سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » قاتلان رامین در امنیت کامل زندگی شان را می کنند...
» گفت و گو با پدر رامين رمضاني، از شهداي جنبش سبز

قاتلان رامین در امنیت کامل زندگی شان را می کنند

چکیده :هر روز كه مي گذرد حال ما بدتر و بدتر مي شود .فکر می کنم دلیلش این است که می بینیم کسی نمی خواهد عدالت را در این باره اجرا کند . قاتلان رامین در امنیت کامل زندگی شان را می کنند و کسی کاری به کارشان ندارد و این واقعا دردآور است .این روزها بهترين جا براي من و مادر رامين بهشت زهرا و بر سر مزار رامين است .باور كنيد هيچ جا نمي رويم هيچ مهماني و دعوتي را قبول نمي كنيم.آن قدر كام مان تلخ است كه جايي به ما خوش نمي گذرد. مي گوييم چرا كام ديگران را هم تلخ كنيم. ولي اميدوارم خداوند تقاص خون اين جوان بي گناه و ديگر شهداي سبز را بگيرد...


کلمه :رامین رمضانی یکی از شهدای جوان جنبش سبز است . با این که يك سال و نيم ازشهادت این پسر 22 ساله می گذرد اما هنوز وقتی کنار مادرش می نشینی، اشک امانش نمی دهد . مادر و پدر رامين هنوز هم سياه می پوشند و به قول خودشان بيشتر روزها را در كنار مزار دلبندشان مي گذرانند، چون به گفته خودشان جاي ديگري آرامش و دلخوشي ندارند.در و ديوار خانه رمضاني هم پوشيده از عكسهاي رامين است .مثل اينكه پدرو مادر تنها با ديدن اين عكسها و در كنار مزار او قادرند روزگار بگذرانند.

رامین رمضانی، بیست و پنجم خرداد ماه سال گذشته در روز راهپيمايي مسالمت آمیز مردم به ضرب گلوله کشته شد . راه پيمايي كه ميليونها نفر در آن شركت كردند . رامین چند روز قبل از زابل محل خدمت سربازی اش برای مرخصی به تهران آمده بود و آن روز با هدف شرکت در راهپيمايي از خانه خارج شد و پس از آن هرگز به خانه بازنگشت.

خبرنگار کلمه، با پدر رامين رمضاني گفتگويي درباره آخرين وضعيت پرونده رامين انجام داده است:


آقاي رمضاني! از آخرين پي گيري هايتان درباره پرونده رامين براي ما بگوييد؟ آيا شكايت تان از قاتل يا قاتلان او به جايي رسيده است ؟

آخرين مراجعه من به دادگاه 17 مهرماه امسال بود. در اين مراجعه به ما گفتند که« قاتل را نمي توانيم پيدا كنيم.» من هم در پاسخ گفتم معلوم است شما قاتل را پيدا نمي كنيد ، ولي من مي دانم قاتل پسرم كيست. قاتل او كسي است كه دستور شليك به او را صادر كرده است . من قاتل فرزندم را نه آن بسيجي كه كسي می دانم كه فرمان قتل اين بچه ها را صادر كرد .

يعني خواستار مجازات آمران اصلي هستيد ؟

بله. اگر فرزند من براي دفاع از كشور كشته مي شد اصلا ناراحت نمي شدم ولي فرمان قتل فرزند من را دوست و هموطن داد. من لااقل یکی از اين آدم ها را مي شناسم و او را ديده ام .او ودیگر آمران بايد مجازات شود .

يعني كسي كه دستور شليك را داد، مي شناسيد ؟

بعد از كشته شدن رامين به دیدن آقاي ظفر علي برات لو معاونت اجتماعي – امنيتي استانداري تهران رفتم. او گفت كه در آن روز ناچار شده اند دستور شليك بدهند . او گفت وقتي شهر شلوغ شد ابتدا به دستور مقامات بالاتر به نیروهای مستقر در میدان گفته است 40 دقيقه با گلوله پلاستيكي و مشقي مردم را پراكنده كنند اما وقتي ديده اند که فايده ای ندارد دستور رگبار را صادر كرده اند . اين آقا در چشمان من نگاه كرد و اين حرفها را زد .پس من هم از او و هم از روسای او شاکی هستم.

