سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شکوری راد: مهندس موسوی راه هم پیش پای حاکمیت گذاشت، اما در نیافتند...
» هیچ چشم اندازی برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات آینده وجود ندارد

شکوری راد: مهندس موسوی راه هم پیش پای حاکمیت گذاشت، اما در نیافتند

چکیده :مهندس موسوی مهندس خوبی برای طراحی این مسیر بود و فضا را خوب پیش می برد. او هرگز نخواست که جناح مقابل کنار برود. پیش پایشان راه گذاشت. آنها نخواستند و آن را در نیافتند. در جناح مقابل هم، همه یک جور نیستند بخش رادیکال می خواهد فضا قطبی تر شود چون درفضای قطبی توجیه ماندن در عرصه برایشان وجود دارد اما در فضای غیر از این، امنیتی ها و نظامی ها باید بروند کنار....


علی شکوری راد با تاکید بر اینکه مهندس موسوی مهندس خوبی برای طراحی این مسیر بود و فضا را خوب پیش می برد می گوید: او هرگز نخواست که جناح مقابل کنار برود. پیش پایشان راه گذاشت. آنها نخواستند و آن را در نیافتند. در جناح مقابل هم، همه یک جور نیستند بخش رادیکال می خواهد فضا قطبی تر شود چون درفضای قطبی توجیه ماندن در عرصه برایشان وجود دارد اما در فضای غیر از این، امنیتی ها و نظامی ها باید بروند کنار.

به گفته ی این عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی وقتی فضا سیاسی شود نظامی ها باید به پادگان ها برگردند و امنیتی ها به دفاترشان. ولی در فضای امنیتی، نظامیان و امنیتی ها میدان عمل پیدا می کنند و سوار بر کار می شوند و از سیاسیون خودشان هم سواری می گیرند. بنابراین آنها مدام بر این طبل می کوبند که تهدید امنیتی جدیست و به سیاسیون خودشان هم همین گونه گزارش داده و آنها را وادار به تکرار مواضع قبلی می کنند. بنابراین فضا قطبی باقی می ماند.

به گزارش کلمه، شکوری راد در ادامه با اشاره به اینکه فضای عمومی جامعه هنوز به اصلاح طلب ها واکنش نشان می دهد، می گوید: حصر آقایان موسوی و کروبی و بستن فضای سیاسی و فشاری که وجود دارد به خاطر این است که آنها می دانند اگر این غول از چراغ خارج شود مهارش دیگر ممکن نیست. به زور توانسته اند کمی مهارش کنند اما نتوانسته اند از بین ببرندش و نگرانند که اگر این دوباره جان بگیرد نتوانند مهارش کنند.

علی شکوری راد با انتشار مصاحبه خود با هفته ی نامه آسمان در وب سایت شخصی خود توضیح می دهد که بعد از ظهر روز پنجشنبه نهم شهریور، همان روز که اجلاس سران جنبش تعهد در تهران برگزار شد میزبان خبرنگار هفته نامۀ آسمان بوده تا طبق قرار قبلی دربارۀ انتخابات آینده ریاست جمهوری گفتگویی داشته باشد.

به گفته او این مصاحبه انجام شد و پس از ویرایش قرار بود در شماره ای که روز شنبه 18 شهریور منتشر گردید چاپ شود، ولی ظاهراً به دلیل خط قرمزهایی که هر روز پر رنگ تر و دامنۀ آنها تنگ تر می شود این گفتگو در این هفته نامه منتشر نشده است.

متن کامل این گفتگو را با هم می خوانیم:

آقای شکوری به نظر می رسد نوعی تشتت آرا بین اصلاح طلبان در مورد ورود یا عدم ورود به انتخابات آتی ریاست جمهوری وجود دارد بعضی اظهار نظر می کنند که باید به هر قیمت و درهر شرایطی در انتخابات شرکت کرد و در این زمینه حتی مطرح شده که اصلاح طلبان از برخی شرایط وانتظارات خود عدول کنند و به انتخابات به عنوان فرصتی برای بازگشت به عرصه عمومی سیاست نگاه کنند اما برخی دیگر معتقدند در صورت ادامه شرایط فعلی امکان هیچ حضور جدی در عرصه انتخابات به هیچ عنوان وجود ندارد. به نظر می رسد علی رغم فرصت کم باقی مانده تا انتخابات هنوز اصلاح طلبان به یک تصمیم واحد نرسیده اند. آیا چنین است و چرا؟

پس موضوع گفت وگو را تغییر دادید به من گفته بودید درباره صحبت های اخیر آقای حجاریان سوال دارید.

نه، این سوال در ادامه همان صحبت های ایشان است. آقای حجاریان قائل به حضور هستند آقای عبدی هم پیرو صحبت های ایشان بحث حضور در انتخابات را مطرح کرده اند.

البته من صحبت های اقای حجاریارن را کاملا نخوانده ام ولی در جریان مضمون حرفهای ایشان هستم. حالا، آقای عبدی چه گفته بودند؟

آقای عبدی هم به نوعی تایید کرده بودند صحبت های آقای حجاریان را و مثلا گفته بودند ” انتخابات فقط برای وزن کشی است اما وقتی که چنین نیست به ناچار باید به انتخابات به عنوان یک امکان برای تحول اجتماعی و بروز کنش سیاسی و بسیج و سازماندهی نیروها نگاه کرد.

ممنون، اتفاقا بر خلاف نظر شما باید بگویم که انسجام نسبتا خوبی بین اصلاح طلبان وجود دارد.

یعنی دیدارها و جلسات منتج به تصمیم گیری مرتب برگزار می شود؟ پس خبرها خیلی بیرون درز نمی کند؟

اصلاح طلب ها در انتخابات مجلس انسجام زیادی از خود نشان دادند وقتی آقای خاتمی معیارهای شرکت درانتخابات را طرح کرد و گفت اگر تحقق یابد شرکت می کنیم اگر نه امکان شرکت سلب می شود تقریبا یک اجماع خوبی سر این موضوع شکل گرفت و تا آخر خط هم این انسجام باقی بود. موارد نقضش آنقدر کم بود که قابل ملاحظه نبود. به جز رای دادن شخص آقای خاتمی که کمی بحث برانگیز شد تا آن لحظه اجماع حداکثری پیش آمده بود که ما در هیچ دوره ای بعد از انتخابات سال76 به چنین اجماعی دست پیدا نکرده بودیم و این یک دستاورد مهمی بود.

البته یک اجماع سلبی درست است؟ یعنی این بار هم استراتژی همان است؟

بله، آن موقع در مورد عدم شرکت در انتخابات به اجماع رسیدیم.

