یک هفته با کارگران/ بیماری فعالان کارگری زندانی، حقوق معوقه و اخراج کارگران
چکیده :جامعه کارگری در حالی به پایان تابستان نزدیک می شود که حقوق معوقه، تعطیلی کارخانجات اخراج از کار و بیماری فعالان کارگری زندانی مهمترین رویدادهای این هفته اش بود. ...
کلمه – گروه کارگری: جامعه کارگری در حالی به پایان تابستان نزدیک می شود که حقوق معوقه، تعطیلی کارخانجات اخراج از کار و بیماری فعالان کارگری زندانی مهمترین رویدادهای این هفته اش بود.
بازگشایی مدارس نزدیک است و کودکان و فرزندان کارگر که بسیاری از آنان امکان حتی یک روز مسافرت را نداشته اند برای رفتن به مدرسه آماده می شوند. بازگشایی مدارس اندوهی دیگر بر دوش کارگران می افزاید. از هزینه های نوشت و افزار گرفته تا هزینه های حمل و نقل. هزینه نوشتافزار ضروری برای یک دانشآموز حدود ۱۵۰ هزار تومان است، بنابراین تهیه نوشتافزار برای خانوادههای کارگری که دو دانش آموز دارند تقریبا تمامی درآمد یک ماه آنان را میبلعد.
اما درد فزون تر این است که این تنگناهای معیشتی و مصائب جامعه کارگری جایگاه پررنگی در کنش های فعالان سیاسی ندارد، اگر نگوییم هیچ جایگاهی در کنش های آنها ندارد. آنهایی که گاهی تریبون نصیب شان می شود، در میان سخنان شان هیچ نشانی از اعتراض به این تنگناهای معیشتی و دشوارهای زیستی بخش اعظمی از مردم نیست. آیا تعطیلی پتروشیمی اصفهان و بیکار شدن پانصد کارگر، به اندازه یک دهم تعطیلی سفارت ایران در کانادا حساسیت فعالان سیاسی را برانگیخته است؟
بیماری فعالان کارگری زندانی و ممانعت از درمان آنها
برخی از فعالان کارگری زندانی با شرایط سخت بیماری در زندان مواجه هستند و مسئولین برای اعزام آنها به بیمارستان و انجام معاینات پزشکی و درمانشان همکاری های لازم را انجام نمی دهند.
محمد جراحی، فعال کارگری در بند است که مسئولین زندان تبریز از اعزام وی به بیمارستان جهت درمان سرباز میزنند. جراحی دچار عارضه بیماری از ناحیه گردن میباشد و طبق گفتههای پزشک باید برای تشخیص نوع بیماری نمونه برداری شود که تا کنون مسئولین زندان از این امر ممانعت به عمل آوردهاند و فقط با سی تی اسکن موافقت کردهاند.
محمد جراحی از اعضای سندیکای کارگران نقاش است که در دی ماه سال ۱۳۹۰ برای اجرای محکومیت خود بازداشت شده بود. وی از سوی دادگاه انقلاب به ۵ سال و شش ماه زندان محکوم شده بود.
رضا شهابی نیز در زندان با دردهای ناشی از بیماریش مواجه است. کمیته دفاع از رضا شهابی در آخرین اطلاعیه خود گزارش داده است که سلامتی اش بدنبال انتقال دوباره وی به زندان در خطر است.
این کمیته اعلام کرده است: رضا شهابی که پس از انجام عمل جراحی سنگین دیسک گردن و علیرغم نظر پزشکان مبنی بر لزوم دست کم 2 ماه استراحت در منزل و عدم توان تحمل کیفر راهی بند 350 زندان اوین شد، دچار مشکلات جدی شده است؛ به نحوی که جای عمل روی گردن چرک و عفونت کرده و کتف ها و دست راست او به شکل آزار دهنده ای درد می کند. شرایط جسمی رضا به حدی وخیم شده است که حال عمومی او نسبت به قبل از عمل بسیار بدتر است و خطر آسیب رسیدن به بافت های عصبی و نخاعی به دلیل عفونت وی را تهدید می کند.
