کمک انجمن نویسندگان کودک و نوجوان به مناطق زلزله زده آذربایجان
چکیده :انجمن نویسندگان كودك و نوجوان با یاری اعضای خود اولین محموله كالا را برای كمك به زلزلهزدگان آذربایجان شرقی ارسال كرده و درحال حاضر مشغول امادهسازی محمولهی دوم این كمكها است....
انجمن نویسندگان كودك و نوجوان با یاری اعضای خود اولین محموله كالا را برای كمك به زلزلهزدگان آذربایجان شرقی ارسال كرده و درحال حاضر مشغول امادهسازی محمولهی دوم این كمكها است.
به گزارش ایلنا، محسن هجری، دبیر انجمن نویسندگان كودك و نوجوان دربارهی كمكهای این انجمن به آسیب دیدهگان زلزلهی اخیر آذربایجان شرقی گفت: به دنبال بیانیهی این انجمن در مورد زلزلهی آذربایجان، دبیرخانهی انجمن فراخوانی خطاب به اعضا و دوستان انجمن داد و از آنها درخواست كرد كمكهای مالی خود را برای اهدا به آسیب دیدهگان زلزله، به این انجمن هدیه كنند.
وی در مورد علت تاكید بر نقدی بودن كمكها گفت: با توجه به تجربهای كه از زلزلهی بم داشتیم، میدانستیم كه اگر قرار است كالایی برای كمك فرستاده شود، بهتر است به صورت نو باشد. با توجه به این مساله، كمكهای مالی امكان تهیه كالاهای نو را با توجه به اولویتها و نیازهای آسیب دیدهگان را ایجاد میكند.
هجری ادامه داد: به هر حال اعضا و دوستان انجمن نویسندگان كودك و نوجوان همكاری مناسبی به خرج دادند. بسیاری از بازاریها و فروشندگان كالا هم، وقتی از جریان خریدها برای كمك به آسیب دیدهگان مطلع میشدند، با دادن تخفیف و كمكهای دیگر، همكاری مناسبی را با ما به عمل آوردند.
دبیر انجمن نویسندگان كودك و نوجوان به ارسال نخستین محمولهی كمكهای این انجمن در هفتهی گذشته اشاره كرد و گفت: درحال حاضر سرگرم جمعآوری بخش دوم كمكها هستیم. با توجه به نزدیك بودن فصل سرما و مشكلات ناشی از آن، این محموله بیشتر شامل پوشاك زمستانی است. در كنار این محموله، دبیرخانه در فراخوانی مستقل، از اعضا و دوستان انجمن برای جمعاوری كتابهای گروه سنی كودك و نوجوان دعوت به عمل آورده است.
وی افزود: با گذشت تنها چند روز از این فراخوان، نزدیك به 3 هزار جلد كتاب جمعآوری شده است. این فراخوان همچنان ادامه دارد و البته به اتمام هم نمیرسد؛ زیرا نیاز مناطق آسیب دیده به خصوص در حوزهی فرهنگی، نیازی طولانی مدت است و ما هم نمیخواهیم درگیر مسائل احساسی بشویم و كمكهایمان صرفآ در كوتاه مدت باشد تا جنبهی سوار شدن بر موج احساسات پیدا كند.
هجری در مورد زمان ارسال محمولهی كتابها گفت: درحال حاضر چیزی نزدیك به 300 روستا آسیب دیده است و اگر در هر كدام از این روستاها 100 كودك و نوجوان آسیب دیده وجود داشته باشند، حداقل به 30 هزار جلد كتاب برای اهدا به همهی آنها نیاز داریم. ما از نویسندگان و ناشران درخواست كردیم و میكنیم كه در این اقدام با ما همكاری داشته باشند و بسیاری هم تاكنون به ما وعدهی كمك در این زمینه را دادهاند. در كنار این انجمن، انجمنها و نهادهای دیگری هم هستند كه مشغول جمعآوری كمك هستند كه ما از فعالیت آنها هم استقبال میكنیم. در مسائل و كارهای خیر، انجام كارهای موازی و رقابت با یكدیگر بسیار خوب است و هر چه بیشتر شود بهتر است. به هر حال امیدواریم با كمكهایی كه به ما و سایر نهادها میشود، خیلی زود شرایط اهدا كمكهای فرهنگی به اسیب دیدهگان فراهم بشود.
