سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سیدمحمدخاتمی: متأسفم که بگویم نشانه ای از فضای باز برای انتخابات نمی بینم...
» تا رده پنجم دولت قبلی پرونده سازی کردند یک مدیر هم دزد نبود؛ اما امروز دزدی ها میلیاردی است

سیدمحمدخاتمی: متأسفم که بگویم نشانه ای از فضای باز برای انتخابات نمی بینم

چکیده :بعد از دولت بنده تا سطوح چهارم و پنجم براي دوستان ما پرونده سازي كردند وزرا و استانداران به كنار يك مورد بيايند بگويند چه شد؟ الحمدالله يك مدير عالی و عادي بنده دزدي و سوء استفاده نكرد اما امروز صحبت از دزدي هاي چند ميلياردي مي شود،آزادي هاي اساسي خود عامل مهم جلوگيري از فساد است. و مهمترين فساد فساد قدرت است که تحت کنترل و نظارت نباشد....


سید محمد خاتمی در جمع تعدادی از نخبگان و فعالان گرگان و گلستان گفت: براي برگزاري اين انتخابات بايد چيزهايي فراهم شود تداوم وضع فعلی نامطلوب است. امیدوارم وضع به گونه ای باشد که همه با اطمینان خاطر و اشتیاق بتوانند در انتخابات که عرصه مهم سرنوشت است حضور و شرکت داشته باشند. متأسفم که بگویم نشانه ای از پدیدآمدن این وضع را نمی بینم.

به گزارش کلمه رییس جمهور سابق کشورمان در  این دیدار با اشاره به حق مردم بر دولتها گفت: مهترين حق اين است كه هر شهروند نظام جمهوري اسلامي ارباب حكومت است نه حكومت ارباب او و  اين حق بايد تامين شود.”

در ابتدای این حاضران به بیان مطالب و پرسش های خود پرداخته و در ادامه سید محمد خاتمی ضمن خیرمقدم سخنانی ایراد نمود. متن کامل سخنان رئیس جمهوری سابق ایران را به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سید محمد خاتمی در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحيم

براي من موجب كمال خوشبختي است كه در جمع عزيزاني هستم كه از استاني آمده اند كه يكي از کانون های تمدن ايراني – اسلامي ما در گذشته بوده و امروز هم جايگاه والايي در عرصه حيات اجتماعي و معنوي دارد و انشالله آن طور كه شايسته است برنامه هايي وجود داشته باشد كه این استان بتواند نقش ممتاز خودش را در عرصه اقتصادي كشور هم عمل كند. چون استعداد هايي كه در استان هست فوق العاده است.

البته به يك معنا استان هاي شمالي ما،مازندران،گيلان،گلستان محروميت هاي توام با مظلوميت هم داشته اند چون تلقي اين بوده كه مناطق سرسبز و برخوردار هستند و واقعا كمتر به توسعه همه جانبه آن ها توجه شده، ظاهر زيباي آن ها سبب شده است به مشكلات بنيادي اين 3 استان كمتر رسيده بشود.

هيچ كس باور نمي كند كه يكي از مشكلاتي كه اين استان ها دارند مشكل آب است. با اين بارندگي و كنار دريا بودن و… کمتر به ذهن می آید كه کمبود آب از جمله مشکلات است يا نحوه بهره برداري از اراضي كشاورزي و نيز محروميت هايي كه براي توسعه صنعت در آنجا وجود داشت كه البته اصل حرف به يك معنا درست است نبايد اكوسيستم آنجا و نيز وضعيت خاص كشاورزي آنجا بهم بخورد و لي اين بدان معنا نيست كه با حذف صنعت از آنجا زمينه توسعه سريع آنجا فراهم نیاید.

به هر حال محروميت ها بوده است و مردم هم با كمال بزرگواري آن ها را تحمل كرده اند، گرچه در هر دولتي كارهايي براي آنجا شده حالا من اين دولت را خيلي خبر ندارم در دوره ما مهمترين مساله اي كه مورد نظر بود، تغيير ديدگاه بود در مورد اين 3 استان که حقیقتاً از نظر معنوي بي همتا هستند در حفظ ارزشها و مفاهيم و معاني كه در تاريخ اسلامي – ايراني ما وجود دارد.

گلستان جايگاه خودش را دارد و خوشحالم كه در جمع شما هستم.

اين جلسه مصادف شده با شهادت امام باقر(ع) كه ايشان و فرزند بزرگوارشان امام صادق (ع) در بسط و تعميق معارف اسلامي (فقط نگوئيم شيعي) واقعا نقش ممتازي داشتند به خاطر قرار گرفتنشان در موقعيت تاريخي لولائي، يعني وقتي جامعه اسلامي از يك مرحله كه دوران بني اميه است دارد مي گذرد و وارد مرحله ديگري مي شود طبعا در اين دوره ها فضائي ايجاد مي شود برای کارهای اساسی، خصوصاً در حوزه اندیشه و من همين جا عرض كنم امام باقر (ع) و بخصوص امام صادق (ع) علاوه بر جایگاه والایی که نزد شیعیان دارند، مورد احترام و توجه اهل تسنن بوده اند بخصوص اهل تسنن ايران. حتما مي دانيد كه امامان اهل تسنن به جرم علاقه مندي و طرفداري از اهل بيت دچار مشكل شده اند، زندان رفته اند شلاق خورده اند.

