سیدمحمد خاتمی: با حصر موسوی و كروبی و رهنورد و اين همه زندانيان سياسی؛ چه انتخاباتی؟
چکیده :فرض کنیم ما بخواهیم در انتخابات شرکت کنیم؛ وقتی که خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی در حصر هستند، این همه زندانی سیاسی داریم و پرونده های زیادی معلق مانده است، آیا بخش قابل توجهی از مردم نسبت به شرکت در انتخابات اشتیاق نشان می دهند؟ ما می گوییم نظارت در انتخابات که در قانون اساسی آمده است، آری، اما قیمومیت نه! نباید به نام نظارت بر مردم قیمومیت شود....
سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین کشورمان در دیدار با جمعی از نیروهای اصلاح طلب و خانواده های شهدای مازندران تاکید کرد: فرض کنیم ما بخواهیم در انتخابات شرکت کنیم؛ وقتی که خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی در حصر هستند، این همه زندانی سیاسی داریم و پرونده های زیادی معلق مانده است، آیا بخش قابل توجهی از مردم نسبت به شرکت در انتخابات اشتیاق نشان می دهند؟
وی با طرح این پرسش که آیا اصلاً انتخابات پرشور برگزار می شود؟ خاطرنشان کرد: ممکن است خود ما هم در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم، اما بالاخره اگر می خواهیم انتخابات پرشور باشد باید فضا باز شود، فضای امنیتی از میان برود و نیروهای امنیتی ونظامی در امر انتخابات دخالت نکنند و این امر باید تضمین شود. ما می گوییم قانون اساسی به طور کامل و جامع مبنا باشد. قانون اساسی اصل ولایت فقیه دارد، فصل حقوق ملت هم دارد. ما می گوییم نظارت در انتخابات که در قانون اساسی آمده است، آری، اما قیمومیت نه! نباید به نام نظارت بر مردم قیمومیت شود.”
سید محمد خاتمی در این دیدار ضمن اشاره به وضعیت فعلی کشور و موضوع انتخابات آینده، به سوالات و ابهامت حضار پاسخ داد.
مشروح سخنان رییس جمهور پیشین کشورمان را به گزارش وب سایت رسمی او با هم می خوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
هفته دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روان پاک شهیدان درود می فرستیم و برای جانبازان و آزادگان آرزوی سربلندی و بهروزی می کنیم و به همه ایثارگران آفرین می گوییم و دفاع مقدس که مظهر ایمان، عزت، آرمان خواهی و دفاع از ارزش های انقلاب و تمامیت ارضی بود، بدون تردید همواره در خاطره ایران عزیز بزرگ خواهد ماند.
اجازه بدهید اندکی هم از جایگاه والای استان های شمالی کشور، نه تنها در جغرافیا –که البته مهم است- بلکه در تاریخ ایران زمین صحبت کنم. نقشی که این خطه در تثبیت و تقویت و اعتلای فرهنگی ایرانی- شیعی داشته بسیار مهم است و مطالبی که دوستان در این جلسه بیان کردند نماینده وزن و اعتبار مردم آن دیار است. این سخنان والا مطلب زیادی برای گفتن باقی نمی گذارد.
این را هم بگویم که یکی از خوشوقتی های من در انتخابات 76 این بود که جناب آقای ناطق نوری که مازندرانی هم هستند، رقیب یا بهتر بگویم رفیقم بود.
نکته مهم دیگر این که اهل بیت علیهم السلام در شمال کشور و طبرستان و جبال جایگاه والایی داشته اند و این خطه یکی از مراکز مهم نشر معارف آن بزرگواران و نیز دفاع از راه و رسم مولی امیرالمؤمنین علیه السلام و اهل بیت پیامبر اسلام بوده است.
اکثریت مردم ما شیعه هستند و غیرشیعیان ایرانی هم در ارادت به اهل بیت (ع) ممتاز هستند. انقلاب ما هم اسلامی بود؛ اسلامی که از مسیر اهل بیت می گذرد. آن چه شیعه راستین را در تاریخ پرآوازه می کند دو چیز است؛ عقلانیت و عدالت. در تاریخ به ما شیعیان “رافضی” هم گفته اند، زیرا جریانات افراطی وجود داشتند که خواستار روشهای براندازانه و تند بودند که ترکش آن نوع نگاه به شیعیان جعفری هم برخورد کرده است؛ در حالی که ائمه ما با همه شایستگی داعیه روی کار آمدن بدون خواست مردم را نداشتند و از توسل به شیوه های خشن و ناپسند برای رسیدن به هدف سخت پرهیز می کردند و پرهیز می دادند که این مساله بسیار مهمی است. روش اهل بیت این بود که مردم را رشد فکری بدهند تا آنجایی که به فرموده امیرالمونین(ع) «لولا حضور الحاضر وقیام الحجه بوجود الناصر وما اخذ الله على العلماء الا یقاروا على كظه ظالم ولا سغب مظلوم، القیتحبلها على غاربها ولسقیت آخرها بكاس اولها» (اگر حضور حاضرین نبود و اگر به سبب وجود یاران، حجتبر من تمام نمىشد و…، حكومت و زمامدارى را نمىپذیرفتم). اصلا روش ائمه ما روشی بوده است که مردم باید بخواهند تا حتی فرد شایسته مورد تائید خدا که منصوب هم هست، حکومت کند. و می بینیم که ائمه ما در مقطعی حساس که بنی امیه در حال زوال بودند و می توانستند عده و عُّده جمع کنند و حکومت ظاهری را بگیرند، اما این کار را نکردند؛ زیرا مردم خودشان باید بخواهند و تا زمانی که آنها رشد نکنند و به میدان نیایند حکومت حق برقرار نمی شود. به اعتقاد ما شیعیان حکومت مطلوب حکومتی است که “معصوم” در راس آن باشد. و معصوم هم می گوید اگر مردم رضایت بدهند و بخواهند حکومت می کند. امام علی(ع) می گویند که اگر مردم نخواهند روی کار نمی آیم. امام خمینی(ره) هم در پیام مربوط به اصلاح قانون اساسی در این زمینه صراحت دارند و می گویند ” از آنجا که مجتهدی که رهبر می شود و مورد انتخاب خبرگان ملت است و خبرگان منتخب ملت هستند، او بالضروره مورد قبول مردم و رأی او نافذ است” (بدین مضمون). یعنی اگر مردم کسی را نخواهند، او در اوج علم، عدالت و کمالات حکمش نافذ نیست. این، دیدگاه شیعی است؛
اما عقل و عدل. شما می بینید که فسلفه و علوم عقلی در شیعه-با وجود همه محدودیتها- رشد کرد و اگر دانشمندان شیعه نبودند، علوم عقلی اسلام خیلی ضعیف و لاغر بود.
