آیت الله صانعی: نباید حاکم به گونهای باشد که مردم با دیدنش از اسلام و حکومت دینی بیزار شوند
چکیده :حاکم باید به گونهای باشد که وقتی مردم او را دیدند به یاد تربیتهای اسلام و قرآن، پیامبر(ص) و علی(علیه السلام) بیفتند. نه اینکه وقتی او را دیدند قدرتمندان ستمگر برایشان تداعی کند و با عملکرد بد او خدای نکرده از اسلام ، دین و حکومت مبتنی بر آن بیزار شوند. اسلام واقعی طرفدار بشریت است نه اسلام متحجران و خشونت طلبان. اگریک آدمی هم بد است ولی بالاخره آدم است با هر مذهب و مرامی که میخواهد باشد، باید حقوقش رعایت شود....
آیت الله العظمی یوسف صانعی معتقد است که برای جذب عموم مردم باید اسلام طرفدار حقوق بشر به جهان معرفی شود و واقعیات اسلام درباره رعایت حقوق انسان با هر مذهب و مرام و نژادی برای جهان بشریت بازگو شود. ایشان تاکید می کند که اسلام واقعی طرفدار بشریت است، نه اسلام متحجران و خشونت طلبان.
به گزارش کلمه، این مرجع تقلید همچنین می گوید: حاکم باید به گونهای باشد که وقتی مردم او را دیدند به یاد تربیتهای اسلام و قرآن، پیامبر(ص) و علی(علیه السلام) بیفتند. نه اینکه وقتی او را دیدند قدرتمندان ستمگر برایشان تداعی کند و با عملکرد بد او خدای نکرده از اسلام ، دین و حکومت مبتنی بر آن بیزار شوند.
در بیاناتی از آیت الله صانعی که به مناسبت شهادت امام صادق(ع) در وب سایت دفتر ایشان منتشر شده، با اشاره به روایتی از آن امام بزرگوار، به سه گروه اجتماعی- سیاسی اشاره می شود که به همزیستی مسالمت آمیز تمدن انسانی کمک می کنند. ایشان از آن جمله، به حاکم خیرخواه مردمی اشاره می کند که مردم آزادانه او را انتخاب کرده اند و “چون مردم میبینند خودشان به این حاکم قدرت دادهاند و او وقتی بر مسند قرار گرفت بهگونهای است که به مردم ظلم نمیکند.”
مشروح این گفتار را در ادامه بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
این روزها در آستانه شهادت رئیس مذهب جعفری آقا جعفر الصادق(علیه السلام) هستیم. مناسب است چند جملهای درباره آن بزرگوار عرض کنم. قبل از آن قسمتي از يک روایت امام صادق(علیه السلام) را عرض میکنم:
«لایَستَغنی أَهلُ کُل َبلدٍ عن ثلاثةٍ یفزعُ إلیهم فی أمر دنیاهم و آخرتِهِم فإن عَدِمُوا ذلک کانوا هَمَجاً»، سه چیز است که اهل هر منطقهای بینیاز نیستند که در امر دنیا و آخرتشان به آن پناه برند پس اگر آن را از دست دهند نادان و احمق هستند و خير و خوبي در آنها نيست. در این جا امام صادق(علیه السلام) به سه گروه مهم اجتماعی و سیاسیاشاره میکند که با این سه گروه است که تمدن انسانها همراه با همزیستی مسالمتآمیز خواهد بود که اگر هر یک از این سه گروه و جمعیت از تمدن و جامعهای تهی شد، به تمدن آنها خدشه وارد میشود:
یکی: «فقیهٍ عالمٍ وَرِعٍ» ،یعنی فقیهی، دانشمندی، دانشگاهی و محققِ متتبعی در آن جامعه باشد. دانشمندان و فقهایش اهل ریشهیابی مسائل، پويايي و نوآوری باشند و به گونهای نشود که انگیزه برای تحقیق نباشد تا خدای ناخواسته بزرگان و دانشمندان ما، دانشجویان متفکر و مغزهای ما در دانشگاهها فراری شوند و در حوزهها هم عمق و ریشهیابی مسایل اسلامی گرفته شود. خدا نکند روزی برسد که یک عالم حوزوی یا دانشگاهی احساس کند باسواد بودن ارزشی ندارد و از فکر و طرحهای او استفاده نشده به آن بها داده نشود. البته امام صادق(علیه السلام) میفرماید: این دانشمندان و عالمان باید پرهیزگار باشند تا آن منطقه تمدن و کشور، به رشد و بالندگی برسد.
