در دوره پیامبر، حتی یک قطره خون بهخاطر توهین به او بر زمین نریخت
چکیده :چگونه است که در تمام دوران رسالت نبی، که اوج شکوه آن، فتح مکه بود، حتی یک قطره خون بهخاطر توهین به پیامبر بزرگ الهی ریخته نشد، اما در این دوران، بهخاطر این توهین که اصلا کوچک و نادیدنی هم نیست، اینهمه خون ریخته میشود که چه بسا این انسانهای کشته شده، هیچ گناهی در این توهین بیشرمانه نداشته و حتی مخالف آن بوده باشند....
اصغر زارع کهنمویی
اهانت
کسانی که «اهانت» را ذیل «حق آزادی بیان» تفسیر میکنند، «آزادی» را نمیشناسند. «آزادی» آمده «حق» را پاس دارد و «رنج» را از ضمیر «انسان» بزداید. چگونه میتوان دموکراتیک بود، به حق انسان اندیشید، آزادی را دوست داشت، انسان را تکریم کرد ولی به «تالم» و «رنج» او تن داد؟ توجیه اهانت، از خود اهانت بدتر است. کسانی که اهانت میکنند، خطاکارند اما کسانی که اساسا این حماقت را خطا نمیدانند و صوابی در گستره آزادیهای بشری میخوانند، گرفتار سوءفهم بزرگی هستند.
آزادی موهبتی بزرگ است و هرگز نباید تحت هیچ شرایطی از انسان دریغ شود. انسان برای همهگونه زیستن و همه چیز گفتن آزاد است. او آزاد است تمام عمر، انکار یا اثبات کند. او میتواند تردید کند و حتی رد کند. او میتواند جدا شود، طلاق بگیرد و پیوندهای جدید برگزیند. انسان آزاد آمده و آزاد خواهد زیست. سلب آزادی او و جلوگیری از آزادی بیان، گناه نابخشودنی و جنایت بشری است. نمیتوان و نباید هرگز آزادی را تهدید و تحدید کرد.
دشمنان آزادی تنها، دیکتاتورها و مکاتب فاشیستی نیستند. آزادی را تنها، ارتجاع و استبداد تهدید نمیکند. اینان دشمنان کلاسیک آزادی هستند. آزادی دشمنان جدیدتر و بزرگتری دارد؛ چه بسا، گاهی همانها که مدعیان و مدافع آزادیاند، آزادی را سخت دشمن باشند. اهانت به عقاید بشری، بلاشک دشمنی با آزادی است. نمیشود آزادی را پاس داشت و دل میلیونها انسان را به رنج آورد. اگر آزادی به توهین و در توالی آن به رنج انسان بیانجامد، در برابر خودش میایستد. انسانها آزادند سخن بگویند اما آزاد نیستند فحاشی کنند، اهانت بورزند و انسانهای دیگر را برنجانند.
چه خوشمان بیاید و چه نیاید، چه درست بپنداریم و چه نه، هماینک در سرتاسر جهان، صدها میلیون انسان، روزانه دهها بار بر انسانی تاریخی و حقیقی بنام «محمدبن عبدالله»، سلام و درود میفرستند. حتی اگر میلیاردها تعظیم روزانه به این شخصیت گران را نادیده بگیریم، او که به گواه تاریخ، نه دیکتاتور و نه آدمکش و نه فاشیست، بلکه بهگواه بسیاری از فلاسفه و نخبگان جهان، اصلاحگری بزرگ و تمدنساز بود، براساس همین اصول اخلاق جهانی، حقوق بشری و آزادی، به عنوان یک انسان، هرگز نباید مورد توهین و اهانت قرار بگیرد.
دینها، زبانها، رسوم، آیینها و در یک کلام باورها، سرمایههای بزرگ جهان معاصر هستند. مدرنترین متون حقوقی و ارزشی جهان که محصول «اصل آزادی انسان» هستند، احترام به این باورها و حفظ آنها را اصل و اساس خود میدانند. همه این متونِ ارزشمندِ مدرن، بر آن هستند که حتی یک باور دینی و قومی که ریشه در زیستجهان انسان تاریخی دارند، از بین نرود. باید بر این تلاش و توجه نخبگان فکری عصر جدید لبیک گفت. هرگونه اهانت، انکار و تحقیر، به مثابه تلاش برای ازبین بردن میراث ارزشمند جامعه بشری و دقیقا منافی متون حقوقی و اخلاقی جدید است.
