پیام تبریک خاتمی به زینب محمودیان برای تولد پدرش: آیندهات روشن و برخوردار باد
چکیده :سیدمحمد خاتمی، در پیامی به زینب محمودیان، دختر مهدی محمودیان روزنامه نگار محبوس در زندان رجایی شهر با آرزوی رهائی همه آنان که در بند و حصرند نوشته است: بهانه ای پیدا کردم تا سالروز تولد پدر بزرگوارت که مظهر دینداری و آزادی خواهی و صبوری است و هزینه آن را نیز پرداخته و می پردازد، به تو و خودمان و خانواده محترم محمودیان تبریک بگویم....
سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور سایق کشورمان در پیامی به زینب محمودیان، دختر مهدی محمودیان روزنامه نگار محبوس در زندان رجایی شهر با آرزوی رهائی همه آنان که در بند و حصرند نوشته است: بهانه ای پیدا کردم تا سالروز تولد پدر بزرگوارت که مظهر دینداری و آزادی خواهی و صبوری است و هزینه آن را نیز پرداخته و می پردازد، به تو و خودمان و خانواده محترم محمودیان تبریک بگویم.
به گزارش کلمه، روز گذشته سالروز تولد مهدی محمودیان روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی بود. او که در خصوص وقایع بازداشتگاه کهریزک اطلاع رسانی کرد، ۲۵ شهریور ماه در منزل شخصی اش بازداشت و به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
این زندانی سیاسی که ماه گذشته به مرخصی آمده بود، زمانی که عازم زندان رجایی شهر بود، در گفتگو با خبرنگار کلمه تشریح کرده بود: “سخت ترین قسمت خداحافظی این بود که زینب می گفت “بابا نمی شود کاری کنی که بمانی؟ فقط برای یک روز دیگر!” و حتی حاضر شده بود چند ساعت بیشتر پیشش بمانم که با توجه به اینکه گفته بودند باید برگردم امکان ماندنم نبود. دوست داشت با من تا زندان بیاید که آن هم به خاطر اینکه امکان داشت دم در زندان گریه کند و یا حالش بد شود نگذاشتم و در خانه با او خداحافظی کردم.”
متن کامل پیام سیدمحمد خاتمی به زینب محمودیان که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
زینب محمودیان عزیز!
می دانم که دل پاک و نازکت از دوری پدری مهربان و دوست داشتنی آزرده است. می دانم که شب ها به یاد او چشم بر هم نهاده و بامدادان به امید او دیده به جهان گشوده ای، اما سوگمندانه آنرا تاریک دیده ای و می دانم که پدر عزیزت و مادر مهربان و مادربزرگ ارجمند و پدربزرگ گرانقدرتان، همواره سرود امید در گوش تو نواخته اند و به تو یاد داده اند، و حماسه مقاومت و صبوری را ستوده اند. امیدوارم آینده ات روشن و برخوردار باشد.
بهانه ای پیدا کردم تا سالروز تولد پدر بزرگوارت که مظهر دینداری و آزادی خواهی و صبوری است و هزینه آن را نیز پرداخته و می پردازد، به تو و خودمان و خانواده محترم محمودیان تبریک بگویم و آزادی همه گرفتاران و رهائی همه آنان که در بند و حصرند و پیشرفت و اعتلاء میهن را در پرتو لطف پروردگار آرزو کنم.
