سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پاسخ آیت الله العظمی منتظری به نامه میرحسین موسوی در سه سال قبل...
» بازخوانی دیدگاه فقیه فقید درباره راه سبز امید

پاسخ آیت الله العظمی منتظری به نامه میرحسین موسوی در سه سال قبل

چکیده :راه اصلاحى مذکور که شما در جهت دفاع از حقوق مردم و‏ ‏نجات جمهورى اسلامى از این بحران بزرگ انتخاب کرده اید بس دشوار‏ ‏بوده و در معرض فشارها و تهدیدهاى بسیارى از ناحیه کسانى است که‏ ‏این بحران را ایجاد کرده اند... متأسفانه تصمیم گیرندگان امور‏ ‏بر این حقیقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى‏ ‏تملق گویان – که طبق حدیث پیامبر خدا(ص ) باید خاک بر دهان آنان ریخته‏ ‏شود – دل خوش کرده اند....


کلمه: در میانه ی شهریور ماه ۱۳۸۸ میرحسین موسوی در راستای بیانیه های قبلی و با نیت برون رفت عملی از بحرانی که دیگران آن را نادیده گرفتند و نیز حرکت در راستای جنبش سبز که همانا جنبشی در راستای قانون اساسی وتحقق اصول معلق مانده ی آن بود بیانیه ای صادر کرد و ضمن ارائه راهکارهایی عملی، ساز و کار هایی دلسوزانه برای شکل گیری ایده ی “راه سبز امید” پیشنهاد داد.

به گزارش کلمه، “راه سبز امید” در نظر موسوی در واقع ادامه حرکت تاریخی مردم به سوی تعالی و راهی برای تحقق شعار های انقلاب اسلامی بود و هست. البته در آنزمان هنوز پرده ها از سناریوی تمامیت خواهان نیفتاده بود و نیت آنان برای مخالف خوانی نیروهای انقلاب و بیرون گذاشتن خیل جوانان از دایره ی خودی ها و چسباندن سر آنان به سقف!! بر ملا نشده بود و تصور می شد اقتدار گرایان قاعدتا باید از نگاه داشتن خیل عظیم مردمی در ذیل خیمه نظام با شکل گیری گفتمان بر آمده از انقلاب اسلامی که همان “راه سبز امید” بود خرسند نیز باشند.

اما چنانچه بعدا مشخص شد مخالفان مردم به چیزی جز سر به زیر آوردن و “بله قربان گویی” رضایت نمی دادند و تنها بقا برایشان مهم بود و نه دین. چه اینکه حتی دین را دام کردند و سبز های دیندار را که نماینده ی اکثریت مردم سبز اندیشی بودند که سبز خود را از راه اهل بیت گرفته بودند به زندان افکندند و رسانه های آنان را ستاندند یا محدود کردند و تریبون دولتی را به دست دین ستیزان دادند و به دروغ آنان را نماینده ی جنبش سبز معرفی کردند تا این القا را به مردم نمایند که جنبش سبز همان پوستین وارونه ای است که اقتدارگرایان به مردم معرفی می کنند و دین را باید فقط در نزد آنان جست.

در چنین شرایطی، در آن زمان موسوی در نامه ای که به عموم مراجع عظام تقلید نوشت، از نیت خود برای نوشتن این بیانیه گفت و تعدادی از مراجع عظام تقلید نیز به این نامه پاسخ دادند. از جمله آیت الله منتظری که نظراتی صریح و خواندنی را درباره نامه مهندس موسوی، قلمی کرد.

کلمه به بهانه نودمین سالروز تولد آیت الله العظمی منتظری، نامه ی موسوی به مراجع تقلید و پاسخ آیت الله منتظری را مجددا منتشر می کند و سبزاندیشان و علاقه مندان را به مطالعه آن فرا می خواند:

نامه میرحسین موسوی به مراجع عظام تقلید

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت ایت الله العظمی…

با سلام. پیرو حوادث چند ماهه اخیر بیانیه ضمیمه از سوى اینجانب صادر‏ ‏شده است. احساس نیازى که همواره براى همفکرى و همکارى با مرجعیت‏ ‏گرانقدر و روحانیت متعهد وجود دارد مرا تشویق کرد تا نسخه اى از آن را‏ ‏جهت اخذ راهنمایى تقدیم کنم.

