سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هشدار عبدالله نوری درباره پیامد توهین‌های اخیر: دستاورد چندین دهه تلاش برای مهار تندروی، در معرض تهديد...

هشدار عبدالله نوری درباره پیامد توهین‌های اخیر: دستاورد چندین دهه تلاش برای مهار تندروی، در معرض تهديد

چکیده :دستاوردهای چندین دهه تلاش برای مهار تندروی هم اکنون در معرض تهدید قرار گرفته است. چرا جهان غرب چنین فرصتی را پدید می آورد تا در پوشش آزادی بیان با توهین به مقدسات دیگران، صلح جهانی در معرض تهدید قرار گیرد؟ آیا جریحه دار کردن عواطف بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان حرکتی ضد اخلاقی و ضد انسانی نیست؟...


وزیر کشور دولت محمد خاتمی در دوره اصلاحات؛ در پیامی توهین به ساحت پیامبر اسلام را محکوم و خاطرنشان کرد: دستاوردهای چندین دهه تلاش برای مهار تندروی هم اکنون در معرض تهدید قرار گرفته است.

حجت الاسلام عبدالله نوری اتفاقات رخ داده در روزهای اخیر را ناشی از کینه توزی به پیامبر دانسته و افزوده است: “بروز این قبیل ترفندها و توطئه های کینه توزانه، سابقه ای به درازای رسالت چهره منور و مظلوم نبی مکرم اسلام دارد و آیات متعدد قرآن کریم برآن گواه است.”

این چهره سیاسی با یادآوری اینکه “حل بنیادین مشکل افراط گرایی در جهان اسلام و تقویت اندیشه اعتدال در گرو خشکاندن ریشه های آن است” در ادامه پرسیده است: “چرا جهان غرب چنین فرصتی را پدید می آورد تا در پوشش آزادی بیان با توهین به مقدسات دیگران، صلح جهانی در معرض تهدید قرار گیرد؟”

وی در بخش دیگری از بیانیه خود آورده است: “فرهنگ و تمدن جدید غرب در روزگار کنونی به درستی برشناسایی و احترام به حقوق بشربه عنوان مبنای همزیستی انسان ها تاکید می­کند. با توجه به ممنوعیت شکنجه و آزار انسان ها در هر نوع و به هر شکل در اعلامیه جهانی حقوق بشر، جای این سوال وجود دارد که چرا مدعیان حقوق بشر اجازه می دهند جریان های مشکوک به نام آزادی بیان بدترین اهانت ها را به مقدسات دیگران،به ویژه مسلمانان روا دارند و سنگین ترین شکنجه های روحی را در حق پیروان یک دین جهانی مرتکب شوند و ارزشهای معنوی آنان را به سخره گرفته و فریاد استغاثه و درد و دریغ مسلمانان را به آسمان بلند کنند؟”

متن کامل پیام عبدالله نوری که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته، بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ (سوره مبارکه صف / آیه ۸)

جریانی شیطانی به گمان باطل خود می کوشد تا نور خدا را بی فروغ کند اما پروردگار عالم درخشش و کمال نور خویش را در کتاب آسمانی خود تضمین نموده است.

دشمنان خدا بار دیگر با نیتی آلوده و البته شکست خورده، خصومت تاریخی خویش را با انتشار فیلمی موهن در حق اسلام و پیامبر بزرگ آن به نمایش گذاردند. ماجرای فیلم به پایان نرسیده بود که انتشار کاریکاتور ننگین در نشریه فرانسوی از راه رسید. بروز این قبیل ترفندها و توطئه های کینه توزانه، سابقه ای به درازای رسالت چهره منور و مظلوم نبی مکرم اسلام دارد و آیات متعدد قرآن کریم برآن گواه است.

