سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ابوالفضل قدیانی؛ فریاد صراحت علیه استبداد حکومت...
» تحلیل پیر زندانیان سیاسی بند 350 اوین از اصلاحات و سرنوشت انقلاب

ابوالفضل قدیانی؛ فریاد صراحت علیه استبداد حکومت

چکیده :برخلاف کسانی که با مهر تایید زدن به اختیارات رهبری در تلاش اند تا راه حل میانه ای برای حل بحران مشروعیتی که کشور به آن گرفتار آمده پیدا کنند، این زندانی سیاسی با بیش از 50 سال سابقه مبارزه با دیکتاتوری و استبداد معتقد است که باید به سرچشمه فساد پرداخت و آن را از ریشه خشکاند تا بار دیگر در قالب فرد یا نهادی دیگر متجلی نشود....


کلمه – بیتا موحد:

ابوالفضل قدیانی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با تحلیلی از فضای سیاسی کشور راهکارهایی را برای مبارزه پیش رو ارائه کرده و بر این باور است که فشار سازماندهی شده اجتماعی تنها راهکاری است که می تواند قدرت مطلقه را مشروطه کند.

آخرین یادداشت قدیانی از زندان را در اینجا بخوانید

بر خلاف حرکتی که طی چند ماه گذشته تلاش دارد تا سرنوشت اصلاحات را از جنبش اعتراضی مردم جدا کرده و با حاشیه راندن سبزها، بار دیگر فضایی برای تعامل بخشی از اصلاح طلبان با حاکمیت باز کند، قدیانی بر این باور است که قرار گرفتن در ذیل عنوان اصلاح طلبی در ایران بایستی با تاکید بر نفی استبداد سیاسی و تلاش در جهت تحدید و نهایت محو آن توام باشد و اطلاق عنوان اصلاح طلبی بر جریانات و یا افرادی که به هر شکل پذیرش قدرت مطلقه در دستور کار نهایی خود دارند اقدامی نابجا و امری متناقض می داند.

او که در ادبیاتش صراحت موج می زند و بی لفافه و حاشیه پردازی به سراغ اصل مطلب می رود، تحلیل های صورت گرفته اخیر را “ایده پردازی و قلم فرسایی” در زرق و برق می داند و بر واقعیات ملموس و غیرقابل انکار جامعه انگشت می گذارد.

این سیاستمدار با سابقه با تحلیل از جریانات سیاسی و پدیده های اجتماعی به آسیب شناسی پدیده اصلاحات می پردازد و معتقد است که گفتمان آرمان های انقلاب همچون محکی است در دست اصلاح طلبان برای سنجش معیار نظام مستقر برآمده از انقلاب یعنی جمهوری اسلامی.

قدیانی در یک ارزیابی از روند اصلاح طلبی در کشور بعد از انقلاب اسلامی، دولت موقت مهندس مهدی بازرگان را شروع جریان اصلاح طلبی می داند که پس از آن بار دیگر اصلاح طلبان بالتبع آن از دولت سر برآوردند.

استبداد؛ عامل اصلی شکست اصلاحات

قدیانی با صراحت شکست جبهه اصلاحات برخاسته از دوم خرداد را در برابر استبداد اعلام می کند و می نویسد: در واقع اصلاحات دوم خردادی با تمسک به شیوه های پارلمانتاریستی، اصلاح قوانین غیر دموکراتیک و یا به عبارت دیگر اصلاح رژیم حقوقی را کانون فعالیت های خود ساخته بود. با این همه این استراتژی آشکارا در برابر استبداد با شکست مواجه شد.

این عضو سازمان مجاهدین به علت اصلی شکست اصلاحات در این راستا می پردازد و بر این باور است که بعد از ضعف رهبری جریان، فراموش کردن مردم و جریانات اجتماعی از اصلی ترین عوامل است که اصلاحات را مختص به چانه زنی از بالا کرد.

