نوسانات بازار ارز و جهش چند میلیونی در قیمت خودروها
چکیده :محصولات سايپا و پارس خودرو نیز افزایش قیمت زیادی را به خود دیدهاند و پا به پای همتایان ایران خودرویی خود گران شدهاند...
بازار خودرو همچنان در تب ارز میسوزد و قیمتها نیز با وجود رکود خرید و فروش بالا میرود، این در حالی است که تعلل در اعلام قیمتهای جدید خودرو به آشفتگی بازار دامن میزند. به گزارش دنياي اقتصاد، در حال حاضر خودروسازان به دلیل عدم اعلام قیمتهای جدید حاضر به عرضه خودرو به بازار نیستند و این موضوع به گرانیها دامن زده است، حال آنکه اعلام قیمتها و افزایش عرضه میتواند حداقل جلوی جهش قیمت برخی خودروها را بگیرد. در حال حاضر به دلیل کمبود خودرو و همچنین نوسان شدید نرخ ارز، قیمت بیشتر خودروها اعم از داخلی و خارجی افزایش یافته و کارشناسان با این اوضاع امیدی به بازگشت آرامش حداقل در کوتاهمدت ندارند.
اما در بین خودروهای وارداتی هيوندايي IX۵۵ با افزايش قيمتي بیش از ۱۰ میلیون توماني روبهرو شده و هم اکنون ۱۶۰ ميليون تومان قيمت دارد. این خودرو روزگاری حدود ۸۰ میلیون تومان و حتی کمتر قیمت داشت. همچنین هیوندایی IX۳۵ نیز که شش میلیون تومان گران شده، در حال حاضر ۱۱۵ میلیون تومان قیمت دارد. هیوندایی سوناتا نیز با جهشی چهار میلیونی هم اکنون به قله ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است. هیوندایی آزرا نیز ۱۳۶ میلیون تومان به فروش میرود و اسپورتیج هم قیمتی برابر با ۱۱۰ میلیون تومان را داراست. همچنین تویوتا اوریون نیز ۱۱۱ میلیون تومان خرید و فروش میشود و کرولا قیمتی معادل ۹۰ میلیون تومان دارد. همچنین کیا اپتیما نیز قیمتی برابر با ۱۰۵ میلیون تومان دارد و سراتو نیز به مرز ۷۰ میلیون تومان رسیده است.
۲۰۷ اتومات به ۴۴ ميليون رسيد
در بازار خودروهای داخلی نیز افزایش قیمتها همچنان ادامه دارد. به گفته فعالان بازار، در حال حاضر پژو ۲۰۷ اتومات قیمتی برابر با ۴۴ میلیون تومان دارد که این موضوع از رشد قیمت شش میلیون تومانی آن حکایت میکند. ۲۰۶ تيپ ۶ نیز که دنده اتومات است، با قیمتی معادل ۳۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به فروش ميرسد و تیپ ۲ آن نیز ۲۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارد.
در بين مدلهاي صندوقدار اين خودرو نيز، V۹ حدودا ۳۴ میلیون تومان خرید و فروش میشود و V۸ نیز ۲۷ میلیون تومان به فروش میرود.
در بین دیگر محصولات ایران خودرو، پژو ۴۰۵ قیمتی برابر با ۱۸ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان دارد و پارس نیز در مدل اتومات خود به مرز ۳۲ میلیون تومان رسیده است. سوزوکي گرند ويتارا نیز که هنوز با کمبود قطعات و بروز اختلال در توليد، روبهرو است، در حال حاضر ۸۴ میلیون تومان در مدل فول خود قیمت دارد و این موضوع از جهش سه میلیونی آن حکایت میکند. سمند نیز در مدل EF۷ افزایشی بیش از دو میلیون تومان داشته و هم اکنون با قیمتی معادل ۲۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خرید و فروش میشود.