‏ ‏اولین هدف در این بیانیه آن است که اگر خشم و نارضایتى در مردم به‏ ‏وجود آمده است آنان تصور نکنند که این احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضمیرشان متوجه دین است . این رسالتى است که به نظر مى‎رسد بر عهده ‏ ‏تمامى کسانى که اسلام بر آنان حق حیات دارد و در رأس آنان روحانیت‏ ‏اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، على الخصوص جوانان‏ ‏که اینک اکثریت جامعه ما را نیز شکل مى‎دهند میان برداشت هاى‏ ‏نادرست ، گزینشى و سطحى از دین و حقیقت آن اشتباه کنند و بر اثر‏ ‏هیجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگیرند.

‏ ‏رسانه هاى دولتى اصرار دارند که ما را مسبب و محرک حوادث این چند‏ ‏ماهه معرفى کنند، حال آن که رفتارهاى مسئولان کشور نه فقط در‏ ‏انتخابات ، بلکه از سال ها پیش هیمه هایى را انباشته بود که با خطاهاى این‏ ‏ایام شعله ور شد و با باد نخوتى که بر آن دمیدند ابعاد این آتش روز به روز‏ ‏توسعه پیدا کرد. اینجانب قطعا حق را به مردمى مى‎دهم که با برخوردهاى‏ ‏غیراسلامى ، غیرقانونى و غیرمنصفانه حقوقشان پایمال شده است ; و با‏ ‏استناد به مدارک غیرقابل انکار بدون تردید اعتقاد دارم که در انتخابات‏ ‏تقلب هاى سازمان یافته و وسیع رخ داده است . در عین حال اگر در موجى‏ ‏که از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل کشور و اصل‏ ‏نظام نمى کردم ، برایم سخت نبود که بیست سال دیگر سکوت کنم .

‏اما این گونه نبود و نیست که مردم با سکوت یا سازش یک نفر دست از‏ ‏حرکت خود بردارند، بلکه پس از مدت کوتاهى بلاتکلیفى به زودى این‏ ‏حرکت از نو و با شکلى کور و در حالى که به هیچ یک از دلبستگان به نظام‏ ‏اعتماد نداشت آغاز مى‎شد، و چه بسا دیگرانى که براى این کشور و ملت‏ ‏خواب هاى ناگوار دیده اند در هدایت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع‏ ‏مى‎کردند.

هدف دیگر از این بیانیه و نیز بیانیه ها و حرکات قبلى این است که‏ ‏تکاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشکنى هاى‏ ‏خطرناک نیفتد. این خطرى است که اگر محقق شود به راحتى مى‎تواند از‏ ‏ایران افغانستان و عراقى دیگر بسازد. ما نمى توانیم براى خوش آمد کسانى‏ ‏که نمى توانند این خطر را ببینند وظیفه خود را در پیشگیرى از آن فراموش‏ ‏کنیم ، کما این که نمى توانیم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به‏ ‏حق مردم و بازگو کردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش‏ ‏داشته باشیم.

‏مرحوم ملا محسن فیض کاشانى در رساله الفت نامه غایت اکثر تکالیف‏ ‏شرعیه را حصول محبت و الفت اجتماعى ذکر مى‎کند. نتیجه اى که از این‏ ‏محبت و الفت ناشى خواهد شد همان چیزى است که در علوم جدید از آن با‏ ‏عنوان شبکه هاى اجتماعى نام مى‎برند، به عنوان راهى براى مهار حکومت‏ ‏و بازداشتن آن از تکرار خطاهایش ، و به مثابه روشى که به سرزندگى‏ ‏اجتماعى بینجامد و بسترى که توان ها و عواطف به هیجان آمده را در بستر‏ ‏خود جاى دهد و از سرریزهاى تخریب کننده آن جلوگیرى کند، تقویت‏ ‏شبکه هاى اجتماعى در این بیانیه توصیه شده است . این پیشنهاد‏ ‏مى‎توانست بنا بر آن چیزى که فیض مى‎فرماید رونویسى از نسخه اسلام‏ ‏تلقى شود، اگر چه کسانى که در بى انصافى مبالغه مى‎کنند آن را رونویسى از‏ ‏نسخه سیا خوانده اند.

‏و سرانجام در این بیانیه راهکارهایى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه‏ ‏شده است که امیدوارم مورد اعتنا قرار گیرند.

