راز موفقیت اقتصاد دوران جنگ از زبان صادق طباطبایی
چکیده :در حالی که در دولت فعلی چندصدهزارتن از مایحتاج کشور در بخش گندم از واردات تامین شد. بنابراین اقتصاد در آن شرایط مبتنی بر نیازمندیهای جبهه، کنترل مصرف و مصرفی متناسب، تقسیمبندی نیازمندیها بر اساس سیستمی مشخص بود و مازاد بر آن هم در بازار موجود بود. اگر کسی دلار آزاد داشت میتوانست در بازار کالای مورد مصرف خود را تأمین کند. البته مقداری واردات برای تقویت تولید داخلی هم داشتیم. ...
کلمه: صادق طباطبایی با مروری به اقتصاد دوران جنگ با تقدیر از مدیریت این دوره می گوید: برای اینکه قیمت افزایش پیدا نکند، دولت میآید کانالیزه و کوپونیزه میکند. مازاد آن نیاز را هر کسی خواست میتواند از بازار تهیه کند.
هر چند سیاست های انقباضی دوران جنگ مورد انتقاد بخشی از اصولگرایان واقع شده است، اما امروز بسیاری از کارشناسان و اقتصاددانان بر این باورند که مدیریت دوران جنگ یکی از بهترین و کارآمدترین مدیریت های زمان بحران بوده است و دولت وقت توانسته با حداقل درآمد ارزی کشور را اداره و کالاهای اساسی مردم را تامین کند.
در حال حاضر با گسترش تحریم های بین المللی و فشارهای اقتصادی، اصولگرایانی که منتقد سیاست های دوران جنگ بوده اند، از کوپنی و سهمیه بندی کالا سخن می گویند.
صادق طباطبایی در تبیین سیاست اقتصادی زمان جنگ افزود: پولش را اگر دارید باتری خارجی در بازار موجود است، براحتی میتوانید تهیه کنید. پس اولویتها به نیازهای جنگ داده میشد با درآمدهای محدود ارزی؛ نتیجتا تولید داخلی متناسب با شرایط با حداکثر ظرفیت کار میکرد. یا تولیدات کشاورزی کشور بهگونهای بود که اغلب وارداتی از خارج نداشتیم. همان سیاستها باعث شد تا سال ماقبل ریاست جمهوری آقای خاتمی به جایی رسیدیم که دیگر نیازی به واردات خیلی از اقلام از جمله گندم از خارج نداشتیم.
صادق طباطبایی با انتقاد از شرایط فعلی می گوید: در حالی که در دولت فعلی چندصدهزارتن از مایحتاج کشور در بخش گندم از واردات تامین شد. بنابراین اقتصاد در آن شرایط مبتنی بر نیازمندیهای جبهه، کنترل مصرف و مصرفی متناسب، تقسیمبندی نیازمندیها بر اساس سیستمی مشخص بود و مازاد بر آن هم در بازار موجود بود. اگر کسی دلار آزاد داشت میتوانست در بازار کالای مورد مصرف خود را تأمین کند. البته مقداری واردات برای تقویت تولید داخلی هم داشتیم.
به گزارش کلمه از گفت و گوی دو ساعته روزنامه قانون با خواهر زاده امام موسی صدر، وی درباره اقتصاد در دوره جنگ میگوید: در آن دوره قسمت عمده درآمدها از نفت بود. کشور جمعیت کمتری داشت و تولیدات تا حدودی رونق داشت. اما برای آنکه تولید پاسخگوی نیاز باشد ابتدا توجه ویژه به جبهههای جنگ میشد و سپس مازاد نیاز جبههها وارد بازار مصرف داخلی میشد.
