درخواست محمد نوریزاد از مراجع: به رهبر کمک کنید تا کشور را از فاجعه برهاند
چکیده :کاش مراجع تقلید و بزرگان دیگر ما می دانستند که “فاجعه” یعنی بر باد رفتن. و می دانستند ما به چند قدمی یک فاجعه ی ملی نزدیک شده ایم. که اگر امروز – آری همین امروز – به چاره جویی اش همت نکنیم، فردا بخاطر ظلم هایی که بر سر مردم بارانده ایم، همین مردم، ما و بانیان و همراهان فاجعه را از سوراخ های اختفا بیرون می کشند و به صورتمان تف می کنند....
محمد نوریزاد جهادگر و مستند ساز منتقد در نامه ای دیگر، از مراجع خواسته با پادرمیانی خود نزد رهبری کشور را از فاجعه برهانند: آقایان حضرات، ما در دو قدمی یک فاجعه ی ملی چشم به راه همت “آشکار” شما بزرگان دینی و سایر شخصیت های کشوری هستیم. با این اطمینان که رهبر ما شب تا به صبح قدم می زند و دست بر دست می ساید و منتظر صدای یا الله شماست. مترسید. داخل شوید.
به گزارش کلمه، این روزنامه نگار که در سرکوب های پس از انتخابات بازداشت و ماه ها در زندان به سر برد، بارها در این سه سال و اندی با نامه های خود به رهبری راهکارهایی را برای خروج از بحران در کشورمان ارائه داد. او این بار در نامه ی خود نوشته است: کاش مراجع تقلید و بزرگان دیگر ما می دانستند که “فاجعه” یعنی بر باد رفتن. و می دانستند ما به چند قدمی یک فاجعه ی ملی نزدیک شده ایم. که اگر امروز – آری همین امروز – به چاره جویی اش همت نکنیم، فردا بخاطر ظلم هایی که بر سر مردم بارانده ایم، همین مردم، ما و بانیان و همراهان فاجعه را از سوراخ های اختفا بیرون می کشند و به صورتمان تف می کنند.
وی در ادامه متذکر شده است: نیز همین مراجع و بزرگان می دانند که رهبر ما فردی مغرور است. فردی که انقلابی بودن و مرد بودن و استقلال رأی و شجاعت و شهامت و مسلمانی و نفوذ و جذابیت را در: پای پس نکشیدن از سخن خود می داند. که اگر سخنی و شعاری سرداده “باید” بر سرِ انجام آن سخن سماجت و پافشاری کند. و کاری به عواقب هولناک آن نداشته باشد.
متن کامل نامه که در وب سایت رسمی محمد نوری زاد منتشر شده به شرح زیر است:
معروف است: وقتی نادرشاه بر پسرش رضا قلی میرزا خشم گرفت و به وی گفت: “می دهم فردا صبح چشمانت را از کاسه بیرون بکشند” تا خود صبح نخوابید. قدم می زد و دست هایش را بهم می مالید و آه می کشید. اما چاره ای نبود. حرفی زده بود و “باید” پیِ انجام آن را می گرفت. چرا که اگر از کورکردن پسرش منصرف می شد، سخنش سستی می گرفت. همان فردا هیمنه اش فرو می ریخت و سرداران مرموزش زمزمه درمی پیچاندند: فرمان نادر باد هواست. نادر وقتی اراده ی کاری داشت، انجامش می داد. اکنون که گفته بود: می دهم فردا صبح چشمانت را از کاسه بیرون بکشند، باید آن چشمان پرعاطفه را بیرون می کشید.
حالا ماجرا چه بود؟ رضاقلیِ جوان و نایب السلطنه، پیش روی سرداران به پدر گستاخی کرده بود و پدر تاب فروخوردن آن گستاخی نداشت.
صبح فردا فرمان نادر به اجرا درآمد. خواجگان آمدند و در حضور سرداران، چشمان رضا قلی را از کاسه درآوردند. وقتی کار انجام گرفت و رضاقلی را کشان کشان بیرون بردند، نادر همانجا نعره ای کشید و تف به صورت سرداران خود انداخت و بر سرشان غرید: بی شرف ها، من دیشب تا خود صبح نخوابیدم تا مگر یکی از شماها بیاید و وساطت کند که من چشم این پسر را بیرون نکشم. چرا نیامدید؟ چرا نیامدید؟ چرا نیامدید؟ شماها که می دانستید نادر است و یک رضا قلی. بی حیاها گرفتید و خوابیدید و فکر فردای ایران را نکردید؟
البته سرداران بخاطر خصومتی که با نادر و رضا قلی داشتند پیشقدم نشدند. سوز نادر نیز فایده نداشت. بعد از این حادثه عمر زیادی نکرد. نوشته اند: تا همان شبی که توسط یکی ازسرداران خود در چادرش سلاخی شد، ضجه می زد و از خواب می جهید و نام رضا قلی را صدا می زد.