‏‏۱۳۸۸/۶/۲۱‏‏

‏‏با احترام – میرحسین موسوى ‏

پاسخ آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری

‏بسم الله الرحمن الرحیم ‏

جناب آقاى مهندس میرحسین موسوى دامت توفیقاته

‏پس از سلام و تحیت ; نامه مورخ ‏۱۳۸۸/۶/۲۱‏ جنابعالى همراه با ضمیمه ‏ ‏آن واصل و ملاحظه گردید. شخصیت جنابعالى و تعهدتان نسبت به‏ ‏ارزشهاى دینى و اخلاقى و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در‏ ‏دوران جنگ تحمیلى و حمایت هاى مکرر مرحوم امام خمینى (ره ) از شما براى‏ ‏همگان روشن است . در جریان انتخابات ریاست جمهورى اخیر و وقایع و‏ ‏فجایع بعد از آن که شما مورد توجه اقشار وسیعى از مردم و نخبگان قرار‏ ‏گرفتید، در حقیقت از آزمایش و ابتلاء بزرگى در پیشگاه خداوند متعال و‏ ‏در مقابل مردم آگاه ، سربلند بیرون آمدید; و تاکنون در حد امکان و توان‏ ‏خویش از حقوق تضییع شده مردمى که با شرکت در انتخابات ریاست‏ ‏جمهورى افتخار بزرگى را براى کشور آفریدند دفاع نمودید، که جاى بسى‏ ‏تقدیر و تشکر دارد.

‏امور پیشنهادى ضمیمه نامه جنابعالى که در حقیقت تقویت و فعال نمودن‏ ‏شبکه هاى اجتماعى و نهادهاى مردمى است ، امورى معقول و سنجیده و‏ ‏مطابق مقتضاى حال و شرایط کشور، و نیز مطابق دستور قرآن است که‏ ‏مى‎فرماید: (یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا…)، (سوره ‏ ‏آل عمران ، آیه ۲۰۰); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظرى مورد بررسى قرار‏ ‏گیرد و آنها را عملى سازند و جو پلیسى و بگیر و ببند کنونى خاتمه یابد،‏ ‏مى‎تواند راه مفید و موثرى براى برون رفت از بحران کنونى – که در اثر‏ ‏قدرت طلبى و خودخواهى و غرور و ندانم کارى ها دامنگیر جمهورى‏ ‏اسلامى شده است – باشد و سنگ بناى تحولى مثبت در جهت اصلاح نظام‏ ‏و حفظ آن از خطر فروپاشى و انشقاق و پراکندگى صفوف ملت‏ ‏گردد.

‏‏البته توجه دارید راه اصلاحى مذکور که شما در جهت دفاع از حقوق مردم و‏ ‏نجات جمهورى اسلامى از این بحران بزرگ انتخاب کرده اید بس دشوار‏ ‏بوده و در معرض فشارها و تهدیدهاى بسیارى از ناحیه کسانى است که‏ ‏این بحران را ایجاد کرده اند. مطمئن باشید که با اتحاد و صبر و استقامت ،‏ ‏خداوند بنا بر وعده خود، راههاى هدایت براى پیروزى را به مردم عزیز‏ ‏عنایت مى‎فرماید. (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع‏ ‏المحسنین )، (سوره عنکبوت ، آیه ۶۹); و از طرفى استقامت در این راه الهى ،‏ ‏انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ایمنى و نداشتن ترس و‏ ‏اندوه مى‎سازد. (ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم‏ ‏الملائکة ان لاتخافوا و لاتحزنوا…)، (سوره فصلت ، آیه ۳۰).

‏‏متأسفانه بعد از انتخابات، عده اى از نخبگان و فعالان سیاسى و مطبوعاتى‏ ‏بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون براى اعتراف گیرى هاى‏ ‏غیر حقیقى و دروغین مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضى آنان از‏ ‏رسانه هاى عمومى پخش گردید، و این مسلم و بدیهى است که اقرار‏ ‏شخص بر علیه شخص دیگرى در چنین شرایطى معتبر و مسموع نیست ;‏ ‏بلکه آنچه بیشتر مورد تأکید روایات مستفیضه مى‎باشد این است که حتى‏ ‏اقرار شخص بر علیه خودش در زیر هر گونه فشار و شکنجه اعم از تهدید،‏ ‏تجرید، حبس ، ترس و مانند آن اعتبارى نداشته و مسموع نمى باشد. (وسایل الشیعة ، جلد ۱۸، صفحه ۴۹۷ و ۴۹۸; و دراسات فى ولایة الفقیه ، جلد دوم، صفحه ‏ ‏۳۷۸).