ولی آن نوع تصمیم گیری به نظر خیلی راحت تر می آید تا شکل برعکس آن یعنی تصمیم به حضور پیدا کردن؟

نه همان هم مهم بود. به نظر من خیلی شرایط سیاسی الان خاص است بعد از انتخابات سال 88 جامعه به شدت قطبی شد و برخلاف انتظار که حاکمیت باید از شدت قطبی شدن جلوگیری کند، چرا که به شدت قطبی شدن یک ناهنجاری است، اما حاکمیت دامن زد بر این مسأله و خیلی از کسانی که در چارچوب گفتمان سیاسی و رقابت انتخاباتی عمل میکردند را از عرصۀ سیاسی راند و یک کاسه کرد باکسانی که شاید تفکرشان اصلاح طلبانه نبود و با اصل نظام مشکل داشتند. در حقیقت عاملی که باعث این اتفاق شد خود حکومت بود، سپس با این اتهام یک عده را سرکوب کرد که چرا باهم یکی شده اید درحالی که آنها یکی نشده بودند حکومت فضا را آن قدر رادیکال کرده بود که اینها یکی تلقی می شدند الان هم مجموعه منتقد وضع موجود یکپارچه نیستند. بخش عمده ای از آنها اصلاح طلب ها هستند که در چارچوب نظام جمهوری اسلامی فعالیتشان را تعریف کرده اند، عده ای هم انتقاد کلی دارند ولی قائل به فعالیت در چارچوب های سیاسی پذیرفته شده اند، این طیف ها وجود دارند تا آنها که ترجیحشان این است که اصلا این نظام نباشد و یک نظام دیگر باشد. این مجموعه منتقد وضع موجود اختلاف هایشان بعضا بیشتر از نقاط اشتراکشان است اما عامل وحدتشان رفتار حکومت بوده که کوچکترین انتقادی را برنتافته و هرکسی که حرفی حتی اصلاح طلبانه زده را در زمره مخالفان اصل نظام قرار داده و همه را یکپارچه کرده است. این نمایش یکپارچگی خود باعث شده که حاکمان از بزرگی آن احساس تهدید کنند. تشدید احساس تهدید به سرکوب بیشتر و دو قطبی شدن بیشتر فضا منجر شده و وضعیت را به جایی رسانده است که همه دریافته اند که وضعیت کنونی ناپایدار است اما چگونه این ناپایداری و با رفتن به کدام سمت پایان خواهد یافت محل تحلیل است.

با این وصف این فضای قطبی، که الان شما می فرمایید وجود دارد، چیزی است که حکومت به دنبالش بوده پس چه طور به زعم شما به این نتیجه رسیده است که باید از آن خارج شود؟ یعنی حتی حکومت هم به زعم شما به این نقطه رسیده است؟

بله ولی اینکه این وضعیت چگونه به سمت یک وضعیت باثبات پیش رود هنوز معلوم نیست. نیروها دارد برهم وارد می آیند ولی هنوز هیچ نیرویی غلبه نکرده است. قبل از انتخابات 88 این تصمیم در مراکز قدرت شکل گرفته بود که تکلیف اصلاح طلب ها را یکسره کنند برای همین بود که احکام بازداشت قبل از انتخابات صادر شده بود یا اینکه می بینیم فردای انتخابات هنوز اتفاقی نیفتاده عده زیادی از اعضا احزاب اصلاح طلب بازداشت و دفاتر احزاب تعطیل می شوند این نشان می دهد که آنها تصمیم گرفته بودند از فرصت انتخابات برای یک سره کردن تکلیف اصلاح طلب ها استفاده کنند و اصلاح طلب ها را از جرگه نظام خارج کرده و به زعم خودشان، خیال خود را از ناحیه آنها آسوده کنند.

الان می گویم خدمت شما که چرا آنها فکر می کردند با این کار اصلاح طلب ها مضمحل می شوند، قدرت و پایگاه اجتماعیشان را از دست می دهند. با خود می گفتند اینها را حذف می کنیم تا یک مجموعه یکپارچه بر اوضاع مسلط شود اما زورشان نرسید یعنی نتوانستند و اصلاح طلب ها باقی ماندند. نفس بقای اصلاح طلب ها و زیست سیاسی آنان شکست پروژه آنهاست ولو آنکه تحت فشار زیاد قرار داشته باشند و عرصه سیاسی به رویشان بسته شده باشد و شاید چشم انداز روشنی هم پیش رو یشان نباشد. حاکمان الان با صحنه ای رو به رو هستند که اصلاح طلب ها هستند، بزرگ و قوی هستند ولی درعین حال از آنها فاصله گرفته اند و آنها نمی توانند مدیریتشان کرده و بر آنها اعمال اثر کنند.

شما مصداق این بزرگ بودن و در صحنه بودن اصلاح طلب ها را در عرصه سیاسی فعلی در چه می بینید؟ به نظر که نشانه ای وجود ندارد.

فضای عمومی جامعه هنوز به اصلاح طلب ها واکنش نشان می دهد. حصر آقایان موسوی و کروبی و بستن فضای سیاسی و فشاری که وجود دارد به خاطر این است که آنها می دانند اگر این غول از چراغ خارج شود مهارش دیگر ممکن نیست. به زور توانسته اند کمی مهارش کنند اما نتوانسته اند از بین ببرندش و نگرانند که اگر این دوباره جان بگیرد نتوانند مهارش کنند. می بینید که با هرگونه همنشینی اصلاح طلب ها مخالفت می کنند هیچ کنگره، تجمع و نشستی را اجازه نمی دهند به احزاب قانونی اجازۀ همایش نمی دهند و یا حتی برگزاری جشن تولدهای ساده را تحمل نمی کنند و آنها را برای خودشان تهدید حساب می کنند درحالی که اگر طرف مقابل دریک وضعیت باثباتی بود و به خود اطمینان داشت لزومی نداشت که اینها را تهدید حساب بکند. آنها می دانند که یک پتانسیل سیاسی اجتماعی بسیار قوی نزد اصلاح طلبها وجود دارد. ما هم این را می دانیم ولی آنها دریچه های بالفعل شدنش را مسدود کرده اند و خیلی هم بر این مسآله مراقبت میکنند که یک موقعی جایی کار از دستشان در نرود . این وضعیت قفل شده امروز به خاطر این است که نتوانستند پروژه خود را کامل به انجام برسانند راه برگشت هم خیلی باقی نگذاشته اند یا حداقل آن قدر ادعا کرده اند و مطالبی گفته اند که برگشت برایشان سخت شده است. از این طرف اما اصلاح طلبها روحیه خیلی بالایی دارند و علتش هم این است که حس می کنند که در پیوند نزدیک با مردم هستند یعنی مردم را پشتوانه خودشان می یابند. برای همین طرف مقابل علی رغم حرفهایی که می زند که همه باید در انتخابات شرکت کنند ولی به محض اینکه اصلاح طلبها یک حرکت جدی بکنند دچار خوف شده و جلویشان می ایستد.

این بالفعل کردن منظور شما حرکت یا تصمیمی متفاوت از انتخابات مجلس است؟

نه هرگونه بالفعل شدن یعنی تمام عیار به میدان آمدن و فراخوان دادن. حالا یک زمانی بعد از انتخابات دورۀ پیشین ریاست جمهوری بود فراخوان ها شکلی دیگری داشت که حالا دورۀ آن گذشته است اما فراخوان انتخاباتی می توانند بدهند. از طرفی اما در صورت شرکت در انتخابات معلوم نیست که طرف مقابل بتواند از عهده جمعیتی که به دنبال فراخوان پای صندوقهای رأی می آیند بر بیاید. این تازه در شرایطی است که ما می دانیم میزان سرخوردگی در جامعه به حدی است که علی رغم فراخوان اصلاح طلبها شاید بخشی از مردم به این درخواست پاسخ ندهند. اما همان بخشی که ممکن است پاسخ بدهند به اندازه کافی بزرگ است و برای طرف مقابل تهدید حساب می شود. اینها می خواهند یک رقیب از پیش شکست خورده در صحنه داشته باشند. اصلاح طلبها می دانند دعوت نامه ای که برایشان فرستاده می شود صادقانه و تمام عیار نیست و بنا نیست که فضای کاملاً آزاد انتخاباتی شکل بگیرد. تعدادی از نیروهای اصلاح طلب در شرایط سه سال گذشته آسیب هایی دیده اند، تعدادی در زندان هستند و برای بقیه شرایط شغلی و معیشتی نامناسبی ایجاد شده است و خلاصه عرصه را تنگ کرده اند. در این شرایط مطالباتی شکل گرفته است که مقدم بر نفس انتخابات هستند و هرگز نمی توان نسبت به آنها بی اعتنا بود. از طرفی با این مجریان و ناظران و رسانه های حکومتی تضمین لازم برای انتخابات آزاد وجود ندارد و اینها همه عواملیست که بسیاری از اصلا ح طلبها را منصرف می کند که به انتخابات به عنوان یک فرصت واقعی نگاه کنند. آنها می گویند: “انتخابات آینده انتخابات ما نیست” چون از طرفی همه ابزارها و امکانات ما را گرفته اند و از طرف دیگر تمام موانع را بر سر راه ما گذاشته اند. نه می توانیم به مجریان انتخابات اعتماد کنیم که آراء را واقعی بخوانند و نه به ناظران که صلاحیت ها را درست بررسی و عادلانه اعلام نظر کنند. از همۀ اینها هم که بگذریم در طرف مقابل این صرافت یافت نمی شود که درانتخابات آینده اگر یک نامزد، به هر اندازه اصلاح طلب، انتخاب شود بگذارند که کار کرده و برنامه اش را اجرا کند.