خشونت
شایسته است، کنشگران دینی، «اهانتِ احمقانه» به پیامبر و در توالی آن «خشونتِ واقعشده» در جهان اسلام را با اتکا به رفتارهای نبی اکرم در برابر اهانت به خود ایشان در طی بیستوسه سال عصر درخشان پیامبری، تحلیل کنند. اینکه رفتار پیامبر در برابر اهانتکنندگان که طیف وسیعی از شرک و نفاق و یهود را در بر میگرفت، چگونه بود؟ او با ابوجهل، ابولهب، کعب الاحبار یهودی و … چه کرد؟ او چه کرد، وقتی خاکروبه و دمبه حیوان مرده بر سر او که بزرگ و عزیز بود، ریختند، یا وقتی طائفیهای ثروتمند، او را با سنگ از شهر زیبای خود دور کردند، یا شعرای متبحر یهود او را به سخره و فحاشی گرفتند و … .
بسیار علاقمندم بدانم آنان که اینک سفارتخانههای آمریکا را به آتش میکشند، رفتار خود را با کدام رفتار پیامبر توجیه میکنند و نیز علاقمندم بدانم، آن بخشی از دینداران که این اعتراضها را نفی میکنند، چه سنت و نصی را ملاک قرار میدهند؟ اگرچه به نظر میرسد گزینش رویکرد در برابر سبالنبی از نصوص دینی و سیره نبوی، کمی سخت باشد و اگرچه بازهی این سیره بسیار وسیع است و این مهم، در توان علمی و صلاحیت این قلم نیست؛ اما به نظر میرسد رویهی مدارا و بخشش و اتخاذ رفتار تربیتی بر رویکرد خشونتآمیز میچربد.
این یادداشت، جهدی برای نفی اعتراضها به اهانتهای زنجیرهای ندارد. اعتراض سوای تکلیف شرعی، یک حق بشری است. انسان نباید و نه میتواند، در برابر اهانت به باورهایش سکوت گزیند و بیتفاوت باشد. سخن بر سر نوع اعتراض است. با نگاهی کوتاه به سیره خود پیامبر در برابر اهانتهای بسیار جاهلی، تکلیف رفتارهای بخشی از معترضین مشخص میشود. چگونه است که در تمام دوران رسالت نبی، که اوج شکوه آن، فتح مکه بود، حتی یک قطره خون بهخاطر توهین به پیامبر بزرگ الهی ریخته نشد، اما در این دوران، بهخاطر این توهین که اصلا کوچک و نادیدنی هم نیست، اینهمه خون ریخته میشود که چه بسا این انسانهای کشته شده، هیچ گناهی در این توهین بیشرمانه نداشته و حتی مخالف آن بوده باشند.
بلاشک جهان، به رفتار مسلمانان مینگرد، جهانی که به گواه بسیاری از جامعهشناسان، نیمنگاهی به دینداری و از جمله مسلمانی دارد. پیامبر اگر در برابر اصحاب توهین، خشونت به خرج میداد هرگز نمیتوانست تنها در مدت کوتاه بیست و سه سال رسالت، بزرگترین تغییر و تحول تاریخی جهان را خلق کند. بلاشک، او رفتار و سیره دیگری داشت. پیامبر تنها زمانی سلاح برداشت که دشمنان مسلح او، به شهر مسلمانان و قبایل همپیمان آنان حمله کردند. پیامبر تنها در برابر دشمنان مسلح خود، مسلح شد و تنها زمانی شمشیر کشید که بر او شمشیر کشیدند. او هرگز جهاد ابتدایی نکرد و هرگز پیش از دشمن خود، فرمان به جهاد نداد.
بهنظر میرسد، جهان اسلام ضمن هوشیاری و اعتراض به توهینها و اهانتهای زنجیرهای کسانی که پیش از دشمنی با مسلمین، دشمنان آزادیاند، باید رفتارهای رحمانی و حکیمانه شخص پیامبر را معیار قرار دهد و چنان عمل نکند که همین دشمنان آزادی، خود را حق و کار خود را صواب پندارند. نباید از مسلمانی، بد دفاع کرد.