کاش مراجع تقلید و بزرگان دیگر ما می دانستند: “فاجعه” یعنی بر باد رفتن. و می دانستند ما به چند قدمی یک فاجعه ی ملی نزدیک شده ایم. که اگر امروز – آری همین امروز – به چاره جویی اش همت نکنیم، فردا بخاطر ظلم هایی که بر سر مردم بارانده ایم، همین مردم، ما و بانیان و همراهان فاجعه را از سوراخ های اختفا بیرون می کشند و به صورتمان تف می کنند.
نیز همین مراجع و بزرگان می دانند: رهبر ما فردی مغرور است. فردی که انقلابی بودن و مرد بودن و استقلال رأی و شجاعت و شهامت و مسلمانی و نفوذ و جذابیت را در: پای پس نکشیدن از سخن خود می داند. که اگرسخنی و شعاری سرداده “باید” بر سرِ انجام آن سخن سماجت و پافشاری کند. و کاری به عواقب هولناک آن نداشته باشد.
بارها و بارها و بارها از زبان وی سخنان آتشینی در باب انرژی هسته ای و اینجور چیزها شنیده ایم. و این که ما تا به آخر بر سر این حق مسلم ایستاده ایم. همه می دانیم: برای ایشان عقب نشینی از موضع هسته ای، ای بسا دشوارتر از جابجا کردن دماوند و زنده کردن مردگان باشد. چرا؟ چون فرهنگ شعارپراکنی، اولین خاصیتش این است که مردم را شعارخوار می کند. و اولین عارضه ی شعارخواری نیز در این است که مردم طلبکارانه بر حقانیت همان شعارها شعار می دهند.
اکنون در این مخمصه ی ملی، شعارگو اگر بخواهد پای پس بکشد، شعارخواران به طعنه می گویند: چه شد پس؟ عبور از این “چه شد پس” برای شعارگو به دشواریِ همان جابجا کردن دماوند و زنده کردن مردگان است. به همین خاطر، با غرور بر شعارهای بدون پشتوانه ی پیشین اصرار می ورزد و بر هیزم آتش آنها نیز می افزاید.
اکنون من، محمد نوری زاد، به نمایندگی از آن مردمی که پس و پشت این سماجت […] را می بینند، با صدای بلندِ آمیخته به التماس به مراجع و سایر شخصیت های مطرح سیاسی کشور می گویم: سخنان و میانجی گری های خصوصی و در گوشی شما با رهبر، اصلاً در اندازه ای نیست که آن غرورِ ملتهب را فروبنشاند و ما را از این فاجعه ی بزرگ و حتمی برهاند. برای چه؟ برای این که آن شعارهای حق مسلمیِ رهبر مگر در پشت درهای بسته بر زبان آورده شده؟ نخیر، بابت هر شعار هسته ای جماعتی از مردم […] هزاران الله اکبر سرداده اند و ندانسته پای سند تباهی کشور را امضا کرده اند. این که: همگی می میریم و ذلت نمی پذیریم و از شعارهایمان عقب نشینی نمی کنیم. شما از یک کودک سیزده ساله و یک پیرزن هفتادساله ی روستایی بپرسید: حق مسلم یعنی چه که مشت هایتان را برایش گره کرده اید؟
من معتقدم: رهبر ما شب تا به صبح قدم می زند و دست بر دست می ساید تا مگر یک یا چند تن از مراجع ما آشکارا – و نه در پس درهای بسته – دست به ریش خود ببرند و عمامه از سر بگیرند و از رهبر بخواهند: به انرژی های معطل کشور بسنده کنند و دست از انرژی هسته ای بکشند. من اطمینان دارم بمحض رخ دادن این میانجیگری، رهبر عقب خواهد نشست. با این احتجاج که من روی هر که را بر زمین بیاندازم، روی بزرگان و نخبگان دینی را بر زمین نمی اندازم. بیاورید جام زهر را.
من صمیمانه به رهبرمان حق می دهم. ایشان چشم انتظار فریاد بزرگان است اما کسی از آنان نطق نمی کشد. علتش هم ترسی است که سال های سال با ظرافت به بیوت حضرات تزریق شده و اکنون همان ترس ظریف است که نمی گذارد عمامه ای از سر برداشته شود.
پیشنهاد می کنم آقایان یک یا علی ای بگویند و آشکارا بر این سخن متحد شوند. که: آقا جان، همه ی ما برای آن حق مسلم، هم شعار داده ایم و هم هزینه کرده ایم. هزینه اش را اگر ریخته ایم دور، فدای سرتان. شعاری هم اگرسرداده ایم پس می گیریم. با همان قوت و انرژی. مثلا فریاد برمی آوریم: انرژی هسته ای خسته ایم خسته ایم. شما خودت را وامدار آن شعارها مدان. جام زهر را هم شریکی سرمی کشیم. مردانه همه ی ما می آییم وسط. می گوییم همه ی ما در برآمدن این ضایعات پشت در پشت سهیم بوده ایم. همه ی ما که وسط باشیم، هم جام زهر، و هم تبعات بعدی اش سرشکن می شود میان ما که هزاران نفریم و شما که یک نفرید.
