۴۰ ماه پس از خطبه های ۲۹ خرداد: رییس قوه قضاییه هم بالاخره احمدی نژاد را به کذبگویی متهم کرد
چکیده :من از قرائتها و تفسیرهای شما انگشت به دهان میمانم... تعجب در این است که چرا در مقابل قانون اساسی ایستادهاید و با فرافکنی علیه قوای دیگر از پذیرش آن شانه خالی میکنید. نمیشود انسان خود برای خود وظایف و اختیاراتی تخیّل کند و بعد هم به دنبال آن راه بیفتد. اینجانب حسب وظیفهای که براساس قانون اساسی دارم و از جمله آن صیانت از استقلال قوه قضاییه و اداره مقتدرانه آن است، قاطعانه از هرگونه حرکت تعدّیگونه و دخالت نابجا ممانعت خواهم کرد. ...
درست ۴۰ ماه پس از اینکه رهبری در اولین خطبه نماز جمعه پس از انتخابات با الفاظ شدید کاندیداهای انتخاباتی را خطاب و آنها را عتاب کردند که چرا به رییس دولت نسبت های زشت و ناروایی چون دروغگویی را منتسب کردند، اینبار و پس از اینکه ماهها حامیان رهبری اتهاماتی به مراتب سنگین تر را متوجه احمدی نژاد نمودند، رییس قوه مقننه نیز دست به قلم برد و در جایجای نامه ای که به احمدی نژاد نوشت وی را به خلاف واقع گویی و کذب گویی متهم کرد تا بر یکی دیگر از سخنان بصیرانه منتقدان وضع جاری کشور از زبان مسوولان کنونی صحه گذاشته شود.
به گزارش کلمه این نامه در واکنش به نامه قبلی محمود احمدی نژاد به رییس قوه قضاییه نگاشته شده است که متن کامل آن به نقل از اداره کل روابط عمومی و تشریفات قوه قضاییه منتشر کرده اند، بدین شرح است:
دکتر محمود احمدینژاد
رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران
بعد از سلام، نامه مورخه 1/8/91 شما را همزمان با انتشار آن در رسانهها، دریافت نمودم. بسیار متأسّفم که در شرایط خاص کنونی و پس از رهنمودهای مقام معظم رهبری دائر بر ضرورت حفظ آرامش و وحدت و توجه به مشکلات مردم، شاهد چنین مکاتبات رسانهای هستیم. از باب انجام وظیفه و تنویر افکار عمومی و دفاع از قانون اساسی و حقوق عامه و جلوگیری از انحرافات و قانونگریزیها ناچار از توضیحات زیر میباشم و همانطور که در نامه محرمانه گفتهام: این سطور را مینگارم تا در ذاکره تاریخ بماند.
1 – مدّت مدیدی است که در مقابل حملات غیرمنطقی و غیرقانونی و نسبتهای خلاف واقع شما به قوه قضائیه و مسئولان آن، سکوت اختیار کردهام. مبنای این سکوت رعایت مصالح نظام و تبعیّت از فرامین مقام معظم رهبری در عدم تقابل مسئولان و خصوصاً سران قواست. لذا پاسخ نامه اوّل را به صورت «خیلی محرمانه» ارسال داشتم تا این مصلحت اهم را رعایت کرده باشم. متأسفانه شما به بهانه «حقوق اساسی ملت» نامه دومتان را نیز رسانهای کردهاید که علاوه بر سخنان نادرست، نسبتهای ناروا و خلاف واقع بسیاری در آن مطرح کردهاید. سکوت بر این نسبتهای خلاف واقع ممکن است پارهای اذهان را ره زند که شاید واقع امر همین است که میگویید.
2 – مبنای باطلی که تقریباً اکثر دعاوی شما بر آن استوار گشته، باید مورد مداقّه قرار گیرد و واضح گردد که چگونه نه فقط در مورد آن اشتباه کردهاید بلکه متعمدانه علیرغم همه تصریحات قانون اساسی و تفسیرهای روشن شورای محترم نگهبان بر آن پای میفشرید و برای دیگران خط کشیهای نادرستی ترسیم مینمایید و همه را متهم به تجاوز به حقوق خود مینمایید. حکایت شما حکایت سلطانی است که اموال و املاک مردم را غاصبانه تصرف کرده بود و به ملک خود منضم ساخته بود و به همه میگفت چرا رعایت ملک سلطان نمیکنید!!
3 – گفتهاید «براساس اصل 113 قانون اساسی رئیس جمهوری مجری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است». و قاعدتاً معتقدید معنای آن اجرای قانون اساسی در همه حیطههاست.
آیا واقعاً با خود نیندیشیدهاید که اگر این فهم از قانون اساسی درست باشد، پس معنای تفکیک قوا و استقلال آنها که در اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی بر آن تنصیص شده است، چه خواهد بود.
برای تنویر خاطر حضرتعالی نصّ اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی را میآورم:
«قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از قوه مقنّنه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امّت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال میگردد. این قوا مستقل از یکدیگرند».
اگر بنا به فهم شما از اصل 113، رئیسجمهور مجری قانونی اساسی است و معنایش هم این است که همه نهادها و دستگاهها و قوای مذکور در قانون اساسی مشمول این اجرا میگردند، بفرمایید معنای استقلال قوا از یکدیگر چیست؟
علاوه بر نکته فوق، نگاهی به صدر اصل یکصد و پنجاه و ششم بیندازید: «قوه قضاییه، قوهای است مستقل که…». اگر بنا باشد «مجری» قانون اساسی در قوه قضاییه هم رئیسجمهور باشد، این استقلال چه معنایی دارد؟!
