سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: مجاهدین خلق فرقه ای ضد آزادی و دموکراسی؛ اقدام آمریکا محکوم است
چکیده :سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن شدید اقدام آمریکا در خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق از فهرست گروههای تروریستی، مراتب تأسف و تأثر خود را از بیکفایتی و ناکارآمدی اقتدارگرایان حاکم در حفظ منافع ملی ایران، به دلیل اتخاذ اینگونه سیاستهای جهانی علیه کشورمان در عرصه دیپلماتیک، اعلام میدارد....
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه ای اقدام دولت آمریکا در خارج کردن سازمان مجاهدین خلق از لیست گروه های تروریستی را محکوم کرد.
به گزارش سایت امروز، در بخشی از این بیانیه با اشاره به سیاست های دو گانه دولت آمریکا در قبال تروریست، این اقدام دولت آمریکا و دیگر تهدیدهای بین المللی علیه ایران نشانه ضعف و بی کفایتی دیپلماسی اقتدارگرایان عنوان شده و آمده است: “استبداد حاکم که روزی مدیریت داخلی و خارجی اصلاح طلبان را مدیریت «شاه سلطان حسینی» اعلام میکرد، امروز ایران عزیز را به چنان وضعیت حقارتباری دچار کرده است که رئیس کشوری که تمام تاریخ چند ده سالهاش با ستم و تجاوز و اشغال و نسل کشی عجین است، در برابر مجمع عمومی سازمان ملل، ایران را به عنوان عامل تهدید صلح در منطقه و جهان، به تجاوز نظامی تهدید کند و از نمایندگان جامعه جهانی تشویق و احسنت دریافت کند. استبداد حاکم دولتی را شاه سلطان حسینی و مرعوب غرب میخواند که با دیپلماسی موفق خود آمریکا را ناگزیر کرد مجاهدین خلق را جزو گروههای تروریستی اعلام کند و امروز نتیجه دیپلماسی حاکمیت اقتدارگرایان پس از هفت سال، انبوه بحرانها و فشارهای همه جانبه جهانی علیه ایران است که خارج کردن نام مجاهدین خلق از فهرست تروریستها تنها یکی از آنهاست”.
متن کامل این بیانیه در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
وزارت امور خارجه آمریکا در هفته گذشته طی اطلاعیهای نام «سازمان مجاهدین خلق» را از فهرست گروههای تروریست خود خارج کرد و به این ترتیب بار دیگر برخورد دوگانه خود را با مقوله تروریسم به نمایش گذاشت. دولت این کشور از یک سو گروههایی نظیر القاعده را به دلیل تفکرات خشونت بار و دستبردن به سلاح علیه مخالف، تروریست میداند ولی از سویی دیگر سازمان مجاهدین خلق را که کارنامهای از جنایت و کشتار صدها انسان بیگناه، خیانت، جاسوسی و همکاری با دشمنان یک ملت را در کارنامه خود دارد، از فهرست گروههای تروریست خارج میکند.
دولتمردان آمریکا در توجیه تصمیم خود اعلام کردهاند این سازمان طی ده سال اخیر اقدام مسلحانهای نداشته است و به این ترتیب خواسته یا ناخواسته اذعان می کنند که همکاری با یکی از منفورترین دیکتاتوریهای معاصر علیه ملت عراق، همکاری با دشمن متجاوز و اشغالگر علیه ملت خود، جاسوسی به نفع قدرتهای خارجی، بمبگذاری و ترور مردم بیگناه در کوچه و خیابان و… تعارضی با آزادی و دموکراسی و نسبتی با تروریسم ندارد و کیست که نداند این سازمان مادام که صدام در قدرت بود در همکاری با او چه در زمینه جاسوسی و ترور و بمبگذاری و اقدام نظامی علیه ملت ایران و چه در کشتار مردم مظلوم عراق از هیچ امکانی فروگذار نکرد، و تنها پس از سقوط صدام و اشغال خاک عراق، و خلع سلاح و محاصره در پادگان اشرف، که امکان اقدام نظامی علیه ایران را نداشت، از اقدام نظامی و ترور در ایران بازماند و در طول این مدت هیچگاه از همکاری با بیگانگان و جاسوسی و مشی مسلحانه ابراز ندامت نکرد و هیچگاه موضعگیری رسمی از جانب این سازمان مبنی بر تغییر مشی سازمان منتشر نشده است.
