سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خاتمی: انتخابات پرشور، بدون آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از موسوی و کروبی ممکن نیست...
» مخالفت سید محمد خاتمی با خط کشی بین اصلاحات و جنبش سبز

خاتمی: انتخابات پرشور، بدون آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از موسوی و کروبی ممکن نیست

چکیده :جنبش سبز لیدر نداشت همان طور که اصلاحات به آن معنا لیدر نداشت... این جریان اجتماعی بود که وجود داشت که می تواند هم حسن و هم عیب باشد. در جنبش سبز هم مگر آقای موسوی به مردم دستور داد به خیابان ها بیایند این خود آنها بودند که برای راهپیمایی حضور داشتند. اگر خاطرتان باشد آقایان موسوی و کروبی و مجمع روحانیون مبارز اعلام کردند که چون اجازه صادر نشده راهپیمایی نیست اما مردم همچنان حضور پیدا کردند./ شخص من بیش از اینکه به انتخابات بیندیشم به تغییر فضا می اندیشم. اگر حاکمیت هم خواهان انتخابات پرشوری است باید بپذیرد که با این فضا به دست نمی آید. آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از آقایان موسوی و کروبی و تلطیف فضا نه تنها در برگزاری انتخابات پرشور مؤثر است بلکه سبب نزدیکی دلها و آمادگی همگی برای مقابله با تهدیدها و نیز خدمت به کشور خواهد شد./ اصلاحات و رهبران اصلی جنبش آقایان موسوی و کروبی تاکید داشتند که در چارچوب قانون اساسی حرکت خواهند کرد و باید قانون اساسی کامل اجرا شود و و سیاست ها و رفتارها اصلاح شود. حتی گذشت هایی هم انجام شد که اینکه طرفین به آینده نگاه کنند و با هم در...


کلمه: از سید محمد خاتمی دو چهره در رسانه ها منعکس شده است، احتمالا بر اساس انتظارات دوگانه ای که مخاطبانش از او دارند. شاید هم این خود اوست که همواره در دو نقش متفاوت ظاهر شده است. وقتی که رئیس جمهور بود، از سویی انتظار می رفت که هم رئیس دولت و صدای حکومت باشد، و از سوی دیگر صدای منتقدان حکومت. او این موقعیت دوگانه و دشوار را همچنان با خود حفظ کرده است. مخاطبانش نیز، اعم از موافق و مخالف – از هر دو سو – انتظاراتی از او دارند که خاتمی را بیشتر در این موقعیت دوگانه و گاهی پارادوکسیکال قرار می دهد.

به گزارش کلمه، انتشار خبرهای مربوط به خاتمی نیز هم اکنون همین موقعیت دوگانه را نمایندگی می کند. از سویی دیدارهای وی و اظهاراتش در آنها با روایتی اداری/ ویرایش شده در سایت رسمی وی منعکس می شود و از سوی دیگر گزارش هایی که به طور غیررسمی از دیدارهای او به رسانه ها راه یافته، تصویر متفاوتی از سخنان او را نشان می دهد؛ تصویری که اتفاقا شفاف تر و صریح تر است و برای موافق و مخالف، قابل فهم تر. اما ظاهرا خاتمی اصرار دارد که این تصویر آنقدر پیراسته و ویراسته باشد که هیچ حاشیه ای ایجاد نکند. به نظر می رسد او و نزدیکانش علاقه ای به ارائه پشت صحنه ی غیر رسمی مواضعش نداشته اند و به همین خاطر هم بوده که همیشه خبر سخنان و دیدارهای وی از کانال وب سایت رسمی خود او و به صورت گزارش های یک شکل و یکدست منتشر شده است؛ هرچند سانسور خبری وی در مطبوعات و رسانه های زییر تیغ حکومت، عملا راه خاص دیگری هم باقی نگذاشته است، آنچنان برای اعلام مواضع و اظهار نظر او نیز راهی جز دیدارهایی که در دفترش انجام می شود، باقی نمانده است.

اما یکی دو باری است که وب سایت رسمی خاتمی در کنار گزارش های رسمی از اظهارات وی در دیدارها، حاشیه ها و پرسش و پاسخ های صورت گرفته را نیز به صورت یک خبر مستقل تنظیم و منتشر می کند؛ خبری که کمتر گرفتار قالب رسمی خبر اصلی می شود و از همین رو مواضع صریح تر و نکات ملموس تری در آنها دیده می شود.

اکنون پس از انتشار خبر سخنان خاتمی در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی، که با عنوان انتقاد شدید خاتمی از «اعمال شیوه‏ های پلیسی» و «تحمیل فضای پادگانی» در دانشگاه ها در کلمه منتشر شد، وب سایت وی دست به انتشار گزارش پرسش و پاسخ های این جلسه زده و مشروح پرسش ها و سخنان دانشجویان را به همراه پاسخ ها و سخنان خاتمی آورده است.

در مقدمه ای که وب سایت خاتمی برای این گزارش نوشته، می خوانی: محمد خاتمی کیست؟ رییس جمهور خوبی است یا یک فرد محافظه کار یا یک فعال سیاسی یا نابغه ای است که از عصر خود جلوتر است و ما توانایی فهم آن را نداریم؟ یا کسی است که قرار بوده در انتخابات شرکت کند و…؟ نسبت حاکمیت و دانشجوها چیست؟ آیا حاکمیت این تصور را دارد که ما درصدد سرنگونی آنها و مقابله با اندیشه امام هستیم یا جزو دوستان حکومتیم؟ شما به عنوان لیدر اصلاحات رابطه خود و جنبش سبز چگونه تفسیر می‏ کنید؟ … این ها و پرسش های متعدد دیگر سؤالات اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران از رئیس دولت اصلاحات در نشست اخیرشان بود.

سپس متن پرسش هایی که توسط دانشجویان مطرح شد و سید محمد خاتمی به آن ها پاسخ گفت، در ادامه این گزارش آمده است که عینا در کلمه منعکس می شود. گزارشی که در آن، خاتمی با صراحت بیشتری درباره نسبت اصلاحات و جنبش سبز، دغدغه های خود درباره وضعیت فعلی و آینده کشور، نقد دوره اصلاحات، پاسخ منفی حاکمیت به خیرخواهی موسوی و کروبی، ممکن نبودن انتخابات پرشور در صورت آزاد نشدن زندانیان سیاسی و ادامه حصر موسوی و کروبی، و نهایتا تردیدهای جدی اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات آینده سخن گفته است.

دانشجویان با خاتمی چه گفتند

سایت خاتمی، پرسش های دانشجویان عضو انجمن اسلامی از وی را اینگونه منعکس کرده است:

‏‏* وقتی به جنش دانشجویی نگاه می کنم همه از خاتمی دفاع می کنند چون معتقدند او فضای جامعه و دانشگاه را باز کرده است. مهم ترین سوالی که برای من پیش می آید این است که محمد خاتمی کیست؟ رییس جمهور خوبی است یا یک فرد محافظه کار یا یک فعال سیاسی یا نابغه ای است که از عصر خود جلوتر است و ما توانایی فهم آن را نداریم. یا کسی است که قرار بوده در انتخابات شرکت کند و…؟ من درکی از محمد خاتمی ندارم و دوست دارم بدانم این فرد واقعا کیست؟ ممنون می شوم در این خصوص توضیحاتی بدهید.

* سوال من در رابطه با نسبت حاکمیت است؛ نسبت حاکمیت و دانشجوها چیست؟ می خواستم در این مورد توضیح دهید. سوال اصلی دیگرم این است با توجه به تجربه ما طی این ۸ سال دوره ریاست جمهوری آیا حاکمیت ما را در مقابل خود و به عنوان دشمن فرض می کند و درصدد مقابله با ماست؟ آیا این تصور را دارد که ما درصدد سرنگونی آنها و مقابله با اندیشه امام هستیم یا جزو دوستان حکومتیم؟ یا اینکه منافع سیاسی و اقتصادی حکومت این را اقتضا می کند که با یکسری مقابله کند زیرا احساس می کند خیلی از منافع انها از بین خواهد رفت؟ نسبت ما و جبهه منتقد با این نوع حکومت چیست؟ دانستن این مساله برای ما بسیار مهم است زیرا نسبتمان را با حکومت و عده ای افراد در درون ما که به عنوان بسیج فعالیت می کنند و از سوی دیگر افرادی که بین آنها افراد معتقدی می بینیم، خواهیم دانست.

