سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بر سر سفره شهید آوینی؛ و پادگان دوکوهه بر این همه شهادت خواهد داد...

بر سر سفره شهید آوینی؛ و پادگان دوکوهه بر این همه شهادت خواهد داد

چکیده :ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل می یابد. عشق را هم، امید را هم، ذوق را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند ما به چشم دیدیم....


ما یافتیم آنچه را که دیگران نیافتند.

ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم.

ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل می یابد. عشق را هم، امید را هم، ذوق را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند ما به چشم دیدیم.

ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می رسد. ما معنای جهاد اصغر و اکبر را درک کردیم.

آنچه را که عرفای دلسوخته حتی بر سر دار نیافتند، ما در شبهای عملیات آزمودیم. ما فرشتگان را دیدیم که چه سان اوج و نزول دارند. ما عرش را دیدیم. ما زمزمه ی جویبارهای بهشت را شنیدیم. از مائده های بهشتی تناول کردیم و بر سر سفره ی حضرت ابراهیم نشستیم.

ما در رکاب امام حسین جنگیدیم. ما بی وفایی کوفیان را جبران کردیم.

و پادگان دوکوهه بر این همه شهادت خواهد داد…

شهید سید مرتضی آوینی




منبع: چمران نیوز


یک پاسخ به “بر سر سفره شهید آوینی؛ و پادگان دوکوهه بر این همه شهادت خواهد داد”

  1. یادش به خیر گفت:

    من در سال اول متوسطه در دبیرستان قریب با او همکلاس بودم و کنار هم می نشستیم. چشمان او به یاد ماندنی بود. طنزی قوی داشت و همیشه در حال لبخند زدن بود. دست به کاریکتاتور کشیدنش عالی بود و “بید بید” گفتن ها و در کنار کاریکاتور ” بید بید ” نوشتن هایش معروف هم کلاسی ها بود. خانه ما در خیابان شاه آباد بود و خانه آنها در ژاله و چون دبیرستان در آن هنگام در خیابان سعدی جنوبی روبروی سینگر بود، از آنجا تا حوالی ظهیرالاسلام پیاده باهم می رفتیم و از شوخی ها و حرف های بامزه او بسیار می خندیدم. هرگز فکر نمی کردم روزی به جرگه انقلابیون پیوسته و در جبهه شهید شود یا او را به شهادت برسانند(خدای داند). بسیار با استعداد بود و از سال 1337 به بعد دیگر هرگز او را ندیدم و راجع به او نشنیده بودم، تا آنکه بعدها خبر شهادتش را شنیدم. این مطلب را به آن جهت نوشتم که اگر از او همسر و اولادی باقی مانده است، با خواندن این یاددشت، یادی از پدر و همسر خود بکنند و رحمتی برای روانش بفرستند. من از او همواره خاطره خوب و شاد داشتم و دارم روانش شاد.