دولت آمریکا امروز گروهی را به عنوان اپوزیسیون سیاسی حکومت ایران به رسمیت شناخته است که عموم ملت ایران و همه آگاهان و آشنایان با تاریخ سی و چند ساله اخیر ایران، آن را نه یک سازمان سیاسی، بلکه فرقهای ضد آزادی و دموکراسی میدانند؛ فرقهای با ساختار و روابط درونی غیر دموکراتیک و سلطه گرانه که نه در سطح فکر و اندیشه و نه در سطح عمل، به بدیهی ترین اصول دموکراتیک معتقد و ملتزم نیست، امری که همچنان در ادبیات و رسانه های این سازمان به وضوح قابل مشاهده است. فرقهای با روابط درونی غیرشفاف و سری که همگان از آن بیاطلاعند و به عنوان نمونه سالهاست هیچکس از سرنوشت رهبر غایبش اطلاعی ندارد. فرقهای غیر دموکراتیک و ضد ملی که تعداد هوادارانش از چند هزار نفر متجاوز نیست اما برای ملت هفتاد میلیونی ایران رئیس جمهور تعیین میکند و برای حفظ حیات خود به همکاری با قدرتها و جاسوسی علیه ایران تن میدهد.
دولت آمریکا با نادیده گرفتن بمبگذاریهای هفتم تیر، هشتم شهریور وصدها عملیات تروریستی دیگر سازمان مجاهدین خلق در ایران که طی آن دهها تن از سران و مسؤلان کشور و صدها تن از ایرانیان بیگناه به شهادت رسیدند، و تفکیک و تمایز آن با بمبگذاریهای القاعده و کشتن چهرههای ملی و دولتمردان افغانستان و عراق و دیگر ترورهای کور در کشورهای مختلف، منطق دوگانه خود را در برخورد با آزادی و دموکراسی و حقوق بشر به نمایش گذاشته است، وگرنه چه تفاوتی میان این دو وجود دارد که عاملان یکی به راحتی حتی از لیست گروههای تروریستی خارج می شوند تا راه تعامل با آنها باز شود و عاملان دیگری مستحق حبس و شکنجه در گوانتانامو شناخته میشوند؟ و چه تفاوتی است میان دولتی که مفاهیم والای انسانی نظیر آزادی و دموکراسی را چنان تابع منافع و مصالح خود تعریف میکند که قتل و جاسوسی و خیانت و ترور نیز توجیه شود، با کسانی که امور قدسی را چنان تابع امیال و اوهام خود تعریف میکنند که کشتار انسانهای بی گناه را موجه سازد؟
مفاهیم متعالی و ارزشهای قدسی وقتی درخدمت قدرت و منافع قرار گیرند آنگاه شاهد زشتترین صحنههای ضد بشری در صحنه تاریخ خواهیم بود، در یکی کشتن زنان و کودکان و مردان بیگناه، «جهاد فی سبیل الله و مجوز رفتن به بهشت الهی» نمایش داده میشود و در دیگری گروهبان آمریکایی عامل کشتار اعضای خانوادهای بیگناه را در عراق حداکثر به شش ماه تأخیر در ارتقاء درجه محکوم میشود و در دیگری قاتل اعضای خانوادهای در افغانستان بلافاصله پس از ارتکاب جنایت به آمریکا منتقل میشود تا وکیل وی اساساً منکر هرگونه مدرکی دال بر وقوع جنایت شود.
