انتقاد شدید خاتمی از «اعمال شیوه های پلیسی» و «تحمیل فضای پادگانی» در دانشگاه ها
چکیده :اگر جامعه ای خواهان رشد دانشجویان خود است باید زمینه انتقاد را فراهم کند؛ انتقاد از برنامه ها، ساز و کارها و روشهای موجود به خصوص انتقاد از خود و جامعه. اما وجه مهم انتقاد، انتقاد از قدرت است. به دلیل اینکه قدرت امکانات کشور و جامعه را در اختیار دارد و او باید مورد انتقاد قرار گیرد تا خدای نکرده امکانات را در مسیر نادرست قرار ندهد. ...
سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین کشورمان در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران با ابراز تاسف از اینکه این جمع نتوانسته نشست سالانه خود را علی رغم برنامه ریزی و موافقت اولیه مسؤولان برگزار کند گفت: بسیار متأسفم که جمعی مانند این جمع که پایبندیش را به اسلام، انقلاب، حقوق مردم، عزت کشور و امنیت جامعه در همه دوره ها نشان داده است و به خصوص در این سال های پردغدغه با اعتقاد و تکیه بر اصولی که داشته است، توانسته راه را ادامه بدهد، مصالح کشور را در نظر بگیرد، نمی تواند نشستی عادی و معمولی خود را برگزار کند. آیا این باعث تاسف نیست؟ آیا این نشان دهنده این نیست که مشکل ما و فضای جامعه ما و شیوه هایی که در آن در حال اعمال است دچار اشکال و بیماری است و آیا این نباید درمان بشود؟
به گزارش کلمه به نقل از وب سایت رسمی سیدمحمد خاتمی، وی با تاکید بر اینکه “همه می دانند این جمع جمعی نیست که بخواهد ساختارشکنی بکند و اصول را زیرپا بگذارد چون برای همین اصول قربانیان فراوانی داده و مشکلات زیادی را تحمل کرده” افزود: شما نماینده نسل هایی هستید که بیشترین فداکاری را برای عزت و عظمت کشور و انقلاب و راه امام انجام داده اند و امروز نظرات خاص خود را دارید. آیا هنگامی که می خواهد نشست بگذارد باید با مشکل روبرو شود؟
سیدمحمد خاتمی در ادامه گفت: بنده معتقد نیستم که این تصمیم، تصمیمی است که از بالا گرفته شده باشد. واقعا سطوح بالای کشور از اینکه یک انجمن اسلامی قانونی، سابقه دار شناخته شده یک نشست بگذارد نگران نمی شوند و جلوی آن را نمی گیرند. ولی می بینیم که در عمل این اتفاق می افتد. همانطور که شما می گویید خود دانشگاهیان با این برنامه موافقت کرده بودند اما یک اراده و نیروی است که می گوید اینها غیر خودی هستند و نباید باشند. آنها کی هستند و کجایند؟ متاسفانه آنها هستند که منشا اثر در این کشور شده اند و آنها هستند که دارند خودی و غیر خودی را به این صورت مشخص می کنند و جلوی آنها نیز گرفته نمی شود. این امر انسان را دچار نگرانی می کند. آنها کی هستند که تصمیم می گیرند علی رغم سیاست های لااقل اعلام شده این واقعه رخ می دهد. یک بخشی که مسؤول دانشگاه است هماهنگی می کند و تفاهم می کند ولی یک عده ای می آیند و جلوی آن را می گیرند و بعدا هم حکم می دهند که ما دلمان می خواهد جلوگیری کنیم. کی هستند اینها و از کجا نفوذ کرده اند، باید جلوی آن ها گرفته شود.
رییس دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه “دانش و دانایی یعنی تحرّی حقیقت، یعنی تلاش برای دریافت حقیقت. معرفت و دانش یعنی تلاش برای دریافت حقیقت” تصریح کرد: توجه داشته باشیم که بسته به نحوه دید انسان به عالم و آدم و هستی، معنای حقیقت متفاوت است. اگر ما فقط رویه هستی را ببینیم حقیقت عبارت است از ماده و آن چیزی که توسط حس و تجربه قابل کنترل باشد. در این حالت، دیگر آن سوی آن دیده نمی شود، درحالی که اگر دید وسیع تری داشته باشیم فقط رویه هستی بخشی از حقیقت و جزئی از حقیقت است. درحالی که حقیقت بسیار بزرگ تر از جنبه مادی هستی است و تحری حقیقت و دانش، یعنی فرا رفتن از این رویه، نه انکار کردن آن. همین علوم تجربی و به اصطلاح Science که امروز محور کارهای علمی و دانشگاهی و مورد قبول است امر مهمی است و نمی توانیم آن را رها کنیم. اما دانش حقیقی متوقف ماندن در این بخش نیست، بلکه مستلزم فراتر رفتن از آن و هستی را بزرگ تر از ماده، دیدن است و نیز تلاش برای درک آن حقیقت. و اذن حضور یافتن به پیشگاه آن حقیقت متعالی و عالی که اتفاقا اصل بنیاد هستی است.
خاتمی در ادامه افزود: دانش و آگاهی یعنی تلاش برای کسب حقیقت و آگاهی و معرفت درست، محصول آزاداندیشی است یعنی تا انسان در فکر یا تلاش فکری آزاد نباشد، نمی تواند به حقیقت دست یابد یا اگر بیابد نمی تواند آن را تداوم ببخشد و به یک اصلی برای بهبود و ارتقا زندگی تبدیل کند. دانش محصول محیط آزاد است و محصول آزاداندیشی. عادت ها و تعصب ها مانع درک حقیقت هستند، اینکه نظام ها یا حکومت هایی باشند که بیایند برای اندیشه چارچوب مشخصی را معین بکنند و بگویند هیچ کس اجازه ندارد از این چارچوب خارج بشود؛ ضد آزاداندیشی است و در نتیجه ما را به حقیقت نخواهد رساند. ما نمی توانیم دانش حقیقی را کسب کنیم اما اینجا عرض می کنم دانش فقط ساینس نیست. ساینس فقط بخشی از دانش و معرفت است نه تنها دانش حقیقی، بلکه ایمان هم که این همه در قرآن و ادیان الهی بر آن تاکید شده محصول آزادی است. به این معنا که اگر انسان آزاد بود و میتوانست بیندیشد و انتخاب کند و به ایمان رسید، این ایمان ارزش خواهد داشت والا اگر عادت ها و تعصب ها وجود داشته باشد و انسان باور و توهم باور پیدا کند، ارزش ندارد. این همان چیزی است که در قرآن کریم در مقام نکوهش نسبت به آن منحرفان و کسانی که ادعای ایمان هم داشتند ولی ایمان شان مورد قبول نیست آمده است. «ما پدرانمان و گذشتگانمان و سنت های رایج و عادت ها را اینگونه یافته ایم و ما پیرو آنها هستیم.» درحالی که قرآن چنین باوری را نکوهش می کند؛ «نه، شما بیاندیشید، آزاد بیندیشید، فکر بکنید و به آن حقیقت برسید و ایمان پیدا کنید، این ایمان است که ارزش دارد.» پس حاصل آزادی و آزاداندیشی، تنها حاصل آن دانش و معرفت حقیقی نیست علاوه بر آن، ایمان حقیقی هم محصول یک محیط آزاد و آزاداندیشی است. آزاداندیشی در جوامع آزاد وجود دارد و در آن تحقق پیدا می کند.
