توسری خوردگان خط امامی آنرا از ان خود
    میدانند.

  17. Saba گفت:

     “هرگونه مذاکره با آمریکا و یا هرگونه توافق سرنوشت ساز از سوی حاکمیت، باید
    با اطلاع مردم و به طور شفاف انجام گیرد. این کار ممکن است؛ حتی اگر
    حاکمیت خود را به پنهان کاری و عدم صداقت با ملت معتاد کرده باشد”دیگ
    به دیگ میگه روت سیاه، سه پایه میگه صل علی/ چاپ این مطلب در روزنامه کلمه
    ارگان طرفداران موسوی، نشان میدهد که وقاحت طرفداران “بازگشت به دوران
    طلایی !!!امام”، حد و اندازه ندارد! تا زمانی که، آقای موسوی و دوستانش،
    دست به روشنگری نسبت به “اکتبر سورپرایز” نزنند و پرده از ملاقاتهای پنهانی
    با مک فارلین و معامله کیک و کلت برندارند، اینگونه شعارهای زیبا و عوام
    فریبانه مصداق “منع رطب کردن” توسط “رطب خوردگان” سابق نظام ولایی است که
    نه از سر دلسوزی برای آگاه نگاه داشتن مردم، که بخاطر حسرت از جایگاه
    امروزی مافیای غالب رژیم است که توسری خوردگان خط امامی آنرا از ان خود
    میدانند.

  18. انگولکچی گفت:

         کلمه: آقای ولایتی! اگر قصد مذاکره نداشتید، در آمریکا چه می کردید؟
    انگولکچی:  رفته بود برگ تابعیت آمریکایی خود را تمدید کرده به اموال و دارایی هایش در آمریکا سر و صورتی بدهد

  19. انگولکچی گفت:

         کلمه: آقای ولایتی! اگر قصد مذاکره نداشتید، در آمریکا چه می کردید؟
    انگولکچی:  رفته بود برگ تابعیت آمریکایی خود را تمدید کرده به اموال و دارایی هایش در آمریکا سر و صورتی بدهد

  20. jasmin گفت:

    ما نفهمیدیم والله بالله را باور کنیم یا دم خروس رو؟ از یه طرف می گن توی لیست سیاه آمریکاست و تروریست از یه طرف توی آمریکا چیکار می کنه؟ خود اوباما هم قاط زده نمی دونه چیکار داره می کنه . 

  21. jasmin گفت:

    ما نفهمیدیم والله بالله را باور کنیم یا دم خروس رو؟ از یه طرف می گن توی لیست سیاه آمریکاست و تروریست از یه طرف توی آمریکا چیکار می کنه؟ خود اوباما هم قاط زده نمی دونه چیکار داره می کنه . 

  22. من گفت:

    اولا آقای جلیلی چون خیلی ایدئولوژیک است نمی تواند مذاکرات با 5+1 را پیش ببرد. در این برهه ایران نیازمند تخصص است که آقای جلیلی فاقد آن است. این صحبت را من دو سال پیش در سایت تابناک گفتم که مورد توجه قرار نگرفت. روزی هم قبل از جنگ داخلی سوریه نظرم را همانجا نوشتم که الان زمانی است که وارد گفتگو با امریکا شویم و تعدادی از تخم مرغ های سبد چین و روسیه را در سبد امریکا بگذاریم و یک موازنه شرقی و غربی در جهت منافع ملی برقرار کنیم. باز هم توجه نشد. حالا که کاملا در کنار منافع چین و روسیه از حکومت بشار حمایت می کنیم تمام فرصت ها از دست رفته. ما از کارت های سیاسی به موقع استفاده نمی کنیم و متاسفانه منافع ملی ما شده کارت بازی چین و روسیه در مقابله با امریکا. حالا رفتنشان به امریکا چه سودی دارد؟ امریکا مهره های سیاسی خود در رابطه با بلوک شرق را طوری چیده که ایران بازیگر صحنه سیاسی نباشد و به این سادگی قابل تغییر نیست.

