سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از این تعلیق تا آن تعلیق؛ یادداشتی از سعید حجاریان...

از این تعلیق تا آن تعلیق؛ یادداشتی از سعید حجاریان

چکیده :من این حرف را قبول ندارم که درباره پروژه اتمی ایران، آن را به رفراندوم بگذاریم. مردمی که مشکلات عدیده‏ ای دارند، سرگشته هستند و در حالِ اغما که نمی‏ توانند رأی دهند. ثانیا مگر مردم رأی داده‏ اند این پروژه آغاز شود که حال رأی به تعلیقِ آن دهند؟ به مردم چه ربطی دارد؟ آن کسانی که اختیار دارند، مسؤولیت هم دارند. چرا می‏ خواهیم مسؤولیت اتمام پروژه را به گردنِ مردمی بیاندازیم که اختیاری در آغازِ آن نداشته‏ اند؟...


سعید حجاریان

نمی‏ دانم تاکنون حالت تعلیق به شما دست داده است یا نه؟ حالتی برزخی، معلّق بین آسمان و زمین. ماندن در اغما. حالتی بین مرگ و زندگی. حالت سرگشتگی (disorientation). من گمان دارم ما داریم به این سمت پیش می‏ رویم. یعنی نه به صورت فردی، بلکه به گونه‏ ای اجتماعی.

مثلا سرمایه‏ گذاری که نمی‏ تواند حقوق کارگران را بپردازد، چون از دولت طلب دارد و دولت طلب او را نمی‏ دهد؛ در حالت تعلیق است. کارگر شب که به خانه می‏ رود، جلوی خانواده صورت خود را با سیلی سرخ نگه می‏ دارد و با قرض زندگی می ‏کند. او نیز نمی‏ داند که کِی می‏ تواند قرض‏هایش را ادا کند. او نیز معلّق است. خانم خانه‏ دار وقتی به بازار می‏ رود و می‏ خواهد جنسی بخرد و نمی‏ داند پولش کفاف می‏ دهد یا نمی‏ دهد، پیاز بخرد یا مرغ بخرد. بین پیاز و مرغ گیر کرده، در حال تعلیق است. دانشجوی خانواده نمی‏ داند درسی که خوانده آینده ‏ای دارد یا ندارد، شغلی برایش متصور است یا نیست. و به همین صورت، تاجری که جنسی را با دلار پایه وارد کرده یکشبه می‏ فهمد که دلار گران شده و نمی‏ تواند ادای دین کند و در آستانه ورشکستگی قرار می‏ گیرد. همین طور، موجر و مستأجری که یکباره با قیمت ‏های نجومی مواجه می‏ شوند، معلّقند. بورس معلّق است. حتی وزیر معلّق است. وزیری که نمی‏ داند آیا رییس دولت بودجه ‏اش را به او می‏ دهد یا نمی‏ دهد، نمی‏ تواند دست به کاری بزند. حتّی رییس دولت دست به کارهایی می ‏زند که نشان از سرگشتگی و تعلیقِ اوست.

گویی در وضعِ تعلیق، نوعی هرج و مرج و حکومت حسینقلی‏ خانی بر جامعه حاکم می‏ شود که در آن، هیچ چیز پیش ‏بینی ‏پذیر نیست. حال آنکه «پیش‏ بینی‏ پذیری» برای هر امری جزو ضروری حساب و کتاب است. اگر نتوانید لااقل آینده نزدیک را پیش ‏بینی کنید، سنگ روی سنگ بند نمی‏ شود. گفته می ‏شود خودِ این وضعیّت دستمان را باز می‏ گذارد برای اتخاذ گزینه ‏های مختلف. به قولِ مولوی:

اینکه گویی این کنم یا آن کنم
خود نشان اختیار است ای صنم!

امّا به گمانِ من، اساسا وقتی گزینه ‏ای نداری، «این کنم یا آن کنم» نیست «چه کنم چه کنم» است. «چه کنم چه کنم» ناشی از اضطرار است. یعنی آدم مضطر به «چه کنم چه کنم» می ‏افتد و آدمِ مختار به «این کنم یا آن کنم».

ما معمولا اینقدر جلو می‏ رویم تا گزینه‏ هایمان هر لحظه کمتر شود و به جایی برسیم که اساسا گزینه ‏ای برایمان باقی نماند. مانند کویرنوردی که از مبدائی بدون قطب‏ نما و راهنما شروع به حرکت کرده است. طبیعی است که در مبدأ انواع گزینه‏ ها را در پیش دارد. اما هرچه جلوتر می ‏رود، گزینه‏ هایش کمتر می‏ شود. تا جایی می‏ رسد که هیچ گزینه ‏ای جز خوردن مردار نمی ‏یابد و از بابِ اَکلِ مِیته تن به گزینه ‏ای می‏ دهد که معلوم نیست زنده بماند یا بمیرد.