و نیز عدلی که در اسلام هست و امیرالمومنین (ع) بیان می کند، فقط در اقتصاد نیست. البته این طرز تلقی بیشتر به خاطر مسائلی است که در اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم در دنیا پیش آمد و واقعا ظلم های بزرگی به بخش های مختلف جامعه شد و این طور تصور شد که پایه ظلم ها و مشکلات بخصوص در قرون اخیر سرمایه داری است و درمان درد هم سوسیالیسم و کمونیسم است. خوب از آن به بعد مسأله عدالت اقتصادی همه چیز را بخصوص در جهان سوم تحت الشعاع قرار داد و به عدالت هم که امری جامع است ظلم شد. در حالی که عدالت در نظر اسلام و امام علی بسیار وسیع تر از عدالت اقتصادی است. البته عدالت اقتصادی مهم است، ولی همه چیز نیست. بخصوص اگر این طور تلقی شود که عدالت عبارت است از توزیع سرمایه های ملی و سرمایه بین نسلی به صورت یک بار مصرف میان جامعه.
عدالت اسلامی و شیعی خیلی وسیع تر از این است؛ اگر انسان در ذات خودش و به عنوان مخلوق خدا کریم است، حفظ کرامت انسان از مصادیق بزرگ عدالت است. اگر انسان طبق خواست خداوند و با دید صحیح اسلامی حاکم بر سرنوشت خویش است، دفاع از آزادی و رای او عین عدالت است. بی عدالتی این است که رای او محدود شود، حقوق او زیر پا گذاشته شود، بی عدالتی این است که در همه عرصه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و قضایی و عقایدی به ایشان ظلم شود.
شیعه از سوی دیگر براساس عملکرد پیشوایان بزرگ همیشه اهل وحدت بوده اند و بزرگان اهل سنت هم افتخار می کردند که شاگرد امام جعفر صادق (ع) هستند. امامان بزرگ اهل سنت ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد بن جنبل همگی اظهار محبت و ارادت به اهل بیت داشتند. یکی به خاطر دفاع از اهل بیت شلاق می خورد، دیگری به زندان می افتد. جناب شافعی هم می گوید “اگر حب اهل بیت، رافضی بودن است؛ من اولین رافضی هستم”. رابطه شیعه و سنی اینگونه است یا باید باشد. جمهوری اسلامی هم متعلق به همه مذاهب و اقوام و گروه ها است و خوشبختانه انقلاب ما منشاء تأسیس جمهوری اسلامی شد. یعنی اسلام در این انقلاب با جمهوری و جمهوریت سازگار است . یکی از وظایف عمده ما هم اثبات و دفاع از این مطلب است. تعبیر یکی از دوستان درست است که نباید بگوییم حرکتهای حکومت عین نظام و انقلاب است تا اگر بچه ما رفتار بنده رئیس جمهوری را ببینید بگوید اسلام همین است. و برای رفع این سوء تفاهم باید نقد نظام و حکومت آزاد باشد. و در این برهه حساس این که طرفداران و مدافعان واقعی جمهوری و اسلام سازگار با آن باید با مردم تماس داشته باشند و مدام این را توضیح دهید.
ما واقعا نمی خواهیم برای قدرت تلاش کنیم و زمینه آن هم الان فراهم نیست، زیرا راه مطلوب رفتن از مسیر فعالیت های مدنی است که متأسفانه خیلی از راه ها بسته شده است. می خواهیم در صحنه حضور داشته باشیم و از اسلام و انقلاب و حقوق و حرمت مردم دفاع کنیم و از روشهای موجود انتقاد کنیم؛ اگر راه فعلی درست است چرا جلو مخالفان و منتقدان گرفته می شود. البته اگر انتخابات آزاد برگزار شود و نقدها هم بشود، مردم انتخاب می کنند. هرکسی هم که آنها انتخاب می کنند مسؤولیت را می پذیرد و مردم هم مسؤول انتخاب خود هستند. همه ما مردمان عادی هستیم که مردم انتخاب می کنند و هزینه آن را هم می دهند و اگر درست نبود، 4 سال بعد کس دیگری را انتخاب می کنند. این آزادی انتخاب است که برای ما مهم است نه اینکه چه کسی انتخاب می شود. بخصوص نسلی که وابستگی عاطفی شدید به انقلاب دارد، نگران این است که مبادا نسل جدید در مورد اسلام و انقلاب فکر بدی کند.
من بارها گفته ام که حذف اصلاح طلبان و همه منتقدانی که عملاً پای بند قانون اساسی هستند، زمینه دادن به کسانی است که می خواهند اصل انقلاب و جمهوری اسلامی نباشد. جدا کردن نسل جوان از اصلاح طلبان و جلوگیری از ارتباط تشکیلاتی آنان، به نفع حکومت نیست و به زیان همه است. در چنین شرایطی جریان هایی بخصوص برای نسل جوان محور و مطلوب می شوند که نه درد اسلام دارند و نه درد ایران.
