نامه 12 زندانی بند 350 اوین: دولت فریبکارانه فقر را پنهان میکند
چکیده :مسئولانی که به وظایف خود عمل نکرده اند پا به پای ستمگران و متجاوزان و بهره کشان عامل حذف اصلی ترین موهبت های بشری یعنی آزادی و کرامت انسانی بوده اند افزایش شمار متکدیان، کودکان خیابانی، معتادان و تن فروشان تیرهای تازه ای به قلب ما که در سینه در آرزوی بهروزی همگانی می طپد خنجر می زند. ما زندانیان سیاسی آماده ایم از همین جا تشکلی گسترده و مردم پایه را با حضور فعال و نافذ آسیب دیدگان و آسیب پذیران اجتماعی در چارچوب ضوابط پذیرفته شده برای یاری های انسانی و ریشه ای بنا کنیم....
12 زندانی بند 350 زندان اوین در نامه ای نوشته اند: آسیب اجتماعی ملی ما چیزی نیستند جز تبلور ساختار اجتماعی و اقتصادی ناعادلانه، سوء سیاست های دولتی، هدر رفتن تاسف بار منابع و بی اعتنایی به جان و حیثت و سلامت انسان ها.
به گزارش کلمه در بخشی دیگر از این نامه با تاکید بر اینکه ما از نکبت و فقر و محرومیت سخن می گوییم، آمده است: مسئولانی که به وظایف خود عمل نکرده اند پا به پای ستمگران و متجاوزان و بهره کشان عامل حذف اصلی ترین موهبت های بشری یعنی آزادی و کرامت انسانی بوده اند افزایش شمار متکدیان، کودکان خیابانی، معتادان و تن فروشان تیرهای تازه ای به قلب ما که در سینه در آرزوی بهروزی همگانی می طپد خنجر می زند. ما زندانیان سیاسی آماده ایم از همین جا تشکلی گسترده و مردم پایه را با حضور فعال و نافذ آسیب دیدگان و آسیب پذیران اجتماعی در چارچوب ضوابط پذیرفته شده برای یاری های انسانی و ریشه ای بنا کنیم.
عبدالفتاح سلطانی، فریبرز ریس دانا، سیامک قادری، محمد داوری، محمد سیف زاده، رضا شهابی، رضا انصاری راد، فریدون صیدی راد، سعید متین پور، مصطف نیلی، مهدی خدایی، سعید جلالی فر این نامه را امضا کرده اند.
متن کامل این نامه به گزارش کلمه به شرح زیر است:
محرومیت ها، مسائل و آسیب های اجتماعی، گرچه در همه جوامع امروز بشری وجود دارد و از مرزهای رنج و حقارت و خشونت فراتر هم رفته است و گرچه این بیماری های اجتماعی علیه حیثیت بشری روز به روز افزایش می یابند اما گستردگی و عمق فاجعه آفرینی آن در جوامع مختلف متفاوت است.
هرچه لجام گسیختگی قدرت اقتصادی به زیان بهزیستی همگانی، بیشتر و همراه با آن هر چه فقر و عقب ماندگی احتماعی فزونتر می شود، در پی آن ها آلام اجتماعی هم زیادتر می شوند. به هر حال تجربه سالیان دراز بشری و آزمون اجتماعی ما در کشورمان، ایران، به ما آموخته است که حاصل جمع کارکرد و ساختار دولت ها و نظام اجتماعی- اقتصادی می توانند مصیبت آسیب های اجتماعی را به آن سوی آستانه ای که حیات و امنیت اجتماعی را به طور جدی تهدید می کنند برسانند. دولت های عصر ما بی تردید باید در برابر مردم و نیازهای بشری ایشان پاسخگو باشد. ممکن است میزان عملی پاسخگویی بستگی به توان واقعی مالی و فرهنگی و مدیریتی جامعه داشته باشد و توقع از دولت ها را محدود کند، اما هرگز این خواست انسانی را که دولت ها باید پاسخگو باشند را نقض نمی کند.
