سید محمد خاتمی: حضرات معظم! انتخابات و حکومت مال شما؛ فضا را باز کنید
چکیده :حضرات معظم! شما بمانید، اما بگذارید انتقاد کنیم و بگذارید روشها اصلاح شود.... انتخابات و حکومت مال شما! بیایید فضا را باز کنید؛ ما می خواهیم جریان اصلاحات را نقد کنیم! می خواهیم با آزادی و امنیت دور هم بنشینیم! نه اینکه بگویید در حال توطئه هستند! آزادی تأمین شود، فضای امنیتی برچیده شود، حکومت باشد برای خودتان! البته مطلوب این است که یک انتخابات آزاد و واقعاً اطمینان بخشی برگزار شود که مردم بتوانند آزادانه انتخاب کنند. اما ما بیش از آنکه بخواهیم جناحمان حاکم باشد می خواهیم عقلانیت بر این کشور حاکم باشد تا سرمایه ها اینگونه هدر نرود. ...
سید محمد خاتمی در اظهاراتی صریح، از رهبران حکومت خواست فضای سیاسی و امنیتی موجود را باز کنند و به محدودیت ها پایان دهند. وی به کسانی که آنها را «حضرات معظم» خواند، اطمینان داد که اصلاح طلبان دنبال قدرت و حکومت نیستند و تنها می خواهند با انتقاد به اصلاح روشهای غلط موجود کمک کنند. او تاکید کرد که این جریان دنبال حکومت یک جناح نیست، بلکه دنبال حاکم شدن عقلانیت بر کشور است تا سرمایه های ملی اینگونه هدر نرود.
به گزارش وب سایت رسمی خاتمی، جمعی از آزادگان دوران دفاع مقدس و تعدادی از جوانان عضو کانون فرهنگی یاران امام موسی صدر با سید محمد خاتمی دیدار کردند. در ابتدای این دیدار شماری از حضار دیدگاههای خود را در مورد اوضاع جاری کشور بیان کردند که محورهای آن در پی می آید:
-انتقاد آزادگان از کمرنگ شدن عقلانیت در اداره کشور و تأکید بر دلسوز بودن و پرخاشگر نبودن آزادگان
-تأکید آزادگان بر تغییر روش مدیریت کشور از طریق قانون و اصلاحات؛ نه براندازی. علاقه آنان به تعامل با بخش های مختلف نظام از جمله سپاه و بسیج و حمایت از روش سید محمد خاتمی، در عین حفظ انتقادها
-انتظار آزادی زندانیان سیاسی، رفع مشکلات کشور و… .
-ابراز نارضایتی از افت وجهه ایران و ایرانی در جهان
-انتقاد از وجود عدم پذیرش نقدها و برچسب زنی، فقر، عدم عدالت و…
-درخواست از خاتمی برای انجام هر اقدام ممکن جهت جلوگیری از تداوم بی اخلاقی در جامعه
-گلایه از رواج مفاسد اقتصادی در جامعه
-دلیل استفاده نکردن سید محمد خاتمی از ظرفیت های قانونی خود در دوران ریاست جمهوری
-گلایه از رواج دروغ و ریا در جامعه و بیرون کردن نیروهای اصیل انقلاب در صحنه؛ انتقاد از برخی برخوردهای حذفی ابتدای انقلاب و تداوم آنها به شکلی دیگر در دوران فعلی
-ذکر و یاد امام موسی صدر
-بیان گزارشی از فعالیتهای کانون فرهنگی یاران صدر؛ گلایه از عدم پیگیری وضعیت وی و عدم پرداختن به شخصیت وی در صدا و سیما
-بیان نارضایتی رزمندگان و آزادگان از افتادن انقلاب در دست نااهلان و نامحرمان و عدم وجود آزادی بیان و مطبوعات، برخوردهای امنیتی و… .
-درخواست از خاتمی برای بر عهده گرفتن رهبری جریان اصلاحات و بیرون آوردن کشور از وضعیت فعلی
-ذکر یاد مرحوم ابوترابی در دوران اسارت در اردوگاههای عراق و نقش ایشان در ایجاد دوستی و تعامل میان اسرای ایرانی و حتی برقراری ارتباط با سربازان عراقی.
در ادامه این دیدار نیز سید محمد خاتمی سخنانی ایراد کرد که مشروح آن در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
به شما خیر مقدم می گویم و اظهار شرمندگی می کنم که زحمت کشیدید و به اینجا آمدید؛ در حالی که من باید به خدمت شما می آمدم.
شما ارزنده ترین نیروهای جامعه ما و انقلاب ما هستید؛ کسانی که همپای شهدا به جبهه ها رفتید و با آمادگی برای شهادت در آن جبهه ها بودید. گرچه خداوند خواست که بمانید و به مردم و انقلاب خدمت کنید، اما مثل شهیدان هستید و اجر آنها را دارید و در جایگاهی مانند آنها هستید. شاید برخی از شما علاوه بر آزادگی جانباز هم باشید و در دوران اسارت هم تحمل عجیبی داشتید که این مزیت شما نسبت به سایر ایثارگران است و ان شاء الله به همان اندازه اجر شما زیاد است. اگر بناست کسانی باشند که بگوییم تعلق به انقلاب دارند، نسبت به آن حق دارند و حرفشان باید شنیده شود، در درجه اول شما عزیزان هستید. البته شهدای ما حرفهای خودشان را زدند، جانبازان ما هم هستند و همین جا ذکر کنم که افتخارآفرینی های تیم پارالمپیک که تعدادی از جانبازان عزیز هم در آن حضور دارند و همت کردند باعث شادی مردم شدند و من به آنها تبریک گفته و آرزوی موفقیت می کنم.
به هر حال آزادگان و عنوان آزادگی بسیار ارزشمند است و شما نشان دادید که آزادی هم می خواهید و برای رسیدن به آن تلاش می کنید. اگر هم دلسوزی دارید و حرفی می زنید ناشی از دغدغه تان نسبت به آزادی و آزادگی است که محفوظ بماند و گسترش یابد. انقلاب ما انسان آزاده، برخوردار و سربلند میخواهد که در ضمن مطالبم در صورت امکان اشاره ای به آن خواهم داشت.
ما در این ماه 17 شهریور را داریم که روزی بسیار تلخ ولی تعیین کننده است؛ روز رویارویی مردم دست خالی با حکومتی بود که مجهز به همه تسلیحات و پشتوانه همه نیروهای بین المللی بود. گرچه این رویارویی به نظر من دهها سال بود که وجود داشت و در انقلاب اسلامی به اوج رسید که در 17 شهریور یکی از بلندترین فرازهایش را طی کرد. به نظر من این روز سرنوشت سازترین لحظه های انقلاب بود و در واقع سراشیبی که رژیم در آن افتاده بود تندتر شد و بالاخرع منجر به سقوط رژیمی شد که خصوصیتهای آن عبارت بود از مقابله با مردم، محدود کردن مردم، سلب کردن آزادی مردم، وابستگی به بیگانه و مسائلی که بر خلاف دین و آزادی و حاکمیت مردم بود و به جای آن که مزایای مملکت و ملت را در راستای منافع مردم به کار ببرد در خدمت بیگانگان به کار می گرفت.