آیا باید تصمیم اخیر آمریکا را یک اشتباه دانست و باور کرد که دولتمردان این کشور از بازتاب اقدام خود در افکار جامعه ایران ناآگاهاند؟ و از حافظه و ذهنیت تاریخی ایرانیان نسبت به خائنانی که با دشمن متجاوز خارجی همکاری کردهاند، بیخبرند؟ و یا باید این تصمیم را بخشی از سناریوی جامعی تلقی کرد که سوری سازی ایران مرحلهای از آن به شمار میآید، مرحلهای که برای آن از هم اکنون باید بازویی نظامی تدارک دید؟
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن شدید اقدام آمریکا در خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق از فهرست گروههای تروریستی، مراتب تأسف و تأثر خود را از بیکفایتی و ناکارآمدی اقتدارگرایان حاکم در حفظ منافع ملی ایران، به دلیل اتخاذ اینگونه سیاستهای جهانی علیه کشورمان در عرصه دیپلماتیک، اعلام میدارد. استبداد حاکم که روزی مدیریت داخلی و خارجی اصلاح طلبان را مدیریت «شاه سلطان حسینی» اعلام میکرد، امروز ایران عزیز را به چنان وضعیت حقارتباری دچار کرده است که رئیس کشوری که تمام تاریخ چند ده سالهاش با ستم و تجاوز و اشغال و نسل کشی عجین است، در برابر مجمع عمومی سازمان ملل، ایران را به عنوان عامل تهدید صلح در منطقه و جهان، به تجاوز نظامی تهدید کند و از نمایندگان جامعه جهانی تشویق و احسنت دریافت کند. استبداد حاکم دولتی را شاه سلطان حسینی و مرعوب غرب میخواند که با دیپلماسی موفق خود آمریکا را ناگزیر کرد مجاهدین خلق را جزو گروههای تروریستی اعلام کند و امروز نتیجه دیپلماسی حاکمیت اقتدارگرایان پس از هفت سال، انبوه بحرانها و فشارهای همه جانبه جهانی علیه ایران است که خارج کردن نام مجاهدین خلق از فهرست تروریستها تنها یکی از آنهاست.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از همه گروههای اپوزیسیون ملی میخواهد به نمایندگی از بخشهای مختلف ملت ایران، با محکوم کردن این اقدام، به دولتمردان آمریکا تفهیم کنند که چنین اقداماتی در میان ایرانیان جز تشدید شک و تردید درباره نیات آمریکا نسبت به ایران، دستاورد دیگری برای این کشور نخواهد داشت.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران( شاخه خارج کشور )
۱۵/۷/۱۳۹۱














این سازمان بهترین کمک را برای تثبیت و تحکیم ارتجاع در ایران کرد .زیر لوای مبارزه با ارتجاع .بهترین این سازمان تا قبل از موسی خیابانی بودنند و خود موسی خیابانی..کودتای درون گروهی با کمک جناع راست باعث متلاشی شدن افراد خوب .
همه اینهایی که در مورد سازمان مجاهدین خلق گفتی رو قبول دارم ولی بالاخره چی؟ قاتلهاشون که دیگه الان پیر شده اند و جوانهایشان ممکن است طور دیگری فکر کنند. شاید با خارج کردنشون از لیست تروریستی واقعا دست از تفکرات تروریستی بردارند! معلوم نیست که چه رفتاری را در آینده انتخاب خواهند کرد.
الان وقت دادن این بیانیه نبود…………. کاش عزیزان ما در این نهاد انقلابی شرایط را درک میکردند و درحالی که مردم در مشکلاات به سر میبرند نظرها را به طرف دیگر جلب نمیکردند
دولت آمریکا با نادیده گرفتن بمبگذاریهای هفتم تیر، ششم (((((((هشتم))))))))شهریور وصدها عملیات تروریستی دیگر سازمان مجاهدین خلق در ایران که طی آن دهها تن از سران و مسؤلان کشور و صدها تن از ایرانیان بیگناه به شهادت رسیدند، و تفکیک و تمایز آن با بمبگذاریهای القاعده و کشتن چهرههای ملی و دولتمردان افغانستان و عراق و دیگر ترورهای کور در کشورهای مختلف، منطق دوگانه خود را در برخورد با آزادی و دموکراسی و حقوق بشر به نمایش گذاشته است، وگرنه چه تفاوتی میان این دو وجود دارد که عاملان یکی به راحتی حتی از لیست گروههای تروریستی خارج می شوند تا راه تعامل با آنها باز شود و عاملان دیگری مستحق حبس و شکنجه در گوانتانامو شناخته میشوند؟ و چه تفاوتی است میان دولتی که مفاهیم والای انسانی نظیر آزادی و دموکراسی را چنان تابع منافع و مصالح خود تعریف میکند که قتل و جاسوسی و خیانت و ترور نیز توجیه شود، با کسانی که امور قدسی را چنان تابع امیال و اوهام خود تعریف میکنند که کشتار انسانهای بیگانه (((((((بیگناه)))))))))را موجه سازد؟
لطفا غلط های تایپی را اصلاح کنید تا بهانه ای به دست راستگویان !!!! برای وارد کردن اتهام تحریف تاریخ انقلاب نیفتد!
