هشدار! موج جدید بیکاری در راه است؛ این بار در صنعت خودرو
چکیده :بحرانی جدید در حال ظهور است. صنعت خودرو که یکی از بزرگترین صنایع کشور به لحاظ اشتغال کارگران است، در آستانه فروپاشی قرار دارد. کاهش 60 تا 80 درصدی تولید و موج گسترده بیکاران پس از آن، به معنای بیکاری صدها هزار نفر و بحران معیشتی چند میلیون نفر وابستگان آنهاست. آیا کسی به فردای کارگران خودروسازی ها و قطعه سازی ها و ... و خانواده های آنها فکر کرده است؟...
کلمه – گروه اقتصادی: زخم تازه ای در حوزه اقتصادی در حال سر باز کردن است که کسی از رهبران کشور و دولتمردان به فکر آن نیست. این بار از صنعت خودرو و زیر مجموعه های آن. کاهش 60 تا 80 درصدی تولید و موج گسترده بیکاران پس از آن، بحران خطرناکی است که کشور در آستانه ورود به آن قرار دارد و اگر محقق شود، به معنای بیکاری صدها هزار نفر و بحران معیشتی چند میلیون نفر وابستگان آنهاست.
به گزارش کلمه، دولت آب پاکی را روی دست خودروسازان ریخته تا به فاجعه ای این بار بسی خطرناک تر در بطن جامعه دامن بزند. قطع نان شب بیش از صدها هزار کارگر و خانواده های آنها که از این محل امرار معاش می کردند. بحرانی جدید در حال ظهور است. صنعت خودرو که یکی از بزرگترین صنایع کشور به لحاظ اشتغال کارگران است، در آستانه فروپاشی قرار دارد.
آیا کسی به فردای کارگران خودروسازی ها و قطعه سازی ها و … فکر کرده است؟ آیا نهادهای امنیتی که از ریز و درشت کارهای مخالفان سیاسی گزارش های لحظه به لحظه تهیه می کنند، گزارش های بایگانی شده ی خود درباره مفاسد گسترده ی مترتب بر بیکاری دسته جمعی کارگران و گرسنگی خانواده های ایشان را از قفسه ها بیرون آورده اند؟
توقف تولید، توقف عرضه، تعهدات معوق
آخرین خبر از خودروسازان این است که خط تولید خودروهای پرطرفدار متوقف شده، به طبع از عرضه آنها نیز خبری نیست، در خصوص خودروهایی مثل تندر90 تعهدات معوق زیادی وجود دارد و دبیر انجمن خودروسازان ایران رک و روراست گفته که تا دو ماه آینده امکان فروش فوری و ایجاد تعهدات جدید وجود ندارد.
پرداخت بخشی از مطالبات قطعهسازان که از سوی دولت و شورای پول و اعتبار مصوب شده بود و باید بر اساس آن، ۱۰۰۰ میلیارد تومان در اختیار خودروسازان قرار میگرفت که ۵۰ درصد آن سهم قطعه ساز بود، به گفته رئیس این صنف بیشتر شبیه “جوک” بوده که معاون اول رئیس [دولت] میخواست که قطعه سازان را به طور مقطعی امیدوار کند.
عضو هیات مدیره انجمن سازندگان قطعات خودرو با بیان این سخنان به آمار خطرناکی اشاره کرده و گفته است: وضعیت تولید قطعه خودرو در ایران که ۶۰ درصد کاهش یافته است با این روند حتما تا ۸۰ یا ۹۰ درصد نیز کاهش خواهد یافت.
این یعنی نقطه بحران، نه در اقتصاد کشور که در معیشت میلیون ها ایرانی. حالا روند اخراج کارگران از مجموعه های مختلف خودرو که از مدتها قبل در سکوت خبری آغاز شده بود، می رود تا موج گسترده ای را در بر بگیرد. افت تولید بی سابقه در تاریخ صنعت خودرو کشور در حالی اتفاق افتاده که زنجیره خودروسازی پس از صنعت نفت دارای بیشترین گردش مالی در کشور بوده و سالانه بالغ بر 50 هزار میلیارد پول در آن رد و بدل می شود.