منظور شما این است که مثلا اتاق فکر اصلاح طلب ها به این نتیجه رسیده است که در انتخابات آینده حضور پیدا نکند؟

ببینید آنچه که الان در بین اصلاح طلب ها هست بقای همان نظر گذشته است که در انتخابات مجلس بر سر آن اجماع حاصل شد یعنی اتفاقی نیفتاده است که آنها را به موضع جدیدی برساند.

ولی آقای حجاریان و به نوعی آقای خاتمی بحث هایی مطرح کرده بودند که فحوایش این بود که اشکالی ندارد اگر ما هم کمی انتظاراتمان را پایین بیاوریم.

من عرض می کنم خدمت شما. هیچ افقی باز نشده که ما بر اساس آن بگوییم که ما یک چشم اندازی داریم و به سویش می رویم تا یک نتیجه ای بگیریم. اما از سویی به سبب مسئولیت سیاسی خودمان می دانیم که باید در تغییر شرایط نقش ایفا کنیم. حاکمیت موجود ابزار و امکانات حفظ بقای خودش را دارد و این طور نیست که به راحتی رفتنی باشد برای همین درافتادن با اصل آن به هیج وجه نه درست است و نه شدنی. اصل نظام بر اساس تعریف ما اصلاح طلب ها به معنای جمهوری اسلامی و قانون اساس که دستاورد یک انقلاب واقعی بوده و هنوز پشتوانه زیادی دارد، است و خود اصلاح طلب ها هم پشتوانه آن هستند. در تعریف ما و آنچه ما می گوییم و در بیان اصلاح طلب ها می آید “اصل نظام” است و آنها که بر سریر قدرت اند معادل اصل نظام نیستند. به همین علت می گوییم و مدعی هستیم ما اصلاح طلب ها پوزوسیونی هستیم که از قدرت برکناریم و در حقیقت این اُپوزوسیون است که الان قدرت را در دست گرفته است. در تعریف ما پوزیسیون و مدافعان اصلی نظام هستیم و می خواهیم برویم در جای خودمان قرار بگیریم و وضعیت ناهنجار را اصلاح کنیم. بنابراین برای اینکه این وضعیت را تغییر دهیم مسئولیت داریم. اگر طرف مقابل درک درستی از واقعیات ندارد و فرصت ها را از بین می برد این وضعیت برای ما نامطلوب و رنج آوراست یکی از کارهایی که می شود انجام داد برای خروج از این وضعیت آن است که روی طرف مقابل تأثیر بگذاریم و او را ادامۀ این مسیر منصرف کنیم. فعلا شرایط به گونه ایست که تاثیر و تاثر دو جناح از هم به حداقل رسیده است. اگر بخواهیم فکر کنیم که کم هزینه ترین راه برای دستیابی به یک راه حل چیست آن این است که بتوانیم باب یک تعاملی را با حاکمیت باز کنیم که آنها از این روش و رفتارشان دست بردارند ما هم به ازای این کار یک مقدار شرایطشان را درک کنیم و سعی کنیم که ابراز حسن نیتمان آن تهدید امنیتی که آنها احساس می کنند را کاهش دهیم. آنها بر اساس احساس تهدید امنیتی هر کاری را برای خودشان مجاز دانسته اند. ما هر قدر اجازه دهیم که این احساس تهدید امنیتی در آنها تشدید شود آنها به شیوه فعلی خودشان بیشتر ادامه خواهند داد. بنابراین باید کاری کنیم که این احساس کمتر شود. وقتی این طور شد می شود کم کم گفت و گو را آغاز کرد و این تنها راهیست که نتیجه می دهد. بدون انجام یک گفت وگو ما چه طور میتوانیم به چیزی جز حذف هم فکرکنیم. وقتی باب گفت و گو بسته شود تنها چیزی که می ماند این است که یکی از طرفین باید برود و حذف شود. تجربۀ سالهای اخیر نشان داده است که این مسیر پر خسارت و بی حاصل است.

این بحث را آقای حجاریان این گونه طرح کرده بود که ما پیاده ایم یعنی آن کسی که بر سر قدرت سوار است و توان تغییر شرایط را دارد طرف مقابل است، کسی که باید فضا را به سمت تغییر ببرد حاکمیت است یا دیگران به نوعی بحث را این طور طرح کرده بودند که 50 درصد قضیه ماییم و بقیه حکومت است همه چیز دست ما نیست و حاکمیت باید این تمایل به گفت وگو و تغییر فضا را در خود نشان دهد. واقعا این طور است به نظر شما؟ یعنی باید نشست تا زمانی که آنها بخواهند فضا را برای ورود اصلاح طلب ها آماده کنند؟

ببینید حرف من این است اگر ما کاری بکنیم که این احساس تهدید امنیتی که آنها الان دارند کم شود و از گاردی که دارند خارج شوند امکان تغییر شرایط فراهم می شود. یعنی این کاری است که از دست ما بر می آید. بله بقیه دست آنهاست.

خب ابزار این کار چیست به نظر شما؟

مهندس موسوی مهندس خوبی برای طراحی این مسیر بود و فضا را خوب پیش می برد. او هرگز نخواست که جناح مقابل کنار برود. پیش پایشان راه گذاشت. آنها نخواستند و آن را در نیافتند. در جناح مقابل هم، همه یک جور نیستند بخش رادیکال می خواهد فضا قطبی تر شود چون درفضای قطبی توجیه ماندن در عرصه برایشان وجود دارد اما در فضای غیر از این، امنیتی ها و نظامی ها باید بروند کنار. وقتی فضا سیاسی شود نظامی ها باید به پادگانها برگردند و امنیتی ها به دفاترشان. ولی در فضای امنیتی، نظامیان وامنیتی ها میدان عمل پیدا می کنند و سوار بر کار می شوند و از سیاسیون خودشان هم سواری می گیرند. بنابراین آنها مدام بر این طبل میکوبند که تهدید امنیتی جدیست و به سیاسیون خودشان هم همین گونه گزارش داده و آنها را وادار به تکرار مواضع قبلی می کنند. بنابراین فضا قطبی باقی می ماند. اگر بخواهیم فضا را سیاسی کنیم باید صداها و پالسهایی که درمجموعه منتقدین هست به گونه ای باشد که خیلی طرف مقابل را تهدید و تحریک نکند. جنبش از شعار عده ای که خود را در زمرۀ آن قرار دادند اما شعارهایشان بوی براندازی می داد صدمه دید آن شعارها هرچند توسط بخش کوچکی داده شد اما برای جنبش هزینه سنگینی داشت و من کد دارم حتی که برخی از این شعارها را صحنه گردان های طرف مقابل در جمعیت ترویج می کردند به اسم میتوانم افرادی را نام ببرم که اینها به درخواست و با تکلیف همان نیروها آمدند و چنین شعارهایی را سر دادند و قسمتی از جمعیت هیجان زده را با خود همراه کردند.