حالا فرض کنیم ما بخواهیم در انتخابات شرکت کنیم؛ وقتی که خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی در حصر هستند، این همه زندانی سیاسی داریم و پرونده های زیادی معلق مانده است، آیا بخش قابل توجهی از مردم نسبت به شرکت در انتخابات اشتیاق نشان می دهند؟ و آیا اصلاً انتخابات پرشور برگزار می شود؟ ممکن است خود ما هم در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم، اما بالاخره اگر می خواهیم انتخابات پرشور باشد باید فضا باز شود، فضای امنیتی از میان برود و نیروهای امنیتی ونظامی در امر انتخابات دخالت نکنند و این امر باید تضمین شود. ما می گوییم قانون اساسی به طور کامل و جامع مبنا باشد. قانون اساسی اصل ولایت فقیه دارد، فصل حقوق ملت هم دارد. ما می گوییم نظارت در انتخابات که در قانون اساسی آمده است، آری، اما قیمومیت نه! نباید به نام نظارت بر مردم قیمومیت شود.
اگر اصل 56 قانون اساسی که حق حاکمیت ملت بر سرنوشت را به رسمیت می شناسد مبنا باشد، هرکس در این کشور در چارچوب قانون عمل کند از تمام حقوق یک شهروند جمهوری اسلامی از جمله انتخاب شدن و انتخاب کردن برخوردار است. البته می توان از همین قانون اساسی هم انتقاد کرد، ولی براندازی نکرد. ولی امروز اگر کسی انتقاد داشت و بیان کرد می گویند این فرد التزام به اسلام و قانون اساسی ندارد و لذا ردصلاحیت می شود! مگر ساده است که ما اینگونه حکم کنیم؟ کسی که به قانون اساسی در عمل پای بند است باید از تمام حقوق شهروندی برخوردار باشد. مگر امام نگفت حتی مارکسیستها به شرط عدم توطئه آزادند.
اتفاقا اگر فضا باز شود و هرچه به این سو برویم، هم انقلاب محفوظ می ماند، هم بدبینی ها کم می شود، هم عقلانیت. خدا را شکر می کنم که با وجود همه سرکوبها و مشکلات و تنگناها، تفکر اصلاح طلبی جایگاه خوبی را در جامعه دارد. البته من هم معتقدم که افت پیدا کرده است و در دو، سه سال اخیر بعضی از جوانان از اصلاح طلبان ناامید شده اند و میگویند چه چیزی اصلاح شود؟ ما هم میگوییم راهی جز اصلاح طلبی نداریم و براندازی را نمی خواهیم و با کسانی هم که آن را می خواهند رابطه نداریم. تازه اگر خدای ناخواسته اوضاع به هم بخورد وضع همه بدتر خواهد شد. باید همین چارچوب حفظ شود اما نباید دایره نظام را تنگ کرد تا افراد بیشتری خود را درون آن حس کنند و از منابع کشور هم استفاده بهتری شود.درست است که ما نباید در برابر مطامع بیگانه تسلیم شویم، اما دامن زدن به دشمنی و هزینه گذاشتن روی دوش مردم که کار عاقلانه ای نیست. اینکه شعار عدالت بدهیم اما مردم روز به روز فقیرتر شوند صحیح نیست.
در ابتدای دیدار نيز شماری از حضار دیدگاههای خود را مطرح کردند که اهم مطالب بیان شده در پی می آید:
-انتقاد بدلیل عدم امکان رشد نیروهای ارزشی در کشور و انحصارطلبی، انزوای کشور، افزایش فساد و دین گریزی، فقر و..
-لزوم خودسازی و آمادگی نیروهای اصلاح طلب برای تقویت سرمایه های علمی و سیاسی و تاکید بر حضور اصلاح طلبان در صحنه نه برای کسب قدرت، بلکه برای بازگرداندن قطار به ریل انقلاب و درس گرفتن از تجربیات گذشته
-تاکید بر وجود یک محوریت در جریان اصلاحات برای هدایت نیروها و ابراز امیدواری برای دریافت نتیجه مثبت از انتخابات آتی ریاست جمهوری
-منتقد بودن بسیاری از خانواده های شهدا از وضعیت فعلی کشور و سیاستهای حاکم و در عین حال تاکید بر قرار داشتن در چارچوب نظام؛ تشکر بابت حضور در انتخابات مجلس نهم بدلیل تاکید بر قرارداشتن بر چارچوب نظام توسط چهره برجسته اصلاحات
-ضرورت ایجاد زنجیره های عمودی و افقی نیروهای اصلاحات و آمادگی نیروهای اصلاحات برای پرداخت هزینه در این راه
-علاقه مندی به ماندن در چارچوب انقلاب، با وجود تمام مشکلات موجود، ولی متأسفانه در محیط جوان و دانشگاه میان نسل امروز و نسل انقلاب فاصله زیادی ایجاد شده و بیشترین آسیب به گفتمان امام و انقلاب وارد می آید.
-مشکل اصلی در کشور، سوء فهم از غایت و هدف مورد نظر انقلاب اسلامی از سوی پاره ای از مصادر امور است؛ هدف عبارت بود از بهزیستی در دنیای امروز به علاوه تربیت نیروی طراز و این که جامعه دارای مزایای جوامع پیشرفته باشد. به علاوه مزایایی که دیگران فاقد آنند و ما آن را در اسلام می توانیم بیابیم. جامعه ای که در آن عدالت و آزادی در کنار یکدیگر و حق انتقاد نیز محفوظ باشد.