* شما به عنوان لیدر اصلاحات رابطه خود و جنبش سبز چگونه تفسیر می کنید؟ آیا خودتان را جزو لیدرهای جنبش سبز می دانید یا نه؟ اگر پاسختان مثبت است سوال دیگر من در مورد جنبش سبز است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند جنبش سبز به جنبش طبقه متوسط پایتخت نشین تبدیل شده است و دغدغه اقلیت ها و قومیت های دیگر در آن وجود ندارد و اکثریت خواهی خود را از دست داده است. برخی دیگر معتقدند آتش زیر خاکستر است. با توجه به این مسائل می خواهم بدانم نظر شما در این باره چیست و آرمان های خود را به صورت تیتروار برای ما بگویید. جنبش سبز در چه چارچوبی فعالیت میکند آیا در چارچوب قانون اساسی قدم برمی دارد؟

* سؤالی که همیشه برای من مطرح بوده و از افرادی که از اوایل انقلاب سکاندار آن بوده اند بپرسم این است که آیا اصولا معتقدید وقتی حکومت برای خود رسالتی جهانی قائل است و فکر میکند که باید مردم را به سرمنزل مقصود برساند این امکان وجود دارد که بتواند قبول کند کارهای متفاوت توسط مردم ارزیابی و انتخاب شود یا اصولا چنین حکومتی نمی تواند فی نفسه پاسدار آزادی بیان و… باشد؟

* با توجه به نشستی که قرار بود داشته باشیم ولی مورد قبول دوستان واقع نشد سوال من این است که دیدگاه مهندس بازرگان قبل از انقلاب اسلامی چه بوده است؟ سخنرانی که داشتند، این سوال در ذهنم بود که شاید همیشه فاصله بین دیدگاه نظریه ما و آن چیزی که جامعه اجرا می شود، آنقدر زیاد است که بسیاری از نخبگان را سرخورده کند یا این باور را جا بیندازد که جامعه آمادگی اینکه چنین چیزی را اجرا کنیم، ندارد. از این رو من میخواهم بپرسم به عنوان کسی که تجربه تحصیلات آکادمیک داشته اید و بعد در دستگاه اجرایی کشور وارد شده اید آیا فاصله آنقدر زیاد بوده که نظریات ما به درد جامعه نمی خورد یا سیاست اخلاقی که از آن و جامعه مدنی صحبت می شود قابلیت اجرایی ندارد؟

* ما اعتراض نکنیم که چرا آقای خاتمی رای دادند فقط می خواهیم توضیح دهند که چرا رای داده اند. شاید درس هایی از دموکراسی و آزادی هست که اگر برای عموم جامعه توضیح داده شود شاید این مساله را درک کنند.

* از شما بابت قبل، به خاطر شکستن وجهه قهرمان پروری از آقای خاتمی که به عنوان قهرمان مردم ایران شکل می گرفت، تشکر میکنم. ولیکن الان هم شاهد هستیم این وجهه از آقای موسوی وجود دارد. برای شکستن این فضای قهرمان پرورانه باید به چه سمتی حرکت کنیم؟

* معمولا در این چند ساله با برگزاری اردوهای تشکیلاتی بنا بر این بود که هر سال به تحلیل یکی از شخصیت های هویتی انجمن پرداخته و در مورد آن سخنرانی شود یا در نشریه و فضای دیگر کارهایی روی آن انجام شود. 2 سال قبل در مورد شهید بهشتی، سال قبل مرحوم طالقانی و امسال قرار بود اولین سخنرانی در مورد تحلیل مهندس بازرگان باشد. که در نشریه سحر نیز پرونده ای را بچه ها زحمت کشیده بودند و آماده کرده بودند. جا دارد یادی از مهندس بازرگان در این جمع شود.

پاسخ های خاتمی به پرسش های دانشجویان

بر اساس گزارش وب سایت رسمی سید محمد خاتمی، وی پس از شنیدن سؤالات و مطالب دانشجویان سخنان قبلی خود را اینگونه ادامه داده است:

در آغاز من هم از مرحوم مهندس بازرگان و همه بزرگانی که در طول این نیم قرن، بلکه یک قرن گذشته در عرصه پیشرفت جامعه، اعتلای کشور و آزادی مملکت و نیز عرضه اسلامی که واقعا جوابگوی نیازهای انسان و روزگار ماست، تلاش کردند ذکر خیر می کنم. البته بحث درباره شخصیت افرادی نظیر جناب مرحوم مهندس بازرگان نیاز به مجالی دیگر دارد. با آرزوی علو درجات برای ایشان و همه بزرگان گذشته و با تشکر از شما به خاطر مطالبی که مطرح کردید.

با توجه به اینکه زمان محدود است فرصتی نیست مفصلا به همه سؤالات پاسخ بدهم از جمله این که بگویم خاتمی کیست و چیست و خیلی هم مهم نیست که وقت خود را صرف آن کنیم. به جای آن بیاییم و به عنوان کسانی که در این عصر و زمان زندگی می کنیم و با مختصات تاریخی جامعه ایرانی که در آن به سر می بریم بیشتر آشنا شویم، دردها و درمان ها را بشناسیم. این امر خیلی مفیدتر است. درواقع اگر ما به جای تجزیه و تحلیل افراد و شخصیت ها، بتوانیم جامعه و تاریخ کشور را بشناسیم و راهکاری منطقی در مورد مدیریت آن پیدا کنیم آن وقت می توانیم در مورد انسان ها نیز قضاوت کنیم. به تعبیر امیرالمومنین «نیایید امور و جریانات را با افراد بسنجید شما حق را بشناسید سپس افراد را با ملاک حق بسنجید»

ولی به هر حال سؤالتان را به اجمال پاسخ می گویم: در سال آخر ریاست جمهوری یا سال ۸۳، نامه ای برای «فردا» نوشتم که ناظر بر همین جریان بود. آن «فردا» امروز است و شما آن را مجددا بخوانید. شاید در مورد خودم و جامعه و مشکلات و راه حل های آن چیزی دستگیرتان شود. نمی خواهم بگویم آنچه در آن نامه آمده درست است، اما دیدگاهی که داشتیم و مشکلات حاضر در جامعه و این که چه چیزی قابل پیاده شدن در جامعه هست یا نیست و چرا؟ مطالبی آمده است. بالاخره جامعه محیط آزمایشگاهی علوم طبیعی نیست که بتوانید مواد را دفعتا ترکیب یا تجزیه کنید و خیلی فوری محصولی را به دست آورید. در جوامع، امور به صورت تدریجی حاصل می شود و آگاهان خیرخواه می توانند با تأمل و شناخت راه و داشتن استراتژی و تاکتیک و به صورت جمعی نه فردی و پیداکردن راه حلی درست و رهبری استراتژیک البته نه فردی، امور قابل پیاده شدن را بیابند و اندک اندک پیاده کنند.

برای گرفتن پاسخ کاملتان بهتر است شما نامه ای برای فردا را بخوانید تا حدود زیادی به این مساله پاسخ داده ام البته خیلی به خود نپرداخته ام اما به اینکه چرا جامعه ما احساس می کند به قهرمان نیاز دارد و این چه درد تاریخی است، پرداخته شده. واقعا در این جامعه و فرهنگ بسیار غنی و تاریخ پرفراز و نشیب و طوفان های عظیم که پشت سر گذاشته شد جا دارد بپرسم، چرا با همه این عظمت ها و بزرگی ها مردمش به دنبال این هستند که کسی آنها را نجات دهد و با پیداکردن این فرد همه کارها را متوجه او کنند. اگر هم اتفاقی نیفتاد، دلسرد شوند؟

این طرز تفکر، مشکل و بیماری تاریخی است که عمدة ریشه شکل گیری آن در تاریخ استبدادزده ماست، به خصوص در طول ۱۵۰ – ۲۰۰ سال گذشته که ملت تحقیر شد و به نوعی اعتمادبه نفس از او گرفته شد درنتیجه در پی این بود که دستی از غیب برون آید و کاری بکند. یکی از علل استقرار دیکتاتوری ها همین است، با اینکه انقلاب مشروطیت در جامعه ما بسیار مهم بود اما بسیاری از مردم از استبداد رضاشاه استقبال کردند. واقعا چرا؟ برای اینکه در آن زمان هرج و مرج شد و نتوانستند آزادی را پایدار کنند و به جان هم افتادند، از سوی دیگر فساد قاجاری همه را بی زار کرده بود و در این بین دروغگویانی با شعار آبادکردن و قوی کردن مملکت ایران و ایجاد امنیت، مردم را به سمت خود کشیدند و رضا خان به روی کار آمد. و بعد مردم دیدند که این قهرمان نما چه به سرشان آورد.

