سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گلوله باران پایگاه بسیج در غروب 25 خرداد؛ ادعایی که حتی در یک طرفه ترین گزارش‌های حکومتی هم نبود!...

گلوله باران پایگاه بسیج در غروب 25 خرداد؛ ادعایی که حتی در یک طرفه ترین گزارش‌های حکومتی هم نبود!

چکیده :مشخص نیست سخنان اخیر رهبری از کجا آمده و چرا در سه سال گذشته حتی افراطی ترین سرداران و رسانه ها بیانش نکرده بودند. می توان این تعبیر را یک اشتباه لفظی خواند که در این صورت چون از زبان عالی ترین مقام نظام بیان شده و ثبت در تاریخ می شود، حتما شایسته تصحیح و عذرخواهی است...


کلمه – حسین ناصری نیا:

درگیری هایی که عصر روز 25 خرداد در خیابان محمدعلی جناح مقابل یک پایگاه بسیج ایجاد شد و تلاش شد تا شکوه راهپیمایی آن روز با پرداختن به آن تحت الشعاع قرار بگیرد، در این سه سال با روایت های مختلفی رو به رو بوده است. از روایت های خانواده قربانیان و آسیب دیدگان تا ادعاهای مقام های نظامی و امنیتی، و از تصاویری واقعی که همان روزها در یوتیوب به نمایش گذاشته شد تا تصویری که فیلم قلاده های طلا به نمایش گذاشت. به خصوص در این باره که چه کسی، چگونه و به چه میزان از اسلحه و گلوله جنگی استفاده کرده، تاکنون سخنان متفاوت و متناقضی مطرح شده است. اهمیت این موضوع هم به این خاطر بوده که هشت نفر از مردم با گلوله جنگی کشته شده اند و هنوز که هنوز است، پس از سه سال و اندی، حکومت حتی پرونده قتل یک نفر از آنها را به درستی پیگیری نکرده است.

اما روز گذشته  روایت جدیدی آن هم از سوی عالی ترین مقام نظام در یک سخنرانی عمومی مطرح شد که تا پیش از این حتی در رسانه های معتاد به دروغ پردازی هم مطرح نشده بود: گلوله باران پایگاه بسیج! این در حالی است که در یکطرفه ترین گزارش های حکومتی پیش از این هم حداکثر ادعا شده بود که یک نفر از اعضای آن پایگاه با اصابت گلوله از ناحیه پا زخمی شده و در مقابل، بسیجیان بنا به دستور مقام مافوق به سمت حمله کنندگان تیراندازی کرده اند.

مشخص نیست سخنان اخیر رهبری از کجا آمده و چرا در سه سال گذشته حتی افراطی ترین سرداران و رسانه ها بیانش نکرده بودند. می توان این تعبیر را یک اشتباه لفظی خواند که در این صورت چون از زبان عالی ترین مقام نظام بیان شده و ثبت در تاریخ می شود، حتما شایسته تصحیح و عذرخواهی است؛ یا اینکه یک ادعای جدید است که با هیچ یک از واقعیت ها و قرائن دیگر نمی خواند و مشخص نیست چرا از سوی رهبری ابراز شده است.

بدون اینکه نظری قطعی در این باره مطرح کنیم، چند نمونه از روایت های موجود و غالبا مطرح شده از سمت حاکمیت را فهرست می کنیم تا مخاطبان بهتر بتوانند در این باره قضاوت کنند:

روایت ابتدایی سایت رجانیوز
راهپیمایی غیرقانونی هواداران موسوی از میدان انقلاب تا آزادی برگزار شد. در این راهپیمایی موسوی، کروبی، خاتمی، فائزه هاشمی، مجید انصاری، غلامحسین کرباسچی، محمد رضا خاتمی و … حضور داشتند. در انتهای این مراسم آشوب گران تعدادی اتوبوس، بانک، موتور سیکلت و دیگر اموال عمومی و شخصی را به آتش کشیدند. هم چنین حمله به پاگاه نظامی بسیج مقداد در خیابان آزادی موجب درگیری مسلحانه نیروهای نظامی و اغتشاشگران شد. متاسفانه در این درگیری ها یک مادر و دختر (سرور برومند و فاطمه جب پور) در مهدکودکی در اثر اصابت گلوله به شهادت رسیدند. هم چنین داوود صدری 26 ساله و شاغل در شرکت دارو سازی، مسعود خسروی 45 ساله کارمند تاکسیرانی و عضو بسیج و حسام حنیفه 19 ساله و کارمند شرکت نقشه کشی از افرادی بودند که به ضرب گلوله های غیرسازمانی به شهادت رسیدند و به همین علت خانواده های آنان از مسببین اغتشاشات بعد انتخابات و شخص میرحسین موسوی اعلام شکایت کردند.

گزارش خبرگزاری فرانسه، 28 خرداد 1388
استاندار تهران ادعا کرد که در تظاهرات روز دوشنبه هواداران افراطی میرحسین موسوی عامل کشته و زخمی شدن مردم بوده اند. ادعاهای این مقام جمهوری اسلامی ایران یک روز پس از پخش یک فیلم ویدیوئی از شبکۀ چهار تلویزیون انگلیس عنوان می شود که یکی از اعضای پایگاه بسیج را در تقاطع خیابان آزادی و خیابان جناح در تهران درحال تیراندازی به مردم از پشت بام پایگاه نشان می دهد. افزون بر این یک شاهد عینی هم به خبرنگاران حاضر در محل گفته است که گروهی ار بسیجی ها ی موتورسوارکه خود را حزب الله می خواندند در حوالی میدان آزادی به سوی مردم اعم از زن وکودک ومرد تیراندازی کردند.