کارشناسان می گویند صنایع قطعه و خودرو در مجموع (مستقیم و غیرمستقیم) چهار میلیون نفر را در ایران نان می دهند. ارتباطات پیشین و پسین صنایع قطعه ساز و مونتاژکار و عملیات بسیار گسترده آنها در سطح کشور، این صنعت را به صنعتی بسیار مهم تبدیل کرده است، به طوری که تخمین زده می شود افزون بر 60 صنعت در زنجیره قبل و بعد این صنعت، نقش کلیدی و حساس دارند.از این رو کاهش تولید آن نیز از جهت تاثیر آن بر نیروی انسانی شاغل در آن بسیار هشدار دهنده خواهد بود.
براساس تحقیقات صورت گرفته و با مراجعه به معتبرترین مراکز آماری موجود در کشور (مرکز آمار ایران، بانک مرکزی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقت، سازمان پایانه ها و…) شاغلین مستقیم تنها صنعت خودروی ایران در سال 84 نزدیک به 146 هزار نفر پیشبینی شده که در برآوردی خوشبینانه اعلام شده بود که تا سال 95 به بیش از 159 هزار نفر خواهد رسید. این منهای جمعیتی چند برابری است که به طور غیر مستقیم در این حوزه فعال هستند.
تسهیلات دولتی شوخی از آب درآمد
اهمال دولت در پرداخت تسهیلاتی که مدتها بود خودروسازان و زیرمجموعه های آن منتظر تزریق آن به این صنعت بودند، حالا تنها به یک جوک دولتی بدل شده است.
اختصاص رقم 2 هزار میلیاردی در قالب تسهیلات امیدواری زیادی در خودروسازان و قطعه سازان ایجاد کرده بود تا بلکه بتوانند جان تازه ای در این صنعت بدمند که رکود، تعدیل نیرو و تعطیلی حکایت این روزهای آن است. اگر چه پس از گذشت حدود 6 ماه از تصویب این طرح ورق برگشت و باکاهش 50 درصدی مبلغ پرداختی، و بازپرداخت 6 ماهه، خودروسازان را در دریافت این مبلغ مستاصل کرد.
دبیر انجمن خودروسازان ایران با انتقاداز تعیین زمان ۶ماهه برای بازپرداخت این تسهیلات گفته است: بازپرداخت ۵۰۰ میلیارد تومان در مدت 6 ماه به شوخی بیشترشبیه بود چراکه خودروسازان پیش از این در شرایط عادی وامهای دریافتی خودرا با بازپرداخت یکساله دریافت می کردند و در شرایط بحرانی کنونی انتظار می رفت این کمک ها با همراهی بیشتر دولت و ارائه زمان بیشتر در بازپرداخت به خودروسازان پرداخت می شود.
جالب آنکه از شروط بانک مرکزی در خصوص پرداخت تسهیلات به خودروسازان دادن وثیقه بوسیله در اختیار گذاشتن سهام شرکتهای زیر مجموعه دو خودروساز در تضمین پرداخت اقساط خودروسازان بوده است.
خودروسازان از ابتدای سال جاری نسبت به روند کاهشی تولید خودرو و زمینگیر شدن آن هشدار داده بودند که گوش شنوایی برای آن نبوده و تنها با امروز و فردا کردن به نقطه ای رسیده که به سمتی حرکت می کند که تولید خودرو کشور را در مرز 20 درصدی قرار دهد. اگر چه این صنعت هم اکنون با مشکلات دیگری هم چون نوسانات ارز، تحریم و.. هم مواجه است؛ اما طبق اعلام احمد نعمت بخش دبیر انجمن خودروسازان 70 درصد مشکلات صنعت خودرو ناشی از کمبود نقدینگی است که باعث شده خودروسازان به دلیل بحران نقدینگی قادر به پرداخت مطالبات قطعه سازان نباشند.
رکود فعالیت قطعه کاران و افزایش اخراج و تعدیل نیروی کار
برخی قطعه سازان به خودروسازان اعلام کرده اند که دیگر نقدینگی لازم برای تامین مواد اولیه مورد نیاز را در اختیار ندارند. در حال حاضر بخش قطعه سازان تنها با 40 درصد فعالیت دارند.
نکته این کاهش فعالیت، آن است که اگر این قطعه سازان نیز ناچار به توقف تولید شوند فعالیت خطوط تولید خودروسازان به تدریج متوقف خواهد شد. در آن صورت احیای خطوط تولید بسیار دشوار، زمان بر و پرهزینه خواهد بود.