حس قهرمان گرایی و قهرمان پروری نشان از بیماری روانی تاریخی دارد و این که می گویم جامعه ما بیمار است خدای ناکرده در صدد تحقیر ملت بزرگمان نیستم. این ملت عزیز و قوی است ولی یک انسان نیرومند را هم بیماری و میکروب از پای می اندازد و زمین گیر می کند و برای به پا ایستادن آن باید سیستم ایمنی و دفاعی او تقویت و میکروب را از تن بیرون کرد و این ملت این ظرفیت را دارد. همان طور که بارها گفتم اگر می خواهید بدانید روحیه این ملت چیست، همان روحیه مشروطیت، نهضت ملی، انقلاب اسلامی و اصلاحات و… است و امر مشترک همه آنها این است که این مملکت، استبداد نه، آزادی می خواهد، استقلال می خواهد، وابستگی به بیگانه نمی خواهد و پیشرفت می خواهد. البته فرهنگ غالب مملکت ما اسلامی است و همه آن را قبول داریم. و اسلامی نیز که در انقلاب ما بود ادعا داشت که آزادی، استقلال و پیشرفت را به مردمانش هدیه می دهد. حال اگر اسلام به گونه ای دیگر تعبیر می شود و تلاش برای تحمیل آن صورت می گیرد آن انحراف از انقلاب و خواست تاریخی ملت است. اما ملت این است ولی اینکه چرا در کشور ما آزادی، پایدار و نهادینه نمی شود و چرا مشکلات پیش می آید و چرا از دل هر جریانی چون مشروطیت رضاخان یا بعد از آزادی هرج و مرج گونه شهریور ۲۰ و نهضت ملی و استقرار حکومت ملی مصدق و کودتای ۲۸ مرداد و دیکتاتوری نفس گیر بیرون می آید، جای سوال است؟ یا با آنکه انقلاب اسلامی ما که با شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی آمد و مردم را بر سرنوشت خود حاکم کرد و آزادی را به ارمغان آورد چه شد که در جامعه باز سخت گیری و مشکلات پدید آمد؟ جنگ تحمیلی، تهدیدها، ترور و … طبیعی بود که جامعه انقلابی را از وضع طبیعی خود خارج کند و بعضی مسائل فوق العاده مقتضای انقلاب ما نبود و امام هم در سال های آخر عمر گفتند در جاهایی ما از قانون تخطی کردیم، اما بناست که همه به قانون برگردیم ولی متاسفانه بعد از آن به جای اینکه استثناهایی که امام گفته بود رفع شود و قاعده سرجایش بیاید استثناها قاعده شد و قاعده هم که همان قانون اساسی بود خیلی مورد توجه قرار نگرفت.

شما بنشینید و این مساله را از نظر جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی بررسی کنید که چرا جامعه ما این چنین است. باید بگویم کشور ما ظرفیت فراوان دارد و باید این ظرفیت پرورش داده شود. اتفاقا یکی از مسائل مهمی که می تواند کمک کند ایجاد حکومت های ملی و آزادی خواه است. اگر بخواهیم آزادی به معنای واقعی شکل بگیرد باید بدانیم بسیاری از معیارهای آزادی را در کشورهای دیگر ممکن است قبول نداشته باشیم در ثانی با ظرفیت های تاریخی کشورمان نباید انتظار داشته باشیم که فردا ایران مانند سوئیس شود نه می خواهیم و نه می تواند آن گونه شود. این مسائل باید به تدریج پیش رود. اتفاقا یکی از نقش های حکومت های واسطه این است که به حق و آزادی مردم اعتقاد داشته باشند و در عین حال واقعیت ها را در نظر بگیرند.

متاسفانه بعد از ۲ خرداد ما دچار هیجاناتی شدیم و در این بین شعارها و مسائلی مطرح شد که باعث ایجاد بدبینی هایی در جامعه و تقابل شد که این تقابل به نفع کسانی تمام شد که چندان به حق و حرمت مردم اعتقادی ندارند یا آن را دارای اولویت نمی دانند. میدانید که ما می توانستیم و می بایست با تدبیر بهتر خواسته ها و اولویت هایمان را بیان کنیم. البته من معتقدم که واقعا باید اصلاحات نقد شود. برخی در این بین معتقد بودند کوتاهی شد بنده این را قبول دارم اما در بسیاری مواقع میل به تغییر بیش از ظرفیت کشور بود و همین مساله باعث بروز توقعاتی در جامعه شد و به جای اینکه پایه ها را درست بنا کنیم به اینجا رسیدم. از این رو نقد درست اصلاحات جایگاه خود دارد و باید به این مساله بپردازیم.

در پاسخ به نسبت حاکمیت با ما و اینکه حاکمیت با ما چه می کند بهتر است بگوییم ما با حاکمیت چه نسبتی داریم و این که ما کیستیم؟

در اینکه وضعیت فعلی قابل قبول نیست و مشکلات فراوانی در زمینه اقتصادی فرهنگی و قضایی و سیاسی وجود دارد شکی نیست و خطر و تهدید از خارج هم بیشتر شده است. ولی راهکار چیست و ما که منتقد هستیم چه باید بکنیم؟ آیا توقع داریم که وقتی صبح بلند می شویم همه این اوضاع حل شده باشد یعنی قانون اساسی جای خود باشد و کسانی که مدعی نگهبانی از قانونی اساسی هستند خود را ولی و متولی مردم ندانند و حتی تفسیرهایی که در مورد قانون اساسی می شود با دیدگاه خاص نباشد و دیدگاه های غلطی که در برخی جاها رواج یافته حل شود؟ خوب این خیال پردازی است. دل ما می خواهد انقلاب به مسیر اصلی خود برگردد، حقوق مردم در کنار ارزش های اسلامی و انقلاب محفوظ باشد و محکم تر شود و … ولی واقعیت ها را هم باید مورد توجه قرار داد.

ممکن است ایده آلی فکر کنیم و واقعیت ها را نبینیم ناکام بمانیم یا ایده ال ها را نبینیم و فقط واقعیت را ببینیم و از مسیر خود منحرف شویم. جمع بین این دو کار مهمی است.

اما ما کیستیم؟‌ بنده به عنوان فردی که جزء کوچکی از جریان اصلاحات است معتقدم به سادگی نمی شود بگوییم این انقلاب را رها کن و سراغ انقلاب دیگر برو. این انقلاب بسیار مهم بود و خون های بسیاری برای آن ریخته شده است. اتفاقا در تداوم حرکت ۱۵۰ ساله کشور که به سوی آزادی و استقلال و پیشرفت بوده است انقلاب ما این خواست ها را با هویت تاریخی فرهنگی کشور عجین کرده است. دیدگاه خاصی از اسلام را عرضه کرده و بسیار هزینه برای آن پرداخته شده است. اینکه بگوییم آن را نمی خواهیم نه معقول و درست است نه عملی. ما انقلاب و اصول و چارچوب ها را قبول داریم و اصل ما این است که همین نظام را با انتقادهایی که به آن داریم قبول داشته باشیم و خواستار از بین رفتن آن نباشیم و توانایی این کار را هم نداریم. کسانی که مدعی براندازی اند دچار توهمند. برفرض هم که خدای ناخواسته این اتفاق بیفتد چه خواهد شد؟ و جامعه با چه وضع مصیبت باری مواجه خواهد شد؟

جنبش اخیر حرکتی برآمده از متن اصلاحات و توجهش به حادثه انتخابات بود. گرچه کسانی با گرایش های مختلف در آن شرکت داشتند، ولی جهت حرکت انتخابات بود و اعتراضی که نسبت به آن وجود داشت. خوب با این حرکت مقابله شد و آن چه باعث جنبش بود تمام شد؟‌ بعد چه؟

جامعه انتظار این را داشت که هدف و جهت دیگری معرفی شود و شد: آزادی زندانیان سیاسی و تبدیل وضعیت امنیتی به وضعیت آزادی سیاسی، انتخابات سالم و آزاد و تأکید بر این که همه باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند و این که نظام را قبول داریم. ولی نتوانستیم جامعه ملتهب را درست توجیه و به سوی هدف مقبول هدایت کنیم و با کمال تأسف اعتراض به اصل نظام و حتی براندازی بخصوص در خارج تبلیغ و تقویت شد و جنبش با مشکل روبرو شد.