پراید ۱۴ میلیونی؟
اما محصولات سايپا و پارس خودرو نیز افزایش قیمت زیادی را به خود دیدهاند و پا به پای همتایان ایران خودرویی خود گران شدهاند. آن طور که خبر ميرسد، تیبا هم اکنون ۱۵ میلیون و ۷۰۰هزار تومان به فروش میرود. در بين ديگر محصولات سايپا نيز هم اکنون پرايد ۱۳۲ قيمتي برابر با ۱۱ ميليون و ۲۰۰ هزار تومان دارد و ۱۳۱ هم ۱۱ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به فروش میرود. در این شرایط پراید مروارید یا همان هاچ بک به قیمت ۱۳ میلیون تومان در بازار رسید تا دیگر پراید نیز خودرویی ارزان به حساب نیاید. البته برخی فعالان بازار از پراید ۱۴ میلیونی نیز صحبت به میان میآورند. جدای از پراید، محصولات پارسخودرو هم افزایش قیمتی شدید داشتهاند که بیشترین آن به مگان مربوط میشود.
ماکسیما ۸۰ میلیون شد
در حال حاضر مگان اتومات که فاصله زيادي بين قيمت کارخانه و بازار آن به چشم ميآيد، ۵۶ ميليون تومان خريد و فروش ميشود. این خودرو در طول یکی دو ماه گذشته افزایش قیمتی نزدیک به ۱۰ میلیون تومان داشته است. همچنین تندر-۹۰ مدل E۱ نيز در حال حاضر قيمتي برابر با ۲۲ ميليون تومان دارد و تندر E۲ هم ۲۵ ميليون تومان به فروش ميرسد.
از ميان ديگر محصولات پارس خودرو، در حال حاضر نيسان ماکسيماي اتومات قيمتي برابر با ۸۰ ميليون تومان دارد و این نشان میدهد ماکسیما پنج میلیون تومان دیگر گران شده است. دیگر محصول پارس خودرو یعنی نیسان تیانا نیز در حال حاضر حدود ۱۰۵ میلیون تومان خرید و فروش میشود و این موضوع نیز از افزایش قیمت پنج میلیونی آن حکایت دارد.














خب اتفاق می افته تا الان هم همش برا فقیر شر شده شما چه مشکلی داری دوران هاشمی هم همینطور بود
ممد نبودي ببيني…
چرند زيادي نگو علي
دوران هاشمي از 4500 نشد
وقتی کسی توان خرید نداشته باشه اینا هرچقدر میخوان گرون کنن
جالبه ها! دولت آمریکا با این اقتصاد ودرآمدی که داره 15 میلیون دلار به غیرنظامیان سوریه کرده اونوقت ایران مبلغ 10میلیارد دلار به دولت بشاراسد کمک کرده اونم با پول خون مردم و این گرونی. آقای خامنه ای شما باید بدونی ماهم میدونیم که بشار اسد خواهد رفت چون خون یک نفر رو بریزی باید پیش خدا جوابگو باشی چه برسه به 3100 نفر شم با حمایتتون از بشار اسد درقتل مردم سوریه و این جنایات شریک هستی میدونی دلیلش چیه? دلیلش اینه که میترسی بعد از اسد نوبت تو بشه و بدون شک نوبت تو خواهد شد و تاریخ اینو ثبت خواهد کرد. حالا هی زیر چتر ولایت فقیه مردم رو بیشتر تو انزوا و منجلاب ببر .
شعار تا رسیدن به پیروزی:
دلار صد تومانی حق مسلم ماست
بابا نه زمان جنگ چنین مصيبتی داشتیم ونه در زمان بازسازی بعد جنگ
ده سال به اجبار شعار دیگری دادیم
اما حالا آزادانه فریاد میکشیم:
دلار صد تومانی حق مسلم ماست
هشدار!
سیما و ماهیت بحران ارزی کنونی!
این بحران دیگر بحران ارزی نیست!
بلامقدمه با 3 مثال شروع میکنم.
بحران سالهای اخیر در جوامع صنعتی (من فقط بخش اروپا را منظور دارم)، منجر به بیکاری آدمهایی شده است که هیچ گناهی در بیکاری خود نداشته اند. نه تنبل و کار گریز و نه بی تخصص بوده اند. کار خوابیده است و سفارشات کم یا قطع شده است. افراد یا خانواده هایی که بدین صورت با مشکل اقتصادی و پراخت بدهی روبرو میشوند ضمن دریافت حقوق بیکاری با کمک ارگانهای دولتی، تحت حمایت قرار میگیرند و خود نیز کوشش میکنند تا از مخمصمه اقتصادی ناشی از بیکاری در آیند و در می آیند چون اراده لازم برای حل مشکل را دارند و مشکل هم فقط اقتصادی و بیکاری است.