مصداق بارز عدم حاکمیت قانون

قدیانی که در نامه های سابق خود بطور مشخص مشکل اصلی کشور را استبداد مطلقه نامیده است در این تحلیل نیز بر این امر تاکید دوباره دارد که مصداق بارز نبود حاکمیت قانون در کشور، استبداد” ولایت فقیه” است.

او در نامه های قبلی خود هم بی هیچ ملاحظه ای بدون اجمال و لفافه صریح و بی پرده بر مشکل بنیادی کشور که استبداد است، دست گذاشته و بدون تعارف شخص رهبری را مورد خطاب قرار داده و او را مسئول همه فجایع و مظالم دانسته است.

او شک ندارد که آنچه این روزها در برابر چشمان حیرت زده و مبهوت مردم به تصویر کشیده می شود، چیزی نیست جز همان ”چهره استبداد سلطانی” که اینک در قالب ولایت فقیه می خواهد این مردم را رنج دهد. او این قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقه‌ی ابد مدت را خیانتی آشکار در حق آرمان ها و منافع ملی می داند.

این عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی معتقد است تفسیر اینچنینی اصل ولایت فقیه، بار دیگر استبداد را در قالبی خطرناکتر از نظام شاهنشاهی بازتولید کرده است.

او بر این واقعیت انگشت می گذارد که قدرت مطلقه در ایران اساسا خود را به هیچ «حدی» محدود نمی داند و قوانین تنها تا آنجا بر روابط سیاسی اجتماعی حاکمند که منافع قدرت حاکم را در معرض خطر قرار ندهند.

مهار قدرت مطلقه با قدرت مردم

برخلاف کسانی که با مهر تایید زدن به اختیارات رهبری در تلاش اند تا راه حل میانه ای برای حل بحران مشروعیتی که کشور به آن گرفتار آمده پیدا کنند، این زندانی سیاسی با بیش از 50 سال سابقه مبارزه با دیکتاتوری و استبداد معتقد است که باید به سرچشمه فساد پرداخت و آن را از ریشه خشکاند تا بار دیگر در قالب فرد یا نهادی دیگر متجلی نشود.

قدیانی ایستادگی دو نامزد اصلاح طلب – موسوی و کروبی – بر مطالبه ابطال انتخابات را تلاش برای محدود سازی قدرت می داند که با مشارکت مردم مقاومتی گسترده علیه قانون شکنی و حق کشی بود.

این عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با مروری بر رویدادهای جنبش سبز و نقش فعال و گسترده مردم در این جریان تاکید می کند که «قدرت مطلقه را تنها با قدرت می توان مهار کرد و قدرت ما در نیروی اجتماعی نهفته است».

وی با تقدیر بر نقش موسوی و کروبی به عنوان رهبران جنبش سبز که منجر به بازگرداندن اعتماد عمومی به سیاستمداران شد، بر این واقعیت مسلم تاکید می کند که جریان اصلاحات دیگر از آن مرحله گذشته است که بپذیرد بدون آنکه مستظهر به قدرت جنبش اجتماعی باشد می تواند با جبهه ی استبداد تعامل کرده یا امتیازی از آن به نفع اصلاحات بگیرد.

در واقع قدیانی هر گونه معامله پشت پرده و مذاکره را بدون حضور مردم نفی می کند. همان مساله ای که در بیانیه های میرحسین موسوی بارها بر آن تاکید شد، بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی.

از نظر میرحسین موسوی فرایند مذاکره و گفت و گوی اجتماعی با مشارکت همه اقشار و گروههای اجتماعی و با پرهیز از تصلب و انحصارگرایی و زورگویی، راهکار حل مشکل فعلی کشور است. از این رو بود که وی از هرگونه دعوت به مذاکره و گفت و گوی شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعی استقبال می کرد.