اینجانب ضمن ابراز اندوه بی پایان از این قداست شکنی ها و با سلام و صلوات به ساحت مقدس رسول گرامی اسلام و تقدیم احترام به پیشگاه عواطف پاک ملت های مسلمان که در این توطئه جریحه دار شده است، نکاتی را یاد آور می شوم:

۱- چشم انداز کوشش برای آشتی و گفتگو بین اسلام و غرب پس از قرن ها جنگ و ستیز در سایه ی انتشار این فیلم و کاریکاتور، مجددا تیره ­شد و دستاوردهای چندین دهه تلاش برای مهار تندروی هم اکنون در معرض تهدید قرار گرفته است. جریانی مشکوک و شیطانی می کوشد هر از چندی با هدف بهم زدن تعادل جامعه جهانی و با ایجاد مانع و کارشکنی در مسیر پیشرفت جوامع اسلامی بسوی پایداری، والاترین ارزشهای اعتقادی آنان را آماج ضربات ضد اخلاقی قرار داده، جامعه جهانی به ویژه جوامع اسلامی را اسیر توطئه های خویش نماید تا آتش ستیز میان جهان اسلام و غرب را همچنان شعله ور نگاه دارد. ملت های مسلمان حق دارند در مقام دفاع از مقدسات خود به تناسب فرهنگ دینی و ملی غالب خویش واکنش مناسبی را علیه این جریان شیطانی بروز دهند، هر چند واکنش خشمگینانه گروه های تندرو و اقدامات غیر اخلاقی نیز توجیه ناشدنی و ناپسند است و شاید این همان هدفی باشد که تهیه کنندگان این فیلم و یا کاریکاتور در پی تحقق آن بوده اند. حال سئوال اینجاست که چرا جهان غرب چنین فرصتی را برای فرد یا گروهی پدید می آورد تا در پوشش آزادی بیان با توهین به مقدسات دیگران زمینه را برای واکنش های خشونت بار فراهم سازد و صلح جهانی را در معرض تهدید قرار دهد. به راستی آیا جریحه دار کردن عواطف بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان حرکتی ضد اخلاقی و ضد انسانی نیست؟ و جهان غرب برای نشان دادن مخالفت خود با این رفتارها تاکنون چه اقدام روشنی انجام داده که پاسخگوی انتظارات مسلمانان بوده و التیام بخش روابط جهان اسلام و غرب باشد؟

۲- فرهنگ و تمدن جدید غرب در روزگار کنونی به درستی برشناسایی و احترام به حقوق بشر به عنوان مبنای همزیستی انسان ها تاکید می­کند. با توجه به ممنوعیت شکنجه و آزار انسان ها در هر نوع و به هر شکل در اعلامیه جهانی حقوق بشر، جای این سوال وجود دارد که چرا مدعیان حقوق بشر اجازه می دهند جریان های مشکوک به نام آزادی بیان بدترین اهانت ها را به مقدسات دیگران، به ویژه مسلمانان روا دارند و سنگین ترین شکنجه های روحی را در حق پیروان یک دین جهانی مرتکب شوند و ارزشهای معنوی آنان را به سخره گرفته و فریاد استغاثه و درد و دریغ مسلمانان را به آسمان بلند کنند؟ آیا ممنوعیت شکنجه تنها در ابعاد فیزیکی آن است و اگر فردی آنچنان حرمت ها و ارزش‌های یک و نیم میلیارد انسان را جریحه دار کند که برخی را به آستانه آرزو و طلب مرگ از خدا برساند، این رفتار، شکنجه، آزار و اذیت دیگران نیست؟

۳- امروز قدرتمندان جهان مدعی هستند که از طریق کنترل رادیکالیسم و مقابله با آشوب های منطقه ای تلاش می کنند ضریب امنیت جهانی را افزایش داده و آتش بر افروخته شده در کانون های پر تشنج را برای گسترش صلح و امنیت جهانی خاموش سازند. آنها با همین ادعا سنگرهای مبارزه خود در برابر تروریسم جهانی و جبهه نبرد با رادیکالیسم را به فراسوی سرزمین های خویش گسترش داده اند و حتی برای حذف فیزیکی و اندیشه ی تروریسم، سالیان متمادی، سخاوتمندانه هزینه می­کنند تا امثال بن لادن را به قتل برسانند، اگر حقیقتا چنین است و صاحبان سلطه به این مسئولیت صادقانه می اندیشند چطور نسبت به پیشگیری زمینه های اعتقادی و روانی آن توجه نمی کنند و اجازه می دهند کانون های تشنج و فتنه انگیز جدیدی متولد شود و نیت های ناپاک با توسل به اقدامات شوم خود زمینه شکل گیری کانون تشنج را در میان یک پنجم جمعیت جهان فراهم سازد؟ اسلام گرایی افراطی همواره در بستری رشد می­کند که اسلام ستیزی برای آن فراهم می­سازد و مبارزه با آن بدون بستن پیش زمینه­ها خیالی بیهوده است. در این وضعیت، کوششی که سالها برای از میان برداشتن بن لادن و همفکران او شده است ناگهان بر باد می­رود و چه بسا زمینه را برای پرورش ده ها بن لادن دیگر فراهم می­آورد. آیا نتیجه این رویکرد، همان بازتولید تروریسم نیست که آنها خود را مدعی مبارزه با آن قلمداد می­کنند؟ حل بنیادین مشکل افراط گرایی در جهان اسلام و تقویت اندیشه اعتدال در گرو خشکاندن ریشه های آن است و در این راستا شناسایی حقوق فرهنگ‌های دیگر و پرهیز از برخورد تبعیض آمیز با آنان نخستین گام است. بی توجهی جهان غرب به این موضوع بی تردید یکی از مهمترین ریشه ها و شاید علت العلل رشد خشونت گرایی در جهان اسلام است هر چند توجیه کننده رفتارهای افراطی نیست اما تقویت این رفتارها را قابل فهم می کند.