ضرورت پاسخگویی دولت ها به نیازهای ایمنی و رفاه و سلامت اجتماعی آنگاه بسیار جدی تر می شود که دریابیم سیاست ها و سمت گیری های دولت، خودشان پدید آورنده مسائل، محرومیت ها و آسیب های اجتماعی بوده اند. دولت هایی که منابع مالی کافی، نیروی نظامی و انتظامی بسیار قوی دارند و ادعای ثبات و قدرت می کنند در سایه نظارت و تسلط آن ها بخش کوچکی از جامعه شامل قدرت مداران اقتصادی و وابستگان حکومت، به ثروت های باد آورده دست یافته اند و مدام ثروت های مردمی و ملی را تصاحب و به خارج روانه می کنند، به هیچ عنوان نمی توانند در مقابل فقر و فساد و له شدگی انسان های محروم دست خود را بشویند. آن ها نه تنها مسئول بلکه عامل پیدایی بدبختی ها و حرمان های اجتماعی اند. ابتدایی ترین حق، و حتی تکلیف مردم، اعتراض نسبت به این نابسامانی ها و سیاست های پدید آورنده آن است.
تکدی گری، کودکان خیابانی و زنان تن فروش، که معمولا آمیزه های دهشتناک از بزهکاری و اعتیاد به مواد مخدر را نیز در خود جمع می آورند، از اصلی ترین عارضه های بیماری اجتماعی اند. در میهن ما، شوربختانه، این عارضه های شایع و خطر آفرین به تهدید جدی سلامت و ایمنی فردی و اجتماعی تبدیل شده اند. این ها به اضافه مصرف و تجارت مواد مخدر میلیون ها نفر را به کام مرگ و فرومایگی کشانده اند.
این ها جنبه هایی از آسیب اجتماعی ملی ما هستند که خود چیزی نیستند جز تبلور ساختار اجتماعی و اقتصادی ناعادلانه، سوء سیاست های دولتی، هدر رفتن تاسف بار منابع و بی اعتنایی به جان و حیثت و سلامت انسان ها. ما از نکبت و فقر و محرومیت سخن می گوییم، اما برای آن که واقعیت نادیده گرفته شدن حیات انسان را دریابیم فقط کافی است توجه کنیم که وقوع زلزله بر بنیاد فقر و ناامنی خانه های مردم در آذربایجان جان صدها و سلامت هزاران و خانه و کاشانه ده ها هزاری را گرفت. در تعطیلات سه روزه اخیر، بنا به آمارهای رسمی، فقط 130 نفر در جاده ها جان باخته اند و این به جز زخمی و معلول شدگان چندهزار نفری و خسارت های مالی و فشار بر بنیه ی خانوارهای با توان است.
ما از نکبت و فقر و محرومیت می گوییم پس بگذارید یاد آورر شویم که برآوردها در مورد شمار معتادان کشور از 2 میلیون تا 5 میلیون نفر حکایت دارند.این ها جوان ها و امیدهای آینده ما هستند که خاکستر می شوند و برباد می روند.
نتایج بررسی های کارشناسان و پژوهشگران می گوید بین 500 تا 800 هزار کودک کار و خیابان در ایران با مشقت و ناکامی و فقر زندگی می کنند. این گل های معصوم در سرزمینی که سالانه تا 100 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است و در همانجا که فرزندان اقلیتی محدود و مرفه در ناز و نعمت به سر می برند و از گل نازک تر به پایشان نمی رود ، پای برهنه در داغی تابستان و یخبندان زمستان و با انواع وسائل عادی و یا غیر عادی و گاه بی شرمانه، برای امرار معاش در خیابان ها ویلانند.