مي خواهم به اين نكته اشاره كنم كه همواره شيعه و سني در كنار هم بوده اند بخصوص در اين دوران ، بايد در كل جهان اسلام و منطقه اين وحدت را تبليغ بكنيم و كاري كه سبب شود جدايي احساس شود يا دشمنان از آن سوء استفاده كنند از آن بپرهیزیم.

ممكن است در ايران مشكلاتي در این زمینه باشد، ولي واقعا استان گلستان خود يك نمونه است كه چطور مي توان در كنار هم و با هم بود.

برای شيعيان و قاطبه مسلمانان اعم از شيعه و سني در پايگاه و مقام علمي و معرفتي امامان هيچ ترديدي نیست. آنها يكي از منابع اصلي فكر،فقه ومعرفت اسلامي به معناي عام كلمه بودند.

درهمين مساله اگر كار بكنيم مي توانيم زمينه هاي وحدت عملي را در دنيای اسلام تقویت بکنیم.

در این جا سؤالی را مطرح می کنم که چرا هم در اهل تسنن و هم در اهل تشيع بيشترين توجه به فقه شد؟ چرا فقه را كه در اصل يك آگاهي عمومي و وسيع و عميق نسبت به همه مسائل است خلاصه شد در استنباط احكام فرعي شرعي يا بيان آن احكام؟و چرا فقه به معني خاص كلمه که بسیار هم مهم است در صدر نشست و قدر ديد و اهتمام به ساير رشته ها ي معارف اسلامي اعتقادي يا اخلاقي و حتي مسائل عام سياسي اجتماعي کمتر بود. در اینجا از چرایی این امر صحبت نمی کنم. ولي خلاصه شدن دين اسلام به بيان احكام فرعي شرعي امر نامطلوب و ناتمام بود.

در حالی که معارف اسلام همه آفاق و حوزه های فکری، عملی، اخلاقی، سیاسی و… را در بر می گیرد و تفقه در دین توغل و غوررسی در همه این زمینه ها است،

اگر به قرآن رجوع كنيم محور كار يكي توحيد است كه خيلي روي آن تاكيد شده يكي معاد است كه زندگي پس از مرگ است و و در میانه این مبداء و مقصد نبوت خیلی مهم است و نبوت پل میان این دو سررشته ازلی و ابدی است و دین راهنمای سالکی که باید این مسیر را بپیماید. در این مسیر خيلي روي عدل تاكيد اساسی شده است. گويي توحيد و نبوت دو سر يك بستري هستند كه عبارت است از زندگي انسان در طول تاريخ و اين زندگي مطلوب بر اساس عدل بايد استوار باشد.

اولا اين عدالت چيست؟

مي خواهم در اين بحثم به مشكلي برسم كه ما امروز داريم كه حرف ما كجاست؟ وقتي مي گویيم اصلاح طلبيم چه مي خواهيم بگویيم؟ دعوايمان سر اين است كه وزيرانمان اصلاح طلب نيستند، وكيل هايمان اصلاح طلب نيستند، سخت گيري براي اصلاح طلبان مي شود اگر بخواهند كار اقتصادي بكنند يك كار فرهنگي بكنند؟ البته اينها مسائل مهمي است.

چرا بايد يك نفر به جرم اصلاح طلبي تسويه شود، محكوم شود، مورد بي احترامي قرار بگيرد؟ ولی حرف هاي ما اساسي تر از اينهاست تا نقطه تفاوتي كه وجود دارد را مشخص كنيم.

عدل يعني چه؟

ديگري مساله اخلاق است كه خيلي در اديان الهي به اخلاق توجه شده است.

احكام عدل و اخلاقي كجاي جامعه اسلامي ما و فقه ما قرار دارد؟

اولا عدالت چيست؟

عقل سالم بشري عدل را مي پسندد و ظلم را نمي پسندد.

آيا فقه ما را بي نياز از اخلاق و عدالت مي كند يا اينكه نه، خود فقه هم بايد اخلاقي و عادلانه باشد.

مرحوم شهيد مطهري مطلبي درباره عدل دارد كه من آن را بسط داده ام در مورد اخلاق. ايشان مي فرمايد عدالت در سلسله علل احكام اسلامي قرار دارد يعني وقتي يك مجتهد مي خواهد حكم بدهد همچنان كه مي رود سند و دلالت حدیث را مي بيند یا به ظاهر کتاب و سنت استناد می کند و رعايت مي كند اين را هم بايد متوجه باشد که آن چه از متن در می یابد و آنچه استنباط می کند مطابق عدل هست يا نه يعني بايد حكم اسلامي عادلانه باشد.

