درگذشت حسن نزیه، رئیس شرکت ملی نفت در دولت موقت
چکیده :حسن نزیه، از بنیانگذاران نهضت آزادی و اولین رئیس شرکت ملی نفت پس از انقلاب اسلامی، که در سال های اخیر به آلزایمر مبتلا شده بود، روز جمعه 24 شهریور در سن 91 سالگی در پاریس درگذشت....
حسن نزیه، از بنیانگذاران نهضت آزادی و اولین رئیس شرکت ملی نفت پس از انقلاب اسلامی، در سن 91 سالگی در پاریس درگذشت.
به گزارش کلمه، آقای نزیه که در سال های اخیر به آلزایمر مبتلا شده بود، روز جمعه 24 شهریور از دنیا رفت. او از هواداران جبهه ملی در سال های پیش از کودتای 28 مرداد بود که پس از کودتا به نهضت مقاومت ملی پیوست و از جمله وکلای مدافع دکتر مصدق در دادگاه نظامی بود.
حسن نزیه که سابقه ریاست کانون وکلا را نیز در کارنامه خود دارد، پس از انقلاب اسلامی به یاری دولت موقت مهندس بازرگان شتافت و ریاست شرکت ملی نفت را عهده دار شد. با این حال چیزی نگذشت که به صف مخالفان جمهوری اسلامی پیوست و راه خود را از روشنفکران مسلمان و چهره هایی همچون بازرگان و سحابی نیز جدا کرد. او از آن زمان تا پایان عمر نیز در فرانسه زندگی می کرد.
نام حسن نزیه در زمره بنیانگذاران نهضت آزادی ذکر شده، اما او به اقلیتی تعلق داشت که می خواستند چهره نهضت آزادی بیشتر ملی و سیاسی باشد تا مذهبی. پس از اقدام دانشجویان پیرو خط امام در اشغال سفارت آمریکا، نزیه از جمله کسانی بود که در افشاگری های این دانشجویان به جاسوسی برای آمریکا متهم شد و پس از پیگرد او توسط دادگاه انقلاب به اتهام توهین به احکام اسلامی و همچنین جرائم مالی و حیف و میل بیت المال، وی از ایران گریخت و ساکن پاریس شد و از آن زمان تا سالها بعد نیز به فعالیت علیه جمهوری اسلامی مشغول بود.














هنگامی که ایشون وزیر نفت بودند من در شرکت نفت کار می کردم رفتارشون بسیار دیکتاتور منشانه بود اصلا هر کس در این مملکت بر مسند قدرت مینشیند فقط به فکر حفظ ان به نفع خودش و دارو دسته ی خودش است و به کل منافع ملی را فراموش می کند . اگر نبود این چنین امروز مملکت ما به این سر نوشت شوم دچار نمیشد ! چاره فقط اگاهی مردم و باور قدرتشونه تا دیگه راه را بر دیکتاتور های کوچک و بزرگ ببندندو برای چندمین بار ما از چاله در نیائیم و به چاه نیفتیم!
خدایش رحمت کند .
خدا رحمتش کنه.
خداوند ایشان را بیامرزد قرین رحمت واسعه خود قرار دهد
افشاگری دانشجویان فقط به یک قشر تعلق داشت و آن هم نفع حزب جمهوری اسلامی بود پس مدارک آنها هیچ ارزشی نداشت و ندارد.