حال فرض کنیم فردی را که روی ارث میلیونی (پول اروپایی) زندگی کرده، قمارباز و معتاد است و در اثر ریخت و پاش، قمار و افیون نه تنها ارث پدری را بر باد داده است بلکه بدهکاری کلانی هم برای خود ایجاد کرده است. تخصص و همت کار کردن هم ندارد. این آدم نیز به مشکل اقتصادی روبرو میشود ولی مشکل او نه صرفاً اقتصادی بلکه شیوه زندگی اوست. کاریاب اداره کار، کاری برای او نمیتواند انجام دهد. او اول باید برود پیش دکتر اعتیادش را ترک کند. بعد باید دست از قمار بازی بردارد و سپس یک کاری یاد بگیرد و خود را برای یک زنگی ساده کارگری ساده آماده کند. پس بین پدیده نخست و پدیده دوم هرچند در هردو مورد با فردی روبرو هستیم که با مشکل اقتصادی روبرویند ولی دینامیسم مشکل آن دو مورد، مشابه نیست.
قریب 2 سال است که دولت یونان در اثر بدهکاری زیاد، رکود اقتصادی و ناکارایی اقتصادی کشور با مشکل پرداختهای خارجی خود روبروست. تا جایی که یادم هست آخرین پاکت مالی حمایتی اتحادیه اروپا به این کشور 500 میلیارد یورو بود. (شاید هم رقمی دیگر که چندان مهم نیست). مشکل یونان صرفاً پولی و بحران بدهی نبود بلکه بیش از اینها بود ولی بحران خود را در حوزه اقتصادی بیشتر نشان میداد. مثل آدمی که فلان ویتامین یا کلسیم بدنش کم است، ناخنهایش رگه های سفید میزنند.
در بحبوحه بحث اتحادیه اروپا برای پاکت پولی، گزارشگررادیو سوئد در آتن به چندین فروشکاه مراجعه کرد و از هریک چیزی خرید. هر بار که تقاضای قبض یا فاکتور میکرد فروشنده می گفت متأسفم ماشنین صندوق خراب است. یکی دو مورد، گزارشگر پاسخ داد؛ عیبی ندارد با دست بنویسید، فروشنده ها درجواب گفتند نمی شود اگر نمی خواهی جنس را بگذار و برو. در آخرین مغازه و مصاحبه، گزارشکر رادیو س.ئد با قدری لی لی به لالا گذاشتن طرف فروشنده گفت من خارجی هستم و برای مؤسسه ایی که کار میکنم باید صورت خرج بدهم ولی هرجا میروم میگویند ماشین صندوق خراب است قضیه چیست؟ طرف دختر جوانی بود؛ قاه قاه خندید گفت اگر توی صندوق بزنند باید ..% مالیات بدهند. گزارشگر صحبت را کش داد و گفت پس اگر مردم مالیات ندهند مملکت چطور باید بچرخد؟ طرف پاسخ داد: اتحایه اروپا (گروه یورو) میدهد و باید بدهد چون اگر یونان زمین بخورد همه بلوک یورو از آلمان گرفته تا بروکسل زمین میخورد. آنها مجبورند بدهند ما هم میگیریم و میخوریم! هه هه!
خلاصه کردن بحران یونان هم در بحران پولی یا اقتصادی نیز اشتباه است. تقلب و فرار مالیاتی، تقلب با بیمه بیکاری ، بازنشستگی های زودرس و مهندسی شده، و.. ، به یک مشکل جدی اجتماعی و پدیده همگانی و اپیدمیک تبدیل گردیده است که فقط یک انظباط اجتماعی و بیداری عمومی آنرا حل میکند و لذا دولت های عضو اتحادیه پولی اروپا هم اعطای اقساط آن وام 500 میلیارد یورویی را به رعایت انظباط بودجه ایی دولت، بستن کمر بندها، اجرای انظباط مالیاتی و.. ، مشروط کرده اند و نه صرفاً قناعت کردن به کار برد مکانیسم و سازو کار های پولی و بانکی.
حالا یونانی ها زیر فشار دایم سیاست ریاضتی دولت، اعتصاب و تظاهرات میکنند ولی کاری جز تن دادن به ریاضت اقتصادی نمیتوانند بکنند چون آن حزبی که این ریاضت را به آنها تحمیل میکند نه حزبی راست بلکه حزب چپ «پاسوک» است، حزب سوسیالست یونان که سلسله پاپاندرئو ها برا آن حکومت کرده و میکند و بیشترین حمایت مردمی را در پشت سر خود دارد.