روایت وبلاگ نویسان اصولگرا، تابستان 1388
تابلوی بسیج به آتش کشیده شده و همزمان با صدای شلیک افراد متواری می شوند. بعد فهمیدم که اینها همه گلوله مشقی بوده است و فرمانده اجازه استفاده از گلوله جنگی را نداده بود. از بیرون هم عده ای شایع می کنند که افراد کشته شده اند. اما این حیله زود لو می رود که بسیجی ها قصد شلیک ندارند. مهاجمان جری تر می شوند. کوکتول مولوتوف ها به سمت بسیج پرتاب می شود. یه دشتگاه هایلوکس و یک خودرو تویوتا در حیاط آتش می گیرند. شیشه های طبقه دوم شکشته شده و آتش به درون ساختمان وارد می شود. بار صدای شلیک گلولهای مشقی برای ایجاد وحشت استفاده می شود. فرمانده با بلندگوی دستی بر فراز ساختمان هشدار می دهد که این منطقه نظامی است و کسی حق ندارد به آن تعرض کند. و این گونه مهاجمین را به آرامش می خواند. ام در همین حال به سمت بلدگوی دستی ِ فرمانده تیراندازی می شود. سنگ هایی که در پشت بام به سمت بسیج پرتاب می شد را مدافعان پایگاه به سمت مهاجمان باز پرت می کنند. قصد درگیری وجود ندارد. روبروی ساختمان بسیج یک مهد کودک است که مادر و دختری که در مهد کودکی کمی آن سوتر کار می کردند، از آن حوالی عبور می کردند مورد تعرض مهاجمان و اوباش سبز قرار می گیرند. آنها به سمت مهدکودک پناه می برند. اما اوباش با چاقو به آنها حمله می کنند. آن زن با دخترش به مهد پناهنده می شود. آنها به سوی مهد تیراندازی می کنند… مهدکودک هم از آتش کین آنها در امان نماند و در آتش سوخت… شهیدان سرور برومند ۵۸ ساله و فاطمه رجب پور ۳۸ سال… نیروهای بسیجی دو دسته شده بودند. گروهی بر روی پشت بام بودند و گروهی در زیرزمین (محل نگهداری اسلحه) یکی از بسیجیان که پشت بام مستقر بوده تیر می‌خورد و از ناحیه پا مجروح می‌شود. او را دیروز دیدم. هنوز پایش لنگ می‌د. اما بقیه مقاومت می‌کنند. مهاجمان روی دیوار می‌آیند و نرده های روی دیوار را می‌کنند. جرثقیل یکی از خانه های نیمساز همسایه هم در آتش حقد و کینه اوباش می‌سوزد. جمعی از مهاجمین وارد حیاط می شوند و برخی سعی می کنند تا از طریق حفاظ پنجره‌ها خود را به پشت‌بام برسانند. صدای تیراندازی از زیر زمین به گوش می‌رسد. مدافعان پایگاه به سقف زیرزمین بسیج شلیک می کنند. تا ایجاد رعب کنند. سقف زیر زمین هنوز سوراخ سوراخ است. اما تیرهای هوایی اثری ندارند. گلوله‌ها جنگی می شود؛ دستور از طرف مافوق صادر می‌شود که هرطور شده از پایگاه حفاظت کنید، حتی اگر لازم است جان‎تان را از دست بدهید! باید از اسناد و اسلحه ها حفاظت کنید. البته دیگر همه اسناد و بایگانی بسیج در آتش سوخته بود. اما بسیجیان درون پایگاه به سمت افرادی که وارد حیاط شده‌اند تیراندازی می‌کنند. هفت نفر کشته می شوند اما حوزه ۱۱۷ سقوط نمی‌کند.

روایت سردار عراقی، فرمانده سپاه تهران، مهرماه 1388
در حوزه 117 بسيج در خيابان محمد علي جناح، بسيجيان به من خبردادند که به ما حمله شده و من گفتم که درها را ببنديد و بريد داخل، هيچ تظاهري هم نکنيد. بيش از 10 هزار نفر به اين حوزه حمله کردند و بسيجيان درها را بستند و ماشين سپاه را پشت آن گذاشتند اما اين اغتشاگران شروع به سنگ پراکني کردند و حتي بسيجيان را با تير زدند که يکي از افراد ما از ناحيه پا مجروح شده است. کوکتل مولوتف، سنگ، کلوخ و آهن پاره به سمت پايگاه پرتاب شد به شکلي که سه ساعت و نيم درگيري وجود داشت، اين افراد نرده ها کندند و پله درست کردند و آمدند تا از ديوار به داخل وارد شوند. افراد اغتشاشگر تويوتاي سپاه را نيز آتش زدند، به بسيجي ها گفتم چند تا تير مشقي بزنيد تا شايد اين افراد بترسند و از آنجا دور شوند، اما اين افراد زماني که فهميدند اين تيرها مشقي است به هم مي گفتند “نترسيد تيرها مشقي است و به پايگاه حمله کنيد”. يکي از اغتشاشگران از دکل مخابرات بالا آمد تا به اسلحه خانه حمله کند، اما بر اساس قوانين نظامي کشور هر کس به يک پايگاه نظامي براي تسخير و غارت سلاح هاي آن حمله کند بايد به او شليک کرد. اين پايگاه داراي صدها قبضه اسلحه بود و از من پرسيدند چه کار کنيم من گفتم که از اين مکان نبايد اسلحه خارج شود، چون اگر اين اسلحه ها به دست اين افراد مي افتاد جنگ خياباني شديدي آغاز مي شد و معلوم نبود که چه اتفاقي خواهد افتاد. هرچه اخطار کرديم که اين افراد عقب بروند، گوش نکردند، تا اينکه فردي که قصد داشت از دکل مخابرات وارد اسلحه خانه شود را با تير زدند و افتاد، رسانه هاي بيگانه نيز آمدند آن لحظه اي که تيراندازي مي شود را به خورد مردم جهان دادند.

سرنوشت پرونده اتهامی ضاربان
بعد از معرفی دو تن تیراندازی کنندگان به مردم معترض در حوادث ٢۵خرداد ٨٨ به شورای عالی امنیت ملی، نتیجه بررسی ها به نفع قاتلین و تبرئه هر دوی آنها و بدون تشکیل هرگونه محکمه ای به پایان رسید. این دو تن، در حاشیه تظاهرات گسترده مردم معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ٢۵خرداد ٨٨، در یکی از فرعی های نزدیک میدان آزادی تهران به سمت مردم شلیک کرده و باعث شهادت و مجروح شدن حداقل چهل نفر از تظاهرکنندگان شده بودند. این دو تن که در گزارش محرمانه اطلاعات سپاه به شورای عالی امنیت ملی معرفی شده بودند، عبدی و آدینه پور نام دارند، که عبدی پرسنل رسمی- آزمایشی سپاه و آدینه پور نیروی قراردادی بسیج مستقر در ساختمان بسیج نزدیکی میدان آزادی بود. این دو نفر از ساختمان بسیج به سمت مردم معترض شلیک کرده بودند که در نتیجه ٣٢ نفر را مضروب کردند و هفت تن را به شهادت رساندند. در این گزارش که به امضای طائب (فرمانده سابق بسیج و مسئول فعلی اطلاعات سپاه) رسیده، آمده است که این دو تن به دستور فرمانده سپاه تهران(سردار عراقی) به صورت تلفنی و با بیسیم مجاز به تیراندازی بودند؛ به طوری که سردار عراقی در این دستور به آنها گفته بود، که تا شهادت مقاومت کنند و لذا این دو تن به مردم معترض تیراندازی کردند. طبق سوابق موجود آدینه پور فردی عصبی و نامتعادل بوده به طوری که از اسلحه و گازاشک آور، در گذشته جهت تهدید همسایگان خود بارها وبارها استفاده کرده و حتی یکبار یکی از همسایگان خود را با گاز اشک آور و ضرب و شتم مجروح نمود، که او نیز به سپاه شکایت کرده بود، اما مورد رسیدگی قرار نمی گیرد. طائب این دو قاتل را بی گناه معرفی کرده بود که به “وظایف شرعی و انقلابی” خود در دفاع از مقر سپاه اقدام نموده اند. نهایتا اینکه بررسی ها به نفع قاتلین و تبرئه هر دوی آنها بدون تشکیل هرگونه دادگاهی به پایان رسیده است.

