سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » طالقانی را منافق‌پرور می‌دانند و بهشتی را کمونیست؛ یادداشت لطف‌الله میثمی در سی سال قبل...

طالقانی را منافق‌پرور می‌دانند و بهشتی را کمونیست؛ یادداشت لطف‌الله میثمی در سی سال قبل

چکیده :این مقاله تصویری در ذهن مخاطب می‌سازد تا به مدد آن به نگرشی جامع‌تر از مجموعه تحلیل‌های سیاسی – اجتماعی سی و چند سال گذشته دست یازد؛ تحلیل‌هایی چند سویه و گاه منطبق و گاه متنافر با وضع‌های واقعا موجود. به بیان دیگر این مقاله نشان می‌دهد که حفره‌های پدید آمده پس از حذف نیروهای مرجع انقلاب، چه پیش از نگارش این مقاله و چه پس از آن ‌چه پیامد‌هایی داشته است....


لطف‌الله میثمی از آن دست فعالان سیاسی است که در تاریخ زیست سیاسی خود هیچ‌گاه عقب ننشسته است، چه او در سال‌های مبارزات ضد سلطنتی – قبل از انقلاب اسلامی – در صف نیروهای سازمان مجاهدین خلق بوده و پس از انقلاب هم هیچگاه نوشتن و تلاش در راستای آرمان‌های خود را ترک نکرده گرچه ممکن است آرمان او در ساحت روش و منش دستخوش تغییراتی هم شده باشد. او در سال‌های اوج‌گیری انقلاب در سیر مبارزات نقش‌آفرینی کرد و پس از پیروزی انقلاب هم کوشید تا همواره به عنوان یک نیروی منتقد که بعد‌تر بیشترین قرابت را با جریان‌های ملی- مذهبی داشت نقش‌آفرینی کند.

روزنامه شرق درخواست گفت‌وگویی را برای یک ویژه‌نامه با وی مطرح کرده که او ترجیح داده تا مقاله حاضر را که در «شماره ۲۱ نشریه راه مجاهد منتشر شده در اسفند ماه ۱۳۶۲ است» در اختیار این روزنامه بگذارد. خواندن این مقاله از لطف‌الله میثمی پس از قریب ۳۰ سال از انتشار اولیه آن واجد چند خصلت مهم است؛ یکی اینکه فراز و فرودهای فکری و تحولات عقیدتی یک نیروی انقلابی را پس از ۳۰ سال به خواننده نشان می‌دهد، گرچه وی در راه مجاهد نیز از خود چهره‌ای استراتژیست نشان داده است، دوم اینکه این مقاله پس از ۳۰ سال می‌تواند به مثابه یک سند تاریخی کارکرد داشته باشد و دیگر اینکه مطالعه آن، اثر مهمی در افزایش درک از روند طی شده انقلاب اسلامی ایران برای مخاطب خواهد داشت، خاصه آنکه مقاله مزبور در سال ۶۲ و پس از – تقریبا – اتمام ترورهای مقامات برجسته جمهوری اسلامی در ایران نگاشته شده است.

این مقاله تصویری در ذهن مخاطب می‌سازد تا به مدد آن به نگرشی جامع‌تر از مجموعه تحلیل‌های سیاسی – اجتماعی سی و چند سال گذشته دست یازد؛ تحلیل‌هایی چند سویه و گاه منطبق و گاه متنافر با وضع‌های واقعا موجود. به بیان دیگر این مقاله نشان می‌دهد که حفره‌های پدید آمده پس از حذف نیروهای مرجع انقلاب، چه پیش از نگارش این مقاله و چه پس از آن ‌چه پیامد‌هایی داشته است…

بسم الله الرحمن الرحیم

به دنبال پیام‌ها و هشدار‌ها مبنی بر کودتای خزنده و جریان دست‌های مرموز در درون نیروهای انقلاب که دارای اهمیت بسزایی بر آن شدیم که این جریان را بیشتر شناخته، شیوه‌هایشان را تا حد ممکن معرفی نموده تا بتوانیم با آن برخورد اصولی بنماییم. امام خمینی در سخنرانی‌های گذشته و اخیرشان بدین مضمون گفتند که آمریکا نمی‌تواند به لحاظ نظامی ما را از پا دربیاورد، بلکه سعی دارد از درون با شیوه‌های تفرقه‌افکنی ما را از هم بپاشاند و اشاره کردند به کسانی که دیروز دخالتی در سیاست نمی‌کردند و حالا سیاست و انتخابات را می‌خواهند به انحصار خود درآورند و توده‌های فطری را کنار بزنند.