قریب 2 سال پیش که بحران ارزی ایران خود را نشان داد مسئولین کشور، مقامات اقتصادی و بانکی فکر کردند با کم و زیاد کردن بهره، شرایط سپرده گذاری، شل و سفت کردن سر کیسه ارز به بازار و.. مشکل را حل میکنند. آقای احمدی نژاد از این حد اقل شعور اقتصادی برخوردار نبود که بداند با پشتوانه در آمد نفتی هرچه زیاد هم باشد جایی برای رجز خوانی پولی و ارزی نیست و نمیتوان بر سیل درآمد ارزی همیشه تیکه زد. او نمیدانست که با اتکا به دلار نفتی نمیتوان از اقتدار پول ملی سخن گفت. او باد به غبغب انداخته گفت: کی میگوید دلار ارزان است و باید گران بشود. «دلارِ 1100 تومان گران است. بنظر من دلار باید بشود 800 تومان چون ریال ما قویست و به اندازه بیش از 3 سال هم ذخیره ارزی داریم. او نمیدانست از محل ارث پدری ریخت و پاش کردن را نمیتوان اقتدار اقتصادی و قدرت مالی نشان داد. اقتدار اقتصادی یعنی اینکه کشور حتی کالای ساده ایی در حد شورت و جوراب تولید کند ولی آنرا با قیمت تمام شده ایی که در بازارهای دنیا قابل رقابت باشد بفروشد. ارزی که از محل این شورت و جوراب صادراتی تحصیل میشود فزاینده و کار آفرین است.
کافیست در بحران ارزی کنونی در کشور، خودِ بحران ارزی و شکاف ارزش واقعی دلار و ریال را و نرخگذاری مصنوعی آنها را که خود یک بی سیاستی مدیریتی بوده است را نادیده گرفته به بحران مدیریت نظام ارزی توجه کنیم. درهمه دنیا مسئول نرخ گذاری ارز بانک مرکزی است. در ایران از اطاق بازرگانی گرفته تا صنعت و معدن، شخص رئیس جمهور، مجلس و حتی وزارت اطلاعات و سرداران سپاه؛ جعفری و نقدی و آخر از همه محمود بهمنی بعنوان رئیس بانک مرکزی هریک سازی بدست گرفته ساز راه حل خود را می زنند.
از سوی دیگر کشور ایران کشور دزدیهای بزگ، اسکله های قاچاق متعدد، اختلاسهای نجومی، و زدوبندهای بزرگی است که هیچ کلانی (منظورم مشابه خانواده های مختلف مافیای سیسیل است که به طوایف یا کلان های مختلف با منطقه نفوذ معین تعلق دارند). هیچ «کلانی» به دیگری اعتماد نمیکند.
در یک پروژه سرهم بندی شده ضرب الاجلی، تصمیمگیری برای راه اندازی بازار بورس میشود. ولی از آنجا که بانک مرکزی ارز ندارد تا این بورس را راه اندازی کند چشم امید به «ساده لوحی» دیگران داشته و انتظار دارد که بخش خصوصی، تجار صادر کننده و مردم عادی که در خانه های خود ارز دارند دلار ها را به آن مرکز بیاورند و زحمت مدیریت تسعیر آنرا به بانک مرکزی بسپارند. ولی معلوم میشود که تجار صادر کننده آنقدر که آقای احمدی نژاد و بهمنی تصور کرده اند ساده لوح نیستند و مردم عادی هم به هر ریسمانی بچشم مار کبرا و بوآ مینگرند و اطمینانی به دولت ندارند بنا بر این پروژه بورس ارزی نمیگیرد.
ظرف دو سه روز،اسل همان پروژ با تغیر عنوان به مرکز مبادلات ارزی شروع به کار میکند و قرار میشود که در فاز نخست اولویتهای وارداتی از 3 تا ردیف 5 در آنجا پذیرفته شده و برای آنها حواله ارزی صادر و سفارشات آن ثبت شود. ولی چون دولت و بانک مرکزی در وحشت این هستند که نکند برخی از برادران در آن دفتر مثل آن اختلاس نا قابل سه هزار میلیاردی، طی چند ده فقره ثبت سفارش ساختگی تمام وجه ارزی تحویل شده به آن مرکز را ملا خور کرده و سراز کانادا در بیاورند لذا در تحویل میزان ارز به این مرکز جانب احتیاط را نگاه میدارند که این خود باعث ازدحام و عدم پاسخگویی به متقاضیان ثبت سفارش کالا میشود.