موضوعی که تنها به کاهش تولید بخش بزرگ صنعتی و اقتصادی کشور محدود نمی شود. در این ایام این بحران باعث تعدیل نیروی انسانی در بخش های مختلف صنعت خودرو شده است. عیدعلی کریمی، دبیر اجرایی خانه کارگر قزوین اواخر شهریور به ایلنا از بیکاری بیش از ٣٠٠ کارگر شاغل در صنایع تولید قطعات خودرو خبر داد و هشدار داد که اخراج کارگران در واحدهای تولید قطعات خودرو شدت گرفته است.
رییس انجمن خودرو نیرو محرکه اصفهان نیز با اعلام اشتغال ۲۵ هزار کارگر در صنعت خودروسازی اصفهان در گذشته، از کاهش ۳۰درصدی نیروی کار در این صنعت خبر داد و بااشاره به وجود ۲۵۰ واحد تولیدی در زمینه خودرو در این استان، اظهار کرد: حدود ۱۰۰ واحد از این تعداد برای خودروسازها کار میکنند که متاسفانه تنها با ۴۰ درصد ظرفیت خود فعالند.
در همین زمینه روزنامه دنیای اقتصاد با ارایه آمار تعطیلی بیش از 110 شرکت قطعه ساز و بیکاری هزاران نفر کارگر گزارش داد: قطعه سازان نتوانسته اند نیروی انسانی خود را حفظ کرده یا راضی نگه دارند. مطابق اعلام گلوردی گلستانی، رییس انجمن قطعهسازان ایران “وضعیت صنعت قطعهسازی به قدری وخیم شده که تا دو ماه گذشته ۶۹ واحد قطعهسازی تعطیل شده، ۳۰ واحد تغییر شغل داده و حدود ۱۱۵ هزار نفر از شاغلان این صنعت نیز بیکار شدهاند.”
تعدیل نیروی کار شرکت سایپای کاشان و خبر احتمال اخراج 75 درصد دیگر از آنها، تقلیل ساعات کاری سایپای تهران از سه شیفت کاری به یک شیفت و تعطیلی برخی از خطوط تولید تنها بخش کوچکی از اخبار کارگری است که به بیرون درز می کند و بخش اعظمی از اجحاف و فشاری که در سایه این بحران بر جامعه کارگری می رود، رسانه ای نمی شود.
کاهش تولید خودرو با افزایش جمعیت بیکار
حالا به آمار زیر با دقت توجه کنید. روند کاهش تولید خودرو در کشور از ابتدای سال جاری تا همین ماهی که پشت سر گذاشته شد، بیانگر کاهش صعودی تولید خودرو در ایران است که در دل این اعداد و ارقام سفره های زیادی تامین معاش میشده و هر کسر عدد را علاوه بر اثرات جبران ناپذیر آن در اقتصاد کشور باید از زوایه نیروهای انسانی که با این کاهش آمار از چرخه کار کسر شده اند، بررسی کرد. چون کسر هر یک کارگر و نیروی انسانی برابر با توقف درآمد و دخل و خرج یک خانوار.
کاهش 27 درصدی تولید خودرو در همان ابتدای سال
تولید انواع خودرو در ایران در فروردین ماه امسال در مقایسه با زمان مشابه سال گذشته بیش از ۳۲ درصد کاهش داشت و به ۵۷ هزار و ۶۰۳ دستگاه رسید.
بنا بر این گزارش، تولید انواع خودرو سواری در فروردین ماه امسال بیش از ۲۷ درصد، تولید انواع خودرو وانت نزدیک به ۶۹ درصد و تولید انواع مینیبوس و اتوبوس نیز به ترتیب بیش از ۹۶ درصد و نزدیک به ۶۶ درصد کاهش داشته است.
جالب آنکه تولید انواع خودرو در گروه خودروسازی ایرانخودرو ۳۱ درصد و در گروه سایپا هم در این ایام نزدیک به ۳۰ درصد کاهش یافته است.
عبور کاهش تولید از مرز 40 درصد در 5 ماه نخست
این روند در مرداد ماه مطابق آمار انجمن خودروسازان ایران 43.4 درصد و در مجموع پنج ماهه امسال 36 درصد در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته کاهش یافت.
در پنج ماهه امسال در مجموع 350 هزار و 703 دستگاه خودرو سواری در کشور تولید شد که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل 36.6 درصدکاهش را نشان میدهد. مرداد ماه امسال مجموع تولید خودرو سواری در گروه صنعتی ایران خودرو 25 هزار و 559 دستگاه بوده که نسبت به مرداد سال قبل 36.5 درصد و نسبت به تیرماه امسال 38 درصد کاهش داشت. در این ماه مجموع تولید سواری در گروه خودروسازی سایپا نیز 14 هزار و 735 دستگاه بوده که نسبت به مرداد سال قبل 51.7 درصد و نسبت به تیرماه امسال 13 درصد کاهش داشته است.