خود عدل مبنا است فقيه بايد بداند كه اين حكمي كه مي دهد عادلانه هست يا نه؟

مصاديق عدل در طول زمان تغيير مي كند. اخلاق هم همين طور است.

من عرض مي كنم كه آيا اين حكمي كه داده مي شود اخلاقي هست يا نه؟ یعنی اخلاق که تتمیم مکارم آن هدف بعثت پیامبر اکرم است، در سلسله علل احکام قرار می گیرد.

و نیز اصلاحات می گوید اجتهادي كه زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در آن هستند (كه امام هم فرمودند) بايد رعايت شود اگر نشود يا نشد بايد اصلاح شود به آن سو برود.

ملاك عدل چيست؟

همين حرف عام بديهي كه مورد توجه همه هست، در مورد عدل توجه کنیم: “اعطا كل ذيحق حقه – و دادن حق هر ذی حقی” صحبت اين است كه حق كجاست؟

بنده كه به اسلام و انقلاب اسلامي و حتي قانون اساسي رجوع مي كنم حقوق فقط حقوق اقتصادي نيست البته كه حقوق اقتصادي هم مهم است جامعه عادل جامعه اي است كه در آن فقر و نااميدي در زندگي نبايد باشد اما علاوه بر آن انسان در این جامعه صاحب كرامت هم هست خداوند او را آزاد آفريده است او حاكم بر سرنوشت خودش هم هست و عدل، رعایت همه این ها است اينجا دو دیدگاه پيدا مي شود؟ يكی مي گويد اصلا انسان جاي خدا را تنگ مي كند بايد توي سر او زد و محدودش كرد بايد به او از هر جهت فشار وارد کرد تا جای خدا باز شود در حاليكه ما مي گوئيم همين خدا اين انسان را آزاد و اندیشمند و صاحب کرامت آفریده و خواسته است.

مگر در قانون اساسي ما اصل طلائي 56 نيامده كه حاكم مطلق بر آسمان و زمان همه چيز خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خود حاكم گردانيده است و هيچ كس نمي تواند اين حق را از او بگيرد اگر اين طور است آزادي به معني واقعي كلمه عين عدل است.

محدود كردن آزادي هاي اساسي (نه آزادي به معنی ولنگاري و آنهايي كه ضد اخلاق و ضد مسلم شرع است) خلاف است. من مي خواهم نماينده ام و شغلم را خودم انتخاب كنم. و نيز حكومت موظف است امكاناتي كه به دستش سپرده اند را به صورت مساوي و عادلانه در اختيار تك تك افراد بگذارد.

حق هر شهروند است كه محروم نباشد و وظيفه حكومت است كه بيايد و رفع محروميت كند در جامعه. حق همه افراد است كه زندگي مناسبي در جامعه داشته باشند و از امنيت برخوردار باشند و زندگي آبرومند داشته باشند وظيفه دولت است که زمینه همه این ها را فراهم بكند هم فقر معنوي و هم مادي ظلم است اگر در جامعه باشد بايد از بين برود و مهترين حق اين است كه هر شهروند نظام جمهوري اسلامي ارباب حكومت است نه حكومت ارباب او و اين حق بايد تامين شود.

چرا در باره انتخابات آزاد و غیر کانالیزه صحبت می‌شود

اينكه اينقدر روي انتخابات آزاد و كاناليزه نشده صحبت می شود با توجه به همین دیدگاه است. ممكن است اصلا تقلبی هم نباشد، ولی انتخابات طوری كاناليزه شود كه بخش قابل توجهي از جامعه نتواند نظرش را ابراز كند و همه جريانات كانديدا نداشته باشند یا در معرفی و دفاع از نامزدها و برنامه های خود آزاد نباشند. اين تقلب نيست ولي محدود كردن حق انسانهاست.

این اسلام نیست

اينها حرف هاي اصلاح طلبان است مي گويند اسلامی که در انقلاب ما بود، اسلامي كه امام گفت اين اسلام مي تواند نجات دهد و نه اسلامي كه مي گويد مردم هيچ حقي ندارند راي مردم تشريفاتي است و بسط يد يعني داشتن قوه نظامي امنيتي قضائي در جامعه. ما مي گوئيم در اسلامي كه ما مي گوییم بسط يد يعني رضايت مردم.

معتقدم جرياني در جامعه وجود دارد سعي هم مي كند كه همه امکانات را هم بدست بگيرد وگفتمان غالب شود كه اينها را قبول ندارد ببينيد اختلاف كجاست؟ حالا هم مي گوئيم انتخابات درست و با رعایت حقوقی که همه دارند باشد، هر كسي مي خواهد بيايد و هر چه مردم راي دادند همه آن را مي پذيرند.