امروزه منابع ارزی کشورمان به مال بی صاحبی تبدیل شده است که بین گروهی دزد و شیاد که هریک مواظب است آن دیگری همه آنرا یکباره بالا نکشد و سر بقیه را بی کلاه بگذارد قرار گرفته است. اگر چیزی ته کسیه مانده است ناشی از این عدم حصول اجماع بین برادران است.
سند سازی برای واردات صوری، دریافت ارز برای وارادتی که انجام نخواهد شد، یا باندازه و با کیفتی که باید انجام شود نمیشود در این سیستمی که ویروس رشوه خواری و زد و بند تمام بافتهای آنرا آلوده کرده است هرگز اجازه نخواهد تا اگر پروژه ایی هم سالم باشد، در عمل پیاده شود وای بحال آنوقت که خود پروژه هم معیوب است.
پس فساد فراگیر در سیستم مدیریتی کشور که بخش بانکی و پولی و اقتصادی مملکت را در فرا گرفته است اجازه نمیدهد حتی هیچ پروژه درستی هم پیاده شود. طراحی و مهندسی درست یک پروژه ساختمانی احتیاج به کادرعملیاتیِ «خوب سازمان یافته» با یک نظم مناسب و… ، نیازمند است. فضای عدم اعتماد به آینده در حد فردا، چنان بر این آنارشیسم اداری و مدیریتی تأثیر منفی بجا گذارده است که هرکس و همه میخواهند در کوتاه مدت ترین زمان ممکن جیب خود را پر کند چون ممکن است فردایی در کار نباشد.
کافیست اشاره کنم که امروز رسانه خبر دادند که رئیس جمهور از اوین دیدن میکند چند ساعت بعد مدیریت زندان اوین اعلام کرد که احمدی نژاد قبلاً باید مجوز بگیرد. این درحالیست که او هنوز رئیس جمهور! است. بطور قطع اگر آقایی هاشمی هم تصمیم به بازدید از اوین بگیرد چنین اجازه ایی به او داده نخواهد شد. وقتی سرنوشت دو سکاندار درجه دو نظام چنین است حساب یک کارمند ساده قسمت ارزی فلان بانک دیگر معلوم است!
پس عامل اغتشاش مدیریتی، به بحران ارزی جاری یک بعد اضافی یعنی بحران مدیریتی افزوده است و شیوع فساد که خود را در شرایطی چنین بحرانی بهتز نشان میدهد به بحران ارزی کنونی وجهی اجتماعی داده است یعنی بحران ارزی از بحران ارزی به بحرانی وسعیتر با خصلتی پیچیده تر و بغرنجتر فراروئیده است ولی این همه قضیه نیست. براینها، باید بحران سیاست خارجی و تحریم را نیز بیافزائیم؛ بر اینها موضعگیری بخشهای گوناگون نظام را به مسئله، که هرکس میخواهد این بحران را در سمت و سوی منافع گروهی سیاسی خود حل کند را نیز باید افزود تا نتیجه درست گرفبه شده و تصویر بحران دقیقتر ترسیم شود.
رقبای دولت میخواهند با استفاده از این بحران، دولت را زمین بزنند و دولت هم با اشاره و کنایه آدرس کانون بحران ساز را در بیت رهبری میدهد.
ولی خطر ناک ترین بعد قضیه کشانده شدن میلیونی مردم بمجرای سفته بازی ارزی است که این نیروی میلیونی با نقدینگی عظیمی که دارد، مستقل از اراده تک تک کنشگرانش، چنان قدرت مهیبی را وارد باز مالی و ارزی کرده است که آزادی عمل را از بازیگران عمده ارز و طلا در بازار را هم سلب کرده است. امروز بخش وسیعی از جمعیت کشور، سرشان یا به خرید و فروش ارز یا طلا مشغول شده است. این جنبه از بحران نه تنها مدیریت آنرا غیر ممکن میسازد بلکه بر بخش تناور اقتصاد سیاه، اقتصاد پنهان و انگلواره چنان می افزاید که آزاد شدن جامعه از پیامدهای آن صد ها بار از مورد پیش گفته شده در مورد یونان بدتر است. همه ملت، امروزه بنوعی و نحوی معیشتشان به رانت و سفته بازی گره خورده است و البته تعجب هم ندارد برای اینکه مدیریت سیاسی کشور در دست دولتی است که تا سطح یک بنگاه دلالی و صرافی سقوط کرده است.