البته اصلاحات و رهبران اصلی جنبش آقایان موسوی و کروبی تاکید داشتند که در چارچوب قانون اساسی حرکت خواهند کرد و باید قانون اساسی کامل اجرا شود و و سیاست ها و رفتارها اصلاح شود. حتی گذشت هایی هم انجام شد که اینکه طرفین به آینده نگاه کنند و با هم در کنار هم به فکر مملکت باشند. اما به این پیشنهاد جوابی داده نشد و از سوی دیگر نتوانستیم جامعه را قانع کنیم که حرکت در درون نظام مطلوب است. اگر افول و انحراف و مشکلی می بینیم باید آن را حمل بر کم کاری یا اشتباه کرد. گرچه انصافا برخوردی که با مردم و شخصیت ها از سوی حکومت شد برخوردی نادرست و بحران زا بود.

علاوه بر این من معتقد هستم جنبش سبز لیدر نداشت همان طور که اصلاحات به آن معنا لیدر نداشت. البته چهره های شاخص داشت. اما واقعا ما نیامدیم اصلاحات را تعریف کنیم یا تعریف درست خود را در جامعه جا بیاندازیم و به مردم بگوییم حضور داشته باشند. آنها خودشان آمدند و مسائلی را مطرح کردند و در این مورد بحث و گفتگو شد. این جریان اجتماعی بود که وجود داشت که می تواند هم حسن و هم عیب باشد. در جنبش سبز هم مگر آقای موسوی به مردم دستور داد به خیابان ها بیایند این خود آنها بودند که برای راهپیمایی حضور داشتند. اگر خاطرتان باشد آقایان موسوی و کروبی و مجمع روحانیون مبارز اعلام کردند که چون اجازه صادر نشده راهپیمایی نیست اما مردم همچنان حضور پیدا کردند.

اما در مورد شرکت من در انتخابات سال پیش چون احساس کردم جریانی بخصوص در خارج از کشور رسما هدف خود را براندازی می داند و تحریم انتخابات را در دستور کار قرار داده است از سوی دیگر ما و اصلاح طلبان هم با این که به صراحت بر عدم تحریم تأکید کرده ایم و عدم شرکت در انتخابات را به معنی ندادن لیست و نداشتن نامزد دانسته ایم از هر دو طرف می کوشیدند اصلاحات و همه منتقدان را تحریمی به حساب آورند و جزء براندازان محسوب کنند که به نظرم می بایست با آن مقابله کرد که شرکت در انتخابات از جمله برای همین بود.

اما در مورد اصل حکومت: ما باید در درون خود برای حکومت دینی تعریفی داشته باشیم تا همه افراد خود را شهروند آن بدانند و نظام حاکم بر آن اسلامی باشد نه به بخش کوچکی از جامعه اختصاص داشته باشد.

با این دیدگاه که ما رسالت جهانی داریم و همه باید مطابق اعتقادات ما باشند، قطعا با مشکلاتی مواجه خواهیم شد.

اما در مورد اصطلاح طلبان و انتخابات نیز باید بگویم انتخابات مساله بسیار مهمی است و حق تعیین سرنوشت از جمله در انتخابات محقق می شود. اما مشکلاتی که هنوز وجود دارد و افراد زیادی زندانی یا با محدودیت هایی مواجه شدند به دلیل انتخابات قبلی است.

برای شرکت در انتخابات و رسیدن به نتیجه باید یکسری مسائل را در نظر گرفت. اینکه آیا این مسائل را نادیده می گیریم و وارد انتخابات جدید می شویم؟ یا باید توجه داشته باشیم که انتخابات را از سر گذرانده ایم و به اینجا رسیدیم اگر این باشد باید تامل بیشتری کرد و با توجه به حوادثی که شکل گرفته بدانیم شرکت در این انتخابات چه معنایی پیدا می کند. در ثانی آیا اجازه شرکت در انتخابات داده می شود و آیا تضمین هایی وجود دارد که همه جریان ها کاندیدا داشته باشند؟

هر چند انتخابات حق ماست ما باید در این زمینه سعی و تلاش کنیم که این حق از هیچ کس سلب نشود. در عین حال جناح منتقد و اصلاحات می گویند داخل نظام هستیم و این امیدواری را دارند که در عرصه باشند. آیا شرکت کردن یا نکردن در انتخابات تا چه حد می تواند این امر را تحقق بخشد؟‌ در عین حال که ما از اصول و معیارهایی که داریم و به خاطر آن هزینه پرداخته ایم منحرف نشویم.

آنچه مهم است این است که در این بین باید جریانات همسو به اجماع برسند.

من نمی خواهم بگویم بین اصلاحات و جنبش سبز باید خط بکشیم اما باید خط کشی هایی برای برخی از جریانات که منحرف و خطرناک هستند، داشته باشیم.

شخص من بیش از اینکه به انتخابات بیندیشم به تغییر فضا می اندیشم. اگر حاکمیت هم خواهان انتخابات پرشوری است باید بپذیرد که با این فضا به دست نمی آید. آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از آقایان موسوی و کروبی و تلطیف فضا نه تنها در برگزاری انتخابات پرشور مؤثر است بلکه سبب نزدیکی دلها و آمادگی همگی برای مقابله با تهدیدها و نیز خدمت به کشور خواهد شد. باید همه تلاشمان را بکنیم تا به تفاهم برسیم که فضای موجود به زیان جامعه، مردم، اصلاح طبان و بیش از همه به زیان نظام و حتی حاکمیت و به نفع دشمنان است.


114 پاسخ به “خاتمی: انتخابات پرشور، بدون آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از موسوی و کروبی ممکن نیست”

  1. بهروز روزبه گفت:

    جناب آقای خاتمی، من یک اصلاح طلب در زمان خودش و یک عضو جنبش سبز در این زمان هستم و معتقدم که رای جنابعالی متاسفانه تیرخلاصی به هم راستائی اصلاح طلبان و جنبش راه سبز شلیک کرد. به عنوان یک عضو ناچیز که تقریباً در تمامی کنشهای جنبش پس از کودتا شرکت داشته ، استنباطم این است که جنبش سبز از این نظام و اصلاح آن منصرف شده و به قالبهائی دیگر می اندیشد و فکر نمی کنم که میرحسین و کروبی هم الان همان نظرهای سه سال پیش را داشته باشند. بعید می دانم که مردم اینک حتی به ولی فقیه با اختیارات محدود نیز رضایت دهند و اصل قضیه زیر سوال رفته است . جناب آقای خاتمی ، به شما توصیه می کنم به جای گریه بر قبری که مرده در آن نیست ،به اتفاق متفکرین موسسه باران حتماً و عاجلاً به دو کار مبادرت نمایید:
    1_ حاکمیت به منظور انحراف اذهان مردم به دنبال بحران آفرینی و شعله ور ساختن جنگی محدود از سوی اسرائیل و آمریکا می باشد. از کانالهایی که صلاح می دانید به واشنگتن پیام دهید که با وقوع چنین فاجعه ای لااقل از انهدام زیربناهای اقتصادی کشور خودداری کنند .
    2_ صحیح ترین کاری که می تواند مورد رضایت مردم و نسل کنونی کشور شود همانا برگزاری یک رفراندوم جهت تعیین نوع حکومت آینده کشور می باشد و بهتر است جنابعالی و دوستان اصلاح طلب به جایگزینهای احتمالی این حکومت به اندیشید.

  2. نیاز گفت:

    اگر بازگشت به دوران شما اقای خاتمی خوب باشد من یکی همین دوران بد را انتخاب می کنم تا ریشه دیکتاتوری کامل کنده بشه و مردم درک کنند در این کشور با این پایه و قوانینن هیچ وقت ازادی و دمکرامتی درست و کامل بدست نخواهد امد. اگر دوران شما خوب بود پس نباید نتیجه ان دوران احمدی نژاد و دواتش می بود.اصلاحات در این حکومت مثل توف سر بالاست. مثا بچه گول زدند. ما دنبال ازادی و امنیت و حقوق فردی و جمعی هستیم که هرگز در این حکومت بدست نخوتهد امد و روز به روز هم از ان کم خواهد شد.