البته آن مجموعه ای که معترض بودند هم که یکدست نبودند.

من می خواهم بگویم که جدای از اینکه در آن مجموعۀ معترض ممکن است عده ای دنبال این شعارها حرکت کرده یا مثلا مردم عادی بوده باشند اما آنهایی که این شعارها را طرح کردند هدفدار بودند. البته هیچ وقت این شعارها در جنبش عمومیت پیدا نکرد اما بهره برداری تبلیغاتی خیلی زیادی از آنها شد و حاکمیت آنها را بهانۀ سرکوب بیشتر و شدید تر قرار داد. برخی از آن افراد که آن شعارها را طرح کردند شناسایی شده اند و من می توانم آنها را معرفی کنم و سوابق و لواحقشان را بگویم و بگویم چگونه و توسط چه نیروهایی ماموریت یافتند که بیایند در تظاهرات و این شعارها را مطرح و تکرار کنند. همچنین سناریوی آتش زدن عکس امام در مراسم روز دانشجو کار خودشان بود. در دورن جنبش سبز کسی انگیزه اقدام علیه امام نداشت. کسی کاری به امام نداشت همه اعتراضات ابتدا علیه احمدی نژاد بود.

پس نظر شما هم به بحث آقای علوی تبار نزدیک است که بهتر است فعلا به انتخابات فکر نکرد بلکه به تغییر و خروج از شرایط فعلی فکر کرد. به سراغ گفت وگو و اعتماد سازی رفت یا اینکه بر روی اشتراکاتی که میتوانیم با بخشی از اصولگرایان داشته باشیم متمرکز شویم و کار کنیم که این مورد آخر را آقای حجاریان هم مطرح کرده بودند.

بله. به نظر من با شرایط موجود هیچ چشم اندازی برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات آینده وجود ندارد. ما که ابزار و امکاناتی دراختیار نداریم اگر آقای حجاریان بحث اینکه ما پیاده ایم و آنها سواره را طرح کرده اند، درست است ما که چیزی در اختیار نداریم که با تمسک به آن شرایط را تغییر بدهیم ما فقط تکرار کرده ایم که شرایط چگونه باید تغییر یابد تا مشارکت افزایش یابد. مساله خواستن یا نخواستن ما نیست بلکه بحث می توانیم و نمی توانیم است. در حقیقت اگر شرایط عوض شود می توانیم در انتخابات شرکت کنیم عوض نشود، نمی توانیم. ربطی به خواستن ما ندارد. اما طرف مقابل ابزار زیادی دارد که با استفاده از آنها می تواند فضا را تغییر دهد و البته باید به گونه ای باشد که مجموعۀ اصلاح طلبها را مجاب کند. اگر حاکمیت تدبیر درستی می داشت این فضای قطبی که به ضرر خودش است را از بین می برد. اما به نظر می رسد آنها در درونشان مشکل دارند که نمی توانند این فضا را از بین ببرند. نگرانی آنها این است که مبادا با این وضعیت که پیش آورده اند اگر یک قدم عقب بگذارند مجبور شوند تا ته عقب بروند و این نگرانشان میکند و باعث می شود نتوانند تصمیم بگیرند. به نظر می رسد طرف مقابل قدرت تصمیم گیری اش را از دست داده است چون نیروهایشان رانمی توانند راحت توجیه کنند. به عنوان مثال همین که رهبری به خواسته جناج رادیکال تمکین نکرد و هاشمی را در مجمع باقی گذاشت باعث شده کلی از آنها واکنش منفی نشان دهند و اظهار نارضایتی کنند. حالا فرض کنید اگر قرار شود دیداری بین رهبری و خاتمی شکل بگیرد ..

از طرف چه کسانی طرح شده است؟ اصلاح طلب ها یا اصول گرایان.

خیلی ها طرح می کنند. می گویند آقای خاتمی هشت سال رئیس جمهور مملکت بوده، خدمات شایانی کرده، هیچ پرونده و محکومیتی هم ندارد. نیرویی است که به لجاظ سیاسی محترم است اما شما بینید که الان چند سال است این دو نفر هیچ ملاقاتی با هم نداشته اند اگر بخواهد ملاقاتی صورت بگیرد تا بلکه گشایشی در وضعیت ایجاد شود آیا رهبری می تواند از اقای خاتمی دعوت کند؟ به نظر من نمی تواند. چون نیروهای رادیکالشان سه سال است دارند به آقای خاتمی فحش می دهند و انواع اتهامات بی اساس را به او وارد کرده اند. اگر دیداری انجام شود آنها یک باره سنگ روی یخ می شوند. رهبری حتی اگر تمایلی به این دیدار داشته باشد برایش به راحتی امکان پذیرنیست و ریزش نیروها را بدنبال خواهد داشت. برایش پر هزینه است. نیروهای رادیکال در حقیقت به این صورت اوضاع را هدایت می کنند هر چند خود را تابع و پیرو می دانند و ظاهراً همین طور هم هست.

حتی اختلافات درون اصولگرایان و بحث پیش آمدن جریان انحرافی و…باعث نمی شود که درون جناح اصولگرا این تمایل و خواسته برای دیدار و گفتگو با برخی اصلاح طلبها پیش بیاید؟ یا مساله رجوع به اصلا ح طلبها به نوعی طرح شود؟. امروز که من تصاویر افتتاحیه اجلاس سران جنبش عدم تعهد را در تلویزیون نگاه می کردم دیدم آقای هاشمی را هم دعوت کرده بودند و او مقدم بر احمدی نژاد در کنار رهبری بود. چرا؟ به خاطر اینکه ایشان مقداری وجهۀ بین المللی دارد و به همین علت رهبری در کنار سران سه قوه هاشمی را هم که از نظر دنیا دارای یک سمت حکومتی خیلی شفاف نیست کنار خودشان نشانده بودند. من تردید ندارم رهبری آرزو داشتند که طرف دیگرشان هم خاتمی می نشست چون وجود خاتمی در این اجلاس خیلی اعتبار ایجاد می کرد. اما فارغ از اینکه خاتمی می پذیرفت یا نمی پذیرفت از ناحیه رهبری این کار شدنی نبود چون مساله هوادارن پیش می آید. آنها مسأله دار می شوند. عقلای دو طیف اصلاح طلب و حاکمیت همه اذعان میکنند یا تلقی می شود کرد که اذعان بکنند که اگر بخواهد تغییری در شراط کشور ایجاد شود نقطه شروعش یک نوع گفت وگو و تعامل بین آقای خاتمی و رهبری است اما این کار عملاً امکان خود را از دست داده است. از هر دو سو مانع وجود دارد از سوی اصلاح طلبها نیز این که آقای خاتمی قدم اول را بردارد پیشنهاد نمی شود. کسی که در موضع قدرت است راحت تر می تواند ابتکار عمل داشته باشد. یکی از جهت انجام کار یکی از جهت تحمل تبعات آن. نگاه کنید الان بخش اعظم جمعیت نخبگان کشور در مجموعه اصلاح طلبها هستند. هر آدم عاقلی که سیاسی و جناحی هم نباشد راحت می تواند قضاوت کند که این ظرفیت بزرگی که الان نزد اصلاح طلبهاست معطل مانده درحالی که نظام به آن خیلی نیازمند است. نسبت وزن نخبگی اصلاح طلبها به اصولگرایان الان 80 به 20 است. در حقیقت ممکن است که یک سوم این طیف 80 درصدی سیاسی باشند اما بقیه با آن یک سوم براحتی کار می کنند و مشکلی ندارند اما این دو سوم غیر سیاسی دل خوشی از حاکمان فعلی ندارند. فشار سیاسی سنگینی که بر روی دانشگاههاست به همین دلیل است.