مثلا در همین قصه اتمی، ما اوایل گزینه‏ های مختلفی داشتیم؛ اما بعد از ماجراجویی‏ های دیپلماتیک مختلف و گرفتن «ورق پاره»ای به اسمِ قطعنامه، هر لحظه و هر دم گزینه‏ هایمان کمتر شد. (هنوز گمان دارم که دولت مالکی تلاش دارد قطعنامه‏ های بازمانده از رژیم قبلی را به ‏نوعی از شورای امنیت در بیاورد و تاکنون، آثار بعضی از آنها باقی مانده است).

مشکل ما این است که به علّتِ بزرگ بودنِ دولت در ایران، سرسلسله قراردادهای اجتماعی و اقتصادی ما در نهایت به دولت منتهی می ‏شود. یعنی در هر قراردادی که دو طرف وجود دارند و طرفینِ قرارداد دارای وظایف و حقوقی نسبت به یکدیگر هستند، گویی دست مرئی و نامرئیِ دولت نیز در آن میان حضور دارد. فلذا هر جا دولت بلنگد، آن بخش از فعالیت‏ های اجتماعی، اقتصادی و… هم می ‏لنگد. در حالیکه اگر بخش خصوصیِ قوی در ایران وجود داشت؛ حداکثر یک تکه از این سلسله قطع می ‏شد مانند بریده شدنِ یک دست یا پا. امّا دولت به‏ مثابهِ عقل و مغز است که اگر آسیب ببیند، کل پیکر به هم می‏ ریزد.

پس اینکه می‏ گویند دولت نماینده عقلانیت یک ملت است، حرف بیهوده ‏ای نیست. هرجا در ادبیات سیاسی به دولت برمی ‏خوریم، حتما عقل نیز همانجاست. چه از قولِ هگل بگویی، چه از قولِ وبر بگویی و چه از قولِ هابز. و می‏ توان به یک معنا این قسم خداوند را که می‏ فرماید: «فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا» (سوره نازعات – آيه ۵) به‏ نوعی تعمیم داد به مدیران و کارآفرینانِ کشور. البته آیه در شأنِ سکانِ ملاء اَعلی نازل شده، امّا مرتبه‏ نازلِ آن مدیران و مدبّرانِ امور معیشتِ مردم هستند. و به همین خاطر است که حضرت علی (ع) می‏ فرمایند: «زِوالُ الدُوَل بِاجتباءِ السُفَل» (زوال دولت نتیجه‏ برکشیدنِ فرومایگان است).

حال ببینیم در شرایط بعد از تعلیق چه حالاتی ممکن است رخ دهد؟ حالت تعلیق همانطور که گفته شد؛ نوعی عبث بودن و پوچی (absurd) بوجود می ‏آورد. در این حالت، عده‏ ای به دنبال معجزه می‏ گردند که منجی بیاید و ما را از این حالت درآورد. عده‏ ای بر طبل بیعاری زده و خوشباشی را پیشه می‏ کنند. عده‏ ای به دنبال خلافکاری می‏ روند و جمعی رادیکال شده و با اقدامات کور می‏ کوشند شرایط را عوض کنند. در هر حال، شرایط آبسورد جعبه پاندورا را می‏ ماند که امکان دارد هر دم، جانور تازه ‏ای از آن بیرون بزند.

امّا این تعلیق چه ربطی به آن تعلیق دارد؟ آیا واقعا برنامه هسته ‏ای ایران و اصرار غربی ‏ها بر تعلیق این فعالیت‏ ها و تحریم‏ های ناشی از آن باعث ایجاد این تعلیق شده است؟

من معتقدم که حتّی اگر ما شرایط خاص آمریکا را بپذیریم؛ یعنی، اولا به کلی دست از غنی‏ سازی برداریم. ثانیا پروژه آب سنگین خود را متوقف کنیم. ثالثا اجازه دهیم که بازرسان آژانس سرزده هرجا خواستند سرکشی کنند و به سؤالات باقیمانده آژانس پاسخ دهیم. رابعا پروژه‏ های موشکی برد بلند را نیز متوقف کنیم؛ باز در تعلیق خواهیم ماند. به این معنا که ممکن است از فشار جامعه جهانی کم شود، امّا مشکلِ ما داخلی است. گرفتاریِ ما از ناکارآمدی و بی‏ کفایتیِ مدیران ارشد و میانی است که به این وضعیّت دچار شده‏ ایم. من گمان ندارم پاکستان که حتّی به بمب هسته ‏ای دست یافت، مشکلات خارجی نداشت. امّا عقلایی داشت که توانستند بی‏ سروصدا کار خود را پیش ببرند.

