سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیا جامعه سیاسی امروز ما ناخوش است؟...

آیا جامعه سیاسی امروز ما ناخوش است؟

چکیده :زماني كه ما با ملل عالم مراوده و معاشرت نداشتيم، و در يك گوشه دنيا با عادات و رسوم سه هزار ساله زندگي مي‌كرديم، و با اسباب و آلات عهد عتيق يك نوع معاش تلخ كه در مذاق ما خيلي شيرين مي‌آمد داشته، از شدت بي‌خبري از اوضاع روزگار، خويشتن را ارشد اولاد آدم مي‌خوانديم، اهل كره زمين را ريزه‌خوار خوان كرم و انعام خود مي‌شمرديم، اگر با آن حال غرور و نخوت از ما سوال مي‌كردند: ايران آيا ناخوش است؟ بي‌شبهه در جواب برآشفته متغيرانه جواب مي‌داديم: خير! معاذالله. ايران بهشت جهان است و رشك جنان! ايران مركز بزرگان است و مجمع دانايان و چشم و چراغ عالم است و اهلش زبده بني‌آدم؛ مزاجش در غايت صحت است و نهايت سلامت!...


محمدرضا تاجیک

۱ . ايران آيا ناخوش است؟ اين پرسش مهم، حدود يك قرن پيش توسط حبل‌المتين در قالب گزاره‌هاي زير طرح مي‌شود: زماني كه ما با ملل عالم مراوده و معاشرت نداشتيم، و در يك گوشه دنيا با عادات و رسوم سه هزار ساله زندگي مي‌كرديم، و با اسباب و آلات عهد عتيق يك نوع معاش تلخ كه در مذاق ما خيلي شيرين مي‌آمد داشته، از شدت بي‌خبري از اوضاع روزگار، خويشتن را ارشد اولاد آدم مي‌خوانديم، اهل كره زمين را ريزه‌خوار خوان كرم و انعام خود مي‌شمرديم، اگر با آن حال غرور و نخوت از ما سوال مي‌كردند: ايران آيا ناخوش است؟ بي‌شبهه در جواب برآشفته متغيرانه جواب مي‌داديم: خير! معاذالله. ايران بهشت جهان است و رشك جنان! ايران مركز بزرگان است و مجمع دانايان و چشم و چراغ عالم است و اهلش زبده بني‌آدم؛ مزاجش در غايت صحت است و نهايت سلامت!

بگذاريد اين پرسش و پاسخ معطوف با جامعه ايراني را يك‌بار ديگر در قلمرو جامعه سياسي (حوزه سياست) ايران امروز جاري كنيم، و بپرسيم: آيا جامعه سياسي ايران امروز ناخوش است؟ آيا جامعه سياسي امروز ما به نوعي بيماري‌ ماليخوليا، سكته، فلج، استسقا، هاري، جهل‌مندي مضاعف، و اتواسكوپوفيلياي سياسي مبتلاست؟ آثار مخرب و ويرانگر اين بيماري‌ها بر ادبيات سياسي امروز جامعه ما كدامند؟

كمتر ترديدي وجود دارد كه امروز بيماري‌اي از نوع ماليخولياي سياسي بر دماغ برخي از اهل سياست ما عارض شده كه اينچنين ترتيب حجرات دماغي آنان را بر هم ‌زده و افكار و گفتار و رفتار آنان را از يك نسق و قرار منطقي خارج كرده است؛ بي‌جهت شادمانند و بدون علت محزون، در جاي ترس سرخوشند و در محل امن بيمناك، نيست را هست مي‌پندارند و هست را نيست، بي‌ادبي را ادب مي‌پندارند و ادب را بي‌ادبي. برخي از اين سياست‌پيشگان بي‌سياست مبتلا به مرض استسقاي سياسي نيز هستند. اين بيماري كه در انسان به تشنگي سيراب‌ناشدني مي‌انجامد، در اين بازيگران سياسي به تشنگي سيراب‌ناشدني قدرت انجاميد. اين مرض از توليد ميكروب‌هاي سمي در خون پيدا مي‌شود و اين بيمار همواره در خود يك هيجان و غلق و اضطراب مشاهده مي‌كند و آني آسوده زيست نمي‌كند… در خون او غلظت و در خوي او شقاوت و درندگي و گزندگي حاصل مي‌شود. اين مرض صعب‌العلاج كه به ديوانگي مي‌انجامد مريض را به «همه‌كس را كشتن و همه‌چيز را شكستن» وامي‌دارد.