آقایان حضرات، ما در دو قدمی یک فاجعه ی ملی چشم به راه همت “آشکار” شما بزرگان دینی و سایر شخصیت های کشوری هستیم. با این اطمینان که رهبر ما شب تا به صبح قدم می زند و دست بر دست می ساید و منتظرصدای یا الله شماست. مترسید. داخل شوید.
محمد نوری زاد
بیست و هفتم مهرماه سال نود و یک














آقای نوری زاد ، میدانم که ازنفس گرمی شمیمی گرفته ای که نوشته ها و گفتارت چنین بردل مینشیند.
نفست گرمتر،وجودت برقرار و ازچشم ودست بدان محفوظ باد.
هم چوب را خورد, هم پیاز را و هم پول دادمردی خطایی کرد و محکوم به مجازات شد, به او گفتند: می توانی مجازاتت را خودت انتخاب کنی.یا باید درد خوردن چندین ضربه چوب را تحمل کنی یا خوردن مقداری معین پیاز را و یا پرداخت فلان مبلغ پول را.مرد با خود فکر کرد: خوردن پیاز از هر مجازاتی قابل تحمل تر است.این بود که پذیرفت پیاز بخورد.هنوز یک سوم مقدار تعیین شده را نخورده بود که حالش دگرگون شد و گفت: چوب بزنید! پس از اینکه چند ضربه چوب را هم خورد, طاقتش تمام شد و گفت: پول می دهم! این بود که مبلغ تعیین شده را نیز پرداخت کرد.
هر امیری و شاهی که در این مملکت قدرت به دست داشته بعد از مدتی روانی و
خود بزرگ بین شده و این رهبر هم از این قاعده مستثنی نیست. حکومته
دیکتاتوری و مردم بوت پرست نتیجه بهتر از این نداره. نوری جان این رهبر
اوضاش ا این حرفا خرابتره و با هیچ نوری هدایت نمیشه.
درود بر قلم توانمند نوریزاد. چه حکایت سودمندی را از تاریخ نقل کرده اند. کاش گوش شنوایی وجود میداشت.
البته اقای نوری زاد با دید عشق به سرزمین و انقلاب این موارد را بیان میکنند ولی باید دید شب بیداری رهبر برای مشکلات کشور است یا گذر از این بحران و سلاخی اندیشه و خشکاندن کامل ریشه های بجا مانده حتی امثال شما که بعد از عبور ایشان از بحران بدان به جنین نزدیکترین کسانت هم رحم نخواهد کرد برای ایشان اعلام توقف بسیار اسان است و کمترین ارزوی ایشان عبور از این بحران با این شیوه است لاکن نباید با برخورد احساسی به کسی که حتی از فساد نزدیکان خود به نیکی یاد میکند و ان را هدیه الهی میداند (بیان اقای مهدوی کنی در اینکه من چون بنده خوب خدا بودم شعبه هاروارد در ایران که برای تامین مدیران در ایران تاسیس شده به ایشان بعنوان ارث رسیده و صد البته بقیه اموال دولتی که به ثمن بخث به ایشان و خانوادهشان واگذار گردیده و یا بنیاد مستضعفان و ستاد …………)اما متاسفانه غربی های خبیث این روحیه ایشان را کاملن روانشناسی کردهاند و حضور و تدام رهبری ایشان با اینگونه تفکرات و به همت این روحیات در فکر پیاده کردن چیزی فراتر از انچه شما تصور میکنید میباشند فرمایش حق تعالی که هیچ تغییری در قومی اتفاق نمیفتد تا زمانی که مردم ان قوم روح بردگی و بندگی غیر خدا را تغییر دهند
در حقیقت اگر آقای خامنه ای واقعا مایل باشن که در زمینه برنامه های هسته ای عقب نشینی کنن به طوری که غرورشون زیاد خدشه دار نشه، اولین کاری که باید بکنن باز کردن فضای نقد و انتقاده که فوق العاده آسونتر از عقب نشینی از برنامه های هسته ای بدون درخواست «بزرگانه». تنها کاری که آقای خامنه ای لازمه بکنن اینه که بگن جریان فتنه وجود داشت، اما بعضا دلسوزین و مخلصین ولایت در برخی جاها تندروی کردن و باید فضای نقد و انتقاد رو بازتر کرد. بیان این جملات فوق العاده آسونه و موجب راحتی همگان -مردم و حاکمان- میشه و در نتهایت میتونن همه تقصیرها رو گردن احمدی نژاد نالایق و بی کفایت بندازن. همونطور که آقای خامنه ای سال 78 به دیدار قربانیان حوادث کوی دانشگاه رفت و اشک ریخت، امروز هم میتونه به دیدار بسیاری از اصلاحطلب ها بره و بابت تندروی هوادارانش از اونها دلجویی کنه. این کار هم جمهوری اسلامی رو نجات میده و از آتش خشم بسیاری از مردم کم میکنه و هم هیزم انتخابات میشه. دیگه از این بهتر؟ خدا کنه گوش شنوایی در بیت وجود داشته باشه…
عزیز دل برادر در کنار ایشان مشاوران دلسوز هستند ولی کو گوش شنوا ! با واسطه معتبر از یکی از مشاور سابق ایشان شنیدم که خودرای تر و مغرور تر از وی کسی را سراغ ندارد و وقتی نظر مقام عظما با مشاورانش نمی خواند در فرصت مقتضی از خجالت آن مشاور در می آید. آری اینچنین است برادر !!