و همچنین در شهریور ماه شهادت رئیس جمهور رجایی و نخست وزیر باهنر را داریم که از چهره های ارزنده انقلاب و کشور بودند و به دست تروریست ها به شهادت رسیدند.
این انقلاب شهیدان، جانبازان، آزادگان و ایثارگران بزرگی داشت؛ شما نمونه ای از مجموعه بزرگی هستید که پیش و پس از انقلاب شهید و جانباز و اسیر و زندانی و… شده اند و محرومیت فراوانی کشیده اند. همه ملت ما هم جنگ، تحریم ها و سختی های زیادی را تحمل کرده اند و قصدم از بیان این مطلب آن است که این انقلاب هزینه زیادی را در برداشته است و در عین حال نباید به عنوان کسانی که انقلاب کرده ایم، از این انقلاب مایوس و دلسرد باشیم؛ انقلاب امر بزرگی بود در مقطع تاریخی حساس که ملت ما بیدار شده بود. البته این ملت از دهها سال قبل بیدار شده بود و از مشروطه این بیداری به چشم میخورد؛ این ملت از استبداد و استعمار، عقب ماندگی، وابستگی به اجانب و.. بیزار بوده است که همه این آرمانها را در انقلاب اسلامی هم داشت؛ به علاوه این که در این انقلاب همه آن مطالبات را در چارچوب اسلام خواست. یعنی اسلامی که طرفدار استقلال، آزادی و پیشرفت بود و لذا دلبستگان انقلاب از انجام آن پشیمان نیستند، همانطور که عظمت کار شما را قدر می دانند و یاد شهیدان بزرگشان را گرامی می دارند و هویت خود را با وجود همه سختی ها حفظ کرده اند.
این انقلاب برای چه به وجود آمد؟ چرا این انقلاب شد؟ همانطور که عرض کردم انقلاب ما از آنچه صدسال است دنبال می شود بیگانه نبوده و از حاکمیت خودکامگی، حاکمیت بیگانگان، هدر رفتن استعدادهای مادی و معنوی و… رنج برده اند. اهداف همه این جنبش ها این بود که حاکمیت ملت پدید آید و مردم ارباب باشند که خوشبختانه با تعریفی که در جریان انقلاب از اسلام مطرح شد، اسلام هم همین را می خواهد. در حالی که کسانی بودند و الان هم هستند که می گفتند یا اسلام یا آزادی، یا اسلام یا استقلال، یا اسلام یا پیشرفت. در حالی که انقلاب کردیم که هم اسلام داشته باشیم و هم استقلال و آزادی و پشرفت و حاکمیت مردم. این دیدگاه که انسان جای خدا را تنگ می کند مورد قبول ما نبود. همان خدا می خواهد که مردم آزاد باشند، بر سرنوشتشان حاکم باشند، حکومتها را سرکار بیاورند و آنها را مورد بازخواست و نظارت قرار دهند. این اصل واقعا علمی مشخصی است که قدرت اگر تحت نظارت نباشد و خود را در برابر مردم و نهادهای مردمی مسؤول نداند به فساد می گراید. این مسأله در تعبیرات اسلامی بخصوص در بیانات امیرالمومنین(ع) هست، در دنیای امروز هم بر روی این نکته تأکید می شود که قدرت غیرمسؤول در برابر مردم و قدرتی که برآمده از مردم نباشد و مردم نتوانند آن را جابجا کنند، به فساد می انجامد؛ حتی اگر قدرتمندان قصد فساد نداشته باشند و سالم باشند. اسلامی که ما در انقلابمان در نظر داشتیم چنین حکومتی می خواست و دلیل تأکید روی رای مردم و برگزاری این همه انتخابات که در قانون اساسی هم به آن توجه شده است و امام می گفت، همین است. در این اسلام، حتی غیرمسلمانان هم دارای حق و ارج و قدرت است و باید باشد؛ یعنی غیرمسلمانان ایرانی هم احساس می کرد که اگر آن حکومت جبار و خودکامه برود، حکومتی خواهد آمد که آنها هم احساس هویت کنند. مگر امام(ره) در پاریس نمی گفت کمونیستها هم آزادند تا حرف خودشان را بزنند، اما توطئه ممنوع است. البته نباید هرکس که مخالف نظر ما بود به اتهام توطئه با او برخورد کنیم و معنای توطئه معلوم است. ما براندازی قانونی نداریم، براندازی یعنی نابودی افراد دیگر. بله! اگر براندازی به این معنا اتفاق افتاد هر حکومتی با او برخورد می کند. به هر حال انقلاب ما اینطور بود و در دنیای امروز که تجت تأثیر استقرار مدرنیته و برآمدن مارکسیسم و بعد نئولیبرالیسم است، که از دل آن انقلاب ما رخ داد، یعنی مردم با انگیزه دینی برای آژادی و استقلال قیام کردند. در شرایطی که می گفتند دوران دین تمام شده و دین افیون توده هاست و دین را با تمام شعارهای آزادیخواهانه و استقلال طلبانه و پیشرفت در تضاد می دیدند، انقلابی پیدا شد که همه اینها را با دین می خواست. دنیا هم منتظر این بود و هست که ببیند انقلاب کدام الگو را عرضه می دارد.
اگر بپرسند انقلابی واقعی کیست؟ باید گفت انقلابی واقعی کسی است که بر اساس آرمانهای انقلاب بخواهد ایران را به عنوان الگو بسازد؛ انقلابی که بر اساس آزادیهای اساسی-نه بداخلاقی و لاابالی گری- هیچ چیز کمتر از کشورهای پیشرفته دموکراتیک دنیا نداشته باشد، از نظر پیشرفت، استفاده از نیروهای داخلی و اندیشمندان و دانشمندان و دانشجویانش بهترین زمینه را برای پیشرفت کردن فراهم کند. همچنین استقلال به معنای واقعی کلمه را فراهم کند؛ استقلال فقط پشت کردن به دیگران نیست؛ حتی به معنی قطع رابطه با دیگران نیست. بلکه به معنای این است که از موضع قدرت و امکانات فراوان با دنیا تعامل کنیم روی پای خودمان بایستیم؛ اگر چیزی از دنیا می گیریم چیزی هم به آنها بدهیم. این معنای استقلال واقعی است و الا هیچ کشوری نیست که همه نیازهایش را بتواند در داخل تامین کند و ایجاد کند. از جمله آن استفاده از منابع گازی و نفت است که از لحاظ برخورداری از این منابع دومین کشور دنیا هستیم و بخصوص در این 7 سال اخیر که مملکت درآمدهای افسانه ای در حدود 500 میلیارد دلار پیدا کرده ایم. در دوران اصلاحات با بودجه 20 میلیارد دلاری ما رشد اقتصادی 4/7 درصدی را تجربه کردیم، اشتغال 600 هزار نفری را تجربه کردیم. در حالی که خشکسالی، زلزله و رسیدن قیمت نفت به زیر 10 دلار را داشتیم و گاهی درآمد سالانه مان 10 میلیارد دلار بود در حالی که بودجه را با 19 میلیارد دلار بسته بودیم.
