بودجه بازسازی روستاها در آستانه انتخابات 88 کجا خرج شد
چکیده :یار و همراه دیروز احمدی نژاد که اکنون در مجلس است، از این واقعیت پرده برداشته که دولت احمدی نژاد از اواخر سال 87 و چند ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری دهم، ردیف بودجه ای را که به بازسازی خانههای روستایی و بیمه روستایی تعلق داشت تا هر بار تلفات زلزله در کشورمان اینقدر گسترده نباشد، خرج وعده های تبلیغاتی کرده و حالا میگویند: بودجه کم است و پولی برای تخصیص این ردیف بودجه روستایی وجود ندارد!...
کلمه – گروه اقتصادی: سید مهدی هاشمی از یاران نزدیک احمدی نژاد در سال 84 و پس از آن بود. او علاوه بر آنکه گزینه مورد نظر احمدی نژاد برای وزارت رفاه بود، در دولت نهم معاونت عمران وزارت کشور و ریاست سازمان شهرداریها و دهیاریها را برعهده داشت و مدتی هم سرپرست وزارت کشور بود.
به گزارش کلمه، این یار و همراه دیروز احمدی نژاد، که مانند بسیاری دیگر پس از چندی از او جدا شد و به صف منتقدان پیوست و اکنون هم به مجلس نهم راه یافته و در کمیسیون عمران حضور دارد، در آن سالها وعده ها و سخنانی را درباره عدالت گستری دولت به ویژه در روستاها مطرح می کرد که تیتر بسیاری از روزنامه های حامی دولت بود.
اکنون اما هم او در مصاحبه ای با هفته نامه تجارت فردا از این واقعیت پرده برداشته که دولت احمدی نژاد از اواخر سال 87 و چند ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری دهم، ردیف بودجه ای را که به بازسازی خانههای روستایی و بیمه روستایی تعلق داشت تا هر بار تلفات زلزله در کشورمان اینقدر گسترده نباشد، خرج وعده های تبلیغاتی کرده و حالا در این سه سال و نیم، هر بار که متصدیان روستایی خواستار تخصیص این ردیف بودجه در قالب وامهای کمبهره شدهاند، جواب شنیدهاند که بودجه کم هست و پولی برای تخصیص این ردیف بودجه مهم روستایی وجود ندارد!
هاشمی که رئیس سابق سازمان شهرداریها و دهیاریهای دولت نهم بوده، علاوه بر اشاره به اینکه از قبل از انتخابات سال 88، ردیف بودجه مدیریت بحران دیگر اختصاص داده نمیشود، خاطرنشان کرده: بعد از مدتی هم ردیف اسماً در اختیار وزارت کشور اما رسماً خرجکرد آن در اختیار نهاد ریاستجمهوری قرار میگیرد و این نهاد، آن را برای اولویتهای دیگر روستایی در سفرهای استانی خرج میکند. اولویتهایی که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا حیاتی. گزیده سخنان او که در خبرآنلاین آمده، نشان میدهد که چگونه سوء مدیریت و خاصهخرجیهای تبلیغاتی دولت، به بهای جان شهروندان تمام میشود:
* روستاها برای آغاز بازسازی نیاز به یکسری زیرساختها داشتند. دهیاری در روستاها وجود نداشت. ابتداییترین نیاز روستاها آب و خدمات درمانی بود که تامین همین سه موضوع وقت بسیاری را برای شروع کار گرفت. ما در سالهای ابتدایی شروع به کار یعنی از 84 تا اواخر 87، 10 هزار روستا را دارای دهیاری کردیم. این تشکیلات برای آغاز اجرای طرح جامع روستایی لازم بود. طرح جامع روستایی در عمل بازسازی اصولی روستاها را در پی داشت. مشکل اصلی زمانی آغاز شد که دولت ردیف مدیریت بحران را از وزارت کشور گرفت و آن را مستقیم به نهاد ریاستجمهوری برد. عملاً میتوان گفت که از سال 88 به این سمت، ردیف مدیریت بحران را حذف کردند.