گفته های پدر شهید رامین رمضانی، آذرماه 1389
بعد از کشته شدن رامین به دیدن آقای ظفر علی برات لو معاونت اجتماعی – امنیتی استانداری تهران رفتم. او گفت که در آن روز ناچار شده اند دستور شلیک بدهند . او گفت وقتی شهر شلوغ شد ابتدا به دستور مقامات بالاتر به نیروهای مستقر در میدان گفته است ۴۰ دقیقه با گلوله پلاستیکی و مشقی مردم را پراکنده کنند اما وقتی دیده اند که فایده ای ندارد دستور رگبار را صادر کرده اند . این آقا در چشمان من نگاه کرد و این حرفها را زد .پس من هم از او و هم از روسای او شاکی هستم. صاف در چشمانش زل زدم و گفتم یعنی شما یکی از مقصران شهادت فرزندم هستید و دستور شلیک داده اید؟چطور توانستید این کار را بکنید؟ او گفت من وظیفه ام را انجام دادم.همین!
منبع: کلمه

روایت فیلم قلاده های طلا، 1390
این فیلم تماما اعتراضات را ناشی از تحریک یک فرد نفوذی وابسته به خارج از کشور می داند که همه جا حتی در اطلاعات و پلیس هم نفوذی دارد و همه کار می تواند بکند و کسی هم کاری به او ندارد. در صحنه هایی از اواسط این فیلم، درگیری های جلوی یک پایگاه بسیج بعد از راهپیمایی آرام میلیونی مردم به نمایش گذاشته می شود. اعضای پایگاه غیر از فرمانده، هیچ یک گلوله جنگی ندارند. یکی از حمله کنندگان که همان فرد نفوذی است هم اسلحه کمری دارد که با آن یک نفر را در خیابان می کشد. خودرویی حامل کوکتل مولوتوف به محل می آید و دهها بطری آتش زا در اختیار حمله کنندگان قرار می دهد. تا قبل از اینکه پلیس ضد شورش برسد، دو سه مورد از دو طرف تیر شلیک می شود.

روایت متفاوت رهبری، چهارشنبه 19 مهر 1391
در فتنه‌ى 88، چند روز بعد از انتخابات به آن عظمت، يك عده‌اى آمدند اظهار مخالفت كردند، يك عده هم از اين فرصت استفاده كردند؛ سلاح گرفتند، كار را به آشوب و تشنج كشاندند، پايگاه بسيج را گلوله‌باران كردند. حرف ما اين بود: آن كسانى كه به نام آنها اين كارها انجام ميگرفت، بايد همان وقت اعلاميه ميدادند، اعلام بيزارى ميكردند، ميگفتند اينها از ما نيستند؛ اما نكردند. اگر اين كار را ميكردند، فتنه زودتر ريشه‌كن ميشد؛ مسائل بعدى هم پيش نمى‌آمد.
منبع: سایت دفتر رهبری


91 پاسخ به “گلوله باران پایگاه بسیج در غروب 25 خرداد؛ ادعایی که حتی در یک طرفه ترین گزارش‌های حکومتی هم نبود!”

  1. یار میر حسین گفت:

    دیکتاتور ها … ابلهان تاریخ .تصورشان این است که با مشت آهنی .دورغ وریا .ترس ووحشت می توانند به عمر حکومت ننگی شان ادامه دهند .مردم را در فقر خرافه نگه می دارند تا نیاز مردم و دغدغی مردم نان باشد .نه آزادی …آسید علی خامنه ای بداند با گفتنه این حرفها تنها بر حقانیت راهمان استوار تر می شویم .که ما حق داریم بر حکومت ارازل اوباش و دورغگویان و.مستبدان بی آبرو بپاخیزیم

  2. ناشناس گفت:

    نصر من الله و فتح قریب

  3. جواب به دانشجوی نفت ۲ گفت:

    خیلی ساده هستی که این سیاه بازی ها رو باور می کنی هر جایی که اقا می خواهد سخنرانی یا بازدید کنه به فاصله چند کیلومتر اطرافش رو محدود به نیروهای خودشون می کنن و همه چیز رو کنترل می کنن اون وقت انتظار داری بزارن مردم عادی بیان به استقبال واقعا که یا ساده ای یا خودت رو زدی به سادگی . از قدیم می گن کسی که خوابیده رو می شه از خواب بیدار کرد اما کسی که خودش رو زده به خواب نمی شه بیدار کرد . از امثال تو مشخص هست که خیلی ها خودشون رو به خواب زدن

  4. مهدی گفت:

    فکر نکنم آقا دروغ گو باشند
    اشتباه به عرض آقا رساندهاندو…

  5. نادر ساری گفت:

    نسخه چاپيارسال به دوستان
    بازخوانی وقایع حوزه مقاومت 117 نینوا
    گزارش لحظه به لحظه از یورش فتنه گران به حوزه بسیج در 25 خرداد 88

    خبرگزاری فارس: تعداد زیادی سلاح در حوزه بود که اگر حوزه سقوط می‌کرد، آنها به دست منافقان می‌افتاد و معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظار مردم است و قطعاً شاهد آغاز جنگ شهری بودیم.
    خبرگزاری فارس: گزارش لحظه به لحظه از یورش فتنه گران به حوزه بسیج در 25 خرداد 88

    به گزارش خبرگزاری فارس متن زیر مشروح ماجرای حمله فتنه گران به حوزه مقاومت 117 نینوا در 25 خرداد 88 است که آن را فرمانده این حوزه روایت می کند.

    ساعت 18:15 تردد مشکوک افراد

    حوزه مقاوت بسیج 117 نینوا ضلع شمال شرقی میدان آزادی و ابتدای خیابان محمدعلی جناح کوچه صفار واقع شده است. روز دوشنبه 25 خرداد طبق روال معمول اداری در ناحیه قدس جلسه‌ای برگزار شد و فرمانده رأس ساعت 18 در حوزه حاضر می‌شود و به دوستان و بسیجیان اعلام می‌کند به جهت شلوغی میدان آزادی، عوامل اطلاعاتی در موقعیت به طور پراکنده مستقر و وضعیت را لحظه به لحظه گزارش کنند. از آنجا که بنا بود حوزه در معرض دید قرار نگیرد؛ دستور این بود که تجمعات کمتر و درها بسته و رفت و آمدی در حوزه انجام نشود تا ساختمان در معرض دید قرار نگیرد. این ماجرا ادامه داشت تا اینکه ساعت 18:15 نیروهای اطلاعاتی اعلام کردند افراد مشکوکی در اطراف حوزه با هم صحبت می‌کنند.

    فرمانده ادامه ماجرا را اینگونه نقل می‌کند: ما با مشاهده این وضعیت، قضیه را به مقام مافوق اعلام کردیم. آنها هم بر دستور قبلی که رفت و آمد کمتر باشد تأکید کردند تا اینکه ساعت 30/18 نیروهای اطلاعاتی اعلام کردند تعداد افرادی که در اطراف حوزه رفت و‌آمد می‌کنند بیشتر شده است.

