ما بی شماریم/ بازتاب گسترده نامه به بان کی مون در فضای مجازی
چکیده :بی شمار بودن ما این روزها بیشتر از همیشه خود را نشان داده است، برای بار دیگر ثابت کردیم که ما بیشماریم؛ انقدر بیشمار هستیم که نهایتا سخنگوی دبیر کل سازمان ملل متحد اعلام کند که بان کی مون در سفر خود به ایران خواهد خواست تا اقدامی فوری را در مورد رفع نگرانی جامعه جهانی از برنامه اتمی آن کشور و رعایت حقوق بشر انجام دهند....
کلمه – گروه اجتماعی: خبر کوتاه بود اما مثل صاعقه فرود آمد، میر حسین موسوی در بیمارستان بستری شد؛ علت: عارضه قلبی…صفحه های فیس بوک پر شد از دعا، پر شد از عکس های میر مردم، پر شد از خبر…
خبرهای این سال های ما به همین کوتاهی بود، کوتاه بودند اما دردآور، سهراب رفت، ندا پر کشید، کیانوش به خانه برنگشت، محسن در کهریزک ماند، علی بازداشت شد، مصطفی را گرفتند، بهاره دستگیر شد و… خبرها یک اسم بود و یک فعل. همین. اما برای ما هزار هزار جمله بود…
تمامی این سال های سبزمان در مقابل تمامی این خبرها اعتراض کردیم، به خیابان رفتیم، نامه نوشتیم، نصحیت کردیم، فریاد زدیم، سکوت کردیم، مشت گره کردیم و شب ها خدا را فریاد زدیم، اما در تمامی این سال ها دست کمک به غیر دراز نکردیم، از هیچ کشور خارجی کمک نخواستیم، به سراغ هیچ بیگانه ایی نرفتیم؛ کما اینکه امروز نیز حاضر نیستیم عزت و استقلالمان را به هیچ بیگانه ایی بفروشیم که جنبش سبز ملت ایران مستقل و مردمی است اما در عین حال ارتباط خود را با نهادهای حقوق بشری و آزادی خواه نیز حفظ کرده و حتی از حرکت های مردمی منطقه نیز دفاع کردیم، 25 بهمن که برای حمایت از مردم مصر و تونس به خیابان آمدیم و از آن روز یک خبر کوتاه دیگر نیز به خبرهایمان اضافه شد: میر حسین موسوی در حصر شد؛ مهدی کروبی در حصر شد، زهرا رهنورد در حصر شد…
از این رو اکنون که کشورمان میزبان روسای بسیاری از کشورها خصوصا میزبان رییس سازمان ملل متحد است این جنبش تصمیم گرفته تا صدای خود را به گوش جهانیان برای بار دیگر برساند. اکنون که شهر پر شده از ماموران امنیتی و داروغه ها در شهر فریاد می زنند کور باشید، کر باشید؛ شهر در امن و امان است، همراهان سبز جنش مردم ایران از راه های مختلف تلاش دارند تا صدایشان را به گوش دنیا و خصوصا دبیر کل سازمان ملل برسانند…
این روزها صفحه فیس بوک سازمان ملل و آقای بان کی مون پر شده از نامه ها و فیلم های مردم ایران که در خواست داشتند تا دبیر کل سازمان ملل با میر حسین موسوی و مهدی کروبی دیدار کند، حالی از زندانیان سیاسی شان بپرسد و مقامات ایرانی را زیر سوال ببرد که چه شد حقوق بشر در ایران؟ نامه ها است که این روزها توسط شهروندان ایرانی امضا می شود تا هم مظلومیت و هم پایداری و صبر خود را به گوش جهانیان برسانند.
یکی از شهروندان در صفحه فیس بوک خود نوشته بود؛ لازم نیست پای بیمارستان و طپش های قلب هایمان در بین باشد تا نفسهایمان در سینه هایمان قفل شود، باید هر روز به یاد زندانیامان باشیم، اما امروز فرصتی شده تا صدایمان را رسا تر از همیشه به گوش جهانیان برسانیم، بیایید نامه به بان کی مون را امضا و همه منتشر کنیم؛رسانه ماییم؛ما به اندازه حضور و وجود تک تک مان بیشماریم و اگر دست به دست هم ندهیم تنها! همه با هم امضا کنیم… این جملات ما را به یاد روزهای 88 می اندازد، همان روزها که میرمان گفت هر ایرانی یک رسانه و تمامی شهر پر شد از رسانه، حال این روزها نیز هر ایرانی یک رسانه شده است؛ نامه ها است که دست به دست می شود و پیام الله اکبر است که دهن به دهن می چرخد.