من یک بار در دیدار با حضور رهبری (حدود سال 81) گفتم مملکت ما آماده take off است و همه امکانات را دارد(البته معذرت میخواهم که لفظ فرنگی آن را بکار می برم). همان جا بود که نطفه اولیه چشم انداز بسته شد و بعد از آن در دولت ما تدوین و سپس مورد تایید رهبری قرار گرفت. در سال 67 که جنگ تمام شده بود مملکت واقعا ویران بود و بعد دولت سازندگی آغاز بکار کرد. البته حتماً دولت بنده و آقایان هاشمی و موسوی اشکالاتی داشته است، اما واقعا ممکلت از سقوط و فرسودگی بیرون آمد. بسیاری از مسائل امروز، در همان زمانها زیر بنایش گذاشته شد. البته در زمانی تورم به بیش از 40 درصد هم رسید اما کنترل شد و در دوران من به کمترین حد خود رسید یعنی حدود 11 درصد و بعد ارز با همت مرحوم دکتر نوربخش و آقای دکتر ستاری فر و دولت تک نرخی شدو این اقدام بسیار حیاتی بود که هم منشاء بسیاری از فسادها را می خشکاند و هم از سرمایه ملی حفاظت می شد و این اقدام بزرگ ممکن بود دوباره تورم را سرسام آور افزایش دهد، ولی با همت دوستان چنین امری اتفاق نیفتاد، بلکه از یازده و اندی درصد به حدود 15 درصد رسید و بلافاصله هم از سال بعد از تک نرخی شدن شروع به کاهش کرد. اما الان با این همه درآمد تورم بالا می رود و بیکاری زیاد شده است. ما با رشد صنعتی 14 درصدی و رشد کشاورزی 11 درصدی و رشد بالای سرمایه گذاری توانستیم 600 هزار شغل ایجاد کنیم. اما الان چطور ممکن است رشد اقتصادی زیر 2 درصد باشد اما 2 میلیون شغل ایجاد شود؟! مگر اینکه معجزه شود!
انقلاب ما برای این بود که الگو بسازیم. الگو بودن ما ما فقط در اقتصاد نیست، بلکه تفاوت ما با دیگران، در “اخلاق” است. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. اگر ما در صنعت، کشاورزی، تکنولوژی، علم و … از دنیا عقب هستیم و زمان زیای طول می کشد تا آن را جبران کنیم، اما سرمایه ای به نام اخلاق داریم و حکومتمان باید اخلاقی باشد یعنی دروغ و تهمت در این جامعه مذموم باشد و عدالت قضایی و اقتصادی و سیاسی مورد خواست همه است که باید پیاده شود. یعنی باید به دنیا بگوییم اگر در زمینه پیشرفت و اقتصاد دچار مشکل هستیم، اما اخلاق داریم. ولی اگر پیشرفت نداشته باشیم و بداخلاقی هم داشته باشیم خیلی ناپسند است. شما ببینید در همین 3 سال اخیر با آزادی کامل چه دروغ هایی گفته شد و چه نسبتهایی به افراد داده شد که این مسائل الگوسازی ما را با مشکل مواجه می کند. همچنین در عرصه سیاسی باید در استقرار آزادی های اساسی و دفاع از آن الگو باشیم. من الان هم معتقدم که انقلابی بودن یعنی الگوسازی؛ اگر در چشم انداز هم پیش بینی کردیم که در منطقه قدرت اول باشیم، باید ببینیم که آیا اینطور هستیم؟ وقتی که ما رشد 8 درصد داشته باشیم می توانیم با ترکیه و کشورهای مشابه آن رقابت کنیم. اگر تاکنون در این حد نبوده ایم، از این به بعد باید به رشد 15درصدی برسیم تا به آنها برسیم؛ یا شاید در آن صورت هم نرسیم. چگونه می توانیم برسیم؟ اگر افرادی دلشان برای انقلاب و جامعه می سوزد و حرفی می زنند، برای رسیدن به همین اهداف است.
من همین جا در مورد پارادوکسی که وجود دارد و در این جمع هم به آن اشاره شد، مطلبی را بگویم. روشها و سیاستهای موجود اصلاً صحیح نیست و در درجه اول به ضرر خود نظام است. از طرف دیگر ما نمی خواهیم که خدای نکرده اوضاع به کلی به هم بخورد. شما آزادگان و همه ما برای انقلاب هزینه داده ایم و اگر این انقلاب از بین برود مملکت از هم می پاشد؛ با این وصف ما هم باید این وضع را حفظ کنیم و هم اینکه منتقد باشیم. ما می گوییم حضرات معظم! شما بمانید، اما بگذارید انتقاد کنیم و بگذارید روشها اصلاح شود. اگر اصلاح شود نظام می ماند و اگر نشود، حتی اگر ما هم نخواهیم در آینده مشکلاتی پیدا می شود؛ دلزدگی نیروها و رفتن جوانان از ایران یا اعتراض آنها به وضع موجود خطر بزرگی است. لذا تنها راه موجود اصلاحات است و من راهی دیگر نمی شناسم. ما اعلام کرده ایم و نمی خواهیم نظام از بین برود زیرا به آن دلبسته ایم؛ حتی بیش از کسانی که امروز ادعای دفاع از نظام را دارند. دلمان می خواهد نظاممان الگو باشد؛ انسان در آن آزاد باشد و وضع پیشرفت هم مناسب باشد. ما برایمان قابل تحمل نیست که نظام به دلیل سیاستهای غلط هم در دنیا منزوی شود، هم اینکه وضع معیشت مردم خراب شود. امروز اختلاف طبقاتی شدیدی در جامعه به وجود امده و طبقات جدیدی با ثروتهای کلان به وجود آمده اند که البته نمی خواهم بگویم ثروت همه آنها نامشروع است اما سیستم غلط است؛ سیستمی که یک مورد سوء استفاده آن 3 هزار میلیارد تومان است، در بقیه موارد چگونه است؟! اگر در دولت ما یک پرونده سوء استفاده پنج میلیاردی پیدا می شد، کفن پوشان به خیابانها می ریختند. البته خدا را شکر که در همین قوه قضاییه یک مورد که مدیر درجه یک یا پایین تر اصلاحات به اتهام سوء استفاده محکوم شود نبود؛ البته نمی گویم هیچ تخلفی رخ نداده بود، ولی برخی موارد واقعا بی عدالتی بود. حضرات معظم! راهی جز این نیست که به وحدت برسیم؛ معنی وحدت حذف یک گروه نیست. وقتی یک جریان قدرت دارد که همه، غیر از خودش، را غیر خودی می داند و به جریان دیگر بگوید که نابود شود یا تسلیم او شود، اینکه وحدت نیست. وحدت یعنی وضع مشترکی با تمام اختلاف سلیقه ها پیدا کنیم و مردم آزاد باشند تا انتخاب کنند که این راه نجات دهنده مملکت است.