    • اندیشه سبز گفت:

      دوست عزیز خا منه ای منا فع ملی و گفتمان سیاسی نمی فهمد . می رود تا دقیقه اخر .هر گاه دید سمبه پر زور است با تمام خسارت و شعار هائی که برای فریب عوام داده است بر می گردد از مواضعش 

  23. ناشناس گفت:

    اگر جناب ولایتی برای مذاکره قدم رنجه نفرمودند پس حتما برای چشم و هم چشمی با بیت محمود اینا  عزم سفر کردن تا حالا که هم واحد پول مملکت تبدیل به کود کشاورزی شده هم تولید کلا تبدیل به واژه نامانوسی شده اقتدار بیت آقا رو به رخ محمود و رفقا بکشونه که تو این گرونی و کمبود ارز تونستن به کشور فخیمه شیطان بزرگ سفر کرده و مشت محکمی به دهان یاوه گویان حکومتی بزنن همونا که از قول آقا حرف بیخود میزنن و میگن مرگ بر آمریکا. راستی چرا مرگ بر آمریکا؟ اصلا منظور از آمریکا کی یا چی هست؟ اون آمریکایی که آقا و محمود اینا برای مذاکره(چه عرض کنم! شما بخون التماس)زباهاش اینقدر دست و پا میشکنن همون نیست که 30 سال چوبش کردن زدن تو سر ملت و با دشمن سازی های واهی عرصه رو به مردم تنگ کردن و از طرف دیگه به همون شیاطین باج دادن تا بمونن؟ ببینید با خودمون چیکار کردیم که این جماعت تهی مغز که از فکر کردن به بدیهی ترین مناسبات دیپلماتیک هم عاجزند چه جوری نعل وارونه زده و ما رو جیگر فرض میکنن!!!

  24. ناظر گفت:

    اینهمه دنگ وفنگ لازم نیست.فقط باید پروتکل الحاقی را بپذیریم.

  25. Hg_yh2003 گفت:

    آقایان فکر میکنند تا کی می توانند با این بازیهای سیاسی ، شیره سر ملت ایران مالیده و ثروت این مردم مظلوم را بنام کمک ملتهای مسلمان ، ایستادن در برابر استکبار جهانی و غیره … به غارت برده و با شوهای سیاسی مانند شو شب جمعه کانال سه سیما بین اصغر زاده و شریعتمداری مردم را به پای میز انتخابات کشیده و مهره تایید برای دزدیها ، خیانتها ، جنایتها و خوش خدمتهای خود برای ملکه انگلیس ، سران روسیه و چین بگیرند . واقعا فکر میکنید مردم احمقند ؟ کمی در آینه بنگرید احمق ها را به عینه خواهید دید .

  26. علی آقا گفت:

    جملات میرحسین مثل نور میدرخشه

  27. yaran vatan گفت:

    با تشکر از دقت نظر نویسنده محترم. مجموعه شرایط و مسائل موجود ایجاب می کند که فعالان مردمی در آگاه کردن هر چه بیشتر رهبری و مردم بر منافع حیاتیشان بکوشند. موضوع آقای ولایتی و این بحث مذاکرات اصولا نوعی نگاه غلط در نزد رهبری و اطرافیان و دولت است که موضوع آمریکا را اینطور میبینند که با یک مذاکره حل میشود. قول مشهوری نزد گروهی از سپاهیان رایج شده بود که حضرت آقا فزموده اند موضوع هسته ای را تا لب جنگ میکشیم تا خواست شروع شود جلویش را میگیریم پس خیال همه راحت. همچنین اظهارات ساده لوحانه احمدی نژاد در نیویورک که همین الان آماده مذاکره ایم را اضافه کنید به حرفهای مشائی در جلسات خصوصی که اگر بگذارند 2 ماهه موضوع آمریکا را جمع میکنم!!.. بنظر میرسد که آقای خامنه ای به همراه خود مردم را وارد گردابی کرده است که فکر میکند با مذاکره با امریکا قابل حل است. البته نمی توان منکر اهمیت آمریکا در این مسائل شد ولی باید دید که بهترین راه حل برای ایرانیان کدام است؟
    امکان مذاکره با امریکا در دوران روسای جمهور قبلی از زمان کارتر تا اوباما بطور کامل ار بین رفت. تا سه سال پیش (به غیر از دوران بوش پدر) همه انها دنبال حل مسائل با ایران بودند.دو سال اوّل اوباما طلائی ترین دوران حل مشکل بود که با سلام و تهییت از سوی وی آغاز شد و بر خلاف ادب انسانی و اسلامی و مضالح کشور از جوار مرقد امام هشتم شیعیان که اسوه ادب و انسانیت بود به او مکررا فحاشی شد. اگر پاسخ شایسته ای از رهبری ایران برای آمریکائیها در پاسخ به برخورد مودبانه انها صادر میشد روند امور سمت و سوی دیگری داشت. ولی این نشد. بعد از انتخابات رسوای 88 اوضاع دگرگون شد و موضوع تحریمها شدیدتر طرح شد و تنها به یک دلیل ساده این امر تشدید شد و آن از دست رفتن مشروعیت رهبری کشور بود و جدا کردن منافع خود از مردم و کشور. تاریخ و زمانبندی وقایع نشان میدهد که با تشدید جدائی رهبری از مردم فشارهای سیاسی هم تشدید شدند و قطعا با زمینه هائی که فراهم شد خواسته ها و طمعهای طرف مقابل هم فزونی یافت. 
    شانسی که امروز وجود دارد این است که ما به جای آمریکا با 5+1 طرف هستیم که در نهایت میتواند برایندش برای ما مثبت باشد. موضوع مورد توافق آنها هم پرونده هسته ای است نه چیز دیگر. لذا بسادگی این موضوع قابل حل شدن است . در این شرایط مذاکرات با آمریکا خطای مهلکی می باشد. خواسته های امریکا بسیار بیشتر میتواند باشد و احتمالا شناسائی اسرائیل شاید یکی از هدفهای آن باشد و لذا در این شرایط باید از آن پرهیز کرد و تمرکز را بر روی مسئله هسته ای گذاشت. با حل آن اتحادی که آمریکائیها ایجاد کرده اند شکسته میشود و آنگاه ایران میتواند به مذاکرانت دو جانبه روی بیاورد.
    آقای خامنه ای باید بداند که هر حکومتی باید بین اتکای به خارجی ها و اجانب و مردم خود ، یکی را انتخاب کند و تعامل با دیگری بر هین مبنا معنا پیدا میکند. اگر جمهوری اسلامی مدعی مردمی بودن است باید منافع رهبری و مردم یکی باشد و لاغیر. هر نوع خدشه ای در این امر به معنای رو کردن به اجانب است.رهبری باید با درس گرفتن از سیاستهای غلط سی ساله گذشته که در عمل چنان کشور را آسیب پذیر کرده است که با یک تحریم نفتی و بانکی همه ارکانش به هم پاشیده است، کشور را بصورت از طریق مصالحه جامع با 5+1 بر مبنای بیانیه 2004 پاریس، که تمام حقوق مورد شعار و در خواست هسته ای ایران در جهت برخورداری ایران ار حق بر خورداری از انرژی هسته ای و غنی سازی به رسمیت شناخته شده و بر اساس همان توافقنامه، تمامی فعالیتها را تعلیق کند و امکان هر نوع بازرسی آزانس و یا پاسخ به سئوالات را فراهم کند تا کشور وارد دوران آرامی شود .این امر بطور خودکار موجب لغو پاره ای از تحریمهای اساسی خواهد شد و جبهه متحد موجود را تضعیف خواهد کرد.دنبال تخقق این امر باید با برنامه ریزی صحیح و یاری همه ایرانیان ، کشور رارا از وابستگی به نفت به اینصو رت نجات داد و با توسعه اقتصادی خواسته های مغفول انقلاب محقق کرد.                                                               
     آقای خامنه ای چاره ای ندارد جز اینکه که هر چه سریعتر اوضاع سیاسی داخلی را سامان دهد و به همه جناحها امکان دهد که در قالب احزاب و قانون اساسی فعالیت کنند. وجود احزاب و رعایت قانون وی را از هدف شدن مقابل خارجی ها را میکند. امروز حرف آنها این است که فقط آقای خامنه ای باید اعلام نظر کند و متاسفانه این امر موجب سلب هر طریق دیگری شده است و کار به جائی کشیده که در عین بی خاصیتی دولت و شورای امنیت آمریکائیها فقط حاضرند با رابطین رهبر تماس داشته باشند که کار به ولایتی و طائب کشیده شده است و این یعنی جدائی رهبری از مردم . باید تا میشود ایشان را قانع کنیم که این شیوه را ترک کنند.
    ارائه طرق منطقی و اقنائی میتواند روحانیت و حامیان ایشان را هم در دوراهی راه یک انتخاب تاریخی قرار داد. اگر ایشان شیوه معقولی را در پیش بگیرند قطعا همه اقشار از آن بهره مند خواهند شد ولی اگر بخواهند کماکان به شیوه خود ادامه دهند دوستان ایشان باید در گزینه بین وی و منافع خود انتخابی حیاتی را انجام دهند. تاریخ نشان میدهد که حاکمان تنها در این دیار  هیچگاه به شایستگی عمر به پایان نبرده اند. یکی را غلامانش بخاطر خربزه ای سربریدند و دیگری را آسیابانی بکشت و پیش کش اغیار نمود. 
    آقا خامنه ای باید آگاه باشد که منافع این قداره کشان که امروز بر آنها تکیه دارد با منافع مردم در تضاد است و لاجرم همان همراهی با بیکانکان است و بیاد بیاورد گه بقول ملای روم:
    ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد
    باز آن سلیمان شد، تا باد چنین بادا