۴- خونریزی و گرفتن جان یک انسان بی­گناه از دیدگاه اسلامی بدترین و شدید ترین جرم است. مسلمانان به پیروی از این آموزه الهی هرگز از اینکه خون یک انسان آمریکایی و غیر آن به ناحق ریخته شود لذت نمی­برند و از این منظر تفاوتی میان آمریکایی و میانماری و افغانی و عراقی و مسلمان و مسیحی وجود ندارد و خون هیچ انسانی رنگین تر از دیگری نیست. با وجود این، احساس تبعیض و رفتار دوگانه با مسلمانان موجب کینه و نفرت آنان خواهد شد و زمینه، برای متهم گردیدن دولت های غربی و امریکا و برخورد خشن با آنان فراهم می شود. آیا دولت های اروپایی و آمریکا نباید نتیجه بگیرند که شاید رفتارشان نسبت به اسلام و مسلمین به گونه ای نبوده که اتهام متوجه آنان نشود؟ نکته اینجاست که چنین نتیجه‌ای پس از ۱۱ سپتامبر گرفته شد ولی اراده‌ای متناسب برای اقدام در این مسیر دیده نمی‌شود. غرب برای از بین بردن زمینه های چنین اتهامی ناگزیر به تجدیدنظر در سیاست های خود در قبال اسلام و مسلمانان است. در این راستا باید خود پرچمدار مقابله با این حرکت های ضد اخلاقی شود و با توجه به شرایط کنونی مسلمانان، جدیتش در احترام به ارزش های دیگران را، همانند جدیت نسبت به امنیت و منافع ملی خود نشان دهد و این، نافی آزادی بیان و نقد نیست. اگر می‌توان تحت عنوان امنیت ملی از انتشار بسیاری از گزارش ها و مطالب جلوگیری نمود و یا انتشار دهنده را تحت عناوینی چون اقدام علیه امنیت ملی تحت تعقیب قرار داد و یا انکار فلان حادثه تاریخی را جرم محسوب نمود، به طریق اولی می­توان از اقدامات توهین آمیز به اسلام و ادیان توحیدی و غیر توحیدی جلوگیری کرد. وقتی طراح دانمارکی و یا فرانسوی کارتن های اهانت آمیز نسبت به پیامبر عظیم الشأن اسلام منتشر میکند و کشیش آمریکائی پای خود را روی همه ارزشهای مقدس و مشترک ادیان توحیدی می گذارد و همکیشان خود را به مراسم قرآن سوزی دعوت می نماید و از این فراتر عالی ترین مرجع رسمی روحانی مسیحیان کاتولیک نسبت به اسلام بگونه ای سخن میگوید که موجب رنجش خاطر مسلمانان میگردد و نسبت به این نوع حرکات مشکوک و نفرت آور هم از سوی ایشان موضعی ابراز نمی شود، بدیهی است افراد فرودست آنان گستاخانه و بی محابا به هر اقدام ناجوانمرانه ای دست بزنند.