وقت آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش
تغابن = ضرر و زیان خزف = خرمهره ، سنگ دانه ای بی ارزش
بدا به حال کسانی که هنوز در ماهیت جنایتکار و جهان خوار آمریکا شک داشته باشند۰ با این فرض و با توجه به عملکرد به ویژه ۱۰ سال گذشته آمریکا ، طبیعی است که از جنایتکارترین و بی رحم ترین گروهها و جریانات در رسیدن به اهداف خود سود ببرد۰ دامنه نفوذشان بسیار گسترده تر از آن است و تنها به خروج سازمان مجاهدین ضد خلق نمی شود۰ دست نشاندهها و فرمان بران دیگری هم چه در داخل وچه در خارج هستند که مستقیم ویا غیر مستقیم عامل و مجری فرامین و اوامر ارباب بزرگشان می باشند۰ رضا پهلوی، عبدالمالک ریگی، احزاب کومله و دموکرات که اخیرا متحد شده اند و همچون هم پالکیهایشان در لیبی درخواست ممنوعیت پرواز در آسمان کردستان نموده اند از آن جمله اند۰ از همه وخیم تر فشارهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است که آن هم در کنترل امپریالیسم و سرمایه داری است که عامل ورشکستگی و بده کاری ملتها می گردد۰ از طرفی مهمتر عملکرد ضد مردمی دولت و سیستم داخلی است که مشکلات را دو چندان می کند و بر گرده مردم فشاری مضاعف وارد می سازد۰ جنبش سبز اما در این میان همچنان سربلند و استوار با درایت و کاردانی مراقب همه این اوضاع و احوال می باشد و مترصد فرصتی است تا خط بطلان بر تمامی شیوههای ضد انسانی بکشد۰ و امور مردم را به دست توانمند ایرانیان غیور بسپارد۰ به امید آن روز و ایرانی آزاد، دموکراتیک، و سربلند۰
رهبران سازمان مجاهدین خلق هر کسی که باشند بخاطر اعمال و خیانتهایشان باید محاکمه بشوند، ولی گناه بقیه چیه؟ اونها هم ایرانی اند. آواره از وطن شده اند و گیر شیادان سیاسی افتادن. ما باید برادران ایرانیمون رو با آغوش باز پذیرا باشیم. هزاران آواره ایرانی که در کمپ ها و تاریکی خبری بسر میبردند را میبخشیم و به آنها کمک میکنیم
واقعا این بیانیه عجب متن خوب و قوی داشت! آفرین به نویسنده ….
این بیانیه رو با بیانیه چند روز پیش محمد رضا خاتمی مقایسه کنید!
آقای محمد رضا خاتمی باید سبک نوشتن بیانیه رو از مجاهدین انقلاب یاد بگیرن و سعی کنن در نوشتن مطالب از ادبیات امثال آقای شریعتمداری استفاده نکنن!
امیدوارم مسعود رجوی هنوز زنده باشه تا در آینده تو یه دادگاه عادلانه با حضور خبر نگران و هیات منصفه محاکمه بشه و پاسخگوی اشتباهاتش در قبال کشور و اعزای فریب خورده سازمان مجاهدین خلق باشه !
یادمون باشه که تعداد زیادی از ساکنین کمپ اشراف، سالها زندانی مسعود رجوی بودن!
بقول احمدی نژاد آب را باید آنجایی ریخت که می سوزد !!!
دوستان اصلاح طلب دولتی بسیار متاسفم از این که حتی تحمل شنیدن صدای مخالف که هیچ حتی تحمل شنیدن نقد دوستانه را هم ندارید،دیروز برای شما متنی را راجع به بیانیه بالا با نظری معتدل نوشتم و بعد از یک ساعت متن نوشته من را سانسور کردید ، حقیقتا مفهوم شعار های مدنیت خواهی شما این چنین معنی می دهد؟شما به فرض نوشته ها را سانسور می کنید و آزادی را برای کسانی می خواهید که برای شما کف بزنند آیا فکر نمی کنید در رسانه های دیگر با نقدی شدید تر به بیانیه شما رسیدگی خواهد شد،جناب آقای رجب مزروعی و دوستان دیگرتان منتظر باشید تا همدیگر را در برابر چشم مردم در تجمعات ایرانیان ببینیم ،آن وقت رو در رو با شما حرف هایمان را خواهیم زد.مدنیت خواهی شما دروغی بیش نیست و مطالبات شما حقیقتا فقط برای منافع فردی و گروهی است،حیف مردم وشهدایی مانند سهراب ونداو….