برخی از شیوه‌های دست‌های مرموز

۱- قانونمندی سه «ت»

دست‌های مرموز در سه وجه موازی با هم «ترور»، «تکفیر»، «تصفیه» حرکت می‌کنند که هر کدام مکمل دیگری بوده که البته در راس همه آن‌ها تروریسم آمریکایی است. هدف آن‌ها ایجاد انفعالی است که پایگاه شیطان باشد.

تروریسم، عناصر انقلابی و خط امامی مکتبی را ترور می‌کند تا زمینه روی کار آمدن جریانات غیرمکتبی و عافیت‌طلب را فراهم نماید که این‌ها نیز به نوبه خود برای حاکمیتشان دست به ترور سیاسی و تکفیر و بالنتیجه تصفیه عناصر انقلابی خط امامی می‌زنند و با شیوه‌های غیراسلامی خود خوراک تبلیغاتی تروریسم و رادیوهای بیگانه را فراهم می‌آورند و در این دور خبیثه هر کدام دیگری را تقویت می‌نمایند.

۲- چماق، نه فقاهت

دست‌های مرموز کسانی هستند که علاوه بر اینکه سنگ اسلام فقاهتی را به سینه می‌زنند ولی با نظرات فقهای بزرگوار مخالفت می‌ورزند. این‌ها اسلام فقاهتی را به صورت چماق برای تکفیر و کوبیدن دیگران درآورده‌اند. نه اینکه به فقه ۱۴ معصوم و متون اصلی آن و ایدئولوژی امام واقعا معتقد باشند. آن‌ها در ظاهر هر چند سنگ شهید بهشتی را به سینه می‌زنند و قول امام دایر بر اینکه شهید بهشتی یک امت و شهید مظلوم بود را قبول دارند ولی این شهید را به صورت حربه‌ای درآورده‌اند برای کوبیدن دیگران، معهذا مواضع شهید بهشتی که از خود شهید جدا نیست را کمونیستی می‌دانند.

۳- مفسر قرآن یا منافق‌پرور

با اینکه امام خمینی مرحوم طالقانی را ابوذر زمان و مفسر قرآن خوانده‌اند که تاکنون کسی را به این نام نخوانده‌اند و حتی خواندن تفسیر پرتوی از قرآن را به فرزند شهیدشان مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی تاکید و توصیه کرده بودند، اما این جریان خزنده ایدئولوژی مرحوم طالقانی را منافق‌پرور دانسته و مطالعه کتب ایشان را از اتهامات می‌دانند.

۴ – خزندگی فرهنگ یونان در آموزش‌های موجود

دست‌های مرموز کسانی هستند که از یک طرف به ظاهر رهبری امام را قبول می‌نمایند ولی از طرف دیگر معتقد هستند که باید فلسفه و منطق یونان را آموزش داد و جا انداخت تا اینکه ترجیحا فقه متناسب با آن و دلخواهشان بر آن سوار شود. این‌ها از یک طرف از موضع امام در برابر کتاب‌های ارسطو اطلاع دارند و از طرف دیگر در مکتوبات و آموزش‌هایشان کلید فهم قرآن را منطق ارسطو می‌دانند.