در کنار همه این عوامل که برشمردم بیافزائیم: چه در داخل و چه در دنیا هستند نیروهایی که نمیخواهند اجازه دهند دولت احمدی نژاد و حکومت ایران از این تنگنایی که افتاده است برهد و لذا بر فشار خود می افزاید. اگر این فشار، جامعه ویران کن نبود میبایستی آنرا خوش آمد گفت. ولی نتجه فشار در شرایط کنونی مخربتر انچه بنظر میرسید میباشد.
هیلاری کلینتن امروز گفت بحران کنونی پولی در ایران ربطی به تحریمها ندارد بلکه ناشی از بحران مدیریتی است. چشم انداز بحران بقدری تیره است که حتی او هم نمیخواهند عواقبش را بپذیرد.
خلاصه کنم: بحران کنونی؛ دیگر بحران ارزی نیست.
1 ـ بحران بحرانِ فساد فرا گیر نظام است و بخش ارزی و بانکی اقتصاد کشور در حال حاضر عفونی ترین کانون این فساد. فسادی که هرگونه تدبیر تخصصی را بلا اثر میکند.
2 ـ بحران، بحران مدیریتی است و اغتشاش در ارگانهای تصمیم گیری. معلوم نیست چه کسی و چه ارگانی راجع به سیاست پولی و ارزی تصمیم گیرنده است . بنظر من بیت رهبری و ستادهای نظامی امنیتی در پشت صحنه نقش اساسی را دارند.
3 ـ بحران، بحران اجتماعی است زیرا میلیونها ایرانی با قدرت مالی هزاران میلیاردی خویش، معیشت خود را به این بحران گره زده اند و نجات خود را نه در کار و کسب سالم، بلکه در بازی ماهرانه در میدان این بلبشوی بحران ارزی و در این اقتصاد مجازی می بیند.
4 ـ بحران، بحران تولید و خود داری ازعرضه است. با بی اعتبار شدن ریال هیچ دارنده کالایی نمیخواهد کالای خود را به قیمتی بفروشد که تهیه مجدد آن یا مواد اولیه آن از بهای کنونی آنچه میفروشد بیشتر باشد. این پدیده حتی به «اعتصاب فروش» از سوی خود مؤسسات دولتی نظیر خودروسازی نیز کشیده شده است که نمیدانند با فروش تولیداتشان آیا قادر هستند بخشی از هزینه تولید مجدد آنرا تأمین کنند؟ افزایش ناگهانی قیمت و متوقف کردن فروش نمود این اعتصاب فروش از سوی یک موسسه دولتی است. این یدیده به خود داری بخش وسیعی بازار در سطح مملکت از فروش جنسشان منجر شده است که به غلط به اعتصاب تعبیر شده است. «بازار اعتصاب نکرده است» بلکه نمیخواهد جنسش را با پولی عوض کند که نمی داند ارزش آن چیست؟ و خطری که در این عکس العمل و اتومکانیسم بازار نهفته است هراسناک است. خطری که درک آن برای بسیاری آسان نیست. اگر بازار بخاطر مسئله خاصی با رهبریت خاصی اعتصاب کرده بود و اگر مردم و اهالی بازار بنا به دعوت خاصی به خیابانها آمده بودند جای شعف داشت ولی این عکس العمل بازار مانند عکس العمل جمعی است که در یک حریق همه از سرو کول هم بالا میروند تا خود را نجات دهند و مشتی دزد هم سعی دارند از این بلبشو استفاده کرده جیب همه آن آتش گرفتگان را بزنند غافل اینکه از این حریق کسی جان سالم بدر نخواهد برد. این واکنش بازار نه یک حرکت آگاهانه بلکه یک حرکت خود بخود، اتو مکانیکال و ویرانگرانه است و میتواند به فرو پاشی تمام سیستم اقتصادی و سپس اجتماعی منجر شود. این واکنش، نه به قیام هدفمند مردم بلکه به شورش گرسنگانی خواهد انجامید که جز به فکر سیر کردن شکم خود نیستند و در صورت راه افتادن دیگر به سیر کردن شکم خود قناعت نخواهد کرد. در نیمه های راه چنین شورشی خیل پیراهن شخصی های مقام رهبری را نیز بدرون خود خواهد کشید. آنها تا هنگامیکه برنامه ساندیش و سهمیه های ویژه در کارست مخلص آقا و نظام هستند نه هنگامی که آقا سکه یک پول شده و از ساندیس هم خبری نیست.