نکته آخر اینکه من این حرف را قبول ندارم که درباره پروژه اتمی ایران، آن را به رفراندوم بگذاریم. مردمی که مشکلات عدیده‏ ای دارند، سرگشته هستند و در حالِ اغما که نمی‏ توانند رأی دهند. ثانیا مگر مردم رأی داده‏ اند این پروژه آغاز شود که حال رأی به تعلیقِ آن دهند؟ به مردم چه ربطی دارد؟ آن کسانی که اختیار دارند، مسؤولیت هم دارند. چرا می‏ خواهیم مسؤولیت اتمام پروژه را به گردنِ مردمی بیاندازیم که اختیاری در آغازِ آن نداشته‏ اند؟

منبع: وبلاگ صمیمانه‌تر


33 پاسخ به “از این تعلیق تا آن تعلیق؛ یادداشتی از سعید حجاریان”

  1. tir گفت:

    شاید عاقلانه نباشد که که پروژه اتمی را به رفراندم گذاشت ،اما تنها راه عاقلانه به رفراندم گذاشتن سیاست های استبدادی آقایان میباشد و انتخابات آزاد .هشت سال جنگ را چه در جبهه و چه در پشت جبهه با صبر و استقامت سر کردیم ولی این بار با شناختی که از آقایان دزد و اقتدار گرا دارم فکر نمیکنم اکثریتی از ملت خوب ما پشت این قوم الظالمین بمانند.

  2. ناشناس گفت:

    ننگ بر ان دستی که ماشه ان سلاح را چکید تا فکر تو را متلاشی کند و لعنت بر ان کسی که تخم فکر ترور را در مغز ان فرومایه کاشت تا تو را از ایران بگیرد…

  3. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﺎﻥ گفت:

    ﻣﺜﻞ اﻳﻨﻜﻪ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻱ ﻣﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﻋﻤﻴﻘﺘﺮ اﺯ ﺁﻥ اﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻴﻜﺮﺩﻳﻢ . ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﻫﻤﻴﻦ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ اﺻﻼﺡ ﻃﻠﺐ ﺷﻮﻧﺪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺧﻮاﻫﺪ ﺁﻣﺪ و ﺧﻮﺩ ﺭا ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻭاﻗﻌﻲ ﺧﻮاﻫﺪ ﺧﻮاﻧﺪ و ﺑﻘﻴﻪ ﺭا ﮔﻤﺮاﻩ ﻣﺜﻞ ﺳﻠﻔﻴﻬﺎ ﻳﺎ ﻃﺎﻟﺒﺎﻧﻲ ﻫﺎ و ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻛﻮﭼﻜﺘﺮﻳﻦ ﺑﻴﺴﻮاﺩﺗﺮﻳﻦ ﻋﻘﺪﻩ اﻳﺘﺮﻳﻦ اﻓﺮاﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻳﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮﺩ و ﺑﺴﺎﻁ ﭼﻤﺎﻕ ﺩاﻳﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ اﻳﻦ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ اﺳﺖ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﺪ ﺑﺎﻭﺭ ﺩاﺭﻡ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﺑﻴﮕﻨﺎﻫﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻠﻴﻔﻪ ﻫﺎﻱ ﺷﻴﻂﺎﻥ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻫﺰاﺭﻭ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺭا ﺩاﺷﺘﻪ اﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﻨﻔﺮ ﻫﺰاﺭاﻥ ﺣﺪﻳﺚ ﺟﻌﻞ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ و ﻣﺎ ﺭا ﺑﻪ اﻳﻦ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﻃﻞ اﻧﺪاﺧﺘﻪ اﻧﺪ

  4. ناشناس گفت:

    چه عجب که در این مواقع به یاد مردم هم میافتند اول ازهمه از این مردم نظر خواهی بکنند که آیا مردم از این حکومت خائن به تمام

    معنی راضی هستند یا نه ؟

  5. رضا از تهران گفت:

    تنها راه نجات کشور رجوع به ارای مردم میباشد . من با تحلیل اندیشمند عزیرمان اقای حجاریان موافق هستم . حال که کار به اینجا رسیده رفراندم معنی خوبی نخواهد داشت و انداختن تبعات تا بخر د یهای احمدی نزاد و رهبر به گردن مردم ستم دیده خواهد بود . تنها راه نجات کشور تا این لحظه باز گرداندن حق انتخاب دولت و مجلس به مردم است . و چون این مطابق سنت الهی است قطعا خدا هم مردم را در انتخاب درست کمک خواهد کرد .