دوم: «و أمیرٍ خَیِّرٍ مُطاعٍ» ، و حاکمان خیرخواهی که مورد اطاعت مردمند. حکمرانان و قدرتمندانی که برای حفظ امنیت، اقتصاد، سیاست، شخصیت، فرهنگ و آزادی جامعه و دهها امر دیگر، قدرت را در دست گرفتهاند باید بسیار خیرخواه مردم باشند، و هیچگاه بد مردم را نخواهند. سپس میفرماید: «مُطاعٍ» وقتی حاکمی خیرخواه مردم بود باید مطاع هم باشد یعنی حق اوست که مردم از او اطاعت کنند. چون مردم میبینند خودشان به این حاکم قدرت دادهاند و او وقتی بر مسند قرار گرفت بهگونهای است که به مردم ظلم نمیکند. در حقیتقت مردم به صحنه آمده او را سرکار آوردهاند تا قدرتمندان در اختیار مردم باشند نه اینکه مردم در اختیار قدرتمندان. قدرتمندان، حاکمِ بر مردم نیستند بلکه این مردمند که حاکمِ بر قدرتمندان هستند. اما به لحاظ اینکه مردم رأی دادهاند، و فرد مورد نظر خود را آزادانه انتخاب کردهاند و هر کس بیشتر رأی آورده و مورد اقبال است و سر کار آمده پس باید مردم به عهد خود وفادار باشند و از او اطاعت کنند. البته اطاعت نباید از روی زور و غلبه باشد ورابطه میان مردم و حاکمان رابطه محبت و دوستی باشد. حاکم باید به گونهای باشد که وقتی مردم او را دیدند به یاد تربیتهای اسلام و قرآن، پیامبر(ص) و علی(علیه السلام) بیفتند. نه اینکه وقتی او را دیدند قدرتمندان ستمگر برایشان تداعی کند و با عملکرد بد او خدای نکرده از اسلام ، دین و حکومت مبتنی بر آن بیزار شوند.
و سوم: «طَبیبٍ بصیرٍ ثِقةٍ»،[1] عامل مهم دیگر رشد کشورها و تمدنها وجود پزشکان آگاه، بصیر و مورد اطمینان است. منظور این است که جامعه دارای تمدن، فقط با عالمان و دانشمندان پرهیزگار و حاکمان خیرخواه اطاعت شده کامل نیست بلکه جامعه به متخصصان هر رشته ازجمله پزشکهای بینا و بصیر نیاز دارد که مردم به آنها اطمینان دارند و جسم خویش را برای معالجه در اختیار آنها قرار میدهند. بنابراین هر جامعهای به بهداشت هم نیاز دارد.
یک نمونه هم از رعایت حقوق بشر و اخلاق نیکوی حضرت امام صادق(علیه السلام) نقل کنم که مرحوم کلینی در کافی نقل کرده است: «روزی امام صادق(علیه السلام) غلامش را به دنبال کاری فرستاد ولی غلام دیر کرد. امام(ع) خودش شخصاً بدون اینکه فرد دیگری را دنبال او بفرستد، به دنبال غلام راه افتاد ؛ دید غلام کنار کوچه خوابش برده است! امام(ع) عصبانی نشد، بیدارش هم نکرد بلکه شروع کرد او را باد زدن، تا بالاخره بیدار شد. وقتی بیدار شد امام صادق(علیه السلام) فرمود: این فرصتی که خوابیدی، در اختیار ما بودی، الآن وقت خوابیدن نیست، این درست نیست که هم شب بخوابی هم روز! بلکه شبها را بخواب و استراحت کن و روزها کارهایی که به تو محول شده انجام بده».