بايد زمينه اي براي اعمال حق مردم فراهم آيد

انتخابات مطلوب ضوابط خاص خود را دارد. در تعيين صلاحيت ها بدون جهت گیری خاص، در برگزاري درست انتخابات، در عدم دخالت تشكيلاتي كه حق دخالت در انتخابات و حتی سیاست را ندارد، تشکیلاتی که قدرت دارند ولي مسئوليت ندارند و مي توانند جهت را عوض كنند اينها نباشد چنین انتخاباتی مصداق عدالت است.

بايد زمينه اي براي اعمال حق مردم فراهم آيد و راه برون رفت از مشكلات هم همين است اگر مردم بااشتياق باشند و در صحنه بودند خیلی از مشکلات حل می شود تعارف كه نداريم مردم بايد با دلشان بیایند بايد اعتماد داشته باشند اميد به آينده داشته باشند بايد احساس كنند برايشان خدمت مي شود آن وقت اشتیاق و حضور مشتاقانه هم خواهد بود و مملكت آسيب نمي بيند.

 

اگر واقعا شرایط فراهم شد که مردم با اشتياق بیایند اولا زمينه اي براي تهديدهاي عظيم و دشمني هاي كه مي شود و خطراتي كه هست از میان می رود يا اثر تهدید کم می شود اگر عاقلانه رفتار شود و منافع كل كشور در نظر گرفته شود تهدیدها رفع یا کم می شود. نمي خواهم بگويم در مدیریت سوء نيت بوده مي گويم عمل عمل غلطي بوده. در سياست خارجي و سياست اقتصادي و اجتماعي و…

اگر 600 ميليارد دلار را درست مصرف مي كرديم

اگر 600 ميليارد دلار را درست مصرف مي كرديم وارداتمان زيادتر نمي شد اتكاء بودجه مان به نفت بيشتر نمي شد امروز وقتي نفت ما را هدف قرار مي دهند براي اينكه منبع در آمدي ما را بزنند و نیز مبادلات ما را که روز به روز به واردات وابسته تر شده ایم. معلوم است اين تحريم در اين وضعيت اثر مخرب تري دارد.

دشمن خارجي قطعا هست و هر كاري هم بتواند مي كند وكرده است ولي مردم می گویند با تدبير و عقلانيت مي شد جلوي برخي از آنها را گرفت. مي شد تهديدها را كم اثر تر كرد.

اصلاحات يعني عقلانيت درست ،نيت خوب كافي نيست بايد عقلانيت باشد و بعد اتكاء به مردم و در نتیجه اعتماد متقابل که جلو پدید آمدن مشکلات را می گیرد و اگر پدید آمد آن را به هزینه کمتر حل می کند.

البته بی اعتمادی میان مردم و حکومت و میان مردم با یکدیگر یک مصیبت است، ولی آن چه خطرناک تر است احساس ناامنی و بی اعتمادی است که اگر پدید آمد حتی اگر امنیت هم باشد مشکل ایجاد می کند.

تداوم وضع فعلی نا مطلوب است

وقتی نمی گذارند بیایید آمدن معنی ندارد

بخش قابل توجهي از مردم امروز گلايه دارند بايد آنها را رفع کرد. بارها گفته ام گذشته را مي توان نديد ولي بايد آينده را درست ديد. بايد بتوانيم انتخابات آزاد با حضور همه قشرها داشته باشيم و برگزار كنيم. براي برگزاري اين انتخابات بايد چيزهايي فراهم شود تداوم وضع فعلی نامطلوب است. وقتي همه راهها را بسته اند چگونه بخش هایی که راه را بر آن بسته اند می توانند شرکت کنند؟ وقتی نمی گذارند بیایید آمدن معنی ندارد.

 متاسفم …

امیدوارم وضع به گونه ای باشد که همه با اطمینان خاطر و اشتیاق بتوانند در انتخابات که عرصه مهم سرنوشت است حضور و شرکت داشته باشند. متأسفم که بگویم نشانه ای از پدیدآمدن این وضع را نمی بینم.

ما اصول و آرمان ها و شعارهايمان را كنار نمي گذاريم چون به آن اعتقاد داريم و راه بهبود اوضاع کشور و وضع و حال مردم را آن ها می دانیم و در برابر خدا و خلق خدا هم مسؤول هستیم. البته تأمین مصلحت کشور و مردم و گذر از بحران و هوشیاری در برابر تهدیدات بیگانه و رفتن به سوی انسجام هم از محورهای مورد اعتقاد و عمل ما است.

رفتارهایی که مردم را از اسلام زده می‌کند

اصلاحات اصل نظام و قانون اساسي را قبول دارد بر حفظ تماميت ارضي كشور پا می فشارد با براندازی هم مخالف است و در عین حال حق، حرمت، کرامت و آزادی مردم و شهروندان را هم پاس می دارد و معتقد است که عقلانیت و تدبیر صحیح هم برای اداره کشور لازم است.