۵- ایجاد دوقطبی کاذب

یکی از شیوه‌های امپریالیسم برای مقابله با انقلاباتی که از پتانسیل انقلابی بالایی برخوردار هستند و نمی‌توانند با آن انقلابات به مقابله نظامی بپردازند این است که نیروهای بالقوه و بالفعل انقلابی را به جان هم انداخته تا یکدیگر را تضعیف نموده و موجبات رقص و شادی شیطان را فراهم آورند. لذا شیوه‌های شناخته‌ شده و تجربه‌ شده دست‌های مرموز ایجاد دوقطبی‌های مصنوعی و کاذب بین نیروهای انقلاب است مانند: الف – دوقطبی کاذب مشروطه، مشروعه و تبرئه استبداد سلطنتی، ب- دوقطبی کاذب درگیری مسلحانه فلسطینی‌ها در طرابلس و تبرئه صهیونیسم، ج- دوقطبی کاذب بهائیت و ضد بهائیت و تبرئه دربار و امپریالیسم… در درون انقلاب خودمان دست‌های مرموزی هستند که علی‌رغم افشای ۷۰ صفحه اسناد لانه جاسوسی در مورد دکتر بقایی از موضع هواداری از او، مصدق را آمریکایی و فراماسون دانسته و آگاهانه سعی دارند برای ایجاد دوقطبی کاذب، هواداران غیرواقعی و سازشکار مصدق را مصدقی جلوه داده و با این دسیسه زمینه دوقطبی کاذبی که سرنخ هر دو به غرب منتهی می‌شود را فراهم نمایند. نمونه دیگر اینکه از یکسو در میان هواداران ساده‌اندیش جنبش ملی مجاهدین، القا کردند که رژیم جمهوری اسلامی و خط امام ارتجاعی‌تر و بد‌تر از ساواک و سلطنت‌طلب‌ها هستند و این زمینه‌ای شد تا هر دو جناح یکدیگر را دشمن اصلی خود قلمداد کرده و با پیدایش خط مشی تروریسم آمریکایی زمینه‌ها و ایجاد دوقطبی تروریسم و ضد تروریسم را جهت محو خط امام فراهم آورند. که نتیجتا تبرئه، نفوذ و قدرت گرفتن ساواک و سلطنت‌طلب‌ها را به دنبال داشته و دارد.

۶ – خط نه جنگ

علی‌رغم اینکه امام جنگ را عمل صالح زمان و اصلی می‌دانند دست‌های مرموز خزنده نه تنها سعی دارند جنگ را از اصلیت بیندازند بلکه جنگ را بهانه‌ای برای تثبیت خود و تصفیه عناصر انقلابی و جلوگیری از انتقادات اصیل قرار داده‌اند.

۷- مارک زدن‌های خود محتوا

دست‌های مرموز کسانی هستند که معتقد به عادی کردن روابط با آمریکا هستند و مساله گروگان‌ها را نیز برای این عادی کردن قلمداد کردند. از یک طرف در تنظیم بیانیه الجزایر نقش فعالی داشتند و از طرف دیگر همان‌ها از چنین موضعی به مصدق مارک آمریکایی بودن می‌زنند در حالی که حتی شهید آیت در جزوه نگرشی کوتاه بر نهضت ملی یکی از علل کودتا را عدم سازش مصدق با آمریکا و انگلیس دانسته است.

۸- جابه‌جایی اضداد

عده‌ای به جای آمریکا، شوروی را اصل می‌گیرند تا به قول امام، آمریکا را از ائمه‌الکفر بودن بیندازند در حالی که امام معتقد هستند آمریکا شوروی را هم به بازی گرفته است. این‌ها دست‌های مرموزی هستند که به خاطر ترس از انزوا نظراتشان را آشکارا نمی‌گویند. ولی در شیوه‌ها شوروی را ائمه‌الکفر می‌دانند.

۹- تطهیر انجمن حجتیه

دست‌های مرموز کسانی هستند که علی‌رغم صحبت‌های امام و حتی بعد از آن پیرامون انجمن حجتیه و مواضع انحرافی آن، انجمن را یک جریان اسلامی، امام زمانی و معتقد به تقلید دانسته و سعی در تطهیر آن دارند و معتقد هستند که با انجمن در اصول و کلیات (کبری) اختلافی نداشته و اختلاف تنها در صغری و مسایل جزیی است.