  3. امیر گفت:

    سلام بر خاتمی
    سید جان اگه اصلاح طلب ها در انتخابات شرکت نکنند ماهم پای صندوق های رای نمی آییم،حاکمیت با وجود این همه بدبختی که برای مردم درسته کرده است برای حضور شما شرط تعین میکند حزب اصلاح طلب حق شرکت بدون شرط را دارد،مردم خود در انتخابات تصمیم میگیرند که حق با چ کسی است،این شروط توهین به شعور مردم است

  4. سبز گفت:

    خیلی حرف های خوبی بود . به اصلاح طلب بودنم افتخار می کنم. درود بر موسوی و خاتمی

  5. ناشناس گفت:

    فوق العاده بود عالی

  6. ناشناس گفت:

    با خودم قرار گذاشتم دیگه وقت نمیزارم حرفهای ایشون رو بشنوم و بخونم

  7. محمد گفت:

    خاتمي دوستت داريم.

  8. ناشناس گفت:

    تا زمانی که مطمئن نباشیم آزادی اجتماعی و حقوق انسانی در کشور حکفرماست و کسی فراقانونی عمل نمی‌کند، نمی‌شود به راحتی وعده‌ی شرکت در انتخابات را داد. انتخابات سال 88 که یادتان هست؟ با 1000 ترفند مردم را به گود انتخابات کشاندند. اما به محض دیدن اعتراضات، بلافاصله سیاست مشت آهنین را وارد میدان کردند و همه‌ی فعالان را دستگیر کردند و عده‌ای از جوانان را کشتند. همین مساله دال بر عدم وجود آزادی و فضای انتقاد و اعتراض است.
    گرچه،‌همین امر نشاندهنده‌ی سست بودن پایه‌های انقلاب است. چون هیچ معمار خبره‌ای آنها را نساخته !

  9. ناشناس گفت:

    باید شانس برد در انتخابات را بالا ببریم که لازمه ان شفافیت در خود انتخابات است

  10. فومنی گفت:

    بعد 32 سال نازه باید این حرفها را بشنویم و التماس حاکمیت را بکنیم که تورابه خدا مارا ببین واقعن که

  11. ناشناس گفت:

    متاسفانه در کشور ما هر کس که آقای خامنه ای و متحجران درگاهش را قبول نداشته باشند برانداز نامیده می شوند!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  12. سبزینه گفت:

    اقای خاتمی شخصی با اخلاق و مدیر است اما اما
    شجاعت را در ایشان ندیدم.
    این که شما می گوید: ما نظام را دوست داریم
    اصلاح طلبان یا مردم؟ اگر منظورتان اصلاح طلبان است!! شما رای دهید البته اگر اجازه دهند.چون شما به انجام کارهای محیر العقول شهره اید.
    یک نکته ی دیگر طبق گفته ی دکتر سروش :
    ما به دنبال یک جامعه ی حق محور و فرا دینی و از همه مهمتر هستم .
    33 سال تجربه حکومت دینی محصولی جز ترس و ترور و نا امنی و تبعیض و اعدام و فقر و فحشا و … نداشت که اینها به پای دین اسلام نوشته می شود که جز دین فریبی و دین ستیزی و دین گریزی چیز دیگر به ارمغان نیاورده است.

  13. در برون چه کردی؟ گفت:

    که تو در برون چه کردی؟ که درون کعبه خواهی
    شما پانزده سال پیش در یک انتخابات پرشور و با اکثریتی که تا آن زمان سابقه نداشت، نامزد مورد علاقه و نظر و حمایت بیت رهبری را با آن شکل شکست دادی و با حمایت قطعی مردم برسرکار آمدی تمام امکانات هم در اختیارت بود، در چهارسال اول چه کردی که حال مرتب دم از انتخابات پرشور میزنی. مگر ممکن است در استخری که پر از لجن است و یک کسی هم آن بالا نشسته و آنرا مرتب به هم می زند و به به می کند، بتوانی لیوانی آب صاف و سالم پیدا کنی. این حاکمیت خودش باعث حذف خودش شده است و چون در حل مشکلات مانده است، مخصوصا کاری می کند که یا اسرایئل و آمریکا به آنجا حمله کنند و اینها هم مظلوم نمایی کنند، یا کار افتاده بروند با پولهایی که بلند کرده است مثلا سرسالم زندگی کنند که خیالی است عبت. به اعتقاد من هیچ آدم غیرت مندی در این انتخابات نباید شرکت کند، نباید نامزد معرفی کند. کاری کند که رژیم به بدبختی و بی ملتی خود پی ببرد و گورش را گم کند. بسه حقارت بس است شکست بس است اینهمه دزدی و دروغگویی و بس است این همه لطمه که به اسلام خورده است. دروغی می گویند ما خواهان حفظ اسلام هستیم درحالیکه بیشترین تیشه ها را به اسلام زده اند.

  14. ali گفت:

    همه این شا مرتی بازی ها برای اینه که ما رو بکشن پای صندوق رای همین

  15. جمهوری گفت:

    زیاد به کامنت‌های منفی‌ سلطنت طلب‌ها در حمله به سید عزیز توجه نکنید. این‌ها در اقلیت کامل هستند. باید یادآور بشوم که در فضای مجازی و وبسایت‌ها بسیار در مورد ۱۷ شهریور نوشته شد و یاد کشته شدگان انقلاب اسلامی زنده شد. حتا شاید کسانی‌ که کمتر به مقولات دینی علاقهٔ داشتند اما نشان دادند که با انقلاب اسلامی به رهبری امام همراهی دارند و سلایق شخصیشان مانع از این نمی‌شود که عظمت انقلاب اسلامی را انکار کنند. همین نشان میدهد که تبلیغات ضّد انقلاب و سلطنت طلبان در مورد این که مردم به سکولاریسم و بدحجابی علاقهٔ دارند دروغ است و آرمان‌های امام که مورد تاکید مهندس موسوی بود همچنان چون نوری درخشان می‌تابد. این حمایت گسترده از شهیدان انقلاب اسلامی در فضای مجازی این روزها نوید روشنی است برای امّت مسلمان ایران که هنوز بر خلاف تبلیغات دروغین سلطنت طلب‌ها آرمان‌های انقلاب و امام زنده است و شاید زنده تر از همیشه.

  16. مهرداد گفت:

    پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

    جناب محمد خاتمی!
    احتراما من یک ایرانی که در کرمانشاه هستم سه سالی است که از رایی که به شما در زمان اصلاحات داده ام تاسف می خورم و با دید عدم کارایی یک رییس جمهور در این سیستم که روزی پدران ما با امید و دلسوزی بنا کردند به میر حسین موسوی هم رای ندادم.
    بعد از انتخابات برای مخالفت با “جمهوری اسلامی” به خیابان آمدم در همه ی تظاهرات شرکت کردم و به تهران میامدم در شروع جنبش برداشتم این بود که آقای موسوی توان و مدیریت احساسات جریحه دار شده ی مردم را ندارد موسوی خود را به اسم همراهی مردم پشت مردم قایم کرده ولی قافل بودم از اینکه او میخواست از هر نفر یک رهبر بسازد نمی دانستم یک آزاد مرد از شور یک جماعت بهره نمی برد آن ها را هدایت میکند و.. و گذشت سه سال!!
    حالا تو اینجایی و من هم هستم روزی که من شعارم را در خیابان فریاد زدم تو نبودی سکوت کردی و منتظر ماندی.. روزی که ما در خیابان ها شعار زنده باد موسوی کروبی و خاتمی میدادیم در دلم امید بود و در فکرم فقط اتحاد, به جدایی کسی فکر نمی کردم به موسوی فکر می کردم که روز قدس به جمع حامیان حکومت نفوذ می کند برایشان دلسوزی می کندو به سوی مردم هدایتشان می کند.میرحسین به درستی مصداق مبارزی است که نه با هیجان که با درستی و پایمردی راه مبارزه را پیش گرفته است..
    اما امروز ما سرکوب شده ایم سکوت غریبی کردیم ولی تو تریبون به دست گرفتی و از حاکمیت دلجویی میکنی روی خوشت آنجاست و خط ونشان کشیدنت اینجا چند کلمه ی آزادی و انتخابات و مردم هم لابه لای سخنانت هست.. تا دل جنبش نفوذ میکنی و پرچم اصلاح طلبی را علم میکنی و بقیه را دشمن ضد انقلاب و خارج نشین آن ور آبها میدانی!؟ همانقدر که موسوی دلسوزانه سعی میکرد همه را زیر یک چتر جمع کند و آرمان های واقعی یک انقلاب را احیا کند شما تفرقه افکنی می کنید به جای همه ی زندانیان و در حصران و کشته شدگان و داغدیدگان در بلندگو نطق میکنید و از تریبون در جهت مسیر فکری خودتان بهره میجویید و ارجح الواجبات را حفظ نظام میدانید. آیا انسانیت و بندگی خدا زیر پرچم یک حکومت و وابسته به یک نظام است؟!! اگر هدف استقرار یک نظام , بنای حکومت اسلامی , ترویج فرایض دینی , عدالت , رفاه مردم و آزادی است و در زمان حال هیچکدام از اینها به وجود نیامده و در آن مسیر هم حرکت نمی کند و باز هم حتی اگر شخصی مثل شما که مثل یک دور برگردان سیاسی در نهایت موفقیت بتوانید یک سیکل را تکرار کنید, آیا کسی مثل من که خواهان تغییرم مطرودم؟؟ آیا من که مثل شما دلبستگی هایی به این نظام ندارم باید تا آخر تن بدهم و حق ندارم اعلام برائت کنم؟
    نه جناب خاتمی! الان دور شماست میدانم ولی من وجود دارم من انکار این حاکمیت و امثال شما هستم و روزی مهر “نه” خودم را بر روی اسم شما خواهم زد..

