واکنش هاشمی رفسنجانی به اظهارات نماینده ولی فقیه در سپاه: این متحجران اول انقلاب هم بودند، حالا صدایشان بلندتر شده
چکیده :آیت الله هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ای با وب سایت متعلق به خود، که به نظر می رسد واکنشی صریح به سخنان روز قبل نماینده ولی فقیه در سپاه باشد، خاطرنشان کرد که متحجران و مخالفان جمهوریت و رای مردم در اول انقلاب هم بودند و با امام مخالفت می کردند، اما صدایشان به جایی نمی رسید ولی اکنون صدایشان بلندتر شده است....
کلمه: آیت الله هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ای با وب سایت متعلق به خود، که به نظر می رسد واکنشی صریح به سخنان روز قبل نماینده ولی فقیه در سپاه باشد، خاطرنشان کرد که متحجران و مخالفان جمهوریت و رای مردم در اول انقلاب هم بودند و با امام مخالفت می کردند، اما صدایشان به جایی نمی رسید ولی اکنون صدایشان بلندتر شده است.
روز گذشته علی سعیدی، نماینده رهبری در سپاه، در سخنرانی خود در یک مراسم رسمی نظامی که در «سپاه نیوز» ارگان رسمی سپاه نیز منتشر شد، مساله نقش مردم در حکومت دینی را یکی از چالشهای پیش روی نظام دانسته و عقیده وابستگی مشروعیت نظام به رای مردم را انحرافی نامیده بود!
نماینده ولی فقیه در سپاه گفته بود: برخی عقیده دارند مشروعیت نظام و همه مسائل در حکومت دینی از رای مردمی نشأت میگیرند، این یک انحراف است و قراردادهای اجتماعی نمیتواند منشأ عمل ما باشد… رابطه امامت، غیبت و حکومت در کنار اختیارات ولایت و همسانی آن با اختیارات پیامبر باید کاملاً بررسی شوند.
مشابه این اعتقاد را که آشکارا با نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی مغایرت دارد، پیش تر هم تئوریسین های قرائت متحجرانه و خشونت طلبانه از اسلام، به ویژه مصباح یزدی، مطرح کرده بودند. اما اینکه این سخنان از زبان یکی از بانفوذترین نمایندگان رهبر مطرح شود، و او بلافاصله تاکید کند این مسائل باید برای همه به ویژه سپاهیان تبیین شود، اهمیت بیشتری به آن داد؛ و شاید به همین خاطر بود که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نگذاشت یک روز بگذرد و بلافاصله به این اظهارات پاسخ داد.
هاشمی رفسنجانی که با وب سایت خود گفت و گو می کرد، بدون آنکه مستقیما سعیدی را خطاب قرار دهد، به جریان متحجر مخالف امام و فعالیت آنها در زمان انقلاب اشاره کرد و گفت: متحجران همان موقع هم بود. بعضیها موافق جمهوریت هم نبودند، منتها صدای آنها خیلی رسا نبود، چون آنها در انقلاب شرکت نداشتند. اما آن طرفیها (سکولارها) زیاد بودند. الان در داخل ایران صدای متحجرین مقداری از آنها بلندتر شدهاست. گرچه در فضای جهانی شاید آن صداها بلندتر باشد. ولی بله، با یک مقدار تفاوت همین جورها بود. راه ما همان جمهوری اسلامی است. در چارچوب اسلام و با نظر مردم.