4 – در اصل یکصد و پنجاه و هفتم قانون اساسی آمده است:
«به منظور انجام مسئولیّتهای قوه قضاییه در کلیّه امور قضایی و اداری و اجرایی، مقام رهبری یک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبّر را برای مدّت پنج سال به عنوان رئیس قوّه قضاییه تعیین مینماید که عالیترین مقام قوّه قضاییه است».
نصّ این اصل که اجرای مسئولیتهای قوه قضاییه را به عهده رئیس قوه قضاییه گذاشته است جایی برای «مجری» دیگری باقی نمیگذارد.
5 – اینجانب به همراه اکثریت قریب به اتفاق اعضای محترم شورای نگهبان که مسئولیت تفسیر قانون اساسی را بعهده دارند و داستان آن خواهد آمد، معتقدیم تفسیر مسئولیت اجرا و تعمیم آن به همه قوا آنگونه که شما معتقدید، خطاست. با این وجود بفرمایید به چه منطقی اینجانب باید به فهم شما از قانون اساسی تمکین کنم؟! صورت مسأله روشن است: رئیس دو قوه دو برداشت مختلف از قانون اساسی دارند: بنده حیطه «مسئولیت اجرا» را منحصر در قوه مجریه میدانم(به قرینه همه آنچه آوردم) و شما آن را عام و شامل همه قوا و دستگاهها(حسب ظاهر نامه ارسالی و پارهای سخنان جسته و گریخته دیگر)، و فعلاً فارغ از صحت ادله و استدلالات، به چه دلیل باید به نظریّهای که آن را صددرصد خطا میدانم تمکین کنم و برای شما در امور اجرایی قوه قضاییه و یا نظارت بر آن حقی و شأنی قائل باشم؟!
6 – اگر به هر دلیل بین رؤسای قوا و مسئولین در فهم قانون اساسی اختلافی روی داد، به صراحت قانون اساسی، مرجع رسمی تفسیر قانون اساسی که فصلالخطاب در این امور خواهد بود، شورای محترم نگهبان است.
شورای محترم نگهبان در رأی تفسیری موّرخ 12/4/91 خود به روشنی آورده است که رئیسجمهور بر اساس اصل 113، حق نظارت بر اجرای قانون اساسی ندارد. اکنون بفرمایید چرا و به چه مجوّزی به خود حق میدهید در مقابل رأی تفسیری شورای نگهبان تمکین ننمایید.
براساس اصل نود و هشتم قانون اساسی: «تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است که با تصویب سهچهارم آنان انجام میشود.»
7 – شما حتماً به نظریه تفسیری اخیر شورای نگهبان واقفید. تعجب در این است که چرا در مقابل قانون اساسی ایستادهاید و با فرافکنی علیه قوای دیگر از پذیرش آن شانه خالی میکنید. برای تذکّر مجدد به حضرتعالی و برای اطلاع عموم مردم شریفمان متن تفسیر شورای محترم نگهبان را در اینجا میآورم:
نظر شورای نگهبان
« عطف به نامه شماره 46909/31/91 مورخ 17/3/1391، مبنی بر اظهارنظر تفسیری در خصوص اصل 113 قانون اساسی، موضوع در جلسه مورخ 31/3/1391 شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و نظر شورا به شرح زیر اعلام میگردد:
1- مستفاد از اصول متعدد قانون اساسی آن است که مقصود از مسئولیت اجرا در اصل 113 قانون اساسی، امری غیر از نظارت بر اجرای قانون اساسی است.
2- مسئولیت رئیسجمهور در اصل 113 شامل مواردی نمیشود که قانون اساسی تشخیص، برداشت، نوع و کیفیت اعمال اختیارات و وظایفی را به عهده مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه و هر مقام و دستگاه دیگری که قانون اساسی به آنها اختیار یا وظیفهای محول نموده است.
3- در مواردی که به موجب قانون اساسی رئیسجمهور حق نظارت و مسئولیت اجرا ندارد، حق ایجاد هیچگونه تشکیلاتی را هم ندارد».
این تفسیر علاوه بر اینکه صراحتاً نظارت رئیسجمهور را به حسب اصل 113، نفی میکند، مسئولیت وی را نیز در حیطه وظایف مذکور در قانون اساسی برای دیگر قوا و دستگاهها و نهادها منتفی میداند.
8 – جناب رئیسجمهور؛ آیا واقعاً دغدغه شما، صیانت از حقوق اساسی مردم است؟ در این صورت باید به قانون اساسی که سند حقوق اساسی مردم است احترام بگذارید و در موارد اختلاف، به داوری که خود قانون اساسی تعیین کرده، تمکین کنید نه اینکه همواره فراتر از اختیارات مذکور در قانون اساسی، و با تفسیری شخصی، نسبت به سایر قوا مدعی شوید و بیجهت و بدون دلیل، موجب تنش در جامعه گردید، و خوراک تبلیغاتی برای معاندین و دشمنان انقلاب فراهم آوردید.
9- در بند سوم نامه در پاسخ این جمله بنده که نباید قبل از استیذان از قوه قضاییه، نسبت به سرکشی به زندانها برنامهریزی میکردید، آوردهاید: «باید یادآور شوم که در اصول قانون اساسی، لزوم اجازه یا موافقت و یا مصلحتاندیشی قوه قضائیه در اجرای وظایف قانونی رئیس جمهوری پیشبینی نشده است».