    حس ششم ما نسبت به این وضعیت هشدار می‌داد. تصمیم گرفتیم اوضاع را بیشتر زیر نظر بگیریم. در ساعت 18:45 افراد مشکوکی که دور و بر حوزه بودند و شمارشان به 16-17 نفر می‌رسید با صدای بلند شروع کردند به فریاد زدن و مردم را به سمت حوزه دعوت کردند. آنها فراید می‌زند که بسیجی‌ها اینجا جمعند؛ بیایید اینجا را بگیریم.

    همچنین برخی می‌گفتند تعدادی جنازه در اینجا نگهداری می‌شود. با تحریک این افراد، جمعیت هم با سردادن شعار علیه نظام و بسیج تجمع‌شان را به مقابل حوزه کشاندند. جمعیت بسیار زیادی که شاید بیش از هزاران نفر می‌شد،‌بواسطه تحریک این افراد در مقابل حوزه صف‌آرایی کردند. این وضعیت حتی تصورش هم برای ما سخت و سنگین بود. ما مدام گزارش وضعیت را به رده مافوق اعلام می‌کردیم. در این لحظه من با به‌دست گرفتن بلندگوی دستی سعی کردم در جهت آرام‌سازی و پراکندن جمعیت تلاش کنم. لذا با این بلندگو از بالای پشت بام شروع کردم به فریادزدن که اینجا مقر نظامی است و تعرض به آن پیگرد قانونی دارد. از مقابل مقر حوزه پراکنده شوید، سعی کردم تا فضا را آرام کنم.

    متأسفانه همان منافقین و لیدرها، مدام جمعیت را به سمت حمله به حوزه تحریک می‌کردند و دقایقی بعد با پرتاب سنگ و کوکتل مولوتف استارت این حمله را زدند در ادامه ماجرا باز هم تا ساعت 19:40 ما فقط با تذکر، درصدد پراکندن آشوب‌گران بودیم و حوزه تا این ساعت در شعله‌های آتش می‌سوخت و زیر باران سنگ و هجوم و حمله وحشیانه قرار گرفته بود و نیروهای ما هیچ عکس‌العملی را تا این لحظه از خود نشان ندادند.

    اولین شلیک فتنه‌گران

    گذشت تا اینکه هنگام تذکر مجدد اینجانب با بلندگو، شلیکی به بلندگوی دستی صورت گرفت که با اصابت تیر، بلندگو از دست اینجانب رها شده و به حیاط حوزه و داخل شعله‌های آتش افتاد. وقتی این حمله مسلحانه برای ما محرز شد. با توجه به اینکه ما در حوزه دارای تعداد زیادی سلاح بودیم و اگر خدای نکرده حوزه سقوط می‌کرد و این سلاح‌ها به دست منافقان و لیدرهای آشوب‌گران می‌افتاد، معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظار مردم بود و قطعاً آغازگر یک جنگ شهری بودیم که کشته شدن افراد بی‌گناه بسیاری را به‌دنبال داشت لذا تصمیم قطعی و حتمی‌مان حفاظت از حوزه، حتی به قیمت دادن جان بود. در این روز در کل مجموعاً 29 نفر از نیروهای بسیجی حضور داشتند و اینها بیشترشان بچه‌های کم سن و سال بودند و تعداد کمی هم از نیروهای با تجربه و مسن‌تر و پخته حضور داشتند.

    حمله نهایی به حوزه

    پس از این تیراندازی، ما به صورت ریز گزارش وضعیت را به رده مافوق اعلام کردیم. پس از این تیراندازی، حمله و هجوم مسلحانه به حوزه و ورود به این مقر نظامی توسط منافقان و آشو‌ب‌گران عملیاتی شد، به طوری که کلیه نرده‌های بالای دیوار حوزه را شکسته و شیشه پنجره‌های سمت کوچه را هم خرد کردند. همچنین تابلوهای حوزه خواهران و برادران پایین کشیده شد و تمامی شیشه‌های حوزه را هم شکستند؛ در حالی که شعله‌های آتش زبانه می‌کشید، با به‌کارگیری تمامی کپسول‌های اطفای حریق تلاش کردیم آتش را خاموش کنیم بچه‌ها هم با خیس کردن پتو سعی می‌کردند از سوختن اموال و وسایل حوزه جلوگیری کنند اما نتیجه‌ای نداشت. در این اثنا، تعداد زیادی کوکتل مولوتف به داخل حوزه پرتاب شد و این موضوع نشان می داد که از قبل، حمله به این حوزه برنامه ریزی شده بود.

    ما هم به جهت اینکه بتوانیم وضعیت را مهار کنیم با پرتاب نارنجک دودزا و گاز اشک‌آور سعی در پراکندن آشوب‌گران و منافقان داشتیم.

    اما بازهم مؤثر واقع نشد،‌ مشاهده وضعیت به‌خوبی نشان می‌داد لیدرها اولین هجوم را می‌آورند تا افراد دیگر را تحریک کنند این وضعیت ادامه پیدا کرد تا به مرز سقوط حوزه رسید. در این موقعیت ما مجبور به شلیک تیرهای مشقی شدیم که این شلیک‌ها بسیار زیاد بود. پس از مدت کوتاهی، وقتی مهاجمان و منافقان متوجه شدند که تیرها مشقی است، روی دیوار حیاط حوزه که فیلم‌های آنها هم وجود است، ایستادند و فریاد می‌زدند ما می‌دانیم تیرهای مشقی است، جرأت دارید به ما شلیک کنید. در این حمله ناجوانمردانه و وحشیانه، 18 موتور از اموال حوزه و بسیجیان و یک دستگاه ماشین تویوتای سواری در آتش سوخت.

    یکی از موضوعات مهم، مسلح بودن مهاجمان است، در این حمله مسلحانه، شلیک‌های متعددی با کلت و کلاشینکف به سمت نیروهای حوزه صورت گرفت و سه نفر از نیروهای ما را زخمی کردند که دو نفر به صورت سطحی و یک نفر عمیق بود که امروز (اوایل خرداد 89) بعد از گذشت نزدیک به یک سال تیر از بدن ایشان خارج شد، لذا برخی از این افراد که دارای سلاح بودند با استفاده از شلوغی و ازدحام بعضا مردم را هم مورد اصابت گلوله قرار می‌دادند تا برای حمله به حوزه تحریک کنند. باید تأکید کنم با رشادت و جان‌نثاری بچه‌ها، سه ساعت و نیم مقاومت و ایستادگی کردیم و تلاش کردیم تا این مقر نظام سقوط نکند. چرا که دستور داده شد بود که حتی اگر نیروها کشته شدند ولی حوزه نباید سقوط کند.

    حوزه را خدا نگاه داشت!

    روز بسیار سخت و دلخراشی بود از این جهت که تصمیم گیری در این وضعیت با توجه به اینکه ما تجربه چنین موقعیت‌هایی را نداشتیم، بسیار سخت و بغرنج بود. بچه‌های حوزه همگی بر این باورند با این حادثه عظیم و حمله‌های سهمگین، حوزه 117 را خدا نگه داشت و حفاظت کرد. من یکی اصلاً تجربه چنین موقعیت‌هایی را نداشتم. اما به فضل الهی و عنایت آقا امام زمان(عج) و نظر شهدا را توانستیم با اتخاذ تدابیر لازم حوزه را حفظ کنیم. اما در ادامه این تهاجم بچه‌ها با نهایت توان سعی کردند با گذاشتن ماشین تویوتا پشت درب در برابر سیل تهاجم مقاومت کنند و با آن همه حمله‌ها و ضربه‌های شکننده‌ای که آشوب‌گران به در وارد می‌کردند، در حالی که این درها در حالت عادی با یک تلنگر باز می‌شد اما آن روز باز نشد و آن میله مانع بازشدن در شد.