روز و روزگارت روشن و پرنسیم
سید محمد خاتمی
21 شهریور ماه 1391














زينب جان ازته قلب متاثرشدم ودروجودنبودپدرت پدارن ديگري همچو سيدبزرگواري وجودداره وجاي نگراني نيست_فقط درد دوري روتحمل كن _ماه پشت ابرنميمونه_ياحق
آقای خاتمی من برای شما البته احترام بسیار قائل هستم. به نظرم … شما ساخته شده اید که در تولد ها و مرگ ها تبریک و تسلیت برای این و آن بفرستید. متاسفانه آدم باشهامت و جراتی نیستید. هربلایی هم سرتان بیاورند، تشکر می کنید. دیگر حواستان نیست که آدم های نانجیب و پست را اگر پاسخ قطعی ندهید بیشتر پر رو شده و ادعای طلبکاری هم خواهند کرد. کمااینکه اینها با تمام جنایاتی که نسبت به ملت کرده اند، هنوز ازما طلبکارند و فکر می کنند کم در حق ما آزاد و اذیت کرده و شکنجه و جنایت کرده اند. باید در مقابل اینها مثل کوه استوار استاد و یک قدم عقب نرفت. به محض اینکه سنگی به دست گرفتید و حتی ژست حمله گرفتید به عجز و لابه خواهند افتاد. اشتباه آمریکا هم همین است. باید یک جا یک ضربه اساسی بزند که اینها حالیشان بشود که آنها جدی هستند و سر شوخی ندارند. شما تصور می کنید که اگر ما در صف های میلیونی برویم و رای دهیم و فرضا اینها هم تقلب نکنند(که غیر ممکن است چون اینها ذاتا متقلب هستند ولو که خواهر هم نداشته باشند) و افرارد مورد نظر ما انتخاب شدند. یا در مجلس یا در ریاست جمهوری مگر با این کارهایی که شده و با این قانو اساسی ناقص که حتی آنرا هم اجرا نمی کنند، آن شخص می تواند کاری بکند. شما خودت توانستی کاری بکنی؟ هشت سال هم وقت داشتی. دکتر مصدق و امیر کبیر حتی سه سال هم هریک فرصت نداشتند و آنهمه کار کردند. برادر باور کن این کاره نیستی. آدم پاک، خوش نیت، شوخ، خوش قلب، مودب و مهربانی هستی اما به درد سیاست نمی خوری. به ویژه به درد مقابله با این گرگهای باران دیده نمی خوری که کمترین کارشان قتل و آدم کشی بوده است.
نیاز فوری به کانکس در مناطق زلزله زده/ سرما و باران بلای جان زلزله زدگان.
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1694812
آقای خاتمی به جای تبریک و تهنیت چرا تلاش نمکنید که اینها آزاد بشند ؟فکر میکنی اگر شما حبس شده بودی و میرحسین و کروبی ازاد بودن مثل تو رفتار میکردن یا محکم می ایستادن و برای آزادی شما هرکاری میکردن ؟ شما و هاشمی و سایر مراجع اگر روی آزادی همه زندانیان از جمله موسوی و کروبی پافشاری کنید و در جایی تحصن کنید آنوقت میبیند که گروه گروه مردم و انسانهای باشرافت حاضر میشن برای جان فشانی.اینها خواهش و احترام حالیشون نمیشه شما دقت کنید وقتی سمبه پر زور باشه خودشون سند میذارند تا جاسوس به قول خودشون از کشور بره ولی کافیه یک قدم پا عقب بذارید می بیندحتی باهنر که با وزش هر نسیم دین و ایمانشو یه جا معامله میکنه برای شما هفت تیر میکشه.در ضمن اگه به جای فکر کردن برای شرکت در انتصابات یکم ایستادگی کنید یا سکوت کنید تا وقتش که برسه با پیوستن به توده مردم کار این دزدان وطن فروش و قدرت طلب را یکسره کنید. در ضمن حداقل از آقای جنتی و دوستانشون بپرسید( دلار در زمان شما که شد 1000 تومان آقایون تیتر زدن مردم مشکلشون نون شب این آقایون مشکلشون نظارت استصوابی) الان مشکل مردم چیه دلار شده 2500 تومان ؟ فتنه گران یابی بصیرتی؟ در ضمن من که نزدیک22 سال درس خوندم و چندین واحد اقتصاد گذروندم این معنی اقتصاد مقاومتی را نمیفهم برام توضیح بدین ؟این آقا اوضاع که خیط میشه پیداش نمیشه یدفعه آفتابی میشه یه جمله من در اوردی میسازه نوچه هاش از المهدی گرفته تا سایر قهرمانان غارتگر بین المال از جمله برادران موتلفه شروع به تفسیر میکنن و اوضاع را شلوغش میکنن که اصل مشکل گم بشه اما دیگه این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست که با این جملات قلمبه بتونن مردم را رنگ کنن . در ضمن از مغز متفکر شیعه و مشهد آقای المهدی بپرسید راهکار مقابله با گرانی دلار چیه ایشون که تو موقع گرانی مرغ با پیاز و اشکنه مشکلو حل کردن بعدشم که اصلن منکر گرونی مرغ شدن.