نبايد به خاطر بعضي رفتارها و سياست ها كاري كنيم جوانان ما از اسلام زده شوند.

 مهمترین فساد فساد قدرت است

بعد از دولت بنده تا سطوح چهارم و پنجم براي دوستان ما پرونده سازي كردند وزرا و استانداران به كنار يك مورد بيايند بگويند چه شد؟ الحمدالله يك مدير عالی و عادي بنده دزدي و سوء استفاده نكرد اما امروز صحبت از دزدي هاي چند ميلياردي مي شود،آزادي هاي اساسي خود عامل مهم جلوگيري از فساد است. و مهمترين فساد فساد قدرت است که تحت کنترل و نظارت نباشد.

آزادي بيان، انديشه، نقد، حضور در عرصه انتخابات آزاد و رأي و… حرف هايي است كه ما مي زنيم و می خواهیم و راه عبور از مشکلات هم همین است.

واقعا دلم براي نظام و انقلاب و جامعه مي سوزد ان شاء الله خدا كمك كند آرمان هايي كه انقلاب ما داشت خواست هايی که مردم داشتند و دارند برآورده شود.

ما فضائي مي خواهيم كه بتوانيم حرف بزنيم و صحبت كنيم.

باران براي اين بود كه بحث كنيم و صحبت و حتي راه حل ها يي كه داريم به حكومت عرضه بداريم حالا باران هم ديگر ابري ندارد كه ببارد ثانيا همین فعالیت نزدیک به صفرش هم چندان مطلوب مسؤولان نیست. می خواستیم بخش رسمی پژوهشی داشته باشیم برای تفکر و تربیت نیرو که به ما اجازه ندادند و بسیاری از احزاب رسماً یا عملاً ممنوع شدند. تشکل های مستقل تعطیل یا با محدودیت مواجه شده اند. و بخش قابل توجهی از نیروهای کارآمد و امتحان داده هم در بند هستند.

حکومت بيايد اين فضا را عوض كند بعد هركسي خواست حكومت كند واقعا براي ما مهم نيست.

در ابتداي اين ديدار حاضرين در جلسه به بيان ديدگاهها و نظرات خويش پرداختند:

از گلستان آمده ايم تا بيعتي مجدد با ذخيره ها و ارزش هاي نظام جمهوري اسلامي داشته باشيم.

قرائت صحيح شما از انديشه هاي امام و اسلام ناب محمدي در دوم خرداد توانست بعد از رحلت حضرت امام خميني اين مجموعه را گرد هم بياورد.

ما به امام و انقلاب و قانون اساسی و آرمان های والای انقلابی پای بندیم و اصلاحات را راه برون رفت از تنگناها و معضلات می دانیم.

توقع مجموعه اين است بزرگان ما در صحنه باشندهر چند ظلمي كه بر ما رفت قابل گذشت نيست مگر آنها جبران شود.

بايد خدمات ارزشمندي كه در دوران اصلاحات و در مقابل جفاهایی که به شما و دولت شما شد برای مردم بیشتر بيان كنيد.

امروز از دین و ارزش های دینی برای توجیه بعضی سیاست ها و رفتارهایی که احیاناً غلط است سوء استفاده می شود، در حالی که آقاي خاتمي هيچ گاه از واژه هاي ديني براي امور روزمره و توجیه امور استفاده نمي كرد.

گفتگوي تمدن ها در دنيا صدا كرد و باعث بالابردن آبروي ايران شد.

همچنين مطالبی درخصوص مسائل گوناگون اقتصادي و سياسي و اجتماعي كشور و انتخابات پيش رو توسط حاضران بیان شد.


20 پاسخ به “سیدمحمدخاتمی: متأسفم که بگویم نشانه ای از فضای باز برای انتخابات نمی بینم”

  1. رزمنده سابق گفت:

    گوی و گزیده گوی چون دُر// تا ز اندک تو جهان شود پُربفرمائید بروید رای دهید. واسلام

  2. Alimohmad_d گفت:

     این یعنی اینکه ، 8 سال دیگه باید نظاره گر دولتی کودتاگر از قبلی باشیم.
    آره دیگه ، خوب می کنی خاتمی نیا؟!!مگه همین مردم نیست انواع انگ و تهمت رو به تو و دوستانت زدن!!
    دوباره میایی این مردم نمک نشناس دوباره چهارتا چیز بارت میکنن و میرن یه دیکتاتور رو بر سر کار میارن چون مردم ایران عاشق دیکتاتور ها هستن ، این رو تاریخ اثبات کرده.مردم ایران با امثال صادقین و پاکان سر سازگاری ندارن!!
    دزد میخوان ، دروغگو میخوان ، سید اگه میتونی دروغ بگی تو هم بیا بشو رئیس جمهور بعد ببین چطور مردم بی بخار پشتت در میان؟!
    همش فقط حرف میزنن!؟!عرب ها رو مسخره میکنن در صورتی که اعراب هم انقلاب کردن!!
    اعراب ها رو مسخره می کنن و در صورتی که یک کدومشون عرضه یه شهروند سوری رو نداره.که زیر خمپاره های خوشه ای ایستاده !!!
    بعد ما یه دوتا تیر خوردیم رفتیم نشستیم توی خونه ها و راجع اعراب و عقب ماندگیشان در این سایت و آن سایت اظهار فضل میکنیم!!!
    فقط بلد بگن ما از نسل کورش هستیم و از این حرفا ، واقعا اگر کوروش شما هم همینگونه بوده پس حق بدهید که اعراب هم شما را دست بندازن و مسخره تان کنن.
    ایران تا بود و هست باید زیر بار ظلم باشه ، چون خوبی به این مردم نرخ روز خور نیومد!!