مشروح این مصاحبه را در ادامه یخوانید:
* فاصله تاریخی بسیار کوتاهی بین 22 بهمن 57 و 12 فروردین 58 وجود دارد که این فاصله با توجه به اعتمادی که مردم به حضرت امام داشتید نوعی عدم طلب رفراندوم مجدد را تداعی میکند. حضرت عالی به عنوان یکی از معدود چهرههایی که همزمان درسال 58 و امروز درنقشآفرینی موثری در عرصه نظام دارید، چه تحلیلی از رجوع حضرت امام در آن فاصله کوتاه و در آن ایام بخصوص به رفراندوم در رابطه با همه پرسی 12 فروردین 58 ارائه میفرمایید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدالله والسلامعلی رسولالله و آله
بله، آنطور که شما گفتید مردم خودشان انقلاب کرده بودند؛ رهبری امام را با دل و جان پذیرفته بودند، مشکلی هم نداشتند که با شورای انقلاب مدت ها کار بکنند، ولی امام یک «نظر خاصی» داشتند و معتقد بودند که ما هرچه زودتر کار کشور را به دست خود مردم بدهیم،« بهتر» است. مردم «خودشان» تصمیم بگیرند،« خودشان» فکر کنند، «خودشان» اجرا کنند و با نظام همراهی کنند و برایشان روشن باشد که کار، کار خودشان است، یعنی همان که روح اسلام است و همان که امروز دنیا مدعی است حکومت «مردم بر مردم» است. این سوالی که امروز شما میکنید را همان ماههای بعد از پیروزی معمولاً خارجی هایی که پیش ما میآمدند مطرح میکردند آنها می گفتند انقلاب ها معمولاً سالها میگذرد تا نظام شان را و قانون اساسی شان را بنویسند و تصویب کنند. چرا شما اینقدر عجله کردید، باید تجربه بدست میآوردید و نظام های دنیا را بیشتر مطالعه میکردید. ما هم جوابمان همین بود که این خواست امام بود. امام در اولین صحبتی که در موقع نصب مهندس بازرگان به نخستوزیری موقت کردند ،همین ماموریت را به ایشان دادند که ایشان این دوره موقت را اداره کنند، مجلس تشکیل دهند و قانون اساسی را به تصویب برسانند. درست همینها را میخواستند در زمان معین و کوتاه انجام دهند. بله، اگر صبر میکردیم شاید پختهتر از این میتوانستیم قانون اساسی را بنویسیم که احتیاج به بازنگری بعد از 10 سال نباشد. ولی فواید اینکه زود خود مردم را متصدی کار خودشان بکنیم بیشتر بود. اعتماد به مردم را خوب نشان داد. تجربه ما در این رابطه موفق بود. بعداً هم فرصت شد که قانون اساسی را تا آنجا که مایل بودیم اصلاح بکنیم ..
* شبهه بزرگی بر حقیقت شاهکار فلسفه سیاسی حضرت امام به نام «جمهوری اسلامی» از سوی برخی در جایگاههای متفاوت در ادوار مختلف ایراد شده، و آن مبتنی بر ایننکته قرار گرفته که حضرت امام رحمهالله بر روشی «غیر» از جمهوری اسلامی برای اداره کشور معتقد بودند. اما بنا به مصالحی در آن ایام به جمهوری اسلامی «رضایت» دادند. حضرت عالی به عنوان یکی از منادیان قدیمی اندیشه سیاسی حضرت امام چه پاسخی بر این شبهه دارید؟
نمیدانم کسانی که میگویند ایشان روش دیگری در نظر داشتند به چه استدلال میکنند و آن چه بوده؟ ما که چنین چیز مشخصی ندیدیم. ما قبل از پیروزی انقلاب هروقت بحث از شکل حکومت میشد، میگفتیم اصل حکومت مهم است، شکل آن را مردم باید انتخاب کنند. ما در این مورد چیزی از امام نشنیده بودیم جز بحث های ولایت فقیه ایشان. ایشان از سال 48 در نجف بحث ولایت فقیه را شروع کردند. مدتی طول کشید، بعد هم چاپ و منتشر شد. خب، معلوم شد که ایشان در همین نظام جمهوری «ولایت فقیه» را پذیرفته اند و این همانچیزی بود که بعداً بعد اسلامی قضیه بود. اینکه شما میگویید قبلاً نظریه دیگری بوده و عوض شده، من خبر ندارم.