شما به او چه گفتيد ؟

صاف در چشمانش زل زدم و گفتم یعنی شما یکی از مقصران شهادت فرزندم هستید و دستور شلیک داده اید؟چطور توانستید این کار را بکنید؟ او گفت من وظيفه ام را انجام دادم.همین!

شما چه كرديد ؟

چه مي توانستم بكنم . تنها كاري كه كردم اين بود كه دفترش را ترك كنم.

اين ديدار چه زماني انجام شد ؟

درست قبل از چهلم رامين ام بود. اين اولين جايي بود كه رفتيم .

ديگر به چه مراكز قانوني و دولتي براي پي گيري پرونده رامين مراجعه كرديد ؟

اولين جايي كه مراجعه كرديم دفتر احمدي نژاد بود كه ما را راه ندادند و گفتند فعلا ايشان وقت ندارد .همان جا گفتند برويد استانداري تهران با آقاي برات لو صحبت كنيد. چند بار رفتم تا بالاخره بعد ازيك ماه، وقت ملاقات دادند . در آن نشست هم بدون رودربايستي گفت که چون مردم معترض، خیابان های شهر را ترک نمی کردند او و همکارانش دستور رگبار داه اند .به دادسرا و دادگاه هم رفتيم اما راستش را بخواهيد زياد هم پي گير نبوده ايم. چون مي دانيم فايده اي ندارد. مگر قاتل هیچ کدام از شهدای جنبش سبز تا حالا محاكمه شده است که قاتل فرزند ما بشود .مي دانيم كه فايده اي ندارد .

از مراكز دولتي تا به حال کسی هم به شما سر زده است؟

يك بار از هلال احمر، يك بار هم از شهرداري و استانداري تهران به خانه ما آمدند . يك بار هم نه -ده نفر كه مي گفتند سپاهي اند يا وابسته به سپاه ، آمدند .آنها فقط به حرفهاي ما گوش دادند و سر تكان دادند و اظهار تاسف كردند و رفتند .

آقاي رمضاني! بعد از گذشت 17 ماه شما الان چه حال و روزي داريد؟ يعني مي خواهم بدانم ایا غم از دست دان پسرتان كمي تسكين يافته است ؟

هر روز كه مي گذرد حال ما بدتر و بدتر مي شود. همه مي گويند گذشت زمان داغ را سرد مي كند، ولي گذشت زمان براي ما هيچ فايده اي نداشته است و هر روز وضع روحي مان بدتر مي شود .فکر می کنم دلیلش این است که می بینیم کسی نمی خواهد عدالت را در این باره اجرا کند . قاتلان رامین در امنیت کامل زندگی شان را می کنند و کسی کاری به کارشان ندارد و این واقعا دردآور است .این روزها بهترين جا براي من و مادر رامين بهشت زهرا و بر سر مزار رامين است .باور كنيد هيچ جا نمي رويم هيچ مهماني و دعوتي را قبول نمي كنيم آن قدر كام مان تلخ است كه جايي به ما خوش نمي گذرد. مي گوييم چرا كام ديگران را هم تلخ كنيم. ولي اميدوارم خداوند تقاص خون اين جوان بي گناه و ديگر شهداي سبز را بگيرد .