از همین رو است که روزنامه نگاری در فیس بوک خود می نویسد: “نگذاریم صدای زندانیان مان در میان جنجال های حکومتی برای کنفرانس غیر متعهدها ناشنوده بماند. سحر خیزها را دریابیم که بیمار به زندان باز گردانده شده اند و می روند تا اعتصاب غذا هم بکنند. کجایی آقای بان کی مون!!!کجایی تعهد!!!” و دیگری می نویسد: “امشب و فردا شب ساعت ده…آسمان را پر از ستاره کنیم…پر از فریاد! در اعتراض به شرایط میرحسین موسوی، مهدی کروبی و دیگر عزیزان دربند …”
نامه ایی در خطاب به بان کی مون در کلمه منتشر شده که شهروندان امضا می کنند، این نامه نیز در میان هموطنان دست به دست می چرخد، انان نیز امضایش می کنند و به اشتراکش می گذارند.
یک همراه سبز در این باره نوشته: “دیروز ظهر که بازش کردم فقط ۳۴۰ نفر امضا کرده بودند، دیشب که خوابیدم شده بود نزیک چهار هزار تا، الان شده حدود شش هزار تا. یک یا علی دیگه تا ۱۰ هزار تا.” و همراه دیگری می گوید: قلم برداریم و از دبیر کل سازمان ملل بخواهیم تا به دیدار میرحسین موسوی برود. ”
صفحات سرزمین مجازی پر شده از امضا، نوشته اند: “لطفا نامه را امضا کنید. دوستان صفحه خودمان امضای نامه را به 10000 می رسانند. لطفا لطفا لطفا” یک شبکه اجتماعی نیز در این باره می نویسد: “خواهش داریم از همه شما که به خاطر جنبش مان به خاطر میرحسین موسوی و کروبی در حصرمان به خاطر همه زندانیان سیاسی کشورمان و از همه بالاتر برای همه خون های پاک فرزند این سرزمین که به ویژه از سال 1388 به بعد توسط نظام جمهوری اسلامی ریخته شده است، به لینک ضمیمه رفته و این نامه را امضا کنید.” دوستی نیز نوشت: ” نمیدونم باز هم همچین فرصتی ممکنه پیش بیاد یا نه. یادم میمونه که چند روز بیشتر از خبر بیمارستان مهندس نگذشته بود و همه در به در میگشتیم یه کمکی بکنیم. شاید این راه و کمک خوبی باشه. امضا کنیم”
همراهی جوان نوشته:” آقای دبیر کل، ندای تاریخی مردم ایران را شجاعانه پاسخ گفته و رهبران واقعی و در حبس مردم بزرگ ایران را بصورت زنده و در حضور رسانه های معتبر بین المللی، ملاقات کنید.”
صفحات دنیای مجازی این روزها به تسخیر کاربرانی در آمده است که تنها خواسته شان دیدار دبیر کل سازمان ملل با رهبر سبزشان است. در همین رابطه نیز سی ان ان در گزارشی نوشته هزاران نامه درخواست بر روی پیج رسمی سازمان ملل فرستاده شد. سایت این شبکه تلویزونی بخشی از درخواست های ایرانیان را نیز منتشر کرده از جمله نامه ایی که در حال امضا کردنش هستیم، نامه ده هزار امضایمان از قول یک شهروند ایرانی را که از بان کی مون فقط خواسته تا به دیدن موسوی و کروبی بروند.
بی شمار بودن ما این روزها بیشتر از همیشه خود را نشان داده است، برای بار دیگر ثابت کردیم که ما بیشماریم؛ انقدر بیشمار هستیم که نهایتا سخنگوی دبیر کل سازمان ملل متحد اعلام کند که بان کی مون در سفر خود به ایران خواهد خواست تا اقدامی فوری را در مورد رفع نگرانی جامعه جهانی از برنامه اتمی آن کشور و رعایت حقوق بشر انجام دهند.
