شفیعی کدکنی: به جوانان حق میدهم از سنت دلزده باشند/ به فرهنگستان ادب اعتقادی ندارم
چکیده :یک نوع دلزدگی نسبت به سنت در ذهن جوانان ما هست که من نیز به آنها حق میدهم و معتقدم که جوانان باید در حرکت فرهنگی جامعه ما به سمت مدرنیته حرکت کنند. اما هر نوع حرکت بهسمت مدرنیته مستلزم شناخت درست از سنت است و هنگامی که با یک متن غلط روبهرو هستیم، نمیتوانیم از هیچکدام از علوم جدید و متجددانه ادبی در آن بهره بجوییم....
محمدرضا شفیعی کدکنی پس از مدتها سکوت بالاخره در مشهد لب به سخن گشود و از برخی مسائل جاری در حوزه فرهنگ و ادب انتقاد و بر لزوم توجه به سنت ادبی این دیار تاکید کرد.
به گزارش خبرآنلاین، این استاد 73 ساله دانشگاه که در حوزههای مختلفی از جمله سرایش شعر، نقد ادبی، پژوهش و تصحیح متون کارنامه پر باری دارد، اهل مصاحبه کردن نیست و معمولا کم در مجامع مختلف سخنرانی میکند.
شاعر مجموعههایی چون «در کوچه باغهای نیشابور»، «بوی جوی مولیان»، «هزاره دوم آهوی کوهی» و … که به تازگی از سفر آمریکا بازگشته، راهی مشهد شده بود تا در جلسه پیشدفاع دکترای سلمان ساکت شرکت کند.
این جلسه در محل کتابخانه قطب علمی فردوسیشناسی دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد و در آن شفیعی کدکنی در مورد مسائل مختلفی سخن گفت.
پرهیز شفیعی کدکنی از مصاحبه و سخنرانی باعث شد تا چندی پیش انجمن شاعران ایران برای راهاندازی شب «م. سرشک» (تخلص شفیعی کدکنی) فراخوانی را منتشر کند و از علاقمندان او بخواهد که با نگارش هزار نامه از این چهره مطرح ادبیات ایران بخواهند که در این مراسم حاضر شود و شعر خوانی کند.
«با چراغ و آینه» و «حالات و مقامات م . امید» آخرین آثاری است که از او منتشر شده است.
گزیده ای از صحبتهای شفیعی کدکنی به نقل از ایسنا بدین شرح است:
– خوشحالیم که همت بلند دکتر ساکت ختم به تصحیح آبرومند «کیمیای سعادت» غزالی میشود و امیدواریم که این روند ادامه پیدا کند.
– دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی متوجه عمل مخاطرهآمیز تصحیح متون است و میداند که یک تصحیح خوب، کار بسیار زمانبر و سختی است. امیدواریم که این تلاش ختم به این بشود که مخاطبان ادبیات شاهد یک تصحیح خوب باشند.
– در فکر جوانان، کار تصحیح، یک کار قدیمی است؛ اما امروز در دنیا بزرگترین مراکز پژوهشی مشغول تصحیح متون قدیمی از کتب افلاطون و ارسطو تا آثار نویسندگان قرن 20 که آثارشان دچار نقص شده، هستند و این نشاندهندهی اوج اهمیت این موضوع است.
-یک نوع دلزدگی نسبت به سنت در ذهن جوانان ما هست که من نیز به آنها حق میدهم و معتقدم که جوانان باید در حرکت فرهنگی جامعه ما به سمت مدرنیته حرکت کنند. اما هر نوع حرکت بهسمت مدرنیته مستلزم شناخت درست از سنت است و هنگامی که با یک متن غلط روبهرو هستیم، نمیتوانیم از هیچکدام از علوم جدید و متجددانه ادبی در آن بهره بجوییم.
-من به کسانی که فکر میکنند تصحیح متن یک کار سنتی و قدیمی است، یادآور میشوم که حرکت به سمت مدرنیته به جز از طریق شناخت منابع اصلی و سنتی ادبیات امکانپذیر نیست.
-کسی با اطلاعات و شناخت بدیعالزمان فروزانفر از ادبیات، تاکنون وجود نداشته است و همه به اشراف او به همه ابعاد ادبیات اذعان میکنند و مطمئنا تاکنون بهتر از او نداشتهایم.
-با این وجود، کسانی که شرایط تصحیح «دیوان شمس تبریزی» را دارند، این کار را بکنند و هنگامی که چنین اثری جای تصحیح مجدد دارد، سایر آثار به عبارت اولا جای تصحیح دارند.
– تصحیح کامپیوتری متون کار بزرگی است که میتوان انجام داد؛ زیرا کامپیوتر نه خسته میشود و نه عصبانی و خطاپذیری بسیار پایینی دارد و ما بایستی به صورت جدی از این مقوله بهره بگیریم.
– هیچ متنی برای ابد بینیاز از تصحیح نیست و هر کسی که آمادگی دارد، میتواند کارهایی را که من تصحیح کردهام، مجددا تصحیح کند؛ زیرا همه متون ادب فارسی نیازمند بازتصحیح هستند.
– شفیعی کدکنی با بیان اینکه به فرهنگستان ادب اعتقاد خاصی ندارد، گفت: اما این فرهنگستان بایستی رسمالخط ثابتی را مانند رسمالخط استاد مجتبی مینوی در تحریر «کلیله و دمنه» وضع کند؛ زیرا این رسمالخط با دقت خاصی تدوین شده است و با این کار همه میتوانند از آن استفاده کنند و معایب رسمالخط فعلی از بین میرود.