یکی از مشکلات که حتما باید آنرا بیان کرد این است که خامنهای هزینه اشتباهات خودش را به مردم ایران تحمیل میکند و حاضر نیست مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد. به خصوص در زمینه ی انتخابات که او با تحمیل احمدی نژاد به مردم ایران هزینه ی سنگینی را متوجه ی کشور کرده است و حاضر نیست که اشتباهش را به صورت علنی بپذیرد و به استیضاح او رضایت بدهد.
همه ما معتقدیم که ادبیات وعملکرداقایان با مخالفانشان خیلی بد است پس مثل انها بی احترامی نمیکنیم
اقایان همه میدانند که اطراف رهبری مشاورانی هستند که شاید نمیگذارند تمام نظرات ایشان اجرا بشه
با عنایت به راهکار جناب نوری زاد تنها را برون رفت از این بحران ورود بقول قدیمیها ریش سفیدان میباشد
ومن هم به عنوان یک ایرانی میگم اقای رهبر مردم گرسنه و مشگل دار شدن وادم گرسنه دین وایمان ندارد
تر به خدا قبل از اینکه لشگر گرسنه گان راه بیفتد اقدام عاجل کنید مردان بزرگ تصمیمات بزرگ باید بگیرند
با اقای خامنه ای سالهای 57 به بعد میشود به این مهم دست یافت
یک یا علی
اگر گفته شود (نرود میخ آ هنین درسنگ ) باید درجواب گفته شود ( اگر بینی که نا بینا وچاه است…اگر خاموش بنشینی گنا ه است) که هردو ازشیخ اجل سعدی است . اولا تا کنون نامه های زیادی به آ قا ی خامنه ای نوشته شده است که متاسفانه ایشان جوابی نداده اند واثری ازاین نامه ها در رفتار وگفتارشان مشاهده نشده است ثانیا حد اقل چیزی که میدانیم این است که ایشان به ا ینتر نت دسترسی کامل دارند بنابراین از همه آ نچه در دنیا میگذرد اطلاع دقیق دارند ثالثا میدانیم ایشان از لحاظ فکری خدای نا کرده عقب ماندگی ندارند که هیچ بیش از حد معمول هم با هوش وآ شنا به تاریخ وسر گذشت بزرگان وسران زند ه ومرده جهان دارند . حال این سئوآ ل باید مطرح شود که پس چرا چنین رفتار وکردار غریب وعجیب ودور از عقل وفهم و دور از انتظار دارند ؟ شاید ایشان هم در شرائطی نظیر آ نچه تاکنون از بزرگانی که آ مده اند ودر تلویزیون حرفها ئی زده اند ورفتاری از خود بروز داده اند که معلوم شد در زیر شکنجه های غیر انسانی وغیر قابل تحمل بوده اند ولی پس از رهائی ازشکنجه های وحشیانه وغیر قابل تحمل / شخصیت واقعی خودرا یافته ودیده ایم که چه انسانها ی شرافتمندی بوده وهستند که در شرائط ویژ ه برخلاف خو.استه ها وباور های خودچونین خرفهائی زده وچونین کردار داشته اند . بادر نظر گرفتن همه این عوامل میتوان احتمال ضعیفی ( شاید هم قوی ) داد که هشدارها وتذکرهای دلسوزان در ایشان ( مقام معظم رهبری )اثر داشته باشد وبا درایت و بیداری همه کسانی که میدانند تحریم وجنگ فقط بضرر مردم ایران است از فاجعه ای بد تر از آ نچه جریان دارد جلوگیری شود . فراموش نکنیم که اگر هرکس ذره ای ازوقوع فاجعه تحریم و جنگ تصور درستی داشته باشد از جان خود که هیچ حتی از آ بروی خویش نیز مایه خواهد گذاشت تا جلو آ ن شاید گرفته شود . در بیا نیه ای که 9 نفر از بزرگان داخل کشور منتشر کرده اند امضای کسانی چون آ قای ملکی و آ قای عمو ئی پای آ ن است که از شریفترین انسانهای جامعه واز زجر دیدگان بدست همین نظام هستند . امروز دیگر اظهر من الشمس است که اگر نزدیکان وهمراهان ومعتمدین محمد رضا شاه پهلوی ویا قذافی ویا حسنی مبازک و یاهمین امروز بشار اسد هشدار داده شده بود واینها به هشدارها واعلان خطر دوستان واقعی مردم وکشور گوش داده بودند از روزگار سیاهی مردمی که امروز شاهدش هستیم جلو گیری میشد . کمترین اثر نامه های دلسوزانه به آقای خامنه ای اتمام حجتی است که در تاریخ میماند ونیکنامی یا خدای نا کرد ه بد نامی آن برای کسانی که از ترس مرگ خود کشی میکنند ویا به نظر مردم اعتنا نمیکنند تا ابد میماند