به گفته ی وی اگر این واقعیت فلسفی را بپذیریم که دانشگاه خواستگاه دانش و آزاداندیشی است یا باید این گونه باشد. دانشگاه واقعی جایی خواهد بود که در آن تلاش برای یافتن حقیقت در اوضاع مختلف وجود دارد. شیمی، فیزیک، علوم انسانی، فلسفه و معارف هرکدام بخش هایی از حقیقت را می بینند و بخش های اساسی تری وجود دارد که انسان می تواند آن را ببیند، این دانش جایگاهش در دانشگاه است و اگر دانش مستلزم آزادی و آزاداندیشی است دانشگاه هم باید جایگاه آزاداندیشی واقعی باشد، نه اینکه از جاهایی تحمیل شود که شما باید فقط پایبند به آن چه ما می گوییم باشید و حق ندارید از خطوط قرمز و اینگونه مسائل عبور کنید.
خاتمی تاکید کرد: اگر دانشگاه جایی برای آزاداندیشی و آزادی است، رسالت بزرگ آن، دو امر خواهد بود؛ 1- پاسداری از آگاهی و دانش و معرفت و تلاش برای بسط آن و 2- پاسداری از آزادی های اساسی و تلاش برای تقویت قدرت انتخاب و اراده انسان ها در جامعه. این رسالتی است که دانشگاه به معنای واقعی کلمه باید داشته باشد.
وی ادامه داد: حال بیایید به سراغ اینکه دانشجو در دانشگاه ها چه کاره است. دانشجو باید تمام نکاتی را که گفتم داشته باشد به علاوه جوانی. جوانی یعنی آرمانگرایی. دانشجوی جوان همیشه فضای برتر و بهتر و روشن تری را پیش رو دارد و به امور روزمره خود قانع نیست. تحول خواهی (این یکی از لوازم گریزناپذیر جوانی است)، آرمان خواهی و تحول خواهی و بلندپروازی از خواسته های یک جوان دانشجوست. او میل به آزادی و استقلال دارد و به دنبال استقلال فردی خود می رود و دوست دارد مستقل باشد، در عین حال که نمی خواهد از پدر و مادر یا جامعه ببرد. او علاقمند است که روی پای خود بایستد، خواستار آزادیست و می خواهد از چارچوب های موجود بیرون بیاید، خودش فکر کند و اندیشه داشته باشد. همچنان که جامعه را مستقل و رشید می خواهد و در عین حال هیچ وقت از وضع موجود راضی نیست. جوان می خواهد جواب همه این خصوصیت ها را در فعالیت هایی که در دانشگاه و جامعه انجام می دهد بیابد و خلاصه کار این است که جوانی که خود را به دانش و آزاداندیشی مجهز می کند و بلند پرواز و آرمان خواه است. در جستجوی وضع بهتری است. و همیشه به فکر بهبود وضعیت موجود است. یعنی اگر وضع بد است بیش از همه می خواهد شرایط تغییر پیدا کند. اگر هم وضع خوب است باز هم به این شرایط قانع نیست و دوست دارد بهتر از آن بشود.
سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه “در واقع دانش پژوهی و آزاداندیشی و جوانی حرکت به این سو را اقتضا می کند” گفت: چون بشر تکامل خواه است و این خواستی همگانی است ولی انصافا در دانشگاه و دربین جوانان، این خواسته قوی تر و نیرومندتر بوده و همین وظیفه دانشجو را مهمتر می کند. بنابراین وضع بد باید تغییر کند و بهبود یابد و وضع خوب باید بهتر شود. اما لازمه این کار چیست؟ انتقاد! یعنی با دیدی انتقادی به مسائل نگریستن و نیز تلاش برای یافتن راهحلی برای حل مشکلات. امنیت لازمه بهبودخواهی و آرمان خواهی است. اگر جامعه ای خواهان رشد دانشجویان خود است باید زمینه انتقاد را فراهم کند؛ انتقاد از برنامه ها، ساز و کارها و روشهای موجود به خصوص انتقاد از خود و جامعه. اما وجه مهم انتقاد، انتقاد از قدرت است. به دلیل اینکه قدرت امکانات کشور و جامعه را در اختیار دارد و او باید مورد انتقاد قرار گیرد تا خدای نکرده امکانات را در مسیر نادرست قرار ندهد. به علاوه اینکه قدرت منشاء فساد است مگر اینکه تحت مراقبت و نظارت دائم جامعه باشد. حتی اگر قدرت در دست فرد یا گروه صالحی باشد اما انتقاد و نظارت وجود نداشته باشد، جامعه دچار فسادهای بزرگی خواهد شد. پس انتقاد لازمه دانشجو بودن، جوان بودن، دانشگاهی بودن، آزاد اندیش بودن، حقیقت جو بودن و… است و انتقاد در درجه اول متوجه قدرت است. جایگاهی که در سرنوشت جامعه بیش از هر چیز تاثیر دارد. البته امر معروف و نهی از منکر و انتقاد نیز شامل امور فردی هم میشود ولی انتقاد از امری به همان میزان که قدرت در آن بیشتر است، ارزش و اهمیت بیشتری دارد. بنابراین یکی از کارهای مهم همه افراد و به خصوص دانشگاه و دانشجو این است که روحیه انتقادی از خود و جامعه و به خصوص قدرت را داشته باشند. انتقاد به معنای مچگیری نیست. انتقاد یعنی تحلیل درست قضایا، دیدن خوب و بدها، تقویت خوبها ، انتقاد از بدیها و تلاش برای تحول در جامعه به سمت خوبی است.
به گفته ی رییس جمهور سابق کشورمان، حال با در نظر گرفتن تمامی این مسائل، تکلیف انجمن اسلامی که هم دانشجو و جوان است و هم در دانشگاه قرار دارد، چگونه است؟ در اینجا مساله تازه ای وجود دارد. انجمن اسلامی، بقیهالسیف جریان جنبش دانشجویی و بخش اسلامی آن در طول تاریخ وجود دانشگاه، به خصوص بعد از انقلاب است و جایگاه بسیار مهمی دارد. این انجمن با همه مشکلات موجود به خصوص در طول این مدت، از جریان جنگ تحمیلی گرفته تا طوفان ترور و تروریسم در جامعه و همینطور جریانات اخیر، هزینههای بسیاری پرداخته است اما همچنان روی اصول و معیارهای خود ایستاده است. از درون و بیرون محیط دانشگاه مورد فشار زیادی قرار گرفته اما راه خود را گم نکرده و همچنان بر اصول و ارزشهای انقلاب و نظام تکیه کرده و آنچه باید مورد انتقاد قرار گیرد را انجام داده است.