طبق آمار انجمن خودروسازان ایران، شرکتهای خودروسازان بم، تاپکو، بنرو، زاگرس خودرو و سناباد خودرو توس و مرتب در مرداد ماه امسال اصلا تولید نداشتهاند. در مرداد ماه امسال خودروسازی راین 38 دستگاه خودرو سواری تولید کرده که نسبت به مرداد سال قبل 77.4 درصد کاهش نشان داد.
کاهش بالغ بر 66 درصدی در شهریور ماه
آمار وزارت صنعت، معدن و تجارت در شهریور ماه بیانگر کاهش 66.2 درصدی تولید انواع خودرو در شهریور و کاهش 42 درصدی تولید این محصول در شش ماهه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته بود.
شهریورماه امسال تولید انواع سواری 66.1 درصد، وانت 68 درصد، مینیبوس و میدلباس 96 درصد، اتوبوس 70.3 درصد، کامیونت، کامیون و کشنده 57.8 درصد، ون و آمبولانس 100 درصد نسبت به شهریور سال گذشته کاهش نشان میدهد.
در شش ماهه نخست امسال نیز تولید انواع محصولات سواری 42.3 درصد، وانت 39.9 درصد، مینیبوس و میدلباس 92.7 درصد، اتوبوس 62.2 درصد، کامیونت، کامیون و کشنده 32.8 درصد و ون و آمبولانس 100 درصد نسبت به شش ماه نخست سال گذشته کاهش یافته است.
به این ترتیب آمارهای تولید صنعت خودرو کشور کاهش 66.2 درصدی را در شهریورماه و 42 درصدی را در شش ماهه نخست امسال نشان می دهد.
در شهریورماه امسال در حالی 53 هزار و 27 دستگاه انواع خودرو تولید شد که آمار تولید شهریور سال گذشته 156 هزار و 958 دستگاه بوده است. تولید خودرو در شش ماهه نخست امسال نیز 459 هزار و 440 دستگاه بود در حالیکه در شش ماه نخست سال گذشته 792 هزار و 286 دستگاه خودرو تولید شد.
نکته قابل اشاره آنکه با وجود این روند آشکار سقوط صنعت خودرو؛ معاون امور صنایع و اقتصادی وزارت صنعت، معدن و تجارت ادعا کرده بود افت تولید خودرو از مهرماه متوقف خواهد شد بهگونهای که تولید انواع محصولات خودرویی در مهر امسال برابر با مهر ماه سال گذشته خواهد بود!
البته باید به لیست مشکلات صنعت خودروی کشور مواردی هم چون اجرای برنامه حذف یارانه ها، افزایش نرخ سود بانک، قیمتگذاری دولتی و تشدید تورم را هم افزود که هزینههای خودروسازان را افزایش داده است. از سویی تحریمها علیه ایران، به دلیل ایجاد محدودیت در فعالیت برونمرزی بخشهای خدمات بانکی و حملونقل نیز باعث افزایش چشمگیر هزینه واردات و صادرات کالا به ایران شده و هزینه تولید در کارخانههای خودروسازی داخلی را هم به میزان قابل توجهی افزایش داده است. افزایش 100 در صدی قیمت مواد اولیه قطعات در مجموعههای داخلی خودرو و افزایش قیمت مواد پتروشیمی، مواد فلزی و فولاد از دیگر مشکلاتی است که خودروسازان با آن دست و پنجه نرم کردهاند.
کافی است ۵ یا ۶ قطعه به خودروساز نرسد تا خودرویی از دور تولید خارج شود
بخشی از مشکل کاهش تولید را هم باید در تحریم ها جست و جو کرد چون شرکت های خودروساز ایرانی عمدتا خودروهای فرانسوی، کرهای و ژاپنی را مونتاژ و گاه تولید می کنند و بعد از تحریم ها روابط این شرکت ها با شرکای خارجی شان دچار مشکل شده است و آنها نمیتوانند قطعات مورد نیاز خود را تامین کنند.