به دوست عزیزی که انتظار دارد خاتمی اسیران جنبش سبز را آزاد کند ممی گویم هوطن ، برادر عزیز یادت باشد در پیروزی انقلاب 57 رهبر انقلاب بارها گفته بود ، این مردم شما را از زندان ها آزاد ساختند پط ولی نعمت شما هستند. دوست من زندانیان و اسیران دربند طاغوت اسیران ملتند نه خاتمی! اگر کسی لازم است اقدام کند ملت است که بایستی حقوق حقه خود را از زندانبانان نامشروع و غیر قانونی باز ستاند. اگر قرار است خاتمی ، موسوی، کروبی، تاج زاده ،نبوی و سایر بزرگان و نخبگان ملت مفتخر و عزیز باشند، این ملت است که می باید با حرکت های بی وقفه و مطالبات قانونی پیگیرآزادی فرزندان ملت باشد.خاتمی و دیگران از جنبش سبز ، چیزی فرو گزار نکرده اند به جز مواردی که با بعضی اختلاف فاز داشته اند. خاتمی با روند اصلاحی که در شخصیت خویش دارد و با ژرف نگری ازآینده آن می کند که می اندیشد و باور دارد آیا شما نمی پسندید لیدر های حرکت آزادی بخش آزادی رای داشته باشند؟و لا اقل به اندازه خود شما آزادی عمل ؟ شما چه اندازه از تضییقاتی که پیرامون خاتمی است خبر دارید؟ داستان ما با خاتمی و موسوی ، داستان قوم بنی اسرائیل است که بازم بود به خود حرکتی دهند و به سرزمین مصر وارد شوند ، از بیم سختی درگیری به موسای نبی گفتند ” تو و خدا ابتدا آن سرزمین را برای ما فتح کنید و دشمن را نمایید، پس از آن ما به مصر وارد خواهیم شد.” بنی اسرائیل به جرم این سستی و واگذاری مسئولیت های خود به رهبر خویش به مدت 40 سال در بیابان تیه سرگردان شدند و مورد عذاب قرار گرفتند. چه کسی شاعت نداد؟ سید محمد خاتمی ! که طاغوت را از پندار تفرعن پایین کشید و از لاک مقام عظمای مقدس مآبی خارج کرد؟ شما به چه کاری شجاعت می گویید؟ تخریب ؟ هتاکی؟ بی پروایی؟ دریدگی و درندگی؟فحاشی دروغزنی لات بازی وبی حیایی ؟! آنکه به وفور در ولی خیانت پیشه و متکبر شما وجود دارد! پس چرا مردم وی را رها کرده و صبح تا شام علی الدوام بر او لعن ونفرین می فرستند.
