سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پرونده قضایی دکتر معین هنوز در مرحله تجدیدنظر است + متنی که تبلیغ علیه نظام تلقی شد...

پرونده قضایی دکتر معین هنوز در مرحله تجدیدنظر است + متنی که تبلیغ علیه نظام تلقی شد

چکیده :وکیل دکتر مصطفی معین خبر داد که به حکم اولیه دادگاه علیه موکلش اعتراض کرده و هم اکنون منتظر دریافت نظر دادگاه تجدید نظر است. مصطفی معین وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت اصلاحات به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از سوی دادگاه انقلاب به جزای نقدی بدل از یک سال حبس محکوم شده است. ...


وکیل دکتر مصطفی معین خبر داد که به حکم اولیه دادگاه علیه موکلش اعتراض کرده و هم اکنون منتظر دریافت نظر دادگاه تجدید نظر است.

محمود علیزاده طباطبایی در گفت‌وگو با ایلنا درباره آخرین وضعیت پرونده مصطفی معین اظهار کرد: این پرونده هم اکنون در شعبه ۵۴ تجدید نظر بوده و هنوز حکم تجدید نظر به ما اعلام نشده است.

مصطفی معین وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت اصلاحات به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از سوی دادگاه انقلاب به جزای نقدی بدل از یک سال حبس محکوم شده است. علیزاده طباطبایی وکیل پیش از این به ایلنا گفته بود: معین به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام در ارتباط با مطلبی که سال ۸۸ روی وبلاگ خود قرار داده است، به یک سال حبس از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محکوم شد که این حکم توسط دادگاه به ۲۰ میلیون تومان جزای نقدی تبدیل شد که مورد اعتراض معین قرار گرفت.

به گزارش کلمه، متنی که دکتر معین در چهاردهم آذرماه ۱۳۸۸ در در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده و موجب محکومیت وی به تبلیغ علیه نظام شده، بدین شرح است:

 

“عید سعید غدیر مبارک و روز دانشجو گرامی باد!”

سلام ! لطفا” تاخیر در روزآمد کردن وبلاگ را فقط به پای سفرهای پی در پی و اشتغالات سنگین علمی ، تخصصی و اجتماعی ام بنویسید! برنامه های من در مهر و آبان مانند اردیبهشت و خرداد که فصل کنگره ها ، سمینارها و همایش های علمی است از نظر تراکم و تنوع در نقطه اوج خود قرار دارد ، به هرحال از دوری همه شما دلتنگ و ناخرسند بودم!

اخیرا” مثل میلیون ها تن از دیگر هموطنان دل نگران از بی مهری و جفای زورمندان حاکم و امیدوار به یاری و عنایت خداوند به زیارت مشهد و مرقد امام رئوف (حضرت رضا) (ع ) توفیق یافتم . امام و رهبری که زندگی مبارکش بر پایه رضایت پروردگار ، رافت با مردم و تجلی صفات خدای رحمان و رحیم بود.
فیض حضور در مشهد و قلب مقدس خراسان بزرگ در ایام نیایش و تسلیم عرفه و قربان و تداوم جنبش سبز جوانان پاک نهاد ایرانی ، فکرم را به اندیشه های دور و دراز تاریخی ، دینی و فلسفی می برد:

مگر نه اینست که : ” زندگی انسان “ امانت و حقی خدادادی است که رعایت حرمت و حفظ آن بر فرد و نظام اجتماعی ضروری است؟ اولین تعرض به حق حیات یک انسان وخشونت ثبت شده در تاریخ ، کشته شدن هابیل به دست برادرش به علت خودخواهی، حسد و نفرت بوده است ( مائده _٠ ۳ تا ۳۵ ). در فرهنگ قرآنی قتل یک انسان برابر با قتل همه بشریت و نجات زندگی او نجات همه انسان هاست ، چرا که همه آدمیان در برخورداری از حق حیات و کرامت نفس برابرند(اسری – ۷٠). مطابق آیات سوره صافات (٠۱ ۱ – ۱۱۱ ) در باره حضرت ابراهیم (س) و فرزندش اسماعیل (س) ، حرمت وشرافت نفس انسان مانع از قربانی ساختن او در برابرامرمقدس می شود، پس در واقع عید قربان ، جشن عشق و اخلاص در برابر خداوند و بزرگداشت حرمت حیات آدمی است. پس چگونه است که در دیار و زمانه ما ذیگر حرمت و ارزشی برای جان و مال و آبروی انسان های شریف و آزاده باقی نمانده است؟