  6. جلایی پور گفت:

    عبدالله نوری در اظهارات اخیر خود با هوشمندی با اشاره به شرایط سخت و پیچیده پیش آمده در موضوع هسته ای می گوید: “راهبرد ایران در برخورد با این موضوع باید واقع بینانه و با توجه به منافع ملی و پرهیز از واکنش های احساسی باشد. در این راستا باید از نظرات کارشناسان برای حل مشکل بهره گرفت و برای برون رفت از بحران چاره اندیشی کرد. نشستن و نقد کردن رفتار تبعیض آمیز قدرت های بزرگ چه مشکلی از ما حل می¬کند و مگر از آنان جز تعقیب منافع و افزایش قدرت شان انتظاری هست؟ مع الاسف در روابط بین الملل، قدرت و منافع ملی عناصر تعیین کننده اند و دولت ها در دستیابی به منافع خود چندان پروای اخلاق ندارند و در مواقع لزوم از حیله و نیرنگ فروگذاری نمی کنند، بنابراین هر دولتی در روابط خود با دیگر دولت ها نیازمند توجه به این اصل است. پروژه ی جنگ ستارگان به نظر برخی از آگاهان دامی بود برای اضمحلال شوروی، به شکلی که شوروی وارد رقابت نابرابر با پروژه پرهزینه جنگ ستارگان آمریکا شد و نهایتا اکثر منابع مادی و معنوی خود را برای پیروزی در این میدان که توسط رقیب ترتیب داده شده بود گذاشت ولی نتیجه ای جز عقب افتادگی از رقبا و فروپاشی، برای شوروی دربر نداشت. آیا هیچ اندیشیده ایم که نکند روش اتخاذ شده توسط غرب در ارتباط با برنامه هسته ای هم دامی برای آسیب رساندن به ایران باشد؟ در این صورت تصمیم گیری و راهبرد ما باید نجات کشور باشد و نه فدا کردن همه منافع به پای مسئله هسته¬ای. داشتن انرژی صلح آمیز هسته ای و دراختیار داشتن دانش و فن آوری آن طبق قوانین بین الملل از حقوق بدیهی و قطعی ماست لکن نباید مشکلات زندگی مردم را دست کم بگیریم و بگذاریم از طریق یک مسئله، اگر چه مهم، تمامی منافع ملی ما در معرض تهدید قرار گیرد. بر اساس برخی از گزارش ها، خسارت ایران از کاهش قیمت نفت حدود یک چهارم در آمدش تا چند ماه قبل است و پس از تشدید تحریم‏ها و کاهش فروش نفت نیز رقم قابل توجهی از درآمد ایران کاسته خواهد شد. مشخص است که در این شرایط کشوری با جمعیت انبوه و با گستره جغرافیایی ایران و با تدابیر فعلی دچار آسیب جدی در زمینه های گوناگون زیربنایی و روبنایی خواهد شد، زیرا با توجه به سهم عمده نفت در درآمد ملی با کاهش قیمت نفت و همچنین محدود شدن فروش نفت مملکت با کسری بودجه شدید دچار خواهد شد. چنانچه بودجه کشور آسیب ببیند همه بخشها از تولید و معیشت مردم گرفته تا بهداشت و درمان تا بخش آموزش و امور زیربنایی و حتی در نهایت بخش دفاع و امنیت آسیب خواهد دید. بنابراین اگر بتوان با جلوگیری از کاهش میلیاردها دلار از درآمد ماهانه نفتی ایران که می¬تواند چرخ زندگی میلیونها نفر را به گردش در آورد و با مدیریت درست و برنامه ریزی متقن و کارشناسانه اقتصاد کشور را از فروپاشی و ورشکستگی نجات داد، چرا اقدام نشود؟”

    عبدالله نوری با بیان اینکه تصمیم‏گیری درست باید به موقع انجام شود تا بتواند ثمر بخش باشد گفت: “تصمیم درست اگر دیر اتخاذ شود دیگر چندان تاثیر نخواهد داشت و یا اگر هم موثر باشد نمی‏توان خسارت‏های دیرکرد آن را نادیده گرفت. ما بارها در وضعیتهای بغرنج و یا بحرانی قرار گرفته ایم و برای جلوگیری از خسارت بیشتر و برون رفت از شرایط پیش آمده تغییر مسیر داده ایم و گرنه ناگزیر از تحمل آسیب های سنگین تر می¬شدیم. در مساله تسخیر سفارت آمریکا با توجه به هزینه ها و پیامدهای آن در نهایت به حل آن از راه دیپلماتیک تصمیم گرفته شد. در ارتباط با جنگ هشت ساله و شعارها ی حماسی مانند راه قدس از کربلا می‏گذرد، جنگ جنگ تا پیروزی و یا جنگ جنگ تا رفع فتنه هنگامی که نظرات کارشناسان، ادامه جنگ را همراه با خسارات فراوان و جبران ناپذیر دانست پایان جنگ و موافقت با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت اعلام شد. در سال ۶۶ به دلیل کشتار وحشیانه زائران ایرانی و با توجه به اینکه عواطف میلیون ها ایرانی جریحه دار شده بود روابط جمهوری اسلامی ایران با دولت عربستان تیره شد، حتی در آن شرایط پیش آمده بیان شد اگر از صدام و دولت بعث عراق بتوان گذشت از آل سعود نمیتوان گذشت اما بعد از چند سال ایران به این نتیجه رسید که ادامه دادن به این وضعیت نفعی برای ایران ندارد به همین دلیل به سمت حل مشکلات و تغییر موضع حرکت کرد و دوباره روابط برقرار شد. اکنون هم آسیب‏ها، زیانها و فشارهایی که به بهانه ی پرونده هسته‏ای به ایران وارد می شود از حد گذشته است و حکومت باید برای خروج از این بن بست به یک تصمیم منطقی و مدبرانه که حافظ منافع کلی کشور باشد برسد. اگر قرار است بر سر مسئله توانمندی هسته ای که یکی ازحقوق ملت ماست، دیگر حقوق آن تضییع شود باید در مورد اصل و پیامدهای این برنامه درست اندیشید.”