و علاوه بر این دچار سوء برداشت هم شدیم از جمله این که مشکل اصلی مردم مسائل اقتصادی (که بسیار مهم است ولی همه چیز نیست) دانسته شد و کرامت انسانی و تحکیم آزادی های اساسی مورد غفلت قرار گرفت و انتقاد کردن به مثابه از بین رفتن امنیت به حساب آمد و تحمل مخالفت و منتقد کاهش یافت و حاصل کار لطمه دیدن اعتماد اجتماعی است که انقلاب و جامعه را با مشکل روبرو می کند.
و نیز سوء فهم در غفلت از سرمایه اجتماعی و فقط توجه به سرمایه سیاسی از یک سو و مترادف دانستن وحدت با یکسان سازی و در نتیجه عدم تحمل رقیب از سوی دیگر.
-سخن رزمندگان دوران دفاع مقدس، بازگشت به ریل اصلی انقلاب است و انتخابات هم صرفا ابزاری برای احیای شعارهای انقلاب اسلامی است. لذا باید برنامه کلانی برای اصلاحات تدوین شود تا فعالیت اصلاح طلبان محدود به انتخابات نباشد.
-باید استراتژی و تاکتیکهای اصلاحات مشخص شود و سازمان ارتباطات اصلاح طلبان باید فعال شود.
-مشکلات معیشتی مردم و بویژه اقشار ضعیف، باعث دلسردی آنان می شود.














جناب خاتمی اگر یادتان باشد در رد صلاحیت فله ای نمایندگان دوره ششم همرا ه بیچاره کروبی در کاخ سعد آباد خدمت شما رسیدیم همه نمایندگانی که نامه سرگشاده خطاب به رهبری را نوشته و امضا کرده و رد شده بودند در آن جلسه حضور داشتند از شما خواسته شد که انتخابات فرمایشی را وزیر کشور وقت موسوی لاری برگزار نکند و شما و دوستان هم نظراتی داشتید که چاره دردها نشد و انتخاباتی از آب در آمد که نتیجه اش همین روز و روزگار مردم بیچاره ماست الآن واقعا” راست می گوئید مردانه وا ایستیم تا مردان واقعی از زندانها آزاد شوند و اگر نشد از مردم بخواهیم که موید اقدامات خام و مغرضانه ای این دولت و دولتیان نباشند دیر و یا زود اینگونه اعمال رو به شکست است پس چه بهتر که ماها شریک جرایم این ها نباشیم
تو برو رای بده ، کاری به این کارا نداشته باش
خاتمی عزیز همین روند اعتدال را به جلو ببر به همراه آگاهی بخشی دینی به مردم مبنی براینکه دین واقعی چیست و روشهای موجود دیکتاتوری برهنه است و ربطی به دین ندارد. در واقع همین کاری را که میکنی ادامه بده.
زنده باد خاتمی
زنده باد موسوی
زنده باد کروبی
اگر مایل هستید به صورت تهاجمی، حاکمیت را به چالش بکشید باید، باج گیریهای احمدی نژاد را بهتر افشا کنید، و آنهارا رسانهای کنید. فکر نکنید که همه ی مردم از همه چیز خبر دارند و با گوشه و کنایههای شما همه چیز را میفهمند.
با توجه به حصر ظالمانه رهبران جنبش سبز ، سید محمد خاتمی و عبدالله نوری با مواضع و بیانات مستدل و شحاعانه به خوبی جای رهبران جنبش را ادامه می دهند
درود و سلام خدا بر موسوی ، کروبی ، خاتمی و نوری
به نظرم جز ايجاد شوراى فقاهتى براى رهبرى كشور كه خامنه اى هم
ميتواند يكى از اعضاى آن باشد و بعد برگزارى انتخابات آزاد راه ديگرى
وجود ندارد.
حتما ایندفعه تو فلاورجان رای میده تا ثابت کنه که مرد از حرف تا عملش چقد فاصله داره
قدرت فساد میاره یکی این همه سال در راس باشه خب معلومه به فساد کشیده میشه نمونش اولش ولی امر مسلین حالا جانشین خدا روی زمین فردا خود خدا روی زمین…!!!
کلمه=آخوند
Dar sharayete bohranie emrooze Iran
entekhbato entekhab shodan maniee khodash ra az dast dade
va payane HASRO GEROGHAN GIRI be nafee nezam mibasha
chera ke bayad az vujude mohandes Mousavi ke azize ahade mellat mibashad ,,, che ba post che bi post ,,, baraye nejate Iran va mellat az bonbaste siasi sud juyand
من دائم نگران رای دادن ایشان در انتصابات هستم.
مطلب خوبی بود دیگه همه چیز را خودت گفتی اما خاتمی جان با آدم کینه ای باید چی کارکنیم به خدا دلم میخواد تو انتخابات شرکت کنم اما مظلومیت موسوی راچیکار کنم نامردی توحصر باشه برم رای بدم تا آزادی موسوی تو انتخابات شرکت نمی کنم
از آنجا که این انتخابات مربوط به ملت نیست و عده ای عده ای را انتخاب و به مجلس میفرستند و در این انتخاب نه انتخابات نقشی دارد و نه مردم نقشی دارند، پس در نتیجه فرقی نمی کند که حتی همه مردم ایران زندانی باشند. که هستند. اکنون ما زندان بزرگی داریم به نام “جمهوری اسلامی” که درآن همه زندانی هستیم منتها خرج خود را خودمان میدهیم. اسم اینی را که ما داریم شما زندگی میگذارید؟ خوب برای همین نوع زندگی همین انتخابات هم از سرمان زیادتراست. ما حرفمان آنست که هر غلطی می خواهید بکنید، بکنید، دور ما ملت را خط بکشید. وقتی دولت از شما رهبر از شما، رئیس جمهور ازشما، شصت و سه درصد ازشماست پس ازما رای نخواهید ما نمی خواهیم عامل ظلمه باشیم و شما این جنایات انتخاباتی خود را با دست ما انجام بدهید و هروقت هم اعتراض کردیم بگویید خوب خودتان رای دادید. یکبار راست یا دروغ از ما رای گرفته و انتخابات نودو چند درصدی راه انداختید و این جمهوری اسلامی موجود ناقص الخلقه را به ما انداختید، کافیست. ما تا زمانی که این قانون اساسی هست، این جمهوری اسلامی هست، این رهبر مادام العمرهست که خود را بالاتر از قانون می داند، رای نمیدهیم. خودتان ببرید خودتان بدوزید. درست عین جامعه کرم ها که خودشان پس می اندازند و خودشان می خورند. ما را به خیرتو امید نیست شر مرسان.