بررسی ها از حضور ده ها هزاری و حتی چند صد هزاری از زنان خیابانی و زنانی تلفنی و ساکن در خانه های خاص حکاست دارد که عمدتا از شدت فقر و محرومیت حاد به این حرفه ضد اجتماعی و ضد حیثت انسانی پناه می برند. آن ها چند سالی پس از آغاز کار حرفه ای در منجلاب فقر و اعتیاد و ناامنی و خشونت های بدنی و رفتاری وحشیانه گرفتار می آیند.
متکدیان بی تردید زاده فقر و بیکاری در جامعه ای هستند که می تواند به ثروت اندوزی کلان و هزینه های نا لازم دولتی فرصت بدهد اما نمی خواهد از طریق دولت خدمات حمایتی و رفاهی و تامین شغل برای همگان را که دستور موکد قانون اساسی است، ارائه کند. در برنامه های رسانه ها به عوض پرداختن به ریشه های این درد و درمان جویی و جمع آوری نظرهای مستقل و آزاد کارشناسان و فعالان اجتماعی خبره و بی طرف مدام تبلیغ می کنند که متکدیان همه اشان فریبکارند و هر کدامشان را از اعضای باندهای منحرفی می دانند که از بیخ و بن برای خجالت زده کردن جامعه و بردن آبروی نظام به میدان ها فرستاده شده اند.
هما این کارها و ظاهر سازی ها فقط برای آن نیست که دولت از مسئولیت خود و بی کفایتی در تامین سلامت امنیت اجتماعی بگریزد، این کارها همچنین برای آن است که فرصت فراهم آید تا ثروت اندوزان در زیر سایه وجدان به خواب فرو برده شده جامعه به کار خود در خارج کردن ارزش های آفریده شده مردم، به ویژه کارگران و خرده پاها و کم بضاعت ها، از دستشان ادامه دهند و حاصل را به خارج بفرستند و از نظرها پنهان بمانند. دستگیری گاه به گاه و عملیات نمایشی در مورد چند تنی از مفسدان که باید قربانی شوند تا اعتراض ها مفری نیابد، چیزی از واقعیت بی عدالتی و فساد که زاینده فقر و تن فروشی و اعتیاد است نمی کاهد. راستی چه کسانی ریاکارند؟ متکدیان و تن فروشان و قربانیان مواد مخدر و یا مسئولان این مصائب اجتماعی که برای پوشاندن اثر کار خود به جهل نوین دامن می زنند؟ چه کسانی ریاکارند، له شدگان و نفرین شدگان و داغ نکبت خوردگان یا صاحبان نیرنگ باز زر و زور و تزویر که با بخشی از منابع در اختیار آنها و با تغییر در ساخت قدرت آن ها می توان مبارزه واقعی و ریشه ای و ثمربخش را به انجام رسانید؟
بدترین و وهن آورترین اقدام و تصمیم سیاسی دولت در مقابل مصائبی که باید پاسخگوی آن باشد، کار اخیر آن در پاکسازی خیابان ها به هنگام حضور روسا و نمایندگان در اجلاس غیر متعهد هاست. دولت تصمیم گرفته است کودکان خیابانی، زنان تن فروش، متکدیان و معتادان قابل تشخیص و خلاصه خیابان نشین ها را جمع آوری کند. این کار اگر برای بیمه کردن چهره میهمانان دربرابر تکدر ناشی از مشاهده این آسیب هاست هم بی ثمر است هم ریاکارانه زیرا شمار زیادی از آن ها در سرزمین خود با این مصیبت ها روبه رویند و تقریبا همه هم می دانند واقعیت در جامعه میزبان چیست. این کار اگر برای نشان دادن چهره ای خوش از جامعه ایرانی است، بی ثمر است و نیرنگ بازانه زیرا خبر این اقدام پیشاپیش در همه جا طنین انداخته است. این کار اگر برای حفظ امنیت خانم ها و آقایان میهمان است، کاری بیهوده است و ظاهر سازانه زیرا قربانیان فقر و نکبت هرگز در میان تروریست ها و برهم زنندگان نظم جای نداشته اند، برعکس این عاملان بدبختی آنانند که مدام به سرکوب دیگران و وحشت آفرینی مشغولند.