‏‏و اجتهاد در مقابل نص این روایات ، صحیح نیست؛ و نظردادن در مقابل‏ ‏آنها بدعتى واضح است ، و اصل “اقرار العقلاء على انفسهم جایز” فقط در‏ ‏شرایط عادى و بدون اعمال زور و فشار نافذ است.

‏‏علاوه بر این ، در اصل سى و هشتم قانون اساسى آمده است: “هر گونه‏ ‏شکنجه براى گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به‏ ‏شهادت ، اقرار و یا سوگند مجاز نیست؛ و چنین شهادت و اقرار و سوگندى‏ ‏فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات‏ ‏مى‎شود.” طبق عموم و اطلاق این اصل، هر گونه شکنجه اى براى‏ ‏اعتراف گیرى و کسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته‏ ‏شده از این طریق نیز ارزش و اعتبارى ندارد.

‏روشن است که حبس در سلول انفرادى بویژه در دراز مدت که متهم را‏ ‏زیر فشار وادار به اعتراف مى‎کند از مصادیق بارز شکنجه است ; و با‏ ‏اعمال فشار و شکنجه ، مخصوصا به شکل وحشتناکى که در دوره اخیر انجام‏ ‏شده و شرایط غیرعادى که در پى آن وجود دارد، اعترافات متهم حتى بر‏ ‏علیه خودش نیز معتبر و مسموع نیست ; حتى اگر متهم بارها در آن شرایط و‏ ‏از طریق مصاحبه و میزگرد اعتراف و اعلام کند که خطا کرده و مرتکب‏ ‏اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مکرر با وجود آن شرایط در بى اعتبار‏ ‏بودن ، حکم همان اعتراف اولیه را دارد.

‏همچنین در اصل سى و نهم قانون اساسى آمده است : “هتک حرمت و حیثیت‏ ‏کسى که به حکم قانون دستگیر، بازداشت ، زندانى یا تبعید شده به هر‏ ‏صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.”

‏‏حال چگونه شده است که افراد سرشناسى که سالها براى این نظام خدمت‏ ‏کرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض دید میلیونها نفر‏ ‏مورد هتک حرمت و حیثیت قرار گرفته اند ولى هیچ کس در قبال این مسأله‏ ‏نه تنها مجازات نمى شود بلکه مورد تأیید و تشویق قرار گرفته و اعترافات‏ ‏نیز معتبر شمرده مى‎شود؟!

‏‏آنچه در این خصوص مشکل را بیشتر کرده و اعترافات را بى اعتبارتر‏ ‏مى‎کند این است که در سیستم قضایى کنونى کشور، مدعى و طرف دعوا‏ ‏در مقابل متهمان سیاسى که جریان فکرى مقابل حاکمیت هستند، خود‏ ‏اعتراف گیران و محاکم قضایى وابسته به حاکمیت است ; و نزد هیچ عقل‏ ‏سلیمى در هیچ کجاى جهان ، این گونه اعترافات و نیز حکم و داورى ‏ ‏متعاقب آن ، کمترین ارزش حقوقى و قضایى را ندارد; چون در چنین‏ ‏محکمه اى مدعى و قاضى یکى است و فلسفه وجود هیأت منصفه که در اصل‏ ‏۱۶۸ قانون اساسى آمده است همین است ، که متأسفانه به این اصل هم مانند‏ ‏بسیارى از اصول قانون اساسى بى توجهى شده و به آن عمل نمى شود.

‏‏اقدامات اخیر حاکمیت و دادگاههاى نمایشى آن علاوه بر این که خلاف شرع‏ ‏و خلاف مصالح کشور و اسلامیت و جمهوریت نظام و از بدعت هاى بارز‏ ‏مى‎باشد، برخلاف مصلحت دنیوى خود حاکمان که مى‎خواهند حکومت و‏ ‏ریاست کنند نیز مى‎باشد. حاکمیت اگر به جاى سرکوب مردم و ایجاد‏ ‏فجایع اخیر، عقل و شعور سیاسى را حکم قرار داده و به تذکرات بعضى از‏ ‏بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و یک هیأت بیطرف و‏ ‏مرضى الطرفین را براى رسیدگى به شبهات انتخاباتى تعیین نموده بود، هرگز‏ ‏گرفتار بحران عدم مشروعیت کنونى نمى شد. حکومتى که در آن اقشار‏ ‏وسیعى از مردم و نخبگان ، ناراضى و در فشار باشند قابل دوام نیست . اگر‏ ‏حکومت کردن با این شیوه و روش و با ایجاد رعب و خفقان و استبداد و‏ ‏سرکوب و پر کردن زندانها از نخبگان و آزادى خواهان و گروههاى سیاسى‏ ‏مختلف ممکن بود، رژیم شاه توانسته بود حکومت خود را حفظ کند و هنوز‏ ‏پابرجا بود.