شما کجا میتوانید جایی پیدا کنید که مثل اسلام به حقوق بشر اهمیت داده شود؟! کجا میتوانید دینی پیدا کنید که مثل اسلام باشد که به بشر و انسان توهین و تحقیر روا ندارد؟! با این دیدگاه سراغ آیات و روایات بروید و جاذبههای اسلام را برای مردم بیان کنید. امروز جذب به اسلام از این راه است که واقعیات اسلام در باره رعایت حقوق انسان با هر مذهب و مرام و نژادي براي جهان بشريت را بگوئید. اسلام واقعی طرفدار بشریت است نه اسلام متحجران و خشونت طلبان. اگریک آدمی هم بد است ولی بالاخره آدم است با هر مذهب و مرامی که میخواهد باشد، باید حقوقش رعایت شود. قرآن میفرماید: (( لَقَد کرَّمنا بنی آدم)).[2] امروزه معجزهی اسلام ، طرفداری او از حقوق بشر است و با این معجزه اگر خوب بیان شود دنیا به طرف اسلام گرایش پیدا میکند.
معروف است که 25 شوال روز شهادت امام صادق(علیه السلام) است. وقتی امام صادق(علیه السلام) رحلت فرمودند ابی الحسن الاول(علیه السلام) ـ یعنی امام کاظم(علیه السلام) ـ ، فرمودند: پدرم را در پنج قطعه پارچه کفن کردم: دو ثوب شطوی ـ که پارچهی مخصوص بوده که گفته میشود منسوب به قریهای از مصر است که چه خصوصیتی داشته ما نمیدانیم ـ ، که حضرت موقع حج با این دو تکه پارچه احرام میبسته است. و همچنین پیراهنی که حضرت میپوشیده و در آن عبادت میکرده است. قطعه چهارم عمامهای بوده که از جدش امام سجاد(علیه السلام) برای امام صادق(علیه السلام) به یادگار مانده بود و قطعه پنجم بُرد یمانی بوده که ظاهراً آن را هم برای احرام استفاده میکرد.
در پایان این بحث روایتی امیدوار کننده از امام صادق(علیه السلام) عرض میکنم و آن اینکه: حضرت(علیه السلام) ذکر خیری از مادرشان ام فروه میکند که دختر قاسم بن محمد بن ابیبکر است و شاید برای اینکه عدهای از ناحیه پدر نمیتوانستند ایرادی به امام صادق(علیه السلام) بگیرند لذا میخواستهاند از ناحیه مادر نورانیت حضرت را خدشهدار کنند. برای همین است که امام(ع) میفرماید: « مادرم از کسانی بود که به خدا ایمان آورد، پرهیزگار و نیکوکار بود و خداوند نیکوکاران را دوست دارد». سپس حضرت(علیه السلام) از مادرش نقل میکند که پدرم فرمود:
« اي ام فَروه! همانا من هر شبانه روز هزار مرتبه برای شیعیانمان از خدا طلب مغفرت میکنم».
امیدواریم از این طلب مغفرت و لطف امام صادق(علیه السلام) و دیگر اهل بیت گوشهای و لو ناچیز هم شامل ما بشود. انشاءالله
——————————————————————————–
[1]. تحفالعقول: ص 321، و من کلامهg سمّاه بعض الشیعة نثر الدّرر؛ بحارالانوار، ج 75، ص235، ح 59، باب 23 مواعظ الصادق.
[2]. الإسراء(17)، 70.