البته و صد البته کبرای این سخن درست است و کسی را در آن تردیدی نیست. تمام سخن در تطبیق نادرست شماست. در اصول قانون اساسی ننوشتهاند که آقای رئیسجمهور هرگاه اراده کرد میتواند به زندانها برود و با هر زندانی صحبت کند و در هر دادگاهی ولو غیرعلنی حضور پیدا کند.
سخن ما با شما این است: مسئولیت اجرای رئیسجمهور محدود و منحصر به قوه مجریه است و البته همچون سایر سران قوا پارهای وظایف خاص دیگر هم دارد که درحدّ قانون اساسی معتبر است همچون ریاست شورای عالی امنیت ملّی، ریاست شورای انقلاب فرهنگی و غیر آن. در هر حال به حسب نصّ قانون اساسی برای انجام مسئولیتهای قوه قضائیه در کلیّه امور قضایی و اداری و اجرایی، رئیس قوّه قضاییه از ناحیه رهبری تعیین میشود و عالیترین مقام قوه قضاییه است. طبق قانون، دادگاهها و سازمانهای تابعه بخشی از قوه قضاییهاند؛ با این حساب چگونه میفرمایید که سرکشی به زندانها نیاز به هماهنگی و موافقت قوه قضاییه ندارد.
10 – آوردهاید:
«چگونه جنابعالی اجرای قانون اساسی را به مصلحت نمیدانید. اگر این نگاه بر کل فعالیتهای قوه قضاییه حاکم باشد آیا نمیشود تصور کرد که برخی از اصول قانون اساسی و حقوق اساسی مردم با مصلحتاندیشی و تشخیص شخصی در قوه قضاییه متوقف شده و یا نادیده انگاشته میشود.»
البته این نسبت خلافی است که داده اید، بنده هیچگاه نگفتهام که اجرای قانون اساسی را به مصلحت نمیدانم، بلکه بر عکس مصلحت اندیشی بنده، دقیقاً در راستای تحفظ بر اجرای دقیق قانون اساسی و ممانعت از دخالتهای بیجا و خارج از حدود قانونی بوده است، و اگر آن زمان کسی در این تردید داشت، اکنون با رفتارهای نامتعارف و نامهپراکنیهای علنی، دیگر در این نکته کسی تردید نمیکند.
11 – عجیبتر از این نسبت، مطلب خلاف دیگری است که به اینجانب نسبت دادهاید، گفتهاید: «متأسفانه جنابعالی قبلاً اعلام کردهاید که وجود هیئت منصفه مطبوعات که صراحت اصل 168 قانون اساسی است را قبول ندارید که در این مورد حضوری تذکّر دادم. امّا متأسفانه ظاهراً بخشی از اقدامات قوه قضاییه درباره مطبوعات و رسانهها با همین نگاه انجام میگیرد».
بنده در اینجا صراحتاً اعلام میکنم که این نسبت، خلاف واقع و کذب است. و به خاطر هم نمیآورم که حضرتعالی حضوری در این باره اشارهای کرده باشید. ولی در هر حال اینجانب در هیچ موضعی و در هیچ زمانی نگفتهام که وجود هیئت منصفه که صراحت اصل 168 قانون اساسی است را قبول ندارم. اگر کمترین شاهدی دارید اقامه کنید.
12 – آنچه بنده در طی برخی جلسات گفتهام و مضبوط هم هست و کاملاً هم از آن دفاع میکنم، این است که فرق است بین «مشروط بودن رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی به حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری» که نصّ قانون اساسی است و اینجانب صددرصد آن را قبول دارم و بین «الزام قاضی به تبعیّت از رأی هیئت منصفه ولو اینکه آن را خلاف بداند». این دوّمی مطلبی است که آن را قبول ندارم و آشکارا هم میگویم و موضع شخصی بنده هم نیست، موضع اکثریت یا همه فقهای محترم شورای نگهبان است که نظر آنان طریق احراز خلاف شرع بودن قوانین و مقررات و حتی اطلاقات و عمومات قانون اساسی است. و در قانون اساسی نه فقط مطلبی علیه آن نیامده، بلکه ذیل آن به توضیحی که خواهد آمد، مؤید ادعاست. متأسفانه عدم تفکیک دو مطلب فوق که ظاهراً تا حدی دقت میطلبیده است، منجر به نسبت دادن چنین مطلب خلاف واقعی به اینجانب شده است.
بنده الزام قاضی به رأی دادن بر خلاف نظر خویش را جایز نمیدانم و بعید هم میدانم فقیهی این امر را جایز بشمارد.
13 – نکته قابل توجه این است که در ذیل اصل یکصد و شصت و هشتم تصریح شده است: «نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی معین میکند.»
فقهای محترم شورای نگهبان در مقام رسیدگی به طرح هیئت منصفه که در مجلس ششم مطرح شده بود، مکرراً بصورت رسمی نظر خویش را دائر بر جایز نبودن الزام قاضی به رأی بر خلاف نظر خود به مجلس محترم شورای اسلامی اعلام نمودهاند.