امضا کنید/ دعوت شهروندان ایرانی از بانکیمون برای پیگیری وضعیت همراهان زندانی جنبش سبز














این خبری که نوشتین خبر خوبیست امّا هنوز مدرکی دال بر صحتش ندیدم. تو سایت سازمان ملل چیزی دیدین که من نیافتم؟ اگر هست که لینکش رو بذارین مام ببینیم. اگر نه صرف که این سایت معلومالحالی مثل رادیو فردا این خبر رو نقل کرده که نشد دلیل…
کلمه: منظور صفحه فیس بوک سازمان ملل است که در آن امکان درج نظرات هست. اینجا: https://www.facebook.com/unicnetwork
هموطن عزیز!
این نامه را حتماً امضا کنید ودر وسیع ترین شکل ممکن این خبر را به اطلاع دوستان و آشنایان خود نیز برسانید و از آنها نیز بخواهید که در این امر مهم ملی و میهنی یاری رسان باشند.
به امید آزادی همه زندانیان و اسیران در بند سیاسی و از آن جمله آقایان موسوی و کروبی و همچنین خانم رهنورد
Please free Mousavi , Karroubi and other political prisoners.
Thanks
سید حسین جان ،
رادیو فردا در گزارش خود کاملا به منبع خبر یعنی خبرگزاری آسوشیتدپرس و مصاحبه این شبکه با فرجان حق یکی از سخن گویان دبیر کل سازمان ملل استناد کرده . ضمن آنکه سخنگوی ایشان در پاسخ به سوالی که ازطرف خبرنگار خبرگزاری مزبور مشخصا به ابهام دیدار بان کیمون با سران معترضین کرده ، پاسخ داده که ایشان در هنگام حضورشان در تهران جواب را خود خواهد داد.
کمی به خود زحمت دهید از سایت خبرگزاری آسوشیتدپرس صحت و سقم خبر را دریابید.
ببخشید چرا تنها موضوعی که در این نامه ها به بان کی مون داره روش تاکید میشه حصر موسوی و کروبی است؟
چرا از این همه ظلم های دیگر حرفی زده نمی شود؟ چرا از حذف دختران از رشته های دانشگاهی، از بردن لایحه شرم آور حمایت از خانواده برای قانونی شدن تحقیر زن! از گرانی های وحشتناک ، از مردم فقیری که پول نفتشان صرف ایجاد امکانات در کشورهای دیگر برای باج گرفتن می شود، از دیکتاتوری ای که حتی شمارش نفس های مردم را نیز دارد! چرا؟!
متسفم اما وقتی این متن ها را می خوانم چیزی جز این که شما هم با این حکومت هم دست هستید فقط با ظاهری دیگر و اگر در همچین فرصت بی نظیری که دیگر تکرار نخواهد شد تنها و تنها حرف از دیدار با موسوی و کروبی می زنید برای این است که کاملا مشخص است بی فایده بودنش! همه ما می دانیم که بان کی مون نمی آید خودش را درگیر مسائل شخصی یک حکومت کند! پس بردن اذهان مردم به این سمت و نیاوردن هیچ اسمی از مصادیق دیگر دیکتاتوری در ایران در این نامه ها و تبلیغات تنها و تنها یک دلیل می تواند داشته باشد ، سرگرم کردن مردم به یک حرکت بی فایده و به این روش جستن نظام از خطر رو شدن اصل دیکتاتوری و مصادیق آن در ایران و آبروداری برای نظام!
سلام و دست همگی درد نکند؛
لطفا در مقدمه نامه توضیح داده شود در ایران امکان دسترسی عموم مردم به اینترنت و شبکه مجازی فراهم نیست و این آمار مشت است نمونه خروار.