ما روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و فعالان اجتماعی و کارگری که هر یک به دلیل احساس مسئولیت و اقدام مشروع و قانونی و به حق در برابر ستم ها و محرومیت هایی که حیات اجتماعی ما را تهدید می کند به بند 350 سیاسی زندان اوین آورده شده ایم، ما که خود را بیش از هر چیز آزادیخواه می دانیم و به حضور و رشد آسیب دیدگان اجتماعی در جامعه خود اعتراض داریم. فقر و محرومیت، دشمن آزادی فردی و اجتماعی بوده است. مسئولانی که به وظایف خود عمل نکرده اند پا به پای ستمگران و متجاوزان و بهره کشان عامل حذف اصلی ترین موهبت های بشری یعنی آزادی و کرامت انسانی بوده اند افزایش شمار متکدیان، کودکان خیابانی، معتادان و تن فروشان تیرهای تازه ای به قلب ما که در سینه در آرزوی بهروزی همگانی می طپد خنجر می زند. ما زندانیان سیاسی آماده ایم از همین جا تشکلی گسترده و مردم پایه را با حضور فعال و نافذ آسیب دیدگان و آسیب پذیران اجتماعی در چارچوب ضوابط پذیرفته شده برای یاری های انسانی و ریشه ای بنا کنیم.
ما می توانیم با بکارگیری توان و افزایش آگاهی ها برای ستیز علیه جهل و فقر ومحرومیت و یاری رسانی به قربانیان بلایای اجتماعی اقدام کنیم. انگیزه های اصلی ما نگرانی برای هستی جامعه مان است. ما با تمام وجود خواهان نجات قربانیان جامعه هستیم و کسانی را که آن ها را مزاحم و مخل خوشی و قدرت ورزی خود می دانند محکوم می کنیم.
ما این آخرین اقدام دولت برای خیابان آرایی ظاهر سازانه را زشت و خشن و ریاکارانه تشخیص می دهیم. این بزک کردن خیابان، آن هم به قیمت فشار بیشتر بر قربانیان فقر و جهل و خودکامگی و نامعلوم بودن سرنوشت بعدی آنان پس از پایان اجلاس و میهمانی ، دل همه ما را به درد آورده است.
این گونه پاکسازی هیچ کمکی به آسیب دیدگان جامعه ما نمی کند بلکه نگران کننده و تشدید کننده فلاکت است.
این دارندگان داغ اجتماعی بزه و آسیب بر پیشانی، هم نوع، هم میهن و فرزندان و خویشان ما هستند. ما سخت نگران کودکان و نوجوانان فلاکت زده ایم. واقعا اجلاس غیر متعهدها به چه چیز تعهدی ندارد؟ به تلخکامی و سرنوشت تیره بشر؟
امضا کنندگان:
عبدالفتاح سلطانی، فریبرز ریس دانا، سیامک قادری، محمد داوری، محمد سیف زاده، رضا شهابی، رضا انصاری راد، فریدون صیدی راد، سعید متین پور، مصطف نیلی، مهدی خدایی، سعید جلالی فر
بند 350 زندان اوین
شهریور 91














نامه ی بسیار تاثیرگذاریست و نشان دهنده عمق بینش اجتماعی این زندانیان سیاسی است.
**********************^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^*********************
مسئولانی که به وظایف خود عمل نکرده اند پا به پای ستمگران و متجاوزان و بهره کشان عامل حذف اصلی ترین موهبت های بشری یعنی آزادی و کرامت انسانی بوده اند
افزایش شمار متکدیان، کودکان خیابانی، معتادان و تن فروشان تیرهای تازه ای به قلب ما که در سینه در آرزوی بهروزی همگانی می طپد خنجر می زند.