به نظر شما حاکمیت نیاز به استفاده ازا ین ظرفیت نخبگان را حس نکرده تا حداقل به این بهانه فضایی برای حضور اصلاح طلب ها فراهم کند یا رجوع کند به اصلاح طلب ها؟

اینها امیدوار هستند که بعد ازرفتن احمدی نژاد این جراحت، جدایی و گسست بین نخبگان و حاکمیت را با فرد دیگری بتوانند پوشش دهند اما افرادی که دنبالشان هستند و مطرح می شوند خیلی این پتانسیل را ندارند. آنها به وضعیتی رسیده اند که به یک نیروی 80 درصدی نمیتواند رضایت دهند یعنی باید 100 درصدی خودشان باشد که اوضاع از دستشان در نرود اگر 10 درصد هم در برود می ترسند که تبدیل به 100 درصد شود. آنها از احمدی نژاد که خیلی خودی حسابش می کردند گزیده شده اند حالا خیلی نگران گزیده شدن دوباره هستند.

یک مورد دیگر که طرح می شود، صحبت از ظرفیتی ست که خود آقای خاتمی به دنبال خود دارد که اگر ایشان بیایند رای بالقوه بالایی دارند و امکان رد صلاحیتشان هم خیلی اندک است همین طرح اسم ایشان و ورودش به انتخابات فضا را به نفع اصلاح طلبها به کل عوض می کند. این بحث چه میزان بین اصلاح طلب ها مطرح و یا جدی است؟

طبیعی است که در شرایط کنونی نگاه ها در مجموعه اصلاح طلب ها به خاتمی باشد. بخصوص اینکه وضعیت برای آقای موسوی به گونه ای پیش رفته است که تحمل ایشان توسط حاکمیت از نظر همه منتفی است. فعلاً کسی که به عنوان کاندیدای تمام عیار قابل طرح است و اجماع حداکثری در موردش هست آقای خاتمی است. بعداً شاید دیگرانی هم طرح شوند. اما آن کسی که الان مطرح می شود خاتمی است اما جناح حاکم او را که به زعم من اشتراکاتش با آنها درمورد اصل نظام و پیشینه و سوابق بیشتر است را تحمل نمی کنند. در واقع وقتی به زعم من حاضر نیستند کسی که 10 درصد اختلاف نظر با آنها دارد را تحمل کنند خاتمی که 60 تا 70 درصد اختلاف نظر دارد، قطعا تحمل نمی شود هرچند معتقدم که آنها می دانند اگر خاتمی با آنها به توافقی برسد بیش از خودشان به آن پایبیند می ماند.

بحث شما کجای داستان قرار می گیرد؟ منظورتان تأیید صلاحیت یا عدم تایید خاتمی است؟

نه. حتی اگر بیاید، تأیید و انتخاب هم بشود. بعید است او را تحمل بکنند. همین الان و همین اندازه که هست هم تحمل نمی کنند و او را تهدید می دانند. نه اینکه شخص او را بلکه پتانسیلی که پشت اوست را تهدید می دانند.

البته منظورمن بعد از انتخابات و اتفاقات مثلا بعد انتخاب احتمالی ایشان نیست بلکه صرفا آمدن ایشان و تاثیری که این آمدن در جامعه و همچنین اصلاح طلبها خواهد گذاشت منظورم است آیا اصلاح طلبها به آثار صرف حضور خاتمی در انتخابات فارغ از نتیجه آن فکر کرده اند؟

یکی از اصلاح طلب ها که قصد داشت برای انتخابات بیاید با دوستانش مشورت کرده بود. آنها به او گفته بودند که شما آدمی هستی که وجهه داری اما اگر بخواهی بیایی اول آنها می گویند باید تایید کنی که در انتخابات گذشته تقلب نشده است اگر تایید نکنی که آنها نیز تو راتایید نمی کنند اکر بکنی که دیگر رایی نداری یعنی بخشی مهمی از رأیت می ریزد. بعد هم اگر تایید کردی دست بر نمی دارند می گویند باید به اصطلاح خودشان سران فتنه را محکوم کنی و مرز بندی کنی اگر نکنی، تایید نمی شوی. اگر بکنی، که رفته ای بیرون دایره اصلاح طلبی و چیزهای دیگری هم از تو خواهند خواست که اگر اجابت بکنی که دیگر آن وقت اصلاح طلب نیستی. بنابر این از ما چه انتظاری داری؟

به اعتقاد شما حتی درباره خاتمی هم این احتمالات صادق است؟

بله این در حقیقت مسیری است که آنها پیش پایش می گذارند تا از هویت خارجش کنند. بدون پشتوانۀ مردمی اش او یک کاندیدای شکست خورده است که فقط اسمش هست. آنها بدشان نمی آید کاندیدایی اصلاح طلب با اعتبار اجتماعی وارد میدان شود و تنور انتخابات را برایشان گرم کند و به یک رقیب بی خطر بدل شود. آنها دنبال این هستند و در واقع پروژه آنها همین است. حتما چند نفری پیدا می شوند که با این شرایط بیایند. بالاخره همیشه از این جور آدمها پیدا می شوند. نمی گویم کسی نمی آید اما کسانی که این گونه بیایند دیگر هویتی نخواهندداشت تا به اعتبار آن مردم را بیاورند پای صندوق. کسانی که این گونه بیایند هیزم گرم کننده تنور انتخابات خواهند شد. خواهند سوخت و از میدان به در خواهند شد. اما اگر حاکمیت درک کند که شرایط خطیری است و بتواند از بعضی چیزها که در گذشته ادعا کرده و گفته است دست بردارد آنگاه می شود برای صلاح و مصلحت ملت و کشور گفت و گو و تعامل کرد. وقتی دو طرف واقعاً قصد گفت وگو و تعامل داشته باشند یک کمی از مواضع قبلی خود عدول می کنند . گفت وگو معنایش این است که می خواهیم بعضی چیزها را به طرف مقابل بقبولانیم و نیز آمادگی داریم که برخی را خودمان بپذیریم. آداب گفت و گو این نیست که فقط حرف خودمان را فقط بزنیم و به حرف طرف مقابل گوش ندهیم.

آن طرف آماده گفت و گو هست؟ آیا حرف های آقای خاتمی در یک ماه قبل یا آقای حجاریان در خصوص کاستن از انتظارات را می شود به نوعی پالس به طرف مقابل تعبیر کرد؟

این طرف همیشه آمادگی اش را داشته است. آقای خاتمی وقتی شرط می گذارد معنی اش این نیست که اگر محقق شد همه چیز فراهم شده است. می گوییم زندانیان را آزاد کنید اما دیگر نمی پردازیم که چرا از اول زندان کردید. به احزاب اصلا ح طلب اجازه فعالیت بدهید دیگر نمیگوییم چرا آن موقع جلوی فعالیتشان را گرفتید. انتخابات آزاد برگزار کنید ما نمی پرسیم چرا در انتخابات قبلی چنان کردید. دلیل آن این است که صرف پافشاری بر موضع قبلی، ما را به آن سمت می برد که نهایتا خواهان حذف طرف مقابل باشیم. طرف مقابل هم همین طور خواهد بود. همان طور که تا حالا هیچ کدام از طرفین نتوانسته اند همدیگر را حذف کنند بعد از این هم نخواهند توانست. چند وقت قبل یک فیلم مستند دیدم که گوزنهایی را نشان می داد که در جریان مبارزه با هم هیچکدام کوتاه نیامده بودند. شاخ هایشان درهم گیر کرده، همان طور مانده بودند تا مرده بودند. اسکلتشان در میان دشت باقی مانده بود. وضعیت سیاسی ما در صورت تداوم این وضعیت چنین صحنه ای را تداعی می کند.