علیرضا عسگری فعال کارگری دربند نیز از بیماریهای متعددی رنج میبرد. بیماری مزمن و حاد روده، آسیب دیدگی شدید لگن و مهرههای تحتانی کمر، ناراحتی قلبی که بیشتر اوقات دست چپ او را تحت تاثیر قرار داده و بیحس میکند، کم خونی شدید که غالباً او را میآزارد و حتی ایستادن را برای او سخت میکند و بیماریهای پوستی (قارچ و دملهای چرکین زیر پوستی) که خارش بسیار آزاردهندهای دارد، از جمله مشکلاتی است این فعال کارگری دربند با آن مواجه است؛ که ضرورت رسیدگی و معالجهٔ جدی و فوری را در مراکز ویژهٔ درمانی میطلبد. کادر پزشکی زندان نیز با توجه به وخامت حال علیرضا عسگری و نبود امکانات لازم جهت معالجهٔ او در زندان، اعزام هر چه سریعتر وی را به مراکز درمانی جهت انجام معالجههای مربوطه و عملهای جراحی لازم و ضروری دانستند اما تا کنون هیچ گونه اقدامی از طرف کارگزاران مربوطه جهت رسیدگی به وضعیت وخیم ایشان صورت نگرفته است.
عسگری قبل از دستگیری و بازداشت حال عمومی مناسبی داشته است و این خود سندی محکم بر اعمال فشارهای شدید جسمی و روانی بر او و شرایط بد نگهداریاش است. این فعال کارگری عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری است که در حمله نیروهای امنیتی و نظامی به مجمع سالیانه این تشکل کارگری در خردادماه گذشته به همراه جمع زیادی از فعالان کارگری دیگر بازداشت شده است و از آن زمان تا کنون در زندان به سر می برد.
محکومیت فعالان کارگری
در هفته گذشته فرزاد احمدی فعال کارگری اهل سنندج به زندان محکوم شد. شعبه یکم دادگاه انقلاب اسلامی سنندج فرزاد احمدی را به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع یکی از گروه های مخالف، به تحمل ۴ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. احمدی در اوایل تیرماه سال جاری بازداشت و پس از سپری کردن مدتی در بازداشتگاه یکی از نهادهای امنیتی، اخیراً به زندان مرکزی سنندج منتقل شده است. این فعال کارگری سال گذشته نیز به اتهام اقدام علیه امنیت مدتی را در زندان به سر برده بود.
در شهر شوش نیز شهناز سگوند، همسر علی نجاتی فعال کارگری زندانی، پس از احضار به شعبه ی دوم دادیاریِ دادگاه شوش در روز دوشنبه بیست شهریور، به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق ارتباط و مصاحبه با رادیوهای بیگانه و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی، محاکمه شد. شهناز سگوند موقتا تا صدور حکم دادگاه، با قید کفالت آزاد گردید. این در حالی است که ایشان تنها به تشریح وضعیت بد جسمی همسرش علی نجاتی پرداخته بود. علی نجاتی رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران نی شکر هفت تپه است که به علت فعالیت سندیکایی از کار اخراج شد و به یک سال زندان محکوم شده است. نجاتی از مشکل حاد قلبی رنج می برد.
تجمع اعتراضی کارگران و معلمان
در هفته گذشته بخشی کارگران کشورمان مجبور شدند در اعتراض به پایمال شدن حقوق شان تجمع اعتراضی برگزار کنند. کارگران کارخانه قند اهواز، در اعتراض به عدم دریافت ۱۸ ماه از حقوق خود، در مقابل اداره صنعت، معدن و تجارت استان خوزستان واقع در امانیه اهواز تجمع کردند.در این تجمع اعتراضی نزدیک به ۱۰۰ نفر از کارگران قند اهواز با در دست داشتن پلاکاردهایی، خواستار رسیدگی مسئولان استان خوزستان به مشکلات خود شدند.
در تجمع دیگری، کارکنان کارگزاری مخابرات روستایی استانهای آذربایجان غربی، همدان و کردستان، برای چندمین مرتبه در ماههای اخیر در مقابل مجلس تجمع کردند. این کارگران از سال ۸۸ تا کنون از داشتن بیمه و قراردادکاری محروم هستند و در حال حاضر در حالت تعلیق به سر میبرند. خواسته این کارگران این است که در چهارچوب قانون کار با آنها قرارداد انعقاد شود. گویا تحقق چنین خواسته ای برای سپاه که بخش اعظمی از سهام مخابرات را خریده است، دشوار خواهد بود!
در رخداد اعتراضی دیگر که کلمه گزارش کرده بود معلمان مناطق مختلف همدان نیز مقابل سازمان آموزش و پرورش این شهر تجمع کردند. خواستهی اصلی این اجتماع حدوداً ۱۰۰ نفری عذرخواهی سازمان از اعلام غیرواقعی افزایش ۱۵ درصدی حقوق کارمندان و ایجاد شرایط مناسب رفاهی برای معلمان با توجه به تورم واقعی اقتصاد کشور بود.