    وی در ادامه افزود: “همیشه تصمیم به موقع گرفتن از اهمیت فوق العاده برخوردار است و اگر زمان آن گذشت و پس از مدتی به ناچار همان تصمیم قبلی اتخاذ شد فرصت های مهمی از دست رفته است و شاید نتوان نتیجه قبلی را هم گرفت، چه بسا مانند همین افزایش ناگهانی نرخ ارز شوک خاصی هم به جامعه وارد کند. مثلا در ارتباط با معاملات نفتی، چنانچه خریداران رسمی یکی پس از دیگری از دست بروند معلوم نیست حتی در صورت پذیرش قطعنامه های شورای امنیت و شرایط غرب دیگر خریداران رسمی به سوی ایران بیایند.”

    عبدالله نوری سپس با یادآوری ضرورت بهره بردن از نظرات کارشناسانه افزود: “در ارتباط با موضوع هسته ای و انتخاب مناسب ترین تصمیم ممکن در شرایط کنونی مصلحت کشور ایجاب میکند از کارشناسان علوم سیاسی و روابط بین الملل، اقتصاددانان، سیاسیون و همه صاحب نظران و دلسوزانی که قلبشان برای ایران می¬تپد نظرخواهی شود. من فکر می¬کنم با انجام همین نظرخواهی حتی از زندانیان سیاسی یکی از مهمترین گامها برای ایجاد وحدت می¬تواند برداشته شود. از این گذشته همچنان که امیر مومنان (ع) به مالک اشتر توصیه کرده اند تصمیم گیری باید بر مبنای رضایت عموم باشد، در قانون اساسی نیز برگزاری رفراندوم به عنوان راه کاری برای موضوعات مهم و سرنوشت ساز پیش بینی شده است، مناسب است که ابتدا کارشناسان مختلف بدون گزینش های سیاسی و جناحی‬ با مردم در خصوص نقاط مثبت و منفی ادامه چالش هسته ای با غرب و امتیازها و محدودیت هایی که ادامه آن در پیش خواهد داشت صحبت کنند و مردم درباره ی چگونگی تصمیم در خصوص مناقشه موجود میان ایران و غرب نظر نهایی را اعلام نمایند.‬ ”

    او در جمع بندی سخنان اش پیرامون پرونده ی هسته ایی اظهار داشت: “هر کس رقیب و یا دشمن را دست کم نگیرد و بر اساس محاسبه درست از توان وی خود را آماده کند ممکن است در مقابله با آن پیروز شود. با خیال بافی و سرسختی غیر مدبرانه هم نمی توان بر رقیب و یا دشمن پیروز شد. در ارزیابی فرصت ها و امکانات خود و همچنین توان و قدرت طرف مقابل باید واقع گرا بود و از افراط و تفریط پرهیز کرد. باید نقاط قوت و ضعف طرف مقابل حتی اگر حیوان درنده در بیابان باشد را دانست و برای مقابله با آن در جهت حفظ حیات خود اقدام کرد نه اینکه در دام او گرفتار شد‬.”

  7. سامان گفت:

    جناب آقای دکتر حجاریان عزیز
    مثل همیشه قلم و تفکرتان آموزنده است.افسوس که مستبدان بجای استفاده از این همه تواناییهایتان،شما را ترور کردند.اما تعلیق این جامعه بیشتر به خاطر پایمال کردن حقوق بشر برای آحاد جامعه است.زیربنای همه مشکلات این است که ولی فقیه مردم را به خودی و غیرخودی تقسیم کرده است.