منبع: بازتاب














به نظر من هم فرآیند توهین به مقدسات به نوعی سازمان دهی شده و بر اساس اهداف خاصی انجام می شود و هم برخی اعتراضات و خشونتها سازمان دهی شده انجام می شود.
به نظر من زیاد مهم نیست که به پیامبر چی گفتند مهم اینه که ما حرف موفتیهای سنی و اخوندهای شیعه رو گوش نکنیم چون اونها همیشه میخواند مردم رو تحریک کنند و بهشون حکمرانی کنند
آزادی بیان باید قید و شرط داشته باشد وگرنه اگر کسی به دلیل آزادی بیان مجاز باشد که توهین کند و فحش بدهد که آزادی نیست. بی اخلاقی و بی بندو باری است! که البته ما نیز در کشور خودمان آزادی بیان را در خیلی جاها رعایت نکرده ایم . البته به مقدسات کشوری توهین نکرده ایم ولی احساسات ملی سایر کشورها را نادیده گرفته ایم که حتما تصحیح خواهد شد.
ivهرکس در هر مذهبی که هست نباید به خود اجازه بده که به دیگر ادیان ومذهبها توهین کنه وکسی که توهین کرده باید به اشد مجازات برسه
اینکه در دوره پیامبر، حتی یک قطره خون بهخاطر توهین به او بر زمین نریخت چیز مهمی نیست چون پیامبر کار خاصی نکردند ولی امروز ولی امر مسلمین جهان اقای خامنه ای هستند که در مقابل استکبار ایستاده است مقام معظم رهبری است که با دشمنان خداوند درافتاده است و اصولا اگر مقام معظم زهبری نبودند از کجا شما میتوانید حدث بزنید که خداوندقادر به انجام اعمال خود بود حالا از رسول اله چیزی نمی گویم بله مقام معظم رهبری اقای خامنه ای مد ظله العالی هستند که باعث استقرار زمین و اسمانها است او است که خلقت از برای اخلاق لطیف او ساخته شده اگر مقام معظم رهبری جنای اقای خامنه ای نبودند خلقت معنا نداشت دلار معنا نداشت حسین شریعتمداری معنا نداشت کهریزک معنا نداشت و بسیاری امور دیگر معنا نداشتند بله
ولی من شنیدم در جریان فتح مکه پیامبر به صحابه دستور دادند یکی از مشرکین را که فکر میکنم عبدالله بن خطل بوده حتی اگر به خانه کعبه آویخته باشد بکشند.این موضوع را آقای مصباح یزدی در مناظره با جناب حجتی کرمانی هم گفت.
اهانت کار خوبی نیست. اما نه اینکه چون اهانت به محمد است، کار خوبی نباشد.
مشکل شما این است که همه جور اهانتی بهتان میشود، تحقیر میشوید، کشته میشود، مثل حیوان زندگی میکنید، صدایتان در نمی اید، ولی کسی تا اشاره ای به محمد میکند، کولی بازیتان گل میکند. و گرنه آزادی دلیلی بر مجاز بودن اهانت نیست.
این شمایید که مغلطه میکنید. آزادی جواز اهانت را صادر نمیکند. آما آزادی میگوید که تو باید در همه عرصه های نسبت به اهانت اعتراض کنی، نه فقط برا ی محمد!
اینکه کسی به خاطر محمد خونش جوش بیاید، اما وقتی حق رای اش، حقوق شهرزوندی اش، کرامتش و … را پایمال میکنند خفه شود، او یک احمق دهاتی است. او نه لایق آزادی است، نه لایق احترام، نه لایق دموکراسی.
آقای علی! آیت الله مصباح در آن مناظره برای توجیه دینی خشونت های همفکرانشان این قضیه را بیان کردند.باید دنبال منبع دیگری بود!
من که اصلا دوست ندارم به کسی نه توهین کنم و نه توهین بشنوم. قربان حضرت محمد (ص) بشم که نمونه اند در این عالم و هستی. امیدوارم کسانی که در مقابل این توهین ها می ایستند نیت خیر داشته باشند.همینپ1