برای من این تعدا عجیب نیست در تظاهرات 25 بهمن صفحه ای به نام 25 بهمن درست شد و اگر یادتان باشد با اینکه دولت مشکلات زیادی برای ارتباط با اینترنت ایجاد کرده بود در طی 3 روز بیش از 65000 نفر اونو لایک و خیلی ها به اشتراک گذاشتن و از قضاء خیلی از اعضاء این صفحه هم در تظاهرات بودن حداقل اونایی که من می شناختم همه بودن تعدادشون هم زیاد بود …
عاجزانه تقاضا دارم بخاطر دوستان در حصر و عزیزانی که شغل خودشون رو در اعتراض به کودتای 88 ازدست دادند و سبزهایی که از میان ما رفتند این لینک رو به اشتراک بذارید در فیس بوک و توئیتر …
با تشکر
ایول الله
الان بازدید کردم از ده هزارتا هم بالاتر رفت!
به فریاد داد خواهی این ملت برسید
رژیم فاشیستی واپسگرا سایت های جمع اوری امضا را از ترس ابرو ریزی نداشته فیلتر کرده است
ok
ما همه مردم ایران هستیم
ای کاش بان کیمون از این فرصت استفاده کرده و مساله احمد شهید را مطرح می کرد که اکنون بیش از یکسال است اجازه ورود به ایران و بازدید از زندانهای جمهوری اسلامی را پیدا نکرده است. حقیقتا این باعث ننگ حکومتی است که وضع زندانهایش به قدری خراب است که جرات نمی کند و اعتماد به نفس ندارد که آنرا به سازمانهای بین المللی و نماینده آن نشان دهد. آقای رهبر اینهم تاسیسات پارچین است که بهانه کنید ما نمی خواهیم اسرار نظامی ما دست دشمن بیفتد. آیا در زندانها هم دراند موشکهای بالستیک و با برد سیصد کیلومتری می سازند، شهاب یک و دو می سازند؟ اگر اینها زندان است که حتی میتوانید در هفته یک روز را اختصاص دهید که حتی مردم عادی نیز از این زندانها دیدار کرده و با دانشگاههای اسلام ناب محمدی آشنا شوند. ما نمیدانیم قسم شما را باور کنیم یا دم خروس را از یک سو می گویید نخیر آقا این کهریزک ساخته و پرداخته کروبی است و او را می گیرید و به هزینه خودش زندانی می کنید. از طرف دیگر جرات نمی کنید همین زندانها را به نماینده سازمانی نشان دهید که خودتان عضو آن هستید. اگر به این سازمان اعتماد ندارید بسیار خوب شهامت داشته باشید و به عنوان بی صلاحیت بودن این سازمان اعتراض کرده وازعضویت درآن بیرون بیایید. اما اگر قبول دارید نمی شود که به عضویت آن افتخار کنید و برای دعوت دبیر کل آن به انواع و اقسام ترفند ها دست بزنید و قولهای عجیب و غریب به او بدهید اما وقتی علیه شما قطعنامه صادر می کند، با تاسی از قذافی دیوانه بفرمایید این قطعنامه ها ورق پاره است و هنگامی که کمیسیون حقوق بشر این سازمان فرد بسیار محترمی را برای بازدید زندانهای شما و بررسی وضع حقوق بشر تعیین می کند، با کمال من نمیدانم چه واژه ای به کار ببرم او را سنگ قلاب می کنید و از پاسخ دادن به درخواست او طفره می روید. این بزرگترین ننگ برای رژیم و یک نوع اثبات دروغ گویی این حاکمیت است و اعتماد جامعه بین المللی را بکلی از بین می برد. آنوقت هنگامی که شما میگویید نخیر ما بمب اتمی نمی سازیم و انرژی اتمی را برای مقاصد صلح آمیز می خواهیم چگونه با آن سابقه انتظار دارید که جامعه بین المللی حرف شما را بپذیرد. ایا در بین دولتمردان فعلی کسی این جرات و شهامت را دارد که همین نوشته مرا بریده و خدمت آقای رهبری ببرد و به او نشان دهد و بگوید یک مالیات بده که صاحب اصلی این سرزمین است این پرسش را از شما کرده است آقا که خود را همه کاره این مملکت و مردم آن میدانید آیا شما باسخی برای این بابا دارید؟ خیلی دلم میخواهد ببینم عظما جان چه جوابی دارند؟
اگرچه ممکن است این کامنت برای این مقاله مناسب نباشد چون ازمصاحبه محمدرضا باهنر باروزنامه اعتماد خیلی آزرده شدم آنرا تقدیم می کنم و تشخیص درج یا عدم درج آن با شما عزیزان است :
“من خودم رفتم به مهندس موسوی گفتم ۲۰ سال خانه نشستی هیچ کاری نکردی، حالا ۱۳ میلیون رای گیرت آمده قدر این ۱۳ میلیون را بدان، مدیریت شان کن، حتما در قدرت آینده می مانی اما نمک نشناسی و زیاده خواهی، او را به این روز کشاند”.