استبداد، ام الفساد

قدیانی استبداد را ” ام الفساد” می داند. به زعم او، همه آنچه این روزها به نام فساد اقتصادی و مالی و قضایی و بی آبرویی در سطح بین المللی در جریان است، نتیجه عملکرد حاکمیتی است که راه را بر مصلحان و دلسوزان بسته و کشور را به سراشیبی سقوط کشانده است.

از نظر این آزادمرد سرفراز اوین، ”اعمال استبدادی و خودکامگی” است که نظام جمهوری اسلامی را دچار فرسودگی و فروپاشی کرده است.

قدیانی همانگونه که پیشتر هم گفته بود، تکرار می کند که قدرت مطلقه قدرت اش را مشروطه نمی کند مگر آنکه فشار سازماندهی شده اجتماعی او را وادار به این امر کند.

بر این اساس جریان اصلاحات اگر در پی تامین اهداف اصلاح طلبانه باشد با تداوم توسل به استراتژی مهار قدرت مطلقه در هر عرصه ای از جمله فرصت های ناشی از تحولات بین المللی و منطقه ای همچون بهار عربی و میدان های انتخاباتی نظیر انتخابات آتی، همواره بایستی تاکید بر به صحنه آوردن فشار جنبش اجتماعی را مد نظر قرار دهد و به یاد داشته باشد که ۲۲ خرداد ۸۸ و تحولات پس از آن که جریان اصلاحات را در موقعیتی متمایز نسبت به وضعیت دوم خرداد ۷۶ نسبت با حکومت قرار داده، به هیچ وجه نمی توان دور زد و نادیده انگاشت. حالا همه چیز دگرگون شده است، نه جامعه، نه جمهوری اسلامی و نه اصلاح طلبان هیچ کدام در وضع خرداد ۷۶ نیستتد.

تحلیلی که قدیانی پس از سه سال از زندان می دهد در واقع ترجمان خواسته ها و شعار های مردم است و همانگونه که میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز در آخرین بیانیه خود که دعوت عمومی برای همبستگی با قیام های مردم خاورمیانه بود، از ” فرعون و فرعونیت” سخن گفتند.

و همانگونه که خداوند در سوره قصص به هنگام طرح مبارزه با تفرعن ، بشارت پیروزی داده ، ظلم ، زور و خودرایی در هر زمان و هر مکانی که باشد به مبارزه ستمدیدگان و اقتدارگرایان وفرعونیان خواهد انجامید.

وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ


18 پاسخ به “ابوالفضل قدیانی؛ فریاد صراحت علیه استبداد حکومت”

  1. اصلاح طلب گفت:

    آره , رهبر با صلح و بدون خونریزی و کاملا مصالحت آمیزانه قدرت رو کنار میذاره و از خیر همه چیز میگذره تا تو خوشحال بشی !! برو بابا … به خدا اگه وضع کمی آشفته بشه و صحبت از براندازی قوت بگیره , اینا تا آخرین نفر مردم رو له می کنند …

    بهترین راه بهترشدن وضع مردمان بدبخت این سرزمین همون “راه یابی اصلاح طلبان به جمع کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری” است و بس … فقط روی همین تمرکز کنید …

  2. i گفت:

    زدون خشنونت (کور٬ چه دولتی٬ چه سازمانهای تروریستی) درایران کارساده ای نیست. شاید قرنها نیازباشد درجامعه ای که هیچ عنصری سرجای خود نیست. تصورکنید وارد خانه ای میشوید که همه چیز بهم ریخته است. چقدر طول خواهد کشید تا خانه قابل سکونت باشد؟ پاسخ به این سوال به عوامل مختلف بستگی دارد. ازمیزان بهم ریختگی خانه بگیرید تا نیروی خودتان که صرف مرتب کردن خانه میشود.

