حسین راغفر: کلان شهرها ظرفیتهای عادلانهای برای تمامی شهروندان ندارند
چکیده :نکته اصلی در اینجا است که در سالهای گذشته با بسیاری از مشاغل از بین رفته است. بسیاری از شهروندان فاقد در آمد کافی شدهاند. دراین شرایط مردم به فکر آن هستند که ابتدا حداقلهای نیازی خود را تامین کنند و در این میان وقتی باقی نمیماند که بتوانند صرف اوقات فراغت کنند. این عوارض متوجه فرزندان خانوادهها و جوانان هم میشود. در واقع وقتی فرصتی برای پر کردن اوقات فراغت تامین نشود گزینههای نامطلوب دیگری پیش میآید، اعتیاد و ناهنجاریهایی از این دست نمونههای بارز این مساله هستند. از طرف دیگر هم باید گفت صرف نظر از طبقه اجتماعی و اقتصادی باید ظرفیتهای لازم را برای همگان فراهم کرد تا بتوانند اوقات فراغت خود را به خوبی بگذرانند تا دچار انحرافهای اجتماعی و کژکاریهای فرهنگی نشوند....
عدم توانایی مالی برای پر کردن اوقات فراغت به صورت مفید و سالم، در بلند مدت تبعات جبرانناپذیری برای جامعه دارد. شهروندانی که نتوانند از پس هزینههای تفریحات سالم فرهنگی، ورزش و سفر بر بیایند، در دامن اعتیاد، ناهنجاریهایی رفتار`ی و حتی قانونشکنی خواهند افتاد.
حسین راغفر استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا، بر این اعتقاد است که این روزها در شهرهای بزرگ کمتر فضایی باقی مانده است که برای همگان به صورت رایگان امکان تفریح کردن و پر کردن اوقات فراغت باقی بماند. از منظر این پژوهشگر حوزه اقتصاد توسعه و فقر، این خودش یک نمونه دیگر از بیعدالتی در شهرهای ناعادلانه ماست.
راغفر که چهرهای ورزشی هم محسوب میشود، در دهه پنجاه دروازهبان تیمهای راهآهن، بوتان، ماشین سازی و تیم ملی جوانان بود و در سال ۱۳۶۰ به مدت شش ماه ریاست فدراسیون فوتبال را بهعهده داشت، ورزش را یکی از تفریحات ارزان و سالم میداند که به نظر وی متاسفانه با روند خصوصیسازی اماکن ورزشی از دسترس همگان خارج شده است.
از همين رو هم هست كه این استاد دانشگاه معتقد است که دولت وظیفه دارد که امکان و فضای دسترسی همگانی خصوصا اقشار کم درآمد به امکانات تفریحی، فرهنگی و ورزشی را فراهم کند. در ادامه گفتوگوی روزنامه دنیای اقتصاد با حسین راغفر را میخوانید…
در شرایط کنونی با توجه به هزینههای اقتصادی و مالی که گذران اوقات فراغت به اشکال گوناگون، از سینما و تئاتر و کتاب گرفته تا سفر و ورزش و… دارد، چقدر شهروندان ایرانی فرصت دارند که از اوقات فراغت خود به نحو احسن استفاده کنند؟
در واقع باید گفت که به دلایل اقتصادی، این امکان برای بسیاری از شهروندان ایرانی فراهم نیست. از طرف دیگر اتفاقی هم که افتاده این است که آن دسته از شهروندان که امکان مالی و مادی دارند، ترجیح میدهند که گزینههای خارج از کشور را که به مراتب ارزانتر و به صرفهتر است امتحان کنند. در واقع الان مسافرت به مالزی و ترکیه و دبی به مراتب ارزانتر از دیدن از مناطق گردشگری و لذت بردن از طبیعت و مناظر زیبای ایران میباشد. به همین دلیل بسیاری گزینههای خارج از کشور را انتخاب