الان هم اگر فضا باز شود، وضعیت امنیتی به وضع سیاسی آزاد مبدل شود و آزادی های اساسی بخصوص در انتخابات تأمین گردد، اولین نتیجه آن انتخابات پرشور خواهد بود که همه از آن سود خواهند برد و تهدیدات خارجی هم برطرف می شود یا کاهش می یابد. یکی از دوستان گفت وقتی شما را به انتخابات راه نمی دهند، چرا حرف از انتخابات می زنید؟ بله؛ انتخابات حق مسلم یکایک مردم است، ولی مهم این است که راه برای حضور همگان طبق قانون باز باشد. و از یاد نبریم که دشمنانی داریم که “اصل” را نمی خواهند؛ نه اینکه این جناح و آن جناح را نخواهند، اصلا جمهوری اسلامی را نمی خواهند. ولی بالاخره این حکومت است که باید شرایطی را فراهم آورد که اولا همه جناح ها و جریان ها امکان حضور در عرصه انتخابات را داشته باشند و ثانیا مردم دلزده دویاره اشتیاق به حضور پیدا کنند که چندان نشانه های این وضع را نمی بینیم.
نکته دیگر این که در دوران ما هم نقص و عیب بود، در آن دوران توقعاتی ایجاد شد که در جریان اصلاحات نبود و عملی هم نبود، اما طرف مقابل را جری کرد که به همین بهانه با جریان اصلاحات برخورد کنند. یعنی بعضی تندروی ها که طرف مقابل را عصبانی کرد در اتفاقات بعدی اثر گذاشت. الان هم ما می گوییم انتخابات و حکومت مال شما! بیایید فضا را باز کنید؛ ما می خواهیم جریان اصلاحات را نقد کنیم! می خواهیم با آزادی و امنیت دور هم بنشینیم! نه اینکه بگویید در حال توطئه هستند! آزادی تأمین شود، فضای امنیتی برچیده شود، حکومت باشد برای خودتان! البته مطلوب این است که یک انتخابات آزاد و واقعاً اطمینان بخشی برگزار شود که مردم بتوانند آزادانه انتخاب کنند.
همانطور که یکی از دوستان می گفت، ما بیش از آنکه بخواهیم جناحمان حاکم باشد می خواهیم عقلانیت بر این کشور حاکم باشد تا سرمایه ها اینگونه هدر نرود.
چند جمله هم در مورد امام موسی صدر عرض کنم؛ ایشان یکی از چهره های برجسته دهه های اخیر و عصر حاضر جامعه اسلامی و بخصوص جامعه تشیع و روحانیت است، هم به لحاظ تبار و خانواده و هم به لحاظ فضل و دانش و روشن بینی و تدبیر که فکر و فرهنگ او سرمایه بزرگی برای ماست. پدر ایشان آیت الله العظمی سید صدرالدین صدر از جبل عامل یه ایران آمده بودند و با دختر آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی ازدواج کردند. امام موسی صدر و شهید بهشتی جزو کسانی بودند که سنت شکنی کردند و به دانشگاه رفتند که شاید اولین فارغ التحصیلان روحانی دانشگاههای جدید بودند. بعد از فوت مرحوم علامه شرف الدین که ریاست معنوی شیعیان لبنان را بر عهده داشتند، از امام موسی صدر دعوت شد تا رهبری شیعیان را بر عهده بگیرند. ایشان هم به لبنان رفتند و منشاء تحولات عظیمی شدند که نه تنها در شیعیان، بلکه در کل منطقه اثرگذار شد. واقعا کل شیعه را که در حال سقوط و گرفتاری و تحقیر بود به موقعیتی رساندند و نقطه وحدت شیعه و سنی و مسیحی و درزی و.. در لبنان شدند و مورد اعتماد همه آنها قرار گرفتند. بعد هم جنبش امل را شکل دادند و حزب الله که منشاء افتخاراتی بوده است نیز به یک معنی از اندیشه و منش امام موسی صدر سرچشمه می گیرد. البته نقش شهید چمران هم در ساماندهی اوضاع بسیار مهم بود و خداوند به حق محمد و آل محمد (ص) ایشان را رحمت کند.
اما حادثه ربودن امام موسی صدر حادثه ای بزرگ و تلخ بود. تا جایی که می دانم از جمله کسانی که دغدغه خاطر زیادی نسبت به امام موسی صدر داشت، امام(ره) بود و چند سخنرانی هم در این مورد کردند. البته بعدا در پیگیری موضع ربودن ایشان، ملاحظاتی وجود داشت که به نظر من ملاحظات درستی نبود. بعضی بزرگانی که امروز در میان ما نیستند و خیلی هم آنها را دوست داریم، می گفتند به خاطر جنگ و کمک های لیبی این مسأله پیگیری نشود.
اما مسأله امام موسی صدر مسأله ساده ای نیست؛ بنده به عنوان کسی که خیلی پیگیر این قضیه بودم، می گویم که ما وقتی با برجستگان دنیای اسلام و عرب صحبت می کردیم، همه احساس همدلی می کردند. من با امیرعبدالله ولیعهد وقت عربستان مفصلا صحبت کردم و با شخصیتهای مختلف عربی و لبنانی صحبت کردم. حتی امیر عبدالله گفت با امام موسی صدر عهد اخوت بسته است، وقتی آقای دکتر محمد صدر، معاون وقت وزارت خارجه و برادرزاده امام صدر را به او معرفی کردم، اشک در چشمانش حلقه زد. اما به محض اینکه می گفتیم شما در این مورد چکار می توانید بکنید؟ چیزی نمی گفتند. حتی حافظ اسد هم که با قذافی روابط خوبی نداشت، اینگونه بود و پایش را کنار می کشید. حتی ما می گفتیم که شما کاری نکنید و فقط به ما اطلاعات بدهید تا خودمان جلو برویم، اما باز کنار می کشیدند. این چه سر و رازی بود که آنها چیزی نمی گفتند، نمی دانم! این هم مظلومیت امام موسی صدر بود. زیرا این پرونده نیاز به همکاری سرویس های اطلاعاتی عرب داشت.
واقعا فردی هم که برای پیگیری پرونده منصوب شد مناسب بود و انصاف این است که رهبری هم کمک کردند و وقتی من گفتم ما می خواهیم پیگیری کنیم، گفتند با همه وجود به دنیالش بروید. ما نشست های مفصلی برگزار کردیم تا اینکه فهمیدیم امام موسی اصولا از لیبی خارج نشده است. و بعد هم روند جریانات به گونه ای بود که پیگیری آن ناممکن کرد.
واقعا غیبت امام موسی صدر در آن دوره برای شیعیان، لبنان و ایران و منطقه دردناک بود و یکی از مظلوم ترین و در عین حال مؤثرترین رهبران منطقه را از دست دادیم. حتی بعد از انقلاب لیبی هم از روشن کردن این موضوع طفره رفتند و همین انقلابیون هم در این مورد حرف های متناقض می زنند و این همان سری است که عرض کردم. بنده هم از شما قدرانی می کنم که به یاد ایشان هستید و برای زنده نگه داشتن تفکر ایشان فعالیت می کنید و من هم همواره خواسته ام ارتباط نزدیکی به این موسسه داشته باشم، زیرا فعالیت های خوبی دارند و ان شاء الله اجرتان با خدا باشد. ما همچنان امیدواریم ایشان زنده باشد و هرچه زودتر سرنوشتشان روشن شود و تجلیلی درخور شأن ایشان انجام گیرد.