با
سلام خدمت مسؤلین محترم سایت و خوانندگان گرامی،
سوز دل آقای نوری زاد برای کشور ، مردم ایران ، انقلاب و اسلام به روشنی از هر کلمه و هر جمله و نوشتۀ ایشان قابل حس است. حناب آقای نوری زاد ، اما ما در درون فاجعه ایم. چه فاجعه ای از این بزرگتر که بنام اسلام و انقلاب، کشور ما رکورد دار فحشای دختران بسیار حوان شده است . رکورد دار فقر و اعتیاد شده است .یأس و نا امیدی نسبت به آینده ، اکثریت حوانان ما را فرا گرفته است. به نام دین و انقلاب بیت المال راغارت و چپاول کردند. به نام دین و انقلاب ، رکوردار زندانیان سیاسی ، زندانی روزنامه نگار و زندانی وکیل دادگستری هستیم .این ها اگر فاجعه نیست ، پس چیست؟ این وقایع در کشوری بنام ایران اتفاق افتاده و هر روز بر دامنۀ آن افزوده می شود .
جناب نوری زاد از روی دلسوزی و بنا بر مثل معروف که انسان در حال غرق شدن به هر خاک و خاشاکی چنگ می اندازد ، دست به دامن مراجع و بزرگان دین شده اند .اما کدام مراجع و کدام بزرگان؟ مگر آنچه در سرزمین ما هر روز در حال اتفاق افتادن است اتفاقات ریز و کوچکی است که قابل دیدن و شنیدن نباشد. اگر کسی نمی شنود ، کر است و اگر نمی بیند کور است . آن مرجعی که می بیند و می شنود وخود را به ندیدن و نشنیدن می زند ، نه مرجع است و نه بزرگ. اجازه ندهید بار دیگر اشتباهات تاریخی خود را تکرار کنیم. مار در آستین های خودمان پرورش ندهیم. ما در انقلاب به مراجع و بزرگانی که بسیار شناخته تر و با سابقه تر بودند چک سفید دادیم و امروز نتایج ناگوار و تلخ آنرا شاهدیم. بیائیم بر روی مردم خودمان ، با همۀ کمی ها و کاستی ها یشان ، حساب بیشتری باز کنیم.راه خروج از فاجعه را با یاری جستن از مردمی که فاجعه و فجایع را با پوست و گوشتشان لمس می کنند ، جستجو کنیم.همان هائی که علیرغم تهدید های دائمی حکومتیان و شعبان بی مخ هایشان در سر هر کوی وبرزن ، در صف نان و داخل اتوبوس از اعتراض خودداری نمی کنند . آنها را شکل دهیم و بر روی آنان سرمایه گذاری کنیم.اکثریت مراجع و بزرگان دین آنچه در فکر و توان داشتند چه با شرکت مؤثر خود و چه در حالت انفعالی ، بکار گرفتند و تهدید ها را برای کشور ایجاد کردند . فساد ها را بوجود آوردند ، فحشا ها را بوجود آوردند . بی اخلاقی ها را بوجود آوردند. قتل ها و اعدامهای هموطنان را بوجود آوردند . حقوق شهروندی شهروندان را زیر پا گذاشتند و حا لا درست است باز برای از بین بردن فجایع دست به دامن این به اصطلاح مراجع و بزرگان دین شویم؟
من بخوبی آگاهم که هنوز بیشماری در کشور ما هستند که از تجربه ها نیاموخته اند و هنوز اگر کسی به کفش این حضرات بگوید کفشک ، خرخرۀ آنان را می جوند . اما بهتر این نیست پس از این همه تجربیات خون آلود و بسیار پر هزینه ، بر دیوار شکستۀ آنان یادگاری ننویسیم ؟ شما را به همۀ مقدساتی که باور دارید قسم ، بیائید بر روی همان هموطنانی سرمایه گزاری کنید که می دانند چه چیزی می خواهند و چه چیزی نمی خواهند. شاید این شیوۀ سرمایه گزاری کمی دیر تر ما را از درون فاجعه خارج سازد اما آنچه که به دست خواهد آمد استوار خواهد بود. سلامت باشید جناب نوری زاد.