مردم خاتمی را پذیرفتند زیرا نجابت ، دانایی، اصلاح گری وخردمندی ملت را سرلوحه حرکت خود قرار داده بود.در رای به به میر ملت موسوی عزی نیز چون خاتمی را صادق و امین دیدند به سفارش او عمل کردند و چه حرکت جانانه ای ! آیا کنار رفتن در زمانی که یک رهبر در اوج طلب قرار گرفته به نفع نیروی مطمئن تر کمال شجاعت نیست؟! خاتمی البته از طرف ملتی عجول و متاسفانه کم تحرک و باری به هرجهت گاهی مورد بی مهری قرار می گیرد و شاید اندکی هم نابجا نباشد ، اما ملت حق ندارد از رهبرش بخواهد چرا جانت را “بر خلاف تدبیری که خود اتخاذ کرده ” فدا نمی کنی . آنهم از سوی مردمی که در زیر کامنت هایشان جون این روسیاه حتی نامی مستعار به جا نمی گزارند.
الا لعنه الله علی الظالمین
عده ای در ایران هستند که فقط و فقط یا سیاهی را میبینند یا در زمان دیدن،نابینا میشوند.اگر چشم بینا و گوش شنوائی باشد،همین نامه کوتاه لبریز است از پیامهای انسانی و آزادیخواهی.اما اما اما دوستانی هستند که انتظار دارند خاتمی به تنهائی به جنگ مستبدان برود آنهم نه با تفکر و استدلال و روشنگری بلکه با تبر و شمشیر.افسوس که تا این طرز فکرها تغییر نکند،ایران همچنان زیر تیغ استبداد باقی خواهد ماند.
بنام خدا
سلام بر بندگام مخلص خدا
بالاخره احساس بچه كانه همه جا وجود دارد.بچهء يك تاجر مواد مخدر و يا يك كلاهبردار يا تروريست نيز از زندان و…پدرش متاثر ميشود.مهم اين است كه انسان كار درست باشد.مبارزهء با هر جرم اتفاقي در كهريزك در حد شغل هر كس وظيفهء همه است ولي علم شنگه راه انداختن و…افتضاح!!!
جمهوري اسلامي ايران در طي مسير اصلاح طلبي ديني و مردمسالاري ديني مشكلات زيادي از داخل و خازج دارد و اتفاقا يكي از پيشتازترين سربازان اين عرصه رهبر عزيز انقلاب هستند
متاسفانه فهم و شعور در گير اغراض و هواهاي نفساني دو طرف اسير است !.
مستبد هر شخص خلاف قانوني است اعو از اينكه مسئوليتي داته باشد يا باصطلاح سبزي باشد و…
درود خداوند بر ملت شريف ازاده و ديندار ايران كه بحق مسير اسلام ناب را دنبال ميكنند.يا حق
جناب وكيل عزيز
اگر واقعا” وكيل بوديد و تحصيلكرده ى حقوق، حداقل آنقدر با ادبيات رشته ى خود آشنا بوديد كه يك روزنامه نگار شجاع و باشرف را با تاجر مواد و تروريست مقايسه نكنيد مگر اينكه مدرك وكالتتان را از همان دانشگاههايى اخذ فرمده باشيد كه مرحوم كردان و محمد رضا رحيمى و خسرو دانشجو قبلا” مدارك تحصيليشان آنهم از نوع دكترايش را از آنجا اخذ فرموده اند!
بنظر شما افشاى عمومى جنايت نفرت انگيز كهريزك كه حتى مقام عظمايتان هم لطف فرموده، بزرگوارى كرده، انسانيت مبذول داشته و آنرا “جنايت” ناميدند توسط يك خبرنگار، علم شنگه (احتمالا” منظورتان الم شنگه بوده !! ) و افتضاح كارى است اما دفاع از سيستم فاسدى كه چنين اتفاقات نفرت انگيزى در درون آن اتفاق مى افتد آنهم توسط يك وكيل احتمالى، عين انجام وظيفه و قانونمدارى و قانونمندى است؟ مستبد هر شخص خلاف قانون نيست، مستبد آن شخص خلاف قانونى است كه قدرت را در دست دارد و استبداد خود را اعمال مى كند و از زورى كه در اختيار دارد براى تحكيم خودكامگيش بهره مى برد ولى من و شما اگر خلاف قانون هم باشيم متهم و يا مجرميم و به راحتى در برابر قانون تسليم ميشويم، اما ديكتاتورها، كهريزك و اوين و كوى دانشگاه و قتلهاى زنجيره اى و بستن فله اى مطبوعات و انحلال احزاب و حبس و حصر و… راه مى اندازند تا تسليم قانون و ملت نشوند.