* حضرت عالی به طور معمول همواره تاکید میکنید بر اینکه جمهوریاسلامی از سوی دو دشمن بخصوص «دو اندیشه- تهدید میشود. یک اندیشه که ریشه در سکولاریسم دارد و یک اندیشه که ریشه در تحجر دارد. هرکدام از اینها به صورت دو خط موازی یک هدف مشترک را تعقیب میکنند. تحلیل حضرتعالی از این منظربه جهت به کار گیری عنوان « جمهوری اسلامی » برای غلبه همزمان براین دو اندیشه از سوی حضرت امام چگونه است؟
آن موقعها همین بحثها بود. یعنی همان موقع وقتی میخواستیم نظام مان را شکل بدهیم و رفراندوم کنیم. در سوالی که باید از مردم بکنیم. در شورای انقلاب بحث میشد. جمعی میگفتند که فقط جمهوری، بعضی میگفتند جمهوری دموکراتیک، بعضی میگفتند جمهوری اسلامی. چون این در شعارهای مردم آمده بود و کسانی که در صحنهها حاضر بودند و شعار میدادند ” استقلال آزادی جمهوریاسلامی ” و ما نهایتاً میخواستیم به رای مردم بگذاریم..کسی هم تا آن موقع مخالفت نمی کرد. اسم های دیگری هم بود. وقتی که بحثهای مان را خدمت حضرت امام بردیم ایشان گفتند که ما جمهوری اسلامی را به رای میگذاریم. همین کار را هم کردند. یعنی با نظر ایشان بود. در آن موقع ایشان هنوز آنطور نبودند که در این گونه مسائل نخواهند دخالت کنند، نظرشان را میدادند کسی هم با نظر ایشان مخالفت نمیکرد. اکثریت شورا هم همین را میخواستند. منظور ما هم همین بود. یعنی هم باید در چارچوب اسلام باشد، هم جمهوری باشد، یعنی باید رای مردم باشد. چون فرض ما براین بود که ملت ما مسلمان است، انقلابمان اسلامی است و شروع نهضت هم برپایه اسلام بود، خواست مردم هم همین بود. ما میخواستیم هم مردم را داشتهباشیم و هم اسلام را مردم هم همین را میخواستند و رای بالایی هم دادند.
* دشمنان دیروزحضرت امام(ره) و بالاخص لفظ جمهوری اسلامی را همچنان فعال میبینید؟ و چه توصیهای برای مردم و نسل جوان در تقابل با ترفندهای پیچیده آنها دارید؟
میبینم . در آن زمان هم اینها بود. یعنی عدهای جمهوری بدون اسلام میخواستند که آنها هم خودشان سکولار نبودند ولی میگفتند همین کلمه کافی است. عدهای هم بودند که خیلی صریح میگفتند همین کلمه کافی است، متحجران همان موقع هم بود. بعضیها موافق جمهوریت هم نبودند، منتها صدای آنها خیلی رسا نبود، چون آنها در انقلاب شرکت نداشتند. اما آن طرفیها زیاد بودند. الان در داخل ایران صدای متحجرین مقداری از آنها بلندتر شدهاست. گرچه در فضای جهانی شاید آن صداها بلندتر باشد. ولی بله، با یک مقدار تفاوت همین جورها بود. راه ما همان جمهوری اسلامی است. در چارچوب اسلام و با نظر مردم.














دست سعیدی مدتهاست که رو شده! اینهم وابسته به حلقه متحجرین و از دارو دسته علم الهدی و احمد خاتمی و جنتی و مصباح و غیره است. انشاالله به زودی صدایشان خفه خواهد شد. ما صبوریم!!!! البته یزدی را فراموش کردم بگم چون یزدی را از این دارو دسته نمی بینم و ایشان فقط دنبال یکدست کردن نظام با حذف فیزیکی دگراندیشان بود بنظرم!
Bla…Bla…Bla…Bla…Blaaa…حرف وشعارتمامی ندارد…سی وچند سال است از یک دیالوگ مشخص ازپیش تعریف شده برای اظهارنظر درهرامری استفاده می شود. نسخه های قدیمی چندباره پیچیده می شود…به روزی خواهیم رسید که دیگر شنونده ای نخواهد بود…
1) فارغ از سخنان سعیدی نماینده ی ولایت جائره در سپاه که بسی گزاف و به بی راهه رفته اند! تاکید بر جمهوری اسلامی از سوی اقای هاشمی و همفکران _ که گویا مردم همیشه خواهان این حد وسط انتزاعی اقایانند_ نیز یک نوع تحمیل نظر بر مردم است! 2) اقای هاشمی و همفکران مایل به تفکیک نهاد قدرت از نهاد دیانت نیستند! چون در این ساخت برای هیچ کس زعامتی باقی نمی ماند! در این تفکیک زعامت و سروری فقط از ان مردم است! مردم را باید ازاد گذاشت تا انگونه که خود می پسندند انتخاب کنند! و شعارهایی چون ما حد وسطیم و مخالفین ما یه عده سکولار و متحجرند ! دردی را دوا نمیکند! این شعارها کلیشه ای بیش نیستند! 3) اقای هاشمی وهمفکران محترم تا زمانی که تکلیف بنیادین خود را با اصل پر تناقض ولایت فیه روشن نکنند! نمیتوان به انها اعتماد کرد! اگر مردم کاره اند! پس این اصل پر تناقض که روزگار همه را حتی هاشمی را سیاه کرده است! چکاره است! حتی طرح ولایت شورایی تحت عنوان “شورای فقهی” یا “شورای رهبری” نیز کفایت نمیکند! و نقض اشکار حاکمیت مردم است! این مسائل باید به خوبی تبیین و به رفراندم گذاشته شود!