به گفته فعالان این حوزه قبل از زمان تحریمها برای خرید خارج 10 درصد مبلغ اعتبار را گشایش اعتبار می شده، یعنی وقتی کالا به گمرک می رسید یک سال بعد هزینهاش را به گمرک می پرداختند، اما در حال حاضر باید 100 درصد مجموع پول را حواله کنند که این حالت یعنی 10برابر نقدینگی پیش از خرید مورد احتیاج دارند.
در چنین شرایطی قیمت خودرو در بازار بدون رقیب افزایش پیدا کرده است و خودروسازان داخلی پول خودرو را چند ماه جلوتر از مردم بگیرند ولی خودروی درخواستی مشتریان را چندین ماه بعد تحویل دهند.
به گفته قربانی دبیر انجمن قطعه سازان به دنیای اقتصاد، کافی است که ۵ یا ۶ قطعه به خودروساز نرسد تا خودرویی از دور تولید خارج شود. در چنین شرایطی خودروی تولید شده ناقص است و نمی تواند تجاری شود. با این همه تسهیلات وعده شده دولت می توانست راهگشای بخش زیادی از این مشکلات باشد.اما محقق نشد تا بحران دیگری بوجود آورد و در دوره خود صنعت خودرویی را که موتور توسعه محرک اقتصاد کشور و از نمادهای توسعه بخش اقتصادی کشور تلقی می شود به نمادی از کل اقتصاد بیمار این روزهای کشور تبدیل کند. هر چند به گفته نعمت بخش باعث تعجب است که خودروسازان کشور همانند خودروسازان بزرگ دنیا که در زمان بحران با کمک های دولتی از بحران نجات یافته اند، علاوه بر تحریمهای خارجی باید رفتارهای قهرآمیرداخلی را نیز تحمل کنند.
رکوردزنی احمدی نژاد در افزایش آمار بیکاری
حالا باید دید دولت عدالت محور! که سال گذشته وعده ایجاد 2.5 میلیون شغل را به جامعه بیکاران داد، چه نمره ای به عملکرد خود می دهد. هر چند به گواه آمار بیمه شدگان سازمان تامین اجتماعی دولت 300 هزار شغل هم ایجاد نکرده است و با روند رو به تشدید بحران اقتصادی احمدی نژاد در افزایش آمار بیکاران هم رکوردزنی خواهد کرد. چنانچه حسین راغفر اقتصاددان پیش بینی کرده است که که نرخ بیکاری در سال جاری افزایش بی سابقه ای در مقایسه با 30 سال گذشته داشته باشد.
به نظر می رسد پیش بینی های وزارت اطلاعات که پیش از این کلمه خبر آن را داده بود، در حال تحقق است. بیکاری این حجم عظیم از کارگران، تبعات وحشتناکی خواهد داشت که شورش اجتماعی و اعتراض گرسنگان، کمترین توصیف برای آن است.














به كورى چشم دشمنان داخلى و خارجي ، ملت بزرگ ايران اين مشكلات را هم پشت سر مى گذارند ….
تا شماها هستيد دشمن معنايي ندارد و فكركنم بعد از اين گاري و فرغون طراحي و توليد خواهيد و بر مشكلات غلبه مي كنيد
خسته نشدی از این همه روحیه شعاری و شعار؟
دشمن ! آمریکا !!! اه .
آقا یه خورده تفکر ، تامل ، شهود ، تجزیه تحلیل ، سبک سنگین ، بالا پایین …. اینکارا رو هم میتونین تو برنامه
روزانتون داشته باشین . برا سلامتی ورشد عضله های مغذ مفیده! والا.
نه بابا شتر در خواب بیند پنبه دانه برو بگو استادت شعرهای حافظ درست بخونه
بحران جدیست با موعظه درمان نمیشود!
وقتی من از آغاز روند فروپاشی اقتصاد کشور که همه عرصه های پولی، ارزی، تولید و توزیع را در برمیگیرد مینویسم، از آنجایی که این روند با چنان شتابی در حال رخ دادن است که حتی در کشوری مثل زیمبابو هم رخ نداده است، درک و لمس قضیه دشوارمیشود چون از فاجعه ایی سخن بمیان می آید که تجربه شده نیست و بدیل تاریخی ندارد.