  17. fd گفت:

    دوستان اقای خاتمی میتونه بازم کاندید انتخابات بشه؟

  18. مهرداد گفت:

    متاسفانه شما خاتمی پرستان واقعیت را نمی بینید عمل را که میزان افراد است قضاوت نمی کنید و خودتان را در پس برداشت های متوهمانه از نطق های خاتمی و سیاستهای فکری محتملانه ی او که ذره ای در کلامش و رفتارش هم نمود نمی کند گم می کنید!
    خیلی از شما میرحسین را فردی بی سیاست میدانید که به خاطر اشتباهاتش در حصر است نه صداقت پایمردی و یکراستی اش, اما خاتمی را پیر سیاست بلد آینده نگر مصلحت اندیش!! به نظر من تو این حکومت یه سیاسیه دلسوز و آزاده الان تو زندانه ..
    من از این خاتمی بدم میاد هر وقت حرف میزنه ما رو به جون هم میندازه.. یعنی خودش نفهمیده اینو؟

  19. ناشناس گفت:

    من با نظر زهرا خانوم کاملا موافقم

  20. محمد گفت:

    هر بار که مصاحبه ای از خاتمی می خوانم یاد جمله دکتر شرعتی می افتم که می گوید: تاریخ به من ثابت کرده مصلحتی جز حق وجود ندارد. این مصلحت اندیشی خاتمی بود که جنبش سبز و بالنده ی ما را دچار سردرگمی کرد . صداقت میرحسین های و مصدق ها و بازرگان ها را موثرتر از مصلحت اندیشی خاتمی ها و هاشمی ها میدانم.

  21. ناشناس گفت:

    آیادوباره مردروزهای بارانی ظهورخواهدکرد؛مردی که کویرجان راسیراب میکرد؛مردی ازنسل عشاق؛فرزنداسطوره ای سرزمین ایران؛مردی که همچون دماوندسربلندوسرفراز؛؛یارگلستان سبز امید؛خورشیدفروزان سرزمین ایران؛چون سروراست قامت؛مردصادق صحنه سیاست؛آزادمردآزاداندیش؛آیادوباره زمستان سخت سرزمینم باآفتاب بهاری سیدمحمدخاتمی خواهدرفت؛به امیدموفقیت سیدخندان

  22. مریم گفت:

    برو بابا مرد حسابی. تو جونی پیز شدیم شما از اصلا حات و انتخابات حرف می زنی. زندگی کشور و فرهنگ ما رو نا بود کردین. 4 میلیون ایرانی اواره این همه کشته و زندانی دست بردار مرد.

  23. ناشناس گفت:

    سید محمد ؛ شیخ شجاع؛میر محبوب سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار . چون عزت به دست خداوند است و خداوند اراده نموده که مومنان عزیز باشند پس شما عزیزید اگر چهشما سپاه ؛ وزارت ؛ پول روزنامه؛صدا و سیما ,زندان ؛ داروغه ؛ چماقدار ؛ قاضی مرتضوی و حداد و حیدری ندارید اما حاکم جائر معاویه زمان حاکم نظامی تهران با لباس روحانی حقیر است و ذلیل و نا عزیز اگر چه همه اینها باضافه روزنامه کیهان و طائب و محمود ورحیمی وتهرانی و مصباح و بسیاری دیگر را داشته باشددیکتاتور اسمع افهم ….. قل لن یصیبنا الا ما کتب اله لنا .

  24. ناشناس گفت:

    پس کی سبزها میخواهند تلویزیون را بیندازند . ما منتظریم

  25. ناشناس گفت:

    اقای خاتمی ما 8 سال به شما اصلاح طلبان وقت دادیم و از شما حمایت کردیم.یادتان نرود که ان رای های میلیونی که من ومثال من به شما و دولتهای هفتم و هشتم دادیم تو این چند سال چی کار کردید جز قتلهای زنجیره ای و حصرها و ماجراها وسرکوبهای کوی دانشگاه و…در مورد موج سبز چی؟در مورد حمایت از رهبران موج سبز چی؟چرا تو اتخابات شرکت کردید؟چرا اینقدر از رزیم خاین و ماندگاری ان حرف می زنید؟چرا و چرا وهزاران چرا دیگر؟

  26. بنده یزدان پاک گفت:

    موسوی زنده باد خاتمی پاینده باد…ما همیشه اهل افراط و تفریطیم و اصولا افراد متعادل رو برنمی تابیم.کسانی مثل خاتمی دقیقا نقش مهندس بازرگان رو بازی میکنن و متعادلند.جنبش سبز نباید به سمت براندازی بره.یادمون نره مردم زمان انقلاب فکر میکردن بعد از انقلاب بهشت میشه حالا هم همینطوره

  27. مانی گفت:

    من هم فکر می کنم ما نه تنها دموکراسی را بلد نیستیم بلکه در درونمان بسیار هم دیکتاتور هستیم. همین که نمی توانیم نظرات یکدیگر را تحمل کنیم و اصرار داریم نظر همه مثل نظر ما باشد دلیل ادعای من است و فکر می کنم نکته ای که دوستان به آن توجه نمی کنند این است که در شرایط بسیار وخیم و حساس فعلی کشورهای خارجی و حاکمان ایران از خدایشان است که در ایران جنگ شود تا بتوانند در این آشفته بازار بهره برداری کنند و ما تنها با یک پروسه آهسته و پیوسته و مسالمت آمیز می توانیم به دموکراسی آن هم از نوع عمیق و ماندگارش و شاید در طول سالیان دراز برسیم و اگر حالا وضعیت دموکراسی در کشورمان چنین است به دلیل اشتباه ها و خطاهای تاریخی مان است و هیجانی عمل کردن مان در طول تاریخ. و به گمان من راه پیشنهادی آقای خاتمی که امتیاز گیری برای شرکت در انتخابات است و دادن این احساس و آسوده خاطری به دولت مردانی که وحشت زدگی شان را در تک تک رفتارهای شان می شود دید و می توان تصور کرد که با وخیم تر شدن اوضاع دیگر چه کارهای احمقانه دیگری از آنها سر خواهد زد که قرن ها ایران عزیزمان را به عقب خواهد برد و ابایی از اینکه به هنگام غرق شدن دیگران و همه چیز را با خود به زیر آب ( بخوانید به زیر خاک) بکشند ، ندارند. پس بهتر است راه حل شدنی و امکان پذیر را در نظر بگیریم نه راه حل های رویایی ای که بعضی دوستان به آن فکر می کنند و گمان می کنند یک شبه همه چیز درست خواهد شد.

  28. قشقایی گفت:

    اگر واقعا ایشان فکر میکنند این نظام با این همه فساد از بیت رهبری اش تا پایین هنوز هم قابل اصلاح است پس خیلی ساده انگارانه است .اصلاحات آقای خاتمی با این گفتمان مشخص سالهاست که جاده صاف کن اصلی دیکتاتوری شده است .وای به حال خاتمی اگر زمانی معلوم شود که عمدا این جهت گیری ها را انجام می داده است.

  29. مهید ایرانی گفت:

    براندازی چیز عجیبی نیست، تغییر این ساختار فاسد را عده ای براندازی مینامند، عده ای تغییر، عده ای اصلاحات. همه یک چیز میخواهند. این وضع درست شود، به هر ترتیبی، با هر تاکتیکی، و هرچه میخواهند اسمش را بگذارند.