طباطبایی در ادامه می افزاید: در نظر بگیرید کارخانههایی را که باتری تولید میکردند، ظرفیت کارخانهها محدود بود. درآمد ارزی هم محدود؛ نفت هم بیشتر از ۸ دلار قیمت نداشت. ۵/۴ الی ۵ دلار هزینه استخراج نفت است. در معاملات و معادلات هم تحریم هستیم. تولید داخلی باتری با بالاترین ظرفیت انجام میشود، اما یک چاه مصرف داریم به نام جبهه؛ مدیریت اینگونه حکم میکند: آیا وقتی در خانه شما برق قطع میشود چراغ قوه بیشتر احتیاج دارید یا سربازی که در جبهه و درشب میخواهد از این سنگر به سنگری دیگر برود؟! بنابراین درمصرف بودجه، مسئله جبهه تعیین کننده است. در این صورت تولید به مقداری که تأمینکننده حداقل نیاز جبهههاست در اولویت قرار میگیرد، بقیه وارد بازار میشود. وقتی تولید مازاد به بازار میرود بدیهی است که این عرضه پاسخگوی تقاضاها نیست؛ لذا طبیعی است که قیمتها بالا برود.
وی درباره کالاهای مصرفی هم میگوید: در کالاهای خوراکی و پوشاکی وضع همینگونه متعادل بود. در واقع همین سیاست کمک کرد به حداکثر تولیدات داخلی؛ و عجیب اینکه هیچکس هم غر نمیزد. کسی اعتراض نمیکرد. وقتی که اعلام میکردند سهمیه سرانه مثلا ۵۰ گرم کره است، کسی اعتراض نمیکرد. اما امروز ممکن است حتی توهین تلقی شود. در آن زمان مردم نیازهای جبهه را میدیدند. مردم حتی برای سربازان خط مقدم غذای گرم میبردند.
طباطبایی با تببین ویژگی های زمان جنگ اظهار داشت: در جنگ وقتی لشکری حرکت میکند، آشپزخانهاش هم باید با او حرکت کند. در حالی که ارتش و نیروهای ما توان این لجستیک را نداشتند. کاری که دولت میکرد آن بود که نیازهایی که در داخل موجود نبود، مانند ماسک و ابزارهای جنگ را فراهم میکرد. مقدار ارزی که ما از منبع درآمدی نفت داشتیم اول صرف هزینههای جبهه مشخص میشد و مازاد آن برای مصارف دیگر بود. با حضوری که مردم در صحنه داشتند همه چیز را از خودشان میدانستند با نهایت صداقت، همکاری داشتند. هیچ حیف و میلی صورت نمیگرفت.














تو اون دوره جنگ ناخواسته با متجاوزین خارجی بود ولی امروز جنگ با متجاوزین داخلیست که ثروت مملکت رو به تاراج می برن و در مقابل مردم رو با زور سرنیزه مجبور به سکوت می کنن و این قیاس نابجاییست بین وضعیت اون روزها با این روزها
با نظر ناشناس موافقم و باید اضافه کنم که تمام این کارهایی که در هفت سال و اندی اخیر انجام گرفته، با برنامه و هدف مشخص نابودی ایران و تاراندن و فراری دادن و به زندان انداختن و اعدام نخبگان و میهن پرستان طراحی و به اجرا در آمده است. بنابراین ویرانی های کشور را نباید به ناکارآمدی و بی لیاقتی حکومت و حاکمیت گذاشت، بلکه اگر کارهای انجام شده سال های اخیر با دقت و ظرافت و با دید کارشناسانه آنالیز شود، فهمیدن این موضوع که هدف از انجام این کارها که با انحلال سازمان برنامه و بودجه شروع شد، چیزی جز نابودی کشور نبوده است.
اولا الان جنگي نيست كه بتونن به بهانه اون سوارمردم شن ثانيا نسل جديد بينش واگاهي بيشتري از نسل قبل داره واين حضرات نميتونن به تنهايي بخورن و امثال طباطبايي ها و رفسنجاني ها و عسگراولادي و…. به قيمت صرفه جويي كردن مردم به وجودبيان . به عبارت ساده تر قبلا فقط اون بالاييا ميخوردن الان همه سهمشونو ميخوان اينم يهجور عدالته ديگه