  3. ناجی گفت:

    با سلام 
    آقای خاتمی
    ما ز یاران چشم یاری داشتیم            خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
    تا درخت دوستی کی بر دهد            حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
    گفتگو آیین درویشی نبود                  ور نه با تو ماجراها داشتیم
    موفق باشید

  4. Javid گفت:

    سید سخن بگو
                         ازدردها
                                    اززخمها
                                                مارا امین بدان در رازها در یادها
                                                                                           ایران کنار توست در روزهای سخت
    مگذر کنون تو…
     
    یه دفعه یاد ادبیات توو میر افتادم ومقایسش با ادبیات بعضی ها.

    راستی تابه حال قطعنامهدون رو به زبون آوردی؟

  5. Bidziba گفت:

    « … و مهمترین فساد فساد قدرت است که تحت کنترل و نظارت نباشد.» منظور از جمله فوق حکومت تک نفره و مطلق خامنه ای است؟ اگرچنین است دیگر شانسی برای اصلاحات نیست. نظام دارای ولایت فقیه است. ولی فقیه هم یعنی امام و مردم در این نظام یعنی امت! و… 
    راستی آقای خاتمی بسیار محترم! از سی و سه سال نصیحت کردن خسته نشده اید؟ منکه دیگر رمق نصیحت شنیدن ندارم. وانگهی انتخاب خود شما هم ناعادلانه بود. زیرا شما شرایط از فیلتر درآمدن را داشتید و مردم نداشتند. من هم زنم، و نظام اسلامیتان از همان بدو تولدم زده روی سرم. نظام مورد اعتقاد شما به من اجازه نمیده رئیس جمهور شوم مگر نه؟ راستی آقای خاتمی از چی دفاع میکنید؟ 

  6. Allen Milani گفت:

    ^^^^^^^^^^^^^VVVVVVVVVVVVVV^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
     
    مردم به این نتیجه رسیده اند که با ولایت فقیه مملکت را نمی شود اداره کرده.
    با این اختیارات بی حساب و عدم مسئولیت پذیری رهبر نمی شود مملکت را اداره کرد.
    ایشان اگر می خواهند شاه مستبد باشند باید مسئولیت پذیر هم باشند.
    قانون اساسی باید تغییر پیدا کند.
    دین و سیاست باید در جایگاه خودشان قرار گیرد.
    مردم باید آزاد باشند که انتقاد کنند.
    زندانی سیاسی اصلا بی معناست.
    اینها خواسته های عموم ملت است
     
    Thank You…v
    Very Well Said…v
    There…. Right Here…. These words can be the Basis for the New Constitution…v
    Velayat…??? This is stupidest I have ever heard…v
    Specially for running a Country….!!!!v
     
    Allen…v

  7. NULL گفت:

    ای سید بزرگوار به ما بگو تو کی قراره مشخص، رک و صریح حرف بزنی؟
    لابد وقتی که دیگر از گربه ایران ما نشانی نمانده باشد؟
    لابد وفتی که ایران عزیز ما به سرنوشت لیبی، سوریه و عراق دچار شود؟
    لابد وفتی که آخرالزمان باشد؟
    کی؟!

  8. Hedpar گفت:

     سید کمک کن

  9. محمد گفت:

    1)  اقای خاتمی بداند-البته میداند ولی دلش قرص نیست! – قانون اساسی یک اساس بیشتر ندارد! ” ولایت ….. ” با اختیارات مطلقه! دیگر اصول  در  قبال این اصل بی اصالت  باد هوا است  و  دود در اسمان!  2) باید خیال خود را  راحت کنیم  و دندان طمع  را  از بیخ  برکنیم!  که: هرگز در چارچوب  یک قانون ظالمانه نمیتوان مشارکت کرد! و شراکت با چنین قانونی  نیز  میشود ظالمانه !! یا حداقل  مشارکت  و  معاونت  در  ظلم! ان هم در صورتی  که  علم داریم  ، قطع  داریم  که  این قانون  و  این قدرت فرا قانون!  محدود  و  پاسخگو  نمیشود!  این  دست  گدایی  را  باید برای همیشه پس کشیم!   