    نظام حاکم بر کشور بر اساس انتخاب مردم باشد، به رای مردم احترام بگذارد، ضامن حقوق شهروندی باشد، رعایت کننده اصول دموکراسی باشد، نامش هرچه میخواهد باشد.

    همه یک چیز میخواهیم، مردم دقیقا میخواهند چه میخواهند، ولو ندانند چگونه به آن برسند.

    آن چه که مشخص است، این است که وضعیت کنونی، فاجعه بار است.

  30. علی گفت:

    اگر به حرفهای زیر که توسط خاتمی بیان شده دقت کنیم باطن خاتمی و حق بودن حرفهای او برایمان مشخص میشود :
    ” انتخابات حق ماست – آزادی و تعیین سرنوشتمان توسط خودمان حق ماست – کشور مال ماست ” اینها از زبان فردیست بنام خاتمی که تاکنون به مردم خیانتی نکرده – خاتمی سالم و پاک و صادق است و فعلآ بهترین است ضمن آنکه واقع بین است و نجات کشور و مردم برایش مهم تر از انتقام گیری ایده آلیستی است. ” انتخابات – آزادی و صاحب کشور حق ماست و چیزی نیست که از آن بتوان قهر کرد”

  31. مهدی ایرانی گفت:

    حکومت ایران باید خود را با بخش زیادی از جوانان که اعتقادی به دین (دخالت و حضور مستقیم دین در حکومت) ندارند، وفق دهد، این ناگزیر است.

    البته به شخصه احساس نمیکنم جایی دین مشکلی ایجاد کرده باشد، ولایت فقیه و شورای نگهبان و پسوندهای اسلامی ای که پشت بند اسم نهادهای حکومتی می آید و … را دین نمیدانم. اینها ابزارهایی است که به اسم دین در اختیار استبداد قرار گرفته. از اینها باید خلاص شد.

  32. مهدی ایرانی گفت:

    خیلی سخت است که این راه میانه ای که آقای خاتمی میگوید اجرایی شود. به شخصه اصلا نمیتوانم متصور باشم در فضایی که امثال حداد عادل، لاریجانی ها، محسنی اژه ای، مصباح یزدی، فلاحیان، محسن رضایی، جنتی، احمد خاتمی و سپاه و بنیاد مستضعفان و بنیاد پانزده خرداد و بیت رهبری و … آزادانه به فعالیت خود ادامه دهند، احساس رضایت کنم.

    مساله یک چیز است، هر گونه اصلاحی، منجر به سقوط نظام خواهد شد. و این چیز بدی نیست، آنچه اکنون نماینده نظام است، عین استبداد است، نمیتوان حتی بخشی از آن را هم نگه داشت.

    میدانم که اینها تا لحظه آخر مقاومت خواهند کرد، و فساد مشترک همه آنها را به هم گره زده است، اما نمیتوانم تصور کنم که ملت به حضور آنها در عرصه حکومت راضی شود و حضور آنها (بدون محاکمه) در عرصه قدرت، برای مردم عادی و بلا اشکال باشد.

    هیچ حد وسطی قابل اجرا نیست. حتی اگر دهها سال طول بکشد، آنچه مردم میخواهند باید جایگزین وضع فعلی شود، واسطه ای وجود ندارد. اگر هم باشد خیلی کوتاه است. خیلی کوتاه.

    کمی بیشتر انتظار میکشیم، ولی به کمتر از تمام آزادی راضی نمیشویم. ملتی که آزادی های اساسی خود را با امنیتی موقتی معامله کند، نه لایق آزادی است، نه لایق امنیت.

    کسی اگر رهبری جنبش سبز را نتواند ایفا کند، قطعا به زودی از دل این جنبش رهبرانی بزرگ بروز و ظهور پیدا خواهند کرد. ولی در حال حاضر خوشبختانه میرحسین با اقتدار در مقام رهبری جنبش است. ما منتظر دستور ایشان میمانیم.

  33. سبز گفت:

    با تمام انتقاداتی که به جناب خاتمی وارد است ایشان همچنان یکی از محبوبترین چهره های اصلاح طلب هستن
    خداوند نگهدارشان باشد

  34. سبز گفت:

    رای دادن یعنی خیانت به خون شهدای جنبش سبز

  35. اسی گفت:

    طرفدارن خاتمی یک جور با الفاظ شاعرانه و رمانتیک از وی تعریف میکنند گویی با شخصیتی مانند ویکتور هوگو طرفیم نه یک سیاستمدار!
    ….. از کسی که کشته شدن ده ها نفر از ایرانی ها را ببینه و بازم بخواد به فکر انتخابات باشه

  36. v گفت:

    میرحسین و آقای کروبی هم رای ندادند و دربیشتر تظاهرات ها همراه مردم بودند متاسفانه شما شجاعت نداریدبا گفتار و عملکردتون پس از انتخابات مجلس دارید تفرقه بین مردم ایجاد میکنید بجای اتحاد

  37. ناشناس گفت:

    لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می کند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می آیند. در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که – بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی که در آنوقت درست کرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض کنیم که صحیح بوده است، این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید که ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی که اینها رای دادند به اینکه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است.

  38. احمد گفت:

    حرفهای خاتمی مثل همیشه عقلانی.صحیح با تفکر و آینده نگرانه است.اینکه بگیم هیچ چیز درست نمیشه.و همیشه همونجوری هست کار ساده ای.اما تأیین هدف روشن و ارائه راهکار کار سختیه که یکی مثل خاتمی باید پا پیش بزاره.من به عنوان یه عضو ناچیز این جنبش اقرار میکنم که ایکاش شعارهای بعد از انتخابات از برکناری احمدی نژاد جلوتر نمیرفت.و اجازه و بهانه این همه سرکوب به حاکمیت داده نمیشد.عده ای در صدد تخریب شخصیت والای خاتمی .هاشمی موسوی و کروبی و دیگرانی هستند که جنبش سبز بدون نام اینها
    معنی مشخصی ندارد.
    دوستان امروز باید حواسمون جمع باشه.خدارو شکر که دزدی ودروغگویی رییس جمهور قلابی وتحمیلی برای همه حتی طرفداران سینه چاکش مثل روز روشن شد.
    به امید روزهای بهتر
    یاحسین میرحسین

  39. امیدسبز گفت:

    سخنان آقای خاتمی بسیار خوب و منطقی ست…. فقط امیدواریم که ایشان سر حرفشان بایستند و مثل دفعه قبل نروند باز رای بدهند!

  40. نا شناس سبز گفت:

    دوستان عزیز و جوانان اگاه و میهندوست که انتقادتان و تائیدتان همه از روی دلسوزیست ولی نباید تابع احساسات شد!!! نویسنده در بین روسای جمهور گذشته فقط به خاتمی رای داده ام . ( به میرمان هم رای دادم و انتخاب هم شده بود که مهندسی و کودتا کردند.) دوستان وقتی مولا علی میفرماید : ” اشکال منو بدون لکنت زبان بگوئید من بالاتر از ان نیستم که اشتباه نکنم” حساب بقیه روشن است . اقای خاتمی کارهای بزرگی انجام دادند از جمله : احترام بمخالف ، افشای قتلهای زنجیره ای ، اهمیت به خرد جمعی (احزاب و تشکلها – که مستبدین انرا بر نمیتابند ) ، تنشزدائی در جهان ، پاک و روشن بینی خود و اطرافیانش و ….. چند اشتباه سرنوشت خراب کن هم داشتند(یکی دستچینی مهرههای مجلس هفتم توسط شورای نگهبان و رد غیر قانونی و غیر شرعی اصلاح طلبان ) .اگر رویهم بسنجید ایشان یک سر و گردن ازبقیه روسای بالاتر بودند .درود بر خاتمی و کروبی و می حسین و تمام اندیشمندان و دلسوزان زندانی مستبدین . ….