سرنوشت ۷۰ میلیون ایرانی به اندازه نظر چند تا آیتالله ارزش نداره؟ ۵% گرسنه، ۷۰% زیر خطه فقر . بیدار شوید رهبر که نمیتونه با سرنوشته یک کشور بعضی کنه. حالا امدیم اصلا رهبر کاری نکرد اون وقت چی؟ ایشان در خراسان گفت همچی خوبه ، همان روز دلار ۳۰۰ تومن گرانتر شد. واقعیت این است که یکی از مشگلات کشور همین رهبری است و نبود آزادی . فساد تا کمر ایران را گرفته ، ماله کشی کافیه
من دلم برای خودم و مردمم میسوزه که باید اینهمه سختی بکشیم ، آخه من تو جنگ بدنیا اومدم و سی ساله تو جنگ روانی بزرگ شدم، اما شما هرچقدر که حرفاتون قشنگ و حسابه ولی نمیدونید که این اقایان هیچکدوم دلشون واسه امثال من نسوخته و فقط دارن بارشون رو میبندن تا زودتر قبل از شورش مردم فرار کنن.
سوپاپ اطمینان D:
lما ازشعارهایمان عقب نشینی نمی کنیم. شما از یک کودک سیزده ساله و یک پیرزن هفتادساله ی روستایی بپرسید: حق مسلم یعنی چه که مشت هایتان را برایش گره کرده اید؟بخدا قسم نه یککودک سیزده ساله و نه یک پیرزن هفتادساله ی روستایی ونه من چهل و هفت ساله تحصیل کرده و اجتماعی نه از انرژی هسته ای ونه از محتوای فیلم موهن پیامبر هیچ نمی دانیم و همیشه فریب شعار و اخوش بودن خودمان را می خوریم . ما فقط وسیله ایم و بس
عزیز اینها همشان تابعیت دوگانه دارند، هرگاه ببینند اوضاع قمر در عقرب شده همچون خاوری جون به فریضه هجرت همت خواهند گمارد و ترویج فرهنگ ناب اسلام را در بلاد کفر ادامه خواهند داد! تازه اگر اوضاع طوری بشود و کسی به اینها بگوید بالای چشمتان ابروست باید جواب دول غربی (آمریکا، کانادا، انگلیس و … ) را بدهد که چرا با شهروندانشان بدرفتاری کرده اید.
دوست عزیز بسیاری از آیات اعظام اصل حکومت را قبول ندارند.بعد شما توقع داری به یاری رهبری بروند.مثل اینکه از پیشینه برخورد این حکومت با مراجع خبر نداری که این گونه سخن از نامه به رهبری میزنی.اگر رهبران شما در جنبش سبز چند سالی است که در حصر به سر میبرند.بعضی از حضرات آیات بدون حتی اینکه بدانند چه اتهامی دارند و گناه آنها چه بوده دها سال در حصر خانگی بودند.(منظور بنده به هیچ وجه اقای منتظری نیست)
وارد عمل شدن مراجع به بازی های آقایان چیزی جز کشته شدن فرزندان و حصر و زندانی شدن و خونریزی ندارد.همان طور که بعد از انقلاب شاهد آن بودیم.بنده شما را به مطالعه تاریخ بعد از انقلاب بیوت مراجع اصیل و مردمی دعوت میکنم تا به رد پای مرگ های مشکوک فرزندان آنها پی ببرید.دوست عزیز اگر مراجع تشخیص میدادند که وار عمل شدن آنها یک درصد از مشکلات مردم را کاهش میدهد وارد عمل میشدند.ولی مشکل شما اینجاست که نه خوب مراجع اصیل و سنتی را میشناسید و نه رهبری و اطرافیان او را.
فکر می کنم این افرادی که مورد خطاب شما هستند، عرضه و جرات و شجاعت این کارها را نداشته باشند. چطور است شما خطاب این پیام خود را تغییر داده و آنرا خطاب به ملت ایران بنویسید و ازآنها بخواهید که با حسن نیت به خیابانها آمده و رسما بخواهند که ما ازخیر انرژی اتمی حتی صلح آمیز گذشتیم و برای حفظ ملت و مملکت درخواست می کنیم که دست از این کارها برداریم. حفظ مملکت از اوجب واجبات است
يكى بايد به خود نورى زاد كمك كنه كه از فاجعه شخصيتى و روانى نجات پيدا كنه …
یکی هم به تو باید کمک کنه که با وجود این همه مشکلات هنوز سرتو مثل ….. تو توبره کردی و …..اون وقت به آقای نوریزاد توهین میکنی
امثال نورى زاد از اين كه مسئوليتى بهشون داده نشده داغ دارند
نمونه ش همين كروبى ؛ تا وقتى مسئوليت هاى مختلف داشت صداش در نمى آمد ، به محض اين كه مسئوليتش رو ازش گرفتند يا در انتخابات مغلوب شد ، نفاق و بى جنبگى خودش رو نشون داد .