‏‏نظامى که تحت لواى اسلام بوده و افتخار شیعه بودن را دارد با انجام چنین‏ ‏اعمالى نه تنها در سطح جهان ، بلکه در کشور و در میان توده ها و جوانان ‏ ‏خودمان نیز موجب بدبینى نسبت به اسلام و دین گشته ، و عجز اسلام از‏ ‏تحقق عدالت در جامعه را اعلام مى‎کند; و متأسفانه تصمیم گیرندگان امور‏ ‏بر این حقیقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى‏ ‏تملق گویان – که طبق حدیث پیامبر خدا(ص ) باید خاک بر دهان آنان ریخته‏ ‏شود – دل خوش کرده اند.

‏سلامتى و توفیق جنابعالى را در پیمودن این راه خطیر از خداوند بزرگ‏ ‏مسألت دارم .

‏والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .

‏۳۱ شهریور ماه ۱۳۸۸ – ۲ شوال ۱۴۳۰‏

‏قم المقدسة – حسینعلى منتظرى


29 پاسخ به “پاسخ آیت الله العظمی منتظری به نامه میرحسین موسوی در سه سال قبل”

  1. حسین جعفری گفت:

    روحش شاد. زمانه را معیاری دیگر برای ارزیابی افراد است. بسیاری آمدند و رفتند، اما گربه نره عزیز ما از جنسی دیگر بود. حال می فهمم که چقدر این مرد شریف و انسان را دوست داشتم و دارم و چقدر در این روزها که آستانه پیروزی ایست جایش خالی است. مردی که مردانه ایستاد حتی در برابر آیت الله خمینی و اشتباهات او را با کمال شجاعت بیان کرد. هیچ کس را به شجاعت این مرد ندیده ام. روحت شاد ای مرد.

  2. صدای مردم ایران گفت:

    منتظری مرد بزرگی است که ادمهای کوچک و قدرت طلب تحمل او را نداشتند . درود بر منتظری که خار چشم دشمنانش بود و سلام بر میر حسین .

  3. محمد گفت:

    1) بر فقیه عالیقدر این مردبزرگ اسوه ی دیانت اخلاق و سیاست ! درود میفرستم. در دنیا مقامش عالی بود در اخرت خداوند مقامش را متعالی گرداند خدایش رحمت کند و بهشت برین نصیبش گرداند امین یا رب العالمین ۲) این سخنان ناب چقدر تازه است! گویا اکنون صادر شده است! اینگونه فرامین برای همیشه ماندگار و نصب العین ازادگان همیشه دوران است ! سخنانی پاک از یک انسان پاک و روشن ضمیر! چون از دل براید بر دل نشیند! و سخنانی عالمانه و دقیق از یک روح فقیه و جان عمیق! ۳) به این بزرگ دوران جفاها رفت! و قدرش دانسته نشد! اما سر انجام با نیک بختی در حالی که سخت به او نیاز داشتیم! بدرود گفت و برفت تا جان پر از دردش ارام بگیرد! و دست مریزاد ازدگان را ! که با تمام محدودیتها این ازاده ی بزرگ را بدرقه کردند! ۴) زاد روز این مرد بزرگ را به خانواده و شاگردان ان فقید و همه ازادگان و سروران تبریک میگویم! ۵) به میر کبیر که باید بیش از گذشته به یادش باشیم نیز تبریک میگویم! بر درستی راه میر همین بس که این بزرگ مرد و ایت عظما او را تحسین و تشویق نموده اند! اندکی صبر سحر نزدیک است!