انتخابات واقعی فقط با حذف فيلترشورای نگهبان و نظارت همگاني بر همه مراحل امکانپذير ميباشد که با توجه به شرايط خفقان موجود، اين امر محال ميباشد.
جناب خاتمی : حتی اگر آقای موسوی و کروبی و خانم رهنورد و تمام کسانی که به ظلم در زندانها هستند آزاد شوند آیا دلیلی بر حضور مردم در انتخابات است؟ اساسا برگزاری انتخابات آزاد با کدام ساز و کار انجام خواهد شد؟ آیا آنچه به عنوان نظارت استصوابی بر این مردم تحمیل میشود که یک فیلتر بزرگ برای رد کاندیدا ها است ، حذف میشود؟
چه تضمینی است که این بار تقلب نشود؟ چه تضمینی است که اگر تقلب شد رسیدگی شود؟ اگر درختی از درون پوسیده باشد دیگر اصلاح پذیر نیست بهتر است درخت دیگری بکاری تا شاید پس از چند سال بار دهد. شاید این حرف نیز معنی بر اندازی نداشته باشد و به قول شما از مسیر انتخابات بگذرد اما باز باید گفت که تضمینی وجود ندارد.
باز مردم انتخابات را پر شور کنند و باز حقشان ضایع شود. ضمانت اجرایی شما برای حقظ آزادی انتخابات چیست ؟
چنین انتخاباتی با این همه زندانی، احتمالا بیشتر به درد شمس عمه جان من میخورد وبس
آقای خاتمی اصلا قصد توهین ندارم ها، اما پرسش حق من است، مگر دفعه قبل تعداد زندانیان کمتر ازاین بود یا فرض بفرمایید این سه نفر درحصر نبودند؟ پس چرا رفتید در دماوند رای دادید؟ آیا آن انتخابات با وجود آنهمه زندانی و حصری انتخابات بود و حالا نیست؟ از دوحال خارج نیست. یا فکر کردید با دادن رای توسط شما و همفکرانتان، آنها سرعقل آمده و زندانیان و حصری ها را آزاد خواهند کرد که به اعتقاد من این نهایت ساده اندیشی است. یا خیر اشتباه کردید که بهتر است به اشتباه خود اقرار کنید و از مردم و جنبش سبزی ها عمیقا پوزش بخواهید و بعد از این، از این گونه تک روی ها و تک خوریها جدا خودداری کنید و این ضربه ها را به جنبش ما وارد نکنید. برادر چه کسی گفته که شما بهتر از دیگران فکر می کنید و قضایا را بهتر تحلیل می نمایید؟ دیدی اشتباه کرده بودی؟
شما دوستان اصلاح طلب
جنبش مردمی ایران را دزدیدی
خداوند از شما نخواهد گذشت.
شما خون جوانان این کشور را بابت عقاید مذهبی خود دارد میفروشد
تاریخ و دنیا از شما به زشتی یاد خواهد کرد.
تو چه رای بدی چه رای ندی دیکتاتور اون کسی را انتصاب می کند که می خواهد .اتقاقا من نظرم اینه که رای بدهیم اما باطله.فقط یه جای کا تشکال داره آن هم نظارت صحیح که رای مردم را به نام خودشان مصادره نکنند .این مملکت مال همه ماست.تنها رئیس جمهوری که به ملت ما شخصیت داد این خاتمی عزیز بود اما خیف که قدرش را ندانستند.خدا یا به ماآگاهی بده تا سره از ناسره تمیز دهیم .درود بر خاتمی و افکار بزرگش
هر صاحب نظری می تواند با در نظر گرفتن وضعیت سیاسی در جامعه و اهرم های کاربردی نظر جامع خود را اظهار کند و مردم را به آنچه به صورت جمعی مناسب است دعوت کند و نیز مصالح و مفاسد را تشریح کند .و این کاری است که خاتمی عزیز تا کنون به آن پرداخته است. می گوید نمی شود رهبران سیاسی و حقوقی و شخصیت های آگاه و فرزندان افتخار آفرین کشور در حصر و حبس و زندان باشند و عده ای از فعالیت های درسی و فرهنگی و اظها نظر محروم باشند و انتظار داشته باشیم ، انتخابات پر شوری آن هم واقعی رقم بخورد.این مطلب و افزون بر آن ایجاد فضای اعتماد و به دور از دخالت های مستقیم و غیر مستقیم نهاد های رهبری ، سپاه ، شورای نگهبان و قوه مجریه و قضاییه ، از لوازم حتمی انتخابات پرشور است. اما اگر حاکمیت نخواهد انتخابات واقعی انجام گیرد و طرح اقلی هدایت شده را اجرا کند . اما پز تشویق به شرکت اکثری را بدهد ، چه باید کرد؟تکلیف چیست؟
ظاهرا با اصراری که ولی ناصالح در ادامه حصر و حبس فعالان مدنی و رهبران مردمی دارد،و نیز عدم انعطاف خردمندانه ، نشانه های موضوع دوم یعنی اراده حاکم جائر بر شرکت اقلی خودی و هدایت شده بیشتر به نظر می آید تا ایجاد شور انتخاباتی و افتخار آمیز.