سایت بانک و بیمه «بینا»* در گزارشی به نقل از آقای بهاء الدین حسینی هاشمی با عنوان «آیا بانکها در پرداخت اعتبار ناتوانند؟» از عدم باز پرداخت قریب 20% تسهیلات واگذاری به بانکهای تسهیلات دهنده گزارش میدهد. با نگاهی به آمار بانک مرکزی** معلوم میشود که کل تسهیلات اعطایی بانکها تا مرداد ماه 91 یعنی دوماه قبل 396هزار میلیارد تومان بوده است که 20% آن میشود قریب 80 هزار میلیارد تومان. این 80 هزار میلیارد تومان تا همین یکسال پیش بنا به گزارشهای رسمی 50 هزارمیلیارد بوده است. اولین سئوال ساده ایی که هر آدم معمولی میتواند مطرح کند اینست که با این منحنی تند افزایش بلاوصولی های بانکی، سیستم بانکی تا چه مدت دیگر میتواند روی پای خود بایستند و سپردههای مردم را بسوزاند؟ برای روشن شدن بیشتر قضیه من چند فراز ازگزارش مورد اشاره «بینا» را ذیلاً به اختصار می آورم.
1ـ مطالبات معوق به کل اعتبارات پرداخت شده، بیش از 20درصد میرسد؛ از زاویه تامین منابع، این موضوع یکی ازعوامل کاهنده قدرت وام دهی بانکها تلقی میشود.
2 ـ به گزارش بینا، بهاءالدین حسینی هاشمی، كارشناس اقتصادی، با بیان این كه بانك ها همچنان دست در جیب بانك مركزی می كنند، علت آن را كمبود منابع اعلام كرد.
3 ـ به گفته وی، در حال حاضر بانك ها در شرایط درماندگی قرار گرفته اند و بانك ها در پرداخت اعتبار ناتوان هستند.
4 ـ هاشمی تصریح كرد: بخش عمده ای از ناتوانی بانك ها و افزایش مطالبات معوقه مربوط به اوراق مشارکتی است که بانکها بازخرید کردند و نتوانستند وجه این اوراق را ازشرکتهای دولتی و شبه دولتی اخذ کنند. [معنی ساده این حرف اینست که دولت به مردم، بهر دلیل (بدهی. جلب سرمایه …» اوراق مشارکتی واحد هایی را توسط بانکها فروخته است که آن واحدها زیان ده بوده اند و مردم پس از چندی اوراق را به بانکها برگردانده و پول خود را پس گرفته و دست و پای بانکها را در پوست گردوی دهها میلیارد تومان وام بلاوصول گذارده اند و بحث از ورشکستگی این واحدها و سوخت مطالبات است و نه «معوقات» آنها. ح تبریزیان]
5 ـ وی با اشاره به این كه مهمترین دلیل ناتوانی اعتباری بانکها در این است که تسهیلات اعطایی به بانکها بازنمیگردد، اظهار داشت: بخشی از تسهیلات تکلیفی یا دیربازده که گردش نقدینگی در بانک را دچار اخلال کرده است.
……..
با استفاده از اظهارت این کارشناس بانکی، میتوان این فهرست را ادامه داد ولی فکر میکنم تا همین جا کافیست. فقط لازم به یاد آوریست که این گزارش قبل از اوج گیری بحران ارزی این 3 ماهه اخیر است و تصور وخامت بیشتر اوضاع طی این 3 ماهه تلاطم ارزی که بسیاری از مردم سپرده های خود را از بانکها بیرون کشیدند تا به دلار تبدیل کنند و بسیاری از بدهکاران خوش حساب بانکی هم صرفه را در پرداخت جریمه دیرکرد وام خود دیده و همچنان میبینند تا پرداخت اصل بدهیهای خود و مضافاً اینکه بعلت فراگیر شدن این سیر خود بخودی و مسری عدم باز پرداخت تسهیلات بانکی، دستگاه های اجرایی هم از رسیدگی به این استنکاف وسیع بدهکاران از پرداخت بدهیشان به بانکها، ناتوان است.
نکته شایان تذکر اینست که تسهیلات بانکی باز نگشته زمانی رخ داده است که نرخ برابری دلار بین 1000 تا 1200 تومان بوده است.
در چشم انداز این معوقات و سوختها نه تنها هیچ روزنه روشنی برای وصول آنها مشاهده نمیشود بلکه باید منتظر شتابگیری منحنی آن بود تا مرحله ایی که بانکها با سپرده گذارانی روبر شوند که سپرده های خود را میخواهند و بانکها وجهی نخواهند داشت تا آنها را باز پرداخت کنند.