خاتمی گفت: انجمن اسلامی چنین وضعی دارد. انجمن اسلامی دانشجویان یعنی جمعی که جوان است، دانشجو است و به اسلام پای بند است. وقتی اسلام به این همه افزوده می شود دفاع از اسلام و انقلاب هم از وظایف شما میشود. اما کدام اسلام و کدام انقلاب؟ این موضوع امر مهمی است. اسلامی که منجر به انقلاب شده است، و برای انسان حرمت قائل و خواستار عدالت در همه ابعاد آن در جامعه است و آزادی را پاس می دارد و آمده آزادی انسان و اراده او را تقویت کند. اسلامی که به حقوق مردم تکیه دارد و به آن اعتراف میکند و قدرت را برآمده از مردم میداند و معتقد است این قدرت باید تحت نظارت و کنترل باشد.
وی تصریح کرد: دانشجوی مسلمان علاوه بر همه نکاتی که گفته شد، باید از این اسلام و انقلاب دفاع کند. تهدیدهایی که انقلاب با آن مواجه است، به خصوص در این زمان که ما میبینیم کسانی منادی اسلامی میشوند که برای رای مردم هیچ ارزشی قائل نیستند. کسانی هستند که حکومتی که باید خدمتگزار مردم و مسؤول در برابر آنان باشد را قیم و ارباب مردم می دانند و مردم را در برابر آن صاحب هیچ حقی نمی دانند. مدعی اسلامی شدند که آمده تا آزادی را از بین ببرد و توانایی مبارزه با فساد را ندارد و زمینه ساز فساد میشود.
به گفته خاتمی وقتی چنین چهره تحریف شده و نادرستی از اسلام و انقلاب اسلامی نشان داده می شود و چنین گرایشی سعی میکند خودش را مبنای انقلاب بداند، دفاع از انقلاب اصیل و از اسلام همانگونه که واقعا هست و در انقلاب ما بوده و در معرض خطر است از وظایف مهم انجمن اسلامی و دانشجوی مسلمان است که البته کار دشواری هم هست.
وی در ادامه افزود: اما آنچه که در این لحظه حساس در کشور ما مهم است و انجمن اسلامی و دانشجویان مسلمان و هر انسان مسؤولی باید به آن توجه داشته باشند، این است که در حال حاضر مشکلات داخلی و تهدیدهای خارجی زیاد است بنابراین باید به فکر وحدت باشیم. البته وحدت به معنای هضم شدن بعضی در بعضی دیگر نیست بلکه به معنای تفاهم است و اینکه بدانیم همه ما در این جامعه ذیحق هستیم و حق در انحصار جناح خاصی نیست. وحدت تکیه بر امور مشترک است و بهبود اوضاع برای اینکه هر فردی احساس هویت و دلبستگی به کشور کند. وحدت امر بسیار مهمی است و همه ما در هر کجا که هستیم باید به فکر دفاع از آرمانهای انقلاب و امنیت و مصلحت کشور باشیم. حتی اگر بخواهیم تعامل داشته باشیم که در جای خود لازم است باید ببینیم آیا اصل مشترکی وجود دارد یا نه؟
سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه “ما اصل اسلام و انقلاب را قبول داریم و سربلندی ملت و پیشرفت کشور را می خواهیم” تصریح کرد: بین شیوه و روشها اختلافهایی وجود دارد؛ کسی معتقد است با گرفتن و زدن و بستن، اسلام و انقلاب حفظ میشود و کسی این سیاست ها و روش ها را مخالف با مصلحت اسلام و کشور می داند و با تغییر روش موافق است تا اصل انقلاب محفوظ بماند. اما همه می توانیم به اصل مشترکی برسیم.
وی خاطرنشان کرد: دفاع از آرمانها و اصول انقلاب و سرنوشت کشور مصلحت ملت برای همه ما مهم است. گاهی اوقات منهای همه جناح بندی شاهد هستیم کشور در ورطه نابودی است. براساس این، وحدت به معنی حذف تنوع نیست بلکه جهت د ادن تنوع در مسیر هدف مشترک است.
رییس دولت اصلاحات اظهار کرد: من معتقد هستیم راهی روشن برای همه ما وجود دارد؛ پایبندی به قانون اساسی. اما نه به این معنا که قانون اساسی وحی منزل است، حتی خود قانون هم اصلاح و تغییر آن را پیشبینی کرده است. اما این قانون، ظرف یکبار مصرفی نیست که آن را دور انداخت. بالاخره جامعه مبنای عمل مشترک میخواهد. من معتقدم راه درست پایبندی همه افراد، به قانون اساسی (البته تمام قانون) است. در این جامعه اگر بخواهیم این اصل را بپذیریم و واقعا به آن عمل کنیم، بسیاری از این تنشها و مشکلات از بین خواهد رفت. البته لازمه پایبندی به قانون اساسی و رفع تنش عبارت است از بازشدن فضای سیاسی و تبدیل فضای امنیتی به فضای باز سیاسی طبق همین اصول و در چارچوب قانون اساسی تا احزاب و تشکل ها بتوانند آزادانه فعالیت کنند و تشکلی چون انجمن اسلامی از برگزاری یک نشست عادی محروم نباشد. به این ترتیب به سمت تحول بنیادی در جامعه پیش خواهیم رفت که جلوی سقوط انقلاب، نظام و ارزشها گرفته میشود. به نظر من اگر همه برای این امور تلاش کنیم و به تفاهم برسیم نه اینکه همدیگر را حذف کنیم، (همانگونه که امروز کسانی قدرت را به انحصار درآورده و همه را حذف کردهاند) و در مقابل ما خواستار حذف دیگران نیستم بلکه درصدد داشتن تفاهمی برای نجات از این وضعیت هستم. و به دنبال جستجوی راهی برای تفاهم و تعامل بر این اساس، امری مبارک خواهد بود و به خصوص بازشدن فضا و امنیت فعالیت در دانشگاه از اولویت برخوردار است.
محمد خاتمی همچنین گفت: امروزه وضع خوبی در دانشگاهها حاکم نیست. اعمال شیوههای پلیسی، تحمیل فضای پادگانی بر دانشگاه، تحقیر استاد و دانشجو، به کارگیری روشهای خاص برای امتیازدادن بیجا یا محدودیت ایجادکردنها برای تحصیلات نسل ما به خصوص تحصیلات تکمیلی. اینها مسائلی است که با هیچ کدام از معیارهای انقلاب ما و معیارهای مصلحت مملکت ما سازگار نیست. بیایم و لااقل از یک تجربه درس بگیریم. شما ببینید امروز دلزدگی در محیط دانشگاهی زیاد است وقتی انجمن اسلامی با آن سابقه نمیتواند فعالیت بازی داشته باشد تکلیف همه مشخص است. براین اساس شاهد سیل مهاجرت خواهیم بود و فردی هم که نتواند مهاجرت کند دلزده و مایوس میشود یا به سمتی گرایش پیدا میکند که نتیجه خطرناکی به همراه دارد. درحالی که اگر گفتگو، بحث و انتقاد آزاد باشد جلوی اتفاق افتادن خطرهای بسیاری که آینده کشور را تهدید میکند گرفته خواهد شد. در گذشته حدود ۱۰ – ۱۲ سال پیش این تجربه بود که در محیطهای دانشگاهی بهتدریج احساس امنیت شکل میگرفت. البته نمیخواهم بگویم در آن سالها وضع بسیار خوب بود اما جهت به سمتی بود که احساس حرمت و بهبود اوضاع وجود داشت. در آن زمان محیط دانشگاه دانشجو و استاد دارای فضای مناسبی بود و نتیجه کار این بود که جلوی مهاجرتها گرفته میشد. البته معنای حرف من این نیست که در آن موقع مهاجرتی نبوده، همیشه این اتفاق میافتاده اما نه به شکل سیل مهاجرتی امروزه که بهترین نیروها به خارج از کشور میروند. هرچند مهاجرت اشکالی ندارد اما رفتن نیروها به این شکل و رفتن نخبهها به خارج از کشور، فاجعه بزرگی است. در آن زمان علاقه به بازگشتن به ایران و مهاجرت معکوس را تجربه کردیم. بسیاری از دانشمندان و دانشجویان که خارج از کشور یا در ایران بودند، تمایل داشتند در ایران فعالیت داشته باشند. دلبستگی استاد و دانشجو به یکدیگر، تجربه خوبی است هر چند آن موقع هم مشکلاتی وجود داشت اما چرا امروزه باید چنین فضایی حاکم باشد و چنین مسائلی را دوباره تجربه نکنیم. در این بین افرادی که مشخص نیست که هستند و سابقه شان چیست به زد و بند و تسویه بپردازند و هر که را نمی پسندند محدود و تحقیر کنند.