پس شرکت شما در انتخابات آینده منوط به این است که ببینند حاکمیت چه برنامه ای برای تغییر فضای فعلی دارد. درست است؟

بله. البته بنده از طرف خودم صحبت می کنم ولی فکر می کنم نظر غالب اصلاح طلبان همین است. پاسخ ما به کسانی که سوال می کنند برنامه شما برای شرکت درانتخابات چیست این است که با شرایط موجود ما هیچ برنامه ای برای شرکت در انتخابات نداریم. اگر شرایط تغییر یابد متناسب با شرایط برنامه خواهیم داشت. برخلاف تصور شما تعامل و همفکری بین اصلاح طلبها زیاد است ، همگرایی خوب است. هم فکری ها و هماهنگی ها علی رغم همۀ شرایط امنیتی زیاد صورت گرفته و می گیرد.

آقای علوی تبار بحثی طرح کرده بود مبنی بر اینکه درشرایط فعلی که امکان هر گونه تجمع و تشکل گرفته شده است اصلاح طلب ها ذره ای شده اند و این یک آسیب است کار را مشکل کرده است و در درجه نخست باید برای برون رفت از این وضعیت کاری کرد. نظر شما چیست؟

بله. پراکنده شدن اصلاح طلب ها هم برای خودشان و هم برای حاکمیت ضرر است. وقتی حزب شناسنامه دار در جامعه فعالیت می کند باری از دوش حاکمیت برداشته است ولی وقتی نباشد مسولیت به عهده حاکمیت می افتد. الآن، به هر حال ارتباطات و تعامل وجود دارد. افراد همدیگر را را می بینند و شرایط را تحلیل میکنند. آن همگرایی در انتخابات مجلس حاصل گفت و گوهای زیادی بود که انجام شد و خود به خودی حاصل نشده بود. به عنوان مثال بعد از اعلام انحلال غیر قانونی جبهه مشارکت ارتباط مرکزیت آن با استانها به حداقل رسیده است اما آنها که بیکار ننشسته اند. ارتباطاتشان را حفظ کرده اند. دیگر نیرویهای اصلاح طلب جامعه نیز بیکار ننشسته اند. با یکدیگر ارتباط می گیرند و تبادل نظر می کنند. در سطح جامعه اصلاح طلبی به هیچ وجه مضمحل نشده است. شاید سازمان ظاهری اصلاح طلبان از بین رفته باشد یا به چشم نیاید. اما تفکر اصلاح طلبی همچنان پابرجاست و در شرایط سخت محک هم خورده است. تجربه های خوبی به دست آمده است. کمتر کسی بوده است از اصلاح طلبها که در اثر فشار سه چهار سال گذشته تفکرش را کنار گذاشه باشد. در واقع نداریم و نمی شناسم کسی را که با این فشارها تبدیل شده باشد به کسی که فکری مشابه اصولگرایان داشته باشد.


26 پاسخ به “شکوری راد: مهندس موسوی راه هم پیش پای حاکمیت گذاشت، اما در نیافتند”

  1. Kharbon گفت:

    Eslah talabha supape etminane nezam and.

  2. ناشناس گفت:

    قطعا در انتخابات از اشخاص بزرگ اصلاحات کاندید میشوند که بعضی ردصلاحیت میشوند و آن تعداد که میمانند هم تنها برای اعتبار بخشیدن ظاهری به انتخابات است و از کاندیداهای موجود آنی رئیس میشود که آقا بخواهد
    در کل اگر هم حکومت بگذارد اصلاحات در این انتخابات کاندید بدهد به نظر شمای اهل فن، چه تظمینی ست که اتفاق بالا پیش نیاید؟
    میبینید ؛تا وقتی اینها سر کار هستند این اوضاع و ترس مردم از نتیجه آرایشان برقرار است چون حادثه 88 ثابت کرد دیگر حکومت هرچه بخواهد همان را خواهد کرد و به قول مصباح یزیدی:اصلا مردم چه کاره اند که انتخاب کنند.
    تا زمانی که نماینده متوهن خدا بر زمین (حضرت آغا) هست ،امر امر اوست.
    اندک آبرویی از اصلاحات اگر در نزد مردم از بعد 88و رای تاریخی آقای خاتمی باقی مانده ،بدلیل وجود اشخاصی نظیر آقای تاجزاده و قدیانی و… است که معنی شرافت رو هنوز زنده نگه داشتند.
    آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد که ورای اصلاحات اند و در حقیقت ،تنها، مطعلق به جنبش سبزند

  3. ناشناس گفت:

    از انتخابات مجلس هفتم به بعد سر اصلاح طلبان به عناوین مختلف کلاه رفته است. بزرگان اصلاحات باید مواظب باشند تا هیزم تنور انتخابات حاکمیت نشوند.

  4. ناشناس گفت:

    مقطع امروز درتاریخ سی ساله جمهوریت سابقه نداشته است.ما سخنان سیاسیون را کمتر درک می کنیم.راز ورمزی را که اینان عنوان می کنند نمی فهمیم.نمی دانیم چگونه می شود با باندی که آگاهانه آراء مردم را دزدیده اند،فرزندان مردم را به مسلخ برده اند،بزرگان و اندیشمندان و سیاسیون مورد اعتنا و احترام مردم را در اسارت دارند، در مقابل قانون و اراده مردم کرنش نمی کنند،ثروت و سرمایه کشور را در تیول خویش دارند و با آن به هرشکلی که می خواهند در جهت مقاصد و رای باند خویش بازی می کنند، سخن از جمهوریت پارلمانی می زنندف رهبران بی بدیل مردم را در محاصره قرار داده اند و به جز از لوله تفنگ به مردم نمی نگرند و……….، همکاری کرد و دگر بار مردم را به پای صندوق های رای فراخواند. آقای شکوری بجا فرموده اند اگرشخصیت های شاخص اصلاح طلب به میدان بیایند و بخواهند در عرصه انتخابات ریاست جمهوری وارد شوند، به جز اینکه مردم را از خود گریزان کنند کار دیگری نمی توانند بکنند.این فرض راپیش روی گذاریم. چنانچه چهار سال دیگر مردم بویژه نیروهای اصلاح طلب و جنبش فراگیر سبز بتوانند در مواضع خود ثابت بمانند و به مخالفت های مدنی ادامه دهند اما ریزش نیرو نداشته باشند ، به مراتب بهتر است از این که از تغییر و اصلاح ساختاری کشور مایوس گردندو حرکت آزادیخواهانه و قانون گرایانه خود راشکست یافته ببینند.. بیایید برای حضور جنبش سبز اقل و کف شروط منطقی و عادلانه را دوباره باز خوانی کنیم.
    بلاشرط تمامی اسیران جنبش آزاد گردند . اعاده حیثیت از آنان به عمل آید، مطبوعات تعطیل شده بدون سانسور منتشر شوند، نظارت استصوابی برطرف گردد ، تضمین سیستماتیک عدم دخالت سپاه و اعمال نفوذ دولت مستقر و راه کارهای این بی طرفی و مداخله معین گردد،احزاب اصلاح طلب اجازه فعالیت و نضارت یابند، پس از آن از مردم دعوت به شرکت
    در انتخاب ریاست جمهوری به عمل آید. در غیر اینصورت برگره کور انتخابات افزوده خواهد شد. مردم نمی پسندند شخصیت های محترم اصلاح طلب و مردمی رویکردی سازشکارانه با ارباب بیمروت قدرت طاغوت داشته باشند.