جناب سید محبوب لطفا فکری برای این بخش و راه حلی برای برون رفت از این اراده نامیمون بفرمایند و مردم را راهنمایی کنند.یعنی همانطور که به معتمدین و رهبران مردم می گویند حضور شما لازم نیست ، به مردم به تصور آنان غیر خودی هم می گویند رای شما ضرورت ندارد. ما بدون رای شما هم می دانیم چه باید کرد.در این مرحله است که وظیفه فردی از تکلیف جمعی منفک می شود. فکر می کنم دغدغه همین مسئله خاتمی عزیز را واداشت تا در انتخابات مجلس به صندوق رای نزدیک شود.بیایید با خود عهدی داشته باشیم.چنانچه عملا حاکمیت نامشروع تن به خواست جنبش سبز نداد و محصورین و محبوسین را آزاد نساخت و قفل از سانسور برنداشت و فضای دموکراتیک برای اجرای یک انتخابات آزاد را فراهم نساخت ، برای بکبار هم که شده انتخابات را تحریم نماییم . چرا که نتیجه انتخابات با محدودیت های ایذایی و اجرایی تفاوتی نمی کند پس چرا ننگ همراهی با حاکمیت ناموجه و جائر را جنبش سبز بدوش کشد؟
جناب خاتمی اگر جنابعالی ظرفیت بالفعل حدود 42 میلیون نفر هواخواه را که در دو دوره شما را به عنوان رییس جمهور انتخاب کردند بالقوه کرده و با استحضار از پشتیبانی واقعی مردم از شما راس قدرت را به چالش می گرفتید امروز ماشاهد اما واگرها و انزوای بی حد ومرز ایران عزیزدردهکده جهانی نبودیم به نحویکه سلطان عمان تقاضای به اصطلاح رییس جمهور ایران برای ملاقات را رد کند آنهم عمانی که بقایش را مدیون حمایت رژیم پیشین ایران می باشد. بله جناب خاتمی عدم استفاده شما از ظرفیتی که ملت به شما هدیه کرد موجب آن شد که این ملت مظلوم به این روز وحال درآیند.
بنده هم معتقدم باید معتدل بود و نگذاشت تا انحصار طلبان با سوئ استفاده از مواضع و اعمال ما به مقصد خود که بلعیدن کامل حکومت و پایمال کردن حق و حقوق ملت است ، دست یابند و بشرالصابرین….
جناب خاتمی عزیز
این خط مشی بسیار صحیح و مدبرانه است.سخنان شما برگرفته از واقعیتهای موجود است نه توهماتی که برخی دوستان دارند که میخواهند روی آب آتش روشن کنند
به نظر من هنوز هم بهترین گزینه ها خاتمی و موسوی هستند
دیگه دیر شده من قبلا شما رو قبول داشتم ولی الان فقط خون در مقابل خون .حداقل ایستادگی و مردانگی رو از میر حسین یاد بگیرید.
فقط حرف. موقع عمل که میرسد رفتار ایشان تغییر میکند. هنوز حرفهای قبل از انتخابات مجلس و عملکرد ایشان در رای دادن از ذهنها پاک نشده است. یکی مثل کروبی یا موسوی تا آخر سر حرف خودش پایداری میکند و یکی مثل ایشان …
بازم میخاین گول بخورین؟! فراماسوری نفوذ زیادی در سران حکومت مخصوصا مجلسی ها داره!
کروبی و موسوی و خاتمی و هاشمی و . . . سرمایه هستند اگرچه ممکن است حرکتی از حرکات آنها را نپسندیم ولی دلیل بر بی حرمتی و طعنه به آنها نمی شود
خاتمی یه کاری بکن. خسته شدیم. ببین داره مهم ترین نسل جوونت چه جور عمر می گذرونه. همش منتظره که فردا بهتر می شه. ولی همش این سوال تو ذهنش هست: آیا بهتر می شه؟ چیزی که می بیبنه اینه که بدتر می شه روز به روز. واقعا چه انتظاری می شه داشت؟ چه امیدی به زندگی؟
مردم باید با این قیمت ها و تورم و بدبختی ها چی کار کنند. منم دانشجویی تو خارج هستم. با هزار بدبختی، با هزار بار رد کردن قانون ها و بی قانونی های کشور در سد راه قبول شدن تو خارج، از یک خانواده ی متوسط. آمده ام که علم یاد بگیرم و بر خلاف بیشتر بقیه ی دانشجوها به کشورم برگردم و خدمت کنم. می دونی قیمت ارز رو. می دونی سختی های خارج زندگی کردن رو. اونم یه زندگی دینی. من همه ی سختی ها را به خودم خریدم، و خوشحالم. ولی واقعا شرایط داره اذیتم می کنه. هر شب کابوس. هر شب هزار تا فکر. هر شب ارز گرون تر. هر روز تحقیر بیشتر تو این غربت به خاطر ایرانی بودن. واقعا این مملکت کجا داره می ره؟ من باید منتظر چی باشم؟! یک انقلاب؟ یک جنگ؟ و یا هر روز هر روز شرایط اقتصادی بدتر. کم کم همه مثل تاریخ روسیه، می میرند از گشنگی. واقعا این همه بدبختی دلیلش چیه؟ به یک ماه ارز 1000 تومن افزایش پیدا کنه؟! هر چی هم که نالایقی اقتصادی نشون داده باشند مسولین، این مسائل باید از جایی دیگه آب بخوره. یعنی این مملکت این قدر روی هوا اداره می شه که این اتفاق ها به این سادگی بیافته؟ چطور غرب یه هو تو این 8 سال یادش افتاده که ماکار های هسته ای می کنیم؟ واقعا این همه دشمنی مال چیه؟ خسته شدیم. مگر ما نسل رو آفریده اند که فقط سختی بکشیم و استرس؟ اونم فقط به خاطر نالیاقتی و قلدر بازی ها و شاخ و شونه کشیدن های نسل قبل جلوی هم دیگه.