  28. محمد حسن گفت:

           بعید میدونم  در این سفره وطن فروشیهایی که اقتدار گرایان حاکم بر ایران ( و عاجز از اداره  حتی یک نانوایی )   برای بیگانگان پهن نموده اند ،بتوانند  ایالات متحده را به تک خوری وادارند!!! خیر کشور ایالات متحده غیر حرفه ای عمل نخواهد کرد و در غنیمت جمع کردن همپیمانانش  را فراموش نخواهد کرد!!! علی اکبر جون به رهبر بگو  دیر شده و تازه گندش هم در اومده !!  بگو وقت وقت خداحافظیه  علی اکبر جون.

  29. سهند گفت:

    اینها از بن کارهای زیر زمینی را بدون در نظر گرفتن مصالح مملکت و مردم دنبال می کنند. دیگر این حرکت تحقیر آمیز آنها بر کسی پوشیده نیست

  30. Zxcvb_12345 گفت:

    این‌ها را میت رامنی دعوت کرده بود . تا برن زیر آب اوباما را بزنند . چون اگه اوباما ببازه تو انتخابات  این دوره . تا میت رامنی بیاد سر کار ۲-۳ ماه طول میکشه . از اون طرف هم میت رممی تا بید به کار ایران برس ۲-۳ طول میکشه این ۵-۶ ماه زمانی‌ است که ایران می‌تونه به فعالیت‌های اتمیش ادامه بده. و یه فرجی تو کار سوریه بکنه. 

    • محمد گفت:

       حرف شما معقول تر از دیگر گزینه ها به نظر می رسد. به علاوه اینکه جمهوری خواهان به علت ایجاد راهبردهای نظامی گرایشات نظامی ساختار سیاسی را بیشتر تحکیم می کنند و در فضای نظامی حذف سبزها از روی زمین برای آنها اسانتر خواهد بود. این است مثلت نتانیاهو، رامنی و نظامی های خودی.