مهمترين خواسته تان از مسوولان قضايي چيست ؟

همان طور كه گفتم آنها نه مي توانند و نه مي خواهند قاتلان فرزندان ما را محاكمه كنند . وضعیت پرونده رامين واقعا نامشخص است و هیچ کس به ما پاسخی نمی دهد.به ما فقط مي گويند در دست بررسي است .مي دانم اين بررسي ها هيچ فايده اي ندارد. از خدا مي خواهم تقاص خون جوانان ما رابگيرد و بالاخره عاملان اصلي اين جنايت رامجازات كند .تا آن روز فقط به خدا توكل و صبر پيشه مي كنيم .


17 پاسخ به “قاتلان رامین در امنیت کامل زندگی شان را می کنند”

  1. ناشناس گفت:

    خیال باطل است محکمه اصلی در راه است

  2. محمود گفت:

    به آنان که این پدر مظلوم نفرینشان میکند نصیحت میکنم که از خشم خداوند بپرهیزند.

  3. ناشناس گفت:

    آقای رمضانی من به عنوان یه هم وطن هیچ چیز برای گفتن ندارم اگر کاری باید بکنیم و نمی کنیم حتی روم نمیشه بگم شرمندم

  4. ناشناس گفت:

    پدر درد مندم ان الله مع الاصابرين

  5. ناشناس گفت:

    از كلمه انتظار داريم بستري فراهم كند كه بتوانيم به اين عزيزان كمك مالي كنيم

  6. بنده خدا گفت:

    شادی روح شهیدان سبز , سه صلوات

  7. راه روشن گفت:

    ان الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.

  8. دانشجو گفت:

    بالاخره یه روزی باید تقاص پس بدهند.به امید فردایی سبز

  9. ايراني گفت:

    رامين و امثال او رفتند و جسمشان ديگر به ما باز نمي گردد، اما راهشان ادامه دارد تا اين كشور غرق در شادي و آزادي شود. به اميد آن روز.

  10. علي گفت:

    روحش شاد،يادش گرامي،اما راهش را ادامه خواهيم داد…

  11. مهرداد از کرج گفت:

    ای شهید راهت ادامه دارد.

  12. عمو حسن گفت:

    فقط گریه کردم خدا لعنت کندقوم ظالم را

  13. حسين گفت:

    ان الله مع الصابرين
    مرگ بر ديكتاتور

  14. فاطمه گفت:

    خداوند به همه این خانواده ها صبر جمیل واجر جزیل عطا فرماید .آمین

  15. همه ما گفت:

    به خانواده این عزیز از صمیم قلب تسلیت می گویم. رامین فقط فرزند خانواده رمضانی نیست. این خشم و نفرت ناشی از این بیعدالتی چنان در تمام طول مدت خواندن این مصاحبه وجودم را گرفته که گویی از برادران خونی ام کسی کشته شده است. رامین برادر من است چون الان تمام اعضای بدنم به لرزه درامده و خشم و نفرت وجودم را فراگرفته.
    عزیزان مبادا این کینه ها و این بی عدالتی ها را در طول زمان و براثر روزمرگی به فراموشی بسپاریم چرا که فراموشی یاد این عزیزان از شلیک به قلب ایشان و مرگشان سخت تر و دردناکتر است به هر شکل ممکن یاد و خاطره شان را زنده نگاهدارید و هموارهشهادت ایشان را به یاد دیگران بیاورید.
    خداوند یاور همه ایرانیان است.

  16. همه ما گفت:

    برای این خانواده محترم متاسفم که چنین ظلمی در حقشان رفته
    رامین فقط فرزند ایشان نیست رامین متعلق به همه ایران است در تمام طول مدت خواندن این مصاحبه بدنم چون بید می لرزید گویی که او از خانواده خودم است
    یادشان را باید زنده نگهداشت
    رامین نمیمیرد مگر اینکه یادش را به فراموشی بسپاریم

  17. حسین گفت:

    رامین و همه شهدای راه شرف و آزادی در قلب تک تک ما زنده اند. و این جانیان و قاتلان کور دل هستند که مرده اند. آقای رمضانی همه ما پسران تو هستیم. صبر داشته باشید خدا با ماست