نقش حاکمیت در خروج نام مجاهدین خلق از لیست گروههای تروریستی
چکیده :یکی از این عوامل، اعتبارزایی دروغین برخی داخلی ها برای منافقین بود. متأسفانه در سال های اخیر ، برخی جریان های داخلی به طور ناشیانه تمامی اتفاقات و حوادث داخلی -به ویژه در حوادث بعد از انتخابات 88 - را بر عهده این گروهک می انداختند تا به این وسیله هم دلایل این اتفاقات را در افکار عمومی منحرف کنند و هم طرف های سیاسی داخلی خود را با اتهام همدستی با منافقین ، منکوب سازند....
در حالی که سه سال پیش میر حسین موسوی درباره زنده شدن دوباره گروهک تروریستی مجاهدین خلق به دلیل رفتارهای ناجوانمردانه حاکمیت در انتساب اعتراضات مسالمت امیز مردمی به منافقین، هشدار داده بود که: به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، و حاکمان نباید برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده کنند،
با خارج شدن نام این گروه از فهرست گروههای تروریستی دلایل گوناگونی از جمله اشتباهات مسوولان در زنده کردن نام آنان برای ترغیب آمریکا به این اقدام بر شمرده میشود.
در همین زمینه سایت عصر ایران نوشته است:
سازمان مجاهدین خلق یا همان گروهک تروریستی منافقین به تازگی از فهرست گروه های تروریستی وزارت خارجه آمریکا خارج شده است.
این گروه ترور و کشتار حدود 12 هزار نفر را در ایران در کارنامه خود دارد. منافقین همچنین علاوه بر ترور شماری از مقامات کشور ، به کشتار مردم عادی تنها به جرم مذهبی بودن یا داشتن قیافه و پوشش مذهبی و انقلابی اقدام کرده اند.
قطعا پس از این تصمیم وزارت خارجه ایالات متحده ، همکاری و هماهنگی ها میان دولت های اروپایی و آمریکا با منافقین ، جدی تر و علنی تر خواهد شد.
نکته ای که در این میان درباره خروج منافقین از فهرست گروه های تروریستی وزارت خارجه آمریکا باید به آن اشاره کرد مجموعه عواملی بود که مستقیم و غیرمستقیم، منجر به این تصمیم گیری شد.
یکی از این عوامل، اعتبارزایی دروغین برخی داخلی ها برای منافقین بود. متأسفانه در سال های اخیر ، برخی جریان های داخلی به طور ناشیانه تمامی اتفاقات و حوادث داخلی -به ویژه در حوادث بعد از انتخابات 88 – را بر عهده این گروهک می انداختند تا به این وسیله هم دلایل این اتفاقات را در افکار عمومی منحرف کنند و هم طرف های سیاسی داخلی خود را با اتهام همدستی با منافقین ، منکوب سازند.
احتمالاً این جریان ها چنین تحلیلی داشتند که با چسباندن حوادث مختلف به منافقین از یک سو می توان از پاسخگویی شانه خالی کرد و از سوی دیگر ، مانع از بحث و بررسی ها درباره چند و چون یک ماجرا شد. همچنین با این اقدام، می توان از پاسخگویی و واکنش عاقلانه به این حوادث نیز اجتناب کرد.
اما این رویکرد باعث شد تا منافقین بدون آن که خود انرژی چندانی صرف کنند ، از جریان های داخلی، “اعتبار” دریافت کنند.
انتقال مسؤولیت حوادث ریز و درشت داخلی به منافقین ، این فرصت را برای آنها فراهم کرد تا بدون زحمت خاصی و به پشتوانه اعتراف داخلی ها، در صحنه بین المللی شاهدی موثق از حجم نفوذ و تاثیرگذاری خود در فضای داخلی ایران در اختیار داشته باشند و به عنوان مثال با مصادره تجمعاتی که در تهران و برخی شهرها انجام می شد ، چنین وانمود کنند که این حرکت ها لبیک مردم به دعوت آنها بوده است و لذا این گروهک ، جایگاه مردمی وسیعی دارد!
این در حالی است که منفورترین گروه سیاسی و شبه نظامی در میان مردم ایران همین منافقین هستند که دست شان به خون مردم آغشته است.
در این وضعیت منافقین از سوی کشورهای غربی و معاند به عنوان تاثیرگذارترین گروه مخالف در صحنه داخلی ایران(!)، مورد خطاب و ارتباط قرار گرفت.
همین گل به خودی های داخلی ها باعث شد تا نفسی تازه در جنازه منافقین دمیده شود.
در واقع دوستان نادان داخلی ، که برای منافقین این اعتبار کذایی و کذب را دست و پا کردند، هدیه ای مجانی در اختیار تروریست های منافق قرار دادند و غیر مستقیم به تقویت آنها کمک کردند.
البته این تمام ماجرا نیست و دلیل اصلی خروج این تروریست ها از لیست سازمان های تروریستی را می توان در سیاست یک بام و چند هوای آمریکا در بحث تروریسم و دشمنی اش با جمهوری اسلامی یافت ولی در همین حال نباید از رفتارهای عجیب و غریب داخلی ها که تسهیل کننده اقدامات آمریکا غافل بود. این ماجرایی است که بازیگران سیاست داخلی باید از آن درس بگیرند.














این را خیلی خوب اومدین
1) به عقیده ی من عمده دلیل این تصمیم خشونت عریانی بود که حاکمیت در قبال معترضین مسالمت جو بکار برد! جنایت کهریزک روی مجاهدان خلق را سفید کرد! البته دیگر دلایل که نویسنده ی محترم به ان اشاره کرده اند نیز بی تاثیر نبوده است ! 2) الان جای بسی تاسف است که مجاهدان خلق بدون اینکه پالایشی در ایدئولوژی کور خود انجام بدهد! اکنون میخواهد خود را سردمدار خواست دمکراتیک و ازادی معرفی کند! زیبنده است سایت وزین کلمه در سلسله مقالاتی به نقد جدی این جریان بنشیند! 4) و نیز جای بسی تاسف است که غرب میخواهد این جریان را تاثیر گزارترین و جدی ترین معرفی کند! براستی غرب نمیداند مجاهدان خلق و جائران حاکم _که دیگر از دوستان ما نیستند!_ در نزد مردم دو روی یک سکه اند! این دو گروه دارای ایدئولوژی شبیه بهمند! 5) من از نظرات برخی از دوستان که در ماجرای سخنگوی وزارت خارجه در نیویورک خرسند شدند متاسف شدم! ما ملت با فرهنگی هستیم نباید در دام تجویز خشونت بیفتیم! سخت افزار خشونت تمام دستاوردهای دموکراتیک را بر باد میدهد و ما را از یک استبداد به یک استبداد دیگر منتقل میکند! 6) بهترین یا تنهاترین راه تغییر مبارزه ی انبوه و مسالمت امیز به سبک 25 خرداد 88 است !
تعجب میکنم که به این مقاله اجازه نشر دادن!
وقتی سایت هابیلیان که وظیفه معرفی جنایات مجاهدین خلق را دارد بصورت 24 ساعته به مردم معترض و موسوی و کروبی و رهنورد فحاشی میکند و رویه چاپلوسی حاکمیت را دنبال میکند منتظر سرانجامی بهتر از این هم نمیتوان بود. آنزمان که حکومت نادان ما با بی آبرویی تمام گروهگ مسعود رجوی را مساوی جنبش سبز می خواند نمی دانست که این اتهام احمقانه تنها باعث تطهیر این گروهگ تروریستی است.
واقعا هم همینجوریه
مثل اینه که آقای احمدی نژاد کت شلوار با کروات بپوشه!