14 – در بند چهارم نامه، با اشاره به اینکه گفتهام «در شرایط کنونی که موضوع اصلی، رسیدگی به معیشت مردم، سامان دادن به اقتصاد کشور و کنترل بازار است، رفتن به زندان اوین که یکی از منتسبین نزدیک شما در حال تحمل کیفر در آن زندان میباشد، و پس از گذشت هفت سال از دوره ریاست جمهوری شما، شائبه سیاسی بودن و جانبداری از مجرم را خواهد داشت و به هیچ وجه به مصلحت نمیباشد» پرسشهایی مطرح کردهاید که برخی از آنها اصلاً محصّلی ندارد مثل اینکه گفته اید: «آیا به عنوان رئیس قوه قضائیه میتوانید به استناد تشخیص سیاسی خود حکمی صادر نمایید؟»
در اینجا معلوم نیست مقصود چه حکمی است با چه محتوایی، مقصود حکم قضایی و انشاء رأی است یا غیرقضایی و صرفاً تصدیق امری، و اگر حکم قضایی مقصود است حکم قضایی مربوط به چه چیزی. با این همه ابهامات، سؤال شما محصّلی ندارد. در عبارتی که نقل کردهاید بنده حکم قضایی صادر نکردهام، بلکه چند مطلب گفتهام که در آنها نوعی «تصدیق» به معنای منطقی وجود دارد. اگر از من بپرسید آیا به عنوان رئیس قوه قضائیه میتوانید به استناد تشخیص سیاسی خود تصدیقهایی در باب مصلحت بودن یا نبودن یا شائبه سیاسی داشتن و نداشتن، داشته باشید، پاسخ حتماً مثبت است.
حتماً میتوانم تصدیقهایی از این قبیل داشته باشم اعم از اینکه شما آنها را بپذیرید یا نپذیرید. واضح است که بر اساس تشخیص سیاسی خود و از باب نصح مؤمنین میتوانم بگویم جناب رئیسجمهور این کار شما موجب شک و شبهه در اذهان میشود و به صلاح نیست. مسأله بسیار سهل است، نمیدانم چرا در آن ماندهاید؟!
15 – در قسمت دیگری پرسیدهاید: «به استناد کدام اصل از اصول قانون اساسی، جنابعالی میتوانید امری را تفسیر سیاسی کنید و مانع از اجرای قانون اساسی شوید.» پاسخ آن است که پرسش شما نادرست است: بنده نه تفسیر سیاسی کردهام و نه مانع از اجرای قانون اساسی شدهام. آنچه رخ داده است مانع شدن از دخالت شما در کار قوه قضائیه است که آن را نه فقط از اختیارات خود میدانم، بلکه صد در صد وظیفه میدانم. وظیفه میدانم که نگذارم فتح بابی در دخالت ناصواب قوه مجریه در حیطه اختیارات قوه قضائیه صورت گیرد و آنچه راجع به شائبه سیاسی بودن و جانبداری از مجرم گفتهام، «خبری است از انعکاس عمل شما در اذهان عمومی». میتوانید این گزاره واقعی را بپذیرید یا نپذیرید ولی بهرحال این یک تفسیر سیاسی نیست.
16 – در ادامه گفتهاید: «خامساً به راحتی به اینجانب اتهام «حمایت از مجرم» زدهاید … چگونه ممکن است سرکشی به زندان حمایت از مجرم تلقی شود. … در حالی که جنابعالی به آسانی به رئیس جمهوری که نماینده ملت و مجری قانون اساسی است اتهام میزنید، آیا میتوان برای آحاد مردم که پشتیبان خاصی جز خداوند ندارند امنیت قضایی متصور بود؟».
این جملات بسیار تعجبآور است. شما بعنوان رئیسجمهور کشور، مجموعه دستگاه قضایی را زیر سؤال بردهاید آن هم بر اساسی واهی. در حالیکه بقول خودتان سوگند یاد کردهاید که پاسدار نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشید. آیا سزاست دستگاه قضایی کشور که رکن مهمی از نظام جمهوری اسلامی است، بر اساس ویرانی، مورد هجمه قرار گیرد و بهانه بدست دشمنان و ضدانقلاب داده شود. قاعدتاً اخبار رسانههای خارجی این روزها به عرض عالی میرسد.
من از قرائتها و تفسیرهای شما انگشت به دهان میمانم. از کجای نامه اینجانب برآمده است که شما را «متهم به حمایت از مجرم» کردهام. گفتهام کار شما در این ظرف زمانی خاص «شائبه سیاسی بودن و جانبداری از مجرم را خواهد داشت». معنای عرفی شائبه این است که در اذهان شک و شبهه ایجاد میکند. بنده خود قضاوت نکردهام که شما جانبدار مجرم هستید یا نیستید، بلکه خبری دادهام از یک واقعیت، خبر از یک انعکاس عمومی و این ربطی به متهم ساختن حضرتعالی آنهم از ناحیه اینجانب ندارد.
در همان نامه که مورد استناد شماست، در عبارت دیگر به صراحت به «اذهان برخی» تأکید کردهام و گفتهام «… حتماً شائبه سیاسی بودن این گونه اعمال را در اذهان برخی تقویت خواهد کرد».
واقعاً معنای «تقویت شائبه سیاسی بودن در اذهان برخی» یعنی من شما را متهم میکنم؟!! این چه قرائتی است؟
شما براساس این فهم ناصواب مجموعه قوّه قضاییه را که به نصّ قانون اساسی مرجع تظلّمات و رسیدگی عادلانه به منازعات است، زیر سؤال بردهاید. از این کار چه کسانی سود میبرند؟ این همان صیانت از قانون اساسی است که بدان سوگند یاد کردهاید؟
17 – در امر هفتم به مشکلات مزمن اقتصادی کشور اشاره کردهاید و به وظایف اصلی قوه قضاییه در برخورد با مفاسد اقتصادی و رانتخواریها و…. .