  8. ناشناس گفت:

    أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاه و يَكْشِفُ السُّوء ويَجعَلُكُم خُلَفاء الْأَرْضِ أإِلَهٌ مَّعَ اللَّه قَليلا ما تَذَكّرون ( نمل 62 )

  9. ناشناس گفت:

    اگر بر روی سبدهای پیشنهادی اروپائیان و آزانس بین المللی انرژی اتمی مانور داده بودیم شاید تاکنون استارد ده ها نیروگاه زده شده و با تنش زدائی در سطح دنیا ، مقدمات و بسترهای تولید اورانیوم مورد نیاز و فعالیت غیر نظامی هسته ای را نیز کسب کرده بودیم . تعلیق ما در خصوص حق مسلم ما برای دستیابی به انرژی اتمی وبطور کل امورات زندگی ما ایرانیان بستگی به نگاه و انتخاب زندگی خودمان دارد . ما زمانی از تعلیق خارج می شویم که لوازم و ابزار های لازم برای شکستن این تعلیق را مهیا کنیم و مهمترین آن تلاش برای رسیدن به دموکراسی است و مقدمه کسب آزادی ، آگاهی است که مهندس موسوی عزیز آز آن بعنوان پاشنه آشیل خودکامگی و خودکامگان نام برده است .

  10. shygn گفت:

    besiaaaaaaaaar lezat bordam az sokhanashoon

  11. داريوش سينقاني گفت:

    كار از رفراندوم و اين چيزا گذشته. مطمئن باشيد جامعه با يك انفجار قريب الوقوع رو به رو خواهد شد چون طبقه متوسط به سرعت در حال ريزش به طبقات فرودست و پايين جامعه است. يعني افزايش طبقه اي كه فرهنگ اعتراض سياسي بلد نيست و آتش زدن بانكها و سينماها و مراكز عمومي و خياباني را بهترين و سريعترين راه ميداند درست شبيه وقايع 57 و خرداد 42.
    اما نيمه دوم تحليل آقاي حجاريان اشتباه است. چرا؟ ‌چون اگر ايرانيها به خواسته غرب تن دهند و در تحريم باقي بمانند كشور به سرعت مهياي ساختن بمب اتمي خواهد شد زيرا همه درها را به روي خود بسته مي بيند. اين همان خط قرمز و همان چيزي است كه غرب نميخواهد. دستيابي ايرانيها به بمب اتمي به عنوان يك كشور ايدئولوژيك مدار ، كابوس غربيهاست و ايرانيها ميدانند از اين برگ چگونه بايد استفاده كنند. همچنان كه قضيه پارچين يك
    ماكت كوچك از دست به سر كردن حريف و قرار دادن غربيها در وضعيت آچمز براي گرفتن بيشترين امتيازات است.
    خوب بود آقاي حجاريان راهكار ارائه ميداد نه اينكه بذر نااميدي مي افشاند؟ يك ديوانه اي سنگي دردرون چاه انداخته و اكنون 2000 آدم عاقل و نخبه مثل آقاي حجاريان بايد اين سنگر را برون آورند. ضمن اينكه مقايسه وضعيت كشور ما با عراق قياس مع الفارق است. عراق هرگز توانايي تهديد اسرائيل را مگر با انداختن چند تا موشك كوچولو نداشت ولي ايرانيها از ابزار تهديد اسرائيل به عنوان برگ برنده خود استفاده خواهند كرد و به هر حال ما كارتهاي زيادي بر روي ميز داريم كه توليد بمب اتمي فقط يكي از برگهاي آس ماست. چند سال پيش آقاي خامنه اي در مرقد امام گفت اگر غرب بي اخلاقي كند (مثل تحريم) ما هم بي اخلاقي خواهيم كرد حالا يكي براي من توضيح بدهد منظور ايشان چه بود؟ چون قضيه تنگه هرمز كه انگار منتفي شد.

    والسلام

  12. نورا گفت:

    آقای حجاریان!
    ما سالهاست که معلقیم!چرا خودمان را گول میزنیم ؟تا تزویر و ریا هست ، معلقیم!تا دورغ هست، مع!تاخرافات هست ،مع!تا هاله نور هست ،مع!
    جامعه ای عقلایش کوشه نشین یافراری اند و حاکمانش از دورغ ودزدی قدرتمند و رعایا با آن روزگار میگذرانند،مع!مع!ایم

  13. یه نفر گفت:

    آقای حجاریان، شما به دادگاه و برگه های دستتان توجه داشته باشید. شما لطفا درباره کارهای کورکورانه مردم نظر ندهید، اگر امثال شما نبودندف حالا از دیو هم خبری نبود.

  14. علی گفت:

    فوق العاده بود، مثل سایر نوشته‌های ایشان.