هرحکومتی چهره اسلام را اینگونه زشت و مخدوش و وحشتناک و سبع و بیرحم نشان میداد مردم از اسلام و هرچه دین است بیزار می شدند. شما تصور می کنید اگر پیامبر اکرم هم حتی پس از فتح مکه رفتار اینها را پیش میگرفت اکنون نشانی از اسلام باقی مانده بود؟ پیامبر با آن همه عده و عده وقتی مکه را فتح کرد، حتی قاتل عمویش حمزه را نیز بخشید. اینها حتی از پاسبانی که قدری زبان تند داشته و در زندان توهینی کرده بود نمی خواستند بگذرند و طرف مرتب می پرسیده این عباس پاسبان کجاست بگیرید و بیاورید که به سزایش برسانند. خوشبختانه نام خانوادگی این عباس پاسبان را کسی نمیدانست وگرنه او را همان سرضرب و سه سوت دود کرده به هوا می فرستادند. میدانید در طول این انقلاب چقدر آدم بی گناه بی خود و بی جهت کشته شدند. اصلا در این انقلاب هیچ کس را نبایست می کشتند. ارتشی که خود داوطلبانه تسلیم شده و بی طرفی پیش گرفته بود آنهمه کشتن و قتل عام داشت؟ اینها اگر درجنگی براین مردم و ارتش فائق آمده بودند چه میکردند؟ اینها اگر با این خصوصیات بر کشوری غیر مسلمان یا دشمن چیره می شدند حتما به سگان و گربه های آنها هم رحم نمی کردند. با این وضع شما انتظار دارید که مردم از دین متنفر نشوند. مردم تمام اینها را متاسفانه از چشم دین می بینیند زیرا این بی دین ها خود را نماینده خدا و دین اسلام در زمین معرفی می کنند. در حالیکه دین واقعی از اینگونه انسان نما ها بیزار است.
خوش بود تا محك تجربه آيد به ميان
تا سيه روى شود هر كه در او غش باشد
ما زندگى در سايه آنچه به گمان آقايان اسلام است را تجربه كرديم و پاره اى
از حقايق برايمان مثل روز روشن شد و چيزى را كه با پوست و گوشت لمس كرده ايم
با گوش از دست نخواهيم داد. هرگز. سليم القلب هستيم ساده لوح نيستيم.
کاش ضرغامی هم این بیانات را ببیند و به خاطر اسلام هم شده ، در نشان دادن اشخاص تجدید نظر کند .
دوران حکومتهای مذهبی خیلی وقت است به پایان رسیده است و این تلاشها دوام چندانی نخواهد داشت.خود را برای حکومتهای مردمی و انسانی آمده کنیم!
هر روز بیشتر مشخص میشود که علی خامنهای انقلاب و جمهوری اسلامی را فدای اهداف خودش میکند، و از آن برای اهداف خودش هزینه میکند. حمایت از شخص بی لیاقتی مثل احمدی نژاد و باج دهی او به احمدی نژاد، و کتمان اوضاع بد اقتصادی و بی توجهی به خواست مردم همه نشان از بی لیاقتی خود خامنهای دارند. او یک حکومت نظامی به راه انداخته، ولی کدام حکومت نظامی در جهان تا کنون موفق بوده که این دومیش باشه ؟ یکی به خامنهای بگوید که حکومتهای نظامی الگو نیستند، و تا کنون همه از نظر اقتصادی و سیاست خارجی شکست خورده اند.
از فرمایشات آگاهی بخش آیت اله صانعی که در واقع معرفی گوشه ای از چهره مظلوم امام صادق (ع) بود استفاده و لذت بردم. انشاءاله خداوند ایشان را برای مردم حفظ کند.
راستی از ایت اله هایی که با کوکبه و دبدبه از جریان اصلاحات دفاع میکردند هیچ خبری نیست . موسوی خوئینی ها سر در لاک خود فرو برده و سکوت پیشه کرده . فراد با هوی جنجال میاید و میگوید منهم بوده ام . نکند او هم مانند هادی غفاری به خویشتن خویش رسیده است و در قفا دارد خود خود را محاکمه میکند . بدبختی بزرگی که این اقا نصیب ملت ایران کرد تسخیر سفارت خانه امریکا بود که رمز این حرکت بر روشنفکران و برخودش پوشیده نیست . او هنوز هم ازاین حرکت منفی و باز دارنده خود دفاع میکند . موسوی خوئینی ها دریغ از یک اظهار نظر !!!!!!
حاکم نباید به شکلی باشد که شخص با دیدنش یاد نکیر و منکر بیافتد!