قوه قضاییه مفتخر است که به خصوص در این چند سال اخیر مبارزه بیامانی را با مفاسد اقتصادی پی ریخته است و خواب را از چشمان بسیاری از رانتخواران ربوده است. نمونه بارز آن برخورد با فساد کلان اقتصادی اخیر است که واقعاً اعتماد عمومی را جریحهدار ساخته بود. فعلاً در باب نقش برخی مقامات و دستگاههای اجرایی در این فساد کلان سخنی نمیگویم و آن را به زمان دیگری وامیگذارم. حضرتعالی براساس فرمایش این فقره از نامهتان باید از این برخورد شجاعانه توأم با رسیدگیهای دقیق قوه قضاییه استقبال میکردید ولی متأسفانه در عمل اینطور نشده است. در مصاحبه تلویزیونی زنده، در مقابل دیدگان حیرتزده میلیونها نفر با اشاره به محاکمه مفسدان اقتصادی مطلبی قریب به این مضمون گفتهاید: «ما که نفهمیدیم چه شد البته برای ما روشن است ولی بالاخره کو؟» آیا این همان حمایت شما از اجرای قانون اساسی و مبارزه با مفاسد اقتصادی است که در این نامه به آن تأکید میکنید؟
18 – گفتهاید «در حالیکه به فرموده امام راحل(ره) زندان باید دانشگاه باشد و علیالقاعده در آن به روی اقشار مختلف حقوقدانان، روانشناسان، جامعهشناسان و محققین علوم انسانی و دانشجویان و مددکاران اجتماعی باز باشد، بازدید رئیس جمهوری که انتظار میرفت با استقبال مسئولین قوه قضاییه مواجه شود، شائبهای ایجاد نمیکند بلکه مخالفت با این امر شائبههای زیادی ایجاد خواهد کرد.»
اوّلاً هماکنون حسب گزارش، بسیاری از روانشناسان و مددکاران اجتماعی به زندانها رفت و آمد دارند و برنامههای متنوع و مؤثّری برای بهبود وضعیت روحی زندانیان و بازگشت آنان به زندگی در دست اقدام دارند.
کدام زمان حضرتعالی از من در این باره پرسش کردهاید و بنده از اطلاعرسانی به شما امتناع کردهام؟ بعلاوه بسیاری از مشکلات در این ارتباط معلول وضعیت بودجه قوه قضاییه است که متأسفانه دولت شما در مسأله بودجه قوه قضاییه بسیار کملطفی میکند که این داستانی طولانی دارد و باید در جای دیگری گفته آید.
ثانیاً بنده با بازدید رئیسجمهور از زندان به نحو کلی مخالف نیستم و این نکته را صراحتاً به وزیر محترم دادگستری گفتم که به آقای رئیسجمهور بفرمایید «فعلاً این بازدید مصلحت نیست، هر زمان مصلحت بود اعلام میکنم»، معنای این سخن ممانعت کلّی نیست. به همان علل و عواملی که قبلاً گفتم معتقدم فعلاً این بازدید به مصلحت نیست. تشخیص این مصلحت هم با اینجانب است نه با شما. سازمان زندانها مجموعه قوه قضاییه است و چنانکه قبلاً به تفصیل آوردهام اداره و انجام مسئولیتهای قوه قضاییه با رئیس قوه قضاییه است نه با رئیسجمهور و حسب نص تفسیر شورای نگهبان، شما حق نظارت بر قوای دیگر ندارید. اما نیک بخاطر دارم قریب به دو سال پیش که در جلسهای مسأله وضعیت دشوار زندانها و کمبود بودجه برای توسعه و تجهیز آنها مطرح شده بود به حضرتعالی گفتم شما خود از زندانها بازدید کنید تا مشاکل را به چشم خود ببینید. حال چرا باید با بازدید شما مخالفت کنم؟ سرّ مخالفت امروز بنده همان است که گفتهام. بعلاوه حسب گزارش سازمان زندانها تنها در دوره مسؤولیت اینجانب بیش از صدها نفر از وزرا، استانداران، فرمانداران، نمایندگان مجلس و هیاتهای خارجی از جمله برخی از سازمانهای بینالمللی از زندانها بازدید بعمل آوردهاند؛ چرا مطالبی مطرح میکنید که اینگونه القا شود که در زندانها بر روی همه بسته است.
19 – متأسفانه نامهها و پارهای گفتارهای شما این گمان را تقویت میکند که برای خود «حق نظارت» و «بازدید» و «بررسی» در تمام دستگاه قضایی حتی دادگاهها قائلید.
علاوه بر این باید عرض کنم که مزید بر مصلحتسنجیهای قبلی، اکنون هم این را یک مصلحت ملزمه میدانم که بر این توهمات خط بطلان بکشم. هر منصفی سطرهای پایانی نامه شما را بخواند، در این تشخیص مصلحت، با بنده همراهی خواهد کرد. شما گفتهاید: «مطمئناً با سرکشی از زندانها و برخی دادگاهها نحوه اجرای اصول قانون اساسی و رعایت حقوق اساسی ملت را مورد بررسی قرار داده و گزارش آن را به ملت بزرگ و مقام معظم رهبری تقدیم خواهم کرد.»
حسب نصّ تفسیر شورای محترم نگهبان که همه قوا وظیفه دارند نسبت به آن تمکین کنند، حضرتعالی چنین وظیفه (و البته اختیاری) ندارید. نمیشود انسان خود برای خود وظایف و اختیاراتی تخیّل کند و بعد هم به دنبال آن راه بیفتد. از سخنان شما چنین استشمام میشود که قصد دارید ولو بدون هماهنگی و اجازه مسئولان ذیربط در قوه قضاییه، به زندانها و برخی دادگاهها سرکشی کنید. به حضرتعالی عرض میکنم که این، تعدّی از حدود و اختیارات رئیسجمهور و دخالت در کار قوه قضاییه است و اینجانب حسب وظیفهای که براساس قانون اساسی دارم و از جمله آن صیانت از استقلال قوه قضاییه و اداره مقتدرانه آن است، قاطعانه از هرگونه حرکت تعدّیگونه و دخالت نابجا ممانعت خواهم کرد.