چرا حق زندگی کردن بابت قلدر بازی های خیلی ها، از ما گرفته شده؟ واقعا شما مسولید. مسول وقت هایی که از ماها هدر می ره. مسول افسردگی ما. مسول فشار های روانی ما. مسول انقلابی که کردید و باید مسولیت کارها رو به دست می گرفتید. ولی چیزی که پیداست، خلاف اینه.
نگاه کن بچه های کار چه جور تو آب و آتیشند/ توی این روزهای سخت کمک خرج پدر می شند/ … یه کاری بکن
با وجود جایگاهی که همه قدرت در اختیار این جایگاست میتوانید کار کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فقط یک نفر یه من بگه کدوم دولت مردی حرف زده و عمل کره… فقط حرف حرف حرف
دوستانی که از اقای موسوی پیروی میکند ایشون همون شخصی بودن که در زمان زماممداری پای دختر و پسر های مارو با تیغ میبریدند … که دیگر لخت نباشد
حال ما با همان پاهتا برای به قدرت رسیدن این انسانها تلاش میکنیم … کمی فکر کنید این خانه از پی بست ویران است
کجایند با هنر ها رجایی ها چمران ها با زرگان ها مصدق ها …
خدمت ملت شریف عرض کنم به نظر من اینا حقه های انتخاباتیه سال دیگه میان دوباره خاتمی رو کاندید می کنن مردم رو می کشن پای صندوق.حالا اگه نشد هر چی خواستین بگین.اینا الان دارن نقشه هایی طراحی می کنن برای انتخابات سال بعد.عزیزان با این حکومت دیگه فرقی نمی کنه موسوی باشه یا خاتمی.تنها راه جدایی دین از سیاست و دموکراسیه.(کلمه سانسور نکنیا)
بزرگان اصلاحات و جنبش سبز ، آقایان محمد خاتمی و عبدالله نوری
خواهشا تعارفات و گفتمان احتیاط آمیز را کنار بگذارید و شفاف و با شجاعت وارد میدان مبارزه با استبداد شوید
الان کشور در شرایط بسیار پر مخاطره ای گرفتار شده
سایه سنگین جنگ و تحریم بالای سر مردم و کشور و تمام زیرساخت های اقتصادی ایران گسترده شده
فساد و تباهی دامن گیر جامعه و متاسفانه جمع کثیری از جوانان شده
مشکلات اقتصادی توان مردم خصوصا محرومان را بریده
چه عجب دو کلام حرف حساب زدی شجاعت به خرج دادی.فقط میر حسین.
ببینید عزیزان الان وضعیت کشور عزیزمون ایران به جایی رسیده که دیگه بحث موسوی و کروبی و جنبش سبز و آبی نیست. باید به فکر چاره بود.حتی اگر این عزیزان هم به ریاست برسند فوقش هشت سالی هستند و می روند اما امثال مرتضوی، رحیمی، مشایی، خاوری و …. همچنان هستند پس باید کاری بنیادی انجام بشه کاری ریشه ای.شما ساختمانی که پوسیده شده و دیگه به درد نمی خوره رو باید بلدوزر بذاری از صفر با پایه و اساس محکم بنا کنی. کاری که مصدق خدا بیامرز، امیر کبیر خدابیامرز و هزاران نفر می خواستن بکنن اما نگذاشتند، نگذاشتند و هنوز هم نمی گذارند، چرا چون ما مردم متحد نیستیم.
اینایی که میگن هاشمی سرمایه است چشمشون رو باز کنن ببینن همه چیز از کارهای 25 سال پیش این آقا شروع شده از انتصاب این رهبر فقید.
راستی تولد بعضیها هم پیش پیش مبارک اگرچه دل خوشی ازشون نداریم!
بهترین راه نظارت سازمان ملل بر انتخابات است و آزادی همه ی آزادگان دربند و پایان نظارت استصوابی شورای نگهبان. من تنها در این صورت در انتخابات شرکت میکنم. و قانون اساسی فعلی هم بهتر است به پیش نویس اول انقلاب تبدیل شود، و لایت هم نهایتا مقامی تشریفاتی شود
راستی جناب خاتمی برانداز را هم تعریف کنید ما خواستاران تغییر قانون اساسی هم براندازیم. لطفا شفاف پاسخ بدهید که البته امیدی از شفافیت از شما نمی رود. موید و سرفراز باشید ارادتمند
جناب آقاي خاتمي شماهم مانند عزيزان در بند سرمايه اين آب و خاك هستيد از مواضع برحق شما سپاسگزارم و معتقدم بدون آزادي زندانيان سياسي و آزادي مطبوعات مشاركت در انتخابات به صلاح مردم اين مرز و بوم نيست .