حسن نزیه را اولین و اخرین بار در آبان ماه پنجاه و هفت در زمین چمن دانشگاه تهران هنگامی که او سخنران بود و ما شنونده و همگی علیه استبداد شاهنشاهی گرد هم جمع دیدم .انقلاب ضد سلطنتی را مردم خیلی زود به واسطه اصالت دینی خویش و شخصیت ممتاز و فرزانه رهبر توانایش که ایت الله العظمی بود به انقلاب اسلامی و انگاه به جمهوری اسلامی بدل کردند . حسن نزیه هجده ماه در سوئیس درس خوانده بود و فکر میکرد به همین دلیل از همه اخوندها بیشتر میفهمد واقایان بهشتی و رفسنجانی و خامنه ای نیز که بنیانگذاران حزب جمهوری بودند نجات کشور را در اخوندی کردن مملکت می پنداشتند. نزیه از اسلام همین چهار تا اخوند را میشناخت و حزب جمهوری هم از دانشگاه ودانشگاهیان فقط به خطر و آفت کروات دارانش میپرداخت . دامنه این نزاع کور و کودکانه خیلی بالا گرفت انقدر که هیجان ان رهبر انقلاب را نیز به معرکه مداخله کشاند . حزب جمهوری کاملا سنجیده وارد عمل شده بود و جنجال را به گونه ای طراحی کرده بود که ورود رهبر انقلاب بدون طرفیت غیر ممکن باشد و جانب داری آقا در جنگی که یک طرف ان اهالی حوزه و طرف دیگر ان دانشگاهیان باشند مسلما حوزه میبود , چون ایشان آخوند بودند ودر میان تنها دوگزینه , اخوندیسم را به فوکلیسم ترجیح دادند. چنین شد که اولین رئیس جمهور دمکرات کشور با وحشت و هراس جان خویش را از کشور نجات داد و پناهنده سیاسی کشوری شد که رهبر انقلاب خود چندی پیش پناهنده ان کشور بود واین گناه نابخشودنی همواره و حقیقتا به گردن گردانندگان حزب جمهوری افتاد که انقلاب را از مسیر متعالی و متحد اسلامی وملی خارج نموده واسیر موضوعات و مسائل خونین داخلی گردانید . نزیه از انجایی که آخوند را اسلام میپنداشت خیلی زود از قطار انقلاب پیاده شد و این کم دانی برای او که مدعی دانش بود خطای کوچکی نبود . بعضی برای این جدایی دلایل بدی ذکر کردند ما از بازگو کردن ان خود داری میکنیم چون مسلمانیم و مراقب گفتارمان ولی انچه که مسلم است حسن نزیه علیه استبداد شاهنشاهی فعالیت نمود . واینک در پی ان تاریخ خونین ما مانده ایم…… ماکه مسلمانیم و همچنان انقلابی . مسلمانانی که مخالف اخوندیسم (ارتجاع) و فوکلیسم (غرب زدگی) هستیم و به امید پیروزی حق و برقراری قسط فعال. با تشکر از زحمتکشان محترم کلمه
آقاجان به جایی رسیدیم که می گوییم، خدایش بیامرزد همان فوکولیسم، که خلق خدا درسایه اش به آرامش گذران زندگی می کردند، وکسی را ازاینکه دینش وایمانش چیست تعرض نمی کردند، بماند که سرگرسنه برزمین گذاشتن.لعنت به همان ارتجاع …..که همه چیز این ملت راگرفت.
خاطره من از حسن نزیه پدیرش وکالت دانشجویان زندانی در زمستان سال 1356 است . نزیه و دوستانش دفاع از آنها را که در تظاهرات 24 آبان ، 19 آذر ، عاشورای 56 و روزهای 10 و 11 دی که روزهای سفر کارتر به ایران بود ، به عهده گرفتند . شهید ناصر کاظمی فرمانده دلاور سپاه کردستان هم جزو دستگیر شدگان 19 آذر بود که نمیدانم وکیلش حسن نزیه بود یا یکی از دوستان ایشان .
آن روز حسن نزیه در حین سخنرانی دفاعیه از فرط احساسات سرش را به تریبون تکیه داده و با تأثر تمام گریست . صدای هق هق گریه اش بعد از 35 سال هنوز در خاطرم مانده است . ناصر زرافشان هم از چند دانشجو دفاع کرد .
ذوستی که با امضای موسوی درباب اختلاف حزب جمهوری اسلامی و همفکران حسن نزیه صحبت کرده اند ، قدری تند رفته اند . در آن اختلاف حسن نزیه و همفکرانش اگر نگویم تقصیر ، قصور فراوانی داشتند . هرچه بود گذشت . خدایش رحمت کند .
به این دوست محترم می گویم امروز زمان مناسبی برای بحث درباب اختلافات سال 58 نیست . آن گاه که کشورمان از این تنگنای سختی ها عبور کند و اراده مردم بار دیگر بر جامعه حاکم شود ، ایشان در فضایی دوستانه و در بحثی منطقی جواب انتقاداتشان را خواهند گرفت . اگر طرف مقابل درگیر این بجث نمی شود ، علتش فروماندن در جواب و خالی بودن دستش از مدارکی از نوع بگم بگم نیست !!!
وعده ما فردای روز شادی ملت .
برای موسوی مسلمان شاید خوب باشد که بداند . روحانیون ایران و ایرانی را ویران کردند. اما یک کار بزرگشان در این ویرانی٬ ویرانی خود بود. و نزیه می گوید:
«قصه من قصه کسی است که چهل سال در پی آب حیات دوید و وقتی به آن رسید و جام را سرکشید دریافت که آبی مانده و بویناک است، پایان قصه این شد که چهل سال هم صرف یافتن چشمه ای دیگر کردم”.
حسن نزیه، حقوقدان و سیاست پیشه ملی گرای ایرانی که روز جمعه آخر شهریور در پاریس درگذشت، سیزده سال قبل در گفتگو با یک روزنامه نگار ایرانی، با این کلمات زندگی نامه خود را مختصر کرد.
اگر علیه امام زهد و تقوی حرف زده ناصبی بوده و چنانچه توبه نکرده مشغول الذمة دنیا را ترک کرده! والله غفور رحیم