معلمان معترض حدود دو ساعت در پیادهرو خیابان فرهنگ (محل سازمان آموزش و پرورش استان همدان) تجمع کردند و سپس حسنی محتشم مدیر کل آموزش و پرورش به همراه معاونین خود معلمان را به داخل محوطه دعوت کرد و از آنها خواست به سالن اجتماعات بروند تا طرفین صحبتهای همدیگر را بشنوند، که این درخواست با مخالفت حاضران روبهرو شد و در همان محوطه باز سازمان بر زمین نشستند. حسنی محتشم در سخنان خود دوره ریاست حاجی بابا را پرافتخارترین دورهی آموزش و پرورش خواند و مدعی شد که در هیچ دورهای تا این حد به شأن و مقام معلم اهمیت داده نشده است. که این اظهارات با اعتراض حاضران مواجه شد و چند تن از معلمان به اظهارنظر در مورد آمار و گزارشات صوری و کذب که در تمام وزارتخانههای دولتهای نهم و دهم به صورت امری عادی درآمده پرداختند. فیلمبرداری از تجمعکنندگان توسط نهاد های امنیتی موجب اعتراض معلم ها شد. یکی از نمایندگان معلمان هم در پایان به حسنی محتشم یادآور شد در صورتی که فقط یک نفر از همکاران حاضر در تجمع به هر صورتی مورد احضار و بازخواست قرار گیرد یا خواستههای معلمان به دست فراموشی سپرده شود این قبیل تجمعات در آیندهی نزدیک و شدیدتر از وضع فعلی ادامه خواهد داشت.
اخراج کارگران و مرخصی های اجباری بدون حقوق
در هفته گذشته شهرداری شهرستان ایذه ۲۰۰ کارگر روزمزد و قرارداد موقت خود را بیکار کرده است. این افراد کارگران خدمات و فضای سبز شهرداری شهرستان ایذه بودند که با حضور شهردار جدید این شهر کار خود را از دست دادهاند. به گفته کارگران اخراجی شهر دار جدید قصد دارد با اخراج کارگران با سابقه نیروهای جدید استخدام کند. حقوق کارگران شهرداری ایذه با میانگین سه ماه تاخیر به آنان پرداخت می شود و همه این کارگران اخراجی سه ماه حقوق معوقه طلب دارند.
در خرم آباد نیز ۱۴۰ کارگر کارخانه “فرو آلیاژ” از کار اخراج شدند. با اتمام قرارداد پیمانکار کارخانه فرو آلیاژ ۱۴۰ کارگر با سوابق کاری یک ماه تا چهار سال بیکار شدهاند. این در حالی است که شغل این کارگران جنبه دائمی دارد و اصل وجود پیمانکار در مشاغل دائمی غیر قانونی است و کارفرما میباید به صورت مستقیم با کارگران قرارداد امضا کند. نفس وجود پیمانکار به عنوان دلال نیروی انسانی در مشاغلی که جنبه مستمر دارند به نوعی فرار از مسئولیتهای قانونی کارفرما در قبال کارگران است. عدم نظارت دولت بر نحوه استخدام نیروی کار واحدهای تولیدی و واگذاری بخشی از وظیفه جذب کارگران کارخانجات بزرگ به پیمانکاران تبعات جبران ناپذیری را برای نیروی کار به همراه دارد، و موجب می شود که کارگران پس از مدتی تجربه اندوزی و سابقه کار به راحتی از کار اخراج شوند.
در اهواز نیز بیش از ۲۸۰ کارگر شرکت کیسون، پیمانکار قطار شهری اهواز به جهت مشکلات مالی برای مدت نامعلومی به مرخصی اجباری فرستاده شدهاند. دلیل مرخصی این کارگران کمبود منابع مالی این شرکت اعلام شده که باید از سوی شرکت قطار شهری اهواز تامین شود. شرکت کیسون از فروردین ماه سال جاری حقوق کارگران خود را پرداخت نکرده و همچنین در پرداخت سنوات حقوقی ۲۰۰ نیروی کار حراست این کارگاه و افزایش حقوق سال ۹۱ این کارگران کوتاهی کرده است. کارگران نگرانند که مرخصی اجباری نیروهای بومی شرکت کیسون مقدمه اخراجشان باشد.