بحران ارزی و خواهش آقای رحیمی از تجار صادر کننده برای فروش ارزشان به دولت
اقای رحیمی معاون رئیس جمهور، چند روز پیش با لحنی آمیخته به؛ خواهش، التماس و قدری هم تهدید، از تجار صادر کننده خواست که ارزهای حاصله از صادرات خود را به دولت بفروشند.
آقای رحیمی گفت: «این استدعای دولت از صادرکنندگان برای ارایه ارز خود به دولت از سر عجز نیست؛ بلکه این درخواست صورت میگیرد تا اگر صادرکنندهای راه را گم کرده است، به راه راست برگردد. این در حالی است که دولت تضمین میکند که در بازگشت پول صادرات به کشور اجازه ضرر به صادرکنندگان ندهد؛ البته برخی از صادرکنندگان این درخواست دولت را نپذیرفتهاند که باید خطاب به آنها گفت که نوبت ما نیز میرسد، البته این سخن از باب تهدید نیست.»
این التماس و تهدید آقای رحیمی برای تحویل ارز صادراتی به دولت، کمتر از قضیه «جمشید بسم الله» کمیک بنظر نمیرسد. درکدام کتاب اقتصاد نوشته است که میتوان یک بازار ملتهب را با این گونه فرمایشات و موعظه ها مدیریت کرد و دینامیسم مهیب عرضه و تقاضا را با این خواهش و تمناها تنظیم کرده و تحت کنترول آورد؟ مگر بانکها خود با این گونه خواهش و تمناها به کسی دیناری وام میدهند که کسی بخواهد دلاری را که میتواند به 3500 تومان در بازار بفروشد بیاورد در«مرکز مبادلات ارزی به 2800 بفروشد؟ این فقط جانشین کردن موعظه گری صدقاتی و صله رحمی بجای تئوریهای اثبات شده اقتصادی است. این یعنی که گوینده این حرفها، در حد یک سبزی فروش معمولی هم از سازو کار های اقتصادی با خبر نیست
من فرض را بر این میگیرم یکباره این «نفجه» ربانی آقای رحیمی در دلهای سنگ شده از مغناطیس دلار 3500 تومنی تجارصادرکننده، کارگر افتد و آن تجار بیایند و دلارهای خود را با 30% تخفیف به دولت بفروشند؟ در چنین حالتی آن «بازاری» که تا کنون احتیاج ارزی خود را از محل ارز این تجار بطور آزاد تأمین میکرده است به کجا خواهد رفت؟ آن شخصی که میخواهد مستقلات خود را بفروشد و پول آنرا از ایران خارج کند چکار خواهد کرد؟ آن مسافری که میخواهد چند هزار دلار اضافی ببرد خارج خرج کرده کیف کند چه خواهد کرد؟ آن مریضی که برای درمان خود حاضر است زندگی اش را بفروشد و بهر قیمت شده دلار تهیه کند تا برای معالجه به خارج برود چه خواهد کرد؟ آیا آن تقاضای پنهانیِ ده ها میلیارد دلاری که تا کنون از محل همین ارز تجارتی تأمین میشده است با اجابت این خواهش معاونت رئیس جمهوری سربه نیست خواهد شد؟ یا نه! از محل دلارهایی که منشاء و منبع آن قاچاق مرزی است خود را تأمین خواهد کرد؟ ایا این، به رشد سریعتر فساد، آلوده شدن بیشترگارد گمرکی مرزی به رشوه خواری بیشتر، و توسعه شبکه قاچاقاچیگری مرزی منجر نخواهد شد؟
چند روز پیش یکی از وکلای مجلس از قاچاق 50 تن خُرده طلا از یکی از مرزهای کشور خبر داد. فکر میکنم منظور آن نماینده مجلس از خرده طلا، طلاهای خالص و بیشکلی (مثل طلاهای دندان) که قیمت طلای خالص را دارد و نه مثل زیور الات و سکه داری ارزش اضافی است میباشد.
چه تضمینی هست که قاچاقچیان مرزی در مقیاسی غیر قابل کنترول، در آینده به سمت صدور طلا، فرش، حبوبات، برنج، مواد سوختی و … ، کشیده نشوند؟ وقتی برای دلار ناشی از قاچاق آنها مشتری هست؟ آیا این نحوه برخورد با اقتصاد مملکت پرورش قاچاقچی گری و چیره کردن اقتصاد سیاه و پنهان بر مملکت نیست که نهایتاً سرنخ مدیریت آن بدست سپاه و دستگاه های امنیتی خواهد افتاد؟ زیرا تنها سازمانهایی که قدرت تعامل و تداخل به چنین شبکه وسیع قاچاقی را دارند نیروی سپاه و دستگاههای امنیتی هستند. تجربه روسیه نشان داد ه است که مافیای نظامی و ک. گ. ب آن سازمانهایی بودند که با فربه شدن اقتصاد سیاه و پنهان به درون آن کشیده شده با آن درآمیختند.