  4. صدای مردم ایران گفت:

    دیکتاتور بسیار بر ایت الله منتظری ظلم و ازار رساند اما این مرد بزرگ تا اخر عمرش در راه خدا و بفکر مردم ونجات مردم از ظلم و ستم و بیعدالتی بود و مبارزه کرد دیکتاتور از ایت الله منتظری و حشت داشت و برای همین ایشان را در حصر و زندان کرد که مردم را از او دور کند ولی موفق نشد و در روز وداع و تشیع ایشان هزاران نفر از سراسر کشور امدند و دیکتاتور باز هم از انبوه جمعیت عزادار به وحشت افتاد . درود بر منتظری

  5. ناظر گفت:

    ملا محس فیض کاشانی هم با جرج سوروس صهیونیست چند بار ملاقات کرده بود ، سندش هم نزد شریعتمداری نماینده ولی فقیه در کیهان موجود است .

  6. نامجو گفت:

    از اين نوشته مرحوم منتظري بر نميايد كه ايشان فرد ساده لوحى بوده بأشد
    هر چه هست پختگى و بينش عميق سياسى و اجتماعى است. مانده ام
    اولين كسى كه از عزل مرحوم منتظرى از مقام قائم مقامى سود برد
    چه كسي بود و او چه نقشى در اين عزل داشت و الان چه جايگاهى دارد و چرا
    خودش قائم مقام ندارد و به قول سردار علائى چرا مردم تن دادند به اين وضعيت
    اگر كارى از دست شان بر نميامد. حالا نگرانى قيمت گوشت مرغ كه نه دير پزاست
    و نه سوخت وسوز دارد هم مزيد بر علت شده است. انصاف هم خوب چيزى بود.
    بارى جاى تاسف است كه اين آخرين سالي است كه سازمان ملل از هاله نور
    احمدى نزاد بهره خواهد برد بلكه كل بشريت هم از مديريت عالى ايشان و
    ً نزديكان ً محروم خواهند شد تا كور شود( توسط خس و خاشاك) هر كه نتواند
    ديد يا در او غش و حب جاه باشد. الغرض شايد درست هم همان بود كه احاديث متواتر و صحيح گسترش
    فساد و نهادينه شدن انرا كش نداد كما اينكه ابن خلدون هم در كتاب نفيس امانات فى البيت المال شرط
    اول عدالت در حيف و ميل را نيت خير و رعايت
    حقوق مردم و تمكين در مقابل خدمات متقابل باندها دانسته است. به هر حال پرونده
    بالاى پرونده بسيار است و سر اين رشته دراز. اين البته كه ربطى به زمين خوارى جواد لاريجانى
    ندارد (چون برادرشان فرموده اند يك انگ سياسى است) و ربطى به آقاى رحيمى
    و خيابان فاطمى و بروجرد و شركت خودرو سازى و هجده ميليارد دلار اقتصاد قاچاق و
    زيرزمينى ندارد. با كمى بصيرت از همين موارد كوچك و ناقابل هم معلوم است چرا در شرايط بدر و خيبريم و آنهائى
    كه شكمشان گرسنه است و با تحير تمام به خيرگى و تيره روزى خواص بي بصيرت نگاه ميكنند
    شعب ابى طالب را به غلط آدرس ميدهند. ولي به دلم برات شده است كه اين تو بميرى
    مثل اون تو بميري ها نيست. احمدى نزاد كار خودش را كرد بى خود نيست كه اسرائيليها
    ميگويند اعجوبه هزاره سوم است.

     

  7. ناشناس گفت:

    امروز اما منتظری در میان ما نیست و موسوی نیز پیامش و کلامش به ما نمیرسد. چه باید کرد؟ باید دست روی دست گذاشت؟ به نظر من گروه های سیاسی باید با تشکیل شورای ملی به عنوان یک بدیل قدرتمند راه سوء استفاده قدرتهای خارجی و استبداد داخلی را سد کنند. برازنده دایره اطراف موسوی است که خود پیش قدم شوند و از خود ابتکار عمل نشان دهند. خطر جنگ و تجزیه کشور جدی است. تحریمها کیان مملکت را تهدید می کند و چه بسا اگر بدیل قدرتمندی چون شورای ملی وجود می داشت با رایزنی هایشان می توانستند تحریمها را هدفمند کرده و باعث حداقل فشار بر مردم شوند اما اکنون برعکس است. تحریمها فقط مردم را نشانه گرفته است. هر روز و هر ساعت که می گذرد برای تشکیل شورای ملی دیرتر می شود و بسا ممکن است موقعی تشکیل شود که مورد اقبال مردم قرار نگیرد چراکه حکم نوشدارو پس از مرگ را خواهد داشت.

  8. محق گفت:

    رحمت واسعه خداوند شکور بر روان ان بزرگمرد صبور باد.