و در کرج نیز تعداد ۷۰ کارگر شرکت قارج ملارد اخراج شدند. اکثر کارگران اخراجی دارای ۱۳تا ۱۵ سال سابقه کار بودند. قارچ ملارد به عنوان یکی از واحدهای بزرگ تولید قارچ و کنسرو قارچ کشور در وقوع اختلاس در آن و تعویض مدیریت وارد بحران شد. مدیر عامل جدید به بهانه غیرقانونی بودن قرارداد سفید امضا، از کارگران خواست که قرارداهای قبلی را ملغی کنند تا با آنها قراردادهای مدت دارد منعقد گردد. در این میان با بسیاری از کارگران دیگر قراردادکاری جدید بسته نشد و برای تعدادی نیز ترک کار زده شد. این نحوه برخورد کارفرما باعث شد تا کارگران اخراج شده نتوانند از بیمه بیکاری استفاده کنند. اکنون کارگران با قراردادهای شش ماهه کار می کنند. قرارداد شش ماه موجب می شود که تا کارگران نتواند از مزایای فرصت طرح طبقه بندی مشاغل استفاده کنند و همیشه حقوق آنان در سطح حداقل دستمزد باقی می ماند.
گرانی روزافزون و حقوق معوقه
هفتصد کارگر نساجی مازندران شامل کارخانجات تلار، گونی بافی، طبرستان و چند واحد دیگر بیش از ۲۵ ماه است که حقوق دریافت نکردهاند. در دو دهه گذشته هزاران نفر در این کارخانجات مشغول به کار بودند که به مرور بخش زیادی از آنها از کار اخراج شدند و امروزه این کارخانجات تنها ۷۰۰ کارگر دارد که آن هم بیش از ۲۵ ماه است که از دریافت حقوق محروم ماندهاند. در طی این سالها این کارگران بارها از طریق تجماعت و نامه نگاری های صدای اعتراض خود را به گوش مسئولین رساندند. اما گویا هیچ گوش شنوایی در این میان نیست تا به داد آنها برسد و مشکلات این واحد تولیدی را حل کند. این واحد تولیدی در اختیار بانک ملی بود و در زمان مدیریت خاوری، متهم اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، بر بانک ملی به یک فرد ترکیه ای واگذار شده است.
کارگران شهاب خودرو نیز ماه هاست که حقوق بیکاری دریافت نکرده اند. بیش از ۶۵۰ کارگر پیمانی مجموعه شهاب خودرو در آغاز امسال بیکار شده بودند. اکنون پس از گذشت شش ماه از سال هنوز بیمه بیکاری خود را دریافت نکردهاند. همچنین بسیاری از کارگران رسمی که موعد بازنشستگی آنها فرا رسیده است همچنان در مجموعه مشغول به کارند و حکم بازنشستگی آنان صادر نمیشود. کارخانه شهاب خودرو زیر نظر آستان قدس رضوی فعالیت میکند و این کارگران بدلیل عدم موافقت آستان قدس رضوی با حکم شورای تامین مبنی بر توانایی این مجموعه برای به کارگیری دوباره این کارگران، با اتمام قرارداد موقت کاریشان در فروردین ماه امسال بیکار شده بودند.
در اهواز نیز کارگران کارخانه قند اهواز ۱۸ ماه است که حقوقی دریافت نکرده اند. این کارخانه زمانی بالغ بر ۲۵۰ تن قند و شکر در روز تولید می کرد. در سالها اخیر دولت با پایین آوردن تعرفه وارداتی شکر موجب شد تا این ماده به شکل بی رویه ای توسط نهادهای شبه دولتی به کشور وارد شود. این واردات به حدی بود که کارخانه قند اهواز عملن به ورشکستگی رسیده است. این کارخانه با ایجاد بیش از ۵۰۰ فرصت شغلی مستقیم و اشتغال ۲ هزار نفر به صورت غیر مستقیم یکی از کارخانههای مهم و استراتژیک اهواز محسوب میشود که امروزه در حالت تعطیل کامل به سر میبرد. اکنون نیز مالکیت این کارخانه میان بانک های ملت و ملی و وزارت صنایع سرگردان است. هیات مدیره منصوب وزارت صنایع نیز چندی پیش از دادگاه حقوقی اهواز درخواست اعلام ورشکستگی این کارخانه را کرده است. به علت عدم دریافت حقوق کارگران کارخانه قند اهواز از لحاظ معیشتی دچار مشکل شدند ودفتر چههای بیمه درمانی آنان نیز فاقط اعتبار است. سازمان تامین اجتماعی از دریافت لیست بیمه کارگران کارخانه قند بدون دریافت پول خوداری میکند که این عمل خلاف قانون تامین اجتماعی است.














کلمه جان مستمری بگیران بیمه تامین اجتماعی رو هم دریاب