به اعتقاد وی وقتی ما آزاد و آزاداندیشی را در چارچوب قانون قبول داریم باید در محیط دانشگاه آزادی وجود داشته باشد.
سیدمحمد خاتمی در پایان گفت: 1- ما به عنوان دانشجو و دانشجوی مسلمان باید اهتمام به ارتقای سطح دانش و بالابردن مهارتهای لازم داشته باشید تا بتوانید خدمتگزار جامعه باشید. در همین دانشگاه ها است که نیروی گرداننده چرخ های کشور تربیت می شود. ۲- باید برای ایجاد فضای آزاد و امن در درجه اول در درون دانشگاه و بعد در جامعه تلاش صورت بگیرد و بخصوص قانون گرایی و بالابردن قدرت تحمل یکدیگر در درون دانشگاه مدنظر باشد. ۳- از اسلام مظلوم دفاع شود. اسلامی که در انقلاب اسلامی بود. اگر انحرافی را به نام اسلام می بینید با آن مقابله کنید و اسلام عرفان و اخلاق، اسلام طرفدار آزادی انسان و حق حاکمیت او بر سرنوشت، اسلام عدالت و اسلامی که می خواهد و می تواند وجهه کشور و مردم را در جهان بالا ببرد بشناسید و بشناسانید.
به گزارش وب سایت رسمی سیدمحمد خاتمی در ابتدای این نسشت صمیمانه اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران به طرح دیدگاه های خود و بحث و گفت وگو پرداختند.
در ابتدای این دیدار یکی از حضار با ذکر این مقدمه بحث را آغاز کرد:
طی چند سال گذشته اردوی تشکیلاتی مان را در تابستان برگزار میکردیم و طبق برنامه برای افتتاحیه یا اختتامیه اردو خدمت شما می رسیدیم. ما امسال هم برنامه ریزی کرده بودیم و کارها انجام شده بود که این اردو در پردیس دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشت از امروز شروع شودو همه هماهنگیها هم انجام گرفته بود اما از چند روز گذشته فضایی در استان گیلان وجود داشت و ممانعتهایی از سوی استانداری ایجاد شد که در این باب مصوبه ای هم تعیین شد مبنی بر اینکه این برنامه نباید برگزار شود. در این زمینه دانشگاه ما را همراهی کرد و با این زمینه که فضا، فضای دانشگاه تهران هست و نیروهای بیرونی حق دخالت در آن ندارند و وقتی ما مجوز داده ایم باید برنامه برگزار شود. ما نیز با همین اتکا، برنامه را دنبال کردیم، تمام سخنرانی ها هماهنگ و همه تدارکات برنامه ها دیده شد تا اینکه نهایتا روزگذشته مسؤولان دانشگاه گفتند با توجه به فضا و تهدیداتی که نیروهای موجود در استان کردهاند و ممکن است صورت دهند؛ اعم از اینکه برنامه را خراب کنند یا اجازه ندهند اتوبوسهای ما وارد فضای استان گیلان شود، بهتر است برنامه اجرا نشود. در ضمن ما نیز دوست نداشتیم به این بهانه برای میهمانان و دانشگاه و هم دوستان شرکتکننده در این برنامه مشکلاتی به وجود بیاید بنابراین با تمهیداتی که دیده شد، تصمیم بر این گرفتیم که برنامه برای این هفته اجرا نشود. البته گزینه ای دیگری نیز داشتم مانند اینکه مکان اردو را تغییر دهیم اما یک روزه نمیتوانستیم این کار را انجام دهیم ولی در هر صورت برنامه اردو لغو شد.اما از اینکه دیدار با شما را در برنامه داریم و توانسته ایم خدمت شما برسیم، خوشحالیم. بحث اردو را هم پیگیری خواهیم کرد تا انشاالله در هفتههای آتی برگزار شود. البته همه این حرف ها بیشتر درد دل بچه هاست چون برای همه برنامهها هماهنگی شده بود و هزینههای زیادی صورت گرفته بود اعم از گرفتن جا، هماهنگی سخنرانی ها، محتویات هدیه به بچهها، رزرو کردن بلیط و… که متاسفانه با وجود تمام هماهنگیهایی که انجام شده بود اردو برگزار نشد. امیدواریم در آینده این اردو شکل بگیرد.
حقیقتا نمیدانیم چه بگوییم وقتی در محیطی مانند تهران که اجلاس سران کشورهای دیگر در آن برگزار و شهر به مدت ۴ – ۵ روز تعطیل میشوند و همه در خدمت این هستند که امنیت میهمانان را تامین کنند جای سوال است که زمانی که دانشجویان قصد دارند اردویی دانشجویی با همه هماهنگیها در پردیس همان دانشگاه برگزار کند نه تنها امنیت برقرار نمیشود بلکه تهدید به هم زدن مراسم و حضور نداشتن دانشجویان هم صورت میگیرد که واقعا مایه تاسف است. این مساله باعث سرخوردگی دانشجویان میشود. هر چند از سال ۸۸ به بعد طی این ۳ – ۴ سال، این فضا را بسیار تجربه کردهایم و سراین مساله از مسؤولان دانشگاه و هم مسؤولان آنجا طلبکار هستیم.