۱۰- دفع دوستان و جذب فرصت‌طلبان

امام و پیروان صادقش اصل را بر جذب نیرو‌ها قرار داده و می‌دهند و هر کس که پیوند کمی هم با جمهوری اسلامی داشته باشد سعی در جذب و به کارگیری نیرویش دارند و با همین ملاک برای اشخاصی چون بنی‌صدر نیز میدان خدمت و فعالیت را نبستند مگر اینکه کسی جلو جمهوری اسلامی توطئه و قیام کند که کنار زده می‌شود. دست‌هایی هستند که اصل را بر دفع نیروهای وفادار انقلاب و امام گذاشته و هرکس را که با معیار‌ها و سلیقه‌های شخصی و گروهیشان نخواند با اتهام اینکه در آینده ممکن است منحرف شود کنار می‌گذارند. این‌ها به جای دیدن نقاط وحدت به نقاط افتراق تکیه می‌کنند.

۱۱– اجتهاد نه تقلید

اسلام واقعی و خط اسلامی امام جوهر تشیع را اجتهاد و آزاداندیشی و رشد مکتبی می‌داند و اصل را بر اجتهاد و مجتهد شدن می‌گذارد نه مقلد ماندن و تا آنجایی پیش می‌رود که امام رهبری نوجوان جان به کف را می‌پذیرد. دست‌های مرموز کسانی هستند که نه تنها به نظرات امام وقعی نمی‌گذارند بلکه آگاهانه اصل را بر مقلد ماندن و تبعیت کورکورانه از خودشان قرار داده و تحت این عنوان هرگونه آزاداندیشی و تفکر خلاق و دخالت در سیاست را که در کادر و نظام فکری خودشان نگنجد به انحراف عدول اسلام فقاهتی متهم می‌کنند که این بهترین زمینه برای رشد و نفوذ افراد متملق و چاپلوس ابن‌الوقت است.

۱۲ – باند آری، تشکیلات نه

جوهر انقلاب گروه‌های خودجوش و تشکل‌های اسلامی و مردمی با شعار خدا، قرآن و خمینی بوده که هدف امام نیز رشد این‌گونه تشکل‌هاست اما دست‌هایی هستند که وجود این‌گونه تشکل‌ها را به نفع خود ندیده با استناد به عملکرد منفی گروه‌های منحرف با هرگونه فکر تشکیلاتی مخالفت کرده و با ایجاد جو ضد گروهی، تشکل‌های خط امامی را متلاشی می‌کنند. در حالی که در زیر پوشش این جوسازی‌ها باندهای نامریی خود را تحکیم و حاکم می‌گردانند.

۱۳ – خمینی‌نمایی

امام خمینی سیاست را اساس دیانت می‌داند به این ترتیب که انحراف در سیاست و خط مشی یک جریان انحراف در دیانت اوست. اما کسانی هستند که علی‌رغم خط مشی سازشکارانه و انحرافی و مرموز گروه عافیت‌طلب در گذشته و حال مواضع او را آگاهانه از دیانتش جدا کرده و بر اسلامی بودن آن‌ها صحه می‌گذارند که این به نحو ظریفی جدا کردن دین از سیاست است. این جریان از یک طرف سنگ امام را به سینه می‌زند و امام را برای دیگران خرج می‌کند ولی وقتی امام می‌گویند انجمن منحرف است به روی خود نیاورده و نه تنها صحبت‌های امام را جریان نکرده بلکه همچنان در خط خود پافشاری می‌نمایند.

۱۴ – اخلاق، تنها اختلاف اسلام و رژیم شاهنشاهی

با رفتن شاه و بازگشت امام از پاریس ایشان فرمودند: رفتن شاه قدم اول است و باید نظام سلطنتی در تمام وجوه دگرگون و نظام اسلامی جایگزین آن شود. اما تفکر خزنده‌ای در جمهوری اسلامی وجود دارد که معتقد است اختلاف ما با رژیم سلطنتی تنها در رعایت اخلاق و آداب اسلامی است و ما در زمینه نظام هیچ‌گونه فرق و اختلافی با رژیم گذشته نداریم. شاه مالکیت را قبول داشت، ما هم داریم. شاه ادارات داشت، ما هم داریم. این جریان‌‌ همان اسلام ملوکی است که امام اخیرا از آن نام برده است که سعی دارد حاکم شود. در حالی که در وجوه سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی هیچ اختلاف اساسی با آنچه در رژیم سابق وجود داشت، ندارد.