برخي سياسيون، به نوعي بيماري سياست‌برانداز به‌نام «جهل‌مندي مضاعف سياسي» نيز مبتلا شده‌اند. از علائم و نشانه‌هاي اين بيماري آن است كه فرد مبتلا حقايقي را كه همگان به چشم خود مي‌بينند و با گوش خود مي‌شنوند، مناط اعتبار نمي‌داند، وليكن هر مزخرفي (به تعبير حبل‌المتين) را كه بر ذهن پوسيده‌اش نقش مي‌بندد، بر زبان مي‌راند. اين بيماري از آن‌رو «مضاعف» است كه بيمار به «بيماري» خود نه واقف است و نه بر تشخيص و راي طبيبان حاذق صحه مي‌گذارد. از اين‌رو، اساسا تمايلي به ايجاد «رابطه» با درمان‌گران و طبيبان ندارد و در مقابل هر نوع درمان مقاومت مي‌كنند.

مشكل زماني افزون و حاد مي‌شود كه بر اين بيماري‌هاي رنگارنگ بيماري اتواسكوپوفيلياي سياسي هم افزوده مي‌شود. اتواسكوپوفيليا پديده‌يي رواني است و به وضعيت اشخاصي اشاره دارد كه از نگاه به خود لذت جنسي مي‌برند. اين پديده رواني در عالم سياست عمدتا به شكل نوعي نارسيسيسم يا خودشيفتگي جلوه مي‌كند. سياست‌پيشه خودشيفته خود را برتر از ديگران تلقي مي‌كند، از انتقاد برمي‌آشوبد و به خشم مي‌آيد، و از شكست نااميد مي‌شود. اين خودشيفتگان سياسي، به‌نظر بسيار مطمئن به‌خود جلوه مي‌كنند، اما در عمق وجودشان به‌شدت مضطرب هستند و احساس ناامني مي‌كنند.

۲ . علائم اين بيماري‌ها را مي‌توان در بيروني‌ترين و آشكارترين لايه سياست، يعني لايه ادبيات سياسي مشاهده و مطالعه كرد. در هر جامعه‌يي، ادبيات سياسي، به‌مثابه صورت‌‌بندي زباني و بياني كنش سياسي، نشان از «سرمايه سياسي» آن جامعه دارد. شناسه‌هاي اين ‌نوع «سرمايه» را بايد در «جدي بودن»، «معتبر بودن»، «حرفه‌يي بودن»، «منطقي بودن»، «علمي و عملي بودن»، «وزين و وثيق بودن»، «جمعي بودن»، «تاريخي بودن»، «ادبي بودن» و «اخلاقي و انساني بودن» آن جست‌وجو كرد. اين سرمايه، مالك خصوصي و فردي ندارد و مالك آن شهروندان يك جامعه هستند. اين سرمايه، ميراث تاريخي يك ملت است، هويت يك ملت است، شأن و منزلت يك ملت است. از اين‌رو، از حرمت و قداست برخوردار است و شكستن حريم و حرمت آن از سوي هيچ صاحب‌قدرتي، مقبول و ممدوح نيست.

در ساحت ديني كه در آن سياست و قدرت را با عرفان و اخلاق مدغم‌شده مي‌يابيم، و پيامبرش را «اسوه اخلاق» مي‌شناسيم، سرمايه سياسي، اولا بالذات سرمايه‌يي اخلاقي و ارزشي است و سياست‌ورزي نوعي عبادت و نوعي كنش مبتني بر كتاب و حكمت است. اين سرمايه گرانسنگ را پاس بداريم. يك‌بار ديگر به نامه‌هاي پيامبر اكرم (ص) به نجاشي، هراكليوس، كسري، مقوقس، رفاعه بن زيد جذامي، يهود، يهود خيبر، اسقف نجران، مسيلمه كذاب، جيفر و عبد، خالد بن وليد، عمرو بن حزم، مردم يمن، زرعه بن ذي بزن، نهشل‌بن‌ملك وائلي باهلي، بني قراض، بني زهير، بني ضميره، زبير بن عوام، ابي‌سفيان، عبدالله بن جحش و… رجوع كنيم و ادب سخن گفتن حتي با مخالف را از او بياموزيم.