این برشمرده ها نکاتی نیستند که برای درک آنها نیازی به دانش زیاد اقتصادی باشد. هنگامی که همین نکات از دید مقامات بانک مرکزی و مقامی در حد معاونت ریاست جمهوری ندیده گرفته میشوند یا از درک بسیار نازل این مقامات از مفاهیم و سازو کارهای اقتصادی حکایت میکند و یا از سراسیمگی استیصال آمیز و خارج از کنترول آنها.
خطر این چنین رویکردهایی از جانب مقامات عالیه مملکت در اینست که آنها با عدم درک ابعاد بحران، اقتصاد مملکت را بسویی برانند و بکشانند که هیچ مسیحای اقتصادی ایی هم یارای نجات آنرا نداشته باشد.
بد نیست بگویم همین درکی که مقامات دولتی از مشکل اقتصادی دارند، رهبری نظام و مقامات نظامی و سپاه از مسئله چالشهای هسته ایی و نظامی دارند. تفاوت این دو خبط نگاه به مسئله اقتصاد و امنیت مملکت در اینست که مردم بعلت تجربه روزمره خود متوجه خبط نظر اقتصادی مسئولین میشوند ولی فقط زمانی متوجه دومی خواهند شد که فاجعه رخ داده باشد.
آقای رحیمی ام الفساد ارزی را یافته و نام وی را اعلام کرد،« جمشید بسم الله»! ولی به آقای رحیمی باید گفت تا هنگامیکه میلیاردها «تومان» هایی هستند که بعلت احساس نا امنی و بی آیندگی در کشور مانند مغزها و نخبه تحصیلکردگان مملکت، قصد فرار از مملکت را دارند اگر از هر تیر چراغ برق خیابان فرودسی هم یک «جمشید بسم الله» را بیاویزید، جمشید بسم الله های دیگر مثل قارچ از این زمین آلوده به بحران نابسامانی اقتصادی سبز خواهند شد.
1 ـ ایران خود رو قریب 4 ـ 5 سال پیش دست به یک سرمایه گذاری 2 میلیارد دلاری در سوریه برای مونتاژ اتومبیل های خود زد و دولت سوریه برخلاف تعهد خویش به ایران خود رو پس از چندی تعرفه واردات اتوموبیل یا حذف و یا چنان کاهش داد که بعلت غیر قابل رقابت بودن تولیدات آن، خط تولید پراید در آنجا متوقف شد. ایران خود رو با ضرب و زور آمریت اداری موفق شد فقط تعدادی اتوموبیل به شرکت تعاون تاکسیرانی آنجا بفروشد. چقدر تخفبف یا رشوه داد خدا میداند. حال که صنابع خود رو سازی در معرض ایست کامل و ورشکستگی قرار دارند جا دارد پرسیده شود ؛بر سر آن سرمایه گذاری چه رفت؟ و مسئول آن که بود؟
2 ـ با آغاز بحران در صنایع خودرو سازی مدیریت ایران خود رو بعلت کمبود نقدینگی میزان 7% یا چیزی در همین حدود از سهام خود را به شرکت تعاونی کارگرگران ایران خود رو فروخت. من همانموقع نوشتم پول تعاونی کارگران بر باد رفت. چه خوبست حالا یک بازنگاهی به آن معامله و عوامل پشت پرده آن نیز بشود.
باز شما طرفدارانه جمهوریه اسلامی بگید آمریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه . فقط خواهش میکنم قبل از این حرف ها یک خورده فکر کنید و شعار ندید چون شعار برای جهان سومی ها است اگر شما شعار نمیدادید شاید الان وضع این نبود که روز به روز همه چی گرون بشه و سونامیه بیکاری بخواد اقتصاد ایران رو نابود بکنه. اگر از33 سال پیش با آمریکا قطع رابطه نمیکردیم الان میشد گفت سومین قدرت اقتصادیه دنیا بودیم نه کشوری که ارزشه پولش از کشوری مثله افغانستان پایینتر باشه.