    زمانیکه آیت ال ها خانه را ازدست قلدرپهلوی بیرون کشیدند٬ قابل سکونت نبود. خود انقلاب ویران ساز است و دردهه های سپری شده تاکنون٬ این خانه بیشتر ویران و مورد دستبرد واقع شد تا مرتب و منظم.
    خود این آیت ال ها قادربه مرتب کردن خانه خودشان نبودند٬ کمااینکه ویرانه بجای گذاشتند٬ به اعتراف خودشان. منتها اوج این جسارت بی مغزها دراین نهفته است که یکی ویرانه میکند٬ بعد همان ویرانه را به آیت ال دیگری واگذار میکند که او بیشتر ویران کند.

    ……. که پایانی ندارد.

    این کاریکاتوریست با یک تصویر خیلی حرفها را زد. و دقیقا مته روی اعصاب حکومت اسلامی گذاشت که ازانقلاب تاکنون چه هزینه های از ثروت ملت را به باد نداد تا ….از قبیل شجونی٬ رسایی٬ قرائتی٬ خاتمی٬ الهدا و امثال جلوی بی دین کردن جوانان کمتر از “۳۰ ثانیه” را بگیرد. چه کمدی الهی! اینها ازخود نپرسیدند که نقش خود دربی دین کردن ملت چقدراست.
    آقایان الهی بنیه کشور را آنچنان کوبیدند که قرنها نیازاست تا این ملت روی پای خودش بلند شود.

    اما برای کسانیکه از بیرون نگاهی به این جهنم میاندازند با سوال های مختلفی مواجع اند ازجمله: اینکه بازیگران٬ حکومت و گروه های تروروغیره با این خشنونت غیرقابل تصور درپی پیاده کردن چه احکام الهی استعماری در ایران بودند٬ مگر مردم ایران غیر مسلمان بود که ایندو اینطوربجان ملت افتادند تا مسلمانش کنند؟

  3. ناشناس گفت:

    درود بر شما. هدف از گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی نیز همین بود که شخصی بر قدرت سیاسی نظارت کند تا قدرت و ثروت علیه منافع مردم توطئه نکند. البته من نمی دانم که چگونه شد که باز به حکومت استبدادی برگشتیم و اینبار استبداد نظامیان همراه با سرکوب بسیج. کجای بعد از انقلاب مردم وفاداری تام و تمام به نظامی که خود برپا کرده بودند نشان ندادند که نیاز به سرکوب داشته باشیم؟ این مردم که از خون خود و از رفاه خود نیز در راه تحکیم این نظام نوپا دریغ نورزیدند! به هر سو اگر قدرت مطلقه ای وجود داشته باشد قدرت مطلقه ملت است و وظیفه ولی فقیه حفاظت از این قدرت مطلقه می باشد. اصلاح طلبان نیز اگر بخواهند این قدرت مطلقه را نادیده بینگارند خود محکوم به شکست هستند و هیچ زدو بند سیاسی برای پیروزی گروهها از سوی مردم پذیرفته شده نیست مگر در آن ملت پیروز باشد. کف خواسته های ملت فعلا رفع حصر و حبس از عزیزان دربند و بازگشت همه به قانون است. پس از آن نیز دادگاههای صالحه باید به جرم تمامی افرادی که مال ملت را حیف و میل کرده و دست به قتل و آزار و شکنجه آنان نموده اند رسیدگی کند.

  4. ديدسبز گفت:

    خداخيرتان دهد سالهاست حرف دل ماهمين است،رهبری اگرلباس روحانيت ازتن بدرميکردوياباغلومشاورينش درک بهتری ازاوضاع کشورش داشت اينگونه بنيانهای اعتقادی مردم لطمه نميديد.ايشان اينقدرازرنج وآلام مردم فاصله گرفته اندکه متوجه نيستنددراين شرايط بحث فرزندبيشتر وامثالهم که کم هم نيستندوياپافشاری بردشمنی،چگونه مفادشرايط رهبری يک جامعه دينی رانزداقشارمختلف زيرسوال برده است.