ما زندانیان سیاسی آماده ایم از همین جا تشکلی گسترده و مردم پایه را با حضور فعال و نافذ آسیب دیدگان و آسیب پذیران اجتماعی در چارچوب ضوابط پذیرفته شده برای یاری های انسانی و ریشه ای بنا کنیم.
We, Iranians outside of Iran would be more than happy to assist you in any way we can
Freedom & Democracy in Iran is- or ought to be – the Main Aspiration of All of Us from Iranian Lineage
با سلام بر دوستان در بندم..پیامتان بسیار روشن گرانه بود..امروز وقتی ما از پشت میله های زندان این رژیم فاسد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی را رسوا می کنیم ..پس ببینید او در بیرون و در میان چشمهای ما که پشت میله های بزرگتری هستیم چقدر سخیف و بدبخت است. .دوستان خوبم ..امروز آنچه در خیابانهای تهران می گذرد چیزی جز خشم و کینه مردمی نسبت به دژخیمانی مسلح نیست..دژخیمانی که در برابر چند کشور غیر متعهد!!! دلبری می کند و در برابر مردم خودش چنگ و دندان نشان می دهد..از پارک وی که بالا می روی حالت از این همه پررویی و وقحات به هم می خورد..همه خیابانهای تهران..امروز شاهد این خشم و کینه مردمی است که با تحقیر به آنان می نگرند..عجبا که وعده خداوند چقدر راست است..دو بی آبرویی برای این نظام فاسد..خداوند یک بار در زلزله آذربایجان آنها را امتحان کرد..یکبار هم در این برگزاری اجلاس سیاستمداران غیرمتعهد!!!..در هر دو آزمون برنده مردم بودند..چون ما بر خیر هستیم و آنها بر شر هستند…روزی بسیار نزدیک خواهد آمد و ما شما را در آغوش خواهیم گرفت… روز پیروزی نزدیک است..به امید دیدار…
انشاء الله در اجلاس هفدهم ..رئیس جمهور ملی و مردمی ما که با رأی ما انتخاب شده باشد در این اجلاس شرکت خواهد کرد..این آرزویی دست نیافتنی نیست..آن هنگام ملتهای دربندی که سران غیرمتعهدشان که بویی از داد و انسانیت نبرده اند از رئیس جمهور ما خواهند خواست که با روسای آنها گفتگو کنند و حق ملت را یادآوری کنند..مطمئنا ریس جمهور ملی ما آن روز در اجلاس به سران غیر متعهد یادآوری خواهد کرد که شما چند سال پیش در تهران بودید و آن هنگام در حالی که از شما پذیرایی های آن چنانی شد ..مردم ما به خشم و کینه به رژیمی که برای شما دلبری می کرد نگاه می کردند..به آنها یادآوری خواهد کرد که شما برای عزیزان ما که آن روز در بند بودند چه کردید..شما که فقط نیامده بودید تا از سیاستهای استعماری سخن بگویید..خواهد گفت وقتی ما می توانیم از «استقلال» سخن بگوییم که «آزادی» را برای مردم خودمان مهیا کرده باشیم..وقتی می توانیم از «صلح » میان ملت ها سخن بگوییم که با مردم خود به «صلح » رفتار کرده باشیم..وقتی می توانیم از «عدالت جهانی» سخن بگوییم که با ملت فقیر و بی پناه خود به «داد» رفتار کرده باشیم…وقتی می توانیم از حقوق خود سخن بگوییم که حق مردم خود را رعایت کرده باشیم…در غیر این صورت همه این شعارها..چیزی جز کلیاتی فریبکارانه نیست چیزی که سران غیر متعهد!! ایران در چند سال پیش بودند..آن روز رئیس جمهور ملی ما به آن سران غیر متعهد گوش زد خواهد کرد راستی شما آن روز که در تهران بودید برای عدالت و آزادی، در میان مردمی که صدها نامه به شما نوشتند چه کردید؟؟ آیا حرفی از میرحسین و کروبی و بسیاری از فرزندان این ملت که ناعادلانه در زندانهای دژخیمان بودند زدید؟ یا فقط در هتلهای مجلل و در خانه های میلیاردی زعفرانیه خوردید و خوابیدید و برای آزادی وعدالت شعارهای کلی دادید..آن روز رئیس جمهور ملی ما اگر ببیند مردم میزبان اجلاس مانند مردم ما فقیر و بی پناه هستنداز حق آن مردم در آن اجلاس دفاع خواهد کرد..و به جای آنکه در آن خانه های مجلل پا بگذارد تا مردم کشور میزبان به او نیز با تحقیر نگاه کنند ..خانه ای ساده طلب خواهد کرد..آن روز نزدیک است..درود بر آزادی..درود بر جمهوری ..درود بر استقلال..درود بر ایران..مرگ بر هیچکس.