چرا جرائت نداری بگوئی.حجتیه که ماموریت اش سرکوب انقلاب و تخریب گشور است
.حجتیه که ماموریت اش سرکوب انقلاب و تخریب گشور است
.حجتیه که ماموریت اش سرکوب انقلاب و تخریب گشور است
.حجتیه که ماموریت اش سرکوب انقلاب و تخریب گشور است
.حجتیه که ماموریت اش سرکوب انقلاب و تخریب گشور است
در یک مقاله جامع و مانع ارتباط منطقی بین آقای خامنه ای و مصباح و حجتیه و سعیدی و اختلاف گروه بندیشون با آقای هاشمی رو توضیح بدین
اتفاقا آقای سعیدی و مصباح کاملا درست می گن، لاقل حرفشون رو رک می گن. این عقیده همشونه
این ئلایت مطلقه فقیه هم نونیه که جناب رفسنجانی رو سفره این ملت گذاشته در کنار یک شبه جتهد جامع اشرایط شدن خامنه ای و رهبر ساختن ایشان و ادامه جنگ بعد از خرمشهر و دیگر موارد هر چد برای جبران همه ان خیانتها به دامن ملت برگشته تا جبران مافات ککنه ولی مطلقا حاظر به دادن هزینه نیست حتی در حد عوض کردن ادبیات محاوراتی خودش
جناب آقای هاشمی رفسنجانی شما نقش تعیین کننده ای در تغییر محتوای قانون اساسی و رهبر شدن آقای خامنه ای داشتید و اشتباهات زیادی هم در گذشته مرتکب شده اید اما هیچ وقت به خاطر خطاهای گذشته خودتان از ملت به قول شما بزرگوار و فهمیده ایران عذرخواهی نکردیداز این حرفها هم بگذریم جایگاه فعلی شما برازنده رفتار سیاسی شماست یعنی تشخیص مصلحت نظام نه مصلحت مردم یا کشور
محمد جان کاملا موافقم .
دوستان خوب دقت کنید ما حتی در دوران اصلاحات چند ماهی دوره تنفس داشتیم !!! حداقل روزنامه ها بودن و کار حاکمان جبار رو سخت می کردن اما متاسفانه در همان دوران هم شاهد رنگ باختن آزادی و دموکراسی بودیم به دلیل اینکه نظان اسلامی تحمل حضور منتقدین رو نداشت … به نظر اینجانب این نظام از نظام شاهنشاهی هم بدتره چون از ریسمان بلند الهی برای توجیح سرکوبها و ظلم خودش استفاده می کنه و مطمئنا اگه اصلاح نکنه خودش رو سرنگون می شه .
من از محافظه کاری آقای هاشمی زیاد خوشم نمی یاد
اگه راست می گه و راحت طلب نیست بیاد به صحنه و مثل میر مردم و شیخ شجاع با تمام سختی ها مبارزه کنه اگه واقعا به اسلام ایمان داره و به اون دنیا اعتقاد …
اگر سخنان سعیدی را مبنا قرار دهیم باید به سوالات مختلفی باسخ گویم:
اگر رای مردم تشریفاتیست٬ نیازبه انتخابات در ج.ا. برای چیست؟ شرکت مردم در انتخابات چطور باید توجیه نمود؟ این دکان های تشریفاتی رییس جمهوری٬ مجلس٬ شورای خبره و … موجه بودنش درچیست؟ …
چرا جنبش اصلاح طلب اصرارش شرکت درانتخابات است؟ هماننده بره ای که با دست خود به قتلگاه میرود؟ اینکه عده ای معتقد اند نظام اصلاح شدنی است٬ آیا ازسلامت عقل برخورداراند؟
اینکه سرانجام شعارانحرافی سیاست ما عین دیانت ماست٬ امروز به دیانت ما عین خیانت ماست تبدیل شد٬ آنهم با آن همه نیروی انسانی که قربانی هوس بازی های رهبری شد که فکرمیکرد قرنها تجربه بشری باید قربانی ولایت فقیه شود٬ آیا نباید پرسید اینهمه بره بودن ملت درچیست؟
پیغمبرش نتوانست به هدف الهی اش نایل شود٬ از این شالاتن های چه معجزه ای؟
حزب شیطان هستند
اگر قران و تاریخ استدلال شیعه و سیره ائمه که میگوید:
اطاعت از سلطان جائر ممنوع
کی خداوند دستور به اطاعت جائر داده؟
اگر منظور حزب شیطان این است که مشروعیت فقط از اجماع (ملت) حاصل نمیشود خوب ایا این دلیل بر ان است حالا که اجماع مردم در اعطای مشروعیت با ان همه کثرت بی معناست چطور فردیت یک فرد مقابل ناس و مردم اجمع و احق از جمع است؟
پس لا جرم باید به حقیقتی دیگر چنگ انداخت همان که در بالا امد یعنی اطاعت فقط در گرو حاکم زاهد خالص شریف با تقوی و عادل است و عدم اطاعت از سلطان جائر بهمین معنا بوده- حقیقتی که مصباح های تاریکی میخواهند در ظلام و تاریکی پنهان باشد.