دعوای احمدی نژاد و مصباح یزدی بر سر مصادره ی جبهه پایداری و قهر معنی دار غلامحسین الهام نشان میدهد، که احمدی نژاد برای کاندیدا کردن شخصی برای جایگزینی خودش احتیاج به یک حزب معتبر دارد تا بتواند از صد شورای نگبان به راحتی عبور کند، او از اینکه تا کنون موفق نشده است کاندیدای مورد نظر خودش را از طریق این حزب معرّفی کند، به تکاپو افتاده است و قهر غلامحسین الهام را هم در همین راستا باید دید. اینکه آیا او الهام یا شخص دیگری را برای انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا کند نمیتوان اکنون گفت، فقط شکی در آن نیست که احمدی نژاد همانطور که روزنامه ی ایران را برای جناح خودش تصاحب کرد اکنون به فکر مصادره ی جبهه پایداری است که بتواند از طریق این حزب کاندیدای مورد نظرش را برای انتخابات معرّفی کند.
منجر به سقوط رژیمی شد که خصوصیتهای آن عبارت بود از مقابله با مردم، محدود کردن مردم، سلب کردن آزادی مردم، وابستگی به بیگانه و مسائلی که بر خلاف دین و آزادی و حاکمیت مردم بود و به جای آن که مزایای مملکت و ملت را در راستای منافع مردم به کار ببرد در خدمت بیگانگان به کار می گرفت.
عجب وصف حالیست !!!
اقای خاتمی که اخرش رای میده
با سلام؛ خدا عزت دلسوزان این مملکت را افزون کند. این سید بزرگوار مثل جدش مظلوم و بی ادعاست؛ حیف است دولتش با دولت به اصطلاح مهرورزی مقایسه شود. چون آن کجا و این کجا… .
چوب نبود تشگیلات را میخوریم
من که خودم انتخابات رو تحریم میکنم.چون میدونم باز آدم خوبه و آدم بده برامون درست خواهند کرد.بهترین کار رای ندادن است.چون وقتی با زور و قلدری شخصی رو که خودشون میخوان انتخاب و منسوب میکنن.ما چکاره ایم؟فقط این رژیم دوس داره پای صندوق های رای شلوغ باشه و چهار تا دوربین بزارن و نشون کشورهای دیگه بدن و بگن که مردم مارو میخوان.مملکتی که همه اش سپاهی شده مفت هم نمیارزد.
ey baba
بیدار شویم!! این جوانها فرزندان همان جوانهایی هستند که انقلاب کردند. به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست که پدر و مادری فرزند خود را در رنج ببیند و آستینی برای کاهش رنج او بالا نزند. کمی گوش فرادهیم!!! آنها همان حرفهای ما را می زنند و تنها استقلال و آزادی می خواهند.
ما هم مثل اقای خاتمی نگران شرایط موجودیم.ما هم نگران ایرانیم.
ولی اقای خاتمی عزیز تو رو به خدا بس است اینقدر اب در هاونگ نکوبید و یاسین در گوش این نا اهلان نخوانید.
اجازه بدید هر چه می خواهد بشود.
دیگر از این بدتر هم میشود؟؟؟ ولی خطر جنگ را داریم ولی عزیزم خود می دانی کسانی که جنگ و خون ریزی و نابودی مردم ایران و اثرات روانی جنگ روی نسل های بعدی را مقدس می خوانند (البته قصد توهین به رشادت رزمندگان جنگ ایران – عراق ندارم زیرا من فرزند جانباز هستم)
مطمئنا چنین حاکمانی از وقوع جنگ با روی خوش استقبال می کنند تا شاید مخالفانشان هر چند به زور در جنگ رفته و کشته شوند و حکومت خودشان را بدون مخالف ادامه دهند.
ای بابا دیر شده دیگه واسه حضرات. اصلا بحث منطق نیست ایشون خوب میدونه که کی درست میگه. منتها انقدر کینه و نخوت و خودکامگی وجودش رو گرفته که فقط حرف خودش رو میزنه.
حقانیت جبهه ای اصلاحات در منش عقلانی وارمانهای انسانی ان نهفته است درعوض قدرت طلبان باصطلاح اصولگرا که با چنگ ودندان به قدرت چسبیده اند وبیت المال را مانند شیرمادر حلال دانسته وبزای حفظ قدرت بهیچ کس رحم نکرده ازمرشدشان ماکیاول تبعیت میکنندارمان مقدس امام وشهدارا به سریه گرفتند زوداست به کیفراعمال زشت شان گرفتارشوند
جناب خاتمی.
گدایی و التماس در سیاست رسم نیست مردم را سازمان دهید تا از حق خود دفاع کنند.
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام به سید بزرگوارو لیدر اصلاحات جناب آقای خاتمی.
ما براین باوریم که حرکت اصلاحی شما بدون وجود یک رهبر، به مثابه پیکری بی سر است که هیچ گاه نخواهد توانست به اهداف خود دست یابد. شما که معتقد به خرد جمعی می باشید پس چرا این مهم را در حرکت خود لحاظ نمی کنید.نبود هسته مرکزی رهبری مردم را پراکنده و نومید می سازد.اگر حرکت انقلابی مردم در سال 57 به نتیجه رسید قطعا علت اصلی آن وجود رهبری پذیرفته شده از سوی مردم بود .همین مردم وقتی فردی را پذیرفتند، از جان ومال در راه اهداف معروف خویش مضایقه نمی کنند. تصور کنید چرا امروز آقایان موسوی و کروبی و بعضی از همفکران و معاونین شما در بندند؟آی بجز این است که حاکمیت خواسته راس جنبش حق طلبی و قانون مداری را از بدنه اجتماع دور نگه دارد تا مردم در مطالبات خویش دچار تشتت رای و ناامیدی شوند وتوان دفاع از حقوق خود را نداشته باشند.و همین هم شده است.شما با پذیرش رهبری اصلاحات می توانستید بسیاری از معادلات را به سود مردم تغییر دهید.اما فرمودید مردم خود قهرمانند.وبار مسئولیت را وانهادید.