بعد از اينكه كمى ادبيات حقوقيتان را اصلاح فرموديد، كمى هم دانش سياسى و فرهنگ واژگان سياسيتان را ارتقاء ببخشيد.
موفق باشيد.
خطاب به دوست عزيزي كه با عنوان ” اين كاره نيستى ” به خاتمى تشر زده اند كه اينكاره نيست و فقط براى پيام تبريك و تسليت گفتن ساخته شده ميگويم كه دوست عزيز زاهرا” شما ميدان سياست را با رينگ بوكس اشتباه گرفته اى و از اينكه چرا خاتمى يا با مشت به زير چشم حريف نزده و باصطلاح بادمجان دور چشم طرف نگذاشته و يا كارى نكرده كه طرف با چند مشت جانانه خاتمى را نقش زمين كند و از رينگ بيرون بياندازد، خيلى عصبانى هستى. دوست عزيز سياست بازى شطرنج است و به تدبير و تامل و انديشه و ابته هوش سياسى نياز دارد كه ظاهرا” من و شما از آن بى بهره ايم. شما كه خاتمى را فقط به درد بخور براى پيامهاى تبريك و تسليت ميدانى هيچ فكر كرده اى كه خودت هم فقط به درد كامنت گذاشتن ميخورى و هيچ كار ديگرى از تو بر نمى آيد تازه با اين فرق كه خاتمى علنا” پيام ميدهد و تو با كمك فضاى مجازى شعارهاى آوانگاردت را با هويت مستعار فرياد ميزنى!!
شما كه خاتمى را اينكاره نمى دانى ، براى آزادى مير حسين عزيز و كروبى شجاع چه كارى كرده اى كه اگر خاتمى به توصيه ات عمل كرد و فردا او را هم به حصر بردند و آخرين ارتباط اصلاح طلبان با رهبرانشان هم قطع شد براى او هم همان كار را بكنى؟؟!!
از قرار معلوم من و شما اينكاره نيستيم پس بگذاريم خاتمى كار خودش را بكند.
دوستانی که از آقای خاتمی دفاع می کنید توجه داشته باشید ایشان اعلام کردن شرکت در انتخابات غیر آزاد مفهومی ندارد و هیچ حزب اصلاح طلبی هم در آن شرکت نکرد ایشان بر خلاف وعده قبلی رفتن و رای دادن برای من جالب است چگونه در انتخاباتی رای دادن که حتی 1 نماینده مطرح شده اصلاح طلب در آن حضور نداشت و آخر هم گفتند من می خواستم خطم را از براندازان جدا کنم جناب آقای خاتمی بنده پیشنهاد می کنم که در گردهمایی شرکت کنید و به تمام سوالات پاسخ بدید هر چند مطمئن هستم آنقدر شهامت ندارید که بخواهید عذر خواهی کنید
فقط یه چیز دیگه یادم اومد بعضی از اصلاح طلبان همش از مردم انتظار دارن درصورتی که همین ملت اونا رو 8سال رئیس جمهور مملکت یا صاحب مجلس کردن آخرش چه شد لطفا شفاف تر بیائید جلو این بار اگه نمی تونید حکومت و رها کنید … در ضمن آقای خاتمی گفتن این حرف که تلویحا از شرکت در انتخابات استقبال می کنید اما حکومت اجازه نمی دهد خیلی حرف جالبی نیست برای حق مسلم که التماس نمی کنن .