    • محمد گفت:

      دوستان عزیز کلمه ، مدیر محترم ! ، حذف و سانسور اندیشه ی  مناسب برای سبزها نیست! مگر اینکه یک واژه مستحجن  یا  خلاف اخلاق و اداب  باشد! لفظ “جائره” یک واژه ی فقهی است ! که برای ظالمان به کار میرود! اگر اثار قدما از فقهاء را  ملاحضه کنید از این کلمه بطور شایع استفاده میکنند!  به  امید روزی که همه ی ما فارغ البال  و  بدون ذهنیت  اندیشه  را  پاس  بداریم! 

  10. M_pour21 گفت:

    آنچه مسلم است دردوره خاتمي خدمات بزرگي صورت گرفت. ازنظر فرهنگي ونشر وانتشار كتاب، ساختن فيلم،رشداميد به زندگي دربين مردم بخصوص جوانان، بهبود روابط خارجي،دور كردن تهديدها ازكشور،وافشاي قتل هاي زنجيره اي و…. اما آنچه نمي توان ناديده گرفت ايشان و مجموعه اش برنامه ي مدون وحساب شده شايد نداشتند.چون دربرابر كوچك ترين مانعي توقف مي كردند .البته مي دانم كه برخي درانجام اصلاحات به حركت لاك پشتي معتقدند كه درموقع خطر درلاكش فرورود وبعد حركت كند هرچند آرام ومطمئن.
    دردوره خاتمي كه مسئول ستاد درشهرستان بودم خود ودوستانمان در طول 8 سال بخصوص 4 سال دوم  زجر ديديم ورنج كشيديم. چون هنوز برخي تندروان ضداصلاحات بخصوص درشهرستانها حاكميت داشتند. با دوستان مي گفتم: گويي دوره ي قاجار است كه قدرت شاه به دليل نداشتن امكانات ،محدود به تهران شده باشد.
    كوتاه سخن اين كه اگر خاتمي وشخص ديگري از گروه اصلاح طلبان قرار باشد بيايد بايستي مواضع وبرنامه مشخص داشته باشند و ان را دراختيار مردم قرار دهند. اگر كمي منصف باشيم خواسته هاي مردم كمتر لحاظ شده ومي شود.
    به نظرم اصلاح طلبان با اين شرايط نيايند بهتر است. احتمالا هم راي نياورند چون بخشي ازحاميان اصلاحات خسته شده اند.
    ا

  11. علی گفت:

    اقای خاتمی من برای شما احترام قا ئل هستم .اما تا شما ها و همه اصلاح طلبان گوشه چشمی به این ولایت مطلقه زور و جهل داشته باشید پاشنه در بر همین منوال خواهد چر خید . این حکو مت قشری و خا نوادگی و این ولایت با این همه اختیار و ارگان های مصادره شده و سرکوب که در اختیار دارد متا سفانه فقط روزی از میدان به در خواهد رفت که نه دین و نه کشور و نه ایمان برای مردم مانده باشد و ان روز روز نابودی این ها و خسارت های جانی و مالی و برای مردم و کشور خواهد بود 

  12. محمد گفت:

    اقای خا منه ای با اندیشه های….. و مستبدانه و با دارو دسته رانت خور ….
    دارد منطقه ما را و کشور ما را به اشوب می کشاند . امروز سر کوبگری اسد به پشتیبانی خا منه ای  و دلار های نفتی بی حساب و کتاب ما می رود تا به یک جنگ شیعه سنی و عرب فارس و از سوی دیگر دخا لت غربی ها
    و اسرا ئیل تبدیل شود که اتش این نا بخردی  منطقه را شعله ور خواهد کرد که تا سالیان سال برادر کشی و نفرت و کینه هیزم ان خواهد بود  و روشن است که بازنده اصلی در پایان ما خواهیم بود و در این بازندگی و شکست که نشانه های ان از هم اکنون پیدا است ما نند محا صره اقتصادی سیاسی نظا می  که از سر بی خردی رهبر و رهبران نادان ما دچار ان شده ایم پایانی غم انگیز برای مردم منطقه و به خصوص کشور ما خواهد داشت . غربی ها می دانند که مستبدین در منطقه با استبداد خودشان چاه برای خودشان دارند می کنند و ان ها اماده می شوند و مدرک جمع می کنند تا سر بزنگاه بهانه تیر خلاس را برای شلیک داشته باشند .. اگر خا منه ای همین امروز به فکر چاره نباشد فردا بسیار دیر است . البته چاره این نیست که نخبگان سیاسی را زندان و سر کوب کند و به غربی ها   امتیاز بدهد . چاره همان بود که دولت اصلا حات ( هرچند ضعیف) با مردم  داخل مدارا و ازادی های انسانی ان ها را تا اندکی به  ان ها بر گرداند ه بود  و در بیرون با تعا مل و منطق و گفتمان و بده بستان و استفاده از شرایط سیاسی و اقتصادی منطقه به نفع کشور و حتی انقلاب گام برمی داشت . که این شرایط را اصول گرایان بی اصول و قدرت طلبان و رانت خواران و اختلاس کنند گان  و قشر یون حاکم بر نتا فتند با زور و فریب عوام  ان را زمین گیر کردند  . نتیجه این شد که امروز گرفتارش شده ایم و هیچ کس هم حاضر نیست این بد بختی ها و گرفتاریها را پزیرد . دارو دسته خا منه ای به گردن احمدی نزاد می اندازند و دارو دسته
     احمدی نژاد می گویند همه با هم خراب کاری کردیم حالا هم در گل گیر کرده اند و باید به راه کج خودشان به پیش بروند تا سقوط کنند محمد .مشهد کار شناس علوم اجتما عی