شما در سخنان خود همه را به وحدت فرا خوانده اید.با این فرض که همه دلسوز انقلاب و اهداف آن باشند ، این دعوت بسیار بجا وضروری است. اما چه فکری در مورد عناصری دارید که در اندیشه دیروزین انقلاب نیستند و در هر حرکتی منافع وسهم خود را مطالبه می کنند. بعلاوه کسانی هستند که متاسفانه یا خود حضرات معظم اند و یا پیرامون حضراتی هستند که اساسا مردم و بویژه اصلاح طلبان و سران جنبش سبز را غیر خودی می دانند و به هیچ روی حاضر به همکاری و پذیرش آنان در جمع خود نیستند و نه به باورهای شما و آنان اعتماد و اعتقاد دارند.کاش شما و ما روزنه هایی از بهبود اندیشه آنان در راستای حرکت اصلاح طلبی می دیدیم ./ با صاحبان قدرت و در مشت دارندگان ثروت بی حساب چگونه می شود مصالحه کرد؟ قطعا از موضع ضعف به تصور آنان چیزی جز دریوزگی و عجز در پی نخواهد داشت . آنان در نمی یابند اجباری در همراهی کردن با مردم دارند. ببینید آیا در ارکان و بدنه آنان چیزی به مفهوم کارگزاری و پاسخگویی به مشکلات کشور به جز آنچه عرش آنان رابه خطر اندازد ، دیده می شود؟ این مطالبه مظلوم است از ظالمی که احساس قدرت برایش شیرین وممتاز می باشد.
بعضی و متاسفانه بسیاری از کارگزاران امروز خود را در آخر خط می بینند. یعنی تصور این که افرادی با آرای آزاد مردم بر سرکار آیند و حکومت چرخشی معنا دار به سمت قانون گرایی و حقانیت پیش رود، را کابوسی هولناک می بینند. یعنی می داننداولین شماره روزنامه آزاد که چاپ شود بی تردید به جرایم آنان می پردازد.
این حکم قضایی چرا و بر اساس کدام بند قانونی صادر شده است؟خاطی کیست و چرا این حکم صادر شده است.
این قرارداد تجاری به چه منظور و به چه مصلحتی منعقد گردیده . سود واسطه گری آن چرا بیش از اصل سرمایه است؟
کمک تسلیحاتی یک سویه و بی نتیجه ای که بر خلاف مصالح ملی انجام شده مطابق چه مصلحت ومنطبق با کدام یک از اصول قانون اساسی است ؟
و…………………………………..
ملت ما امروز با حاکمیتی مجرم و نه خطا کار رو بروست که تضییع حقوق و مباشرت در جنایات و تقلب آشکار و دست درازی در بیت المال و خیانت و مقاومت در برابر قانون را در پرونده خود دارد. پرسش این است ممکن است این بافت ناساز بامصالح ملی به قانون و همراهی و کوتاه آمدن در برابر عقلانیتی که شما پیشنهاد می کنید تمکین کند و گامی به سوی ملت بردارد.؟ سخنان کلی شما بسیار خرم دیده می شود. اما با واقعیت فاصله دارد. ما از شما به عنوان رهبر فکری و سیاسی استدعا داریم حرکتی روشمند ارائه دهید به نحوی که قابل اجرا باشد.حاکمیت امروز تن به سختی و مشکلات نزاعی طولانی با بیگانگان می دهد اما به مصالحه با مردم هرگز. چرا که در مصالحه با مردم در تله می افتد اما در رویارویی با جنگ فرصت بیششتری در مهار مخالفان می بابد. ظواهر امر و اشتلم های حاکمیت به دنیا حکایت از این حقیقت بسیار تلخ دارد.سلام به شما
آقای خاتمی. کار از کار گذشته…دیگه بشکه زهر هم اثر نمیکنه…باید تا تهش برن…
شعار و هدف ما یک چیز است: مرگ بر دیکتاتور
من یک سئوال از حضرات معظم دارم: اگر بستن فضای سیاسی و ایجاد تک صدایی و برقراری حکومت امنیتی خوب است که ما همه را در زمان شاه داشنیم. مگه بیکار بودیم که انقلاب کردیم؟؟؟ حداقل زمان شاه وضع اقتصادی مردم بهتر از حالا بود!
گوش شنوايي هست؟؟؟؟
1) شخصیت و بینش اقای خاتمی بسیار متاثر از امام موسی صدر است! البته فامیل نیز هستند! همسر گرامی اقای خاتمی خواهر زاده ی امام صدر و نواده ی مرجع فقید ایت الله حاج اقا حسین قمی است! که حضرت امام نیز از او متاثر است!! 2) همانگونه که امام صدر با انهمه محبوبیت و مقبولیت حسودان فراونی داشت! تا جایی که او را ربودند! و سرنوشتش نامعلوم! اقای خاتمی نیز حسودانی بسیار دارد و در پی نابودیش! 3) چندین سال پیش رفته بودم دانشکده ی اللهیات تهران! برا کنگره ای که برای امام صدر برگزار شده بود!_ خب ادای دین ی بود! بعد از اون ماجرای بستنی فروش مسیحی در لبنان که در جایی مطالعه کرده بودم خیلی به شخصیت ایشان علاقه مند بودم!! – در این کنگره با یکی از بستگان امام صدر راجع به سرنوشت امام سوال کردم! ایشان همین توضیحات اقای خاتمی و یک سری چیزهای دیگر برایم نقل کردند! از جمله اینکه بعضی از اقایون در قم و تهران در ربودن اقای صدر با قذافی دست داشته اند! و از این جهت بسیار متاثر شدم! امید وارم سرنوشت قذافی برای اینها درس عبرتی باشد! 4) اقای خامنه ای اگر نیک بیندیشد باید سخنان معقول و سازنده ی فاضل اندیشمند خاتمی را بپذیرد! و گر نه! باید همان راهی برود که قذافی و دیگر اسلافش رفتند! راه خاتمی همان راه میان بری است که سر انجام بی خطر به مقصد خواهیم رسید! پیشنهاد اقای خاتمی تنها راه نجاتی است که در مقابل اقای خامنه ای است! گر چه بعید میدانم خامنه ای بپذیرد! گرچه به طور کل نا امید نیستم!
سلام
اگه حكومت مال خودشان!جو حكومتي هم مال خودشان ميخوان بسته باشه! گول نميخورن
ديگه حرف قشنگ خريدار نداره
سيد يكم خشن تر و دلدارتر حرف بزن نترس البته نه براي مردم براي سهمت از حكومت دست نشانه امريكا مصاحبه ژيسكاراستن رئيس جمهور سابق فرانسه با روزنامه جامعه را يادته؟
اقای خاتمی شما از فردای انتخاب شدن به مقام ریاست جمهوری انتخابات و حکومت را به طرف مقابل واگذار و تمام کسانی را که به شما رای داده بودند مایوس کردید وهمیشه در اخرین لحظه به بهانه حفظ نظام به گفته ها ی خود وخواسته های مردم پشت کرده اید ولازم نیست حالا بزرگواری کرده و چیزهای نداشته خود را به طرف مقابل ببخشید.
__”آقای خاتمی تاکید کرد که این جریان دنبال حکومت یک جناح نیست، بلکه دنبال حاکم شدن عقلانیت بر کشور است تا سرمایه های ملی اینگونه هدر نرود.”
آقا در جوابتان (اگر جواب دهند) حتما میگوید : مگر در این مدت چند سال، سرمایه هدر رفته؟!