  9. امید سبز گفت:

    یادش گرامی و روحش شاد
    آیت الله منتظری مرد پاک و شریفی که در هیچ شرایطی از عوامل قدرت و فرعون متکبر زمانه نترسید و همواره محکم و استوار حرف حق را زد و از مظلومین دفاع کرد …
    تنها مرجعی که به واقع لیاقت مرجعیت و لباس روحانیت را داشت…
    بزرگمردی که فرعون متکبر تحمل اورا نداشت و سالها او را حصر کرد…
    لعنت به تمامی فرعونیان زمان
    درود و سلام بر مرجع عالیقدر و شریف آیت الله منتظری …
    جایش سبز تا همیشه تاریخ

  10. سبز راست قامت گفت:

    آقای آیت الله منتظری با خامنه ای اصلا قابل مقایسه نیست ولی چه کنم که برای رساندن مقصودم مجبورم نام این دو را با هم ببرم.
    آیات الله منتظری با انتخاب مجلس خبرگان ولی فقیه و ثمره عمر امام خمینی برگزیده شد ولی ایشان بخاطر کشتار زندانیان در دهه 60 اعتراض و از مقام خود استعفا دادند . ولی آقای خامنه ای با هزار بند سیاسی ولی فقیه شدند و بخاطر حفظ سمت خود دستور کشتار مردم بیگناه را دادند. /میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است

  11. ناشناس گفت:

    ruzegar chon uo nakhahad did darigha!

  12. میرهادی موسوی گفت:

    اقایان و خانمهایی که خودتان را پیرو خط امام می دانید و بقیه را ضد انقلاب:
    اگر وقت کردید رنجنامه حاج احمد اقای خمینی را به اقای منتظری بخوانید و جواب متقابل ان را نیز
    حالا برین با این کارها خوش باشید

  13. ناشناس گفت:

    تو که خواندی برو علت مرگ احمد خمینی را بخوان که در وصیتش به سید حسن جفا هایی را که در حق آیت الله منتظری کرد اشاره کرده و همچنین سید حسن بعد از مرگ پدر گفت پدر من گنجی در سینه داشت

  14. احمد منتظری گفت:

    در جواب آقای میرهادی عرض میکنم؛ نسخه اصلی رنجنامه را پس از چند روز از آیت الله منتظری گرفتم بخوانم دیدم حدود 20 جای آن را علامت گذاری کرده،پرسیدم این علامتها چیست فرمودند: “اینها دروغهای بیّن است که به من نسبت داده است علامت گذاشته ام تا به موقع جواب دهم”. که به لطف خدا بسیاری از آنها را در خاطرات و دیگر آثار جواب دادند.

  15. ناشناس گفت:

    منتظری کبیر بود او با وجود اینکه حصر بود و میر حسین سکوت کرده بود وقتی دید میر حسین از حق مرم دفاع میکند نشان داد مسلمان است و کینه ندارد و جواب ایشان را داد و پشت میر حسین را خالی نکرد جای منتظری و منتظری ها خالی که الان در بین مراجع کسی به اسلام باوری ایشان کمتر دیده میشود درود بر روح بزرگ ایشان و فرزندان کبیر ایشان که از ذریه این عالم هستند که از اسلام استفاده برای دنیا نکرد از همه چیز کذشت اما از دین خود از شرافت خود نگذشت

  16. ناشناس گفت:

    روحش شاد و یادش گرامی باد.درود بر میری که همیشه مظلوم هست

  17. ناشناس گفت:

    باز دوباره میر هادی افاضات فرمودند یا خوندی توانایی درکش نداشتی که باز داری دریوری می بافی یا خوندی فهمیدی و اونجا هایی روکه به نفعت بوده فهمیدی اونجاها که به ضررت بوده نفهمیدی

  18. میرهادی موسوی گفت:

    به خاطر مهدی هاشمی فامیل خودش در مقابل امام وانقلاب ایستاد
    ما که بچه نیستیم همه چیز را می دانیم
    حاج احمد هم نوشت شما بی درایتید و انقلاب را به بیراه می برید

  19. ناشناس گفت:

    با درود به آیت الله منتظری، ایکاش این افراد صدیق و درستکار مذهبی کمی فراتر از دیدگاه دینی خود فکر میکردند و از خود میپرسیدند که آیا دولت و دین اساسا با هم سازگارند؟ آیا آن مردان و زنان شریف میبایست نیروی خود را در حفظ نظام هدر دهند؟ آیا چنین نظام هایی اصولا قابل حفظ اند؟ تاریخ میگوید: نه! تا نظر آقایان چه باشد!