  5. مادر سبز گفت:

    ز نظر این آزادمرد سرفراز اوین، ”اعمال استبدادی و خودکامگی” است که نظام جمهوری اسلامی را دچار فرسودگی و فروپاشی کرده است.

    قدیانی همانگونه که پیشتر هم گفته بود، تکرار می کند که قدرت مطلقه قدرت اش را مشروطه نمی کند مگر آنکه فشار سازماندهی شده اجتماعی او را وادار به این امر کند.

    بر این اساس جریان اصلاحات اگر در پی تامین اهداف اصلاح طلبانه باشد با تداوم توسل به استراتژی مهار قدرت مطلقه در هر عرصه ای از جمله فرصت های ناشی از تحولات بین المللی و منطقه ای همچون بهار عربی و میدان های انتخاباتی نظیر انتخابات آتی، همواره بایستی تاکید بر به صحنه آوردن فشار جنبش اجتماعی را مد نظر قرار دهد و به یاد داشته باشد که ۲۲ خرداد ۸۸ و تحولات پس از آن که جریان اصلاحات را در موقعیتی متمایز نسبت به وضعیت دوم خرداد ۷۶ نسبت با حکومت قرار داده، به هیچ وجه نمی توان دور زد و نادیده انگاشت. حالا همه چیز دگرگون شده است، نه جامعه، نه جمهوری اسلامی و نه اصلاح طلبان هیچ کدام در وضع خرداد ۷۶ نیستتد.

    تحلیلی که قدیانی پس از سه سال از زندان می دهد در واقع ترجمان خواسته ها و شعار های مردم است و همانگونه که میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز در آخرین بیانیه خود که دعوت عمومی برای همبستگی با قیام های مردم خاورمیانه بود، از ” فرعون و فرعونیت” سخن گفتند.

    و همانگونه که خداوند در سوره قصص به هنگام طرح مبارزه با تفرعن ، بشارت پیروزی داده ، ظلم ، زور و خودرایی در هر زمان و هر مکانی که باشد به مبارزه ستمدیدگان و اقتدارگرایان وفرعونیان خواهد انجامید.

    کاملا درسته بای ریشه ی این مشکلات که استبداد مزمن در این سر زمین است خشکاند تا ریشه ی مردم و یک پارچگی وطن خشکانده نشود لطفا راه حل بدهید و از مردم کمک بخواهید

  6. حقير گفت:

    آقاي به اصطلاح اصلاح طلب بدان بدون هزينه به هيچ كجا نميرسيم
    شما براي حاكميت بازيچه و سوپاپ اطميناني بيش نيستيد. براي بازي دادن اين ملت گرفتار كه جز براي “هدفي مشخص” هزينه نخواهد داد. راهبرد اصلاحي بدون استفاده هوشمندانه از نيروهاي مدني در برابر غارتگران فقط به بقاي آنان كمك ميكند. اگر ميخواهيد بمانيد بايد با مردم هم صدا شويد. اين ها! ٥٠% تبليغاتند ٥٠%هم در بين مردم اند! “فقط مبارزه مدني” و “مشاركت عمومي” چاره راه است.
    فراموش نكن كه دست خدا در جماعت است.

  7. ناشناس گفت:

    صبر هوشمندانه عمل بخردانه بهتر است از بی صبری خشونت امیز وعمل نابخردانه!!!