میکنند. اما مساله تنها به هزینهها ختم نمیشود. در شهرهای بزرگ و کلان شهرها به خصوص در پایتخت تهران، ما امروزه شاهد آن هستیم که فضاهای لازم برای اینکه مردم بتوانند اوقات فراغت خود را بگذرانند، وجود ندارد. در واقع به تناسب جمعیت و نیازهای آن فضای مناسبی نداریم که مردم بتوانند از یک اوقات فراغت سالم و بهینه برخوردار باشند. در شهرهای بزرگ ما شاهد آن هستیم که کمتر امکاناتی وجود دارد که شهروندان خصوصا نسل جوان بتوانند به صورت رایگان و ارزان قیمت اوقات فراغت خود را پر کنند. در گذشته لااقل در شهرها فضاهای سبز و اراضی عمومی وجود داشت که خود شهروندان میتوانستند از آنها کاربری تفریحی و ورزشی برای خود بسازند. در گذشته در دوران جوانی ما، زمینهایی بود که به عنوان زمین فوتبال و والیبال در اختیار جوانان قرار میگرفت. پارکها و فضاهای سبزی بود که خانوادهها میتوانستند به آنجا بروند و وقت خود را به رایگان و سلامت بگذرانند. اما در این چند سال به دلیل حرص و آز عدهای تمامی این اراضی تبدیل به کاربریهای تجاری شده است. قیمت زمین در شهرهای بزرگ خصوصا تهران آنقدر افزایش یافته است که اکثر فضاهای سبز و زمینهایی که باید در خدمت تامین ظرفیتهای لازم و مفید برای پر کردن اوقات فراغت قرار میگرفت تغییر کاربری دادهاند و تبدیل به فروشگاهها و مراکز خرید و مالهای بزرگ شدهاند. این مساله باعث شده که جوانان نتوانند فضای مناسب برای پر کردن اوقات فراغت خود به شکل سالم و مفید در قالب ورزش یا کارهای فرهنگی داشته باشند و الان به معنای دیگری وقت آزاد خود را به بطالت میگذرانند. الان ارزانترین تفریح برای جوانان رفتن به قهوه خانهها و کشیدن قلیان شده است. این خودش تبعات جبران ناپذیری برای آینده کشور خواهد داشت. رشد آمار اعتیاد از همین جاها نشات میگیرد.
ریشه این مشکلات را در چه امری میبینید؟ چرا هزینه اوقات فراغت در ایران آنقدر بالا رفته است که همگان نمیتواند از آن استفاده کنند؟
سخن آن است که تنها گرانی بلیت سینما مشکل نیست. در واقع باید مساله را ریشهایتر دید، شهرهای ما خصوصا کلانشهرها ظرفیتهای عادلانهای برای تمامی شهروندان ندارد که بتوانند از آن استفاده کنند. شهرهایی که ساخته شدهاند یکی از جنبههای این ناکارآمدی در مورد اوقات فراغت خود را نمودار ساختهاند. اگر پیشترها بسیاری از مجموعههای ورزشی و مجموعههای فرهنگی متعلق به عموم بود و به رایگان یا با هزینه بسیار اندکی جوانان میتوانستند از آن استفاده کنند و استعدادهای خود را شکوفا کنند، الان تبدیل به مراکز تجاری شدهاند. برای کرایه یک زمین ورزشی یا یک فعالیت فرهنگی باید هزینههای گزافی را پرداخت کنند. این در حالی است که این اماکن عمومی است. این فضاها باید متعلق به همه باشد. شهرداریها این فضا را با بودجه عمومی ساختهاند و باید در اختیار همگان خصوصا طبقات فرودست جامعه قرار بگیرد. در شهرهای بیقواره امروزی نشانی از فضاهای مفید برای پر کردن اوقات فراغت وجود ندارد. در واقع این همه نشانگر یکی دیگر از ابعاد نابسامانی در ساخت
شهری است.