lملت ما در برابر شخصیت های با ایمان ، نستوه و موقع شناس ام در بندسلطای جائر سر تعظیم فرود می آورد. و از خدای متعال درخواست ازادی و سربلندی و پاداش در خور برای این عزیزان با غیرت و فرهیختا را دارد. سلام بر شما.
درود بر این آزادگان شرافتمند که بدون هیچ گناهی وتنها به سبب واگویی بلایا ومصیبت هایی که بر این ملت ستمدیده رفته است در بند اقتدارگرایانی که به جز جهل – جور- قساوت و کینه توزی از صفات انسانی بی بهره اند گرفتار آمده اند ولی چه باک که آنها وسایر زندانیان سیاسی در قلب ملت جادارند.وسیعلموالذین ظلمو ین قلبو منقلبون.زنده باد میر حسین عزیز رییس جمهور منتخب ملت ایران .
آفای موسوی دوست عزیز من از طرفدارای شما بودم
شما نباید کشورتو به امریکایی ها و انگلیس و اسراییل میفروختی اگه این کارو نمیکردی ما حقمونو از این رییس جمهور عوضی میگرفتیم
امیدوارم دوستانتون این مطلبو به گوشتون برسونند
این مطلب رو کامنت گذتر عزیزی بنام علیرضا در سایت اقای خزعلی گذتشت دلم نیاند خوانندگان کلمه از خواندنش و بازی یک بام و دو هوای رهبر معظم انقلاببی بهره بمونند
واکنش مقام معظم رهبری نسبت به اوضاع اقتصادی-معیشت که نیست دین هم نیست
۵ شهریور ۱۳۹۱
ارسالی از کاسپین
نسبت به اوضاع اقتصادی و گران شدن قیمت گوشت و مرغ
در دیدار با نمایندگان مجلس ایشان فرموند :
« معیشت که نیست دین هم نیست » ، ایشان در حالیکه بسیار غصه دار بودن نسبت به شرمندگی پدر یک خانواده در ناتوانی اش برای تامین امرار معاش زندگی فرمودن : « کدام نقض کرامت انسانى بالاتر از این که انسانى، رئیس عائلهاى، پدر خانواده اى، در جامعه اى که در آن همه چیز هم هست، نتواند اوّلویات زندگى فرزندان خودش را تأمین کند؟! کدام تحقیر از این بالاتر است؟! »
« یک وقت در جامعه گوشت و میوه نیست، من و شما هم نمى خوریم؛ یک وقت در جامعه امکانات رفاهى نیست، من و شما هم استفاده نمى کنیم؛ یک وقت ایام عید که مى شود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمى کنند. در این حالت کسى احساس سرشکستگى نمى کند – البلیة اذا عمت طابت – اما وقتى همه چیز هست، وقتى کسانى در جامعه با استفاده از فرصتهاى نامشروع توانسته اند براى خودشان آلاف و الوف و زندگیهاى تجمّلى فراهم کنند، وقتى طبقاتى در جامعه هستند که برایشان پول خرج کردن هیچ اهمیتى ندارد، جمع کثیرى از مردم که در بین آنها رزمندگان و عناصر نظامى و کارمندان دولت و معلمان و روستاییان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنیر بچه هایشان را فراهم کنند، کدام شکستن شخصیّت و شرف انسانى از این بالاتر است؟! شما مى خواهید جواب چه کسى را بدهید؟ شما مى خواهید دل چه کسى را خوش کنید؟ شما مى خواهید چه کسى از شما راضى باشد؟»