مگر نه اینست که : ” ایران ما در همیشه تاریخ مهد عشق و عاطفه و مهرورزی بوده است! از ۲٠ قرن قبل از میلاد مسیح (س) در این مرز و بوم ، ” روز زمین ” به عنوان نماد عشق و رحمانیت خداوند که با فروتنی و گذشت همگان را در دامان پر مهر خود پرورش می دهد جشن گرفته می شد و۵ اسفند ماه ، “روز عشاق” ( سپندارمزگان ) نام داشت. پس چگونه است که در جامعه جوان ما ، افسردگی و اضطراب و اختلالات روانی دومین بار بیماری ها را تشکیل میدهد؟

مگر نه اینست که : اولین میثاق حقوق بشر برای رفع ظلم و ستم ، نفی سلطه و استبداد ، الغای تبعیض قومی و نژ‍ادی ، لغو برده داری ، آزادی دین و مذهب و تلاش برای صلح پایدار میان ملت ها از این کشور و از سوی کورش بزرگ به جهانیان اعلام شده است؟ ومگر نه اینست که : ایران ما از اولین امضا کنندگان ” اعلامیه جهانی حقوق بشر “ و متعهد به رعایت مفاد آن گردیده است؟ پس چگونه است که در این زمان کشورمان هر بار در زمره نقض کنندگان حقوق بشر اعلام و محکوم می شود؟

مگر نه اینست که : رسالت اسلام و بشارت رسول خدا (ص) ، ترویج آگاهی و رحمت ، قسط و عدالت و احترام به کرامت و حقوق بشر فارغ از هرگونه تفاوت یا تبعیض جنسیتی ، نژادی ، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و دینی بوده است؟اسلام دین ” سمحه و سهله “( بقره – ۲۸۶ ) و بدون اکراه و ابرام (بقره – ۲۵۶ ) ،دین عشق و محبت به خدا و همنوعان است ، آئین تفتیش عقاید ، خشونت و سرکوب و شکنجه و تجاوز نیست! پس چگونه است که دین داری اکنون بناحق مترادف با سوءظن ، دروغ ، مردم فریبی ، تعصب ، خرافه گرائی ، منطق زور و واپس گرائی معرفی می شود؟

مگر نه اینست که : آزادی و عدالت ، دو خواسته اصلی مردم در نهضت مشروطیت و انقلاب اسلامی و روح حاکم بر اصول قانون اساسی ماست؟ آیا آزادی بیان و اندیشه و مطبوعات ، آزادی تجمع و راهپیمائی مسالمت آمیز ، آزادی انتخابات و اداره همه امور کشور بر اساس آرای آگاهانه و نظارت مردم و … تامین حقوق شهروندی بخش اعظم این میثاق ملی ( فصل های اول ، سوم و چهارم قانون اساسی ) نیست؟ پس چگونه است که با حضور شکوهمندانه مردم در انتخابات ، اجتماعات مسالمت آمیز و اعتراض های مدنی اینگونه برخورد می شود؟

***

آسایش دو گیتی تفسیراین دوحرف است
با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا
 ( حافظ )

همانگونه که در پست قبلی تاکید شد ، مدارا و برادری ، آزادی و اخلاق ، گذشت و بخشش ، فتوت و جوانمردی و در یک جمله ” مروت و مدارا “ ارزش ها و هنجارهائی است که سخت مورد نیاز جامعه ماست. آحاد ملت همگی از دوستانند ، هیچ حکومتی نباید آنان را با دشمن یا دشمنان اشتباه بگیرد! اگر به جای کینه و تنفر و خشونت از زبان خطیبان و تریبون ها و رسانه های رسمی و غیر رسمی سخن از عطوفت و مهربانی و رحم و عفو می آمد آنوقت دیگر تکرار کهکشانی از فجایع و تراژدی هائی چون .۳ تیر (۱۳۳۱ ) ،۱۶ آذر (۱۳۳۲) ، ۱۵خرداد( ۱۳۴۲) ، ۱۷ شهریور ( ۱۳۵۷) ، ۱۳آبان (۱۳۵۷ و ۱۳۸۸ ) ، ۱۸ تیر ( ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ ) ، ….و؟! را در تاریخ معاصرمان نداشتیم!

***

و .. در پایان با این امید که :

۱- ” نوع نگاه حکومت “ به انسان تغییر یابد!

۲- ” نخبگان علمی ، اجتماعی و فرهنگی” بیش از پیش از مسئولیت و تعهد اجتماعی برخوردار شوند و در اصلاح و رشد جامعه ای اخلاقی ، عادلانه و مردم سالار و کشوری پیشرفته سهم و دین خود را بپردازند.