  20. بهروز روزبه گفت:

    دوستان وقتتان را با اراجیف این آقاهادی هدر ندهید . این بنده خدا بابت هر کامنت از حاکمیت ، پول تو جیبی می گیرد. یکی از مصیبت های جنبش سبز پس از سرنگونی طاغوت این خواهد بود که این زالوصفتان را به هر طریقی کنترل کند تا به دلیل عادت به مفتخواری به ناموس مردم حمله ور نگردند. بیاییم برای حل این معضل نیز راه حلی جستجو کنیم.

  21. ناشناس گفت:

    درود بر منتظری انسان شریف و بزرگ

  22. عابر گفت:

    دوست عزیزی که می گه این متن مال یک آدم ساده لوح نیست یه کم دقت کنه می فهمه که این نوشته ها با سبک و سیاق آیت الله همخوانی نداره. این ادبیات در هیچ یک از نامه های او نبوده و نیست
    نتیجه این که در ماههای پایان عمرش دیگران به جای او نامه می نوشتند و به نام او صادر می کردند…
    لطفا در برخورد با ین موضوعات کمی دقت کنید.

  23. احمد منتظری گفت:

    تکمیل کامنت آقای میرهادی: به خاطر مهدی هاشمی و به خاطر زندانیان دهه 60 و به خاطر اعدامهای تابستان 67 و به خاطر زندانیان عقیدتی و به خاطر دفاع از حقوق مخالفین و به خاطر دفاع از حقوق بشر و کرامت انسان.

  24. مادرسبز گفت:

    در جواب میر هادی تنها باید به ایت الله منتظری درود فرستاد درود بر این مرد یزرگ

  25. ناشناس گفت:

    جناب میر بادی معلومه که اصلا مرحوم ایت الله منتظری رو نمیشناسید وگرنه الان از دریوری هایی که داری دربارش میگی توبه میکردی اون مردم رو بر حاکمیت ترجیح داد وبه خاطر تند روی های حکومت که طالبان را هم روسفید کرد در برابر مردم درسالهای دهه ی 60اینگونه به حصر افتاد او بسیار شجاع بود که مقام دنیا را که امثال شما حاضرند برایش همه کار بکنند حتی گاهی نعوذ بالله حاضرند دین را هم برای رسیدن به ان مغلطه کنند رها کردو خود را حامی مردم قرار داد اخرت درخشان را برمقام دنیایی ترجیح داد واینگونه شد که در قلوب مردم جای گرفت روحش شاد ویادش گرامی باد

  26. علی گفت:

    در پاسخ به اقای میرهادی :جناب میرهادی انتشار مطالبی نظیر رنجنامه بقلم احمد خمینی و نیز نامه های منسوب به آیت الله خمینی ( و در اصل به خط احمد خمینی)علیه مرحوم منتظری ،از اشتباهات بزرگ احمدخمینی بود که بازیچه باند استبدادی حاکمان شد و پس از فوت پدرش به عمق فریبی که خورده بود پی برد .اصولا 2 سال آخر حیات آیت الله خمینی بدلیل اوجگیری بیماری پدرش، میدانی برای تاخت و تازهای این باند در حذف مخافان و منتقدان بود .در اسناد منتشرشده بازجوئی سعید امامی به نقش باند استبداد در حذف احمدخمینی توسط سعیدامامی ، علت حذف احمدخمینی را نارضایتی وی از خامنه ای اعلام کرده که حتی در مجالس به خامنه ای دشنام میدهد .احمدخمینی متاسفانه خوشباور بود و وقتی به عمق فجایع مشارکتش در تثبیت استبداد پی برد ، گرفتار عذاب وجدان شد و بالاخره مشمول قتلهای زنجیره ای صاحبان قدرت شد

  27. میرهادی موسوی گفت:

    علت اینکه سبزها شکست های پی در پی می خورند این هست که صداقت ندارند یک بار بگویند خط ما چیست
    هر از چند گاه وقتی می بینم مطالب کلمه با کلمات دشمن یکی هست خوشحال می شوم

  28. میرهادی موسوی گفت:

    اقای علی شما و سعید امامی چکاره اید که حاج احمد را اشتباه کننده می دانید؟

  29. محمود گفت:

    واقعا پیران فرزانه کلامشان گوهر است و در خشت خام نیز می بینند.