  15. آشتی ملی گفت:

    باید کاری کرد تا سوء تفاهمات بوجود آمده در داخل کشور حل شود هم مردم و هم دولت باید به هم احترام متقابل بگذارند و دولت در سیاست خارجی فعلی تجدیدنظر کند و اجازه ندهد دشمنان خارجی به راحتی در کشور بحران درست کنند. زندانیان سیاسی آزاد شوند. درسته که با آمریکا و غرب مشکل بنیادی و فکری اساسی داریم ولی برای برون رفت از بحران و شرایط فعلی باید معقول و حتی محتاط عمل کرد تا انقلاب و کشور از بین نرود. خدای نکرده اگه این انقلاب و حکومت از بین بره اسلام به خطا میفته که همه پشیمان خواهیم شد باید آشتی ملی برقرار شود و از وجود آقایان هاشمی و خاتمی و ناطق نوری و محسن رضایی و موسوی و کروبی باید استفاده کرد چاره کار همین است

  16. ناشناس گفت:

    خوب بود

  17. ناشناس گفت:

    باید کاری کرد تا سوء تفاهمات بوجود آمده در داخل کشور حل شود هم مردم و هم دولت باید به هم احترام متقابل بگذارند و دولت در سیاست خارجی فعلی تجدیدنظر کند و اجازه ندهد دشمنان خارجی به راحتی در کشور بحران درست کنند. زندانیان سیاسی آزاد شوند. درسته که با آمریکا و غرب مشکل بنیادی و فکری اساسی داریم ولی برای برون رفت از بحران و شرایط فعلی باید معقول و حتی محتاط عمل کرد تا انقلاب و کشور از بین نرود. خدای نکرده اگه این انقلاب و حکومت از بین بره اسلام به خطا میفته که همه پشیمان خواهیم شد باید آشتی ملی برقرار شود و از وجود آقایان هاشمی و خاتمی و ناطق نوری و محسن رضایی و موسوی و کروبی باید استفاده کرد چاره کار همین است

  18. ناشناس گفت:

    باید کاری کرد تا سوء تفاهمات بوجود آمده در داخل کشور حل شود هم مردم و هم
    دولت باید به هم احترام متقابل بگذارند و دولت در سیاست خارجی فعلی تجدیدنظر
    کند و اجازه ندهد دشمنان خارجی به راحتی در کشور بحران درست کنند. زندانیان
    سیاسی آزاد شوند. درسته که با آمریکا و غرب مشکل بنیادی و فکری اساسی
    داریم ولی برای برون رفت از بحران و شرایط فعلی باید معقول و حتی محتاط عمل
    کرد تا انقلاب و کشور از بین نرود. خدای نکرده اگه این انقلاب و حکومت از بین بره
    اسلام به خطا میفته که همه پشیمان خواهیم شد باید آشتی ملی برقرار شود
    و از وجود آقایان هاشمی و خاتمی و ناطق نوری و محسن رضایی و موسوی و
    کروبی باید استفاده کرد چاره کار همین است

  19. ناشناس گفت:

    من مستاحری هستم که نمیدانم با این چندقازی که دارم اپارتمان 100 متری بخرم بهتر است یا در جایی سرمایه گذاری کنم و پولم را داشته باشم من هم از تعلیق شده های دیکتاتور هستم سعید خان

  20. ناشناس گفت:

    جناب سعید جان دیکتاتور هم در حال تعلیق است اری او به اندازه ای از نانجیبترین ملت ایران محمودش، منصوبش ؛مزدورش؛ کودتاچیش حمایت کرد که حالا پس از اینهمه گلکاری محمودش نمیتواند به او بالا سرت ابروست بگوید و به نجیبترین و شریفترین و عاقلترین و مخلصترین و پاکترین و محبوبترین ملت ایران همان خاتمی و موسوی و کروبی به حدی اهانت کرد ه که نمیتواند بشکل معمولی حتی ملاقاتی با انان داشته باشد اری دیکتاتور هم در حال تعلیق است و تعلیقش از دیگر معلقین معلقتر و رسوایی و تعیلق اخرت بسیار هولناکتر از تعلیق دنیا است …

  21. ناشناس گفت:

    در این کشور مگر مردمی هست !؟
    این کشور دارای دو نفر جمعیت است نفر اول رهبر و نفر دوم …

  22. Nasr گفت:

    چه خوش گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بران تربت پاک باد

  23. محمد گفت:

    با آخر مقاله مخالفم. چرا نباید آنچه مردم هزینه هایش را پرداخته اند و از آن خیری ندیده اند به رفراندم گذاشت. این موضوعات دارد با سرنوشت ما باز یمی کند.

  24. ناشناس گفت:

    اگر منظور ایشان از رادیکال ها میرحسین عزیز و یاران شهید و اسیرش هستند، لابد امام حسین علیه السلام که الگوی اصلاح طلبان عالم است هم از دیدگاه جناب حجاریان یک رادیکال بوده است. آقای حجاریان که یکبار فرمودند اصلاحات مرد. چگونه در باره ی یک جریان مرده ابراز نظر می فرمایند. البته آن اصلاح طلبی مورد نظر ایشان که در آن مردم هیچکاره هستند سالهاست که مرده است.