    البته تعدادی از فتنه‌گران روی دیوارهای حوزه و پس از شکستن نرده‌ها وارد حوزه شدند و تلاش کردند از روی دکل مخابراتی حوزه وارد پشت بام شده و بچه‌ها را خلع سلاح کنند، اما با شلیک تیرهای مشقی متفرق شدند.

    16 موتور در آتش سوختند!

    ساعت 22:15، شانزده موتور دو ترک یگان ویژه ناجا جهت کمک به محل حوزه آمدند،‌ ولی هر 16 موتور آنها توسط آشوب‌گران به آتش کشیده شد و مأموران که 32 نفر بودند یا توسط گلوله زخمی‌ و یا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. ما به کمک همسایه‌ها حتی به مأموران ناجا هم کمک کردیم و زخم‌های چند نفر را در داخل حوزه پانسمان کردیم.

    مقاومت با شعار الله اکبر

    در این مقاوت چند ساعته، بچه‌های حوزه با سردادن شعار الله‌اکبر و خواندن زیارت عاشورا و دعای توسل دل‌گرم می‌شدند و از ادعیه نیرو می‌گرفتند. در ساعت 22:30 مجدداً تعدادی از مأموران یگان ویژه و بسیجیان به کمک ما آمدند و بالاخره ما توانستیم از این مهلکه نجات پیدا کنیم. و به تدریج جمعیت پراکنده شد.

    شلیک بچه‌ها به سمت مردم دروغ است

    باید تأکید کنم شلیک به سمت مردم و کشتن جمعیت دروغ محض است و کشته شدن 7 نفر در درگیری‌های آن روز توسط همان آشوبگران و فتنه‌گران بود که مردم را برای حمله به حوزه تحریک کردند. مطمئن باشید اگر ما به سمت مردم تیراندازی می‌کردیم نه 7 نفر بلکه با آن موج عظیم جمعیت ده‌ها نفر کشته می‌شدند.

    و باز باید تأکید کنم که به رغم نیروهای کم ما و سیل جمعیت، آشوب‌گران تنها توانستند به حیاط حوزه وارد شوند و آن هم با رشادت بچه‌ها فرار کردند.

    ورود به حوزه همزمان با قطع برق

    البته چندین بار این ورود انجام شد. در این حمله ابتدا آشوب‌گران، برق‌های ساختمان ما را قطع کردند. مسلماً این اقدامات کار افراد عادی و مردم عادی نیست. هم‌چنین تلفن‌های ما را هم در این بحبوحه قطع کردند و ما تنها از طریق بی‌سیم بصیر و تلفن همراه با ناحیه بسیج قدس ارتباط داشتیم.

    حوزه پس از درگیری‌ها!

    فرمانده حوزه 117 در ادامه به وضعیت مجموعه تحت امرش بعد از این حوادث می‌پردازد و می‌گوید: بعد از حادثه 25 خرداد، ما دیگر درگیری خاصی نداشتیم. البته مکرر ما را با نامه و تلفن تهدید می‌کردند تا روحیه بچه‌ها را تخریب کنند اما نیروها با توکل و ایمان به خدا با صلابت و شجاعت در تمامی عرصه‌ها و صحنه‌های مورد نیاز حضور می‌یابند.

    حوزه 117 در سال 86 به عنوان حوزه نمونه استان تهران انتخاب شده و مورد تقدیر قرار گرفته است. حوزه 117 و 10 پایگاه زیر مجموعه، مجموعاً بیش از 450 شهید به نظام اسلامی تقدیم کرده است.

    شناسایی عوامل اصلی حمله

    تعدادی از افرادی که به حوزه حمله کردند، توسط عوامل اطلاعاتی دستگیر ودر دادگاه‌های علنی پس از انتخابات محاکمه شدند. برخی از آنها به جرم خودشان و برنامه‌ریزی بودن این تهاجم اعتراف کرده‌اند و تعدادی هم متواری هستند.

    اینها از عوامل منافقین، انجمن پادشاهی، سلطنت‌طلب‌ها بودند چرا که هم‌زمان منافقین پیام حمله به مقرهای نظامی را صادر کرده بودند.

    جرثقیل نیم سوخته هنوز باقی است!

    یکی از آثار جرم بزرگ فتنه گران سوزاندن جرثقیل یکی از ساکنان همسایه حوزه 117 است. آنها پس از هدایت جرثقیل در مقابل حوزه سعی کردند از طریق آن وارد مقر شوند که موفق نشدند، لذا آن را به آتش کشیدند و هنوز که هنوز است، مالکش نتوانسته آن را برای بازسازی از داخل این کوچه منتقل کند آیا واقعاً این اقدام ناجوانمردانه برای پس گرفتن رأی یا اثبات تقلب در انتخابات لازم بود!

    • GOODBOY گفت:

      آفرين كه كمك كردى به صداقت فرمايشات حضرت آقا بيشتر پى ببريم

  6. nadersari گفت:

    از عيادت يكي از دوستان كه بستري بود در حال برگشت بودم ولي به دليل شلوغي هاي درون شهري ترجيح داده بودم از آزادي بروم.جمعيت چند ده هزار نفري سبزها مرا متعجب كرده بود ولي آرامش و آنها در راهپيمايي خوشحالم كرد كه ملت ما به اين بلوغ سياسي رسيده اند كه اگر مشكلي هم دارند با درگيري حل نمي شود.ناگهان صداي تير هوايي آمد. نزديك نيم ساعت تك تير و بعد به صورت رگباري بود.راستش را بخواهيد از ترس جلو نمي رفتم.اكثر حاميان موسوي هم محل را ترك كرده بودند و فقط عده اي كنجكاو مانند من در آنجا حضور داشتند كه چند هزارنفري مي شديم.بعد از حدود يك ساعت و ربع از تيراندازي اولين زخمي را آوردند و ليدرهاي مخصوصي كه از اول حواسم به آنها بود و بعدا عكس يكي از آنها را ميان آشوبگران براي شناسايي ديدم مردم را با شعار مي كشم، مي كشم هر كه برادرم كشت تحريك مي كردند.

    بعد از شروع شعارها خانم هاي چادري و آقايان ريش دار و يا حتي ته ريش دار جانشان پاي خودشام بود اگر از آن محل رد مي شدند اوباش مانند حيوانات از قفس در رفته آنها را مي زدند و من و چند نفر ديگه اين صحبت كه داره اينا فيلمبرداري ميشه، يا ما مثل مزدوراي رژيم … نيستيم آن افراد را نجات ميداديم ولي چه ميشود كرد كه چند نفر تا سرحد مرگ كتك خوردند.