حضور ما در این جمع بیشتر بر این بود که اگر فرصتی بود دانشجویان سوالها و دغدغههایشان را با شما مطرح کنند. بیشتر دوست داریم در این جمع شنونده باشیم اما آنچه دغدغه خاطر مجموعه و سایر دانشجویان است و کمابیش در دیدارهای دیگری که برگزار شد با شما در میان گذاشتیم راجع به موضوعات مختلفی است فضای اقتصادی، جو حاکم بر جامعه، فقر و تبعیض، فضای فسادی که هر روز به آن دامن زده میشود، از فضای سیاست خارجی که کاملا ناهماهنگ عمل میکند و هزینه بسیاری بر کشور میگذارد، از اتفاقاتی که اگر یکی از انها در دولت شما اتفاق میافتاد، آسمان را به زمین میدوختند و کلی هزینه ایجاد میکردند درحالی که امروز بسیار راحت از آن میگذرند. مسائل بسیاری است اما آنچه که میتوان مستقیم به آن اشاره کرد و به نوعی دغدغه جدی بچههاست اتفاقاتی است برای یک سال آینده که پیش رویمان است و امکان اتفاق افتادن آنهاست. در این مورد میخواهیم نظرات شما را در مورد بحث ریاستجمهوری که قرار است سال بعد برگزار شود، بدانیم. مسائل متعددی در رسانه و نشریه و سایتها مطرح میشود و نقل قولهایی از شما و چهرههای اصلاحطلب و جنبش سبز میشود که برخی صحیح است و برخی دقیق نیست. از آنجا که ما در این مجموعه فعالیت میکنیم بحثهای بسیاری درون مجموعه مطرح میشود که فضای دانشجویی در رابطه با این اتفاقها چه باید باشد. با توجه به اینکه فضای سال ۸۸ کماکان وجود دارد و فضایی که برای آقایان مهندس موسوی و کروبی به وجود آمده اوضاع را بغرنج تر نموده، اگر آنچه کف مطالبات بوده تأمین نشود شاید صحبت راجع به مسائل دیگر بیمعنا باشد. شما خودتان نیز به این مساله اشاره کردهاید که تا زمانی که از این فضا عبور و بحران برطرف نشود صحبت کردن راجع به مسائل دیگر ضرورتی ندارد. به اعتقاد ما آنچه در فضای دانشجویی مهم است این است که باید روحیه آرامانگرایانه و عدالتخواهانه و آزادیخواهانه خود را حفظ و فراتر از جریان اصلاحات و جنبش سبز و آینده فضای سیاسی انتخابات عمل کنیم. به قولی بحث مطالبات و دغدغهها را به عنوان فضای دانشجویی مطرح کنیم و اجازه ندهیم کف این مطالبات، از آن چیزی که هست پایینتر بیاید. یعنی اگر مسائلی مبنی بر زندانی بودن عدهای از بزرگان و دوستان چون آقایان موسوی و کروبی و وجود مشکلات دیگر و اینکه فضا امنیتی است مطرح میشود، رفع این فضاها به نوعی لازمه مشارکتهایی است که مطلوب باشد. تصور ما بر این است که دغدغه فضای دانشجویی که طرح مطالبات است باید مطرح شود و سپس در مورد انتخابات و مسائل دیگر سخن گفته شود. هر چند شما هم دغدغههایی دارید که مطرح کردهاید و این موضوعی است که شما در این زمینه قطعاً بیشتر توضیح خواهید داد. بیش از این وقت شما را نمیگیریم و شنونده گفتههای شما هستیم.














سلام
دلم برای میر حسین تنگ شده
لطفا یک عکس جدید خبری از ایشان بگذارید.
آقای خاتمی شما در امتحان حمایت از حق و ایستادگی برابر ظلم مردود شدید. متاسفم.
آقای خاتمی عزیز، تورا به خدا دیگر دست از این نصیحت ها و کلی گویی ها بردارید. در حالی که دیگر نه از اسلام، نه از مملکت، نه از آزادی چیزی باقی نمانده شما می فرمایید این اتفاقات دستور مقامات بالا نیست. یعنی می خواهید حاکمان را تطهیر کنید و گناه را گردن چندتا آدم خودسر بیاندازید. مگر ممکن است اتفاقی در این مملکت بیافتد و آقایان حاکم بی اطلاع باشند و نتوانند آنرا کنترل نمایند. مگر مملکت ملوک الطوایفی است. به علاوه شما تا کنون چقدر از این نصایح تان و دعوتتان به رعایت قانون اساسی نتیجه گرفتید که همچنان ادامه می دهید. خوب اگر کاری از دستتان برنمی آید( که نمی آید) دیگر آقایان دیکتاتور را تطهیر نکنید و به دل مردم هم خون نکنید. بگذارید با غم ها و گرفتاری های بی نهایت خود تا روز غلیان و سر دادن ندای سبز آزادی دیگری سر در گریبان داشته باشند.
امام گفت مبادا انقلاب به دست نا اهلان بیفتد به نظر من الان انقلاب به دست نا اهلان افتاده.
اقای خاتمی شما واسه ملت ایران دیگه زنده نیستید
شما مردید…
ياد دولت خاتمي و موسوي به خير
واقعا در این شرایط به شدت اسفبار و بغرنج مملکت، کلمه عزیز باید چه کار کرد؟؟!! باید دست رو دست گذاشت و نظاره گر بدبختی و فلاکت روزافزون مردم بود؟؟!! کافیه یه چرخی تو خیابونا بزنید.مردم به طور جدی … شدن و نمیدونند به دنبال چی هستند!!
نه! اون عکسی را بگذارید که آقای خاتمی شال سبز را بر کردن میرحسین ما می اندازد.
درود بر خاتمی
با سلام
حرفهای این آقا را بایستی در راستای تحرکات انتخاباتی مجمع تحلیل کرد ! اصولا بی عرضه گی ایشان و وزرای مربوطه ایشان بود که سرکوب را به عنوان یک رویه به دانشگاه تحمیل کرد .
مرگ بر هرچی فتنه گره از خاتمی تا موسوی # اگه مردید این کامنتو نگه دارید و حذف نکنید # باید جنبه انتقاد داشته باشید # اگه بردارید کامنتمو مرد نیستید شیر پاستوریزه اید
فقط فقط فقط فقط خاتمی
درود خدا بر خاتمی عزیز
درود بی پایان بر خاتمی عزیز و یاد دوران پر افتخارت علیرغم سنگ اندازیها به خیر ولی مردمی که به کتک بزن بچه هایشان رآی دادند باید حسرت دوران خاتمی را با آه و ناله یاد کنند و کسانیکه قدر خاتمی را ندانستند در آینده فرزندان آنها از خاتمی همچون امیر کبیر یاد خواهند کرد.
الآن هم بزرگتر و مقبول تر و ملی تر و آزاده تر از خاتمی سراغ نداریم.
آقای خاتمی چون خاری در چشم اصولگرایانی است که امروزه در حال بد مستی هستند.
سیدمحمد خاتمی در ادامه گفت: بنده معتقد نیستم که این تصمیم، تصمیمی است که از بالا گرفته شده باشد. واقعا سطوح بالای کشور از اینکه یک انجمن اسلامی قانونی، سابقه دار شناخته شده یک نشست بگذارد نگران نمی شوند و جلوی آن را نمی گیرند.
تعطیل کردن ده ها انجمن اسلامی به اراده چه کسانی بود؟ در مورد انتخابات 88 نظرتون چیه آقای خاتمی؟ خواست کی بود که رای مردم دزدیده شد؟ واقعا متاسم که به تطهیر چهره ناپاکان می پردازید.
آقای خاتمی واقعن شما مظلوم دوران هستید. هم دشمنان شما، آگاهانه شما را مورد حمله قرار میدهند هم دوستان نادان. اما بدانید که درصد قابل توجهی از مردم هم شکرگزار وجود پر برکت شما و زحمات گرانقدر شما برای نجات ایران و کمک به مردم و برپائی حکومتی پاسخگو هستند. از درگاه احدیت برای شما اجر و صبر فراوان و همچنین سلامتی خواستارم.
“سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه “ما اصل اسلام و انقلاب را قبول داریم و سربلندی ملت و پیشرفت کشور را می خواهیم” تصریح کرد: بین شیوه و روشها اختلافهایی وجود دارد؛ کسی معتقد است با گرفتن و زدن و بستن، اسلام و انقلاب حفظ میشود و کسی این سیاست ها و روش ها را مخالف با مصلحت اسلام و کشور می داند و با تغییر روش موافق است تا اصل انقلاب محفوظ بماند. اما همه می توانیم به اصل مشترکی برسیم.”
– این “ما” کیست؟!
– شما(روحانیون) حتی روی مفاهیم اسلامی هم توافق ندارید. وهرجاکه “صرف کند”، ازحرف وحدیث ویقولونه استفاده می کنید.
– چون “حفظ اسلام” هدف نهایی شماست، آنهم همان اسلامی که برسرمفادآن متفق القول هم نیستید، کشور ومردم رابرای حفظ آن به قمارگذارده اید.وازقوانینی که خودتان مدون کرده ایدهم عدول می کنید.نهایتا” وضعیت بدانجا رسیده است، که کشور وجمهوریت بحال خودرها شده و اسلامیت نیز،سردرگم، به راه خود می رود.دیگر ،حال کشور، که چه حاجت به بیان است.
– بله، همانطور که گفتیدهردوگروه، اصلاح طلب واصول گرا هدفتان “حفظ اسلام وانقلاب”است، ولی روشهایی که برای رسیدن گزیده اید، متفاوت است یکی علیه خشونت ودیگری له خشونت است.
این ساده لوحی است که بیاندیشیم، این دو گروه متضاد دراندیشه، به خصوص که آن دیگری نیز،هرگز قادر به درک بجران فعلی حاکم برکشور نیست ویا جاهلانه با مدد ابزارضرب وزور ،برای حفظ قدرت خود،ازهیچ جنایتی کوتاهی نمی کند، قادرباشند،
“به اصل مشترکی” برسند. مگر آن که این “اصل” چیزی دیگر باشد که ما ازآن بی اطلاعیم.
– اززمان انقلاب، سی وچند سال می گذرد،نمی توان با شعارهای آن زمان، نسل جدید ومردمی که زمانی حاضر به حبه جان ومال خود بودند، راباری دیگر جذب کرد. به خصوص که، “خروجی های” این نظام درحال حاضر چندان جذاب، دلگرم کننده، امیدوارکننده وازاین دست صفات نیست. نسل جدید، نسل قبلی را به خاطر تصمیم گیریهای مقطعی و چشم پوشی بر جنایاتی که درگذشته روی داده است زیر سئوال برده وخواهد برد.لازم به ذکر نیست که،اصولا”،خشونت، هرج ومرج وحرافی وشعارو گذافه گویی و لات منشی جای برنامه وصول وعلم ومعرفت روز… را گرفته است.
حالا کجای این انقلاب تمام شده وهدررفته رامی خواهید حفظ کنید بگویید ماهم بفهمیم؟!اجالتا” این مملکت را ازمنجلابی که افتاده نجات دهید، اسلام را مردم اگر تمایل داشتند حفظ خواهند کرد. بگذریم که ،آنهم،به کسی ارتباطی ندارد که ارتباط خودرا با خدای خود چه گونه حفظ می کنند.
حرف آخر اینکه،زمانه دیگر زمانه شعاردادن نیست، اگر قادر به انجام کاری کارستان نیستید،لطفا” مرحمت کرده مارا مس کنید، چون از طلا گشتن هم پشیمان گشته ایم.
چه کرده اند که خاتمی هم به فغان آمده است . وقتی که خاتمی بگوید قانون اساسی وحی منزل نیست و میتوان آن را تغییر داد ، معلوم میشود که شدیدا نگران سرنوشت کشور است .
واقعا زیبا و دلنشین بود.مرسی جناب خاتمی.یاد انشاء های دوره راهنمایی افتادم.راستی آقای خاتمی حال میرحسین عزیزچطوره؟؟؟
کلمه حداقل تو به حرفای ایشون عمل کن وسانسورنکن.ایشون دیگه جرأت نداره حتی اسم میرحسین وکروبی رو بیاره.خداااااا بکشمون خلاص شیم.دلم واسه صدای مهربون میرمظلوممون تنگ شده.خدا پدرکوفیان روبیامرزه.چقدر الکی بهشون سرکوفت میزدیم!!
سید بزرگوار و محبوب . سلام. این سخن که معتقد نیستید این تصمیم از بالا گرفته شده باشد، مقرون به صحت نیست. چرا که قرائن برای مردم خلاف آن را نشان می دهد.
رهبر ضد آزاد اندیشی خود دستور حذف اتفاقا علومی را از دانشگاه داده است که اساسش بر آزاد اندیش و آگاهی در بستر زمان و مکان است و چرا این خط را اذنابش دنبال نکنند و چرا وی برآن صحه نگذارد؟ و از قضا قهرمان تز خودی و غیر خودی جناب نا مبارک رهبر خودی هاست. و مگر شما شک دارید که انجمن های اسلامی امروز از افکارو آرای خامنه ای به حتم پیروی نمی کنند. اگر این غیر صالح برایشان مطرح می بود می بایستی در چند سال لا اقل یک بار نشستی با وی داشته باشند . انجمن ها به تجربه دریافته اند او ناصح و خیر خواه اسلام و انجمن های اسلامی نیست .اگر هنوز هم نامی از اجمن اسلامی برده می شود نه به خاطر این است که حاکم دژم اندیش مستبد آن را می پزیرد ، به خاطر آن است که برحورد با انجمن اسلامی با مخالفت های جدی برخی از بدنه کارگزارانش مواجه خواهد شد. او هنوز به عنوان رهبر مسلمین احتیاج دارد . هنوز مانده که اعلام کند من به ین شما کاری ندارم و فقط می خواهم حکومت کنم. خاتمی عزیز شما هم از خودی های این پلید نیستید. برخورد آشکار با شما برای این بیدادگر هزینه سنگینی به ارمغان خواهد آورد که تصور پرداخت این هزینه لااقل در امروز که مهار فرهنگ و اقتصاد و سیاست زاهم گسسته است ، بسیار سخت می نماید. با کماال احترام و عرض مودت ، ما باشما در موضوع مطلع کلامتان موافق نیستیم. زنده و پایدار و عزیز باشید.
اقاي خاتمي نترسيده كه همچننين بيانيه هايي ميده نميترسه مثله مهندس در حصر بره (حماسه ساز دماوند هم بعضي اوقات كارهايي انجام ميده
این است سواد و بینش رییس جمهوری که دنیا به او احترام گداشتند
درود بر سید آزاده و اندیشمند خاتمی عزیز
هیچ کس مثل اقای خاتمی نمی توانست چنین ضربه ای به جنبش سبز بزند.
محافظه کاریه نا بجا .
اگر ایشان هم مثل میر و شیخ عزیز موضوع واحد داشتند وضعمان این نبود.