8 پاسخ به “طالقانی را منافق‌پرور می‌دانند و بهشتی را کمونیست؛ یادداشت لطف‌الله میثمی در سی سال قبل”

  1. ناشناس گفت:

    این حرکات مرموزانه که در گذشته شد .یکنوع ترور شخصیتی .وبعد ترور خودشان.که اسلحه دست حجتیه .ودستوراتش توسط امریکا توسط همین نمایندگان فعلی

  2. ناشناس گفت:

    برای همین به اینها می گن متحجر. اصلا در فکر ایشان تحول جایی ندارد. فقط موج سواری در جهت منافع گروهی را بلدند! همون روشی که در زمان شاه در ید خاندان سلطنتی بود. اینها هم همان خاندان سلطنتی هستند و فقط به جای تاج عمامه دارند!

  3. ابراهيم گفت:

    طرف هم خودش استالين فرض كرده !گويا تنها آدم مسلمان حكومت آقاي مرتضوي است

  4. ناشناس گفت:

    خامنه ای دوستدار سلطنت کردن است در حرکات و سکناتش به خوبی عشق به سلطان بودن دیده میشود

  5. ناشناس گفت:

    برای همين هردو نابود شدند؟!….

  6. محمد رزمنده سابق گفت:

    طالقانی ها و شریعتی ها و بهشتی ها و مطهری ها و منتظری ها و بازرگان ها و صحابی ها و.. که ریشه و بانی این انقلاب بودند و جوانان ان زمان را مانند من به انقلاب وا داشتند و خمینی را به ما معرفی کردند رفتند .متحجران و تازه از راه رسیدگان و قدرت طلبان و کم مایه گان و سر کوبگران و شکنجه گران حاکم بر این انقلاب خونین شدند .و به ان ها ارث رسید

  7. ناظر گفت:

    تازه آن موقع از ملاقات آن دو بزرگوار با جرج سوروس صهیونیست هم با خبر نشده بود ، شریعتمداری نماینده ولی فقیه در کیهان .

  8. Ali گفت:

    با سلام
    جناب آقای میثمی عزیز
    شما مرد از خود گذشته ای هستید که تمام زندکیتان وقف مبارزه گشته ولی ای بزرگوار کمی هم در خود بیندیش بیاد بیاور روزی را که با تمام وجود از ادامه جنگ بر علیه عراق دفاع میکردید و آنرا در مسیر تداوم انقلاب لازم میدانستید . حاصل آن چه شد . روزهای به اصطلاح فتح سفارت را بیاد بیاور که شما و یارانتان آنرا با تمام وجود حمایت و تداوم می بخشیدید . عاقبت نظریه شما که در ذهن طرح دادگاه انقلابی را میپروراندید و در مقابل نظرات واقع گرایانه با تمام وجود مقابله میکردید به کجا ختم گشت . شما انسان صادقی هستید و حتما قبول دارید که امروز وقتی به گذشته نگاه میکنیم دنیایی از تجربه را بهمراه خود یدک میکشیم شما که امروز از بالا به ماجراهای گذشته نگاه میکنید حتما بیاد میآورید که برخوردهای خشن چماقداران در خیابانها را حرکت خود جوش مردم تلقی میکردید و با آنکه با تمام وجود خودتان را مرید آقای خمینی میدانستید هرگز توان آن را نداشتید که با او در سیستمی که ایجاد نموده بود همراهی نمائید . فعالیت دوستان و مریدان شما در دادستانی انقلاب شهرستان گنبد را بیاد بیاورید . همراهان شما اکنون کجا هستند . ای دوست عزیز و گرامی یا از مبارزه دست بکشید و راه عافیت را جستجو کنید همان گونه که بیشتر یاران و مریدان شما نمودند و در غیر اینصورت حرف دلتان را بزنید و دست از دنیا بشوئید .