__”تأکید آزادگان بر تغییر روش مدیریت کشور از طریق قانون و اصلاحات؛ نه براندازی.”
برادران گل من، خوب میدانم کسانی که در این ملک بیشتر از هر کسی از شرایط فعلی ناراحت هستند، شما عزیزان هستید که لااقل از نزدیک برای حراست از ایران جنگیدید و عضوی از جسمتان را فدا کردید و حق هم دارید بگویید “تغییر روش مدیریت کشور از طریق قانون و اصلاحات؛ نه براندازی”، بله فکر میکنم اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران هم با شرکت کردن در انتخابات 88 این را ثابت کردند اما بعد از انتخابات دیدند که مشکل اصلی،اشخاص خاصی هستند که همین قانون فعلی به آنها قدرت داده و طبق همین قانون به هیچ کس نباید جواب بدهند.لااقل از طرف خودم میگویم وقتی بعد انتخابات این چهره نظام را دیدم و فهمیدم هر کاری میتواند طبق همین قانون انجام دهد و کارهای غیرقانونی اش قانونی میشود به این نتیجه رسیدم که مشکلات دادن آزادی یا … نیست بلکه مشکل اصلی وجود آن اشخاص و مقام آنهاست.حال آیا میشود بدون آن کلمه ای که آخر جمله گفتید ،این اشخاص را کنار گذاشت؟ قطعا تا یکسال بعد از انتخابات 88 فکر حمایت از براندازی را هم نداشتم و محال بود هرگز به آن فکر کنم چون اصلاح را چاره کار کشور میدانستم اما بعد آن سال و بعد از آنکه برایم مبرهن شد که آن اشخاص نمیخواهند قدرت را از دست بدهند همه چیز عوض شد..
حال اگر حتی حکومت آن آزادیهایی که آقای خاتمی مدنظرشان است را اجرایی کند باز هم از مشارکت مردم در لااقل دو انتخابات آینده ،از نظر من،خبری نخواهد بود.چون دیگر اعتماد به حکومتی که هر کاری از دستش برمیاید وجود ندارد و وقتی اعتماد از بین رفت ،بازسازی آن تقریبا محال است.
با سلام خدمت آقاي خاتمي عزيز. مردم در جامعه امروز ما به سه دسته خودي (افراد حكومتي) غير خودي ( افراد رانده شده از حكومت) و نوخودي ( مردم عادي) تقسيم ميشوند
اقای خامنه ای ای ناصب احمدی نزاد ای فرمانده زندان اوین ای رهبر شکنجه گران و دزدان و قاچاقچیان و کسی که بعضی از مقدس مابان تو را قلبا وارث مهدی میدانند و امثال من تو را وارث معاویه و هارون و منصور دوانیقیها میدانم گوش کن سید محبوب و معزز توسط خداوند و تحقیر شده توسط تو که افتخاری بزرگ است میفرماید
تفاوت ما با دیگران، در “اخلاق” است
بته خدا را شکر که در همین قوه قضاییه یک مورد که مدیر درجه یک یا پایین تر اصلاحات به اتهام سوء استفاده محکوم شود نبود
اقای خامنه ای تو این بیگناهان را به بند کشیدی و دزدان و قاچاقچان را بر ما مسلط کردی هر چه این ملت میکشد از دست شخص اقای خامنه ای دیکتاتور متوهم میکشد
آقاي خاتمي
براي رياست جمهوري كانديد شويد
اقای خاتمی از اقای خامنه ای درخواست ازادی برای نقد دوستان اصلاح طلب میدهد ولی بنظر نمیداند که اقای خامنه ای حتی نقد اصلاح طلبان توسط خود را زمینه براندازی حکومت خود میداند چون نقد ازادانه شیرین و دلنشین و بسیار طالب دارد و این شیوه نقد باعث مطالبه ان توسط دیگر اصولگرایان خواهد شد و ودرنهایت باعث افتادن پرده از ان خلوتهای اقایان خواهد شد و این برای اقای خامنه ای مطلوب نیست
آقای خاتمی گوش حاکمیت از سال 88 کر شده
موعظه بیهوده نکن
یعنی چی حکومت مال خودتان؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حکومت ها برای مردمان هستند. حکومتی که غیرمردم باشد بایــــــــــــــــــــــــد از بین برود.
خاتمی نمیخواهد واقعیت را باور کند مثل مادر بزرگ من که زمان انقلاب میگفت شاه خودش خوبه اطرافیاش بدن
دیکتاتور خون اشام معمر قذافی محبوب جلال الدین فارسی بود و جلال الدین از محبوبین اقای خامنه ای است با توجه به وجود جلال الدین فارسی در صحنه مبارزاتی ایام موسی صدر شک نکنید که جلال الدین فارسی قاتل به احتمال زیاد از یا در توطئه قتل امام محرومین موسی صدر محبوب دخیل یا مطلع است . در این زمان اقای خامنه ای میتواند از محبیوب خود جلال قاتل علت را جویا شود . اما مگر حسود اول ایران اقای خامنه ای میتواند موسی صدر یا محمد بهشتی و امثالهم را در صورت حضور تحمل کند و یا اگر اینان در قید حیات بودند کی دور به این جاهل می رسید
محمد خاتمی فرزند فاضل و متقی امام خمینی است . دیکتاتور بداند عزت خدا دادی است و خداوند محمد خاتمی و میر حسین و شیخ شجاع را عزیز داشته چون خود را وقف بندگان خدا نموده اند و به نام دین محمد اسباب حکومت خود را از جمله زندان و داروغه و قاچاقچی و چماقدار و دزد قاضی شارحها فراهم ننموده و بندگان خدا چون تو فرعون به فرقه فرقه تقسیم ننموده اند (خودی و غیر خودی )(إن فرعون علا في الأرض وجعل أهلها شيعا )و تحقیر محمد خاتمی و میر و شیخ تو معاویه زمان باعث عزت بیشتر ای بیگناهان در نزد ایرانیان شده استا پس بسوز و بسوز وبسوز که محمد خاتمی و یارانش ما بر عکس احمد خاتمی تو یارانش محبوبین و مطلوبین و مقربین مردم و در نهایت مقربین درگاه الهی هستند . خدایا خاتمی و یارانش میر و شیخ را به حق خون حسین سربلندتر گردان و رسوایی را نصیب ظالم جائر فاسق بگردان
و دوباره خاتمي چون نگين انگشتري مي درخشد قدر اين مرد بزرگ را بدانيم كه مسير ازادي اين ملت و كشور از ايشان مي گذرد.
درود بر ایشان که دغدمند و دلسوز واقعی این کشور و مردم ان هستند و طعنه طاعنان ایشان را از این مسیر بازنمی دارد و همواره نگاهشان به بهبود زندگی و عزت ایرانیان است
از انجایی که سخنان ایشان همراه با صدق و بدور از ریاست و برگرفته از فطرت بشریت است، بر دل می نشیند.