این بخشی از مصاحبه محمدرضا باهنر در روزنامه اعتماد است. مصاحبه ای که البته آقای باهنر جواب بخشی از ادعاهای خودش در برابر آقای کروبی را از غلامحسین کرباسچی و حسین کروبی گرفته است. صحبت من در مورد این قسمت مصاحبه و ادبیات آقای باهنر است که می گوید رفتم به آقای موسوی این و آن را گفتم. جملاتی که ایشان قبلن هم مطرح کرده بود، اما احتمالن آقای باهنر به خاطر نمی آورد و یا دوست ندارد به خاطر آورد که مهندس موسوی نه به او و نه به بزرگ ترهای او این اجازه را نمی داد – و نمی دهد – که نزد وی اینگونه با غرور صحبت کنند و از موضع بالا نصحیتش نمایند که “20 سال خانه نشستی و هیچ کار نکردی”. آقای باهنر فکر می کند با چه کسی صحبت کرده است؟ در مورد دربان ساختمان جامعه اسلامی مهندسین که صحبت نمی کند. طرف مهندس موسوی است و روحیات او را هم خیلی ها مثل باهنر و دوستانش می شناسند. وزیر اطلاعات را که می خواست با میرحسین صحبت کند گفت برود دفترش، بیچاره محسنی اژه ای جا خورد، می گفت من وزیر اطلاعات هستم و از بیت رهبری کسب نظر کرد و آنها هم توصیه کردند آقای اژه ای خودش نزد مهندس موسوی برود، حالا باهنر به خودش اجازه می دهد که بگوید 13 میلیون رای “گیرت” آمده، قدرش را بدان؟ اینگونه اگر می خواست آقای باهنر که با مهندس موسوی صحبت کند دو تا جمله اول را نگفته از اتاق بیرون انداخته شده بود.
نکته دوم هم در مورد ادعای 13 میلیونی آقای باهنر است. فرض می کنیم حرف او درست است و ما 13 میلیون رای بدست آوردیم؛ اما آقای باهنر و دوستانش از چه می ترسند که هیچ وقت در مورد حمله به ستاد قیطریه میرحسین کلامی در انتقاد نگفته اند؟ از چه هراس دارند از مسئولان اطلاعاتی دو تا سئوال بکنند که چرا در شب انتخابات موتورسوار به ستاد مرکزی میرحسین فرستادند و گاز اشک آور زدند؟ بنا بر همین ادعا، مهندس موسوی 13 میلیون رای داشت. شما شب انتخابات ستاد کاندیدای 13 میلیونی را پلمب کردید حالا ادعا می کنید مهندس موسوی باید به 13 میلیون رایی که به نام او خوانده شد قانع می گردید تا در آینده در قدرت بماند. خاتمی که 20 و 22 میلیون رای داشت در ادبیات شما “فتنه گر” نام گرفت و دولت او را “استحاله طلب” نامیدید؛ شماها آن وقت به مهندس موسوی بعد از انتخابات – اگر کوتاه می آمد – رحم می کردید؟
روز روشن ماست سفید را سیاه خواندید. بچه های جوان ستاد همین کاندیدای 13 میلیونی را بعد از انتخابات یکی بعد از دیگری دستگیر کردید. سران دو حزب اصلی اصلاح طلب – مشارکت و مجاهدین انقلاب – را که هنوز هم خواری در گلوی اقتدارگرایی تان است با احکامی که امضای آن مربوط به قبل از 22 خرداد 88 بود به زندان افکندید. آن وقت به میرحسین رحم می کردید؟
3 میلیون نفر در خیابان آزادی برای رای شان تظاهرات کردند و علامت سکوت دادند، آنها را فریب خورده و آشوب طلب خواندید، آن وقت به مهندس موسوی اگر آب ها از آسیاب می افتاد رحم می کردید؟
نه برادر، با دسته کورها که طرف نیستی رفیق. همین احمدی نژاد 6 سال تمام تحقیرتان کرد و به قول شما هم الان کاندیدای 24 میلیونی است. از دل یک کاندیدای 24 میلیونی که رئیس دولت شماست، جریان انحرافی را علم کردید که هر روز آن را بکوبید و خدا می داند برای سقوطش لحظه شماری می کنید که تازه به حسابکشی بپردازید، آن وقت به میرحسین موسوی شماها رحم می کردید؟