دبیر انجمن نویسندگان كودك و نوجوان در پایان گفت: تعدادی از نویسندگان و اعضای انجمن در روزهای گذشته به مناطق زلزله زده رفتهاند. گام بعدی ما، حضور تعداد بیشتری از نویسندگان كودك و نوجوان و در قالبی سازمانیافتهتر توسط انجمن نویسندگان كودك و نوجوان، در مناطق زلزلهزده است تا با بچههای آسیب دیده از نزدیك دیدار داشته باشند. این اقدام همزمان با ارسال محمولهی دوم كمكهای انجمن (شامل كتاب، اسباببازی و پوشاك) انجام خواهد شد.














سایت کلمه خواهشمندیم اخبار مربوط به امدادگران داوطلب را خوب منعکس کنید آنها از جمله جوانهایی هستند که هر گاه کشور نیاز به کمک و کار داشت پیشگام شده اند.
پول نان ما
صدیقه وسمقی
این پول نان ماست،که در ویرانه های دمشق در کنار آرزوهای گزاف یک قمارباز، دفن می شود
زنی در خیابان
به یک قرص نان
خود را می فروشد
آن سوترک مردی
گرده نانی را
از دست عابری می رباید
ما گرسنه
در کوچه های غربت این شهر
پرسه می زنیم
و می دانیم
که دست های کثیفی
نان ما را
از سفره های مان ربوده است
این پول نان ماست ،
که در هزار توی دالان های پنهان
کیک زرد می شود
برای تزیین بساط بیداد !
پول نان ما ،
موشک هائی است
که به اسرائیل می رسد
زود تر از آنکه
آب و نان ،
به ” ورزقان ” و “اهر” برسد !
نگاه کن !
این پوکه های گلوله
این لاشه های تانک ،
پول نان ماست ،
که در خیابان های حمص ریخته است !
این پول نان ماست ،
که در ویرانه های دمشق
در کنار آرزوهای گزاف یک قمارباز
دفن می شود
این پول نان ماست
که در کوچه های حلب
پیش چشم جنازه ها
برای یک بازنده هزینه می شود
– بازنده ای که قبل از بازی باخته بود ! –
پول نان ما ،
بذر های دروغ و فساد است
که بر زمین پاشیده می شود
تا شاید برزگری خام اندیش
آرزوهای پوچ خود را
از آن درو کند
پول نان ما ،
هیزم هائیست که در هر سو
آتش می افروزد
و در آتش می سوزد
پول نان ما ،
تفنگ هائیست
که هدف های اشتباه را نشانه گرفته است
پول نان ما ،
پایگاه اتمی بوشهر است
که غبار یک عمر سفاهت حاکمان
بر آن نشسته است
پول نان ما ،
باج هایی است
که در جیب های چین و روسیه
ورم کرده است !
پول نان ما ،
مزد سردارانی است
که سرها را به دار می کنند
و لب ها را می دوزند ،
تا گرسنگان نفهمند گرسنگی تقصیر کیست !
پول نان ما ،
منبری است
که واعظی ابله بر آن نشسته است
و به ما می آموزد ،
گرسنگی تقصیر خداوند است
گرسنگی ،
بشارت ظهور یک منجی است !
و ما می دانیم
این تقصیر ماست
که ابلهی بر منبر نشسته است
این تقصیر ماست
که خیره سری بر مسند نشسته است
ما می دانیم ،
محصول بذرهای دروغ و تزویر
و خارهای ترس و سکوت
جز قحطی نیست
پول نان ما را قماربازان ،
در قمارخانه های سیاست و قدرت
باخته اند
اکنون
ما مانده ایم و فرزندانی ،
با آرزو های سبز و جوان
و خانه ای با تیرک نازک
آنقدر نازک
که به لرزیدنی فرو می ریزد
و ما زنده ،
زیر آوارهای آن می مانیم
هان !
فردا که از خواب برخیزیم ،
ما را
و فرزندان ما را
و خانه ما را نیز
باخته اند !