  31. محمد .مشهد گفت:

            همه نظرات را در باره ولایتی و رفتنش به امریکا را این جا نگذاشته ای .کلمه دارد هوادارانش را از دست می دهد به خاطر سانسور . الان همان باز تاب بیشتر مراجعه کننده به سایتش دارد . امار رای گیری در باز تاب را با کلمه مقایسه کنید به حرف من می رسید .

  32. محمد گفت:

    1- مذاکرات همواره بوده است، برخی موارد آن درز می کند.
    2- تحریم ها برای ایجاد چرخش موقت در اولویت های جنبش سبز از سیاست به اقتصاد است، تا موقتا مطالبات فشرده تر شده و از حالت اصلاح طلبانه در آید (نوعی تنبیه مردم).
    3- غنی سازی مورد نظر غرب که آفت است، همان غنی سازی نگرش دموکراسی خواه است که به زعم انها نباید در کنترل گروه مجرب برآمده از انقلاب باشد (سانتریفیوژهای آن در اوین هستند).
    4- تهدید نظامی و تکرار “گزینه جنگ روی میز است” برای هر چه بیشتر نظامی کردن ساختار سیاسی است و ایجاد شکاف بیش از حد میان دولت و ملت.
    نتیجه: با این مقدمات، آنها هم سر مردم کلاه می گذراند و هم سر دولت فعلی. شرایط را به سوی انفجار دیگ بخار سوق می دهند به طوری که به هنگام انفجار کنترلی بر آن نباشد و دوباره شاه جدیدی از میان هرج و مرج برخیزد. جنبش اصلاحی و سبز که در پی اصلاحات تدریجی و منطقی نظام سیاسی است به هیچ وجه به نفع غرب نیست. غرب اجازه ایجاد یک دموکراسی سنجیده در ایران را نخواهد داد. آنها در پی نظام دموکرات لمپنیسم لوس انجلسی هستند تا شرایط توسعه سیاسی واقعی نیز فراهم نیاید.

  33. به نظر من گفتارتان در مورد شفافیت با مردم بحق است و در اینکه از سال 2009 تا بحال بیش از 15 مرتبه و در مکانهای مختلف تیم ولایتی با تیم اوباما گفتگو کرده اند و اطلاعات آن دور از دسترس شماست و دلیلش هم روشن است چون رهبری تنها راه بقای خود را در شکل دادن این گفتگوها و ماندگاری اوباما میداند و به هر شکل ممکن بعد از حذف تمامی گروههای داخلی و سیاسی خود به تنهائی اقدام به اینکار کرد تا تمام را مال خود کند و من صلاح میدانم شما با آقای رضا کهلیلی که جاسوس سازمان سیا در ایران بوده و الان در آمریکاست گفتگوئی شفاف داشته باشید چون ایشان منبع کلی این خبرها هستند و میتوانند چراغ ها را بیشتر برای دید مردم روشن سازند ..بدرود ذاکری 

  34. تنها راه نجات کشور دست دراز کردن به سوی فردی است که همه مسائل را تا به امروز به خوبی پیش بینی کرده بود
    او مردی است که تا جان در بدن دارد در راه اعتقاد و ایمان خود خواهد ایستاد
    در نقطه حساس کنونی جز مهندس میرحسین موسوی هر کس دیگری کشور را به جهنم خواهد برد

  35. Mehman گفت:

    خوب رفته باشه، بالاغيرتا اينقدر سوپر انقلابي نشيد، بالاخره كه چي؟ سر شما كه توي آخورشون گير كرده، حالا يه نفس بگيريد بعد بگيد كه چرا رفتي اونجا؟ جون مادرتون خفه بشيد 

  36. Zxcvb گفت:

    Akhateron  pas farda  shore mishe . hahahhahahahahahahahhahahahahah