۵- تکثرگرایی مقتضی احترام یکسان به فرهنگ های گوناگون و آراء و احساسات همگان است. در جهان کنونی نمی­توان همه انسانهای روی کره زمین را وادار کرد یک گونه بیندیشد و یا انتظار داشت که همه مانند انسان لیبرال غربی فکر کنند. از این رو برای گسترش امنیت در جامعه جهانی باید به آراء و نظرات و معتقدات جوامع مختلف تا آنجا که در جهت تحریک احساسات و اهانت به معتقدات دیگران نباشد احترام گذاشت و از آن دفاع کرد. در نظام بین المللی حقوق بشر کنونی نیز آزادی بیان به خودداری از گفتارهای نفرت آور محدود شده است. بنابراین قانون گذاری در این ارتباط، و تدوین و تأسیس ساز و کارهای محدود کننده برای آن ضرورت دارد. البته روشن است که تعریف و تحدید این مباحث کاری بسیار دشوار است ولی برای تأمین حقوق بشر و دفاع از آزادی و همزمان التزام به امنیت جهانی و ایجاد صلحی پایدار، نباید در انجام آن تعلل ورزید. برای تحقق این امر مهم و دشوار درسطح جامعه جهانی، مناسب است سازمان ملل متحد به عنوان مهم ترین نهاد بین المللی جهت حفظ و مراقبت از صلح جهانی تشکیل کمیته­های تخصصی دینی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی را با حضور نخبگان جهان دردستور کار قرار داده و برای برون رفت از این شرایط تصمیمی خردمندانه اتخاذ نماید. تجربه نشان داده است که با روزمرگی و عبور از مخاطره های روزانه مسایل اصلی حل نمی­شود و در هر زمان می­تواند مخاطرات سنگین تری برای جهان داشته باشد.

۶- جریانی در تلاش است در همه ابعاد و با همه ظرفیت، اسلام هراسی را در جوامع گوناگون ترویج نماید و روح الفت و همزیستی ادیان بزرگ الهی را به مرز خشونت و خون بکشاند. مسلمانان نیز نباید در چنین شرایطی در دام طراحان این قضایا قرار گیرند و ناخودآگاهانه در مسیری که خوشایند آنان است گام بردارند. خشم، راه را بر خرد ورزی و عقلانیت می بندد، از این رو فرو بردن خشم و کظم غیظ در اسلام مورد تاکید قرار گرفته است. الگو پذیری از منطق حاکم بر رفتار پیامبر عظیم الشان اسلام و توجه به ابعاد فراگیر اخلاق سیاسی و اجتماعی ایشان است که دشمن را خلع سلاح میکند و راههای جذب و توسعه اسلام را هموار میسازد این، البته به معنای انکار ضرورت واکنش و موضع گیری منطقی در برابر چنین اقدامی نیست. برعکس در دفاع از اسلام و مقدسات آن باید جدیت و اهتمام ورزید، لکن امروز بیش از واکنشهای تند و احساسی، اندیشیدن می تواند برای هر دو سوی ماجرا راهگشا باشد. بی تردید هوشمندی و فراست و تدبیر اندیشمندان و رهبران دینی و سیاسی جهان اسلام راه را بر توطئه های خصومت بار دشمن خواهد بست و جوامع اسلامی را از در افتادن در طاس لغزنده آتش افروزی اسلام ستیزان مصون نگه خواهد داشت. با نگاهی واقع گرایانه به ضرورت اجتناب ناپذیر رفع اشکالات درون دینی در جوامع مسلمان، وظیفه اندیشمندان اسلامی است که ضعف ها و کاستی های ملت های خویش را مرتفع سازند و با نگرشی اصلاح طلبانه و خیرخواهانه افراط گری ها، خشونت طلبی ها و اندیشه های انحرافی و خرافی آنان را به عنوان پیش نیاز و گام نخستین و فراموش ناشدنی مبارزه اصولی افشا و نقد کنند. مبارزه با دشمن خانگی مسلمانان فرصت مطلوبی را در اختیار قرار خواهد داد تا مانور طراحان اسلام ستیز نتواند اسلام، دین رحمت و شفقت را در هیبت طالبانیسم به نمایش گذارد. در غیاب چنین دریافتی و مهجوریت و انزوای گرایش­های اعتدال جویانه و رواج روز افزون برداشت های احساسی خشن و خرافی از دین، نمی­توان به پایان یافتن این ماجرا چندان امید داشت.