آزادگان دربند سبز را به زندان فرستادید و همین قاضی بدنامی که دل شماها هم امروز در ظاهر از او خون است – قاضی مرتضوی – ادعانامه دویست صفحه ای می نوشت که این ها کودتای مخملین کردند. اندک اجازه به دفاع درست و حسابی از خود به این زندانیان ندادید، بهزاد نبوی را حکم به اخلال گر امر ترافیک دادید، آن وقت به میرحسین موسوی شماها رحم می کردید؟
6 سال تمام یک عده گفتند این سیاست ها اشتباه است. شماها هم البته می دانستید که اشتباه است اما نه جسارت، نه جرات و نه قدرت برخورد با دولت را نداشتید و ترجیح می دادید که از خوان نعمت بادآورده استفاده کنید و مملکت هم اگر به حراج رفت که رفت، وقتش که شد خرج خودمان را از احمدی نژاد جدا می کنیم و طرف که 10 روز رفت خانه نشست فرمان آمد که امروز روز واقعه است و احمدی نژاد را باید کوبید و هنوز هم می کوبید. در حالی که 6 و 7 سال گذشته تان را فراموش می کنید و آنها را که امروز را پیش بینی می کردند دربندند تا شماها اینگونه آزادانه دروغ ببافید و دروغ بگویید. با این شرایط باید اطمینان کنیم به شما که اجازه می دادید مهندس موسوی با همین 13 میلیون رای در قدرت بماند و فرضن کاندیداهای خودش را برای انتخابات مجلس بعدی آماده کند؟ چرا باید به شما اطمینان کنیم؟ دو سال از پایان دولت اصلاحات با 22 میلیون رای نگذشت، شورای نگهبان شما وزیر همین دولت را رد صلاحیت کرد، آن وقت شما از موسوی می خواستید ساکت بنشیند تا شاید از الطاف داهیانه شماها در آینده بهره مند شود؟
آقای باهنر، شما که به خودتان اجازه می دهید “رجل سیاسی” تعریف کنید و بگوید چه کسی “رجل سیاسی” هست و چه کسی نیست، این را بدان برادر که “رجل سیاسی” بودن با “سیاسی کار” بودن که صفت مناسبی برای دوستان شماست از زمین تا آسمان فرق دارد. مثل اینکه باورتان شده که “اصول گرا” هستید. این “اصول” را برای ما تعریف کنید که بدانیم چیست؟ بندبازی؟ ظاهرطلبی؟ فریب کاری؟ دورویی؟ از سال 82 که به لطف رد صلاحیت اصلاح طلبان به مجلس راه یافتید یک بار و فقط یک بار به حرف هایی که می زدید باور نداشتید و به اندازه روزهای سال رنگ عوض کردید. احمدی نژاد که انتخابات 84 را برد ادعا کردید شما و دوستانتان پیروز شدید؛ در حالیکه که کاندیدایتان 2 میلیون رای هم نداشت. بعد گفتید که از میرحسین خواسته اید وارد انتخابات شود و امروز او را فتنه گر می نامید. احمدی نژاد هم که در زبان شما انحرافی است. کجای بازی تو هستی برادر؟ شاقول انقلاب که نیستی، هستی؟ هر وقت صحبتی یا نوشته ای در مورد شما می خوانم یاد روزنامه کیهان فردای بعد از انتخابات مجلس در اسفند 78 می افتم. ادعا کرده بودید که جبهه پیروان خط امام و رهبری – شما و دوستانتان – پیروز انتخابات شدید. آن وقت شورای نگهبانتان مجبور شد برای اینکه تنها نماینده شما در تهران را به مجلس بفرستد – آقای حدادعادل – رای 700 هزار نفر را باطل کند. راست می گویی برادر، برای اصول گرایان بی اصولی مثل شما، اینکه حرف امروزتان با دو روز بعد به تنافر بیفتد، ذره ای اهمیت ندارد. همان گونه که آن روز حاضر نشدید دو روز دندان روی جگر بگذارید و ادعای پیروزی نکنید که بعد از اعلام نتایج و شکست سکه روی آب نشوید، امروز هم متکبرانه از پند و نصیحت به موسوی می گویید و خوش به حال ما که میرحسین ما، برای شماها و امثال شماها به اندازه سر سوزنی ارزش سیاسی قائل نبود و اعتمادی بهتان نداشت. وگرنه اگر ساکت می نشست و هیچ نمی گفت که شماها دو قورت و نیم دیگرتان هم باقی بود.