  25. ناشناس گفت:

    از آن جهت نباید به رفراندوم گذاشت که ( مگر مردم رأی داده‏ اند این پروژه آغاز شود که حال رأی به تعلیقِ آن دهند؟ ) تاوان ماجراجویی های آقایان قرار نیست با انداختن بار مسولیت آن بر گرده مردم حل و فصل شود و به زبان ساده تر تصمیم گیران واقعی خودشان باید پای لرزشان بنشینند نه اینکه از آرای هدفدار نردم برای خودشان پتویی مهیا کنند و همچنان رای ملت را تنها در بزنگاههای مورد نیاز مهم جلوه داده و در سایر موارد قیم شان باشند.

  26. آزادی گفت:

    من می دانم چرا حکومت ادامه پروژه هزینه بر اتمی خود را به رفراندوم نمی گذارد به دلیل اینکه مردم احتماالا به ادامه این پروژه رای می دهندبه دلیل اینکه با تمام وجود از این حکومت متنفر شدن و با هر وسیله ای می خوان این حکومت رو به غلط کردن بندازن

  27. علی ایرانی گفت:

    تفکر و زبان شیوای آقای حجاریان به درستی توضیح داد که مشکل ما تحریم های غرب و فعالیتهای اتمی نیست مشکل ما سطوح مدیریت اصلی و میانی ماست که دست یکسری بی کفایت (نظامی گرا) است تمام مشکلاتی که موجودند با تدبیر حل می شوند متشکرم

  28. ناشناس گفت:

    این نظرات را باید به احزاب و سازمانهای سیاسی در میان بگذارید.مگر شما اطلاعات سیاسی را رشد داده اید . جز اینکه باعث جلوگیری رشد سیاسی شدید.و زیر لوای اسلام نیروهای راستین را به بهشت زهرا فرستادید.تا مانع ای برای غارت ثروت ملی نداشته باشید.همین خود شما اقای حجاریان جرات و شهامت ندارید حتی از حامیان راستین انقلاب نام ببرید

  29. ناشناس گفت:

    حجاریان عزیز.

    اگر مردم ملاک هستند پس ری آنها اهمیت دارد اگر چه در حالت تعلیق باشند!!

  30. ناشناس گفت:

    ما خواهان توقف غنی سازی هستیم.
    به صفحه ما در فیس بوک بپیوندید.

  31. ناشناس گفت:

    آقای حجاریان حق با شماست. مگر مردم در این پروژه نقشی داشته اند که حالا باید کاسه و کوزه را سر آنها شکست. حکومت جبار ایران که یک نفر…… برای سرنوشت ملتی تصمیم گیری می کند باید خودش مسئولیت خرابی های ۳۴ ساله را به عهده بگیرد و یا جام زهر را بنوشد یا از سوراخی بوسیله سربازان امریکایی بیرون کشیده شود.

  32. javad..sassani گفت:

    بااحترام.ایااین.پروژه.اتمی.که.ملت.نمیدانند.تاکنون.به.چه.قیمتی.برایشان.تمام.شده.چگونه.است.که.دولت.اسلامی.ناب.صورت.هزینه.هایی.را.که..ازسرمایه.ملت.برداشت.میکند.و.هرجوری.که.دلش.میخواهد.درداخل.و.خارج.ازکشور.با.دست.و.دلبازی.خرج.میکند.به.ملت.گزارش.نمیدهد؟و.هر…روز.از.خود.دولت.میشنویم.که.مثلا.عده.ای.ازمقامات.مومن.دررده.های.بالا.دزدیهای.کلانی.کرده.اند.واز.کشور.فرار.کرده.اند؟؟؟.یا.عده.ای.از.دزدان.و.غارتگران.درداخل.مملکت.راحت.باپولها.ی.ملت.مشغول.لذت.بردن.از.عمر.کوتاهشان.هستند.چون.بیشترشان.پایشان.لب.گور.است..حالامردم….یکمرتبه.صاحب.نظر.شدند.ودعوت.به.رفراندوم.شدند.که.بگویند.اتم.میخواهیم.یا.نه؟؟

  33. مجتبی گفت:

    این مسلم است که ج.ا.ا همین الان هم به دنبال بمب هسته ای است. حتی آن مثلاً فتوای آقای خامنه ای هم که ما استفاده از چنین بمبی را حرام می دانیم یک بازی تاخیرآور است. به موقعش که ساختیم می گوییم “ما که نگفتیم ساختنش حرامه، گفتیم استفاده اش حرامه”؛ روزی هم که استفاده کنیم میگوییم: “اگر دشمن استفاده کند ما هم می توانیم برای دفاع از خود استفاده کنیم” و هزار کلک ملک شرعی دیگر.