    در اين ميان صداي تيراندازي كه هنوز تك تير بود به گوش مي رسيد كه اوباش يك خودرو در پشت همان كوچه آتش زدند و منفجر شد.

    برخي كه تازه به محل رسيده بودند مي پرسيدند چه شد همان ليدرها مي گفتند كه بسيجيا نارنجك پرت كرده اند!!!

    در همين حين كه تقريبا ۲۱ ساعت از حادثه مي گذشت همانگونه كه در تصاوير زير مي بينيد اوباش از صبر بسيجيان سوء استفاده كردند و بالا رفتن از در و ديوار اين پايگاه براي گرفتن اسلحه بيشتر شد و خدا رو شكر كه بسيجيان ديگر صبر نكردند و الا اين جماعت وحشي با آن اسلحه ها چه مي كرد خدا مي داند.

    بازهم مي گويم هواردان موسوي كه در ابتداي قضيه به آرامي راهپيمايي مي كردند از اين قضيه جدا هستند و دخالتي نداشتند. به جزء عده معدودي كه از اصل قضيه منحرف و به اين سو آمده بودند.

    فكر كنم به شخصه ۵ تيرخورده را ديدم كه همگي مجروح شده بودند و حتي يك تير خورده را به جاي اينكه به آمبولانش برسانند روي زمين وسط خيابان خوابانده بودند تا از وي عكس بگيرند و اگر مرده باشد مقصر همان ها هستند.

    كه پس از مدتي پليس ضد شورش آمد و با گاز اشك آور افراد را متفرق كرد كه در حين فرار ليدرها براي تحريك مردم فرياد مي زدند امشب كار نظام تمام است و بايد به كلانتري ها و پايگاه ها حمله كنيم و اسلحه بگيريم كه جهت اطلاع بنا به گفته يك منبع آأگاه به كلاغ پرس يكي از كلانتري هاي تهران توسط اوباش تصرف شد كه دقايقي بعد توسط بيسجيان همه اوباش دستگير و كلانتري آزاد شد.

    اين خلاصه مطالبي بود كه من به شخصه ديدم و بدون اغراق موسوي، كروبي و خاتمي و … در آن دنيا بايد پاسخگوي خونهاي بيگناه ريخته شده از مردم باشند.

    حمله به پایگاه نظامی جرم نیست اما دفاع از خود جرم است؟؟؟؟؟

  7. nadersari گفت:

    سعید جون خودت مینویسی خودت جواب میدی هم خوابو میگی هم تعبیر خواب دمت گرم دادش جون

  8. nadersari گفت:

    یه سر به سایتای خودتون بزنید فیلم و عکسهاش هست داداش جون

  9. nadersari گفت:

    تلاش آشوبگران براي حمله به پايگاه بسيج مقداد

    تلاش آشوبگران براي حمله به پايگاه بسيج مقداد

    پايانيوز:جمعي از اغتشاش گران که تعدادشان به حدود 300 نفر مي‌رسد، در خيابان آزادي در حال حرکت به سمت پايگاه بسيج ناحيه مقداد هستند.
    نيروهاي انتظامي و امنيتي که نيز در اين منطقه مستقر شده اند.
    اين گزارش حاکي است، آشوبگران کوکتل مولوتف که از مواد محترقه دست‌ساز مي‌باشد، به همراه دارند وحتي برخي از آنها سلاح گرم حمل مي کنند.
    به گزارش خبرنگار پايانيوز ،از ظاهر اين افراد به خوبي مشخص است که اين اشخاص جزو اراذل و اوباش بوده و نمي توان آنها را معترضان آرام دانست.

  10. صادق گفت:

    مشکل این نظام دروغگویی نهادینه و وقاحت ساختاری است. راستی اگه به مقام عظمای ولایت خبر اطمینان بخشی رسیده که آخرتی نیست به ما هم بگه این قدر به خودمون زحمت ندیم و این همه مواظب حرف زدنمون نباشیم و از دروغ و وقاحت خودداری نکنیم.

  11. یک هموطن گفت:

    هموطن، تاکی می خواهید خود فریبی کنید من یک بسیجی ام. نه بسیجی الان… از سال 60 … در جنگ… بعد از جنگ و حالا..
    در سال 84 در ستاد هاشمی رفسنجانی بودم انتظارمان این بود که آقای هاشمی برنده انتخابات خواهد بود… ولی نشد احمدی نژاد رای آورد … خیلی ناراحت شدیم ولی کاری بودکه شده بود و هیچ کاری هم نمیشد کرد … اگر ناخالصی ها را کنار بزاریم حداکثر رای مال احمدی نژاد بود مردم بهش رای داده بودند…. در انتخابات 88 هم اغلب مردم تهران به آقای موسوی رای دادند و اکثر نخبگان شهرهای دیگر هم به موسوی رای دادند ولی این برای برنده شدن در انتخابات کافی نیست. رای همه مردم ملاک است نه در ایران بکله در کل دنیا… اگر با وجدان خود قضاوت کنید میتوانید بفهمید اکثریت آرای عموم مردم غیر از تهران برای احمدی نژاد بود… من هم به ایشان رای دادم بخاطر اینکه از سیاست بازی های اصلاح طلبان، عدم عدالت اجتماعی و رفاه عمومی کشورم خسته شده بودم… شعارهایشان دلچسب بود و روح نواز… هرچند در عمل و مخصوصا در دولت نهم تعارض آشکاری در شعارها و رفتار دیده شد… ولی بازهم کلاهم را قاضی میکنم. احمدی نژاد برای این مملکت چکار کرد؟
    در برابر زورگویی غربی ها ایستاد… بارها به تمام کشور سفر کرد از نزدیک با مردم به معنای واقعی رودر رو شد… عرف شکنی که قبل از ایشان هیچکس انجام نداده بود…. آبادانی و عمران را به روستاها کشاند …. و ده ها مورد دیگر…
    میتوانید قضاوت کنید ولی بدانید همه ما ایرانی هستیم بسیجی هم کسی هست که به کشورش ایمان دارد. امیدوارم راه سبز ی ها هم واقعا راهوری باشد که ایرانی آباد و سرافراز و مستقل از وابستگی های سیاسی، فرهنگی و… آرزویشان باشد. برای همین توصیه میکنم از دامان دشمنانمان بیرون باشید از سیاست های آنها پیروی نکنید فقط به ندای اکثریت مردم سرزمینمان عمل کنید و از خودفریبی تاکید میکنم از خود باختگی پرهیز کنید.