علی said:
آقای خاتمی شما در امتحان حمایت از حق و ایستادگی برابر ظلم مردود شدید. متاسفم.
من هم یا این نظر موافقم.
جناب خاتمی؛ این رویه ایست که در دولت شما برای ریشه کنی اش نه تنها تلاشی نشد بلکه به سرکوب ها ختم شد، به گفته دوستان، شما دیگه حناتون رنگ نداره!!!
آقای خاتمی هنوز بر عهدی که با شما و دوستان شما(آقای میر حسین موسوی) بستیم پایبندیم.
و در انتخابات آتی منتظر حضور سبزتان خواهیم بود.
درود بر سید بزرگوار و آزادی خواه ایران.
اقا جواد معنی انتقاد روهم ازشما یادگرفتیم
ممنون آقای خاتمی که در این فضای مسموم هنوز مانده اید و شریف و سبز هم مانده اید.
درود بر خاتمی این انسان خردمند دانا، ادیب فرهیخته ،نواندیش پارسا و ….و بهترین رئیس جمهور ایران . ایشان کجا و این دروغگوی کمدان کجا !!؟ . باید زیادی ارمانگرا نبود . بی اشتباه فقط خداست . درود بتمام زندانیان سیاسی ایران ، درود بر کروبی و میرحسین و نبویها ، تاجزاده ها ،قدیانی ها ،سحرخیزها و ……
در شرایط بحرانی و دشوار امروز ایران
اگر حاکمان ایران هنوز فرصت آن را داشته باشند
با اتخاذ اندکی عقلانیت ، کمی زاویه حرکت خود را به سمت نابودی خودشان و زیربناهای کشور تغییر دهند
شاید ، شاید هنوز اندک فرصتی برای جبران و بازگشت داشته باشند
در این شرایط پیچیده تقاضا و درخواست حکومت از افراد با درایت و هوشمندی چون عبدالله نوری برای کمک و یاری ، ممکن است برای نجات کشور و گرفتار نشدن در بحران و آتیه ای شبیه به سوریه مفید باشد .
مرگ بر ديكتاتور مذهبي و هرچي بسيجي يه اين كامنتو هم لطفا حذف نكنين
کلمه: این هم حذف نشد. ولی لطفا کمک کنید که اینجا فضای بحث سالم باشد. با مرگ بر و درود بر، آن هم در این کامنت ها، هیچ اتفاق خوبی نمی افتد.
5شنبه رفتیم قیمت دستگاه گرفتیم برای اینکه در این شرایط “ناسالم” تولید کنیم و عده ای اشتغال و …
امروز 20/6/91 میگن چون بانک مرکزی بی عرضه است چون وزارت اقتصاد بی شعور است چون دولت غصبی و ناتوان است درنتیجه “دلار” هرروز بالاتر میره و امروز 2700 شده لذا قیمتهای روز 5 شنبه بی اعتبار است …! (5شنبه دلار 2200 بوده) یعنی ما باید 30میلیون تومن اضافه تر بپردازیم این یعنی اقتصادمقاومتی !!! این یعنی “تحریم ها اثری ندارد” !!! و این یعنی عدالت علوی !!!
خیلی از این خبر دلم گرفت…
یاد روزهائی از دولت خاتمی افتادم که از اول سال تا آخر سال دلار روی 800 تومن گیر کرده بود و این یعنی اقتدار توانمندی شعور و هنر یک دولت.
ثبات یعنی این . دولت اسلامی یعنی این . عدالت محوری یعنی این و …
البته اکثریت ملت ما نفهمیدند و الآن چوب اون نفهمی را همه داریم میخوریم !!! ولی تأسف اینکه بیشترین چوب را خودخاتمی موسوی کروبی نبوی تاجزاده و … میخورند و … (هنوزهم عده ای که ظاهرا نام طرفدارجنبش سبز را دارند ولی مفهوم اصلاحات و جنبش سبز رانفهمیده اندبا حرفهای نسنجیده باعث آلودگی فضامیشوند)
دوستان عزیز چرا اینهمه عملکرد و حرکتهای عمیق دولت خاتمی را هنوزهم نمی بینید و فقط کار دولت اصلاحات را در چند بخش فرهنگی و دانشگاه و سیاسی خلاصه کرده و به آن پرداخته اید ؟! و عملکرد اصلی و بخش بزرگ کار دولت اصلاحات را در اقتصاد بزرگ کشور – سیاست تنش زدائی خارجی – ساخت و سازهای عمرانی – احیاء کشاورزی و خودکفائی گندم و … و هزاران کار دیگر را فراموش کرده و به آن نمی پردازید ؟!
بدبختی ما مردم ایران در این است که عقلمان به چشممان است دانشجو عزیز یک ملت است (من هم قبلادانشجوبوده ام) اما همه مردم یک کشور نیست . سطحی نگری را رها کنیم … یاد آن روزهای خوب بخیر
بیائید کاری عملی راه بیندازیم حرکتی عاقلانه و اجرایی . نمی دانم شاید ایجاد یک قطب اقتصادی – مالی راهی برای قدرت سخن گفتن با حاکمیت باشد ؟!
موقع حرکت است.
تا این رهبر و این قا نون اساسی و این باند حکو مت گر متحجر رانت خوار و اختلاس گر که حتی پیر شده اند و با بریچر راه می روند و از پست هایشان دست بردار نیستند هست
کشور روز خوشی را نخواهد دید مگر مردم خود شان یک فکر اساسی بکنند و یکباره دل به در یا بزنند و به خیا بان بریزند و بساط جهل ظلم استبداد و واپسگرائی را برای همیشه جمع کنند و به زباله دانی تاریخ بریزند و از هزینه ان هم نهرا سند . البته این کار خواهد شد دیرو زود دارد سو خت و سوز نخواهد داشت
مرحوم بازرگان به شاه گفته بود ما اخرین گرو هی هستیم که با زبان نرم به شما انتقاد می کنیم .پس از ما روشن نیست که به چه سر نوشتی
شما و کشور دچار خواهید شد .به گوش شاه و دور بری های مستبد و دزدش نرفت .با این همه شهید و خسارت جانی و مالی و انقلاب با یک شاه
دیگری بد تر از شاه به نام ولایت مطلقه جهل دو باره مواجه شدیم .البته تاریخ دو باره باز تکرار خواهد شد. و وای بر کسانی که از تاریخ درس نمی گیرند
درود بر موسوی درود بر خاتمی
درود بر موسوی
سلام بر کروبی
زنده و پاینده باد خاتمی
سلام و درود خدا بر بزر گ مرد اصلاحات دکتر سید محمد خاتمی نا جی ایران از بحران ها
به خاتمی بگوئید ایران در خطره به خاطر خدا سکوت را بشکن
اقای جواد اتفاقا سایت تحمل انتقادهای شما را دارد چون از درون حرفتان پوچ است وبازخورد منفی ندارد .اما امثال من حرفهایمان در ج نمیشود
که می خواهیم از خشونتی که بر سر مخالفین حکومت اوردند صحبت کنیم حذف میشویم
به هوشیار:
نوشتید:”یاد روزهائی از دولت خاتمی افتادم که از اول سال تا آخر سال دلار روی ۸۰۰ تومن گیر کرده بود و این یعنی اقتدار توانمندی شعور و هنر یک دولت”
-آنروز که دلاربه ٨٠٠تومان رسید،هیچ کسی متوجه نشد ونپرسید که چرا باید دلار ٧٠و١٥٠ریالی ..، سه هزار ریالی چرا باید به ٨٠٠تومان برسد؟!چرا باید اساسا” چند نرخی باشد؟! زمانی هر فردی که دارای گذرنامه می شد می توانست به میزان مورد نیازارز درخواست کند. بسیارافرادی بودند که به اینطریق تحصیل کردند، هزینه معالجه خودرا پرداختند، تجارت کردند، ازآن گذشته،سالها بحثی از تنوع نرخ ارز نبود. وقتی ارز به ٨٠٠تومان رسید ظرف مدت کوتاهی تبدیل به ٩٠٠٠ریال شد، احدی اعتراض نکرد.این کجایش نشان از قدرت وتوانمندی دارد؟!