*دولت در نظر داشت که اولویتهای بودجه تغییر کرده است. نمیخواهم تقصیر را هم به گردن آقای نیکزاد بیندازم. چون دوره ایشان بسیار کوتاه و به نوعی دوران گذار بود و عملاً وقتی برای برخی پیگیریها را نداشتند. چون در فاصله کوتاه مدتی پس از ریاست سازمان شهرداریها و دهیاریها به عنوان وزیر جدید آغاز به کار کردند. اما به هر حال واقعیت این است آن ردیف مدیریت بحرانها که به جد تلاش کردیم و برای دادن تسهیلات برای بازسازی خانههای روستایی در بودجه وزارت کشور آورده بودیم، بعد از سال 88 به طور کامل حذف شد. اوایل دلیل این بود که میگفتند کمبود بودجه هست و تخصیصها در سال 88 کمتر از میزان مصوب مجلس شده اما این روند در سال 89 و 90 هم عملاً ادامه پیدا کرد. از ظواهر امر هم پیداست کل این ردیف را در اختیار نهاد ریاستجمهوری قرار دادند تا طبق نظر مستقیم معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی آنجاهایی خرج شود که بیشتر خود نهاد مایل است.
*چون خودم رئیس سازمان شهرداریها و دهیاریها بودم، این حرف را نمیزنم. اسنادش موجود است. آن موقع دولت میگفت اولویتم خدمترسانی به روستاهاست. ما ردیف مدیریت بحران را هدفمند کردیم. پیگیری اصلی هم بافت فرسوده و قدیمی و سنتی روستاها بود. این بودجه مدیریت بحران را به صورت یارانه، به وامهای ساخت و ساز روستایی میدادیم تا روستاییها تشویق شوند با این وامهای کمبهره، ساخت و سازهایشان را شروع کنند. از آن طرف هم دهیاریهای جدید تاسیس کرده بودیم که در تدوین برنامه جامع روستایی کمک میکردند و در تامین مصالح برای ساخت و ساز و همچنین رعایت اصول ایمنی در ساخت و سازهای روستایی. انصافاً کار حرفهای و مهندسیشدهای را شروع کردیم تا حداقل در یک بازه زمانی هشتساله بتوانیم تمام بافتهای قدیمی را نوسازی کنیم. از طرفی از همین ردیف بودجه مدیریت بحران برای بیمه خانههای روستایی استفاده کردیم.
*اولویت برخی مناطق محرومتر بودند. روستاهای دورافتاده و مناطق بسیار محروم. اما به هر حال قرار بود اگر برنامه ادامه پیدا کند همه روستاها را دربر بگیرد. من دیگر به تدریج از سازمان شهرداریها و دهیاریها و وزارت کشور به دلیل وظایف بیشتر فاصله گرفتم اما در جریان بودم که دولت سال 88 به نوعی نشان داد دیگر این موضوع در دستور کار نیست. اوایل ردیف در بودجه بود. یعنی نمیشد اعتراضی هم رئیس جدید سازمان شهرداریها و دهیاریها بکند. چون طبق قانون بودجه ردیف را از آنها نگرفته بودند اما پول این ردیف، جای دیگری خرج میشد. ابتدا موضوع را عدم تحقق بودجه و لذا عدم تخصیص عنوان کردند بعد هم که مشخص شد کل اعتبارات این بخش را از لحاظ خرجکرد و مدیریتی به نهاد واگذار کردهاند.
*اگر قرار بر وام و یارانه بازسازی باشد که باید زیر نظر وزارت کشور باشد. وقتی پول میرود که توسط نهاد ریاستجمهوری خرج شود، یعنی میخواهند به روستاها بدهند اما موضوع خرجکردش فرق کند. مثلاً سفرهای استانی یا برخی امتیازات دیگر به روستاییها مانند کمک نقدی و یا کمکهای دیگر. به هر حال از سال 88، طرح احیای بافت فرسوده روستایی تقریباً نیمهتعطیل شد. بیمه خانههای روستایی هم همینطور.
*باید دیوان محاسبات یا هر نهاد نظارتی دیگر بررسی کند که این پولها کجا خرج شد؟ به هر حال اسم ردیف مشخص بود. مدیریت بحران. حالا باید دید این ردیف در 88 و بعد از آن کجا خرج شده و آیا برای مدیریت بحران بوده یا نه؟ در مورد نیکزاد هم گفتم قضاوتی نباید کرد. چون ایشان عملاً نتوانست در دوره کوتاهمدت روی کارهای سازمان شهرداریها و دهیاریها سوار شود.