خاطره آیت الله منتظری از آیت الله طالقانی در سلول
چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۳۵
نامه الکترونیک چاپ PDF
یادشان بخیر، برای عرض سلام و احوال پرسی تیرماه 1387 خدمت آیت الله منتظری رسیدم ایشان خاطره ای از “آ سید محمود” طالقانی نقل کردند، دیدم بی مناسبت نیست تا از این دو عزیز سفرکرده یادی بشود و آن را نقل کنم ایشان فرمودند:”اوایل سال 1356 با” آسید محمود” هم سلولی بودم ، یک شب بی وقفه سیگار می کشید وراه می رفت، نیمه شب بهش گفتم:”خفه شدیم از دود چرا نمی خوابی؟” ایشان گفت:” مگر نمی بینی ؟ مگر نمی شنوی؟” گفتم:”چی رو گفت: “صدای مردمو ! انقلابو ! دارن پیروز میشن!” من گفتم: “خب بشن چه بهتر” ایشان در جواب گفت: “چرا متوجه نیستی ! شاه می رود، مردم به ما مراجعه می کنند، بلد نیستیم مملکت داری را، همین یک ذره دینی را که هم دارند از کف می دهند این مردم بی نوا…”
آیت الله منتظری- به نقل از میثم کریمی (در دیدار شخصی)- تیر ماه
درود خدا بر اقای صانعی این فقیه روشنبین . و درود بروان پاک مجاهد نستوه سید محمود طالقانی .
زمینه سازی روانی از طریق مسخ مذهبی و به دبال آن قداست سازی کاذب برای (افای) خامنه ای و هنر فوق العاده او در عوام فریبی شاید یکی از دلایل عدم پرداختن صریح به نقد رفتار ، گفتار و اندیشه های او باشد تا کنون در این مملکت همه نقد شده اند و میشوند جز این استاد عوام فریبی ناقلا طوری جا انداخته و دوربری ها یش به آن دامن زده اند که گویا این آدم در مشکل آفرینی برای مردم هیچ کاره است تا جایی که عوام و حتی اغلب درس خواندگان و نخبگان همین فکر را میکنند که منویات و تدابیر این فریبکار مستقیما در راستای خیر صلاح و مردم است بارها و بارها تجربه شده که (افای) خامنه ای به قول سریال بررره با افعال معکوس پیام سرکوب خفقان و بی توجهی به نظرات دیگران را صادر میکند یافتن افعال معکوس پیامهای او با مرور تجربه تلخ بیست سال حاکمیت این عامل بیگانه و مرور حوادث بعد از آن به سادگی قابل احصاء است
ورود کارشناسانه و مستدل به نقد افکار ، گفار و تصمیمات این فرد یکی از راههای نجات و آگاهی مردم است
فرزانه ای گفته است به جای نقد دین نقد سیاست ونقد مذهب نقد حقوق را مورد توجه ورویکرد داشته باشید. دین حکومتی ورسمی چون علاوه بر کل گرایی باید به جزگرایی هم نظر داشته باشد نا گزیر یا به جزمیت کشیده خواهد شد ویا به اپورتونیسم . در هر صورت جهت تحلیل وتفسیر ویا تبیین ناگزیر از دیدگاه هرمونیتیکی خواهد بود عملا جبههای در تقابل با ارتودکس های دینی خواهد گشود . دین سنت گرا اگر حتی در اوج جز گرایی یا همان متون فقه هم درگیر باشد اگر به دور از سیاست باشد باز هم ضربهای جدی نخواهد خورد یکی از دلایل اشقاق مذهب در قرون وسطا ورود به حوزه سیاست وحقوق بود . هر چند که در قرون وسطا توجیه پدیده ها ی اجتماعی ونه اقتصادی یا سیاسی پاسخگو بود اما در ورود به مدرنیسم وجامعه مدنی کسانی که خود را مالک پدیده های دینی میدانند زود تر از سیاستمداران لطمه خواهند خورد . منظور از کل در فقه همان قاعده فقه است که علیرغم قابلیت توجیه پدیده ها درعالم تشیع انگار چنین تقریراتی وجود ندارد بلکه به گونهای قرون وسطایی صرفا از متون فقه در تحلیل استفاده که از دین چهرهای زشت نشان داده شده پدیده های اجتماعی عرفی بوده وتابع عنصر زمان ومکان می باشد از حجاب تا رابطه نا مشروع از ارتکاب جرائم تا اسیب های دیگر اجتماعی هر کس چنین دیدگاهی نسبت به دین و مذهب نداشته باشد بی گمان باید اندیشه اش مورد تردید ویا سوئ ظن باشد
اقای صانعی جزو معدود مراجعیه که خودشو به نظام نفروخته……شجاعت و راستگویی و ازاداندیش بودنش به همه ثابت شده…..متاسفانه خیلی حکومت بهش ظلم میکنه…..درود خدا بر همچین ادمایی که باعث میشن ادم دینداریه واقعی رو از دینداریه قلابی تشخیص بده
اسمش علی است و مرامش را علی می نامد و حکومتش را حکومت علی ، اما سالهاست که از این راه دورتر و دورتر گشته و آنچه مانده استبداد علی و خودخواهی علی و ستم بر مردم شاکی از علی ( اما نه آن علی بلکه علی خامنه ای ) ، امیدوارم که خدا هر چه زودتر شر حاکمان ستم گر را از سر ملت دور کند تا بلکه چند صباحی در آرامش برای دین و ایمان از کف رفته تلاش کنند. آمین یا ارحم الراحمین.