خطاب به میکرب سبز :
مردم با فراخوان 25 بهمن موسوی و کروبی به خیابانها آمدند ولی از بد حادثه خیلی سریع به حبس خانگی رفتن اما آقای خاتمی بعد از 25 بهمن چه گفت نمی دانی من به شما می گم گفت ” راه ما از راه براندازان جداست ” با چنین رهبری اصلاحات چه می توان کرد میکربسبز یادت باشد یک فرد عادی در جمهوری اسلامی اگه اعتراضی کنه به راحتی له می شه اما رئیس جمهور یه مملکت را نمی توانند کاری بکنند !!! مطمئن باش
درود بر موسوی
سلام بر کروبی
زنده و پاینده باد خاتمی
چقدر دلم برای خاتمی تنگ شده … ای کاش میشد هر روز پای حرفاش بشینم…. دوستانی که از ایشون انتقاد میکنید… میر حسین عزیز را همین خاتمی به ما معرفی کرد… تنگ نظر نباشید… لطفا…
برای ناشناسی که نوشته است : ” این ملت است که می باید با حرکت های بی وقفه و مطالبات قانونی پیگیرآزادی فرزندان ملت باشند و این وظیفه خاتمی نیست” فرض کنیم حرف شما درست باشد که نیست زیرا مردم که حق ندارند جایی تجمع کنند، اعلامیه دهند، مقاله بنویسند. فورا افراد ذوب شده در ولایت و ارتش تا بن دندان مسلح به جانشان خواهد افتاد. از سوی دیگر نفوذ حرف من کجا و نفوذ حرف خاتمی کجا که آنهمه رای در انتخابات آورد. من اگر مقاله بنویسم یک نفر کامنت برای آن نمی گذارد. اما ایشان اگر مقاله بنویسد یا مصاحبه اش را چاپ کنند، دهها و صدها کامنت زیرش میگذارند. ازسوی دیگر مردم از آقای خاتمی انتظار داشتند که بسیار خوب آقای خاتمی شما اول خودت داوطلب شدی، موسوی اصلا نمیخواست. او را آنقدر تشویق کردی که بالاخره وارد میدان شد و شما خودت را کنار کشیدی بعد که آن بلاها را سر آراء آوردند و شما خودت هم میدانی که این کار حاکمیت قابل دفاع نیست و بعد آن بلاها را از نظر مالی و جانی و موقعیت شغلی سر موسوی و رهنورد و کروبی آوردند، شما باید مثل سد سکندر پشت آنها می ایستادی و از آنها و عقایدشان دفاع می کردی. درست مثل یک مسلمان پیرو علی و حسین، نه آنکه خوشحال باشی من که خاتمی باشم، جوری رفتار کردم که رژیم حتی مرا دستگیر هم نکرد. یا وقتی ممنوع الخروجت کردند برای بزک حاکمیت، حتی ممنوع الخروجی ات را تکذیب هم بکنی و ازهمه بدتر بروی و در دماوند رای بدهی آنهم صبح اول سحر که بدآموری باشد و سرمشق برای عده ای که منتظر بودند تو که رای دادی آنها هم رای بدهند که نه از نظر شرعی و نه از نطر سیاسی مسئولیتی نداشته باشند. آقای ناشناس فرق بین خاتمی و من اینست. من اگر خلف وعده می کردم و رای میدادم یک نفر به خاطر رای من، نمی رفت رای بدهد. اما وقتی خاتمی رای داد آنهم صبح کله سحر هزاران نفر به او تاسی کرده و رفتند و رای دادند. یعنی دهن کجی به ما که گفته بودیم نه رای میدهیم نه در انتخابات نامزد معرفی می کنیم تا این رژیم بداند نتیجه آن رفتارش با مردم اینگونه منزوی شدن است. ایشان برای توجیه عمل خود میگویند قرار نبود جنبش سبز یا طرفداران اصلاحات، انتخابات را تحریم کنند بلکه فقط قرار بود نامزد معرفی نکنند. اولا این حرف درست نیست. برای اینکه اگر اینگونه بود چرا فقط شما و یکی دو سه نفر سستی کردند وخلف وعده و رفیق نیمه راه شدند و رفتند رای دادند؟ یادتان هست که آقای رهبر هم گفت من تهجد ؟؟ میکردم که ایشان برود رای دهد. یعنی رای شما از نظر معنوی آن اندازه برای رهبری و دستگاه او اهمیت داشت. اما وقتی رفتید و رای دادید و از شما استفاده لازم شد، به بهانه ای تمام آراء دماوند را باطل کردند که یعنی ما از شما استفاده لازم را کردیم و حال که شما را دیگر لازم نداریم دیدید که سر رای شما چه بلایی آوردیم. آقای خاتمی خودش هم میداند که این رژیم او را بازی داده است و کلاه سرش گذاشت، منتها نمی خواهد مرد مردانه اقرار کند که اشتباه کردم، محافظه کاری کردم، خواستم هم آن طرف را داشته باشم هم این طرف را، بعد ایرانیان مقیم خارج را متهم می کند که آنها میخواستند رژیم را ساقط کنند و براندازی کنند و من با رای دادنم مثلا رژیم را نجات دادم. آقای خاتمی آیا این همان رژیمی است که ما میخواستیم و برای آن انقلاب کردیم؟ آیا این همان رژیمی است که حتی آیت الله خمینی میخواستند، موسوی برکشیده آیت الله خمینی میخواهد؟ خارج نشینان را بی خود و بی جهت محکوم نکنید. شهامت داشته باشید و بگویید ترسیدم که بلا سرم بیاورند و به سرنوشت موسوی و کروبی دچار شوم رفتم و رای دادم و باز شهامت داشته باشید و دست کم حالا اقرار کنید که ای مردم مرا ببخشید اشتباه کردم. شما هم مثل رهبر چرا نمی خواهی به اشتباهت اقرار کنی. اقرار به اشتباه، خود یک نوع شهامت اخلاقی می خواهد و نوعی شهامت و اخلاقی است
ما که با هم مشکلی نداریم بحث سر اینه که به عنوان یه ایرانی ما حق سهیم شدن در سرنوشت خودون رو داریم و حکومت نباید و نمی تونه این حق رو بگیره
سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور سایق شما را به خدا قسم میدم که دست از سر این مردم بردارید، رهبر جهان بهت گفته که خودت را با این کارها توی دل شکسته مردم جا بکن که دوباره بشی رئیس جمهور برای یک هشت ساله دیگر.
خطاب به دوست عزيز بنام آزادى
همراه عزيزم، منظور من اين بود كه اگر اصلاح طلبيم و اگر سبزيم قبل از اينكه بجان ديگران بيافتيم و طلبكارانه بپرسيم چه كار كرده اند و چه كاره هستند اول ببينيم خودمان براى جنبش و براى آزادى رهبرانمان چكار كرده ايم. من وشماى نوعى كه حداكثر تلاشمان براى جنبش سبز به چند تا قدم زدن در پياده روهاى خيابان آزادى -كه الته در جاى خودش قابل تقدير است- و چند تا كامنت با اسم مستعار خلاصه مى شود با چه حقى از ديگران از جمله خاتمى با طلبكارى و متاسفانه با توهين مى پرسيم كه براى آزادى موسوى و كروبى چكار كرده است؟
ضمنن اگر پيرو موسوى هستيد كه ايشان فرياد مى زد : “راه سبز شدن بر هيچكسى بسته نيست” . حالا بعضى آقايان كليددار جنبش شده اند و كسى را سبز نكرده هيچ، رهبر اصلاحات را هم ميخواهند بيرون بياندازند! موسوى ميگفت آقاى رهبر و جنتى و احمدى نژاد متقلب هم اگر برگردند، سبزند و در آغوش ملت خواهند بود و ما كاسه هاى از آش داغ تر، قيچى بدست گرفته و در جهت منويات شريعتمدارى ها سر وشاخه قيچى ميكنيم. مبارك باشد انشاءالله
من اگر روزم نرسیده که برای آزادی موسوی و کروبی کاری کنم، دست کم نرفته ام در دماوند رای بدهم. قرار شده بود رای ندهیم، رای ندادم. این کار از عهده ام بر می آمد کردم.