به نظرم مساله به موضوع کلان تری یعنی اینکه اصولا اسلام (ادیان) با خواست (رأی) مردم قابل جمع هستند یا نه بر می گردد. اینکه به قول محمد رضا نیکفر ریشه روند سکولاریزاسیون فی الواقع با همان اولین آِیه نازل شده بر پیامبر اسلام :« قل باسم ربک الذی خلق … » آغاز شد. به عبارت دیگر انچه ما در ادیان (اسلام) می بینیم این است که خداوند همه چیز را از آن خود دانسته و خالق همه آن می داند. حتا در باره صفات خداوند در دین اسلام و مذهب تشیع (و ادیان دیگر نیز تا جایی که من مطالعه کرده ام) میبینیم که او قادر مطلق، عالم مطلق، کامل مطلق و … است. در این راستا به آیه دیگری در قرآن نیز میتوان اشاره کرد و آن آیه ای است که در آن وحی می گوید :” جن و انس را نیافریدیم مگر برای عبادت خداوند”. نکته اینجاست که کسانی که میگویند دین باید از سیاست جدا شود مشکل را نه در اظهار نظرهای افراد کوته فکری چون سعیدی یا هاشمی (و حتا خاتمی) میبینند، نه در نظریه هایی همچون ولایت فقیه، و نه تجربه های اسف بار و تاریکی همچون قرون وسطا و هژمونی کلیسا بر همه چیز؛ اینان بر دقایق مهمتری نظیر مطلبی که در فوق اشاره شد انگشت می نهند. به عبارت بهتر تز “جمهوری اسلامی” یا مردم سالاری دینی (به تعبیر محمد خاتمی و یارانش) اصولا مقوله ای متناقض نما و پارادوکسیکال است.
با تشکر از کلمه
تعیین تکلیف دقیق ولایت فقیه آنهم با رجوع به آرای مستقیم مردم لازم است ( رفراندوم ) تا تکلیف بقیه قسمتهای قوانین هم روشن شود . الان در حقیقت هیچ قانونی وجود ندارد مگر آنکه ولی فقیه بخواهد و آنهم تا وقتی که ایشان بخواهند اعتبار دارد . رئیس جمهور و مجلس و قوه قضایه هم کار چندانی نمی توانند بکنند حتی اگر بخواهند , که قاعدتا چون خودشان منتخب رهبر هستند نمی خواهند کاری بر خلاف میل ایشان انجام دهند .
پیشنهاد میکنم نظر آقای جوادی درباره مشروعیت و مقبولیت در کتاب ولایت فقیه ایشان را مطالعه بفرمایید؛تا بعد ببینید آقای سعیدی متحجر است یا آقای هاشمی هنوز این مبانی را نشناخته…
مسئولین محترم سایت کلمه کامنت های اینجانب برای دومین بار است که در سایت اول تائید می شود و سپس حذف می شود ؟
لطفا جوابگو باشید
کلمه: نه دوست عزیز. وقتی کامنت شما به محض فشردن دکمه ارسال در صفحه خودتان نشان داده می شود، به معنی تایید و انتشار آن نیست. به معنی این است که بدانید کامنت در سیستم ثبت شده و اگر مشکلی وجود داشت به جای نشان دادن کامنت، پیغام خطا داده می شود. این کامنت ها در نوبت تایید قرار می گیرد و به محض تایید، در معرض دید دیگران نیز واقع می شود. بنابراین اینکه ابتدا آن را می بینید و وقتی صفحه را رفرش کنید دیگر نمی بینید، به معنای تایید و سپس حذف آن نیست.