  5. شرف گفت:

    آقای میردامادی اولین برانداز کسی بود که نماز جمعه فرمان کشتار صادر کرد، تا آن روز حتی یک نفر شعاری علیه نظام نداده بود، شما چه کسی را شناسایی کرده اید، به عنوان کسی که در بسیاری از تظاهرات بوده و شعار داده، از شما انتظار ندارم که حتی کسانی را که گاه شعار تند داده اند در زمره نفوذی معرفی کنید و این شکاف بزرگ را به وجود بیاورید، وقتی با مردم آن شد که نباید میشد، مردم هم فقط شعارهای تندتری را مطرح کردند، بعید میدانم مهندس موسوی با نظر شما در این مورد موافق باشند.
    شعار تند نتیجه عمل تند بود
    همیشه یادتان باشد که کهریزک، تجاوز، تحقیر، زندان و آن همه ددمنشی و تهدید از انواع تریبونها اقدامی سازمان یافته از طرف بالاترین مراجع حکومتی و شخص خامنه ای بود.
    لطف کنید و این گونه سخن نرانید.

  6. ناشناس گفت:

    چنین مصاحبه ای در وبلاگ وجود ندارد

    کلمه: http://gollejeh.ir/2012/09/post_248.shtml

  7. مغموم گفت:

    بعد از گذشت 3 سال هنوز یک موضع واحد از سوی اصلاح طلبان راجع به جنبش سبز ندیدم.
    روشن حرف بزنید مخالف ج.ا و قانون اساسی ان هستید یا نه ؟
    اگر ملاکتان هم بیانیه ی اخر میر حسین عزیز است باید بگویم از کجا معلوم اصلا نظر میر حسین و کروبی راجع به ج.ا عوض نشده باشد.
    شاید دیگر به اجرای صحیح قانون اساسی امیدی ندارند.
    شاید از این خواسته ی خویش نیز فرا تر رفته اند.

  8. علی آقا گفت:

    لطفا فراموش نکنید که بخش عظیمی از مردم پس از وقایع انتخابات 88 با سیاست و حکومت به کلی قهر کرده اند. هر برنامه ای برای آینده در سر دارید، اول از همه به فکر این باشید که قهر و کینه مردم از نظام و حکومت را اصلاح کنید. وگرنه نقشه هایتان نقش برآب و آبرویتان که ان شالله نزد خداوند سفید و نورانی است، نزد مردم و سیاسیون سنگ روی یخ می شود.

  9. رضا گفت:

    آقای شکوری.
    اشکالی ندارد که شما کار سیاسی‌تان را بکنید و “صداها و پالسهایی” بدهید که “خیلی طرف مقابل را تهدید و تحریک نکند”.
    ولی لطفا برای این کار از روی جنازه شهیدان ما رد نشوید. آیا تا قبل از نماز جمعه 29 خرداد، کسی شعار با بوی براندازی می داد؟ آیا نفوذی ها به ما یاد دادند که رهبر کشورمان یک قاتل است و باید محاکمه شود؟ آیا فضای کشور تا قبل از دادن شعارهای تند علیه رهبر، امنیتی نبود و همه کشتارها بعد از این شعارها بود؟
    از شما بیشتر از این انتظار می رود.

  10. ناشناس گفت:

    اگاهی چشم اسفندیار خودکامان است میر حسین موسوی
    اولین شرط اگاهی دادن . ار تباط اگاهی دهنده با اگاهی گیرنده است و بهترین راه ارتباط در اینزمان تلویزیون است
    متمولین سبز مراجع سبز تجار سبز در رابطه کمک برای راه اندازی تلویزیون سبز چکار کردند و من اعتقاد دارم که امروز کمک برای انجام این امر بهترین امر به معروف است و قول کلمه حق در نزد سلطان جائر است و از نماز هم واجبتر است .

  11. احمد گفت:

    با سلام
    به نظر من خاتمی و دیگر هم صنفانش در مجمع در هر شرایطی در انتخابات شرکت می کنند مگر اینکه راهشان ندهند! خاتمی و شرکا بارها ثابت کرده اند که پرنسیپ خاصی ندارند. فقط امید وارم مردم با هدایت این صنف مجددا به قتلگاه فرستاده نشوند.

  12. islam green گفت:

    درعاشقی گریزی نباشدزسوزوساز/استاده ام چوشمع مترسان زآتشم
    این بیت آخرین بیتی بودکه سیدخندان ،مردصادق وراستگوی ایران خاتمی عزیزوآزاده دردوران ریاست جمهوریش خواند؛آقای خاتمی همیشه منافع ملی رابرچیزهای دیگرترجیح داده واین راهم ثابت کرده است؛ایشان باتمام وجودبرای سرافرازی ایران اسلامی مایه گذاشت ؛آبروی خودرابرای ای کشورومردمش گذاشت؛ازهمه چیزگذشت؛آنوقت که درانتخابات مجلس نهم رأی دادهمه به ایشان حمله کردندولی متوجه نشدندکه رأی خاتمی شایدآخرین راه بازگشت عقلانیت به کشورباشد؛آیااگرمهندس بودنظرش درموردانتخابات آینده تحریم بودقطعانبود؛ مابایدهزاران باراین دررابکوبی م تاآنهادررابرای ملت بازکنند؛دردنیای مدرن امروزبرای رسیدن به دموکراسی انتخابات بهترین راه است؛اگربه خاطرسال ۸۸ که آن خیانت تاریخی صورت گرفت مردم برای انتخابات سال ۹۲بی تفاوت باشندقطع ویقین بدانیدکی هزاران باربدترازاحمدی نژادرارئیس جمهورمیکنندوکشوربه نابودی ونیستی کامل خواهدرسید؛پس حداقل کمی قبل ازانجام هرکاری به آینده فرزندان این مرزوبوم بیندیشید

  13. امین م گفت:

    فرض کنید کاندیداتوری چهره های اصلاح طلب را هم پذیرفتند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اولا که محال است آن حمایتی را که سال 88 از آقای موسوی کردند از هیچکس دیگر بکنند، دلیلش هم این است که اعتماد به این زودی ها بر نمی گردد. فرض کنیم حمایتی هم کردند و آن آقای اصلاح طلب رای هم آورد، چه تضمینی هست که نام آنکه از صندوق رای بیرون می آید همان باشد که اکثریت مردم بهش رای داده اند؟ چه چیزی عوض شده که عده ای فکر می کنند هنوز این بحث شرکت در انتخابات می تواند مطرح شود؟

    حتی اگر آنها کسی را به میدان بیاورند هدفشان کسب مشروعیت است نه اینکه وی از صندوق رای بیرون بیاید.