  8. ناشناس گفت:

    یک بحث حوزوی . مطلق در برابر بسبی قرار دارد در عالم هستی هیچ چیز مطلق نیست بلکه همان گونه که منطق میگوید درعالم اعتبار کلی وعام مبنا وملاک است هر کس که در پدیده عرفیات قائل به مطلق شود مشرک است اما درمورد ولایت در ایه شریفه اطیوا الله بین اطاعت از رسول خدا و اطاعت از ولی حرف واو بیانگر دوشخصیت جدا از هم هستند یعنی رسول خدا هم ادعای ولایت نکردهاند بلکه ولایت خاص پدر وجد پدری است به استثنا مجانین وصغار فاقد ولی که در ان صورت حاکم شرع جانشین وامین محجورین می شود . ولایت در صغار امری موقتی است یعنی با رشد وبلوغ کودک ولایت ساقط می شود در اناث ازدواج ویا دخول سالب ولایت است بنا براین در فقه جعفری ویا امامیه علیرغم این که ولایت تصریح شده اما به عنوان فروعات مطرح که خاص پدر وجد پدری است وهیچ نهاد تاسیسی در عنوان ولایت در قانون امده شرعی نیستواگر مردم ایران در سال 58 بدان رای دادند از باب رهبری بود ه همانگونه که واژه مبارک امام در معنای ایجاز بکار گرفته شده ولایت هم در معنای فی نفسه به کار گرفته نشده . واژه امام هم در مقابل خلیفه به کار گرفته شده تا بین اهل تسنن وتشیع وجه تمایز ی وجود داشته باشد در معنای لفظی اهل تسنن کلمه پشتیبان را وام گرفتند و اهل تشیع از جلودار وپیشوا . از این دو مقوله مفهم قدسی مستفاد نمی شود زیرا رسول اکرم هم فرمودند ان بشر مثلکم وتفاوت در وحی است . پیابراکرم درتمام شیوه های زندگی اعم از ازدواج مراسم و تغذیه وفرهنگ بسان سایر اسان ها مناسک را به جای اورده وهر چه را شرک الود ویا مغایر مقتضیات دین بود در قالب اوامر ونواهی تجویز می فرمودند .این دکان بازار ها که در اوردند بدعت هایی است که از زمان اخوند درباری مجلسی در زمان صفویه بوجود امده و اخوند ها برای فربه شدن خود ان را اب وتاب دادند اما روحانی یعنی مردان خدا به لباس نیست بلکه الگوی پاک انسانی است وصرف طلبه کهاز واژه قران کریم وام گرفته شده هم در انحصار لباس نیست . سلسله مراتب لباس مبنای ان مشروعیت است زیرا در قالب مسائل فقهی مشلات مردم را در حوزه دین می بایست پاسخگو باشند خواه با حدیث یا کتاب یا سیره .متا سفانه اخوند های مرجع یا همان درباری زبان عقیدتی را هم کژ فهمیدند در تاریخ مرجعیت ابتدا شرط اجتهاد تسلط کامل بر عربی بود اما چون به زبان عربی نمی توانستند تسلط کامل پیدا کنند شرط را عوض و اشنایی با قران را اوردند ودر همین راستا از مجتهد متجزی استفاده کردند . با برسی لغات عربی که در زبان فارسی وارد شده به وضوح می توان دید که لغات عربی – ایرانی در زبان عربی اصلا ان معنای مورد نظر اعراب را مستفاد نمی کند وزبان فارسی را هم این اقایان درباری به بیراهه کشانیدند .دا ستان از این دست زیاد است اگر چیزی را که اقایان می دانند مردم می دانستند عصیان اصلاح طلبی دامان همه را بیشتر از این ها میگرفت

  9. ali گفت:

    شیر بیشه خدا نگهدارت باشد انشاالله تا بیشتر و بیشتر چشم دشمنات گور بشه مگر سردمداران کشور نگفته اند که ما مردم ولی نعمت آنها هستیم بابا ما نمیخواهیم به کی بگیم دست بردارن از سره ما بزارن برن توی همون حوزه های علمیه ما هم آونا رو به خاطر خدا میبخشیم روی این نظر فکر کنن در غیر این صورت خودشون خواستن هر چی سرشون بیاد فردا نگن که به ما نگفتید فکر کنید انتخاب کنید کجان اون شعبون بی مخهای اون زمان کجان کجان گارد شاهنشاهی کجان کجان اون آدم کشای چکمه پوش الان برای موشها هم جا نیست چی برسه به کسایی که بخوان بردا برن مهمانی به خانه موشا استاد خائن اسد هم کارش داره تموم میشه نوبت به شماها میرسه مطمعن باشید

  10. اميد گفت:

    استفاده از نيروي اجتماعي حتما به معني استفاده از خشونت نيست و ميتواند اعتصابات و نافرماني مدني با روشهاي زيادي باشد.

