همه با هم منتشر کنیم/ روزنامه کلمه؛ ۱۰ مهر
چکیده :همه با هم منتشر کنیم/ روزنامه کلمه؛ ۱۰ مهر...
صفحه فیس بوک روزنامه کلمه
هنوز هم هر شهروند یک رسانه
چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه “Save Link as” در مرورگر های فایرفاکس و کروم و “Save as target” در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.
















سلام و خسته نباشید.بی مقدمه سراغ اصل مطلب میروم که سخت نگرانم و آشفته.بگذارید از خودم شروع کنم.در جریان انتخابات 88 یکی از اعضای ستاد مهندس موسوی بودم و اکنون نیز به آن افتخار میکنم.پس از آن نیز همراه باقی دوستانم به اعتراضات مردمی پیوستم و هم اکنون نیز همواره پیگیر مسائل روز کشورم هستم.روزی که مهندس را به ناحق به حبس بردند از قضای روزگار نزدیک منزلش بودم و از جو شدیدا امنیتی منطقه فهمیدم فاجعه ای در حال وقوع است.اما تا خبر را از سایت شما ندیدم باور نکردم که حقیقت باشد.باور نمیکردم چنین بی حیا باشند که بر کسی که بودنشان مدیون اوست نیز اینچنین تعدی کنند.
با گذشت روزها و ماه ها و اینک سالها میدانم که میدانید که مهندس از یاد من و امثال من نه میرود و نه حتی کمرنگ میشود.
اما دیشب در حالی که آشفته و نگران از امور شخصی خودم که اکنون اندکی پیچیده شده به خواب رفته بودم خوابی دیدم که نمیدانم نامش را رویا بگذارم یا کابوس.
مهندس موسوی و همراه همیشه اش زهرا رهنورد در مکانی حاضر بودند که از من نیز در آنجا حاضر شدم.ص.رت مهربان و همیشه آرامش بخش مهندس را دیدم و با دیدنش آرامشی غریب وجودم را فراگرفت.در همین حال و به دور از چشم مامورانی که احاطه اش کرده بودند گفتم ما همچنان دوستتان داریم و همچنان منتظرتان هستیم.هرروز بیشتر از ظلمی که در برتان گرفته می آشوبیم و میدانم که روزی این خشم کاری خواهد کرد.مهندس با همان آرامش اما با لحنی سوالی پرسیدند واقعا هنوز فراموشم نکرده اید؟اینان که اطرافم هستند حرفشان چیز دیگریست.
از اینکه نشسته ایم و به زندگی عادی خودمان ادامه میدهیم و این بزرگمرد را تنها گذاشته ایم عرق شرم بر پیشانیم نشست اما با صدایی قاطع تر گفتم هر روز بیشتر از قبل دوستتان میداریم و به داشتن چون شمایی بر خود میبالیم.
از خواب که بیدار شدم تمام مدت صورت آرام و پرانرژی مهندس جلو چشمم بود.حتی لحظه ای نمیتوانم از این افکار دور شوم.میترسم اتفاقی برای او رخ دهد و ما همچنان بی تفاوت روزگار بگذرانیم.
درخواستی از شما دارم که امیدم است انجامش خارج از توانتان نباشد.سلام ما را به هر روشی که میتوانید به او برسانید و بگویید همواره بسیاری بیشتر از شمار آنانکه به او رای دادند در انتظارش هستند و برایش آسایشش دعا میکنند.بگویید دوستش داریم ومنتظر خبر سلامتی اش هستیم.
و اگر میدانید برای مداوا به کدام بیمارستان مراجعه میکند ماراهم مطلع کنید تا شاید حتی برای لحظه ای از دور هم شده ببینیمش.
ممنونم از بودنتان و استمرارتان.خداند همراهتان باشد.