-نوشتید،دوستان عزیز چرا اینهمه عملکرد و حرکتهای عمیق دولت خاتمی را هنوزهم نمی بینید.
باید گفت که آنزمان که آقای خاتمی درمصدر ریاست جمهوری بود،امتحان خودرا پس داد و نشان داد که قادر نیست درمقابل “حرف زور” رهبری بایستد ودرکنارملت قرارگیرد.
-گفتید،”…دانشجو عزیز یک ملت است (من هم قبلادانشجوبوده ام) اما همه مردم یک کشور نیست . سطحی نگری را رها کنیم…”
برای شما باید ازتاریخ بگویم، که مبارزات دانشجویی درکشور تازه گی ندارد، یک نمونه ازآن،به رگبار بستن دانشجویان دردانشگاه تهران است. دانشجویان قدم به قدم درکنار مبارزان انقلابتان بودند. بسیاری ازهمان کسانی که سفارت امریکارا اشغال کردند، دانشجویانی بودند که بعدها مصدرکارشدند وشما،ناآگاهانه، آنهارا به خاطر فعالیت هاشان در “دوره اصلاحات” تمجید می کنید.دانشجویان همین چندسال پیش ازدیوار خوابگاهشان به پایین پرتاب شدند، همین چندسال پیش همراه جمعیت معترض خواهان احقاق حقوق حقه خودشدند.اگر شما آنان را نفی می کنید، اصل انقلابتان، ومسئولین قبلی وفعلی وآتی را نفی می کنید وخواهیدکرد.
ازآن گذشته،دانشجو فقط “دانشجو” نیست واتفاقا” اگر همه کشورنباشد، قسمت بزرگی ازآن است. چرا؟!دروهله اول،او سرمایه این مملکت است، وحجم زیادی ازمنابع کشوربرای حفظ این سرمایه مصرف می شود.
و بعد آنکه، یک دانشجو، عضوی ازیک خانواده(کارگری،یا کارمندی،بازاری، مذهبی، غیرمذهبی…،شمالی، جنوبی، شرقی وغربی…)است.اووخانواده اش درامرتولید کالا وخدمت نقش دارندوخود مصرف کننده نیزهستند. هزینه ای که او می پردازد، موجب بقای ویا عدم بقای یک مکان فرهنگی است. او وفرزندانش سکاندار اداره کشوردرآینده هستند. این رهبر، ورئیس جمهورو بقیه اقلام ریز ودرشتشان، وحتی این آقای خاتمی درآینده حضور نخواهند داشت که با مشکلات وسختی های نشات گرفته از تصمیمات گذشتگانشان کلنجارروند.
این نظام هم بخوبی این معنارادریافته است، و به این دلیل است که تمام زوروقدرت خودرا درمهارآنان بکاربسته و درحال تبدیل دانشگاهها ودانشجویان به عناصری خنثی وبدون مغز وتفکرواندیشه است.
هنگامی که مردم را متهم به فراموش کاری یاسطحی نگری می کنید، دوبارفکرکنید.شاید شما هم “مواردی” را درافکاروانتظاراتتان درنظرنگرفته اید.کارعملی وپیشنهاد خودراهرچند خام ارائه دهید، همان مردم ودانشجویان برروی آن تفکر خواهند کرد.
مستدام باشید.
تو برو رای بده……………
ساعت خواب آقای خاتمی کشور داره از دست میره اسلام که چ عرض کنم.
زنده باد خاتمی -اون آقایونی که می گن در زمان آقای خاتمی آزادی نبوده همون افرادی هستند که سایتاشون با سانسور همه نظرات فقط اونایی که به کارشون میادو پخش می کنن .دوران دموکراسی در ایران با رفتن اصلاحات هم رفت
از سایت کلمه میخواهم یکبار دیگر نمودار قیمت دلار را در سالهای پس از انقلاب نشان دهند علی الخصوص در ابتدای دوره اصلاحات و انتهای آن. لطفاً .
میر حسین علاقه ای به حکومت و قدرت نداشت بخاطر این نزد مردم عزیز شد ولی متاسفانه آقای خاتمی و دیگرانی که در دوران اصلاحات بدنبال مقام و منصب بودند (و در این دوران سخت هیچ هزینه ای نداده اند ) نزد مردم ارج و منزلتی ندارند!!
به کلمه:
لطفا” اگر می خواهید نرخ دلار را درسنوات مختلف نشان دهید، حداقل ازیکسان قبل ازانقلاب شروع کنید.بخاطر دارم مطلبی دراین خصوص داشتید.
محبت کنید، درکنار نرخ ارز، درآمد ارزی دولت را درهمان سنوات نیز ارائه دهید که تعریف بهتری باشد.
نظام در انتخابات جدید باید فردی را انتخاب کند که یک چهره بین المللی نیز داشته باشد تا بتواند مخاطرات خارجی ایران را کاهش دهد ولی آقای خاتمی شما در زمان ریاست جمهوری خود این چهره بودید و خیلی از تنش های نظام را کم کردید و در زمان ریاست خود بر تمام امور احاطه داشته اید دولت شما بسیار منظم و بر مبنای مدیریت علمی دانشگاهی و متفکرانه اداره می شده است روی حرکت و پیشرفت را از شما گرفتند اما شما نیز می خواستید همه گروه های جامعه را راضی نگهدارید برای همین خیلی ها که توقعات بسیار بالاتری داشتند این نظرات شما را نپذیرفتند . از نظر من موفقیت همراه شما بود ولی شما به خوبی از آن استفاده نکردید .
فقط زمانی که لباس روحانیت خود را به زمین بگذارید می توانید یک چهره قدرتمند انتخاباتی بشوید و در غیر این صورت برای هر طرف انتخابات که باشید یک مهره سوخته به حساب می آیید .
مردم از یاد نخواهند برد که صاحب هر چیزی که شده اند در زمان اقای خاتمی بوده مسکن -ماشین و کسب و کار مناسب را همه این مرد بزرگ برای مردم فراهم کرده اگر حرفی از مردم شنیده نمیشود بخاطر این واقیعت است که در زمانه ما باید بد را خوب و خوب را بد بدانیم در غیر این صورت بهای گرانی دارد .
زنده باد خاتمی