  41. ناشناس گفت:

    دوستان ما پيرو ميرحسين هستيم هرچي اون بگه نه كسه ديگه

  42. ناشناس گفت:

    با سلام مشکل اصلی ما ایرانی ها امثال خاتمی و کروبی و موسوی و رفسنجانی و … نیست مشکل اصلی ما خودمانیم که هنوز میخواهیم در گذشته بمانیم چرا ما حکومتی به دور از همه اینهایی که یه روزی با خامنه ای سر و کار داشتند نداشته باشیم؟ مگه خاتمی 8 سال رییس جمهور نبود؟ مگه رفسنجانی 8 سال رییس جمهور نبود؟ مگه کروبی رییس مجلس نبود؟ مگه نمیتونست رهبر رو عزل و جزل کنه؟ اینها همگییشون میتونستند کارهایی کنن که نکردند حالا که از صحنه ی سیاست دورند میخوان ملت رو با وعده گول بزنند ای ملت ایران حکومت با اصلاح طلبایی مثل اینها درست نمیشه چون اینها یه زمانی همگیشون پست و مقامهایی بالا داشتند و نتونستند کاری برای ملتشون بکنند باید ریشه این نظام رو خودمان ریشه کن کنیم و حکومتی به نام آزادی بیان آزادی رفتار آزادی اندیشه داشته باشیم به نام آزادی و به نام ایرانی به دور از هر چی ……. باد شرف ایرانی زنده باد غیرت ایرانی و زنده باد آزادی به امید آن روز

  43. مهرداد گفت:

    جناب احمد عزیز..
    میدونی خصوصیت ممتاز جنبش سبز چیه؟
    اعضای اونو چه تو فضای اینترنت و چه تو خیابون با سوادترین آدمای این مملکت تشکیل دادن کسی نمیتونه اونها رو با شعار پشت سر خودش بکشونه حتی اگه میرحسین پا کج بزاره اونو نقدش میکنن.. میدونی چرا خیلی سخت شده ما خاتمی رو قبول کنیم؟ چون برای خودش مصلحت هایی داره که فردا ممکنه به خاطرشون از حرفهای امروز چشم بپوشونه حرفش با عملش یکی نیست! چرا در مورد میرحسین اینجوری نمیگم؟ به خدا من به این آدم رایم ندادم ولی الان روزی نیست که بهش فکر نکنم و واقعا قبولش کردم اونقدر صداقت داره روزی که همه ی مخالفهای امام ازش ایراد میگرفتن که چرا مدام از امام میگه راست و حسینی اومد گفت نمی تونم ارادتمو به امام از شما پنهان کنم با اینکه میدونست خیلی از اعضای جنبش که تو خیابونا میان همونایین که به خاطر این حرف ازش ناراحت میشن. ولی کسی مثل من نشد فرداشم اومدم با صدای خیلی بلندتر یاحسین میرحسینمو گفتم.. اون صداقت رو به مصلحت ارجحیت داد. حالا میرحسین برای من یه روه اگه امروز اینو بگه میدونم فردا بازم همینو میگه..
    در ضمن شما هم اینو بدون که:
    1- شعارهای جنبش باید پیش می رفت و سرکوب حاکمیت هم زیاد ربطی به این مورد نداره مگه ما عکس امامو آتیش زدیم!! حاکمیت از همون روز اول هم سرکوب می کرد و آدم می کشت و پیش خودش هی امروز فردا میکرد وقتی دید ما ساکت نمی شیم هرچی نیرو داشت آورد..
    2- بدنه و ماهیت اصلیه جنبش از مردمه و خواستگاه اون در جهت خواسته های مردمه و فقط بدون مردم معنی مشخصی نخواهد داشت نه حتی موسوی و کروبی
    3- برای من فرق هست بین میرحسین و کروبی با مصلحت پیشه کنانی همچون خاتمی و همینطور کسی چون خاتمی با هاشمی

  44. بهزاد و گفت:

    فقط آقایان کروبی و موسوی نیستند خانم رهنورد هم هست لطفا نام ایشان را فراموش نکنید

  45. مهدی ایرانی گفت:

    به هر حال آقای خاتمی اینگونه می اندیشند، هر کس راه خودش را در مبارزه با استبداد دارد. ایرادی ندارد، اینکه در جبهه های مختلف مبارزه در جریان باشد خوب است.
    به شخصه منتظر دستور میرحسین ام. هر چه میر حسین بگوید را قبول میکنم و با تمام توانم در اجرای آن تلاش میکنم.

  46. مهدی ایرانی گفت:

    باید به مبارزه شور بیشتری داد، کاش یک تلویزیون یا رادیوی درست حسابی برای جنبش راه اندازی میشد. گروه محترم کلمه باید از یکنواختی خود را خارج کند. باید مقالاتی در جهت روشن شدن اینده مسیر مبارزه ارایه شود.
    نباید فرصت انتخابات 92 را برای مبارزه از دست داد.

  47. امیر عباس گفت:

    آقای خاتمی عزیز مدارا رفتار پسندیده ای است اما مدارا باید از موضع قدرت باشد وقتی از موضع ضعف شد میشود تکدی گری حقوق خویش درنتیجه: چه کنند اگر تحمل نکنند زیر دستان تو هرانچه خواهی بکنی که پادشاهی

  48. ناشناس گفت:

    جنلب آقای خاتمی عزیز………
    شما در اظهار عقایدتان آزادید ولی آیا دیگر میشود به اصلاح ای وضعیت پرداخت؟؟؟آقای خاتمی شما گفتید تلطیف فضا ولی آیا تنگ تر شدن فضا نمیبینید؟مانند انسانی در بستر مرگ سخن نگویید لطفا…..لطفا به سخنان ( ایت الله ) خمینی رجوع کنید که گفت:چرا باید از رای پدرانمان تببعیت کنیم؟؟حضرت آقای خاتمی شما نیز بنا به عملکردتان در دوره مسولیتتان باید پاسخگو باشید…

  49. هوشیار گفت:

    حسن و حسین امامان قاما او قعدا
    بعضی دوستان که میگن خاتمی مصلحت اندیش است و … و بدرد نمی خورد و …
    میشه بفرمائین پس کی خوبه؟ بیرون گود نشستین میگین لنگش کن چرا چنین کرد چرا چنان کرد چرا حرف زد چرا سکوت کرد و …
    خب بفرمائید شما رهبری میخواهید که گوش بحرف شما بده !!!
    این استدلال که میرحسین و کروبی خوبن چون رای ندادن خاتمی بده چون رای داده مثل استدلال اونهائی است که میگن نعوذبالله امام حسین خوبه چون قیام کرد و شهید شد و امام حسن مصلحت اندیشی کرد که صلح کرد و سکوت و … !!!
    برادر هر کاری و هر شخصی و هر زمانی یک حرکتی میطلبد
    من معتقدم اگر خاتمی در حبس بود و موسوی جای ایشون بود هم رای میداد و همین کار را میکرد
    مضاف بر اینکه ما مگه چند نفر لیدر اصلاحات داریم 100000 تا که نیستن 2 تاشون حبس چندتا زندانی چندتا خارج نشین و چندتا در محدودیت و آزادی حداقلی فقط همین
    حالا هی بگیم این خوب نیست اون کوتاهی کرده فلانی مصلحت اندیش است بهمانی … خب لابد باید چند تا رهبر خوش قواره بلند قامت و البته شجاع و حرف گوش کن باید بگیم چینی ها برامون بسازند و بیاریم
    بیائید بپذیریم اینها در این زمان بهترین و شجاعترین رهبران ما هستند و همین هستند که می بینیم والسلام
    تازه می تونستن بروند دنبال زندگیشون و هیچ حرفی هم نزنند که هم حکومت از اونها دلگیر نشه و هم ما . مثل خیلی ها حتی خود ما که توی خونه نشسته ایم و بزرگترین حرکت اصلاح طلبانه ما تایپ توی اینترنت است !
    البته میدانیم که خیلی از این نظرات را دوستان اونطرف آبی که فرار را بر قرار ترجیح دادن می نویسن و بعضی ها را هم دوستان انحصارطلب بسیجی برای ایجاد فضای یأس و تفرقه میان مینویسن وگرنه همه همه همه میدانند “خاتمی” عزیز هنوزهم با وجود تمام حرفها و کاستی هایش و در این فضای استبداد زده هنوزهم “محبوب ترین” مـــرد سیاسی ایران است و اگه حاکمیت و یا هر فردی میگه نه اگه بشه انتخاباتی برگزار بشه بین خاتمی خامنه ای هاشمی میرحسین کروبی شاهرودی مصباح محمود و … اونوقت معلوم میشه “شیر” ایران زمین فقط خاتمی است و بس .البته میرحسین و کروبی هم لیدرهای بزرگ اصلاحات هستند و ما هم قبولشون داریم . اللهم فک کل اسیر

  50. green گفت:

    باید خط کشی هایی با بعضی از جریان های منحرف و خطرناک داشته باشیم این خیلی مهم است که این جا هم اومدند و بعضی هاشون می خواهند بین جنبش سبز و اصلاحات اختلاف بیاندازند و اینجا ضد دکتر خاتمی نظر می دهند