  11. ناشناس گفت:

    آقاى خامنه اى بيش از هر كس ديگرى در اين نظام به مقام و موقعيت خود دلبستگى دارد
    و خيلى خوب ميداند كه شرايط روبرو براى ادامه حكمرانى اش مساعد نيست و از آن مهمتر اينكه
    زمان به شدت به ضرر اوست و مشكلات و نارسائى ها و بى كفايتى ها بهمن وار در حال بلعيدن
    ته مانده حكومت وى هستند. بنا بر اين خامنه اى چاره اى جز عقب نشينى نخواهد داشت و در تاييد نظر
    جناب آقاى قديانى معتقدم كه نيروهاى جبهه اصلاحات بايد به دنبال سقف توقعات و انتظارات خود
    باشند زيرا خامنه اى با توجه به افتضاحاتى كه در همه زمينه ها ايجاد كرده (مخصوصا در زمينه
    اقتصادى و فرهنگى) حتى بخش راست سنتى و به قول خودشان ً اصول گرا ! ً را هم به طرح مسائل انتقادى
    كشانده است. الان وقت عقب نشينى نيست و بايد با قدرت پى گير مطالبات تاريخى خودمان كه در راس آنها مشروطه
    كردن قدرت ميباشد باشيم تا شايد گوشه اى از زحمات طاقت فرساى هم فكران و هم سنگران آقاى قديانى
    و تاجزاده و موسوى و كروبى و بى شمار عزيز ديگر را جبران كرده باشيم. عزيزان كاش ميدانستيد كه پروردگار
    عالم به خاطر مبارزه بى امانتان با منكر استبداد چه نور چشمى از پاداش را براى شما مهيا كرده است. خوش
    به سعادتان.  

  12. ناشناس گفت:

    به نظر من، نکته کلیدی نامه آن است که معیار مشخصی برای تعیین اصلاح طلبی تعریف کرده است: اصلاح طلب کسی است که در برابر استبداد مطلقه ولایت فقیه ایستاده است

  13. ناشناس گفت:

    امید! احتیاج به اعتصاب نیست. با این وضعیت اقتصاد کشور خود به خود به وضعیت اعتصاب فرو رفته! اصولگرایان هیچوقت فکر نمی کردند که با ایجاد بن بست سیاسی به سمت بن بست اقتصادی هم حرکت خواهیم کرد. اینها فکر می کنند کشورها در خلائ زندگی می کنند و برای روابط بین الملل اصلا جایگاهی قائل نیستند. به راستی که توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند!

  14. سام گفت:

    البته هر كسي ميتونه تحليل بكنه اما يا دتان باشه اگه ايران يك پارچه ميخواهيد اگه قايل نيستيد كه تمب بزرگ وكوچك وابو موسي و كردستان وسيستان … در صورت خواست قدر ت هاي بزرگ بايد از ايران جدا بشود واگه قرا ر باشد ايران ايران بماند بدانيد فقط با ولايت است وبس چون نوع حكومت هاي قبلي همه با كوچكترين فشار ها بخشي از ايران را دادند واگه ايران اقتدار نداشت اين همه دشمن فعال وپر هزينه ظاهر نميشد

  15. ابراهیم گفت:

    این کار تحریری کلمه اشتباه است و دور از اوصل خبرنگاری هستش ، یا شما باید خلاصه ای از نامه آقای قدیانی مینوشتید یا این که مطلبی تحلیلی با عنوانه برسی ” نامه آخر قدیانی و نگاه سرانه جنبش ” تهیه میکردید . این مطلبی که اینجا گذشته اید به نوعی تحریف موضوع هستش .
    شاید هدف کاستن از صراحت نامه قدیانی بوده یا اینکه خواسته اید مواضع آقای موسوی و کروبی را هم هم ردیف صراحت این آقا بگذارید و شاید هم میخواستید که از صراحت آقای قدیانی استفاده کنید برای القائی این باور که آقایان موسوی و کروبی هم با همین شجاعت حرف زاده اند ( هرچند که اینچنین حرف نزدند و از پتانسیل خرداد ۸۸ استفاده لازم را نکردند که یک سخنرانی از این جنس آنروزها از دهانه آنها میتوانست خیلی چیزها رو امروز جور دیگری کند )

  16. ناشناس گفت:

    این تحلیل دوستان از صحبت های جناب قدیانی میرساند که هنوز هم این رژیم پایینده خواهد بود…

  17. محمد گفت:

    ضمن ادای احترام به مجاهدنستوه قدیانی عزیز جند نکته از باب تاکید عرض میکنم ! : 1) از تجربه هایی که از خرداد 76 تا کنون اندوخته ایم دو معضل بنیادین هرگونه اصلاح را منع و بطور متناوب قلع و قمع میکند! الف : خامنه ای ب : اصل ولایت فقیه در قانون اساسی ! ابتدائا باید خامنه ای خلع ! و بعد از ان اصل ولایت فقیه از ساحت قانون اساسی پاک شود ! 2) اصول تضمین کننده ی حاکمیت مردم در قانون اساسی با وجود این دو معضل کان لم یکن (ابتر) محسوب میشود! 3) راه برخورد با این دو معضل پشتیبان و ضمان استبداد مبارزه ی انبوه ملی بطور مسالمت امیز در سطح مجازی و از این مهمتر در سطح عینی ( خیابان ) است ! 4) هر گونه تعلل از سوی جامعه ی مدنی و لایه های اجتماعی زمان را به نفع کسانی که راه حل را در خشونت میبینند! تغییر خواهد داد! فراموش نکنیم خشونت میتواند ما را از یک استبداد به یک استبداد دیگر منتقل کند! این دور باطل را باید با یک مبارزه ی انبوه و فعال مدنی از میان برداشت! اشتباه نشود سکوت و انفعال مبارزه نیست ! سکوت و انفعال کفه را به نفع جنگ طلبان و خشونت ورزان سنگین تر میکند! 5) لازم است سبزها با درک دلایل کسانی که راه را در خشونت میبینند! منصحانه به نقد بنشینند! و انان را مجاب کنند که سخت افزار خشونت همه ی دستاوردها را بر باد میدهد! ما باید با مبارزه ی نرم فعال و پی در پی ! ریشه های خشونت را به انحای مختلف بخشکانیم! از خشونت دولتی تا دیگر انحای خشونت ! 6) در قضییه ی نیو یورک و سخنگوی وزارت خارجه از نظرات برخی دوستان که خشونت را توجیه کرده بودند متاسف شدم ! ما ملت با فرهنگی هستیم ! نباید در دام تجویز خشونت بیفتیم ! نفس خشونت بد است! از حکومت بی سر و پا باشد یا مجاهدان خلق یا هر گروهی! فرقی نمیکند ! فرهنگ اصیل ما بالاتر از این حرفها است ! بله ! اگر ما در مقابل خشونت عریان نیروهای وحشی حکومت بطور غریزی از خود دفاع کردیم ولو با پرتاب سنگ اینکه انر ا خشونت بنامیم محل تامل و دقت است! و چه خوب که عزیزان سبز در این مورد نظر دهند! تا مورد نقد و برسی قرار گیرد!

  18. ناشناس گفت:

    درود خدابرشما باد