  14. نسترن گفت:

    هیچ جای جهان سوپاپ اطمینانهاشونو زندان نمی کنن شکنجه نمیدن تعقیب نمی کنن از کار بیکار نمی کنن…
    باید گفت اضلاح طلبا فعلا گلهای زینت بخش زندانهان
    باید گفت که این کشور به حدی از بیچارگی رسیده که مدیرهای دلسوزش رو به بند میکشه و در بحرانها بی کس و تنها می مونه حاکمیت به خودش شمشیر کشیده و امروز غریبه ترینها افتادن به جونش .غریبه های بحران ساز و بیدرد نسبت به کشور و منفعت پرست و در بهترین حالت بیتجربه و نادان

  15. علی گفت:

    آقای دکتر شکوری راد : دو مورد را در تحلیلهایتان منظور نکردید ، اول خرابکاریهای هیئت حاکمه که در اقتصاد (کنترل تورم و بیکاری) و سیاست داخلی و نارضایتی فزاینده مردم و سیاست خارجی افتضاح بار آورده اند و دوم بی پشتوانه بودن حاکمیت از مردم که با وجود نارضایتیها و تهدیدات خارجی وضعیت آتش زیر خاکستر و دشواری را برای مردم و کشور فراهم کرده.
    با نگرش به دو موضوع فوق تا زمان برگزاری انتخابات بقدری سرعت اتفاقات زیاد است که یا قابل پیش بینی نیست سمت و سوی خواسته مردم به کدام جهت حرکت کند و به احتمال قوی ممکن شرایط بحدی انفجاری شود که دست به دامان اصلاح طلبها شوند ولی امیدوارم اینقدر دیر نشود که کاری از دت مصلحان هم بر نیاید (همانطور که طی 3 سال گذشته دیدیم در هیچ موردی توفیقی در دولت حاصل نشده و علیرغم یکدست بودن حاکمیت و بالا بودن قیمت نفت ، دائمآ وضعیت سیاسی و اقتصادی مخربتر شده است گوئی خدا هم دست بکار شده تا آبروی حاکمیت را بریزد)

  16. تريبون آزاد گفت:

    شركت اصلاح طلبان در انتخابات به اعتقاد من كار عاقلانه اى نيست. چون
    اولا اين بيان ضمني را دارد كه در انتخابات قبلى تقلب نشده و حال اينكه
    شده. دوم اينكه بر فرض انتخابات را هم حتى گذاشتند كه ببريد خوب با
    وجود ولايت مطلقه و حكم حكومتى و نظارت استصوابى و اين جور مصائب
    چه ميكنيد؟ واقعيت اين است كه خامنه اى نشان داده است كه اصلاح ناپذير است
    و بنده به نوبه خودم تا زمانى كه اين بابا زنده است و مشغول مداخله در زندگى و
    حيات و ممات و دنيا و آخرت ماست در هيچ انتخاباتي ديگر فريب نميخورم ( حتى
    اگر خامنه اى اجازه شركت در انتخابات را به مهندس موسوى هم بدهد هم شركت
    نميكنم چون ميدانم 

  17. ناظر گفت:

    شادروان مهندس بازرگان گفت که این قانون اساسی قبایی است بر قامت آقای حمینی . مشکل این است که این قبا بر اندام حاکمان فعلی راست نمی آید . این که اقای خامنه ای آرزو داشت طرف دیگرش هم خاتمی نشسته باشد ، حرف درستی است . ولی فقط بنشینند . راه نشان داده شده از طرف مهندس موسوی هم به جایی میرفت که دلخواه رهبر فرزانه نبود و پذیرفته نشد .

  18. جعفر گفت:

    “کمتر کسی بوده است از اصلاح طلبها که در اثر فشار سه چهار سال گذشته تفکرش را کنار گذاشه باشد. در واقع نداریم و نمی شناسم کسی را که با این فشارها تبدیل شده باشد به کسی که فکری مشابه اصولگرایان داشته باشد.”
    در تاييد اين جمله به جرات مي گويم از تمام چند ميليون نفري كه در 25 خرداد 88 در خيابان بودند و پرشكوه ترين و زيباترين تظاهرات خياباني تاريخ را به نمايش گذاشتند، هم هيچ كس از نظر و حرف خود برنگشته است.

  19. رضا گفت:

    .
    یا حسین … میر حسین
    من فقط وقتی رای می دهم که میر حسین رای دهد
    همین

  20. بهزاد گفت:

    خیلی جالب است یک فعال سیاسی حرف های عبدی را نخوانده، حرفهای حجاریان را هم تازه نخوانده و شنیده!!! مملکتی داریم این باشه اصلاح طلبش خدا برسه بداد بقیه

  21. احمد گفت:

    تحلیل جامعی است.آنها که از الآن ساز عدم شرکت یا شرکت میزنند هیچ گزینه ای برای عبور از بحران کنونی ندارند وشاید بیشتر به آنارشیزم معتقدند ،یعنی هر چه وضع بد تر شود امکان نجات هم بیشتر میشود.تفکر اینها به آنهایی شبیه است که میگویند هر چه ظلم بیشتر شود،فرج آقا زودتر اتفاق میافتد
    خسته نباشی دکتر و دست مریزاد از این نوشتار که هرکس که تا به حال دو سطر نوشته باشد خصوصاً وقتی سیاسی باشد و بخواهد آهسته بیاید ،آهسته برود که گربه شاخش نزند،میداند چه انرژی از شما گرفته شده است

  22. دوستدار گفت:

    در این مصاحبه ، بیش از همه ، مسئله دیدار آقای خاتمی با رهبری ، قابل توجه است .
    به نظرم اگر جناح حاکم ، از برنامه خویش (حذف اصلاح طلبان از عرصه سیاسی ) ، صرف نظر کند و ( به قول نماینده ولی فقیه در سپاه که می گفت : برای رهبری باید به فکر پاد زهر بود ) که منظورش احتمالا ( یک بحران کوتاه مدت بوده مثل یک جنگ محدود ) نیز عبور کنند ، بهترین راه حل ممکن برای برون رفت از شرایط بحرانی کشور ، همان (دیدار آقای خاتمی با رهبری) است . به نظرم آقای خامنه ای با این اقدام نه تنها جام زهری نمی نوشند ، بلکه شربت شهامت نوش جان می فرمایند ، همچنین آقای خاتمی نه تنها مترود مردم نمی شوند بلکه عامل نشاط اجتماعی و مشارکت سیاسی فراگیر خواهند شد ،
    البته همه اینها منوط به این است که سرداران سپاه بپذیرند که باید به پادگانها بازگردند !

    (( الهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین ))

  23. موسی گفت:

    حاکمیت فاسد شده

  24. سهیل گفت:

    زنده باد موسوی و خمینی . خاتمی

  25. سهیل گفت:

    یا حسین میرحسیننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

  26. ناشناس گفت:

    بحثی خوب و تخصصی بود. اما یادتان باشد که مردم بر اساس تخصص سیاسی نیست که در انتخابات شرکت می کنند. فعلا مردم با حاکمیت قهر هستند چون فشار زیادی از لحاظ اقتصادی متحمل می شوند تا حاکمیت فقط شعار دهد.در مقطع کنونی مردم اعتمادشان را به همه گروههای سیاسی داخل از دست داده اند و بیش از اینکه به تغییر از داخل بیندیشند به فکر تغییر از طریق فشارهای خارجی هستند. تمام تلاش ما اصلاح طلبها هم این بود که قدرت سیاسی از داخل به خارج نرود و مرتب هشدار دادیم اما مردم دنبال راه حل سریع هستند. تنها راه نجات این است که برگ برنده را به مردم بسپاریم و طبق خواسته واقعی آنها حرکت کنیم که جز با آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر آقایان کروبی و موسوی و خانم دکتر رهنورد میسر نیست. تا آقای موسوی با مردم حرف نزند هیچ فضایی باز نخواهد شد و مرتب جهت تغییر از داخل به سمت خارج از نظام تمایل پیدا می کند.