در خاتمه بعنوان خدمتگزار مردم و حافظ حقوق آنان، مشفقانه عرض میکنم جناب آقای رئیسجمهور؛ در شرایط خطیری قرار داریم، دغدغهها و مشکلات مردم ایجاب میکند که همه با حسن ظن و اعتماد به یکدیگر کمک کرده و راهکاری برای رفع نگرانیها و عبور از تحریم و گرانیها بیابیم و خالصانه تلاش کنیم تا نظام اسلامی و مردم شریف به اهداف و آرمانهای والای خود نائل آیند.
والسلام علی عبادالله الصالحین
صادق لاریجانی














شرم بر شما آقای لاریجانی که یکی از بندگان خوب خدا را شهید کردید. شما که بر دست و پای شهید احمد قابل غل و زنجیر بستید. نفرین بر شما. حالا خود را به کوچه دیگر می زنید و نامه نگاری می کنید؟؟ خداوند به حق موسی ابن جعفر انتقام آن روحانی مظلوم را از شما و ارباب تان بگیرد.
آقا صادق شما می توانی در این حاکمیت یک نفر را، فقط یک نفر را معرفی کنی که مصدر کار باشد و دروغگو نباشد؟ شما خودت برخلاف نامت که “صادق” است یکی از کذاب های معروف هستی. چرا ؟ برای اینکه بارها گفته قوه قضائیه کاملا مستقل است و این در حالی است که رسما اعلام کرده ای احکام دادگاه در مورد دزدان اموال مردم و اعتبارنامه های قلابی بانکها(دزدی ناقابل سه هزار میلیارد تومان) صادر شده است و فرستاده ایم خدمت آقا تا اگر تایید کردند اجرا شود و هرگز به کسی پاسخ ندادید که اگر قرار بود احکام صادره دادگاه را آقا تایید کنند پس این دستگاه عریض و طویل با این همه کارمند و بودجه سربار ملت برای چه ایجاد شده است. از اول می رفتید پیش ایشان و “رد” یا “قبول” آقا می شد برای شما حکم. یا بارها گفته ای مرا آقا انتخاب کرده و هرچه ایشان امر بدهند همان را اجرا می کنم. شما قاضی هستی یا خدمتگزار آقا؟ یا همین نامه آخرتان با انواع و اقسام دلایل غیر منطقی خواسته ای ثابت کنی که رئیس جمهور حق ندارد از زندانها بازدید کند. شما اگر یک مسئول از این حاکمیت را بعنوان آدم غیر دروغگو معرفی کردی من نامم را تغییر میدهم. آخر اینهم شد مملکت و حاکمیت و قوه قضاییه و بقیه داستانها؟
واقعا اگر انسان از خجالت بمیرد ناروا نیست، رییس قوه قضاییه ای که نمی داند در قانون اساسی اصلا چیزی به نام شورای عالی انقلاب فرهنگی نداریم و می گوید طبق قانون اساسی رییس جمهور رییس این شوراست! و آیت اللهی که جمع مشکل را مشاکل می نویسد و حتی یک بار اصل 113 را نخوانده رییس قوه قضاییه کشوری است که خودش و برادرش و احمدی نژاد آن را به خاک سیاه نشانده اند
واقعآ نوشته صادق لاریجانی مملو از لفاظی است !! من هر دو نامه را خواندم و بی شک نشانگر موزی بودن لاریجانی است و مشخص میکند چقدر لفاظی کرده هر چند احمدی نژاد هم که شورای نظارت بر قانون اساسی توسط خاتمی را همان روز اول مسئولیتش منحل کرد و در سال 88 مردم را خس و خاشاک نامید و در متهم کردن منتقدین گوی سبقت را از بازجوها و دادگاهها می ربود در واقع حرفهایش اصولآ بی ارزش است ولی در مورد نظارت بر اجرای قانون اساسی حق با اوست.
ولی دو نکته : اولآ شورای انقلاب فرهنگی در کجای قانون اساسی آمده ؟ دومآ معنی مشاکل که همان مشکلات سابق است !! خودش فتح باب لفاظی های نوین نیست؟ سومآ مرد حسابی به صراحت گفته ای که بازدید از زندان توسط احمدی نژاد شائبه سیاسی و حمایت از متهم را ایجاد میکند ، چطور با یک جمله و با یک لفاظی آنرا انکار میکنی ؟ و میگوئی منظور از این حرف این بوده که شائبه ایجاد میکند و منظورم این نبوده !!!!! مرد به اصطلاح حسابی ، نویسنده این متن خودت بودی ، پس این نظر خودت است !!!!!!!!!!! این لفاظها و در واقع این دروغگوها در روز روشن با سند و مدرک و نوشته اثبات کرده اند که چقدر نا اهل و ناصادق هستند و حرفهایشان تفسیر به رآی است آنهم به نفع خودشان.
مدی نژاد باید از لاریجانی بپرسد که شما که ادعای قانونی بودن احکام قوه
قضاییه را دارید به من و مردم بگویید که بر اساس کدام قانون بدون هیچ محا
کمه ای اقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد در حبس خانگی هستند؟ اصلا حبس و
حصر در کجای قانون اساسی آمده است؟ اگر آنها جرمی انجام داده اند، محاکمه
شان کنید وگرنه حبس و حصر بر خلاف قانون اساسی و اسلام است.