“آقای رجل سیاسی” این را هم بدان که فردایی هم هست. اگر امروز چهار نفر در جبهه پایداری جمع شدند و شماها را جلو انداختند که از میرحسین و کروبی و سبزها بد بگویی، به این هم فکر کن که اگر دری به تخته خورد و مجبور شدی حساب و کتاب پس بدهی، همه اینها در کارنامه اعمالت هست و کسی فراموش نمی کند. با این کارها که محبوب “پایداری” ها نمی شوی. آنها که می خواهند سر به تن شماها نباشد. سبزها اما کینه توز و فرصت طلب نیستند. اما اینطور فکر نکن که هرچه خواستی می توانی بگویی و بعد هم حاجی حاجی مکه. نه برادر، انقلاب ارثیه فامیلی نیست که از برادرت به ارث ببری. اینهایی را که تو امروز فتنه گر می نامی به اندازه کل جناح راست هم سابقه حضور در جبهه و جنگ دارند و هم زندان شاه را کشیده اند. برای تو که این امور البته بیگانه است. فکر کردید سیاست هم مثل پستوی حجره بازار است که چرتکه بیندازی و دو دو تا چهار تا کنی. نه برادر، حساب و کتاب امثال شماها دیگر از چرتکه گذشته است. به ابرکامپیوتر نیاز دارد.
ohkiخانه احزاب ایران با در خواست سایت کلمه در خصوص آرادی همه زندانیان عقیدتی و سیاسی در کشور کاملا موفق استIR-PH .IR
نه تنها موسوی بلکه وضعیت تمام زندانیان ایران ناراحت کنندست همشون دچار بیماری های جسمی و روحی شدن این طورکه اینا باهاشون رفتار م یکنند با حیونا رفتار نمی کنند حتی غذای کافی هم بهشون نمی دن من خودم سه سال پدرمو ندیدم و این بدترین ضربه روحی به زندانیان و خانواده هاشونه که از حال هم خبر نداشته باشن اگر سازمان ملل براشون کاری نکنه ما نباید دست روی دست بزاریم
شمایی که بیشماری.آره با خود شمام.صدای الله اکبرتون دیشب نذاشت بخوابم انقدر بلند و زیاد بود .یکم آروم تر
اتفاقادوست عزیزماواقعابیشماریم؛اگربیشمارنبودیم بیش از۱۲۰۰۰۰هزارنیروی امنیتی پایتخت راکنترل وحفاظت نمیکرد؛درثانی چون الله اکبراعتراضی به گوش شمانرسیددلیل برازبین رفتن جنبش انتقادی واعتراضی سبزنیست؛جالب اینجاست که امثال شماباحمایت های مغرضانه خون هزاران شهیدگرانقدرکه برای نظامی اسلامی ودموکراتیک ریخته شده است رانادیده می گیرندوبابه بازی گرفتن احساسات وباورهای مذهبی مردم آنهارابه تمسخرمیگیرید؛به راستی درکدام آموزه ی دینی توهین وتحقیرمجازاست؛آیامیلیونهانفرازطرفداران جنبش سبزکه انسان های مذهبی ومعتقدهستندحاضرندمانندامثال شماکه نان رابه نرخ روزمی خوریدکشوررادچارآشوب کنند؛نه این مردم سرافراز منتقدومعترض هرگزحاضرنیستندمانندشماوبزرگتان مصباح قدرت راوسیله ای برای سرکوب وکشتارمردم بدانند؛این بی اعتنایی مردم به غاصبان حکومت بزرگترین پیروزی برای این جنبش است