شما همه تون ول معطليد …
نوری زاد که نور می دهد دوست عزیز. تازه او نمی تواند فا جعه شخصی بیافریند و مشکل برای 74 ملیون انسان ببار اورد .چون پست مقام قدرت شو کت و نیروی نظامی و شعبان بی مخ ندارد مانند اقا و مزدور مانند تو ندارد .که بخواهد فا جعه بیافریند فا جعه را اگر انصاف داشته باشی و سواد و اهل مطا لعه همیشه دیکتا تور ها و زور گویان و مزدوران حلفه بگوش برای یک کشور درست می کنند
کاش توهم ذره ای وفقط ذره ای از شجاعت نوری زاد را داشتی بااینکه دراین دیار تابلو است بازهم پنجه در پنجه شیر (البته پوشالی) میاندازد وخوف تهاجمی فداییان(بخوانید جیره خواران) ولایت را ندارد
درود بر نوریزاد، سلام بر خامنهای. دوستان به کمپین “به خاطر صلح و آزادی” که آقای نوریزاد بنیانگذاری کرده است بپیوندید تا بتوانیم از انقلاب اسلامی که این روزها از طرف براندازان با شورای قلّابی ملی و عناصر انحرافی حلقه مشایی در خطر افتاده دفاع کنیم.
خواهر اکثریت ملت این نظام را نمیخواهند
خواهشا از توهمتون خارج شيد…
الهام جان اول اسمتوعوض کن یاد مردهزارشغله وعیال متوهمش میافتم بعدشم واؤه انقلاب اسلامی کاملا منسوخ شده که نه از انقلاب چیزی مانده واسلام هم بااین همه سو استفاده ازان ته دیگش مانده
نوری زاد عزیز .رهبری نیست.غاصبی بی خرد در جایگاه رهبر نشسته و از کسانی که رزقشان از همین خوان است امید واهی داری.خطای تاریخی شما این است که خامنه ای را قبول داری بعدش انتقاد می کنی و دنبال اصلاح رفتار ایشانی.
شما چرا مطالبی که به نفع خودتون نیست رو اینجا نمی ذارین .
in ghodrat oonghadr shirineh ke baziha bekhatere az dast raftanesh geryeh mikonand
in ghanoone asasi agar rahbari ra ke mardomi ham bashad oou ra diktator mikonand
اصل مطلب را دو نفر از عزیزان به درستی عنوان کردند:”هیچ وقت فراموش نکنید یک شبه آیت الله و فقیه شدن و به دولت رسیدن حضرت آقا علت عمده ی بد بختی های امروز است”
“این رهبر خود را بی نیاز از کمک و هم فکری دیگران و حتی بی نیاز از کمک خدا تصور میکند”
بی انصافی است اگر در این برهه از زمان رهبری را به کودتاچیان بسپاریم و رهایش کنیم. امروز وقت عمل است تا قطار انقلاب در پرتگاه تاریخ سقوط نکند. همه با هم….
آقای نوری زاد عزیز، میخواستم خدمتتون عرض کنم از این به بعد به مردم نامه بنویسید. خیلی رک به آنها بگوئید آنچه که باید بگوئید. فریاد بزنید که که کجاست آموزهای دینیتان؟ تنها راه درمان این بدبختی، قبول حس مسئولیت تک تک مردم در مقابل دینشان، فرزندانشان، شرفشان و البته خاکشان ایران است. بگوئید که در پیشگاه خداوند به خاطر دیدن این همه ظلم و جنایت و دم نزدن و سکوت مرگبارشان مجازات خواهند شد. بگوئید که به خاطر انباشت کفر، دروغ ، بهتان، ربا خواری و … هر روز بر سرمان بلا میبارد. بگوئید که سکوتشان به معنی پایمال شدن خون امام حسین در راه مبارزه با حاکم ظالم اسلامی خواهد بود.
آقاي نوري زاد حرفهايت كاملا درست است. اما الان كه گفته شد ديگر قابل اجرا نيست.
به نظرم شما نخواستيد مشكلي را حل كنيد يا راه حلي را براي مسئله اي نشان دهيد بلكه ميخواستيد خودتان را نشان دهيد. و چند سال آينده همه بگويند فلاني عجب عقلي داشت آن روز اين حرف را زد.
بياييد بجاي مطرح كردن خودمان واقعاً راهكار اجرايي بدهيم.
درود به شرفت آقای نوری زاد با این شجاعت داخل ایران هستی و حرف دل مردمو می زنی خدا پشت و پناهت باشه به امید آزادی ایران از چنگال شیاطین
نه آقا! زبان ما نیست. حرف ما اینه! آقایون پاشید برید بیرون! دیگه شما رو نمی خواهیم. این با حرف ایشون خیلی فاصله داره
باید بساط سلطانی و دستورات آنچنانیِ خارج از عقل وقانون بر چیده شود.