منبع: جهان نیوز
http://www.jahannews.com/vdcgyz9xwak9wx4.rpra.html
حتما شما هم تعجب کردین نه؟
این سخنرانی ها برای ۱۳سال پیشه، زمان دولت خاتمی و نمایندگان مجلس ششم، زمانی که گوشت قیمتش ۲ هزار تومن بود
اللهم فک کل اسیر
با درود بر همه زندانیان سیاسی که قهرمانا نه دارند هزینه پرداخت می کنند .از نظر خامنه ای کش ندان و پنهان کاری و فریب کاری ودروغ وسرکوب
برای اسلام خوب است .به عبارتی مانند مجا هدین و مارکسیت ها هدف وسیله را توجیه می کند
درود بر زنداني سياسيي كه به خاطر دفاع از حقوق ما كوفيان بر خود رنج حبس و شكنجه هموار كردند و در اين راه همچون دماوند استوارند براين سرافرازي سربلند به اميد بيداري ايراني به اميد روزي كه ديگه بهار عربي براي ما يه آرزو نباشه به اميد روزي كه از ملت سربلند سوريه ” مصر ” تونس درس مقاومت و مبارزه تا رفع ظلم و سقوط ديكتاتوري و بعد از اون برقراري دمكراسي ياد گرفته باشيم .
خانه از پای بست ویران است ……… خواجه در فکر نقش ایوان است
زمانی که همین آقایانی که امروز از زندانها ندای حق طلبی سر می دهند در پستهای مدیریتی این کشور بودند وضعیت مردم ایده آل بود؟؟ نه پدر جان ، فقط اندکی با امروز تفاوت داشت . مشکل ما باید از ریشه حل شود . باید اساس کار درست شود ، دیوار از بنیان کج چیده شده پس باید بنبانها را اصلاح کرد . مردم ما اگر خود را تغییر ندهند و اگر مبنای تفکر و باورها و اعتقاداتمان را از آنچه قرنها پیش با زور شمشیر به ما تحمیل شده دگرگون نکنیم ، کارخانه دیکتاتور سازی ما همچنان به تولید خود ادامه خواهد داد .
مگر اینکه اجلاس باشه یکی به داد این بیچاره ها برسه .. اسم خودشون رو هم گذاشتن مسلمان بزنه تو کمرتون
“””آفای موسوی دوست عزیز من از طرفدارای شما بودم
شما نباید کشورتو به امریکایی ها و انگلیس و اسراییل میفروختی اگه این کارو نمیکردی ما حقمونو از این رییس جمهور عوضی میگرفتیم
امیدوارم دوستانتون این مطلبو به گوشتون برسونند”””
شما ساندیستو بخور !!! شما تو عمرت طرفدار موسوی نبودی مزدور 7 تومنی !!
خیلی با ریشه بود این مطلب واقعا جای تاسف است که در بندان ما چنین مغزه روشنی دارند و مسئولان مملکت که صاحب مقام و قدرتند اندازه بزغاله ( به قول خودشون ) شعور سیاسی و دینی ندارند پس دقیقا با این عزیزان موافقم دوستان عزیز چشمان خود را باز کنید و ببینید که دور و بر ما چه در جریان است مردم و جوانان همگی در حال تباه شدن هستند پس اگر بگویید به شما چه در اتش دوزخ خواهید سوخت نباید بی تفاوت بود خدا کریم است به فکر باشید و بی خیال عبور نکنید گناه کبیره است به فکر همسایه و اطرافیان نیز باشید مسئولیت بر گردن همه به یک حد است نگذاریم این دشمنان ایران جوانان ما را به لجن بکشند .