حکومت دینی دین را به مسلخ می برد.
دین اگر دین باشد باید برای حکومت هم قطعا فکری کرده باشد!چون خدایی که دین را داده برای همه ی ابعاد زندگی داده…
حالا اینکه این حکومت درست اجرا بشه یا غلط یه بحث جداییه
ولی حکومت جزیی از دستور دینیه
اگر در نقد امام (ره) ، نقد شخصیت،سخنان و زندگانی وی کافیست ولی در نقد علی خامنه ای لازم است علاوه بر این فاکتورها ، حلقه های تفکری اطراف ایشان را به بررسی و نقد نشست و میزان تأثیر پذیری ایشان از هرکدام را در ۲۳ سال گذشته بررسی کرد ! به تعبیر دیگر زمانی میتوان یک حاکم را به نقد کشید که شخصیت مستقل داشته باشد و گرنه به همین وضعیت که امروز دچار آن هستیم یعنی گره خوردن نقد و سرنوشت حاکم به سرنوشت حکومت دچار میشویم ! این وقتی بغرنج تر می شود که شخص حاکم در توهم عین دین بودن و جانشین خدا روی زمین بودن ، غرق شود و مصداق آن حاکمی شود که به القاء اطرافیان آنان که لباسی را که برتن نداشت ! نمیدیدند حرام زاده می خواند ! در چنین فضایی نقد حاکم بی بصیرتی محسوب و سینه چاکان و مگسان دور شیرینی مشغول حمد و ثنا ، چماق به دست میشوند !
البته در یک مورد با آیت عظمی صانعی اختلاف نظر دارم ! ولایت قهری از آن خداست و ولایت پیامبر و اولی الامر منکم ولایت نسبی است کما اینکه خداوند خطاب به پیامبر او را نذیر و بشیر خطاب میکند و او را بر مردم مسلط نمیداند و حتی در ولایت پدر و مادر بر اولاد اطاعت آنان را مگر در مواردی که خلاف اذن و قوانین الهی فرمان بدهند واجب میداند ! یعنی ولایت انسان بر انسان به نسبت آن که چه قدر فرامینش با قوانین الهی منطبق است تعیین میشود . لذا مردم حاکمی را که خود انتخاب میکند پشتیبانی و حمایت میکند و قوانین الهی اطاعت . وگرنه اطاعت محز از یک انسان غیر معصوم ، اشرف مخلوقات را در حد گوسفندی که از بز سرکرده به صرف آنکه زنگوله بر گردن دارد ، اطاعت میکند ، تنزل میدهد ! انتخاب حاکم توسط مردم حمایت می آورد نه اطاعت و این همان است که از آن به مقبولیت حاکمیت و اگر مردم آگاه به دین انتخاب کنند به مشروعیت حاکم تعبیر میشود .
جا دارد از مرجع عالیقدر آیت الله صانعی به خاطر مردمی بودنشان تشکر و تقدیر کنم