اقای نوری زاد اگرفرمایش شما را بپذیریم اما ایا این همه کشور غیر متعهدو سیاستمداران غربی که میگویند انرژی هسته ای حق همه کشورهاست انها هم دروغگو ومغرورند/واقعا چه کسی راست میگوید؟ ایا رهبر زبان شما را بریده است؟ ویا چشمهای شما را از حدقه دراورده است؟ من به رهبر انتقاد دارم اما سعی میکنم انصاف هم داشته باشم/
دوست عزیز اگر مدرکی داری ارائه بده و شعار نده دوم اگر کسی از اشتباه خود بر گشت و به اشتباه خود
اعتراف کرد ان ادم بزرگ ترین و بهترین ادم است که می شود به او تکیه کرد . و گرنه شاه رجوی و خا منه ای و همه دیکتا تور ها ی جهان بزرگترین اشتباه شان و انحرافشان این است که به اشتباه خود یا اعتراف نمی کنند یا هنگامی که اعتراف می کنند در بد ترین شرایط ممکن قرار دارند واین کار را می کنند اگر ما بخواهیم همه گروه های سیاسی و نخبگان سیاسی و. از زمان قا جار تا اکنون را در کشور خودمان کندو کاو کنیم می بینیم که همه اشتباه داشته اند و لی کسا نی در تاریخ با نام نیک از ان ها یاد می شود که به اشتباه خودشان معترف شوند
ما همه انسان هستیم و جایز الخطا نه نماینده خدا هستیم و نه سایه خدا و نه مبری از خطا و اشتاه
دوستانی که می گوئید اقای نوری زاد باید خطابش به مردم باشد و با مردم به گفتمان بنشیند . دوستان این نامه ها تیغ دو لبه است که هم مردم مراجع را بشناسند و هم مراجع به خودشان بیایند که اگر نیایند مردم حتما در اینده فکر اسا سی برای کشور و حکو مت مستبد و متحجر خواهند کرد این دیرو زود دارد اما سوخت سوز ندارد .در واقع این نا مه ها ی نوریزاد و زندانیان در بند و نخبگان دانشگاه و حوزه به رهبر در مردم و مسئولین حتی ان ها که در دفتر خا منه ای هستند اثر گذار و فر هنگ ساز خواهد بود شک نکنید نهضت نامه نویسی از انقلاب فرانسه اغاز شد که نویسند گان هنر مندان و شا عران و نخبگان ان کشور با این که زندانی می شدند و گاهی سر شان با گیوتین زده می شد نامه به نا پلئون می نوشتند و مشکلات را به او گوشزد می کردند و. جامعه فرانسه را به جائی رساندن که دیکتا توری ما نند نا پلئون را از بالا به زیر کشاندن و امروز فرانسه مهد ازادی بشر و انقلاب فرانسه را تجربه بشریت می دانند
کاملاً حق مطلب رو ادا کردی و از شرمندگی معظم له در اومدی!
قلمت استوار باد!
معنی کلمه”رهبر” از سه زاویه
1- از دید خود رهبر: یعنی فقط اجرای امر من , اجرای دستورات مستقیم یا غیر مستقیم , بهم زدن اوضاع و مانند یک قهرمان برای پایان دادن به مناقشه ظاهری یا حتی واقعی , رهبر یعنی یک اسم بزرگ و منحصر به من
2-از دید اطرافیان و درباریان : رهبر یعنی خدا , رهبر یعنی غیر قابل انتقاد , رهبر یعنی مرد کامل دوران و شکست نا پذیر , رهبر یعنی رهبر یعنی حقوق زیاد , رهبر یعنی سپر بلای درباریان در برابر مردم جهت انجام کارهای پرمنفعت و پولذار که دور از چشم مردم (البته که همه مردم میدانند) باشه.
3-از دید اکثریت مردم : رهبر یعنی دیکتاتور , رهبر یعنی شاه مدرن ,رهبر یعنی بنای چند صد کیلومتری که تا شعاع چند صد کیلومتری هیچک از مردم حق ورود به آن را ندارند و حتی حق نظر دادن به آن را هم ندارند تا اطرافیان در این شعاع راحت به کارهایشان ادامه دهند ,رهبر یعنی عوض نشدنی , رهبر یعنی “””””” دیکتاتور”””””””
بهتراست این پیشنهادرا عملیاتی کنیم وفعلا هر چهارشتبه بعدازظهر باشرایط مندرج دربالا درمیدان ولیعصر تجمع کنیم کسانی که موافقند رای مثبت دهند
درود بر نوری زاد . همچنان بر جهل و استبداد بتاز ما پشتی بان تو هستیم