به نظرم آقای هاشمی رفسنجانی بهتره پیشتر از آنکه از رای مردم و ارزش دین در حکومت بگویند به چند سوال جواب بدهند !
الف – چه چیز باعث شد که این متحجران و بازماندگان انجمن حجتیه به قدرت برسند !؟ ب- در بازنگری قانون اساسی چه چیز و به چه قیمت تغییر کرد !؟ ج- آیا تقسیم قدرتی که در طی سالهای ۶۸ به بعد مابین ایشان و آیت ا… خامنه ای به وقوع پیوست و بدست گرفتن یک مقام بالادست رهبریت (ریاست مجلس خبرگان رهبری) و یک مقام پایین دست رهبر و به تعبیری بالادست سه قوه (ریاست مجمع تشخیص . . . ) امری اتفاقی بود !؟ ج- آیا آن موقع که نفوذ ایشان در مجلس خبرگان و حدیث به زعم ما جعلی از امام که آیت ا… خامنه ای را به اریکه قدرت دوخت ، اعمال شد ، امام و اندیشه های وی و میزان رای ملت است ! مدنظر ایشان بود !؟ د- حذف مرجعیت مورد قبول ملت که امام (ره) خود نمونه بارز آن بود ! آیا حاصل توافق پنهانی ایشان با همان متحجرین بود یا اندیشه خود امام ! ه- آیا ایشان پیام انتخابات دور دوم ریاست جمهوری خود (سال ۷۲) و انتخابات مجلس شورای اسلامی که تنها به لطف همین توافق رتبه سی ام را در لیست سی نفره تهران آن را بدست آورد و البته کنار کشیدند را ، آری مضمون آن پیام ها و شعار هاشمی سکوت کنی خائنی را هنوز در نیافته اند !؟ و- حملات تیم کودتا و حذف ایشان از ریاست مجلس خبرگان آیا به خاطر این نبود که آیت ا… خامنه ای تلاش داشت که از زیر بار ایشان خلاص شوند ! که اگر قصد حذف کامل ایشان بود از ریاست مجلس خبرگان هم … !؟ ز- آیا حذف پست نخست وزیری از قانون اساسی تنها راه خانه نشینی ۲۰ ساله میرحسین موسوی نبود که محبوب آن موقع امام و مردم بود !؟ ح- ایشان بگویند آیا همه و همه اینها تراوشات مغزی اقلیتی متحجر که فقط چماق را میشناسند بود یا حاصل سیاست و توافقات پشت پرده به زعم بسیاری (البته بجز ما !) سیاس ترین مرد انقلاب با همان اقلیت متحجرین و بازماندگان حجتیه با نمایندگی ولایت مطلقه فقیه !؟ ت- و آیا امام به عنوان کسی که همراه استادش مرحوم آیت ا… بروجردی سالها با فرقه بهائیت و با شعار انگلیسی ساخته جدایی دین از سیاست مبارزه کرد و با همین متحجرین هم ! لغت ولایت مطلقه فقیه را در کتاب عدلی باب صفحه ۷ آن ندیده بودند و یا آیا ایشان نیز پیرو شیخیه متاخرین بودند و به عنوان رکن چهارم دین به وجود شخص کامل در زمان غیبت اعتقاد داشتند !؟ یا به قدرت رسیدن یک انسان به عنوان شخص کامل،مطلقه فقیه ، جانشین خدا روی زمین و . . . به تعبیر ما شرک مطلق در بالادست ۹۸درصد مردم مسلمان و ۹۶ درصد شیعه ! حاصل فقدان امثال ایشان ، بروجردی ها و کافی ها و حاصل حصر مراجع واقعی مردم و یا خواب آلودگی برخی مراجع و خود فروشی اگر نگویم که خودکامگی برخی سیاست مداران چون شما نبود !؟
آنهایی که اندیشه های امام را می شناسند فراموش نکردند که گفت آنهایی که دین از سیاست را جدا میدانند نه دین را میشناسند و نه سیاست را میفهمند و بارها خطر مقدس نماهای متحجر و انجمن حجتیه ها را گوشزد کرد و نیز به حکمت شیعه دوازده امامی به عنوان تنها عامل جلوگیری از انحراف تاکید داشت و نیز به ولایت و تریبون داشتن فقیه منتخب مردم و از مردم و نه بر مردم اعتقاد داشت که میگفت اگر فقیه در یک مورد دیکتاتوری بکند از ولایت ساقط می شود اسلام است دیگر . . .