پیشنهاد میکنم اگه ایده جمع آوری امضا بدین شکل قراره و خوبه بعدها با موضوعات بسیار مهم و تاثیرگذاری -که البته محدودیت زمانی نداشته باشه- باز هم اجرا بشه سقف 22000 با مهلت 3 روزه رو بذارید به عنوان سقف نخست، بعد اگه سرعت رشد امضاها مناسب بود، فراخوان مستقلی بدید و سقفی دیگر مثلا 44000 امضا در 4روز رو تعیین کنید و از فعالان بخواید که ادامه این طرح رو هم پشتیبانی کنند و اگه بازم استقبال و سرعت رشد امضاها مناسب بود این چرخه رو تکرار کنید با افزایش به مثلا 66000 و 5روز … 88000 و 6 روز … 100000 و 7 روز و…
نکات:
* از اونجا گفتم سقف نخست 22000 باشه چون با توجه به تجربه 10000 تایی فعلی رقم قابل وصولیه و ذهنیت مردم نسبت بهش بد نیست و این ذهنیت رو ایجاد نمی کنه که یک کار نشده که باعث بشه هیچ کس انگیزه ای برای اجراش نداشته باشه
* این شیوه پلکانی بنظرم بسیار از نظر روانی مناسبه، چون سقف نخست که انشالله اگه پشتیبانی بشه براحتی قابل وصوله و سقفهای بعدی رو هم با توجه به سرعت رشد و استقبال و فراگیر شدن میشه امکان سنجی کرد و تبلیغات گسترده دنبالش رو گرفت یا پرونده اش رو بست (این باعث میشه که همه کسانی که مشارکت کردن در امضا، تبلیغات و … یک احساس یکدلی و همبستگی بسیار قوی بینشون ایجاد بشه و امید دوچندانی رو بهشون تزریق کنه، کما اینکه با این طرح چنین شد. چیزی به نام شکست و سرخوردگی رو هم میشود با انتخاب هوشمندانه سقف های بعدی و توقف به موقع طرح بلاموضوع کرد)
* یک مسئله بسیار کلیدی در اجرای مجدد چنین طرحی اینه که متن مورد امضا باید متنی باشه فراگیرنده تمام مردم معترض (حتی بنظرم آنچنان حقانیتش مستند و آشکار باشه که سایر مردم هم حداقل حرفی علیه حقانیتش نداشته باشند. چنانکه مثلا قسمتی که در طرح فعلی به مجازات بدون محاکمه پرداخته بود صد در صد دارای چنین ویژگی ای است). علاوه بر این بازتاب گسترده رسانه ای، گزارشهای پیوسته درباره روند انجام فعالیت های مرتبط با آن و تاثیرات عینی طرح هم بسیار در عملی شدن و تکرارش تاثیرگذاره که باید دنبالش بود (جدا از اینکه آنچنان باید بر اهمیت چنین همبستگی و اتحادهایی و آمار و ارقام اون در شرایط سرکوب فعلی اشاره بشه که تمام مشارکت کنندگان به اهمیت واقعی آن پی ببرند حتی اگر در ظاهر نتیجه عینی و عملی نداشته باشد. البته این اصلا نباید توجیهی شود برای بی توجهی به گرفتن نتایج عینی و عملی یا طرح موضوعاتی بدون سنجش تمام جوانب آن و …)
* طبیعتا در صورت آغاز چنین طرحی باید به امکان افزایش سقف امضاها و گام به گام و پلکانی بودن آن البته بدون اینکه حتی ذره ای سقف نخست تعیین شده را تحت الشعاع قرار دهد اشاره بشه
سلام برادر حسین….الله اکبر….شما صدای بزرگی خدا را اگر میشنویدید یاور مظلوم بودید و دشمن ظالم…..خدا بزرگه…..
سلام.من بخاطر امضا نامه به بانکی مون ایمیل ساختم.واولین کارم ارسال نامه بود.خوشحالم که مفید بود ومرا هم به دنیای مجازی راهی هست.