۳- انسان در جامعه ما به ” حقوق شهروندی “ خود دست یابد! انشاالله

” صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید خواه بو که برآید ” ( حافظ )

*****

” ارادتمند و دوستدار همیشگی شما “


4 پاسخ به “پرونده قضایی دکتر معین هنوز در مرحله تجدیدنظر است + متنی که تبلیغ علیه نظام تلقی شد”

  1. محمد حسين گفت:

    مگر نميدانستيم كه درخواست عدالت و آزادى براى اين حكومت ” تهديد عليه امنيت اقايان” و حساب هاى بانكى ايشان ميباشد.

  2. علی گفت:

    تمامی ضعف و فلاکت حاکمیت و انحراف از اسلام و خدا و انقلاب در این حکم دکتر معین نهفته است چرا که از نوشته دکتر معین که همه از قرآن و ائمه و نهایتآ به شعری از حافظ خلاصه شده آیا جز بی دینهای انسان نما کسی میتواند با آن ضد باشد ؟ : آسایش دو گیتی تفسیراین دوحرف است – با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا – کجای این شعر امنیت حتی فاسدها را به خطر می اندازد؟
    ولی حکومتی که این نوشته را با این متن زیبای قرآنی به محاکمه میکشد به وضوح دارد فریاد میزند که بی دین و ضد انقلاب و ضد آزادی و ضد انسانیت است و کسب قدرت و ثروت بزرگترین ارزشهای اوست و با خلفای اموی عباسی و … نه تنها متفاوت نیست که در بسیاری جهات خصوصآ در قرن بیست و یکم و در عصر فناوری اطلاعات از آنها بدتر است !

  3. ناشناس گفت:

    آزادی و عدالت ، تامین حقوق شهروندی چه واژه هایی زیبایی !!!!!!
    آدرسشان را بنویسید تادنبالشان رفته و پیدایشان کنیم . هرچه گشتیم در این خراب شده از دست متحجران دینی نیافتیم !
    یعنی حفظ قدرت و حکومت تا این حد معجزه می کند که اینها فراری شده اند؟!!!!!

  4. حکومت علی؟؟؟ گفت:

    به قول حافظ عزیز که در مورد حسین بن منصور حلاج می فرماید” جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد” ای آقای دکتر معین هم جرمش آنست که در زمان وزارت علوم قدری به دانشجویان رسید و داد رهبر را هم درآورد که چند سال بعد وقتی توصیه میکرد جوانها را به جای بردن به سفر های تفریحی مثل کیش و اصفهان و شیراز ببرید به زیارت اهل قبور و جوان هستند و لذت می برند حتی اگر سر قبر اینها بروند و بعد اضافه کرد این آقای معین کجاست من آنوقت ها خیلی به ایشان می گفتم . جرم دیگر معین آنست که بی اجازه پرید وسط دایره انتخاباتی و خودش را کاندیدای ریاست جمهوری اعلام کرد که این امر خیلی به حضرت آقا برخورد که نفهمیدم بدون اذن من و از این کارها؟ حالا این بینوا را به بهانه یک نامه نوشتن که من خواهش می کنم حتما این نامه را شما بخوانید می خواهند مجازات و زندانی کنند و نامه را عین شمشیر داموکلس بالای سرش نگهداشته اند. عدالت اسلامی یعنی این. من یک نامه بنویسم و به آنرا آلت جرم من اعلام کرده و برایم دوسال زندان ببرند و آن وقت آن یکی با یک شی سخت بزند سر خانم زیبا کاظمی و او را جابجا بکشد و بگویند خودش مورد، جنسش پوسیده بود. بعد چهار نفر را در کهریزک به آن صورت که واقعا بدتر از صحنه کربلا بوده به دستور یارو بکشند و بعد این بی پدر اعلام کند که آنها هرچهارتایی مننژیت داشته اند و دکتر کهریزک هم زیر کاغد قلابی را امضاء نکند و او را هم با سالاد بکشند و بعد خودش اکنون سه سال است که راست راست راه می رود و میگوید دلتان بسوزد پرونده را به دستور آقام مختومه اعلام کردند. این شد چی؟ عدالت اسلامی بیخود نیست که می گویند حکومت این علی مثل آن علی است. این بابا با اجازه دادن اشاعه این حرفها، حکومت علی را هم بدنام می کند و مردم از خود می پرسند پس حکومت آن علی هم مثل این علی بوده و ما چهارده قرن چه فکر هایی می کردیم؟ پس حکومت صدر اسلام و حکومت اسلام ناب محمدی یعنی این؟؟؟