در پایان امید است که اصحاب قدرت جهانی و مجامع مربوط با برخوردی همه جانبه از تکرار این گونه رخدادهای نفرت آور و خونبار که در نهایت صلح و امنیت جهانی را در معرض خطر قرار می دهد پیش گیری کنند و احساسات و عواطف جریحه دار شده مسلمانان را تسکین و انتظارات منطقی و معقول آنان را پاسخ دهند.

عبدالله نوری

سی ام شهریورماه ۱۳۹۱

بیستم سپتامبر ۲۰۱۲


4 پاسخ به “هشدار عبدالله نوری درباره پیامد توهین‌های اخیر: دستاورد چندین دهه تلاش برای مهار تندروی، در معرض تهديد”

  1. i گفت:

    آقای نوری بس کنید از این شعار های تهی.

    بی گمان به ابتذال کشیدن باور های دینی کار درستی نیست. اما وقتی حکومت خودتان با وهن دین٬ آبروی از اسلام باقی نمیگذارد٬ انتظار از دیگران داشتن زیاده خواهیست.

  2. محمد از اردکان گفت:

    دروددرود و سلام خدا بر عبدالله نوری
    سخن و کلام شیوا و محکم عبدالله نوری همیشه موجب دلگرمی و انرژی مضاعف برای اصلاحات و جنبش سبز

  3. ناشناس گفت:

    آقای نوری بد نیست شما وقتی جوالدوزی به دیگران میزنید، سوزنی هم به خودمان بزنی. برادر اینکه نمی شود ما هرچه دلمان می خواهد و هربلایی که میخواهیم سر ادیان دیگر و پیروان آنها درآوریم و وقتی به خودمان میرسد عین “اصغر ترقه” بپریم وسط خیابان و فریاد بزنیم که آهای امت وا اسلاما دین از بین رفت، به ما توهین شد. به پیامبر ما توهین شد. من نمیخواهم تمام اهانت هایی که به ادیان دیگر شده اینجا بیاورم اما انصاف بده برادر این رفتاری است که ما با همین سنی ها که در حقیقت مسلمان های اصلی هستند و اکثریت مسلمانان را تشکیل میدهند،پیش گرفته ایم؟ آن پیکرهای غول پیکری که این طالبان مسلمان دوآتشه آنگونه خرد کرده از بین بردند میدانید چه داغ دلی به بودائیان زد؟ ما بعنوان مسلمان در تمام کشورهای جهان برای اسلام تبلیغ می کنیم و مردم را با هر تمهیدی وارد دین اسلام و تشیع می کنیم، اما وقتی آنها در ایران دست به تبلیغ دین خود می زنند پاره ای از آنها را، حتی به اعدام محکوم می کنیم. ما در پاره ای از شهرهای دنیا علاوه بر مسجد، حتی خانقاه وحسینه هم داریم و مراسم عزاداری های مخصوص شیعیان را با استفاده از آزادی فعالیت ادیان در آن کشورها، مو به مو انجام میدهیم. درخیابان ها، دست به سینه زنی و زنجیر زنی هم می زنیم، اما آیا تحمل آنرا داریم که ادیان دیگر در شهرهای ما مراسم خود را انجام دهند؟ مثلا بهایی ها می توانند مراسم که سهل است، درایران وارد دانشگاه شوند، کار دولتی بگیرند. یا همان مسیحیان و یهودیان کاره ای در دستگاههای ما بشوند؟ در حالیکه در بسیاری از کشورها ازجمله آمریکا، انگلیس، فرانسه ما وزیر مسلمان، نماینده و سناتور مسلمان، لرد مسلمان داریم. مگر پیامبر ما دارای نقطه ضعف نبوده است؟ خود ایشان فرموده اند من هم بشری هستم مثل شما تنها فرق من با شما آنست که به من وحی نازل می شود. این حرف یعنی چه؟ یعنی منهم مثل شما انسانم و اشتباه هم می کنم، تصمیم های اشتباه هم می گیرم وگرنه چرا پیامبر هنگام جنگ ها از همراهان و یاران خود کمک میگرفت و با آنها مشورت میکرد که چه نقشه جنگی به کار ببرند؟ اصلا چرا ما حق نداشته باشیم دین خود را، پیامبران خود را، امامان خود را نقد کنیم؟ به بینید همین مسلمانان شیعه که این اندازه نسبت به بزرگان دین خود تعصب دارند، درباره حضرت عیسی و مادر او چه جوک های رکیکی ساخته اند. پس مسیحی ها باید گردن ما مسلمانها را ببرند؟ نه تحمل می کنند. ما هم باید تحمل کنیم. یک آدم بدبخت حقه باز و شارلاتانی درآمریکا یک فیلم بسیار ابتدایی و مسخره ساخته است و اصلا ارزش طرح شدن نداشته است. دوماه بخشی از این فیلم در یوتیوب بوده و جمعا کمتر از پنجاه هزار نفر آنرا نگاه نکرده بودند، اما با این جنجالی که درباره این فیلم راه انداختیم، حالا میلیونها نفر آنرا تماشا کرده اند و تماشا می کنند. همان اشتباهی که در باره کتاب آیه های شیطانی سلمان رشدی کردیم و نویسنده آنرا تبدیل به نویسنده ای سرشناس و میلیارد کردیم. چطور وقتی درباره مسیح و موسی و…. این همه فیلم ساختند و نشان دادند، حتی نشان دادند که موسی پیش از پیامبری یک نفر را هم کشته است، یهودیان یا مسیحیان هیچ عکس العملی نشان ندادند یا هیچ کسی کشته نشد اما تا درباره دین ما کتاب نوشتند، کاریکاتور کشیدند و این فیلم بی ارزش را ساختند آنوقت ما اینگونه دیوانه وار و با تعصب قبیله ای به خیابان ها ریختیم و این بساط را راه انداختیم و اینگونه آبروی اسلام و مسلمانان را خودمان دستی دستی در دنیا خدشه دار کردیم؟
    آقای نوری باور کنید ما خومان اشکال داریم که اینها می توانند با کوچکترین اشاره و تلنگر، ما را کوک کرده و اینگونه به خیابانها بریزند. هم اکنون که این مطلب را می نویسم تنها در پاکستان نوزده نفر مسلمان به سبب این تظاهرات دینی، کشته شده اند ومتاسفانه این قصه سر دراز دارد. واقعا گناه این بدبخت ها چه بوده است که اینگونه کشته شوند؟ همان تعصب خشک و کورکورانه آنها را به کشتن داده است. آیا وظیفه شما و سایر روحانیون نیست که بجای باد زدن این آتش که بله به اسلام توهین شده به پیامبر توهین شده، به جای این حرفها مردم را تشویق کنید که تحمل و صبر و حوصله خود را زیاد کنند و با دیدن یا شنیدن این خبرها اینگونه دیوانه وار به خیابانها نریزند و این ضایعه را به اسلام و مسلمانان وارد نکنند؟
    مگر ما تابع پیامبر و رویه او نیستیم. آیا آن حضرت هم در برابر توهینی که به او می شد، این گونه عکس العمل ها را نشان میداد؟ حتی هنگامی که رهبر معنوی و سیاسی با قدرتی بود؟ خوب هیچ ندانیم و نشنیده باشیم داستان آن زن یهودی و تشت او را که شنیده ایم. آیا عکس العمل حضرت پیامبر در آن زمان یعنی قرن هفتم میلادی مثل عکس العمل ما مسلمانان پیرو او در قرن بیست و یکم بود؟ آقای نوری والله انصاف هم خوب چیزی است. یاد بگیریم وقتی به دیگران جوالدوزی میزنیم، سوزنی هم به خودمان بزنیم و خود را از باد تعصب کورکورانه خلاص کنیم.

  4. شمس از اقلید گفت:

    عبدالله نوری اندیشمند فرهیخته ، بسیار مستدل و منطقی در این پیام به ریشه و علت اختلافات عقیدتی و نظری جهان اسلام و غرب پرداخته
    به زیبایی مشکل امروز جهان اسلام در گسترش بنیادگرایی و حرکت های تند را تبیین کرده
    وبرای حل آن پیشنهاداتی ارائه کرده
    قطعا حل مشکل حرکت های تند و خشن درجهان اسلام و نیز توسط جریان اسلام ستیز
    با هم اندیشی و همفکری همه نخبگان و فرهیختگان جهان اسلام و غرب قابل انجام است
    البته بدور از نگاه تحقیر آمیز طرفین نسبت به یکدیگر