آقای خاتمی رو هم دیدیم همه موقعه ای که بیرونه گود هستن میگن لنگش کن ولی وقتی داخله گود هستن تماشاچی هستن ای بابا ایکاش همه حرفایی رو که زدن کمی هم اعتقادقلبیشون بود اینجوری که از اسلام و اخلاق گفتند فک کردیم استاد اخلاق هستن کلاسای درس اخلاقش کی هست خبر خبر دار کنید بیاییم بابا از دست میره این جملات
امیدوارم حکومت به این نصایح پدرانه سید خاتمی گوش فرا دهد. باید بقیّه اصلاح طلبها هم فعال شوند و از ارزشهای انقلاب دفاع کنند به خصوص که این روزها طرفداران سلطنت و بی بند و باری شورای مثلا ملی راه انداختند، البته که کاربران انقلابی و اصلاح طلب این روزها کاملأ فعال هستند و موفقیت خوبی در بی اعتبار کردن چنین شوراهای براندازی کسب کردند اما آنها به تنهائی نمیتوانند با همه این عوامل برخورد کنند و نیاز است سران اصلاح طلب و انقلابی چون جناب خاتمی فعال باشند در غیر این صورت یک روز از خواب بیدار میشویم و میبینیم بی حجابها در خیابان راه میروند و ثمره خون شهیدان انقلاب اسلامی از جمله شهدای ۱۷ شهریور از بین رفته است.
من به اقای خاتمی ورجاحت عقل ایشان عقیده وایمانی راسخ وکامل دارم. خاتمی کسیت که اگر او را برای تمام عمر به ریاست این مملکت بگذارند همه نفع میبرند وایران را اباد میکند« از همه نظر سیاسی اقتصادی اجتماعی فرهنگی. والله که راه همان استکه این سید بزرگوار میگوید والبته سید در بند ما. وراهی جز این نیست. ما نمیگوییم.تاریخ میگوید. البته هرکس حق دارد از خاتمی انتقاد کند اما به نظرم با توجه به شرایط کشور ونظام وسیستم حاکم خاتمی بهترین سریعترین وکم هزینه ترین را برای مردم انتخاب کرد(اصلاحات). به نظرم رهبری میدانند خاتمی چه مرد بزرگیست اما دستهایی در کار است تا ایندو را از هم دور کند« ولی کور خوانده اند. انهم بعد از افتضاحی که احمدی نژاد ودار ودسته اش به بار اوردند« حتد در زمان جنگ تحمیلی هم ایران اینقدر منزوی وضعیف نبود. چون از داخل قوی بود. متاسفانه نظام در سال 88 اشتباه بزرگی وشاید جبران ناپذیری مرتکب شد« باشد تا شاید به جبران براید
منطق فرعون (ما اریکم الا ما اری وما اهدیکم الا سبیل الرشاد) به شما جز انکه خود میبینم نشان نمیدهم وشمارا جز به راه تکامل هدایت نمیکنم. این کلام فرعون بود به بنی اسرائیل. شما را به یاد چه می اندازد؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام سید…..قربون جدت …..اینقدر مهربون نباش…..خوی و خصلت امام حسن ع در این عزیز وجود داره…و خلصت امام حسین ع در میر حسین عزیز ما….
دوصدگفته چون نیم کردارنیست… ..قبول کنیم مدیریت یعنی تصمیم صحیح و به موقع….من دربرگزاری سالگرد16 اذر76 بااینکه44سال داشتم درجمع دانشجویان جوان شاهد جلسه ای پرشوربودم بطوریکه درسخنرانی خود گفتید من تب دارم ولی این جلسه بیش ازحدمرابه وجد اورده که …./سید بزرگوار!چه شد سال 83 درسالگرد16 اذر درجلسه مشابه برسر دانشجویان حاضر فریاد زدید:…میگویم بیرونتان کنند! تصور میکنم شما باوجودتاکیدات مکررالهی بروفای به (عهد وپیمان )متاسفانه……..ومنتظری ومیرحسین وکروبی دراین امتحان الهی سربلند شدند.شما هم باعبرت از گذشته یاخاموشی رابرگزینید یا ….
این اراذل امنیتی- نظامی بر سر دو راهی باخت- باخت قرار گرفته اند و وقایع کم کم به نفع جنبش سبز پیش می رود. حالا نمی گم چرا این فکر را دارم. اندگی صبر….
جناب خاتمی اگر نخواهید روشتان را تغییر دهید وهمینطور بر گفته های همیشگی خود فقطپافشاری نمائید ..اتفاقات منتظر شما نمیمانند وعوامل تعیین کننده دیگری چه از داخل وچه از خارج خود را نشان خواهند داد چرا که نیاز جامعه نمتواند منتظر صبر شما بماند ..اگر براستی نمیخواهید خارجیان با فشار های خود چه با تحریم وچه احیانا با جنگ بخواهند این نیاز جامعه را جوابگو باشند بایستی خود را متناسب با نیازها منعطف سازید وبا خواست جامعه همراه شوید وگرنه خارجیان با زور بیشتر خود تعیین جهت میکنند وخدای نکرده افسار را انان به دست میگیرند ..اگر براستی نمیخواهید چنین شود باید زورتان را بیشتر از خارجیان کنید ..تا در تقابل قوا شما به عنوان نیروی داخلی بر نیروهای خارجی بچربید ..اگر براستی میخواهید نظامتان را حفظ کنید واز جنگ جلوگیری کنید بایستی روشتان را تغییر دهید ..فکر کنید
خاتمی مردی عاقل و دور اندیش است و همچون موسوی درد دین و ایران را با خود دارد
شرکت کن تا مسخره عالم شويد . اسم شماها از صندوق جادويی در نميايد…
آقای خاتمی سیاسیت مدار قابلی هست دوستان در این وضع تحریم و تحدید های خارجی که متاثر از سیاست های خارجی غلط میباشد سید میخواهد خواسته ها و ارزش های خود را فدای موجودیت ایران اسلام و مردم کند میانه رواست چون به ایران فکر میکند نه خواسته های خود،سید خدا حافظت باشد بدان دل مردم با توست ما به تو ایمان داریم
نماد اخلاق محمدیه.
دنبال قدرت نیست.
دلسوزه.
کاش بفهمیم
با سلام خدمت ایرانیان همه از یزدان بزرگ بخواهیم که امام خامنه ای یکی دوسال دیگر بر این کشور امام زمان حکومت کند. آقای خاتمی بیخود میفرماید. زنده باد امام خامنه ای و فرزند برومندش سیدمحمود احمدی نژاد.
گلایه شدید از آقای خاتمی! در چنین جایی که بسیار بجا بود آزادی میرحسین عزیز و شیخ شجاع و رهنورد گرامی رو مطالبه کنید چرا مطالبه نکردید؟
واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این هم سر و رازی دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خاتمی یک نعمت الهی برای کشور است ولی متآسفانه کینه توزی و قدرت طلبی اجازه بروز و ظهور مجدد خاتمی و تفکرات بلندش را نمیدهد ، کینه از او بحدیست که حاضرند ایران را به افغانستان و سوریه دیگری تبدیل کنند ولی به خاتمی و ملی ها میدان ندهند ، متآسفانه.
“” از یاد نبریم که دشمنانی داریم که “اصل” را نمی خواهند؛ نه اینکه این جناح و آن جناح را نخواهند، اصلا جمهوری اسلامی را نمی خواهند””
خاستم بگم که دیگه قضیه از اینکه حالمون از حرفای خاتمی به هم میخوره گذشته