  12. nadersari گفت:

    داخلی صفحه سیاسی آرشيو خبر
    توصيه به ديگران
    ۶۶

    کد مطلب: 75477
    عکس/حمله آشوبگران به پايگاه بسيج 25 خرداد ۸۸
    تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۹
    عکس/حمله آشوبگران به پايگاه بسيج 25 خرداد ۸۸

  13. دانشجوی نفت گفت:

    سید خیلی بی انصافی تورو به جدت قسم شما اون روزا رسانه نداشتید،تورو به زهرا قسم راستشو بگو رسانه نداشتید؟تورو به علی قسم اینترنت و کانال های ماهواره ای رسانه کی بود.باور کن بی شرف تر از خوارج شما سبزهای اموی هستید

  14. علی گفت:

    کسی که در دهها مورد دروغ بگوید عادل است ؟

  15. ناشناس گفت:

    والا بنده جزو گروههای جلوی راهپیمایی بودم. هنوز نرسیده به میدان آزادی دود را از فاصله دور دیدم. در اوایل راهپیمایی پلیس ضد شورش و بعد موتور سوارهای لباس شخصی از مسیر اتوبوس از کنار ما گذشتند و در آن زمان هنوز آقای موسوی به میان مردم نیامده بودند. یعنی این پلیس ضد شورش و لباس شخصی ها جلوتر از ما به میدان آزادی رسیدند و این دود خیلی مشکوک بود. به گمان من این پایگاه یک خودزنی بو برای حمله به مردم چون موقعی که من داشتم از خیابان آزادی به طرف انقلاب برمی گشم از پایگاه بسیج خیابان ازادی هم به سمت مردم شلیک شد که البته من فقط صدای تیراندازی را شنیدم. بعد هم چه دلیل عقلی داره که اقای موسوی از اینها اعلام برائت کنه؟ مرز ما با اغتشاشگران کاملا پررنگ بود و اگر کسی از بزرگان زحمت می کشید و به خیابان می آمد متوجه می شد که اغتشاش گران همان نیروهای لباس شخصی هستند که من به چشم خودم در دو راهپیمایی دیدم که مردم را تحریک می کردند و اسلحه به کمر داشتند اما باز هم مردم سکوت پیشه اشان بود. حداکثر واکنشی که مردم یکجا نشان دادند هل دادن موتورهایی بود که به صف مردم آرام یورش می بردند. مجرم اصلی لباس شخصی ها هستند و شما به اای موسوی گیر داده اید؟ شعار ما سکوت بود.

  16. mh.vahdati گفت:

    مهمترین توصیه من به شما اینست که در رفتار خود تجدیدنظر کنید افرادی که دیروز در اینترنت به این سید بزرگوار توهین میکردند امروز در باتلاق کثیف هتک حرمت به امام هادی-علیه السلام-گرفتار امده اند.اللهم اجعل عاقبت امرنا خیرا.

  17. ناشناس گفت:

    دانشجوی نفت دوست ! بگوید که اتوبوسهای دو لتی و یا اجاره ای مملو از بسیجیها که دائم در اطراف و اکناف کشور و در پارکینگهای مساجد و پایگاهها شبانه روز و با بودجه بیت المال از کوچک ترین و دور افتاده ترین شهرها و روستاها بسمت تهران گسیل داده میشوند امرشان چیست !!؟؟ انبوه سازی صوریست دیگه نه!!؟؟ مزوران ریاکار و غدار ننگتان باد. درود بر موسوی .درود بر کروبی.

  18. sasan گفت:

    من چون اون ایام در تهران نبودم اظهار نظری نمیکنم اما واژه بصیرت که از زبان آقا در اومد وسینه چاکنشان (چه مزدور وچه بیمزدها!)در وصف آن مثنوی هزار من سرودند با افتضاحی که احمدی نژادفعلی(سبورچیان سابق)در اوضاع کلی مملکت از خودشان بجا گذاشتن دیگر معنا ومفهوم سابق نداره بی بصیرت به کسی گفته میشود که به خاطر حفظ قدرت تمام قد از انسانی اوباش وبدون ذره ای عقل حمایت کرد والان هم که حکایت در گل ماندنشان دیدنیست

  19. شمالی گفت:

    آقای بسیجی که بنام یک هموطن خودتو معرفی کردی یکبار نوشته های خود را مرور کن گفتی اکثر مردم تهران و نخبگان شهرستانها به آقای مهندس
    موسوی رای دادند . قطعا با این نظر من موافق هستی که بیشترین نخبگان کشور در تهران سکنی دارند نتیجه اینکه اکثر قریب به اتفاق نخبگان به آق آقای موسوی رای داده اند حالا این رهبر که افکارش با نخبگان در تضاد هست آیا شخص مناسبی برای هدایت جامعه میتونه باشه قطعاخیر

  20. ناشناس گفت:

    آقای رهبری شما اگر واقعا میخواهید از نظریات مردم نسبت به خود و حکومت خود با خبر باشید بدنیست به دفترتان بسپارید تمام این نظرگاههای مردم را برای شما مرتب تهیه کنند و بعد شما اینها را تندخوانی کنید. آنگاه متوجه می شوید که موقعیت شما و حکومت شما و نظامیان شما در میان مردم چگونه است. وگرنه به جای ویژه ای رفتن که قبلا دستور داده اند چطور خود را برای رساندن به آقا هلاک کنید که نشد ارزیابی.

  21. شیرازی گفت:

    حرف ما این بود: آن کسانى که به نام آنها این کارها انجام میگرفت، باید همان وقت اعلامیه میدادند، اعلام بیزارى میکردند، میگفتند اینها از ما نیستند؛ اما نکردند. اگر این کار را میکردند، فتنه زودتر ریشه‌کن میشد؛ مسائل بعدى هم پیش نمى‌آمد.
    جواب بنده به مقام معظم رهبری :
    شاید خود شما هم بهتر بدانید که میر حسین موسوی قبل از انتخابات در مناظره ای با مهدی کروبی و در جواب این اظهار نظر شیخ مهدی که گفتند دور میر حسین چند حلقه شکل گرفته که کارشان ایجاد فضا سازی است ، گفت که بنده مستقل آمدم در حلقه ی تصمیم گیری ستاد بنده افرادی هستند که به هیچ وجه در اونها گرایش منفی و مثبت که بشه به اونها ایراد گرفت وجود نداره … منتها دستم بازه کسانی که ” ساختار شکن نیستند کسانی که نظام رو قبول دارند قانون اساسی رو قبول دارند ” می خواهند که کار کنند داخل نظام یک بازوانی باز داریم و نمی تونیم بگیم که شما چرا از ما حمایت می کنید ، ولی اون گروه تصمیم گیر به هیچ وجه دوتا حلقه نیست سه تا حلقه نیست بلکه یک حلقه بیشتر نیست …
    و در بیانیه های میر عزیز ما پس از انتخاباتی که شما صحتشو تایید کردی و این آغاز شروع فتنه از جانب شما بود ، هم همین مشی و روش و بینش بیان شده ، شما نشون دادی که اصلا اهل این نبودی و نیستی که ذره ای نظر طرف مقابل خودتو قبول کنی ، اگر قبول می کردی بیانیه های میر عزیز ما رو می خوندی و اینگونه با بی عدالتی و بی انصافی سخن نمی راندی …. خدا از سر تقصیرات ما و شما بگذرد …

  22. ناظر گفت:

    نقل است که شبی یک سپاهی به چادر آغامحمدخان قاجار حمله برد تا او را بکشد ، دو نفر از ملازمان خان قاجار مهاجم را دستگیر کردند . خان فرمان داد هر سه نفر را گردن زدند . یکی از نزدیکان خان علت گردن زدن دو ملازم ناجی خان را پرسید و خان پاسخ داد که ، کسی که تصور امکان کشتن من به خاطرش خطور کند نباید زنده بماند . بر اساس همین منطق بود که نظام جمهوری قجری هم جاضر نشد که امکان حمله به مرکز بسیج را با ساختن داستانی در مورد این ادعای مسخره در سطح جامعه طرح کند . نقل است که آغامحمدخان هم مجتهد بود .