درود بر استاد ارجمند . ادم هنوز وقتی نام و یاد این بزرگان را در جایی می بیند دلش یکهو تکانی خورده و به اینده امیدوار میشود. هی روزگار چه بر سر ما اورده ای. کجا بودیم چه شدیم . ن.ب
با درود بر استاد کد کنی خو شحالیم که ایشان هنوز پا بر جا و مستحکم ایستاده اند و برای ادبیات غنی ایرانی سر مایه بزرگی هستند
سنت اگر خودش را با مدرنیته همساز نکند نا بودی ان قطعی است .دیرو زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد
آيا اين استاد گرانقدر زبان فارسي به دوستي با ياران خراساني اعتقادي دارند؟ راستي چرا بعد از بازنشسته كردن اجباري قريب تمام استادان دهه پنجاه اي در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، هنوز ايشان بازنشسته نشدند؟ آيا اينقدر دلبسته همكاران جديدالاستاد خود در دانشكده ادبيات هستند؟ جل الخالق
به جوانان و پیران و شما و خودم این حق را نمیدهم که سنت مصطفی ص را کنار بگذاریم!
اگر چنین کنیم خداوند رویش را از ما اعراض خواهد کرد. سنت پیامبر وحی ثانی و واجب الاتباع است
وای بر سرداران رانت و غارت که سیره امام صالحین امام تقوی س را به بخس مال دنیا فروختند و مردم و جوانان را گمراه کردند و در اغوش موج سواران غربی انداختند لعنت خدا دو چندان بر انها – خواهید دید این دنیای دون را هم از دست خواهند داد و این دلارهای قایمکی خریده شده از بانک مرکزی و این حقوقهای ملیاردی فوتبال شان و وامهای نجومی اشان دردی از دنیای فانی غده سرطانی از حرصشان دوا نخواهد کرد و خسروا الدنیا و الخره خواهند شد!
استاد ما هرچه می کشیم و هربلایی سرمان تا حال آمده، از دست این رفیق و همشهری ات است. خودت هم خوب میدانی.
کتاب کیمیای سعادت از اول تاآخر پراست از آداب مستراح رفتن
کلمه: چرا دروغ می نویسید؟ چرا زیر مطلب کامنت بی ربط می گذارید؟ آن وقت کامنت شما که منتشر نمی شود فریاد می زنید و مدام کامنت می گذارید که آی کلمه سانسورچی! لااقل یک بار این کتاب که می گویید را بخوانید و ببینید موضوع آن چیست. ناراحت هم نشوید اگر کامنت های بی ربط یا دروغین شما سانسور شد.
سخني با سايت كلمه
گيريم كتاب كيمياي سعادت: «از اول تا آخر پر از آداب مستراح رفتن» باشد، آيا بهترين واكنش در برابر چنين ادعايي، مميزي احتمالي سخن است؟ مگر كتاب نوشتن درباره مستراح رفتن عملي قبيح است؟ و امروز درباره بهداشت، سكس، استحمام و اندر فوايد مبال فرنگي رفتن، نويسندگان ممالك راقيه كم مي نويسند؟
كيمياي سعادت، نگارش غزالي عالم ديني و فقيه ايران ستيز (كليت فرهنگ پيشا ايراني، و شيعي) است كه نويسنده در آن مطالب اثر مهم خود احيا العلوم الدين را خلاصه كرده و شامل مباحثي در خودشناسي، خداشناسي، دنياشناسي، و آخرت شناسي است. متن کیمیا مانند احیاء به چهار رکن تقسیم شده: عبادات، معاملات، مهلکات و منجیات. و هریک ازین چهار رکن به ده اصل تقسیم گردیده. براي توصيف ارزشهاي اين اثر كه دكتر عبدالحسين زرين كوب در كتاب «فرار از مدرسه» و علامه جلال الدين همايي در «غزالي نامه» به تفصيل به آن پرداخته اند، پاره اي از سخنان غزالي در بیان چهار رکن مسلماني در كتاب مي نويسد: «و اما ارکان این معاملت مسلمانی چهار است: دو به ظاهر تعلق دارد و دو به باطن. آن دو که به ظاهر تعلق دارد:
رکن اول گزاردن فرمان حق است، که آن را عبادات گویند. رکن دوم نگاه داشتن ادب است اندر حرکات و سکنات و معیشت، که آنرا معاملات گویند.
و اما آن دو که به باطن تعلق دارد: یکی پاک کردن دل است از اخلاق ناپسندیده؛ چون خشم و بخل و حسد و کبر و عُجب و ریا، که این اخلاق را مهلکات گویند و عَقَباتِ راه دین گویند. و دیگر رکن آراستن دل است به اخلاق پسندیده، چون صبر و شکر و محبت و رضا و رجا و توکل، که آنرا مُنجیات گویند.»
كافي است اين پاره از سخنان را در كنار نوشته هاي عالمان مسلمان امروز در كلام يا فقه يا عرفان قرار دهيم تا به اهميت و توانايي ساده و استادانه نوشتن غزالي پي ببريم. در حالي كه امروز، به گزاف انواع لكنت زبان را در قالب سجع و تلميح و تقطيع و اشاره فرو مي بارند تا عادات معهود خود در فارسي نانويسي را ارضا كنند، غزالي به روشني زبان فارسي را با مقاصد ذهني خود در باب دين و اخلاق و عرفان آشتي داد.
کلمه: سخن در دروغ بودن ادعا و همچنین بی ربط بودن کامنت با مطلب بود. توقع نداشته باشید سخن دروغ و بی ربط بدون توضیح در سایت منتشر شود.