  13. iliya33 گفت:

    راستی نمی دونم آقای خاتمی کجاست که هر روز یه مصاحبه یا سخنرانی میکنه و بیانیه می ده و حکومت هم دستگیرش نمی کنه ؟؟؟ عجیبه ها !!!!!

    • ناشناس گفت:

      آخه یکی به میخ یکی به نعل که گرفتن نداره هر وقت عزم رو راستی با مردم رو کرد اون موقع وقتشه

  14. Hjoorsara گفت:

    دیگر کار ازین حرفها گذشته.ظاهرا بالاجبار تکلیف ما دست خارجی هاست.

  15. Rambod گفت:

    آقای سیدممدخان آقای میرحسین که جوانیش و پیریش رو وقف مردم کرد گفت بهت بگم ما رو بی خیال تو چند پهلو حرف بزن و روزگار بگذرون. 2 ملیون رایی هم که آورده بودی که مهم نیست

  16. Reza گفت:

    حالا ما این جا نظر میدیم تو این سایت اقای خاتمی . موسوی می خونند ؟ 

  17. محمد مشهد گفت:

    عادل تر از خا منه ای در جهان نیست !!!!!!!!!1. اصلا ولایت مطلقه هر کار بکند عدل است سر کوب شکنجه و دروغ توه فریب عوام و.. همه عدل است  !!!!!!!!1

  18. Bidziba گفت:

    بلی آزاد عزیز متن را خوانده ام. ۳۳ سال است که ازاین متن ها میخوانم و گوش میدهم. حرف زیاد و عمل صفر! و اما چه کار کرده ام؟ همراه مسلمین ۳۳ سال پیش انقلاب کردم. بعد از ظهور این جماعت به علت دیدن افتضاح انقلاب، ساکت ننشستم. آنها هم از دانشگاه اخراجم کردند و هم از سر کارم. ۱۱ بار به جرم کفش کتانی پوشیدن و جوان بودن در خیابانها دستگیرم کردند! بعد که دیدم حتی نمیتوانم در خیابان بدون دلهره راه بروم، شانس تحصیل و کار کردن را نیز از من گرفته اند، فرار کردم به خارج و… یادم میاید که روزی به یکی از آن ملاهای پاکسازی کن گفتم: شما که همه چیز را از من گرفتید، نان مرا بریدید! به نظرتان از این به بعد چگونه امرار معاش کنم؟ گفت:شما شرتان را از سر ما ککم کنید، بقیه اش با خودتان! گفتم فاحشگی را مناسب حالم میدانید حضرت آیت الله؟ بلی دوست گرامی من از آن نسلی هستم که برای آرمان های خامش خیلی کارها کرد. فقط شهید نشدم. شاید هم جرم من همین باشد!
    باری من از همان موقع شدم ضد نظام و فهمیدم که مشکل در ریشه درخت است. دیدم با عوض کردن آدم ها و زدن شاخ و برگ ها، چیزی عوض نمیشود. نمونه اش خود آقای خاتمی است که من شخصا خیلی هم نسبت به ایشان ارادت دارم. آیا توانست در زمان ریاست جمهوریش چیزی را تغییر دهد و بنیان آزادی را برای ما به یادگار بگذارد؟ پس بسیار شگفت آور است وقتی که ایشان هنوز هم از حفظ نظام سخن میگوید و بستگانشان حتی میگویند: اگر روزی مشاهده کنند که دیگر هیچ امیدی به این نظام نیست، میروند گوشه ای می نشینند و سکوت میکنند و در جهت براندازی این رژیم مخوف هیچ کاری نمیکنند! شگفتا که این ملاها چگونه از هم لباسی های خود دفاع میکنند و البته میدانند که فقط در چهارچوب این نظام میتوانند آقا باشند و آقایی کنند. آنها میدانند که تاریخ یک بار به سود آنها عمل کرد و شاید دیگر هیچ گاه تکرار نشود، با کارهای هولناکی که انجام داده اند، هیچگاه، هیچ گاه!