من که از اولش تو این انتخابات نبودم الان هم شرکت نمیکنم
باز بین بد و بدتر خاتمی بهتره
ولی در کل نباید راس داد و انتخابات اینده رو تحریم کرد جدایی دین از سیست و جدای اخوندک ها از قدرت
یا علی
تو دقیقه نود نری یه وقت رای بدی و عذرخواهی از نظام نکنی مردم خودشون میدونن چکار باید بکن
هیچ تفاوتی بین سخن امروزو دیروز خاتمی نیست هیچ تفاوتی بین سخن دیروز تاج زاده ,نبوی ,موسوی , کروبی ,میردامادی , جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون و امروز نیست تنها تفاوت در این است که مشکلات اقتصادی مملکت بر خواسته از حکومت استبدادی اقای خامنه ای چهره او را برای مردم عیانتر نموده است . اگر چه هنوز بسیاری از مردم فکر میکنند احمدی نزاد مستقل بوده و مجری اوامر دیکتاتور نبوده است مردم ایران بدانند مسئول اول سقوط اخلاقی انسانی اجتماعی و اقتصادی ایران استالین حاکم بر تهران ملقب به علی خامنه ای است
تا زمانیکه حکم حکومتی وجود داشته باشد و شورای نگهبانهم علاوه بر آن هر چه را که مورد پسند حاکمحکومتی نداند و باطل نماید انتخابات آزا و یا غیر آزاد بی معناست.
جنبش سبز با همه تلخی ها و رنج ها و هزینه هایی که برای مردم ایران داشت .ولی به نظر من یک موفقیت بزرگ برای ایران و مردم ایران محسوب می شود.این را آیندگان قطعا قضاوت خواهند کرد و نام جنبش ما قطعا در تاریخ ایران ثبت خواهد شد.جنبش سبز گرچه با شعار” رای من کو “کلید خورد.اما همانطور که آقای موسوی در یکی از بیانیه هایشان نوشتند یک دستاورد بزرگ داشت و آن اینکه “مردم ما به چیزی فراتر از انتخاب یک فرد دست یافتند”.دستاورد دیگر این جنبش آگاهی بسیاری از مردمی بود که قبلا خیلی از اتفاقات این سی سال را نمی دانستند مثل خود من.و ما این آگاهی را مرهون ایستادگی های مردم و شهدا اسرا و رهبران سبزمان هستیم .اگر آقای موسوی و کروبی و دیگر زتدانیان مقاومت نمی کردند با پایان گرفتن فاز خیابانی جنبش ،خون های ریخته و جنایات این سه سال خیلی زود به فراموشی سپرده می شد و مطالبات به حق مردم هم بر زمین می ماند.اما امروز هنوز نبض جنبش آزادی خواهی مردم ایران هر چند آرامتر ولی هنوز می تپد .ما سبز را زندگی کرده و می کنیم و هر اصلاح طلبی که بخواهد در جنبش ازادی خواهی ما تفرقه بیندازد قطعا از طرف مردم رنج دیده بخشوده نخواهد شد. جناب خاتمی شما فقط می گویید زندانیان ازاد شوند و مطبوعات و رسانه ها و احزاب ازادانه فعالیت کنند این که قبل از انتخابا 88هم بود چه چیز جدیدی مردم به دست می آورند.چرا نمی گویید که باید آمران و عاملان جنایتهای این سالها در دادگاهی عادل محا کمه شوند .مفسدان اقتصادی باید به محکمه کشیده شوند و…نمی گویید چون اگر چنین شود دیگر این حکومت سرنگون شده است و شما برانداز نیستید و اصلاح طلب هستید.حالا این خانه ویران شده را چگونه می خواهید اصلاح کنید ما که نفهمیدیم.در ضمن شنیدم که خواهر زاده شما آقای تابش گفته بودند که آقای خاتمی حاضرند از نظام عذر خواهی کنند .حکومت باید از مردم عذر خواهی کند .مردم ذره ای نباید از خواستهای به حق شان کوتا ه بیایند چاره همانی است که آقای قدیانی گفته اند مقابله با استبداد مطلقه فقط از طریق مردم صورت می گیرد انها از هیچ چیز به اندازه آگاهی و حضور مردم در صحنه نمی ترسند.
نمیدونم اینایی که توخونشون نشستند وخاتمی رو سازشکارو خیانتکار میدونند چه حرکت مثبتی یرای بهبود شرایط جامعه وبرون رفت از این وضعیت کردند. فقط نشستند وبه این توهین میکنند وبه اون فحش میدند وللاه تنهاکسی که میتونه یه انگیزه ای توجامعه ایجاد کنه که مردم ازاین انفعال وبی تفاوتی دربیان کسی جزاین سیدمظلوم نیست.
تا وقتی موسوی و کروبی آزاد نشوند هیچ انتخاباتی قانونی نیست
خاتمی محبوبیت زیادی داره
جناب آقای خاتمی ما اون زمانی که به پشتیبانی شما نیاز داشتیم موش و گربه بازیاتون شروع شد از یک طرف دستی برای مردم تکان می دادید و از طرف دیگه دمی برای نظام واین اون سیاستی نبود که طرفدارانتون از شما انتظار داشتند …بهتره بدونید دیگه نمی تونید با صحبت های شعار گونتون دل این جماعت رو به دست بیارید شاید هنوز طرفدارانی داشته باشید ولی به هدفتون نمی رسید مردم برای رسیدن به خواسته های مدنیشون به مرد عمل نیاز دارند کسی که در تلاطم خروشان مبارزات تنهاشون نذاره و خودشو پشت عبای مصلحت اندیشی پنهان نکنه پس بهتره بری و دوران بازنشستگیتونو زیر سایه ی نظام بگذرونی …
خاتمي عزيز
هر روز بيشتر نشانه هاي قطع اميد مردم از اصلاحات به چشم ميخوره
البته دليلش تقريبا معلومه
اين سكوت قبرستاني به نظرم نشانه خوبي نيست
هر كاري ميكنيد بايد آنقدر شفاف و صادقانه باشد كه مردم باور كنند و اينكه “خيلي مهم است كه دير نشود!”
چسبیدن سایت کلمه به خاتمی از اشتباهات استراتژیکی است که باعث دوری از مردم می شود. خاتمی در بین مردم هیچ جایگاهی ندارد و مردم به او آغا محمد خان و شاه سلطان حسین لقب داده اند.