مساله میزان درآمد کارگران و کارمندان و تناسب آن با میزان رشد هزینهها در حوزه اوقات فراغت به چه شکلی است؟ آیا خانوارهای ایرانی میتوانند با این درآمد اوقات فراغت خوبی برای خود تامین کنند؟
نکته اصلی در اینجا است که در سالهای گذشته با بسیاری از مشاغل از بین رفته است. بسیاری از شهروندان فاقد در آمد کافی شدهاند. دراین شرایط مردم به فکر آن هستند که ابتدا حداقلهای نیازی خود را تامین کنند و در این میان وقتی باقی نمیماند که بتوانند صرف اوقات فراغت کنند. این عوارض متوجه فرزندان خانوادهها و جوانان هم میشود. در واقع وقتی فرصتی برای پر کردن اوقات فراغت تامین نشود گزینههای نامطلوب دیگری پیش میآید، اعتیاد و ناهنجاریهایی از این دست نمونههای بارز این مساله هستند. از طرف دیگر هم باید گفت صرف نظر از طبقه اجتماعی و اقتصادی باید ظرفیتهای لازم را برای همگان فراهم کرد تا بتوانند اوقات فراغت خود را به خوبی بگذرانند تا دچار انحرافهای اجتماعی و کژکاریهای فرهنگی نشوند.
با توجه به شرایطی که ترسیم کردید، به نظر میرسد ما با پدیده بیکاری از یک طرف و نبود امکان پر کردن درست اوقات فراغت مواجه هستیم که به نوعی میتوان آن را به «بطالت» تعبیر کرد، عوارض ناشی از این پدیده به نظر شما چیست؟
طبیعی است که عوارض ناشی از این وضعیت همان «بطالت» خواهد بود و در کنار آن همین بیکاری نه تنها هزینههای عظیم اقتصادی دارد بلکه منجر به این میشود که فرد احساس بیهویتی بکند. در کنار آن همین مشکلات و همین بطالت باعث شده است عدهای پناه ببرند به انواع گردهای افیونی اینها در آینده آسیبهای جدی را به جا میگذارد. در کنار آن وقتی نیاز وجود دارد، تقاضا وجود دارد اما امکان مالی و پول تامین آن وجود ندارد ناگهان برخی به فکر راههای میانبر میافتند و هنجارها و قوانین اجتماعی را میشکنند.
از نظر شما راهکار برای ایجاد امکان برای همگان که بتوانند اوقات فراغت خود را به خوبی پر کنند چیست؟ در این زمینه به نظر شما چه کاری میشود انجام داد و وظیفه دولت در این میان چست؟
درواقع بخش عظیمی از این امر بر دوش دولت است. این خدمات در واقع یک سری کارهای عمومی است، یک کالای همگانی است. به نظر میرسد دولت باید عاقلانه به فکر آن باشد که برای جلوگیری از آسیبهای اجتماعی این امکانات و فضاها را تامین کند. در واقع اگر این کار را الان نکند در بلند مدت مجبور است هزینههای پلیسی و امنیتی را افزایش دهد. در حالی از الان اگر به فکر ایجاد فضاهای تفریحی و تامین امکانات برای جوانان نباشد در بلند مدت باید هزینههای بسیاری را متحمل شود. در واقع این فضاها برای همگان است. به عنوان یک کالای عمومی باید به صورت رایگان و ارزان قیمت در اختیار همه قرار بگیرد. در کنار این باید مساله ریشهایتر حل شود. همه باید دارای یک شغل شرافتمندانه باشند که بتوانند با آن هزینه یک زندگي خوب و سالم را تامین کنند. از آن طرف محصولات فرهنگی باید آنقدر ارزان باشد که همه بتوانند آن را به عنوان یکی از بهترین پرکنندههای اوقات فراغت تهیه کنند. الان واقعیت این است که حتی کتاب هم از سبد خرید خانوار حذف شده است. در این شرایط است که میشود امید داشت اوقات فراغت تبدیل به بطالت نشود.














زمانی که در رشته جامعه شناسی در می خواندم زیر گروهی به نام جامعه شناسی تفریحات باز شد ولی به آن چشم مسخره و بی توجهی نگریسته شد حتی به رشته من اینگونه نگاه می شد چون با دانسته هایی که داشتیم متوجه قدرت خودکامه و ناتوانی های آن می شدیم ولی امروز نیاز شدید به متخصص جامعه یا مهندس جامعه زیاد به چشم می آید.