*این انتقاد را ما هم به وزیر وارد کردیم که به عنوان وزیر مسکن، به مناطق نرفت. باید میرفتند. 48 ساعت تا سفر به عربستان وقت داشتند و حداقل حضورشان در ساعتهای اولیه و رویت میزان خرابیها میتوانست بسیار کمک باشد. اما متاسفانه این اتفاق رخ نداد. حالا هم تصور میکنم که ایشان باید یک برنامه مدون داشته باشند برای بازسازی مناطق زلزلهزده؛ زلزله تبریز با بم بسیار تفاوت دارد و سرمای زودرس به وزیر مسکن اجازه نمیدهد که بتواند با خیال آسوده و فرصت چندماهه به فکر بازسازی باشد. تنها امیدوارم که ایشان از تجربههای سازمان شهرداریها و دهیاریها استفاده کنند. از دهیاریها و وزارت کشور کمک بگیرند و برای بازسازی حتماً طبق برنامه جامع روستایی عمل کنند.
* اینکه 45روزه، بنیاد مسکن آنجا خانهسازی کند، تصور کنیم که این وعده تنها برای این بود که مردم از لحاظ روحی کمی آرام شوند. مسلماً اینطور نیست. اما میتوانند سولههایی را در این مناطق روستایی تعبیه کنند تا حداقل مردم زیر یک سقف بروند. به هر حال وسعت زلزله و تعدد روستاها، نشان داده که نمیتوان حتی یک روز را عقب انداخت. تصور میکنم کمبود بودجه نداریم اما شرایط به گونهای نیست که یک خانه مهندسی روستایی را تنها در یک دوره 45روزه یا دوماهه ساخت. به هر حال من تجربه سازمان شهرداریها و دهیاریها را به عنوان یک مقام دولتی دارم. الان نماینده مردمم. یعنی به هر حال از یک خواستگاه متفاوت. هم روحیه دولت آقای احمدینژاد را میدانم. هم روحیه و توقعات مردم را در چنین شرایطی. مطمئناً الان دیگر دوران شعار نیست. در شرایط کنونی یک روستایی حاضر است دلش به قول ساخت دوماهه خوش نباشد اما برای اول مهر یک سوله یا کانتینر پیشساخته داشته باشد تا چادرش زیر برف و باران با بحران جدیدی مواجه نشود.














پس قاتل عمومی کشتگان زلزله اخیر است!
یکماه پیش اومدن به بهانه تغییر و تعویض لوله آب شرب ساکنان سه روستا از توابع ک و ب حفاری کرده و پیمانکار لوله های جدید رو کارگزاری کرده ولی بدلیل عدم پرداخت هزینه های انجام گرفته ،پیمانکار طرف قرارداد از ادامه پروژه سرباز میزند و اعلان کرده تا میزان مطالبات را آبفای روستایی پرداخت نکنند پروژه بهمین صورت ناتمام خواهند ماند و مسولان شهرستان هم با بی توجهی به نظاره نشسته اند .
تبری جستن از احمدی نژاد در ماه های پایانی ریاستش سودی برای شما ندارد. همگی در جنایاتش شریک هستید
هیچی پولی که قرار بود خرج مقاومت سازی روستا در برار زلزله بشه خرج تبلیغات انتخاباتی احمدی نژاد شد
دهیاری های شما را هم دیدیم. از مردم اول 2 میلیون می گرفتید تا بعد به حرفهایشان گوش کنید. این سازمان دهیاری هم قلک دولت بود. کجا به وضع روستاها رسیدگی شد؟ فقط پول از روستایی گرفتید و ریختید به یک صندوقی که نفهمیدیم کی خورد.
باید مردم خودشان به فکر خودشان باشند هیچ قدرتی و حکومتی برای آنها دلسوزی نخواهد کرد در این زمان همین مردمی که خودشان دلشان برای خودشان می سوزد دولتهای خوب و زمامداران خوب انتخاب می کنند ولی اگر بفکر نباشند وضعیت همین طور می ماند .
یعنی همه درآمد این هفت سال را احمدی نژاد حیف و میل کرده است ، بدون مجوز شرعی ؟ مگر مملکت صاحب ندارد ؟ آنهم صاحبی مدیر و مدبر و صائنا لنفسه و مطیعا لامر مولاه .