تنها این سوال است که آشیل پاشنه دستگاه قضای حکومت دیکتاتوری ولی فقیه و خود دیکتاتور است.
کوشا
چه خوش گفت حكيم فرزانه ما حضرت آيت الله صانعي ادام الله ضل شريف ..خدا را شاكريم كه دشمنان ما را از احمق ها قرار داده است…بعد از تحميل اين همه هزينه به مردم وكشور حالا آقايون رئيس كودتايي دولت را كه بر حسب تصادف نظراتش هم همه به رهبري نزديك بوده را حالا دروغگو يافته اند !!!
بسي شگفت ها كه همين مسئولين نادان ما و همفكران وعزيزانم آقايان موسوي و كروبي را فتنه ناميدند و شرم نكردند آن موقع كه مير عزيز ما گفت اين مردك خط مار مي كشد وشيخ شجاع ما فرمود تورم را ننه جان من هنگام خريد لمس مي كند
در آخر بايد متذكر شوم مملكت در حال حاضر توسط دزدان دريايي اداره مي شود.
دوست خوبم محمد عزيز
تشت رسوايي اين آقايان خيلي وقت است كه افتاده اما اينها به مانند كبك سر را در برف فرو كرده اند و از ماتحت خود خبر ندارند…
مگر الكي هست خون جوانان مظلوم ما را ريختند بي هيچ جرمي فقط به خاطر پس گيري راي دزديده شدي شان ..خدا جاي حق نشسته خون بي گناه دامن گيرشان كرده و انتهاي كارشان مفلوكي و دربه دري است به لطف خدا………
lمحمد
سبزهای بی ریشه و دست آموز انگلیس ممطمئن باشید نزد ملت ایران شما ها منافقین جدیدی هستید که جای سازمان مجاهدین خلق را گرفتید. و گرنه شما هایی که این هم از موسوی حماینت می کنید و مخالف رهبری عزیز هستی بگوئید این آقا چرا قبل از انتخابات 88 برای شرکت در انتخابات از رهبری نظرخواهی کردند؟
يه نگاه به گذشته ي خود بياندازيد وشرم كنيد از اين همه ياوه گويي ..
ما و تمامي سبز ها و حتي هر رنگ ديگري كه شما تصور كنيد ريشه يمان از شما ها قوي تر و مستحكم تر است چرا كه ما ذره اي از عقايدمان عقب نرفتيم اما اين شما ها هستيد كه با يه مويز گرمي تون ميشه با يه غوره سرديتون…..
مگر همين كوتوله رو شما ها و رهبر عزيزتون تاييد نكرديد حال چي شده كه نمي خواهيد اعتراف به اشتباهتون داشته باشيد…
رهبر فرزانه ي شما اگر موقيتش به خطر بيفتد با آمريكا نيز سازش ميكنه شما زياد خودش رو ناراحت نكن اين چيزهايي كه به ما انگ زدي بيشتر به شما ها ميخوره حسن..
بد نيست يه خرده با آگاهي حرف بزني..
خدا رو شكر كه دشمنان ما از احمق ها هستند.
سلام آمحمد!!!
این بیریشههایی که فرمودی، جسارتا محمودخان و برخی بسیجینماهای ساندیسی هستند. طالبان قدرت و زر و زور و تزویر.
سبزها طرفدار اصلاح در رفتار و گفتار و کردار مسئولین و خواهان سربلندی اسلام عزیز، فقه شیعه و کشور عزیزتر از جان هستند.
البته فضاحت برخی از یاران شما در فحاشی و بدزبانی، فرصتی را به برخی دشمنان ایران و اسلام داد تا در ظاهر برای دفاع از میرحسین ولی در حقیقت در پناه امیال خویش چنین نماید.
ضمنا یادتان باشد. بسیاری سر صندوق به محمودخان رای دادند، چون نابودی انقلاب را خواهان بودند.
کم نبودند کسانی که برای بدنامی جنبش سبز، خود سوزاندند و خود فیلم گرفتند.
این همه از دید مردم پنهان نبوده است.
یادتان باشد که مردم بسیار زیرکتر از شما بودند.
خامنهای هم تا زمانی ارزش دارد که حافظ قانون و کاملکننده مدیریت کشور و بر مدار اخلاق و ادب و حلم و علم با مردم رفتار کند. امام آنچه در سال 88تاکنون از ایشان دیده شده، یا نشان از کینه و نفرت شخصی و رد مقام رهبری دارد، یا نشان از ناآگاهی و باز هم رد نشان رهبری.
اما مردم منتظر هستند که ایشان به زودی بیدار شده و با کمترین هزینه، فتنهی محمودخان مغول را جمع نمایند. هر چند هزینه ملی بسیار شدهاست. این انتظار نیز برگرفته از کلام گهربار امام اول شیعیان است.
آقا محمد ..منافق خودت هستی که این همه اختلاف و گند کاری را در سران قوا می بینی که هنوز ازشون حمایت میکنی و خودت را به کوچه عای چپ زدی .. منافق خودت هستی که تمام ملت از گرانی و بیکاری و ظلم و ستم و تحریم به ستوه آمده اند و تو هنوز در خواب خرگوشی بسر میبری .. حالا خودت بگو تو منافقی یا این مردم که همه فقط سنگ شون رو به سینه میزنند ؟؟؟/
…خدایا به حق همین روز عرفه که همه دعاها را مستجاب میکنی شر این ظالم را از سر ملت ایران کوتاه کن. انشاالله
بله هم شر احمدی نزاد رو هم شر خامنه ای هم سپاهیان فربه رو هم اخوندهای بی دین
چه مملکتی؟
شیادان و کذابان در برابر هم قرار گرفتهاند!