5ـ این بحران ابعاد ناپیدای بسیار دارد که همه آنها تا کنون خود را بصورت بحران ارزی و تنزل ریال و پرواز دلار نشان داده و همچنان میدهد ولی در زیر سطح این بحران پولی قدرت انفجاری ویرانگری نهفته است که مشاهده آن در حال حاضر مقدور نیست.
نتیجه:
حل بحران نه در دست و پا زدن های مأیوسانه و اسیتصال آمیز در چهار چوب نوعی رهیافت ارزی و پولی بلکه فقط در عرضه سیاسی ممکن است.
بحران قبل از همه، بحرانی سیاسی است که از مایه سنگین اجتماعی و اقتصادی نیز لبریز است.
هم فضای کار کسب باید آرام شود و هم فضای وفاق به جامعه برگزدد. آقای خامنه ایی و دولت برگزیده او آقای احمدی نژاد در موقعیتی قرار ندارند که مردم را مخاطب قرار دهند و از انها همراهی طلب کنند. هرچه آنان بگویند و بخواهند مردم برعکس رفتار میکنند و لذا شیرازه کار از هم گسیخته تر میشود. فقط همراهی و همدلی و ایثار اقتصادی و بردباری مردم است که میتواند به حل مسئله کمک کند و این امر با تهدیدات باندهای سپاه و امنیتی چی هایی که منفور مردم هستند مقدور نیست و زور هم کاری از پیش نبرده و در صورت سماجت در بکار گیری آن وضع بدتر و بدتر هم میشود تا آنجا که به فروپاشی کامل جامعه بیانجامد. فرو پاشی ایی که هیچ کس در آن برنده نیست و تبعات آن نه ده ها بلکه صدها برابر از حمله نظامی خارجی بدتر و بلند مدت تر است.
http://www.iranesabz.se
……………….
این بحث در روزهای پیش رو ادامه خواهد داشت.
خا منه ای و احمدی نژاد و دارو دسته کودتا چه دروغ هائی به مردم گفتند .که تحریم ها اثر ندارد . حالا یکی یک می پذیرند که تحریم ها اثر گذاشته است
ننوایی یادت نره اداره یک نانوایی هم زیاده چه برسد به …
اینو مسئولین(البته اگه مسئولی وجود داشته باشه)باید بدونند که تا تعرفه واردات خودروهای خارجی برداشته نشود این دو کارخانه لوس و ننر (ایران خودرو-سایپا)به هیچ وجه دست از این کلاهبرداریها بر نمیدارند.باید رقابت به وجود بیاید.من نمیدونم چرا ما با همه دنیا باید فرق داشته باشیم مگه فقط تو ایران خودروی ملی تولید میشه که اینقدر خودرهای خارجی باید گرون باشه.مگه تا الان که این همه از این مردم بیچاره رانت گرفتید به اسم گمرکیه خودرو اونهم ۱۱۰ درصد. وضعیت خودروهای داخلی درست شد؟تا همین چند ساله پیش که هنوز پیکان که از شاهکارهای ایرانخودرو بود تولید میشد حالا هم یه لباسه جدید تنش کردید و به اسم روآ به این مردم بیچاره میدید.آخه چرا ایرانی باید از لذت بردن به لحاظ دنیوی و معنوی محروم باشه؟ما نباید بنزو لکسوس و … سوار بشیم ماشینی که همه جای دنیا قیمتش ۲۰ هزار دلار هستش اینجا داره به قیمته ۱۴۰ میلیون فروخته میشه.آیا اسم این حکومت اسلامیه؟؟؟؟؟؟
10 میلیارد دلار اعطایی به سوریه رو حضرات از کیسه خودشون پرداختن ؟ حالا با آشفتگی در بازار ارز و طلا پولش باید از کیسه مردم در بیاد زیر نظر ولایت دزد ( فقیه )