و اینکه مردم تفریحات خارج کشور را انتخاب می کنند برای این است که آژانس های مسافرتی مال آقازاده ها و دست نشانده های حکومت هستند که از این طریق ارتزاق می کنند و دیگر اینکه آزادی و آرامشی که در آن کشورها پیدا می کنند در کشورمان نیست …
جوان هر جامعه ای که مهر آزادی به خود می زند باید بداند دود ، سر مستی و سلامتی چیست و از هر کدام آنها تجربه ای داشته باشد آدمی که در حرص و آز دود و سر مستی دایما در حال کنجکاوی است نمی تواند راه درست که همان ورزش و سلامتی است را پیدا کند از شما می پرسم ارزانترین چای قلیان در این شهر معادل هزینه 6هزار تومان است که همان پول یک استخر معمولی و پول یک روز یک باشگاه متوسط بدنسازی است ولی جوانها چون در حرص دود و مستی هستند و ناتوان از فارغ شدن آن می باشند دایما بدنبال آن هستند …
این که ملت ایران الان برای تامین خودشان از نظر اقتصادی مشکل دارند با شما هم عقیده هستم ولی زمانیکه می خواهیم تمام مشکلات را بر سر مسایل اقتصادی خراب کنیم با شما مخالف هستم شما می توانید یکسری به شمال تهران به آنهایی که درآمد بالایی دارند بزنید خواهید دید که بیشتر جوانانی که مثلا به کوهستان می آیند فقط برای تفریح قلیان و خوردن و دیدار دوستان دخترشان می آیند اکثر آنهایی که به در ارتفاعات بالاتر در حال ورزش هستند یا میان سالند یا پیر این مشکل منشا فرهنگی دارد نه اقتصادی …
چرا به شما می گویم ؟
اگر فرزندی دارید و از سنین پایین او را فقط به دویدن تشویق (ارزانترین ورزش)کنید و با او به پارک بروید و بدوید مطمئن باشید که شخصیت او طوری شکل می گیرد که اگر دود و مستی هزار درد مرضی او را از راه بدر نخواهد برد ولی الان می بینیم که در خانواده بزرگترها عامل دود و سرمستی و تنبلی و تن پروری هستند و حتی راههای آن را به فرزندانشان مستقیم و غیر مستقیم یاد می هند محیط امن خانواده وسیله خوشی و سر خوشی شده است .
ولی باز هم به شما بگویم که با شما هم عقیده هستم که زمانیکه مسایل اقتصادی به زندگی انسانها پیله می کنند افراد در موقیعت مبهم و گنگ قرار می گیرند که توان تصمیم درست از آنها گرفته می شود و می توانند دست به هر کاری بزنند که شاید اکثر آنها اشتباه هم باشد.
ولی آنچه که در زمان سختی و کمبودهای اقتصادی جامعه رخ می دهد این است :
گروهی روز به روز پول دار می شوند و گروه دیگر دایما فقیرتر و بی پول تر ، از گذر این مرحله بخش متوسط جامعه از بین می رود این ها افرادی هستند که برای پیشترفت خود و رسیدن به مراحل بالا بسیار تلاش می کنند عامل و موتور محرک یک جامعه به سوی پیشرفت هستند در شرایط اقتصادی نامطلوب فقیر و پول دار بودن بیش از حد می شود و طبقه متوسط که موتور تحرک پیشترفت جامعه محسوب می شود خرد می شود یا به طرف طبقه بالا سوق داده می شود و یا به طرف طبقه ضعیف و ناتوان می رود .
در چنین وضعیتی از نظر فرهنگی و جامعوی یک اتفاق رخ می دهد طبقه بالا به طرف و به سوی ابتذال فرهنگی می رود چون ابزارهای زیادی در از سوی جامعه برایش فراهم شده و چون بی هستند به سوی ابتذال می روند …
و از طرف دیگر طبقه ضعیف شده و ناتوان هم چون ابزارهای جامعوی خود را از دست داده با افکاری پر از اهداف بزرگ و کوچک که از انجام آنها ناتوان هستند به دنبال ابزارها جامعوی و اجتماعی اختراعی خود می روند که نتیجه آنها انحطاط اخلاقی است …
در نتیجه ابتذال فرهنگی و انحطاط اخلاقی که دو سر یک قیچی می باشند که دایما در حال برش های نابجا از رفتارهای جامعوی و اجتماعی مردم ایران خواهند بود که در پایان به آشوب و بی نظمی و فروپاشی خواهد انجامید بسیار متشکرم
بازهم حدف یک اندیشه اما طولانی متشکرم