این اثر گفتههای موسوی را نشان میدهد.
کمی صبر ،سحر نزدیک است!
زر و زور و تزویر
این زر که با دستهای آلوده
به نااهلان میبخشی
از کیسه آن دهقان پیر و رنجور است!
این مشت اوباشان جاهل
بر سر ما
مصداق ستم و زور است!
تراوش این مغز بیمارت
تزویر
این دیو صفتی خصلت نا جور است!
آاااآقای لاریجانی ،با این نامه ولایت پذیری و تبعیت محض شما که حاکی از عدم استقلال قوه تان بودمخدوش تر شد چرا که احمدی نژاد حتی اگه دروغگو و بی قانون باشد تنها کسی هست که نظرش به آقا نزدیکتره.
^^^^^^^^VVVVVVVVVV^^^^^^^^^^^^^^^^^^
آقا صادق شما می توانی در این حاکمیت یک نفر را، فقط یک نفر را معرفی کنی که مصدر کار باشد و دروغگو نباشد؟ شما خودت برخلاف نامت که “صادق” است یکی از کذاب های معروف هستی. چرا ؟ برای اینکه بارها گفته قوه قضائیه کاملا مستقل است و این در حالی است که رسما اعلام کرده ای احکام دادگاه در مورد دزدان اموال مردم و اعتبارنامه های قلابی بانکها(دزدی ناقابل سه هزار میلیارد تومان) صادر شده است و فرستاده ایم خدمت آقا تا اگر تایید کردند اجرا شود و هرگز به کسی پاسخ ندادید که اگر قرار بود احکام صادره دادگاه را آقا تایید کنند پس این دستگاه عریض و طویل با این همه کارمند و بودجه سربار ملت برای چه ایجاد شده است. از اول می رفتید پیش ایشان و “رد” یا “قبول” آقا می شد برای شما حکم. یا بارها گفته ای مرا آقا انتخاب کرده و هرچه ایشان امر بدهند همان را اجرا می کنم. شما قاضی هستی یا خدمتگزار آقا؟ یا همین نامه آخرتان با انواع و اقسام دلایل غیر منطقی خواسته ای ثابت کنی که رئیس جمهور حق ندارد از زندانها بازدید کند. شما اگر یک مسئول از این حاکمیت را بعنوان آدم غیر دروغگو معرفی کردی من نامم را تغییر میدهم. آخر اینهم شد مملکت و حاکمیت و قوه قضاییه و بقیه داستانها؟
Very Well Said ….. Thank You…v
When there is No Democracy, what’s point of having a Judicial System…???v
He (Rahbar) decides for Everyone and on Everything…v
Mr. Larijani…..v
You are only a Puppet…. A Receptionist….. a Mirza Nevis….
No Wonder….v
When our Free Spirited Lawyers like Nasring Sotoodeh are dying in your Prisons…..
Mr Larijani…..v
You are a Nobody but only a Shame to the Legal Profession….v
Allen…v
35 سال است به بهانه شرایط خطیر مردم را می کشند و سر کوب می کنند و ازادی های ان ها را ازشان گرفته اند
کشور را به جنگ کشانده اند و ملیارد ملیارد با کمک با بصیرت خسارت جانی و مالی بر کشور وارد کرده اند .
این رئیس جمهوری که با رای مردم مثلا مستقیم انتخاب می شود نمی تواند از زندان های کشور بازدید کند اما ولایت مطلقه زور و جهل که با رای قلابی یک قشر بر کشور حا کم شده است می تواند دولت در دولت درست کند و مقدرات کشور و مردم را به پای مقاصد و امیال خود ذبح کند و به مزدورانی ما نند لاریجانی ها از بیت المال بدهد بخورند و پست و شوکت بگیرند . ننگ بر شما مزدوران ضد مردم
تشخیص بازدید از زندان با نظر این جا نب است . !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
دوست عزیز منظورش این است شما دزدی های خود ت را بکن و کشور را داغان کن ما هم سر کوبش را به کمک اقا جان می کنیم خیالت تخت باشد
واقعاً که. از رئیس قوه قضائیه ای که جمع مشکل را مشاکل می نویسه دیگه چه انتظاری میشه داشت؟
آقای احمدی نژاد از آقای لاریجانی بپرسد، اگر در دستگاه
شما قوانین کشور و اسلام اجرا می شود و در داگاهها و زندانها همه چیز
قانونی است و خلاف حقوق انسانها نیست پس چرا هر سال گزارش میشود که در
ایران حقوق بشر اجرا نمیشود و قطعنامه علیه ایران تصویب می شود؟ کجای دنیا
روزنامه نگران و مدافعین حقوق بشر و وکیلها در زندان هستند؟ محمود باید
اینجوری سوال بپرسد تا اینکه این آقا نگوید که شما اجازه بازدید از زندان
را ندارید. من محمود را ریس جمهورتقلبی میدانم ولی آنها که او را رییس
جمهور با بیش از ۲۴ میلیون رای می دانند بیجا می کنند که با منتخب ۲۴
میلیون نفر اینجوری بر خورد میکنند. کجای دنیا رییس جمهور برای بازدید از
زندانها باید اجازه بگیرد؟ گیریم که انگیزه سیاسی داشته باشد.
محمود جان اینها می خواهند که تو را قربانی دیکتاتور کنند امیدوارم حالا که
رفتنی شدی کسانی که تو و مردم را بازیچه خود کردند را هم با خود ببری.
کوشا