ابهام ها زیاد است و به همان نسبت جایگاه شما و رهبریت کنونی محل سوال ! دست از محافظه کاری بردارید و کنار ملت بایستید ، فردا جای پشیمانی برای کسی باقی نمی ماند . میزان رای ملت است !
هاشمی فعلا منتظر هست ببینه کدام طرف پیروز میشن، مردم یا رهبر. برای همین داره یک مقدار در جهت مردم حرف میزنه و یک مقدار هم در جهت رهبر، بقول خودش داره میانه روی میکنه. به هر حال هاشمی شدیدا درگیر بیزنس هست و بنگاههای مالی مثل هواپیمایی ماهان و دانشگاه آزاد رو داره که باعث میشه کمی دست به عصا راه بره.
امثال میرحسین که دغدغه دنیا رو نداشته باشن و آماده شهادت در راه کشور و ملت باشن نایاب هستن.
(کلمه جان سانسور نکن پون همه مردم این اطلاعات رو دارن و به هیچ وجه دروغ هم نیست)
اقای خمینی چه قول ها که در اوایل انقلاب و پیش از ان نداد مانند این گفته که کمو نیست ها هم ازاد هستند تا نظرا تشان را بگویند .یا مردم در راس امور هستند
یا ما خد مت گذار مردم هستیم مردم ولی نعمت ما هستند مجلس در راس امور است انتخا بات مهم هستند . مردم ازاد هستند که هر کس را که دلشان می خواهد انتخاب کنند و.. اما امروز با ان همه مبارزه با شاه و صدام و ان همه خسارت جانی و مالی کشور به دست مرتجعان و واپسگرا یان
مانند جنتی و مصباح و همین ادم متحجر نادان و دزد سعیدی و امثال این ها افتاده و چند سر دار رانت خور و مال حرام خور که برای ارضای رهبر خود شیفته و متحجر و چند نفر دیگر ادم می کشند و سر کوب می کنند
در قرن 21 این ارا جیف و جهل گفتن فقط از ادم هائی عقب افتاده ذهنی و بیمار باید بیرون بیاید .که یک ادم خطا کاری مانند خا منه ای را نماینده خدا بر روی زمین بدانند و مردم را هیچ کاره و گوسفندانی که در دست شعبان بی مخ ها باید اداره شود
هاشمي رفسنجاني يادآور فلاحيان و مجله گردون و سعيد امامي و آدينه و كانون نويسندگان و ……….. است. ساكت شوي بهتر است اكبر آقا.
این ابله ها همیشه شعور مردم را با شعور خود سنجیدند
خداوند امیرالمومنین علی بن ابیطالب را بعنوان جانشین و خلیفه بعد رسول الله انتخاب کردند . رسول الله علی (ع) را بعنوان جانشین خود معرفی کردند اما علی بن ابیطالب وقتی دیدند مردم گمراه اورا نمیخواهند به زور دست به شمشیر نبرد تا اینکه مردم به زور مولا را خلیفه کردند.سعیدی احمق تو اون اربابت رو از علی بالا تر میدونی کافر؟
حکومت اسلامی علی بن ابیطالبی بود که با اینکه در شجاعت و جنگجویی یکه تاز تاریخ بشریت بوده و خواهد بود در جواب نامه معاویه میفرمایند اگر نبود مصلحت امت اسلام با تو فلان رفتار را میکردم تا اینکه معاویه مولا را مجبور به جنگ کردند.این حرامیان معاویه های زمانند و بویی از مصلحت امت اسلام نمیدونند و همه دنیا را بر علیه ما کردند تا ریشه شیعه رو بکنند . سایت کلمه روشنگری کنید که اکثر مذهبی های ما مخالف این دجال هستند
ننگ و نفرین بر واپسگرا ئی و جهل که خانمان سوز یک کشور و یک ملت می تواند بشود
با تشکر از پاسخ شما
این موضوع رو می دونم که وقتی صفحه را رفرش می کنیم چه اتفاقی می افتد مشکل از صفحه مرورگر خودم بود .
امروز این حکو مت گران مانند نمکی هستند که خود به گند کشیده سده اند . پس وای به روز این ها