منبع: اعتماد


10 پاسخ به “آیا جامعه سیاسی امروز ما ناخوش است؟”

  1. غلامرضا گفت:

    ناخوش نیست ایران پدر ناخوش است

  2. ناشناس گفت:

    استبداد دینی حرف اول را در انواع استبداد ها میزند نه تنها جسم بلکه روح را هم تسخیر میکند.بخصوص که توام شده با مواد شمیائی ( شیشه)که گل جامعه را هم گرفته.گل جامعه منظورم از حاکمیت هم میباشند که انها هم دچار نوعی مالیخولیائی شده اند.جامعه بیمار که اجتماع پیر هم خواهیم داشت.وداریم

  3. ناشناس گفت:

    اگر آقاى خامنه اى جنتى احمد خاتمى علم الهدى يزدى مصباح برادران لاريجانى
    و همپالگى هايشان را به سوئيس يا ژاپن هم فرستاده بوديم و آنها را مسند تصميم سازى
    و سياست گزارى قرار داده بوديم وضعيت انجا را هم به اين حال نزار در مياورند.
    به گمان من باز اين از عظمت ملت ايران است و غناى طبيعى اين سرزمين است
    كه على رغم اين همه زالو و خوني كه ميمكند هنوز رمق در وجودش هست.

  4. ناشناس گفت:

    خناس باشی و دچار وسواس هم بشی ببین چه به روزت میاد!!!! اینها مرتب افکار خود را نشخوار می کنند و در نشئه قدرت ، تخت گاز به سوی بهشت، اونهم جایی که حوری ها اجتماع مسالمت آمیز برگزار کرده اند، در حرکتند. از دست این جماعت فقط به خدا پناه ببرید!!

  5. ناشناس گفت:

    نه بابا کی گفته جامعه مشگل داره.اینا حرفهای اسرائیله.ایران خیلی آباد شده و هیچ مشگلی هم نداره.البته برای آقایون و کثافت های اطرافشون.خدا ازشون نگذره که نه تنها ما ایرانیان رو بدبخت و بیچاره کردن بلکه تمام دنیا رو بهم ریختن.الان هم این مسائلی که برای حتک حرمت هست همش بازیست تا اافکار دنیا رو به سمت دیگری هدایت کنند.

  6. زهرا گفت:

    چرا از مقاله های روزنامه نگاران و فعالان سیاسی خارج از کشور کم استفاده می کنید یا اصلا استفاده نمی کنید اگر ما مدعی مبارزه بادیکتاتوری هستیم باید از انحصار طلبی جدا پرهیز کنیم. چرا فقط در سایت شما سخنان آقای خاتمی یا سایر اصلاح طلبان است .رسانه آزاد باید از همه دیدگاهها استفاده کند .خواهشا برای افزایش مخاطبان و پیشبرد دموکراسی از همه نظرات استفاده کنید مثل آقای محمد رهبر ،تقی رحمانی،استادان دانشگاه خارج از کشور وصاحبنظران مستقل.امیدوارم هر چه زودتر این تغییر را در رسانه شما حس کنیم.

  7. ناشناس گفت:

    خودفریبی و فرافکنی نکنیم. نکات درست آقای دکتر تاجیک استثنا ندارد. در مای سبز و اقتدارگرای سیاه و رنگی و بی رنگ های دیگر سیاسی ما کمابیش جاری و ساری است. اینها که گفته شد را من در فضای کلی سیاست در ایران می بینم، هرچند دلیل موجده آن را اغلب در حاکمان بدانیم.

  8. ناظر گفت:

    ملت ایران تا 30 سال پیش همانگونه که دین را از بالای منبر به او القا میکردند ، در سیاست هم تنها مجالش نشستن پای منبر سیاسیون بود و بس . زندگی سیاسی نیاز به شرکت در بازی و تمرین مداوم دارد . بازیکن فوتبالی که تمرین نداشته است را نمیتوان مریض دانست . خطا میکند و به ذروازه خودی هم گل میزند . چشمها را باید شست .

  9. حامد چاوشین گفت:

    استاد بزرگوار مسئله این است که جناب طبیب هم یکی را دو تا می بیند.

  10. حامد چاوشین گفت:

    استاد بزرگوار مسئله این است که جناب طبیب حاذق هم یکی را دو تا می بیند.