به دوست عزیزی که انتظار دارد خاتمی اسیران جنبش سبز را آزاد کند ممی گویم هوطن ، برادر عزیز یادت باشد در پیروزی انقلاب ۵۷ رهبر انقلاب بارها گفته بود ، این مردم شما را از زندان ها آزاد ساختند پط ولی نعمت شما هستند. دوست من زندانیان و اسیران دربند طاغوت اسیران ملتند نه خاتمی! اگر کسی لازم است اقدام کند ملت است که بایستی حقوق حقه خود را از زندانبانان نامشروع و غیر قانونی باز ستاند
چی شد؟ این ملت چرا دیگر حالا ولی نعمت نیست تا می آید اعتراض کند، ارتش را میریزند و خیابانهای تهران را فتح می کنند. آن حرف در صورتی اعتبار دارد که هنوز برای مردم ارزش قائل باشند. نه اینکه خودشان رای بدهند و خودشان بشمارند و خودشان هر کس را که دلشان خواست بیرون بکشند. این حرفها فقظ مقداری شعار است برای رنگ کردن ما. وگرنه اینها در باطن ما مردم را اصلا به حساب نمی آورند. من بروم رای بدهم تا این رژیم سرکار بماند و ما را باز هم در خیابانها بکشد؟ اگر من بخواهم مخالفت خود را با این حاکمیت نشان دهم چه کار باید بکنم؟ رهبرم را زندانی کرده اند، حزبم را بسته اند، روزنامه ام را تعطیل کرده اند. از ترس اینها لباس سبز نمی توانم بپوشم حتی وقتی میروم سبزی فروشی جرات ندارم بگویم آقا من سبزی دوست دارم. برای چه بروم رای بدهم که این بابا برود آن بالا و اتمام حجت کند که برو بشین خانه و گرنه اگر دادم ترتیبت را دادند، تقصیر خودت است؟ اگر زورم نمی رسد به این حاکمیت اقلا نمی روم با رای دادن رویش را زیاد کنم که من بین مردم طرفدار دارم و این هم آرایی که آورده ام. خاتمی در داخل ایران حبس شده حق بسیاری از کارها را ندارد. رئیس سازمان ملل که میخواست او را به بیند بهش اجازه ندادند اما هنوز از رو نمی رود که من میخواهم این رژیم را نگهدارم خوب نگهدار. اما من با تو و کاری که می کنی و نوع حرفی که میزنی مخالفم. تو هم خدا را میخواهی و هم خرما را وگرنه آنقدر داد و فریاد میکردی که یا ترا هم گرفته ببرند زندان یا آنها را آزاد کنند. مگر آقای خاتمی خون تو از میرحسین و کروبی و رهنور د و بقیه سی هزار زندانی سیاسی رنگین تراست. مگر تمام کسانی که زندانی شده اند واقعا برانداز بودند و میخواستند کودتا کنند. گفتند تقلب شده است خودت هم گفتی منتها مثل موسوی قوی و محکم نگفتی در پرده گفتی یک جوری که نه سیخ بسوزد نه کباب. من میگویم سید این راهش نیست. با اینها باید مثل خودشان حرف بزنی حالا رفتار نمی کنی نکن اما مثل خودشان حرف بزن بگو دروغ میگویید. بگو تقلب کردید. بگو من آبروی خودم را گرو گذاشتم و رفتم به شما نامردها رای دادم و مرا لکه ننگ کردید و آراء دماوند را به سبب دشمنی با من منحل کردید بگو رفتید سنگ قبر پدر مرحومم را شکستید بگو بگو بگو ….