  23. ناشناس گفت:

    ظاهرا مقام عظما سناريو نويس فيلم قلاده هاي طلا است و فيلم اكشن هم زياد ديده!!!! خدا عاقبت آدم را به خير كند.

  24. Mskian گفت:

    وقتی دروع درجامعه ای نهادینه بشه آنهم توسط جکومت مگرجزاین میتوان انتظارداشت؟

  25. ناشناس گفت:

    چرا کامنت ها نمایش داده نمی شود؟
    کلمه: با توجه به تغییر سیستم کامنت گذاری تا ۴۸ ساعت اینده مشکلات رفع خواهد شد

  26. Sina25 گفت:

    ایشان فیلم سینمایی قلاده های طلا را دیده اند

  27. Zareie3 گفت:

    خداوند بهتر عالم است نسبت به قضایایی بشری .ای کاش حاکمان ظالم می دانستند که باطل می رود و حق می آید . و بدترین ظلم این است که انسان به خود ظلم کند . یا اینکه حاکم ظالمی خود را طرفدار حق ببیند و بگوید که من حق هستم و دیگران ظالم می باشند .

  28. ابی گفت:

    متأسفانه توهم یه بیماری خطرناکیه که کاری یه خود آدم نداره و بقیه رو نابود میکنه!

  29. Kamangir2009 گفت:

    مكروا و مكر الله والله خيرالماكرين ….. كجايند كساني كه لاف بصيرتشلن كوش فلك را كر ميكرد؟ متاسفانه دروغ و وقاحت را حدي نيست. زود باد كه رسواترين رسوايان شوند

  30. Mb Gholipour گفت:

    ان دوست دانشجوی نفت احتمالا هنوز دارد از بسیج حقوق می گیرد و پول نفت را در خانه هشان برده اند با ان دروغ ها که ایران اباد شده است توسط احمدی نزاد . پول نفت مغز مزدوران را خراب و پوک می کند . دوست عزیز زمان اصلا حات دلار 8 سال 900 تو مان بود گوشت کیلوئی 4000هزار تو مان بود 8سال و همه اجناس از زمان اصلا ح طلبان بیست برابر گران شده است .در زمان اصلا حات پروزه های نفت گاز به ویژه منا طق مشترک با قطر و عربستان به سر عت باد و برق داشت پیش می رفت و همه هماسیگان ما با ما در تعا مل بودند و دنیا برای ما احترام می گذاشت و کارخانه ها و پرو ژه ها یکی پس از دیگری با سر عت داشت به پیش می رفت و …. در زمان اصلا حات خا منه ای و دارو دسته رانت خوار و متحجر و قدرت طلب احساس کردند دارند به حاشیه رانده می شوند از حسادت عوام را مانند دانشجوی نفت فریفتند و وا شر عا و وا دینا کردند و احمدی نزاد را از صندوق با کمک ولی فقیه و مزدوران و رو حانیت حکو متی و بسیج و سپاه بیرون کشاندند

  31. Mb Gholipour گفت:

    خا منه ای دروغ گوئی را توسط خودش و رسانه هائی مانند کیهان و رادیو تلوزیون و رسا لت و مصباح برای حکو مت کردن
    ثباب می دانند وفریفتن عوام را و مردم را لازم می دانند در صورتی که دین یعنی اخلاق اگر کسی اخلاق نداشت صبح تا شب خد خدا کند قر ان بخواند نماز بخوان حج برود زیارت برود و…به دو ریال نمی ارزد

  32. ياشار گفت:

    دليلش اينه كه امام خامنه اى هميشه دقيق ترين تعابير را از واقعيت ها دارند
    شما جلبك سبزيها هم ههههيييسسس

    • Hamidreza گفت:

      آقا ياشار اگه اين جلبكها حرف حساب مى دونستند هم صدا با دشمن هاى انقلاب نمى شدند

  33. Mb Gholipour گفت:

    اقای عزیزی که نوشته ای سیل عظیم استقبال از رهبری . همه می دانند که انها کارمندان اداری بسیج سپاه و خا نواده هاشان و بی سواد ها و کم سواد ها هستند که تلوزیون هم با تکنیک های فیلم برداری ان ها را چند برابر نشان می دهد . اگر راست می گوید رهبر دروغگو و فریب کار و قدرت طلب که کشور را جهنم دره کرده است و نابود.. اجازه دهد یک روز فقط به سبز ها بدون بودجه دولتی و تبلیغات از بیت المال سبز ها در سراسر ایران را هپیمائی کنند تا ببینید سیل ملیونی انسان ها را که مزدور و حقوق بگیر نیستند .دنیا و همه شما مزدوران را شگفت زده خواهیم کرد در چنان روزی که دیر نیست . محمد سبز

  34. Mb Gholipour گفت:

    دوستان خا منه ای راه جهل و دروغ و قدرن طلبی و عوام فریبی وسر کوب و کشتن و زندانی کردن و شکنجه کردن و رانت خوردن و اختلاس کردن و نا حق گفتن و.. را رفته است راه بازگشت هم ندارد. او بر خر کج سوار به پیش می رود تا به زمین بخورد مانند همه دیکتا تورها و متحجران

  35. علی گفت:

    دروغ که از دور میاد یک پاش می لنگه . این ضرب المثل به گفته های خا منه ای میاد

  36. A_t گفت:

    سلام
    هردوگروه اسم بنده وجایگاه بنده رو هرچی دوست دارن بنامندامادوستان مشکل این سیستم نه خامنه ای هاو نه موسوی هاست بلکه ملتی هست به نام ایرانی که دروغگو  ریاکار  رباخوار پشت هم انداز که حاضرهستن برای رسیدن به اهداف خودشون همه مردم رو قربانی کنن حتی خود من که این متن رو نوشتم اگر لازم باشه وبه نفع خودم باشه این کارو انجام مدم چون بقول حضرت علی (ع)سه چیز انسان راظالم می کند قدرت شهوت وثروت. حالا دو سوال ازدوگروه ازاولین روزانقلاب تاکنون کدام سیاست مدار مابا مردم روراست بوده و این سه اصل بر اون تاثیرنداشته ؟ حضرت علی (ع)می فرمایدملک داری که ندانددر ملکش فقیر هست ظالمست واگربداند وکاری نکند جباروسوال دوم ایا مدیران کشور ازابتدای انقلاب تا بحال نمی دانستند فقر وجود دارد واگر وجود دارد باد رفع ان چه کردند؟بقول پدرم که می گه مدیران کشور ما باسواد وزرنگ نیستن که از ما کولی میگیرن ما خودمون کم سواد و احمقیم پس سواری دادن حقمونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